قیمت عمر - حسین انصاریان - الصفحة ١٣ - قصه گدا و كلاه بزرگ

نبوديد، و اگر اين جا مى‌آمديد، دو دقيقه كه اين حرف‌ها را مى‌شنيديد، به شدت خسته مى‌شديد و فرار مى‌كرديد. اين كه با اشتياق از راه دور و نزديك بلند مى‌شويد و مى‌آييد و با اشتياق هم گوش مى‌دهيد و مى‌پذيريد و قسمتى از آن را هم به عمل مى‌گذاريد؛ چون تمام اين حرف‌ها كه براى همه ما لوازم عملى ندارد. ما تا آن جايى كه اين مسايل براى‌مان تكليف است، بايد عمل كنيم. خيلى از مسايل هم تكليف ما نيست؛ مثلًا ما مدير كل نيستيم؛ وكيل نيستيم؛ وزير نيستيم و مسئوليت سنگينى نداريم. حالا اگر كسى روى منبر از طريق عهدنامه مالك اشتر وظايف وزرا را بگويد؛ وظايف استانداران را بگويد؛ وظايف فرمانداران را بگويد؛ وظايف نظاميان را بگويد؛ وظايف دادگسترى‌چى‌ها را بگويد و در آن جلسه هم از اين آدم‌ها نباشد، البته، آن‌ها بايد چنين سخنانى را بشنوند، و براى شما وظيفه‌اى نمى‌آورد كه به آن عمل بكنيد. بخشى از اين سخنان را كه در محدوده زندگى‌مان است، ما عمل مى‌كنيم.