الهي نامه

الهي نامه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٢

الهى از گناه اين و آن رنج مى برم كه از چون تويى روى گردانيدند .

الهى از دردم خرسندم كه درمانش تويى .

الهى شيدايى جانان را با حور و غلمان چه كار .

الهى شكرت كه تا كنون خواننده بودم و اينك گوينده .

الهى اين بى تميز با اينكه عمرى در نحو و صرف صرف كرده است هنوز تميز بين منادى و منادى و مشتق و مشتق منه را نگذاشته است .

الهى ادراك حرمان مى كنم شكرت كه بدردم رسيدم كه طبيب طالب دردمند است .

الهى عمرى اهل شهرى را به سوى تو خواندم كه اگر خودم عامل يك صدهزارم آنچه گفتمى بودمى از ملك برتر شدمى ولى يا من اظهر الجميل و ستر القبيح يك شهر به حسن حسن ظن دارند و حسن به تو وى را در رستاخيز رسوا مكن و از چشم آنان دورش بدار كه از روى