معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٨ - رسانهها و سبک زندگي - عابدی الهام
رسانهها و سبک زندگي
عابدی الهام
هزارهي سوم، هزارهي دانايي است. هر جامعهاي که داراي اطلاعات بيشتري باشد، پيشرفت بيشتري براي آن جامعه متصور خواهد بود. در اينجاست که اطلاعات، دانش و آگاهي، اساسيترين دارايي انسانها، ملتها و جوامع به شمار ميآيد. صنعتي شدن، رشد شهرنشيني، افزايش توليد و گسترش ارتباطات بخشي از پيآمدهاي ظاهري انقلاب صنعتي محسوب ميشوند که زندگي خانوادگي و مذهبي، ادبيات، هنر، اقتصاد و... را در مدت زمان بسيار کوتاهي دستخوش دگرگوني قرار دادهاند و هنوز نيز اين انقلاب تکنولوژيک ادامه دارد و جامعهي روستايي را بيش از پيش دگرگون ميکند، فرهنگ سنتي را از هم ميپاشد و به اصطلاح راه توسعهي فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي را براي کشورها ميگشايد. امروزه وسايل ارتباطجمعي بر زندگي ما چيره شدهاند و نه تنها امکان تماس فوري با ساير نقاط زمين را براي ما فراهم آوردهاند، بلکه ميتوانند اطلاعات مختلفي را هم در زمينههاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... در اختيار ما بگذارند. (گي روشه، تغييرات اجتماعي، ترجمهي منصور وثوقي، تهران: ني، ١٣٦٦)
سبک زندگي چيست؟
سبک زندگي (Life style) در واقع شيوهي زندگي يا سبک زيستن است که منعکسکنندهي گرايشها و ارزشهاي يک فرد يا گروه است. (لغتنامهي رندومهاوس ١٩٨٧)
هر مکتب فکري و سياسي براي رسيدن به آرمانْشهري که براي خود و پيروانش تعريف ميکند شکل و مدلي از تعامل و نحوهي زندگي را در زمينههاي فردي و اجتماعي ترسيم ميکند که عادات، نگرشها، سليقهها و معيارهاي اخلاقي، اقتصادي و... را براي پيروانش پديد ميآورد که از آن ميتوان بهعنوان سبک زندگي آن گروه ياد کرد.
مفهوم سبک زندگي، مفهومي جديد و نوظهور است که پس از جنگ جهاني دوم و با گسترش تکنولوژي و توليد و مصرف انبوه کالاها بهويژه کالاهاي فرهنگي شکل گرفت. شرايط جديد پس از جنگ جهاني دوم، سبب شد شيوههاي زندگي، تنوع بسيار بالايي بيابند و ماشيني شدن کارها و رشد اقتصادي و پديد آمدن رفاه در جوامع، موجب شد ويژگيهاي سنتي در جوامع صنعتي تا اندازهاي محو شوند.
سبک زندگي مدرن، براي اولين بار در جوامع اروپايي و صنعتي پديد آمد و از آنجا به ديگر کشورها گسترش يافت؛ بنابراين اين شيوهي نوين زندگي، براي مردمان جوامع غيرصنعتي پديدهاي وارداتي محسوب ميشود. با اين همه، ميتوان گفت که سبک زندگي پديدهاي انتخابي است که هر فرد براساس سلايق، شرايط و اقتضائاتي حاکم بر فرهنگي که در آن به سر ميبرد، نحوهي زندگي خود را از ميان هزاران شيوهاي که روزانه به مدد تکنولوژيهاي پيشرفتهي اطلاعاتي و ارتباطاتي با آنها مواجه ميشود، انتخاب ميکند.
