معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٩ - بوي اطلسيها - مؤمنی سمیه
بوي اطلسيها
مؤمنی سمیه
سلامتي جوانان... حراج
عصر روز تعطيل، تمام اعضاي خانواده راهي فضاي سبز نزديک منزل ميشويم و بساط حصيرمان را که پهن ميکنيم، صداي خنده و شادي گروهي دختر جوان و نوجوان که در فاصلهي نه چندان دوري از ما نشستهاند جلب توجه ميکند. با يک نگاه ميتوان وسايل تفريح و شاديشان را تشخيص داد؛ چرا که نه تنها خودشان بلکه افرادي را که در اطرافشان هستند نيز مستفيض ميکنند!
يکي از دختران جوان که به ظاهرش سني کمتر از ٢٠ سال ميخورد، چنان ماهرانه به قليان پک ميزد و با استادي تمام، حلقههاي دود را راهي هوا ميکند که باعث شگفتي ميشود و همينطور ني قليان است که دست به دست بين آنها ميچرخد و گروهي از فضاي موجود لذت ميبرند و حتي از نگاه پرسشگر و گاه مؤاخذهگونهي رهگذران خم به ابرو نميآورند و همچنان به تفريحشان ادامه ميدهند.
در جمعمان هر کس چيزي ميگويد؛ يکي به مقايسهي تفريحات دختران در دورهي نه چندان دور اشاره ميکند و ميگويد آن زمان قليان فقط مخصوص افرادي بود که سني از آنان گذشته بود و با چه تشريفاتي برايشان چاق ميشد و در بين جوانان جايي نداشت و يکي هم از آمار مصرف بانوان در ايران ميگفت و بحث بالا گرفت و نتيجه رسيد به حراج سلامتي جوانان!
با نگاهي به جوانان و نوجوانان اطرافمان ميتوان به راحتي گزينههاي انتخابي براي تفريحاتشان را تشخيص داد و وقتي پاي آمار و ارقام به ميان ميآيد، موضوع کمي جديتر و ريزبينانهتر قابل جستوجو و پيگيري است.
آمار مربوط به مصرف دخانيات در زنان گوياي اين مطلب است که مصرف سيگار در کشور به ١١ سالگي کاهش يافته و مصرف قليان در دختران جوان ٢٨ درصد اعلام شده و عنوان شده است که دختران هنگام ورود به دانشگاه ٣ تا ٤ درصد مصرف سيگار دارند و در سالهاي آخر دانشگاه اين ميزان به ٦ تا ٨ درصد ميرسد. در کنار آمار مصرف دخانيات به موضوع اعتياد زنان رسيدم که به آن اشارهي کوتاهي ميکنم؛ چرا که سوءمصرف دخانيات مقدمهاي براي گرفتار شدن در دام اعتياد است.
افزايش مصرف کراک و شيشه در بين زنان
به نظر آسيبشناسان اجتماعي، به دليل رقابت منفي و تبليغاتي که در خصوص کراک و شيشه ميشود مبني بر اينکه اين مواد اعتيادآور نيستند, مصرف اين مواد در زنان را افزايش داده است. از سوي ديگر، اين زنان معتاد، مشکلات زيادي دارند و حاضر هستند براي به دست آوردن پول و خريد مواد، دست به هر کاري بزنند. شرکت در باندهاي توزيع و توليد مواد مخدر، دزدي و حتي قتل، از مشکلات بارز زنان معتاد است.
آنان اين دسته از زنان را به چند گروه تقسيم ميکنند:
گروه اول که درصد کمي هم ندارند، زناني هستند که به دليل اعتياد همسرشان، معتاد شدهاند. مرد معتاد براي اينکه زن خود را در مصرف مواد مخدر همراه خود کند به وي مواد ميدهد و زن هم به دليل اينکه به دنبال نشان دادن اعتماد و وفاداري به همسرش است، پيشنهاد شوهر خود را براي مصرف مواد مخدر قبول ميکند. اين زنان خبر ندارند که اين دسته از مردان عشق را نميفهمند، بلکه به دنبال دستيار براي تحقق اهداف شوم خود هستند تا در تهيه و توليد مواد کمک حال آنها باشد.
گروه دوم زناني هستند که به دليل استفاده از قرصهاي لاغري، همچنين قرصهايي که براي رفع چين و چروک در بازار است، به مواد مخدر آلوده ميشوند؛ چرا که يکي از مواد تشکيلدهندهي اين داروها، مادهي مخدر شيشه است.
گروه سوم زناني هستند که از مادهي مخدر شيشه و کراک بهعنوان درمان استفاده ميکنند و تحتتأثير تبليغات دروغين مبني بر اينکه شيشه و کراک اعتياد نميآورد، قرار گرفته و به مواد مخدر گرايش پيدا ميکنند.
