حديث بي کم و بيش (شرح گلشن راز شيخ محمود شبستري ) - محمدی باغملائی، محمدکاظم - الصفحة ١٣٣ - قاعده(٢)
خورشيد اكبر ـ آفتاب ـ است كه موجب روشنايى جهان و محو ظلمت از كاينات مى گردد. با توجه به معنى آيه، حاصل كلام شيخ در بيت اين است كه: «چون شب شد و ابراهيم ستاره را ديد گفت او خداى من است و چون ستاره ناپديد و تاريك گرديد، گفت اين شايسته خدايى نيست. پس در ماه نظر كرد و او را خدا خواند. سپس در خورشيد نظر نمود و چون بزرگتر بود آن را خدا خواند. ولى چون ماه و خورشيد غروب كردند گفت اينها هيچكدام خدايى را نشايد، بلكه كسى را مى پرستم كه آفريدگار همه آسمان و زمين است.»[١] پس با پيروى از حضرت ابراهيم(عليه السلام)به صورت هاى ظاهرى و حواسّ و عقل نبايد توجه نمود و تنها نظر به قادر مطلق باشد.
همچنين «به عقيده شبسترى ستاره و ماه و خورشيد به ترتيب رمزهايى از مراتب حس، خيال و عقل در آدمى است و عبور ابراهيم از افول كنند گان در واقع عبور او از اين مراتب درونى و رسيدن به مرحله كشف حق در باطن خويش است.»[٢]