عرفا چگونه می بینند - حسین انصاریان - الصفحة ١٣ - نگاه با ديد امتحان الهى

سختى‌اش مثل آبِ گل و لايى است كه در فصل آذر و آبان بر روى گندم ريخته مى‌شود. اين گندم مدتى زير سنگينى اين گل و لاى و برف و باران مى‌ماند و در بهار با هفتصد عدد در هفت خوشه اين قدر زيبا از دل اين خاك بيرون مى‌آيد كه آن جا بايد به آن، نمر بيست را بدهند؛ چون از امتحان قبول درآمده. پيغمبر (ص) مى‌داند، زير اين فشارها، جوانه‌ها، ساقه‌ها و ريشه‌هاى وجود شكفته مى‌شود. پيغمبر (ص) مى‌داند، در عافيت‌طلبى به هيچ جا نمى‌رسد. پيغمبر (ص) مى‌داند، اگر غرق ثروت باشد و هيچ رنجى نبيند، به هيچ جا نمى‌رسد. آن را مى‌داند و براى همين گلايه نكرد. در روايت دارد كه على (ع) در يكى از راه‌هايى كه از مدينه به هاجره مى‌رفت، با پيامبر (ص) برخورد كرده و از آن حضرت پرسيده است، چه چيزى شما را در اين ساعت روز به بيرون كشانده، و حضرت پاسخ داده كه گرسنگى به او رسيده.[١] به تعبيرى پيغمبر (ص) فرموده: چيزى گيرم نيامده بخورم. نكته اين است‌


[١] ١. كنزالعمال، ج ٧، ص ٢٠٢.