رسانه و سبک زندگي:
قبل از پيشرفت تکنولوژي و اختراع وسايل ارتباطجمعي، بشر زندگي ساده و ابتدايي داشت. شيوهي زندگي افراد در مناطق مختلف کرهي زمين، خاص و متفاوت بود و معمولاً انسانها انتظارات زيادي از زندگي نداشتند و از شيوهي زندگي خود راضي بودند و تلاش زيادي براي تغيير زندگي خود نميکردند. در اين دوران رونق و ترويج روشهاي مختلف زندگي از طريق ارتباطات رو در رو و با روندي بسيار کند و ضعيف صورت ميپذيرفت؛ اما با پيشرفت تکنولوژي و وسايل ارتباطجمعي، جوامع دستخوش تحولات بسياري شدند؛ به گونهاي که ساکنان جوامع امروزي، به صورت آنلاين با هم در ارتباط بوده و همين امر، باعث شده تا سبکها و روشهاي زندگي جديدي در سطح جهاني توليد، تکثير و تجربه و با ورود به محيطهاي گوناگون فرهنگي دچار تغيير و تحول شده و به اصطلاح بازتوليد شوند.
در دهکدهي کوچک جهاني شکلگرفته بهوسيلهي امواج ارتباطاتي، رسانهها توانستهاند در مدت زمان کوتاهي، سبک و سياق زندگي افراد را تحتالشعاع قرار دهند و هر فرد تلاش ميکند آن شيوهاي را که با عقايد، سلايق و ساير اخلاقياتش نزديکتر است از ميان انبوه شيوهها و مدلهاي ارايهشده براي زندگي در دنياي مدرن انتخاب و آن را در زندگي خود پياده کند و همين امر باعث افزايش انتظارات افراد از زندگي شده است، به گونهاي که هرکس با مقايسهي زندگي خود با ديگران سعي در رفع کاستيهاي موجود در زندگي و تغيير آنها دارد.
مک لوهان (نظريهپرداز بزرگ معاصر و مُبدع نظريهي دهکدهي جهاني) معتقد بود که هرکس وسايل ارتباطي را در اختيار داشته باشد، ]حتي[ فرهنگ عام را نيز تحت نفوذ دارد؛ و اگر ارشميدس نقطهي اتکايي ميخواست تا جهان را دگرگون کند، من رسانهها را ميخواهم تا جوامع را دگرگون سازم. (ساروخاني، ماهنامهي علمي- تخصصي انجمن روابط عمومي ايران، شمارهي ٦٩، آذر ٨٨)
امام خميني(ره) نيز به اين نکته اشاره کرده و ميفرمايند: «راديو و تلويزيون ميتواند سرمنشأ هر تحول مثبت و منفي باشد» و تأکيد ميکند که يک رسانهي اسلامي ميتواند مملکتي را اصلاح کند و همچنين «تلويزيون فاسد، مقدمهي از بين رفتن قوهي فعال کشور است.» (صحيفهي امام خميني، ٣٢٦، ١٣٥٩)
از جمله تأثيراتي که رسانههاي امروزي بر سبک و شيوهي زندگي انسان مدرن بر جاي گذاشتهاند، ميتوان به موارد زير اشاره کرد:
- تضعيف معنويت و تقويت ماديگرايي
استفادهي فراگير و مستمر از رسانهها نقش عمدهاي در تغيير افکار و نگرشهاي افراد جامعه ايفا ميکند. امروزه دولتهاي غربي با تسلط بر رسانههاي جهاني سعي در تغيير ارزشها و افکار عمومي کشورها دارند. آنچه که امروزه از آن بهعنوان تهاجم فرهنگي و جنگ نرم ياد ميشود همان اقدامات کشورهاي توسعهيافته عليه ارزشها و اعتقادات کشورهاي ديگر است که با استفاده از رسانهها و به نمايش گذاشتن زندگيهاي اشرافمآبانه و زندگيهاي مجلل سعي در کمرنگ کردن معنويات و ارزشهاي اخلاقي و ترغيب به رها شدن از قيود و رواج دنياگرايي و رفاهطلبي دارند و با ارزش قرار دادن محصولات مادي سعي در يافتن بازار مصرفي براي فروش اين محصولات دارند.
