الهي نامه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٣
الهى چه فكرهايى مى كردم و به دنبال اين و آن ميرفتم و اين در و آن در مى زدم و موفق نمى شدم و خدا خدا مى كردم كه چرا موفق نمى شوم , بار خدايا شكرت كه جوابم را ندادى و چه نكوشد كه نشد و گرنه حسن نمى شدم , تسليم توام حكم آنچه تو فرمايى لطف آنچه تو انديشى .
الهى ندانسته از تو قرار مى خواستم اينك دانسته از تو بى قرارى مى خواهم كه مظهر يا من كل يوم هو فى شأنم .
الهى خوش آن منعم كه مظهر هو يطعم و لا يطعم است .
الهى جايى كه محمد بن عبدالله انسان كامل صاحب مقام محمود خاتم انبياء ما عرفتك حق معرفتك و ما عبدتك حق عبادتك گويد حسن بن عبدالله انسان نماى جاهل بايد ما عبدتك و ما عرفتك گويد .
الهى توانگران به آزاد كردن بندگان رستگارند اين تهيدست را به بنده كردن آزادان سرفراز فرما .
الهى پنهانى و دزدكى مى گريم تا نامحرمان به حرم