معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - پرسمان - صالحى ناد على
پرسمان
صالحى ناد على
آقاى جواد سوارى، شماره اشتراك ١١٠٢٤
آيا جنّ، كافر و مؤمن دارد، چگونه خود را از شرّ جنّهاى كافر در امان داريم؟
همانطور كه انسانها مؤمن و كافر دارند، جنّيان نيز كافر و مؤمن دارند و به تعبير قرآن كريم، برخى از آنها شيطانند و بايد از شرّ آنان به خدا پناه برد.
«بگو: به پروردگار مردم پناه مىبرم، فرمانرواى مردم، خداى مردم، از شرّ وسوسه وسوسهگر نهانى، آنكه در دلهاى مردم وسوسه مىكند، خواه از جنّيان باشد يا از آدميان.»
در جاى ديگر مىفرمايد: «و كذلك جعلنا لكل نبىّ عدوّاً شياطين الانس و الجن؛ و چنين قرار داديم براى هر پيامبرى، دشمنى از
شيطانهاى بشرى و جنّى.»
براى دور شدن از شرّ جنّيان شيطان و موذى، بعضى افراد راههايى را طى مىكنند كه صحّت و سُقم آن براى ما روشن نيست.
از آنجا كه كلمه شيطان، لفظى عام است كه هم شامل انسانها و هم جنّيان مىشود، بهترين راه براى غلبه بر آزار و اذيت جنّ شيطان، دنبال كردن آن فرمولهايى است كه در روايات ارائه شده است.
در اينجا براى نمونه چند مورد را يادآور مىشويم:
١ ـ استعاذه
استعاذه؛ يعنى پناه بردن به خدا از شرّ شيطان و گفتن «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم». البته تأثيرگذار بودن اين مقوله زمانى است كه انسان حال استعاذه پيدا كند و با تمام وجود به خدا پناه ببرد.
گفتن «اعوذ بالله» به تنهايى كارى نمىكند و چه بسا انسان با همين گفتنهاى بيروح و تكرارهاى بىتوجه بازيچه شيطان مىگردد.
در دوجاى قرآن مىخوانيم: «و اما ينزغنك من الشيطان نزغ فاستعذ بالله؛ اگر از جانب شيطان دچار وسوسه شدى، پس به خدا پناه
ببر.»
٢ ـ گفتن بسم الله
گفتن «بسم الله» نه تنها در جلوگيرى از نفوذ شيطان مؤثر است، بلكه در دور كردن آن از انسان نيز تأثير دارد. امام صادق (ع) مىفرمايد: پيامبر گرامى (ص) فرمود: هنگامى كه سفره غذا را مىگسترانند چهار هزار فرشته بر دور آن جمع مىشوند، اگر بنده خدا «بسم الله» گفت، فرشتگان مىگويند: خدا بر شما و غذايتان بركت فرستد و به شيطان خطاب مىكنند كه بيرون رو اى فاسق، تو را بر ايشان تسلطى نيست و اگر «بسم الله» نگفت، فرشتگان به شيطان مىگويند: بيا اى فاسق و با اينها غذا بخور.
٣ ـ نماز
در قرآن كريم مىخوانيم: «و استعينوا بالصبر و الصلوة؛ از نماز و صبر ]يعنى روزه[ كمك بگيريد.»
پيامبر (ص) مىفرمايد: «شيطان، پيوسته از فرزند آدم كه نمازش را به وقت و با شرايط و آداب مىخواند در وحشت و هراس است،
ولى اگر نماز را ضايع نمود و در وقت مقرّر آن را به جا نياورد، شيطان بر او چيره شده و او را به گناهان بزرگ گرفتار مىسازد». مراد از
شيطان در اين روايت، اعم از شيطان جنّ و انس است.
٤ ـ دعا
دعا در فرهنگ اسلام اسلحه مؤمن معرفى شده است. پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: «الدعاء سلاح المؤمن؛ دعا سلاح مؤمن است.»
ذكر و ياد خدا، صدقه دادن، خواندن آية الكرسى، تسبيحات حضرت زهرا (س)، قرائت قرآن (مخصوصاً سوره توحيد و قدر) و نيز ذكر «لا حول و لا قوة الّا بالله» براى دور شدن از شيطان و اذيت و آزار آن مفيد است.
براى اطلاع بيشتر مىتوانيد كتاب جنّ و شيطان، نوشته عليرضا رجائى تهرانى را مطالعه كنيد.
هدف از مقايسه گناهان با يكديگر
آقاى عباس نظامزاده، شماره اشتراك ١٠٣٣٥
هدف از مقايسه برخى گناهان با يكديگر چيست، با اينكه در ظاهر برابر نيستند؟
مقايسه برخى گناهان با گناهان ديگر در روايات، براى تفهيم و مشخص كردن ميزان زشتى و دور نمودن مردم از آنهاست. موضوعى مجهول و مبهم با يك موضوع روشن و ملموس، مقايسه و تشبيه مىشود تا واقعيت نامعلوم روشن گردد؛ مثلاً براى فهماندن ميزان زشتى غيبت، آن را به زنا تشبيه مىكنند كه ناپسندى و رذيلت آن براى همگان روشن است. اين مقايسه به معناى يكسان بودن عذاب نيست و ممكن است عذاب يكى نسبت به ديگرى بيشتر باشد، مخصوصاً اگر از واژههايى مانند «اَشَدّ» استفاده شده باشد. عذاب غيبت در قيامت چه بسا از زنا بيشتر باشد، چون زنا پايمال كردن حق الله است، ولى غيبت، ناديده گرفتن حق الله و حق الناس مىباشد.
