معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - گوناگون
گوناگون
حكايت
وقتى غلامى خريدم، از وى پرسيدم: «چه نامى؟» گفت: «تا چه خوانى؟» گفتم: «چه خورى؟» گفت: «تا چه خورانى؟» گفتم: «چه پوشى؟» گفت: «تا چه پوشانى؟» گفتم: «چه كار كنى؟» گفت: «تا چه كار فرمايى؟» گفتم: «چه خواهى؟» گفت: «بنده را با خواست چه كار؟» پس با خود گفتم: «اى مسكين، تو در همه عمر خداى تعالى را چنين بنده بودهاى؟»
فرستنده: صادق جبارزاده، شماره اشتراك ١١٧٦٦، از بستان
درس زندگى
مىگويند روزى شيطان تصميم گرفت از كار خود دست بكشد، بنابر اين اعلام كرد مىخواهد ابزارهايش را با قيمتى مناسب به فروش بگذارد؛ پس وسايل كارش را كه شامل خودپرستى، نفرت، ترس، خشم، حرص، حسادت، شهوت، قدرتطلبى و... مىشد به نمايش گذاشت. اما يكى از اين ابزارها، بسيار كهنه و كار كرده به نظر ميرسيد و شيطان حاضر نبود آن را به قيمت ارزان بفروشد.
كسى از او پرسيد: «اين وسيله گران قيمت چيست؟»
شيطان گفت: «اين نوميدى و افسردگى است.»
پرسيدند: «چرا اين همه گران است؟»
شيطان گفت: «زيرا اين وسيله براى من بيش از ابزارهاى ديگر مؤثر بوده است. هر گاه ساير وسايلم بياثر مىشوند. فقط با اين وسيله است كه مىتوانم قلب انسانها را بگشايم و كارم را انجام دهم. اگر بتوانم كسى را وادارم كه احساس نااميدى، يأس، دلسردى و تنهايى كند، مىتوانم برنامههايم را اجرا كنم. من اين وسيله را روى همه انسانها امتحان كردهام و به همين دليل اين همه كهنه است.»
فرستنده: سميه خالقى، شماره اشتراك ١٢٣٥٧، از كرمانشاه
برگرفته از: هفته نامه پيك سنجش، ش ٤٥، ٢٢/١١/٨٥، ص ٢
روح ناآرام
صفهاى نماز جماعت بسته شده بود و همه آماده شنيدن اذان بودند. ناگهان مردى با چهرهاى نگران در حالى كه سرش را پايين انداخته بود، در كنار پيامبر (ص) به زمين نشست، اما خجالت مىكشيد به چهره او نگاه كند. پيامبر (ص) با مهربانى نگاهى به او كرد و آماده شنيدن حرفهايش شد. مرد به آهستگى و با صداى لرزان گفت: «اى رسول خدا! من گناهى كردهام كه...». پيامبر (ص) ديگر به حرفهاى آن مرد گوش نداد و برخاست تا نماز را شروع كند.
مرد فكر كرد كه بىموقع مزاحم آن حضرت شده است. به همين دليل با شرمندگى بلند شد و به صفهاى نمازگزاران پيوست. همين كه نماز تمام شد به سرعت و قبل از آنكه كسى به حضور پيامبر (ص) برسد، نزد او رفت و دو زانو نشست. پيامبر (ص) به چهره آن مرد نگاهى كرد. مرد كه سرش پايين بود، گفت: «يا رسول الله! عرض كردم گناهى كردم كه...».
پيامبر (ص) با مهربانى پرسيد: «مگر اكنون با ما نماز نخواندى»؟ مرد جواب داد: «بله يا رسول الله»! پيامبر (ص) پرسيد: «مگر به خوبى وضو نگرفتى»؟ مرد جواب داد: «بله يا رسول الله»! حضرت به آرامى گفت: «پس نمازى كه خواندى كفاره گناه تو بود.»
فرستنده: غلامعلى خليليان، شماره اشتراك ١١٨٩١، از قم
به نقل از: تفسير نمونه، ج ٩، ص ٢٦٨
از مكافات عمل غافل مشو
منهال بن عمر مىگويد: به هنگام بازگشت از مكه، در مدينه به محضر امام على بن الحسين (ع) مشرّف شدم. به او سلام گفتم و امام پاسخ دادند و سپس پرسيدند: منهال! از حرملة بن كاهل اسدى چه خبر دارى؟ عرض كردم: او را به هنگام بيرون آمدن از كوفه، سالم و زنده ديدم. امام (ع) دستهاى خود را به طرف آسمان بلند نمود و عرض كرد: خدايا! حرارت آهن را به او بچشان.
منهال گويد: به كوفه وارد شدم، مشاهده نمودم كه مختار خروج كرده و افرادى از قاتلان امام حسين (ع) را به سزاى عمل ننگين خود رسانده است.
