حديث بي کم و بيش (شرح گلشن راز شيخ محمود شبستري ) - محمدی باغملائی، محمدکاظم - الصفحة ٢٦ - عارف كيست و شناساى چيست؟
اندلسى در قرن هفتم هجرى در دعايى چنين مى خواند: «وادخلنى فى طمطام بحر وحدانيتك» خدايا مرا به به عمق درياى يكتايى نامتناهى ات وارد كن»[١]
منازل و مقامات عرفان
سالك و عارف براى رسيدن به مقام وحدت كه مقصد نهايى اوست منازلى را بايد طى طريق نمايد تا به وصال دوست نايل گردد.
«ابونصر سرّاج»[٢] در كتاب «اللمّع»[٣]، از اين مقامات نام مى برد: توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توكل، رضا.
شيخ فريدالدين عطار نيشابورى در منظومه منطق الطير معتقد است كه سالك بايد از هفت وادى: طلب، عشق، معرفت، استغناء، توحيد، حيرت، فقر و فنا بگذرد تا به مقام كشف و شهود دست يافته و به ديدار حق توفيق يابد.
عارف كيست و شناساى چيست؟
«عارف در لغت به معنى شناسنده و در اصطلاح كسى است كه حضرت الهى او را به مرتبه شهود و اسماء و صفات خود رسانيده باشد»[٤]
عارف در حقيقت انسان وارسته و كاملى است كه خود را شناخته و بعد از تزكيه و
[١] رك: مقاله «اصالت عرفان اسلامى»، مارتين لينگز، ترجمه فروزان راسخى، روزنامه اطلاعات، شماره٢١٦٨٤، شنبه ٩ مرداد ١٣٧٨، ص١١
[٢] يكى از عرفاى اسلامى كه مشهور به «طاووس الفقرا» است و در علم طريقت و حقيقت، داراى تصانيف است.مسكن او توس بوده و خاكش آنجاست.
[٣] كتابى است در مقامات صوفيه با شرح مبانى تصوف كه در قرن چهارم هجرى توسط ابونصر سرّاج توسى به عربى نگاشته شده است.
[٤] فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبيرات عرفانى، ص٣٢٤