وجود خالق هستى
آقاى موسوى، از قم
اگر خدا جهان را خلق كرده، پس خدا را چه كسى خلق كرده است؟
اولاً: اين پرسش غلط است، زيرا اگر خدا علت به وجود آمدن جهان هستى است، پس خودش عين هستى است و نمىتوان گفت چه كسى او را به وجود آورده است، چرا كه در اين صورت خداوند را مخلوق فرض كردهايد و حال آنكه در بخش اول، خالق زمين و آسمان فرض شده است و خالق هرگز مخلوق نمىشود؛ مثلاً مىگويند چربى هر چيز به روغن است و چربى روغن از ذات او سرچشمه مىگيرد. شورى هر چيزى به نمك است و نمك خود ذاتاً شور است.
شايد سؤال شود چرا هر معلولى علتى لازم دارد و اصولاً جهان هستى چرا بايد علت و خالق داشته باشد؟
در جواب مىگوييم: دليل احتياج يك موجود به علت، حدوث آن است؛ يعنى زمانى وجود نداشته و سپس در مقطع زمانى خاصى پيدا شده است، زيرا پيدايش يك چيز به خودى خود امكان ندارد، پس بايد علتى داشته باشد. ولى خداوند متعال هميشه بوده و خواهد بود، از اين رو چون قديم و ازلى است، نياز به علت ندارد و خودش علت تمام علتها و معلولهاست.
ثانياً: اگر بگوييم خدا جهان را آفريده و جهان خدا را آفريده، اين دور است و باطل مىباشد. اگر خدا جهان را خلق كرده، چگونه جهان خدا را خلق كرده، در صورتى كه بعد از خدا پيدا شده است. اگر بگوييد خدا را يك قدرت ديگر آفريده، خواهيم گفت: آن قدرت مافوق چگونه خلق شده است. ناگزيريم بگوييم قدرتى كه باز مافوق اوست و همين پرسش و پاسخ پيوسته ادامه پيدا كرده و توقفى پيدا نمىكند. اگر پس از خسته شدن مثلاً بگوييم: خداى دهم را كسى خلق نكرده است، خواهيم گفت: پس خداى واقعى اوست و همه خداها مخلوق او مىباشند.
آرى، ذات اقدس الهى، ذاتى است ازلى و ابدى كه اول و آخر ندارد : «هو الاول و الآخر و الباطن و الظاهر و هو على كل شىء قدير».
شناخت افراد
خانم سيدهاوليا ميرى، شماره اشتراك ١٠١٧٦
چگونه مىتوان انسانى را شناخت و به اخلاق و خوى او پى برد؟
سؤال شما كلى است و معلوم نيست از راههاى شناخت دوست پرسيدهايد يا همسر يا كسى ديگر. به هر حال براى شناخت افراد با عناوين مختلف، راههاى گوناگونى وجود دارد. اگر بخواهيد بدانيد كسى شايسته دوستى است يا خير، او را امتحان كنيد. مىتوانيد از طريق: ١ ـ به خشم آوردن او؛ ٢ ـ يارى خواستن از او در سختىها؛ ٣ ـ چيزى را امانت پيش او گذاشتن و ميزان امانتدارى او را سنجيدن؛ ٤ ـ به دست آوردن ميزان پاىبندى او به آداب دين و مسافرت، او را امتحان كنيد.
به طور حتم كسى كه با اخلاق نيكو نسبت به لغزشهاى دوستان روبرو مىشود و با برخوردى شايسته و به دور از عصبانيت و متوسل شدن به ابزار ناروا، از كنار آنها عبور مىكند و با ايجاد اصلاح، به دوستىهاى خود تداوم مىبخشد، يا كسى كه به هنگام ضعف و سختى و بروز مشكلات براى دوستان خود نه تنها آنان را رها نمىكند بلكه با تمام وجود در رفع آن تلاش مىكند، همچنين كسى كه در برابر خالق خويش سپاسگزار است و خود را نسبت به دستورات او مسئول ميداند و به رعايت آداب دين همّت ميورزد و امانتدار است و در مسافرت نشانههاى فراوان دوستى مانند: جوانمردى، ايثار، پاىبندى به تعهدات، صداقت و راستى و بسيارى ديگر از صفات زيباى همسفران در او نمايان است، شايسته دوستى است.
امام صادق (ع) مىفرمايد: كسى را به علامت دوستى نشناس، مگر او را در سه چيز آزمايش كنى:
١ ـ به خشم او نگاه كن ]ببين آيا او را از حق به باطل مىكشاند يا خير[؛
٢ ـ در ثروت او بنگر ]ببين چگونه به دست آورده و در چه راهى خرج مىكند[؛
٣ ـ با او به مسافرت برو ]تا اخلاق و رفتارش براى تو روشن گردد[.
اينها امورى است كه حتى شاعران در شعرهاى خود آن را يادآور شدهاند:
دشمن دانا كه غم جان بود بهتر از آن دوست كه نادان بود
* * *
دوست آن باشد كه گيرد دست دوست در پريشان حالى و درماندگى
دوست مشمار آنكه در نعمت زند لاف يارى و برادرخواندگى
* * *
دوستان را به گاه سود و زيان بتوان ديد و آزمود توان
* * *
به هر حال دوست را بايد با توجه به معيارهاى پسنديده، گزينش كرد تا رشته دوستى با دوام باشد و اين امرى است مهم. بزرگان گفتهاند:
«چگونه بافتن ريسمان رفاقت، امرى مهم است اما انتخاب نوع نخ آن، مهمتر است.»
