معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - نيايش - احمدی دوستدار ساناز
نيايش
احمدی دوستدار ساناز
بخواه مرا
«اي کساني که ايمان آوردهايد، رکوع کنيد و سجود به جا آوريد و پروردگارتان را عبادت کنيد و کار نيک انجام دهيد شايد رستگار شويد!»
سورهي حج، آيهي ٧٧
دريا بيحضورت دريا نيست و اين بلند آبي لايتناهي آسمان نيست، اگر نباشي. مهرباني زمين دامنگير است در اين ثانيههاي رو به نور و من سجادهنشين دشت دعا ميخوانمت با هر واژهي ناميرا. دلم گرم است به بودنت که بودنت مثل آفتاب تابستان دامنهدار و گيراست و من چه خوشبختم که دست لطفت روي شانهي من است و ميگردم در کوچههاي ستارهباران بندگي که هر نامت ستارهاي است بر شاخههاي اجابت. بايد بخوانمت ثانيه به ثانيه که در من تهنشين شده است باران نامت؛ که با من است لطف اهوراييات. آينهها ترجمان روشن بينهايت تواَند که تکثير ميکنند عشق را با عشق و من آينه در آينه دوستت دارم.
ميخواهم بايستم بر بلنداي اين کلمهها؛ بيدل و بيآواز و بيحتي ستاره. بخوانمت به واژههايي شورانگيز تا در من جاري شود هيجان تکرار نامت.
اگر تو نخواهي، گم ميشوم در کوچههاي بيچراغ و هيچ پنجرهاي مرا به تماشاي آينهها نخواهد برد.
اگر تو نخواهي، خيال خستهام پا نميگيرد در سرزمين رؤياها و هيچ پرندهاي بالهايش را در آسمان شعرهايم جا نميگذارد.
اگر تو نخواهي، خوابهايم به تعبير هيچ يوسفي به باران نميرسد.
بخواه! من به رستگاري اين کلمهها و به خلسهي عميق توسل سخت محتاجم. بخواه مرا اي هست و نيست من از تو، اي رئوف!