طرح کلي انديشه اسلامي در قرآن - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٥٠ -           ١١ توحيد و نفى طبقات اجتماعى
١١ توحيد و نفى طبقات اجتماعى
برخورداريهاى متفاوت و متمايز اجتماعى و وجود طبقات ممتاز در كنار طبقات مردم , ستم بزرگ تاريخ بشرى است . زيربناى اعتقادى اين وضع ظالمانه گاه باينصورت كه[ : ( خدايان مختلف كه آفرينش و تدبير طبقات مختلف را در دست دارند هر طبقه ئى را با مزايا و حقوقى خاص پديد آورده اند] ( و گاه باينصورت كه : خداى واحد , گروهى از بشر را با مزايائى در خلقت و طبيعت آفريده و آنان را از ويژگيهاى حقوقى برخوردار ساخته است] ( و گاه بصورتهاى ديگر , در عقيده ء اجتماعات بشرى وجود داشته است . و بنابراين اساس برخوردارى هاى اختصاصى طبقات بالا , موهبتى طبيعى و محروميت هاى طبقات پائين نيز ضرورتى فطرى قلمداد گرديده است .
عقيده بتوحيد , علاوه بر آنكه همه را مخلوق و بنده ء يك خدا مى داند , با آموزشها و معارف ديگرى و همه زائيده از توحيد نيز ريشه هاى اختلاف طبقاتى را از ذهن انسانها و از واقعيت و متن اجتماع , بيرون مى كشد . گوشه يى از اين آموزشها كه در آيات زير نشان آن نمايان است , بدينقرار است :
١ خالق و معبود و مدبر امور همگان خدا است .
٢ همه از اصل و ريشه ء مادى واحدى آفريده شده اند .
٣ هيچكس در آفرينش , از مزيتى كه منشاء برخورداريهاى حقوقى باشد , بهره مند نيست .
٤ همه ء مزيت ها در اختيار همگان و وابسته به تلاشهاى مداوم و كوششها و مجاهدت هاى خود آدمى است .
٥ همه ء جهان از آن او است و آدميان همه فقيران درگاه اويند . و و و . . .