مطالبى كه بيان شد، مربوط به شناخت دوست بود، اما اگر منظور شما شناخت همسر آينده و پى بردن به لياقتها و شايستگىهاى او
باشد، اين نيز راههايى دارد كه به طور فشرده به چند مورد اشاره مىكنيم:
١ ـ گفتوگو
شايد مهمترين و بهترين راه شناخت دختر و پسر از يكديگر، گفت و گو باشد. از اين طريق مىتوان به نقاط قوّت و ضعف افراد پى برد و با ايدهها و هدفها و حساسيتهاى آنان آشنا گرديد.
تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد
البته هر چند اين گفتوگوها مربوط به زندگى خصوصى يك دختر و يك پسر است، اما بايد با رعايت مقرّرات شرع و در حدّ ضرورت و به طور شفاف و با اطلاع پدر و مادر دو طرف انجام گيرد و از پنهان كارى و زيادهروى در آن اجتناب شود. بعضىها به بهانه اينكه قصد دارند با هم ازدواج كنند، بدون اينكه صيغه عقد خوانده باشند و بدون رعايت حجاب و مقرّرات اسلامى، همانند دو محرم و حتى همانند يك زن و شوهر با هم رفت و آمد و گفتوگو مىكنند. اين نحوه معاشرت با هر نيّتى كه باشد، عاقبت خوبى ندارد و چه بسا زمينهساز بهرهگيرىهاى شهوانى شيّادان و هواپرستان خواهد شد.
٢ ـ تحقيقات محلّى
محل زندگى يا محل كار و تحصيل، محيط مناسبى براى پرس و جو درباره افراد است. معمولاً در اين محيطها، صفات، روحيات، محسّنات و نقاط ضعف افراد براى همسايگان، هم كلاسىها و دوستان تا اندازهاى مشخص است و مىتوان با پرس و جو و يا زير نظر گرفتن افراد در چنين محيطهايى، به ميزان پاىبندى آنها به آداب و رسوم و حقوق و مقرّرات اجتماعى و نيز برخوردارى از صفات و روحيات پسنديده پى برد.
اين راهى است كه تقريباً از قديم الايام، متداول بوده و امروزه نيز پدر و مادرها براى پيدا كردن عروس و يا داماد مورد پسند خود، بيشتر از اين راه استفاده مىكنند.
٣ ـ معاشرت يا مسافرت
يكى ديگر از راهها براى شناخت ويژگىهاى فرد و پى بردن به صلاحيت او براى همسرى، معاشرت و مسافرت است. ممكن است زمينهاى فراهم شود كه خانوادهها براى مدتى كنار يكديگر و در همسايگى هم زندگى كنند و يا در سفرهاى زيارتى و سياحتى، با هم همسفر شوند، در چنين موقعيتهايى نيز شرايطى مناسب براى شناخت دختر و پسر از يكديگر فراهم مىشود.
در نهايت، اگر منظور شما از شناخت افراد، شناخت كلى آنها و يا كسانى باشد كه به طور روزمره با آنان در ارتباط هستيم، بايد يادآور شويم كه اصل اوّلى در اين مورد، پاكى و نيكى افراد است. اسلام به ما توصيه مىكند هنگامى كه با كسى روبرو مىشويد بنا را بر خوب بودن او بگذاريد و تصوير نادرست و خلافى از او در ذهن نداشته باشيد، مگر اينكه با او حشر و نشر و معامله و داد و ستد و معاشرت داشته باشيد و خلاف آن ظاهر شود. به هر حال، اصل اوّلى پاك بودن، راستگو بودن، مؤمن و با تقوا بودن افراد است.
ازدواج شيعه و سنّى
خانم ن . م، شماره اشتراك ١٥٠٥٦
من مىخواهم با يك پسر سنّى ازدواج كنم، آيا مىتوانم؟
هر چند ازدواج زن شيعه با مرد سنّى، در صورتى كه ناصبى و دشمن اهل بيت نباشد، به نظر بسيارى از مراجع اشكال ندارد و امام خمينى (ره) آن را مكروه ميداند و مىفرمايد: «تا آنجاكه ممكن باشد اين احتياط ترك نشود»، اما توجه داشته باشيد كه چنين ازدواجى
بسيار حساس است و بايد پس از بررسى همه جانبه و به صورت سنجيده انجام گيرد، چرا كه در بحث ازدواج به دلايل روانى و ضرورتهاى مهم آن، گفته شده كه بايد زن و شوهر همكفو يكديگر باشند و از حيث تحصيلى، سِنّى، مالى، خانوادگى و به طور كلى در سليقهها، افكار و انديشهها و اخلاق و روحيات و مخصوصاً از نظر دينى و ايمانى با هم متناسب و همتا باشند تا ازدواجشان مطلوب و با
دوام باشد.
در صورتى كه تناسب در امور ياد شده رعايت نشود، زن و شوهر در بسيارى از مسائل مخصوصاً مسائل تربيتى ـ فرهنگىِ مرتبط با فرزندان دچار مشكل مىشوند. بنابر اين اگر زن شيعه مذهب با مرد سنّى ازدواج نكند، از جهاتى براى خود آنان و آيندهشان بهتر خواهد بود.