بين من و او صداقت و دوستى ديرينهاى بود. پس از مراجعت از مكه در منزل نشستم و رفت و آمد مردم پايان پذيرفت و رنج سفر از تنم خارج شد. سوار مركب شدم و به سراغ مختار رفتم، او را در بيرون از منزل خويش يافتم. سلامى به او گفتم، او جواب سلام مرا داد و فرمود: «منهال! مدتى است كه تو را نمىبينم، نه پيش ما ميآيى، نه به زيارت ما ميرسى و نه در مقابل اين همه فتوحات كه خداوند نصيب ما فرموده است تبريك و تهنيت مىگويى.»
عرض كردم: «سرور من! در زيارت بيت الله الحرام بودم و به تازگى به كوفه رسيدهام وگرنه زودتر به حضورتان ميرسيدم.»
قدم زنان مقدارى با هم سير نموديم تا به محل «كنائس» رسيديم، متوقف شد، مثل اينكه انتظار كسى را مىكشيد؛ گويا در جست و جوى «حرمله» افرادى را فرستاده بود. ساعتى نگذشته بود كه جمعى با شتاب فراوان و شادمان به طرف مختار آمدند و گفتند: «امير، بشارت! بشارت! حرمله را يافتيم و او را آورديم». وقتى او را پيش مختار آوردند دستانش بسته بود. هنگامى كه نگاه مختار به او افتاد، گفت: «حمد و ستايش خداى را باد كه مرا به تو، دشمن خدا و رسول، متمكّن ساخت». سپس گفت: «جلاد كجاست»؟ پس جلادى را آوردند و آهنى را در آتش گداختند تا كاملاً سرخ گرديد و آن ميله را در گردن او قرار داد. گوشت گردن او در آتش مىسوخت و او فرياد مىكشيد و كمك مىطلبيد تا آن كه گردن او بريده شد. و بدين ترتيب او نيز به سزاى عمل ننگينش رسيد.
فرستنده: زهرا كرمپور، شماره اشتراك ١٢٢٨٣، از لارستان
به نقل از: داستانهايى از كيفر گناهكاران، سيدجواد رضوى، ص ١٠
تهمت از آسمان و كوهها، سنگينتر است
يك روز مردى كه طالب دانش و معرفت بود براى دريافت پاسخ هفت مسئله، پس از پيمودن هفتصد فرسنگ راه، به نزد اميرالمؤمنين على (ع) آمد و گفت: «يا اميرالمؤمنين! من هفتصد فرسخ راه آمدهام تا از هفت مسئله سؤال كنم». امام (ع) فرمود: «هر سؤالى مايلى بپرس.»
آن مرد گفت: ١ ـ سنگينتر از آسمان، پهناورتر از زمين، بىنيازتر از دريا، سختتر از سنگ، سوزانتر از آتش، سردتر از سرما و تلختر از زهر چيست؟
حضرت در پاسخ او فرمود:
ـ از آسمان سنگينتر، تهمت و افترا بر شخص بىگناه است؛
ـ از زمين پهناورتر، دامنه حق و حقيقت است؛
ـ از دريا بىنيازتر، دل مرد قناعت پيشه است؛
ـ از سنگ سختتر، دل شخص منافق است؛
ـ از آتش سوزانتر، ]ظلم و ستم[ پادشاه ستمكار است؛
ـ از سرما سردتر، درخواست كردن از شخص بخيل است؛
ـ و از زهر تلختر، صبر و بردبارى است ]ولى ثمره شيرين دارد[.
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند بر اثر صبر نوبت ظفر آيد
فرستنده: ميكائيل كلانترى، شماره اشتراك ١٠٠٩٩، از خرمدره
به نقل از: آفات زبان در آيات قرآن، احاديث، قصص و حكايات، محسن غفارى
سلطان و نفرين مردم
پادشاهى بود كه هر وقت بر مردم و رعيّت، ظلم و ستم مىكرد، او را نفرين مىكردند و آن پادشاه به بلا و مصيبت گرفتار مىشد. سلطان كه از استجابت دعاى مردم تعجب مىكرد، روزى از آگاهان دعوت كرد و از آنها راه و چاره خواست. گفتند: اگر مىخواهى دعايشان به اجابت نرسد، بايد غذاى حرام به آنها بخورانى. پادشاه دستور داد مواد غذايى فراوانى را كه مخلوط به حرام بود تهيه كنند و به عنوان هديه از طرف سلطان به مردم بدهند.
از آن پس، سلطان هر چه قدر بر مردم ظلم و ستم مىكرد نفرينها و دعاهايشان مؤثر واقع نمىشد.
