عرفا چگونه می بینند - حسین انصاریان - الصفحة ٢٦

باى عبد، دليل بر بِرّ و نيكى به مردم است: «وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً»[١]، «وَبَرَّاً بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّاراً عَصِيّاً»[٢]، «وَ تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوَى‌».[٣] دال كلمه عبد، ديگر آخر جاده است. عبد وقتى به هفتاد و هشتاد سالگى مى‌رسد و اين بندگى را ادامه داده و به دنو من الله مى‌رسد؛ يعنى ديگر به خدا نزديك مى‌شود، آن وقت اين كلمه عبد دهانش باز است؛ يعنى دهان وجود عبد واقعى، فقط براى گرفتن باز است و هيچ چيزى را از دست نمى‌دهد و هميشه دارد به خودش اضافه مى‌كند.

حالا يك آيه هم بخوانم كه خدا اين مقام را بر روى دوش جان عبادش گذاشته است: «وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ‌».[٤] عبادت فقط نماز و روزه و حج نيست و «وَ أَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ‌» هم‌


[١] ١. بقره: ٨٣.

[٢] ٢. مريم: ١٤.

[٣] ٣. مائده: ٣.

[٤] ٤. انبياء: ٧٣.