ضعف باورهاى دينى
دوستى دارم كه به احكام و موازين اسلامى مقدارى بيايمان شده است، چگونه وضعيت او را تغيير دهم؟
آنچه مطرح كردهايد، مختص يك نفر يا دو نفر نيست. متأسفانه ضعف باورهاى مذهبى و گرايشهاى دينى در جامعه و به ويژه در طيف وسيعى از جوانان، امروزه مهمترين چالش فرهنگى ـ اجتماعى ما به شمار ميرود و درمان آن نيز نيازمند بررسى همه جانبه و تدبير و برنامهريزى عمومى است.
كالبد شكافى اين پديده ناميمون چنين مىنماياند كه عوامل آن، يكى دو تا نيست. مسائل خانوادگى و رفتار ناشايست والدين، تأثير دوستان و رفيقان ناباب، جهل و نادانى، آشنا نبودن به ارزش وجودى خود و نيازهاى اساسى، بى خبرى از باطن دنيا و تكيه بر ظواهر فريبنده آن، عدم شناخت معارف دين و تأثير آن در سعادت دنيا و آخرت، ترويج مسائل خلاف واقع و خرافات به اسم دين، تضاد بين گفتار و رفتار رهبران جامعه و مسئولان، خيانت بعضى از به اصطلاح بزرگان و حيف و ميل گاه و بىگاه بيتالمال به دست آنان، ناديده گرفتن حقوق اجتماعى، به مسخره گرفتن حساب و كتاب و عذاب از سوى عدهاى، تنزّل دادن مقام بزرگان دين و بالا بردن بعضى افراد معمولى و قرار دادن آنان در خط قرمز و در جاىگاه معصومان و بزرگان دين و بالاخره مشكلات دست و پاگير زندگى و فقر و محروميت و كم طاقتى و از كوره به در رفتن در برابر گرفتارىها و دهها عامل ديگر، در ايجاد چنين وضعيتى دخيلند.
بنابر اين، نه مىتوان اين وضعيت را انكار كرد و نه مىتوان همه تقصيرها را به گردن نسل جوان انداخت و به اصطلاح فرافكنى كرد و نه مىتوان براى درمان آن، نسخهاى واحد و يكنواخت پيچيد. بايد اين عوامل را يك به يك رسيدگى و براى آن چارهجويى كرد.
وضعيت انسان در عالم برزخ
خانم سيدهصديقه ظفرىنيا، شماره اشتراك ١١٩١٧
وضعيت انسان در عالم برزخ چگونه است؟ آيا در قيامت مىتوان خطاهاى خود را جبران كرد؟ اينكه مىگويند بهشت و جهنم در همين دنياست، چگونه است؟
بين دنيا و عالم قيامت، عالمى است كه به آن برزخ مىگويند. انسانها در اين عالم به آن صورت و شكلى در ميآيند كه با اعمال و رفتارشان براى خود ساختهاند. اگر عملشان خوب بوده، شكلى زيبا و فرهمند خواهند داشت و اگر عملشان بد بوده، صورتى زشت و عذابآور دارند. عذاب و ثواب برزخى و نعمتها و گرفتارىهاى برزخى نيز متناسب با اعمال افراد و عالم برزخ، منظور مىشود.
همانطور كه در مشاوره ٦٦ يادآور شديم، سير تكاملى انسان با مرگ متوقف نمىشود و در عالم برزخ ادامه دارد. از پيامبر گرامى اسلام (ص) نقل شده كه فرمود: از جمله كارهاى نيكى كه بعد از مرگ به مؤمن مىپيوندد عبارتاند از: علمى كه آموخته و منتشر كرده، فرزند نيكوكارى كه از خود به يادگار گذاشته، مسجدى كه بنا كرده، خانهاى كه براى در راه ماندگان احداث نموده، آبى كه جارى ساخته و صدقهاى كه به هنگام سلامتى يا مريضى پرداخته است.
البته تكليف و كشت و كار و كسب ملكات عاليه و اصلاح خود و جامعه و امورى از اين دست، به دنيا مربوط است و با قيامت تناسب ندارد. همانطور كه حضرت على (ع) مىفرمايد: «امروز، روز عمل است، نه حساب و فردا روز حساب است، نه عمل.»
انسانها در آن عالم، مزد و پاداش كارهايى را مىگيرند كه در اين دنيا انجام دادهاند. بنابر اين در عالم قيامت فرصتى براى كامل شدن
و اصلاح كارها نيست. اينكه مىگويند بهشت و جهنم در همين دنياست به معناى آن نيست كه اين دنيا محل جهنم و بهشت موعود خواهد بود، بلكه منظور آن است كه اعمال انسان هر چه هست، همان بهشت و جهنم است.
در قرآن مىخوانيم: «روزى كه زمين و آسمان به غير زمين و آسمان تبديل مىشوند»؛ يعنى اين زمين متلاشى مىشود، سيارات و
كرات ديگر نيز در هم فرو ميريزند و قيامت بر پا مىشود. وسعت بهشت به اندازه زمين و آسمانهاست و اين چيزى است غير از زمين موجود با وسعت آن.