لقمه كامد از طريق مشتبه خون خور و خاك و بر آن دندان منه
كان تو را در راه دين مفتون كند نور عرفان از دلت بيرون كند
فرستنده: سيدهزهره نعمتاللهى، شماره اشتراك ١٠٠٦٢، از صغاد
برگرفته از: داستانهاى دعا، اثر قاسم ميرخلفزاده
شيخ انصارى و خانواده پايدار
استاد اعظم «شيخ مرتضى انصارى» يكى از مراجع بزرگ تقليد بود كه در سال ١٢٨١ هجرى قمرى در نجف اشرف از دنيا رفت و مرقد شريفش در همانجا قرار دارد. از وى چندين اثر گران بها به يادگار مانده است كه دو كتاب معروف او به نامهاى «مكاسب» و «رسائل» از دروس سطح حوزه هستند.
روزى يكى از مقلّدان او كه از بازرگانان محترم و متديّن بود، در مسير راه خود به مكه براى انجام حج، به نجف اشرف و حضور شيخ انصارى آمد و مبلغى تقديم كرد و گفت: «اين مبلغ از مال خالص (خمس داده شده) من است، آن را برداريد و براى خود خانهاى بخريد تا از مستأجرى راحت شويد.»
شيخ پول را پذيرفت و آن تاجر به مكه رفت. پس از مدتى با آن پول مسجد خوبى در نجف اشرف بنا كرد كه اكنون به مسجد «ترك» معروف است و از زمان تأسيس تاكنون، همواره محل درس و بحث علما و مراجع تقليد بوده است.
آن تاجر در بازگشت از مكه، به نجف اشرف نزد شيخ انصارى آمد و پس از احوالپرسى عرض كرد: «آيا خانه را خريديد؟» شيخ گفت: «آرى خريدم». پس وى را با خود به كنار مسجد برد و آن را به او نشان داد و فرمود: «اين مسجد را با پولى كه دادى بنا كردم.»
تاجر گفت: «من آن پول را براى خانه داده بودم، نه مسجد». شيخ گفت: «چه خانهاى بهتر از اين مكان مقدس كه عبادت خدا در آن انجام مىشود. ما به زودى از اين دنيا كوچ مىكنيم و اگر من با آن پول خانه مىخريدم بعد از من به ورثه منتقل مىشد، در حالى كه اين خانه (مسجد) باقى و ثابت است و به كسى منتقل يا بخشيده و يا فروخته نمىشود.»
تاجر از اين عمل نيك انسانى و اجتماعى شيخ انصارى شاد شد و علاقهاش به وى فزونى يافت.
فرستنده: عليرضا حيدرنژاد، شماره اشتراك ٦٠٨٥، از بهبهان
به نقل از: مجله خانواده، ش ٣٢٥، خردادماه ٨٥
ملا صدرا و اخباريان
مرحوم ملا صدرا (ره) روزى به كربلا و نجف رفت. اخباريان به اعتبار اينكه وى از محدّثان است به ديدنش رفتند و از او پرسيدند: شما چند هزار حديث حفظ هستيد. (اخبارىها به تعداد حديث اهميت ميدهند و فضيلت را در حفظ بودن مقدارى حديث ميدانند).
ملا صدرا گفت: من حديثى حفظ نيستم. بعد به آنان گفت: حالا شما حديث را بيان كنيد تا من استفاده كنم. حديثى خوانده شد و ملا صدرا معناى آن را از آنها پرسيد. آنان براى حديث يك معنا بيان كردند. ملا صدرا معناى ديگرى ارائه داد و به آنان گفت: اگر اين حديث را
اينطور معنا كنيم چگونه است؟ گفتند: اين معنا بهتر است. بعد معناى ديگرى ارائه كرد و همان سؤال را تكرار نمود. گفتند: از معناى اولى بهتر است. معناى سومى كرد و گفت: اگر اينگونه معنا كنم چطور است؟ گفتند: اين از همه بهتر است.
صدر المتألهين براى آن حديث چندين معنا در طول يكديگر بيان نمود و اخباريان در مقابل مىگفتند: يكى از ديگرى بهتر است. آنگاه خود ملا صدرا حديثى بدين مضمون بيان كرد كه اگر يك حديث را خوب بدانى بهتر از هزاران حديث است كه نقل كنى.
