خلافت اسلامى از دو منظر تنصيص و انتخاب - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥

المسجد».[١]

«بيعت من نبايد به صورت پنهانى انجام بگيرد، بلكه بايد به صورت آشكار آن هم در مسجد انجام شود».

اين نوع كلمات و مشابه آن در سخنان امام ديده مى شود.

پاسخ يك سؤال

هرگاه اساس حكومت را تنصيص پيامبر تشكيل مى دهد، و اميرمؤمنان نيز از اين طريق، اين منصب را حيازت كرده بود، پس چرا خود آن حضرت در نامه اى به معاويه بر حقانيت خود از طريق بيعت مهاجر و انصار استدلال مى كند، و مى فرمايد: همان كسانى كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردند، با همان شرايط و كيفيت، با من بيعت نمودند، بنابراين، آنكه حاضر بود، هم اكنون اختيار فسخ ندارد و نه آنكه غايب بود، اجازه نپذيرفتن دارد.[٢]

پاسخ: اين سخن روشن است، هر چند ابن ابى الحديد نخستين فردى است كه مى گويد نظام حكومت در اسلام پس از درگذشت پيامبر، نظام شورايى و اخذ بيعت است، ولى اگر كسى مجموع


[١] تاريخ ابن اعثم كوفى، ص ١٦١; كامل ابن اثير، ج٣، ص ٩٨.
[٢] إنّه بايعنى القوم الذين بايعوا ابابكر و عمر و عثمان على ما بايعوهم عليه فلم يكن للشاهد أن يختار ولا للغائب أن ترد».