توضيح اينكه هر يك از اعمال ما علاوه بر شكل ظاهرى، باطنى هم دارد كه به دليل محدوديتمان، از درك آن عاجزيم. قرآن كريم در بعضى آيات، از باطن برخى اعمال پردهبردارى مىكند و مىفرمايد: «آنان كه اموال يتيمان را به ستم مىخورند شكم خويش را پر از آتش مىكنند و به آتشى فروزان خواهند افتاد.»
«آنان كه كتاب خدا را پنهان ميدارند تا بهاى اندكى بستانند، شكمهاى خود را جز از آتش انباشته نمىسازند.»
«در كارهاى پنهانىِ يكديگر جست و جو نكنيد و از يكديگر غيبت نكنيد، آيا هيچ يك از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟»
اگر ما چشم حقيقت بين داشته باشيم و بتوانيم به اصطلاح، پشت صحنهها را ببينيم و به باطن اعمال راه يابيم، به طور حتم باور خواهيم كرد كه بهشت و جهنم از همين دنيا و از هنگامى شروع مىشود كه به حدّ تكليف ميرسيم و اعمالمان در نامههايى براى پاسخگويى ثبت مىشود.
ياد خدا و رفع اضطراب
چرا گاهى ياد خدا نيز استرسها را برطرف نمىكند و آرامبخش نيست؟
در اينكه ياد خدا آرامبخش دلهاست، ترديدى نيست. اعتقاد به خداى مهربان و نجات دهنده كه از رگ گردن به انسان نزديكتر است و منبع همه كمالات و خوبىها به شمار ميرود، قواى انسان را تجديد مىكند، اختلالات عاطفى و ناملايمات روحى و روانى را ترميم مىنمايد، آرامش و اطمينان را جاىگزين دلهره و ترس و ناامنى مىكند و به ما اين قدرت و توان را ميدهد كه بهتر بينديشيم و براى مشكلات و گرفتارىهاى خود راه حلهاى بهترى را پيدا كنيم و با تدبير و مآلانديشى، فشارهاى روانى و از جمله ترس را از خود دور سازيم.
به هر نسبت كه ايمان ما قوى و محكم باشد، به همان ميزان از بيمارىهاى روحى در امانيم و آرامش خاطر داريم.
و اين چيزى است كه علاوه بر قرآن و بزرگان دين، صاحب نظران و روان شناسان نيز بر آن تأكيد دارند. به طورى كه امروزه با رويكردى نو، روان درمانى دينى را بهترين راه براى درمان بيمارىهاى روحى و عاطفى معرفى مىكنند.
البته آرام بخش بودن ياد خدا همانند ساير مسائل دينى، حدود و شرايطى دارد و نمىتوان در هر جايى و براى رفع هر نوع ناراحتياى حتى اگر ريشه و عامل مشخصى داشته باشد، از آن مدد گرفت.
از طرفى، اضطراب و ترس انواعى دارد و در همه حال، بيمارى به شمار نميرود تا مجبور شويم آن را درمان كنيم و يا انتظار داشته باشيم ذكر و ياد خدا آن را برطرف سازد؛ مثلاً كودكى كه پدر و مادر خود را گم كرده و يا دانشآموزى كه سر جلسه امتحان نشسته و يا كودكى كه روز اول مدرسه رفتن اوست، همگى اضطراب دارند و اينها را نمىتوان گفت غير عادى است، بلكه نوعى عكسالعمل معمولى است براى ايجاد آمادگى و انجام كارهاى مهم و حضور در محيطهاى جديد يا موقعيتهاى بالاتر.
اگر اين اضطراب، شديد و طولانىتر از حد معمول گرديد، به طورى كه فرد را در مواجهه با خطرات و حوادث با احساس ترس دائمى، بىقرارى، دلشوره، دلهره و ضعف، همراه ساخت، در اين صورت نوعى بيمارى به شمار ميرود كه بايد به درمان آن پرداخت و چون اين بيمارى عوامل و ريشههاى مختلفى دارد، نمىتوان آن را به طور كلى در اثر غفلت از ياد خدا دانست. اما تشخيص اينكه عامل آن چيست با متخصص مىباشد. بنابر اين توصيه ما اين است كه حضرتعالى و هر كس كه با چنين نشانههايى روبروست قبل از متهم كردن مبانى اعتقادى خود، سرى به يك دكتر متخصص غدد و يا روانشناس بزند و پس از معلوم شدن عامل بيمارى، به درمان آن بپردازد و در صورت نياز از امور معنوى نيز بهره بگيرد.
نگاه كردن به تصاوير مستهجن
آقاى على اسكندرى، شماره اشتراك ١٢٣٧٠
دوستى دارم كه مىگويد با نگاه كردن به عكسهاى مستهجن از طغيان شهوت خود جلوگيرى مىكند، آيا اين درست است؟
نگاه كردن به عكسها و فيلمهاى مستهجن در صورتى كه تحريك كننده باشد، حرام است. در رساله توضيح المسائل مىخوانيم: «نگاه كردن به هر عكسى به قصد لذت، حرام است، خواه عكس مرد باشد يا زن، محرم باشد يا نامحرم، عكس انسان باشد يا غير آن ]از اين حكم، عكس همسر استثنا شده است[.»