گروه چهارم زناني هستند که براي بزرگنمايي، کنجکاوي و اثبات خود به ديگري به سمت مواد مخدر کشيده ميشوند. البته استفاده از مواد مخدر روانگردان در پارتيها، مهمانيهاي شبانه، سالنهاي بدنسازي نيز از ديگر راههاي گرايش زنان به اعتياد است. عدهاي از زنان و دختران به دليل چشم و همچشمي دچار رقابتهاي منفي شده و معتاد ميشوند که بعد از يکي- دو روز که مواد را مصرف نکردند و علايم سوء آن را در خود ديدند، متوجه اعتياد خود ميشوند.
آيا اعتياد يک پديدهي مردانه است؟
باور اکثر افراد دربارهي اعتياد و سوءمصرف دخانيات اين است که اين پديده، مردانه است؛ ولي آمار مربوطه و نظر جامعهشناسان خلاف اين باور را اثبات ميکند و مسلّم است که زنان معتاد آسيبپذيرتر از مردان هستند؛ چرا که سوءمصرف آنان با آسيبهاي اجتماعي ديگري از جمله فرار از خانه, روسپيگري و فقر توأم است و نه تنها خودشان بلکه فرزندان و خانواده را نيز تحتتأثير قرار ميدهد و بنيان خانواده را مستعد از همپاشيدگي ميکند و فرزندان نيز خصوصاً دختران بر اثر همانندسازي با مادر دچار انحراف و پيامدهاي جبرانناپذيري خواهند شد؛ در حاليکه وقتي مرد در خانوادهاي معتاد است، هر چند خانواده به شدت تحتتأثير قرار ميگيرند، به کرات ديده شده زنان با احساس دلسوزي مادري که نسبت به حفظ خانواده دارند، فرزندان را از آسيبها مصون نگه ميدارند و لزوماً خانواده متلاشي نميشود.
جمعيت زنان معتاد
آمار دقيقي از ميزان جمعيت زنان معتاد در کشور وجود ندارد، اما براساس برخي پژوهشها، ?/? درصد از معتادان کشور را زنان تشکيل ميدهند. وزارت بهداشت نيز در آمار خودش در مورد زنان معتاد از رقم ? زن معتاد به ازاي ? مرد معتاد گزارش ميدهد. برخي گزارشها هم بر اين امر تأکيد دارد که در مقابل هر ??? مرد معتاد ? زن معتاد در کشور وجود دارد. به طور کلي، با توجه به آمارهاي گوناگون، هرچند غيردقيق، ميتوان جمعيت زنان معتاد به مواد را در کشور بين ??? تا ???هزار نفر (يعني ٦/٠ تا ٨/٠ درصد) تخمين زد. بديهي است رقم واقعي مصرفکنندگان مواد اپيوييدي (شبهترياک) بسيار بالاتر است. ميزان مصرف هرويين در معتادان زن در حد نگرانکنندهاي است و تعداد زنان مصرفکنندهي مواد تزريقي در کشور ? تا ? هزار نفر تخمين زده ميشود. به نظر ميرسد مصرف حشيش در جمعيت عمومي زنان بالغ، شايع نباشد. با وجود اين آمار و اطلاعات پراکنده و مقدماتي، ديگر نميتوان به راحتي گفت جمعيت اندکي از زنان گرفتار مواد مخدر و پيآمدهاي آن هستند.
علل گرايش زنان به مواد مخدّر
از عوامل مؤثر گرايش زنان به مواد مخدر و عدم تمايل به ترک آن ميتوان به موارد زير اشاره کرد:
- رشد نيافتن مهارتهاي لازم براي توفيق در زندگي. (ورود ناگهاني از کودکي به بزرگسالي)
- روابط نزديک و صميمي زنان. به نظر ميرسد دختران نوجوان نسبت به فشار گروه همسالان در مقايسه با پسران، آسيبپذيرتر باشند و ممکن است به منظور احساس پذيرفته شدن در گروه همسالان، اعتياد را تجربه کنند. زندگي با يک مرد معتاد نيز از مهمترين علل گرايش زنان به مواد مخدر است.
- توزيع ناعادلانهي منابع درآمد و فقدان شايستگي فردي براي کسب پايگاه شغلي و احساس بازنده بودن در رقابتهاي شغلي و به دنبال آن، احساس ناتواني در نيل به موفقيت، احساس ناامني، احساس خشم و بياعتمادي در خانه، محل کار و مدرسه.
