حديث بي کم و بيش (شرح گلشن راز شيخ محمود شبستري ) - محمدی باغملائی، محمدکاظم - الصفحة ٢٤ - بخش اول - مقدمه
است و حامل بار امانت الهى است، امّا هيچگاه از لغزشها و آمال و اميال مادّى و دنيوى مصون نبوده و نخواهد بود.
با اين همه، هم اوست كه در چرخه آفرينش، هدف اصلى خلقت و بازيگر نقش اوّل حيات است و هادى و مقتداى قوم خود.
البته در يك فرآيند كلّى انسان اين اعجوبه خلقت با همه فرود و فرازهايى كه در دوره حيات مادّى دارد عاقبت الامر به مقامى مى رسد كه شايسته خطاب ربّ العالمين قرار مى گيرد و با رامش نفس عصيانگر آرامش و آسايش دو گيتى را تفسير كرده، طفيل هستى عشق مى گردد و «علّم آدم»[١] صفت او و «خمّرت طينة»[٢] شرف و بزرگى او مى شود.
از همين انسانها در طول تاريخ بسيار بوده و شده اند رهبرانى كه پرچم توحيد و هدايت و راهبرى جمعيّت انسانى را به دست گرفته و با تكيه بر معارف اسلامى و علوم الهى قومى را به چشمه نور راه برده و از شهد شيرين عرفان اسلامى بهره مند ساخته و از آنها انسانى كامل پرداخته اند.
[١] بقره، آيه ٣١.
[٢] اشاره دارد به حديث قدسى، «خَمّرت طينة آدم بيدى اربعين صباحاً».