نگاه كردن به تصاوير غير اخلاقى، نه تنها از ارتكاب گناه جلوگيرى نمىكند، بلكه خود زمينهساز گناهان ديگر است. هر جا چشم رفت دل نيز به دنبال آن خواهد رفت و بزهكارىها و فجايع و مفاسد را به وجود خواهد آورد. سعدى مىگويد:
زدست ديده و دل هر دو فرياد كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
بسازم خنجرى نيشش زفولاد زنم بر ديده تا دل گردد آزاد
پروين اعتصامى مىگويد:
دلت هرگز نمىگشت اين چنين آلوده و تيره اگر چشم توى ميداشت شرط پاسبانى را
بنابراين براى رهايى از مفاسد و گرفتار نشدن به بزهكارىها، بايد از نگاه به نامحرم و عكس او چشم پوشيد. امام على (ع) مىفرمايد: «من غضّ طرفه اراح قلبه؛ هر كس چشم خود را فرو بست، دلش را آسوده ساخت.»
از طرفى، بهترين راه براى جلوگيرى از طغيان شهوت و ارتكاب حرام، همانطور كه بزرگان پيشنهاد كردهاند، روزه گرفتن، پرهيز از پرخورى و بعضى غذاهاى مقوّى و ازدواج دائم يا موقّت است كه ثواب بسيار هم دارد.
احكام دير رسيدن به نماز جماعت
خانم مريم افخمى، شماره اشتراك ١١١٤٤
هنگامى كه دير به جماعت برسيم چگونه مىتوانيم به آن ملحق شويم؟
در مورد دير رسيدن به نماز جماعت، چند حالت متصور است:
١ ـ اگر در ركعت دوم به جماعت برسيم، مىتوانيم بلافاصله به جماعت ملحق شويم؛ يعنى نيت كرده و تكبير بگوييم و همراه امام نماز را ادامه دهيم. اگر به ركوع ركعت دوم امام برسيم، سريعاً نيت كرده و تكبير مىگوييم و در ركوع قبل از آنكه امام سر از ركوع بردارد، به او ملحق مىشويم. اين مىشود ركعت اول ما و ركعت دوم پيشنماز. در اين صورت، امام براى تشهد مىنشيند و ما هم مىنشينيم و همراهى مىكنيم. البته مستحب است نيمخيز بنشينيم كه به آن «تجافى» مىگويند.
بعد از تشهد، همراه پيشنماز بلند مىشويم و چون ركعت دوم ما به حساب ميآيد به جاى تسبيحاتى كه امام جماعت مىخواند، ما
حمد و سوره را سريع مىخوانيم و خود را به امام ميرسانيم. اگر نماز سه ركعتى باشد، پيشنماز بعد از دو سجده مىنشيند و تشهد و سلام را مىخواند، ما هم مىنشينيم تشهد را مىخوانيم و بعد از آن، هم مىتوانيم بلند شويم و ركعت سوم خود را بخوانيم و هم مىتوانيم بعد از خواندن تشهد به صورت تجافى بنشينيم تا امام جماعت سلام نماز را بگويد. پس از آن، بلند مىشويم و باقىمانده نماز را مىخوانيم.
٢ ـ اگر در ركعت سوم و يا چهارم به جماعت برسيم، دو حالت متصور است: اگر در همان ابتداى ركعت سوم به جماعت رسيديم، بلافاصله نيت كرده و اقتدا مىكنيم و حمد و سوره را سريع مىخوانيم و همراه پيشنماز به ركوع ميرويم. البته اگر حمد تنها هم خوانده شود اشكالى ندارد.
اما اگر در اواخر ركعت سوم؛ يعنى مثلاً هنگامى به جماعت برسيم كه پيشنماز مشغول خواندن تسبيحات است، در اينجا صبر مىكنيم تا او به ركوع برود و ما سريع نيت مىكنيم و قبل از آنكه پيشنماز سر از ركوع بردارد به او ملحق مىشويم. در اين صورت، همينكه ما ركوع را درك كرديم و بعد دو سجده را همراه پيشنماز خوانديم، ركعت اول ما حساب مىشود. اگر نماز سه ركعتى باشد پيش نماز مىنشيند و تشهد و سلام مىخواند و ما مىتوانيم به صورت تجافى بنشينيم تا نماز تمام شود و آنوقت بلند شويم و ركعت دوم و سوم نماز را بخوانيم و يا مىتوانيم بعد از خواندن دو سجده، خود را از جماعت جدا كنيم و مشغول خواندن دو ركعت باقى مانده شويم.
اگر نماز چهار ركعتى باشد وضعيتى كه براى ركعت سوم در چند سطر پيش گفتيم، درباره اين هم جارى مىشود. منتها بايد توجه داشت كه اگر نماز چهار ركعتى است و در ركعت سوم به جماعت ملحق شديم، در ركعت چهارم نماز كه ركعت دوم ما به شمار ميرود، بايد به جاى تسبيحات، حمد و سوره بخوانيم.
٣ ـ اگر هنگامى به جماعت برسيم كه امام در تشهد و سلام آخر نماز است، در اين حالت مىتوانيم براى اينكه از ثواب جماعت بهرهمند شويم بلافاصله نيت كرده و تكبير بگوييم و به صورت تجافى بنشينيم تا امام سلام نماز را بگويد و بعد بلند شويم و نمازمان را ادامه دهيم. در اين حالت، ما فقط الله اكبر را همراه با جماعت گفتهايم و هنگامى كه بلند شديم شروع مىكنيم به خواندن حمد و سوره و بقيه كارها.
