رساله احكام جوانان(پسران) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦ - وطن كجاست؟
وطن كجاست؟
مسأله ٣٢٣- وطن، جايى است كه انسان آن را براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده است، خواه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده است.
مسأله ٣٢٤- فرقى ميان بلادكبيره و غير كبيره نيست. بلاد كبيره شهرهايى است كه هر محله آن براى خود شهر مستقلى باشد اما مثل «تهران بزرگ» و مانند آن جزء بلاد كبيره نيست و تمام آن از نظر قصد اقامت يا وطن بودن يك محل محسوب مىشود.
مسأله ٣٢٥- كسانىكه مىخواهند مدّت قابل توجهى در يك محل بمانند (مانند طلّابى كه قصد اقامت چند سال در حوزه علميّه دارند يا مأموران ادارات كه مثلًا دو سه سال در يك محل اقامت مىكنند در آنجا مسافر محسوب نمىشوند، اقامتگاه آنها حكم وطن دارد و نمازشان در آنجا تمام است، هرچند قصد ده روز نداشته باشند.
مسأله ٣٢٦- فرزند، تا زمانى كه با پدر و مادر زندگى مىكند و مستقل نشده است، وطن او همان وطن پدر و مادر مىباشد، هرچند در آنجا به دنيا نيامده باشد و پس از آنكه در زندگى مستقل شد، اگر جاى ديگرى را براى زندگى مستمر اختيار كرد، آنجا وطن او مىشود.
مسأله ٣٢٧- تا انسان قصد ماندنِ مستمر در غير وطن اصلى خودش را نداشته باشد، آنجا وطن او حساب نمىشود.
مسأله ٣٢٨- اگر قصد دارد در محلّى كه وطن اصلى او نيست مدّتى بماند؛ مثلًا يك سال يا بيشتر، آنجا مانند وطن او حساب مىشود، مانند