- تقويت فردگرايي و تضعيف زندگي جمعي
امروزه تلويزيون، موبايل و اينترنت در هر خانهاي يافت ميشود و بخش مهمي از زمان مردم را در طول روز به خود اختصاص ميدهد. برخي از جامعهشناسان معتقدند که اينترنت، موبايل و تلويزيون باعث ضعيف شدن پيوندهاي خانوادگي و پيدايش فاصله بين اعضاي خانواده ميشود؛ چرا که در گذشته که اين گونه وسايل ارتباطي در خانهها وجود نداشت، افراد وقت بيشتري براي گفتوگو و تعامل با يکديگر داشتند و صميميت بيشتري در خانوادهها ديده ميشد.
- اشاعهي فرهنگ مصرفگرايي
تبديل شدن مفهوم «مصرف» به يک ارزش اجتماعي، پديدهاي است که امروزه بيشتر توسط رسانههايي که اکثراً وابسته به غولهاي بزرگ سرمايهداري بينالمللي هستند تبليغ و ترويج ميشود، به گونهاي که امروزه، مصرف بيشتر، از يک امر مذموم به يک امر مرسوم تغيير پيدا کرده است. رسانهها با تبليغات نمايشي سعي در آفرينش نيازهاي کاذب براي مخاطب ميکنند که اين نيازها از مقولهي نيازهاي ثانويهاند که موجب مصرفزدگي و صرف پول، هزينه و افزايش توقعات مخاطب ميشوند. همچنين سريالهاي تلويزيوني با به نمايش گذاشتن تصاويري از الگوهاي زندگي افراد ثروتمند اين الگوها را به همهي خانوادهها با هر سطح اجتماعي- اقتصادي وارد ميکنند. مارکوزه معتقد است مصرف حاصل از رسانههاي جمعي در انسان يک طبيعت ثانويه پديد آورده است که او را بيش از پيش به شرايط سودجويانهي حاکم بر جامعه وابسته ميکند. احتياج به دارا شدن، مصرف کردن، به کار انداختن و تعويض پياپي انواع مختلف وسايلي که به انسانها عرضه و يا حتي تحميل ميشوند و احتياج به استفاده از اين وسايل و حتي خطر از دست دادن زندگي، همگي ناشي از همين طبيعت ثانوي است.
- کاهش تحرک اجتماعي و عدم حضور فعال در جامعه
خانهنشين کردن و کمتحرک کردن افراد، يکي ديگر از تحولاتي است که رسانههاي مدرن براي انسان قرن بيستويکم به ارمغان آورده است. در گذشته، افراد براي پر کردن اوقات فراغت خود از بازيهايي که در آن تحرک و خلاقيت حرف اول را ميزد، استفاده ميکردند؛ بازيهاي جمعي که مستلزم برقراري ارتباط با ديگران بود و موجب بهبود روابط اجتماعي و تحرک، پويايي و جامعهپذيري جوانان و نوجوانان ميشد، در حالي که امروزه، گسترش روز به روز انواع فيلمها، کارتونها و بازيهاي رايانهاي، موجب کمتحرکي کودکان و نوجوانان شده است و تأثيرات نامطلوبي را بر سلامت و بهداشت رواني آنها بر جاي ميگذارد.
- تقويت خشونت و پرخاشگري
رسانهها همچنين موجب تغيير در تفکر و شخصيت مخاطبان خود ميشوند و ممکن است با ارايهي الگوهاي نامناسب فرهنگي و اجتماعي، موجب هويتسازي منفي در جوانان و نوجوانان شوند. آثار نامطلوب رسانهها بر قشر نوجوان (در صورت استفادهي نادرست و بدون نظارت) مشهودتر از گروههاي سني بزرگسال است؛ چرا که نوجوان (با توجه به اقتضاي سني خود) در پي دستيابي به هويت فردي و اجتماعي و شکل دادن به شخصيت خود است؛ بنابراين در صورتي که محتواي رسانههايي که او با آنها ارتباط برقرار ميکند، مديريت نشود، ميتواند تأثيرات نامطلوب و جبرانناپذيري بر شخصيت او (از لحاظ اعتقادي، سياسي، اجتماعي و...) بر جاي بگذارد. يکي از اين تأثيرات، تقويت خشونت و پرخاشگري در مخاطبان است که بر اثر مواجهه با محتواي خشن بسياري از فيلمها و بازيهاي رايانهاي ارايهشده در فضاي رسانهاي مدرن ايجاد ميشود. کودکان و نوجوانان با مشاهدهي صحنههاي خشن سعي در تقليد اين رفتارها در زندگي اجتماعي و فردي خود دارند که ميتواند آثار سوء و جبرانناپذيري در آينده بر زندگي آنها بگذارد.