اين نكته را نيز يادآور مىشويم كسى كه به جماعت اقتدا كرده همه ذكرها را به جز حمد و سوره مىخواند، مگر اينكه در ركعت سوم و چهارم اقتدا كند كه گفتيم چگونه عمل مىكند.
البته ريزهكارىهاى ديگرى نيز هست كه با رجوع به رساله توضيح المسائل در بخش نماز جماعت مىتوانيد با آنها آشنا شويد.
تناسب سنّى و ازوداج فاميلى
آقاى صادق جبارزاده، شماره اشتراك ١١٧٦٦
آيا پسر مىتواند با دخترى بزرگتر از خود ازدواج كند؟ ازدواج پسر عمو با دختر عمو از كجا آمده است؟
در فرهنگ دين ما، براى دو همسر با شخصيت و شايسته معيارهايى مشخص شده است؛ مانند: ديندارى، برخوردارى از اخلاق نيك و شرافت خانوادگى، عقل و دانايى، سلامت روح و جسم، همتايى و همكفو بودن؛ يعنى تناسب دينى، فكرى، جسمى، تحصيلى، مالى، خانوادگى، اجتماعى و... .
از ميان اين معيارها، مهمترين آن، دين و اخلاق نيك است. پيامبر گرامى اسلام (ص) مىفرمايد: «اگر شخصى به خواستگارى آمد كه دين و اخلاق او را پسنديديد، به او همسر بدهيد. در غير اين صورت، فتنه و تباهى بزرگى در زمين ايجاد خواهد شد.»
البته از عشق و علاقه نيز نبايد غافل بود. دختر و پسرى كه معيارهاى ياد شده را داشته باشند اما عاشق هم نباشند و يكديگر را نپسندند، ازدواج موفقى نخواهند داشت.
بنابراين، موضوع سنّ در فرهنگ دينى ما مطرح نيست؛ همچنان كه در جايى نيامده كه پسر عمو بايد با دختر عمو ازدواج كند. اتفاقاً بر عكس، امروزه سفارش مىكنند با فاميل نزديك ازدواج نكنيد، چرا كه ممكن است فرزندانى معلول به دنيا آورند. به همين دليل
ازدواجهاى فاميلى را به مشاوره ژنتيك ارجاع ميدهند.
آنگونه كه در تاريخ آوردهاند، پيامبر اكرم (ص) هنگام ازدواج با حضرت خديجه (س) پانزده سال از ايشان كوچكتر بود. و اين نشان ميدهد كه رعايت تناسب سنّى، معيار و شرط اصلى براى ازدواج نيست، لكن اهميت دادن به آن و در نظر گرفتن تناسب سنّى، قطعاً در برپايى يك خانواده مستحكم و با دوام مؤثر است.
عوامل موفقيّت در تحصيل
خانم غزاله جاودان، شماره اشتراك ١١٧٩٧
چگونه مىتوان در برنامههاى تحصيلى و مخصوصاً كنكور موفق شد؟
موفقيت در تحصيل و قبولى در كنكور همانند ساير موفقيتهاى زندگى، در گرو عوامل و شرايط ويژه، امكانپذير است. هيچ موفقيتى بدون عامل و مقدمه، حاصل نمىشود.
بعضى از عوامل تأثيرگذار در اين زمينه عبارتاند از:
١ ـ هدفدارى
بسيارى از سردرگمىها و بىنظمىها و احساس شكستها، ناشى از بىهدفى است. چون نميدانيم مقصد چيست، پريشانيم، چون نقطهاى را در نظر نگرفتهايم متمركز نيستيم و هر لحظه و هر روز به فكرى و به دنبال چيزى هستيم و از اين شاخه به آن شاخه مىپريم.
وقتى مراد و هدف، مشخص شد و دانستيم به دنبال چه هستيم، كارهايمان بر آن اساس تنظيم مىشود و از سردرگمى و بيانضباطى رها مىشويم. ذهن انسان هدفدار، مشغول به اين طرف و آن طرف نيست و ميداند چه مسيرى را بايد طى كند.
٢ ـ خودپندارى مثبت
به طور كلى، خودپندارى انگيزهاى قوى در تعيين نوع رفتار افراد به شمار ميرود. رفتار و نوع فعاليت هر كس در هر زمان، به ارزيابى از خود بستگى دارد. اگر تصوير ذهنى از خودش اينگونه باشد كه او فردى كم حرف و حقير است، در اين صورت مانند آدمى ضعيف و گوشهگير و متكى به غير، همواره منتظر كمك و حمايتهاى ديگران مىماند. در حالى كه اگر تصويرى مثبت از خود داشته باشد؛ بدين معنا كه او فردى فهيم و صاحب نظر و لايق حضور در اجتماع است و ديگران به نظر و رأى او اهميت ميدهند، در اين صورت، فردى با جرئت و اجتماعى است و قادر به اظهار نظر در ميان دوستان خواهد بود و با ديگران رفتارى صميمى خواهد داشت.
افراد خجالتى چون مفهوم ضعيفى از توانايىهاى خود دارند، از برخوردهاى اجتماعى گريزانند و كارهايى را كه مستلزم تماس دائمى با مردم باشد انتخاب نمىكنند.
بنابر اين براى كسب موفقيت در هر كارى بايد به اصلاح تصوير ذهنى خود پرداخت و احساس بىكفايتى، حقارت و بيارزشى و ناتوانى را به احساس كفايت و كرامت و ارزشمندى و توانمندى تبديل كرد و بر اساس آن چه هست و متناسب با توانمندىهاى واقعى خود به فعاليت پرداخت و منتظر اين و آن نماند، چرا كه امام على (ع) مىفرمايد: «من لم ينجد لم ينجد؛ هر كس خود را بلند نگرداند، كسى
او را بلند نخواهد كرد.»
