خلافت اسلامى از دو منظر تنصيص و انتخاب - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣

ولم تمض فيه سنّتك؟ قال: أجمعوا له العالمين من المؤمنين فاجعلوه شورى بينكم ولا تقضوا فيه برأى واحد».[١]

«عرض كردم اى رسول خدا! كارى براى ما پيش مى آيد كه در آن، آيه اى از قرآن نازل نشده و سنّت تو در آن اجرا نگشته است. پيغمبر خدا فرمود: علماى با ايمان را جمع كنيد و آن امر را در ميان خودتان به مشورت بگذاريد و به رأى يك نفر عمل نكنيد».

بعد از قتل عثمان و بيعت مردم با اميرمؤمنان على(عليه السلام)، طلحه و زبير، به حضرتش عرض كردند: چرا با ما در امور مشورت نمى كنى؟ حضرت در پاسخ فرمود:

«لو وقع حكم ليس فى كتاب الله بيانه ولا فى السنة برهانه، واحتيج إلى المشورة لشاورتكما».[٢]

«اگر پيشامدى رخ داد كه حكم آن در كتاب خدا و سنّت پيامبر وارد نشده باشد و به مشورت نيازمند شوم با شما مشورت مى كنم».

اصولاً مورد مشورت در جايى است كه حكم و موضوع از


١. كنزالعمال:٢/٣٤٠، به شماره ٤١٨٨، نيز الدر المنثور:٦/١٠.
٢. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج٧، ص ٤١.