رساله احكام جوانان(پسران) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥ - فلسفه تقليد
فلسفه تقليد:
شايد برخى از خود بپرسند كه در عصر و زمان ما، كه بشر در همه زمينه ها ترقّى و پيشرفت خيره كنندهاى داشته، و به ابزار و وسايل فوقالعاده مدرن دست يافته، به گونهاى كه به حق مىتوان اين عصر را «عصر تحقيق و كنكاش و علم و دانش» لقب داد، آيا با همه اين امور، تقليد در عصر و زمان ما امر مطلوبى است؟
آيا تقليد به معناى بسته نمودن دروازههاى تحقيق به روى محقّقان نيست؟
آيا «پيروى چشم و گوش بسته» از ديگران، با روح آيات فراوانى از قرآن مجيد، كه انسان را به تفكّر و انديشه و مطالعه و تحقيق دعوت مىكند، سازگارى دارد؟
براى روشن شدن پاسخ اين سؤال توضيح كوتاهى پيرامون اقسام تقليد لازم است:
تقليد و پيروى از ديگران از چهار صورت خارج نيست:
الف) تقليد جاهل از عالم؛ يعنى كسى كه چيزى را نمىداند از متخصّص و آگاه آن فن پيروى كند، همچون مراجعه بيمار ناآگاه از مسايل پزشكى، به پزشك آگاه و دلسوز.
ب) تقليد عالم از عالمى ديگر؛ يعنى مراجعه اهل فن به يكديگر، و پيروى بعضى از بعضى ديگر.
ج) تقليد عالم از جاهل؛ بدين معنا كه يك انسان آگاه، علم و دانش خود را رها نموده، و چشم و گوش بسته به دنبال جاهلان بيفتد!