ديل كارنگى مىگويد: اگر از من بپرسيد چه كسى موفق است؟ خواهم گفت: كسى كه با قدرت تمام توانسته است خودش را متقاعد كند كه موفق مىشود. براى توفيق در كارها هيچ چيز به اندازه اعتقاد و ايمان به توانستن، مؤثر نيست. اگر از انجام كارى بترسيد و فكر كنيد كه قادر به انجام آن نيستيد، تحت هيچ شرايطى آن كار را به نحو مطلوب نمىتوانيد انجام دهيد. ترس، نيروى محركه ماشينى را كه بايد بازده مطلوب و كافى داشته باشد، به شدت از ميان مىبرد. در مقابل، اعتماد و ايمان به خواستن و توانستن ]يعنى همان خودپندارى مثبت[ شتاب چنين ماشينى را افزايش ميدهد و بر كارايى آن ميافزايد.
٣ ـ برنامهريزى
برنامهريزى، از عوامل و رموز كليدى كسب موفقيت به شمار ميرود. در پرتو اين امر مهم، مديريت زمان در اختيار انسان است و از هدر رفتن آن جلوگيرى مىشود. با صرفهجويى در زمان، فرصت انجام هر كارى در اختيار انسان خواهد بود و درصد شكست و ناكامى به ميزان چشمگيرى تنزل مىيابد و شانس موفقيت بيشتر خواهد شد.
از طرفى، برنامهريزى، شور و اشتياق انسان را براى دنبال كردن هدف افزايش ميدهد و چون انسان مرحله به مرحله تحقق كارها و برنامههاى تنظيم شده خود را مشاهده مىكند، براى گام نهادن به دنبال هدفهاى عالىتر، تشويق مىشود و همين امر زمينه رشد و بالندگى او را فراهم مىسازد.
البته تحقق برآيند ياد شده در صورتى است كه برنامهريزى به خوبى و واقعبينانه طراحى شود. جنابعالى كه به موضوع كنكور و موفقيت در تحصيل و مطالعه ميانديشيد مىبايست علاوه بر انتخاب روش و الگوى مطالعاتى درست، براى برنامهريزى مناسب و مطلوب نيز نكاتى را مد نظر قرار دهيد تا اجراى آن برايتان مقدور و مطلوب باشد. اين نكات عبارتاند از:
الف) درسها و مطالبى را كه مىخواهيد مطالعه كنيد متناسب با حوصله و توان خود، تقسيم كنيد و براى هر مقطع زمانى، مقدارى مثلاً چند صفحه يا چند درس را در نظر بگيريد. هرگز مقدار زيادى كار را براى يك مدت محدود نگذاريد كه از حدّ توان و حوصله شما خارج باشد.
ب) براى مطالعه مطالب مشكل، بهترين ساعات را در نظر بگيريد و مطالعه مطالب آسان را به ساعتهاى ديگر موكول كنيد.
ج) در صورت امكان، مطالب مشابه را با هم نخوانيد، زيرا خواندن مطالب مشابه با يكديگر موجب اشتباه مىشود.
د) كارهاى فوق العاده و خارج از برنامه را نيز در برنامهريزى خود، منظور كنيد. گاهى كارهاى غير منتظره و عوامل ديگرى مانند ميهمانى، بيمارى و... پيش ميآيد كه ممكن است برنامه شما را به هم بزند، براى اين كارها نيز فرصت لازم را پيشبينى كنيد.
ه ) در صورتى كه افكار و انديشههايى غير از درس و مطالعه براى شما ايجاد مزاحمت مىكند، مىتوانيد آنها را ثبت كنيد و با تعيين وقتى براى رسيدگى به آنها خيال خود را از اين جهت راحت كنيد.
و) اولويتبندى كارها نيز از موارد مهم در برنامهريزى است. در هر شبانهروز ما علاوه بر درس و مطالعه، كارها و نيازهاى ديگرى مانند: غذا خوردن، خواب و استراحت، بازى و تفريح و نظافت و بهداشت داريم كه بايد آنها را اولويتبندى كنيم و براى هر يك ساعتى را در نظر بگيريم.
٤ ـ همت بلند
يكى از ويژگىهاى زنان و مردان موفق، داشتن همت بلند است. انسانهاى پيروز ابتدا برنامهريزى مىكنند و پس از تعيين اولويتها، براى رسيدن به هدفهاى خود با همتى بلند و بدون اتلاف وقت، از لحظه لحظه عمر خود استفاده مىكنند. به واقع آنان اين آيه قرآن كريم در گوششان طنينانداز است كه: «براى انسان جز آنچه با سعى و تلاش انجام ميدهد، ]مزد و پاداشى [نخواهد بود.»
به قول فردوسى:
چو كوشش نباشد تن زورمند نيارد سر از آرزوها بلند
كه اندر جهان سود بيرنج نيست كسى را كه كاهل بود گنج نيست
دانشمندى مىگويد: در زندگى هيچ مرد بزرگى نمىتوان كلمه موفقيت را قبل از كلمه كوشش ديد.
ما باده مى خوريم، حريفان غم جهان روزى به قدر همّت هر كس مقدّر است