- تغيير نوع پوشش و حجاب
رسانهها ميتوانند در درازمدت ساختارهاي ارزشي جوامع را بسازند يا ساختارهاي از پيش تعيينشده را دگرگون کنند. يکي از اين وسايل ارتباطي که دنياي غرب با بهرهگيري از آن توانسته تغييرات قابل توجهي را در فرهنگ و پوشش مردم جوامع ايجاد کند، ماهواره است. ماهوارهها با ترويج فرهنگ غربي و ترويج برهنگي و بيبند و باري، نوع پوشش و حجاب جوامع ديگر را دستخوش تغيير و دگرگوني قرار دادهاند و با ارايهي مدلها و مدهاي نابهنجار سعي در گسترش بيعفّتي و ناخويشتنداري (از طريق بدحجابي) در جوامع سنتي دارند. از ديگر تأثيرات مخرب ماهوارهها ميتوان به: بياهميت جلوه دادن احترام به والدين، ترويج خانوادههاي بيسامان و لجامگسيخته در مقابل ساختار سنتي و سامانمندِ خانواده، پيريزي و ايجاد آمادگي ذهني تفکر شيطانپرستي در نوجوانان و جوانان و... اشاره کرد.
جمعبندي
با توجه به آنچه اشاره شد، لزوم توجه به شيوهي استفاده از محتواي رسانههاي مدرن، امري است که نبايد از ديد هيچ يک از مسئولان، والدين و حتي خود افرادي که از اينگونه وسايل ارتباطي استفاده ميکنند، دور بماند. برنامهريزي صحيح و بلندمدت، به منظور توليد محتواي جذاب و متناسب با سبک زندگي بومي (ايراني- اسلامي) يکي از راهکارهاي جلوگيري از اين الگوبرداريهاي نادرست از سبکهاي ارايهشدهي غربي در ميان جوانان امروز جامعه است. همچنين فرهنگسازي و بالا بردن سطح آگاهي عمومي جامعه از تأثيرات مخربي که استفادهي بدون نظارت و برنامه از محتواي ارايهشده در اين گونه وسايل ميتواند بر شيوهي نگرش، تفکر و زندگي آنها بر جاي بگذارد، نيز يکي ديگر از راهکارهايي است که ميتواند ما را در برابر هجوم بيامان امواج آميخته به سبک زندگي غربي محافظت و بيمه کند.
منابع:
١.جلالي پور؛ سبک زندگي، ترجمهي عليرضا چاووشي، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد، دبيرخانهي شوراي فرهنگ عمومي، ١٣٨٢.
٢.فاضلي، محمد؛ مصرف و سبک زندگي، انتشارات صبح صادق، ١٣٨٢.
٣. في ليتزن، سسيليافن؛ نوجوانان و سريالهاي تلويزيوني، ترجمهي معصوم عصام، تهران، مرکز تحقيقات صدا و سيما،١٣٨٧.
٤. معتمدنژاد، کاظم؛ وسايل ارتباطجمعي، تهران: دانشگاه علامه طباطبايي، ١٣٨٦.
٥. هندري ل بي؛ اوقات فراغت و سبکهاي زندگي جوانان، ترجمهي مرتضي ملانظر، سازمان ملي جوانان، تهران: نسل سوم: ١٣٨٣.
٦. رسولي، محمدرضا؛ «بررسي مؤلفههاي سبک زندگي در تبليغات تجاري تلويزيون»، فصلنامهي علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي، شمارهي ٢٣، پاييز ١٣٨٢.