عرفا چگونه می بینند - حسین انصاریان - الصفحة ٢٣
بيشتر به سراغ قرآن، پيغمبر (ص) و اميرمؤمنان (ع) مىرويد. همينطور دنبال خدا مىگرديد و مىگوييد، اين كه مىخواهم در مقابلش بايستم و مىخواهم حسش كنم، همان معبودى كه به اميرمؤمنان (ع) گفتند خدا را ديدى؟ جواب داد: «أَفَاعَبَدُ مَا لَا ارَى؟»[١]: آيا من پيش كسى مىايستم كه او را نديدهام؟ يعنى او را نشناختهام؛ آيا من با كسى كه او را نديدهام، مىروم سخن بگويم؟
بعد حضرت سخنش را چنين توضيح داد كه من او را با مشاهده قلب ديدهام[٢]؛ يعنى در محضرش حاضر شدهام. «مُشَاهِد» و «شَاهِد»؛ يعنى حاضر؛ يعنى من وقتى در نماز مىروم، غايب از او نيستم؛ پيش او هستم؛ لمسش مىكنم؛ حسش مىكنم.
چنانكه گفتيم، عين كلمه عبد، دلالت بر عرفان رب دارد. باى آن، دلالت دارد بر دل دادن به بندگان خدا؛ چون عبادت كامل شدن آن، با نيكى
[١] ١. نهجالبلاغه، حكمت ١٧٩.
[٢]^. «لَاتُدْرِكُهُ الْعُيُونُ. بِمُشَاهَدَهِ الْعِيَانِ وَ لَكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَانِ.»