عوارض اعتياد
کمترين عارضهي اجتماعي اعتياد در زنان، متلاشي شدن خانواده است. براساس آمار جهاني، اعتياد در زنان، عوارض خطرناکتري نسبت به مردان ايجاد ميکند. براي مثال، فاصلهي زماني اولين تجربهي مصرف مواد، تا تزريق در زنان به طور متوسط ? سال طول ميکشد؛ در حاليکه اين زمان در مردان حدود ? سال است. با اين حساب زنان ? سال زودتر از مردان به ورطهي وابستگي شديد، که درمان آن طبعاً سختتر و عوارض جسمي، رواني و اجتماعي آن نيز به مراتب بيشتر است، کشيده ميشوند. مرگ بر اثر مصرف مواد نيز در زنان و دختران سريعتر رخ ميدهد؛ بخصوص مصرف بيش از حد، خودکشي و تصادفات ناشي از آثار مصرف برخي مواد, علت اصلي مرگ و مير در زنان معتاد است.
همچنين اعتياد در زنان، زمينهساز ساير انحرافات است. استفادهي تزريقي از مواد و وجود سرنگهاي مشترک، همچنين رابطهي جنسي پرخطر در اين زنان، خطر ابتلاي آنها را به ايدز، هپاتيت و ساير بيماريهاي مقاربتي افزايش ميدهد.
مجموعهي تحقيقات دربارهي زنان معتاد نشان ميدهد که زنان معتاد و الکلي نسبت به ديگر زنان ميزان بيشتري از خشونت را تجربه و تحمل ميکنند، يعني حدود ?? درصد بيشتر.
زنان معتاد در مقايسه با ديگر زنان، مسايل و مشکلات رواني بيشتري دارند. مشخص شده است که اختلالات افسردگي يا اضطراب، شايعترين بيماري در نزد زنان معتاد به مواد مخدر است و مطالعات نشان داده است رفتارهاي خودکشي، آسيبپذيري بالا و عزت نفس پايين در زنان معتاد، بسيار بيشتر از ديگران است و حتي بسياري از زنان، گرفتار مشکلات بازگشت افسردگي مزمن ميشوند.
موانع ترک اعتياد زنان
افراد جامعه ميتوانند اعتياد را در مردان يک نوع بيماري فرض کنند؛ اما در مورد زنان معتاد، شرايط متفاوت است. متأسفانه اغلب افراد, اعتياد را در زنان يک موضوع غيراخلاقي ميدانند تا يک بيماري. در واقع نگرشهاي اجتماعي منفي موجود دربارهي رفتار غيراخلاقي زنان معتاد، مانعي بزرگ در راه درمان اعتياد در زنان است؛ چرا که زنان با دروني نمودن نگرش موجود در جامعه مبتني بر اينکه اعتياد در واقع نوعي تزلزل اصول اخلاقي در آنهاست از درمان خود اجتناب ميکنند يا از معرفي خود به عنوان معتاد در انظار و مجامع عمومي شرمسار ميشوند. اين نگاه مردسالارانه در جامعه که اعتياد زنان را منفيتر از مردان ميدانند، باعث برچسبهاي اجتماعي به زنان ميشود که مانع عمدهي درمان آنها محسوب ميشود.
بسياري از زنان و دختران، به علت برچسبهايي که به يک زن و دختر معتاد در جامعهي ما زده ميشود کمتر به مراکز درماني مراجعه ميکنند و بدين ترتيب اغلب, اعتياد در زنان و دختران پنهان مانده و همچنان آمار گُم و غيرواقعي به همراه دارد و زناني که خود ميدانند از يک بيماري رنج ميبرند اين نگراني دردآور را که ديگران مشکلشان را نميپذيرند همراه خود دارند و اين ترس هميشگي که از طرف خانواده و يا همراه و شريک زندگي يا حتي کارفرمايانشان که اعتياد را يک مشکل اخلاقي ميدانند, طرد شده و همچنان چرخهي درمان، معيوب خواهد ماند.
راهکارهاي مقابله
از جمله راهکارهاي مقابله با اين معضل، عبارتاند از: اطلاعرساني و ارايه راههاي پيشگيري، آگاهسازي خانوادهها از طريق صدا و سيما و بقيهي رسانهها، ايجاد امکانات مناسب ترک با استفاده از روشهاي صحيح ترک اعتياد و کمک به زنان معتادي که قصد ترک دارند، و زناني که شوهران معتاد دارند و خود را اصلاح نميکنند، بتوانند با حمايت قانون، جدا شوند تا آسيب کمتر به خانواده و فرزندان برسد.
سازمانهاي متولي که در زمينهي زنان فعاليت ميکنند همچون: شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، بهزيستي، شهرداري و سازمان ملي جوانان بايد با هم حرکت منسجم در اين خصوص داشته باشند و با اراده و عزم ملي و با استفاده از امکانات سختافزاري و نرمافزاري و سياستگذاري در زمينهي پيشگيري, از بروز چنين مسايلي در جامعه جلوگيري کنند.
منابع:
روزنامههاي: جامجم، همشهري، ابتکار، سلامت.
سايتها: تبيان، ايرانسلامت، آرياييان، فرارو.