فرستنده: مرتضى نبىپور، شماره اشتراك ١٢٤٢١، از رشت
به نقل از: داستانهايى از زندگى علما ـ٣، اثر محمدتقى صرفى
گل پژمرده
حكايت مكن فعل صالح به كس مكرّر مكن گفته با هيچ كس
شخص نيكوكارى اعمال خود به گفته بياراست و به جاى تواضع، تفاخر بگرفت. هر قدر به قبح گفتار، پند و اندرزش دادند مؤثّر نيفتاد و همچنان در رفتارش فخور بود. روزى رندى گُلى تازه به دست او داد و بگفت: گلى كه از بستان چيدهام تازه و صاف و شفاف است، هر قدر روى آن دست بكشى طراوتِ گل بگيرى، عمل صالح نيز همينطور است؛ هر دفعه كه به كسى بازگويى صواب آن بگيرى. مثل آن است كه دستى بر روى آن كشى كه مكدّر گردد تا عاقبت پژمرده شود. پس فعل صالح پنهان بدار كه حق تعالى به عيان و نهان آگاه بودى و نياز به گفتن نبودى.
مرد كه تمثيل به وى مؤثّر افتاد، صفت ناپسند از خود بزدود و به جاى فخر، صبر گزيد.
فرستنده: معصومه آبكار، شماره اشتراك ٩١٠٧، از خرمدره
برگرفته از: پندهاى حكيمانه از ديوان عابد، نوشته على عابد نهاوندى
اندرزهاى حكيمانه
بوذرجمهر را گفتم: از خداى چه خواهم كه همه چيز خواسته باشم؟ گفت: سه چيز: تندرستى، توانگرى و ايمنى.
گفتم: كارهاى خود را به كه بسپارم؟ گفت: بدان كه شايسته بود.
گفتم: در جوانى و پيرى چه كار بهتر؟ گفت: در جوانى، دانش آموختن و در پيرى، به كار آوردن.
گفتم: از جوانان چه بهتر و بر پيران چه نيكوتر؟ گفت: از جوانان، شرم و دليرى و بر پيران، دانش و آهستگى.
گفتم: حذر از كه بايد كرد تا رسته باشم؟ گفت: از مردم چاپلوس و خسيسى كه توانگر شده باشد.
گفتم: سخىترين كس كيست؟ گفت: آنكه چون ببخشد، شاد شود.
گفتم: كدام چيز است كه همه آن را جويند، اما به جمله نيافته باشند؟ گفت: چهار چيز: تندرستى، راستى، شادى و دوست مخلص.
گفتم: چه چيز است كه بر دليرى نشان بود؟ گفت: عفو كردن در قدرت.
گفتم: بهتر از زندگانى چيست؟ گفت: نيك نامى.
گفتم: عاقبت را چه بهتر؟ گفت: خشنودى خداى تعالى.
گفتم: چه چيز است كه مروّت را تباه كند؟ گفت: چهار چيز است: مهتران را بخيلى، دانشمندان را عُجب، زنان را بىشرمى و مردان را دروغ.
گفتم: چه كنم تا به پزشك حاجتم نيفتد؟ گفت: كم خور و كم گوى و خواب به اندازه كن و خود را به هر كس ميالاى.
گفتم: از مردم كدام بخردتر است؟ گفت: آنكس كه بيش داند و كم گويد.
گفتم: خردمندان را پشيمانى از چه خيزد؟ گفت: از شتاب كردن در كارها.
گفتم: نيكويى را به چه چيز شكر كنم؟ گفت: به سه چيز: دوستى به دل، ثنا به زبان و مكافات به كردار.
گفتم: چه كنم تا مردمان مرا دوست دارند؟ گفت: در معاملت ستم مكن و دروغ مگوى و به زبان، كس را مرنجان.
گفتم: از علم آموختن چه يابم؟ گفت: اگر بزرگ باشى، نامدار شوى؛ اگر درويشى، توانگر گردى و اگر مجهول باشى، شناخته شوى.
گفتم: عبادت چند بهره است؟ گفت: سه بهره است: يكى بهره تن به عمل كردن، دوم بهره زبان به ذكر كردن، سوم بهره دل به فكر كردن.
گفتم: چند چيز است كه نخورند و تن را سود دهد؟ گفت: شش چيز: جامه نرم، ديدار نيكو، صحبت بزرگان، نيكى ديدن از دوستان، گرمابه عتدل و بوى خوش.
فرستنده: عشرت فرامرزيزاد، شماره اشتراك ٣٥٩٩، از لار
به نقل از: سخن اهل دل، تأليف مريم زيبايىنژاد و عبدالرسول چمنخواه
تواضع و سادهزيستى
تواضع و سادهزيستى ميرزا جواد آقا تهرانى (قدس سره) باعث جذب جوانان و مردم به سمت او مىشد. لباسهايش در عين تميزى و نظافت دائمى، از پارچههاى ارزان قيمت تهيه شده بود. هميشه عمامهاى كوچك بر سر مىبست و مىفرمود: «براى كسوت روحانى من، همين بسنده است و اگر خلاف عرف نبود، اين را هم نمىبستم». هيچگاه به فكر مال و منال نبود. تدريس را براى منافع مالى قبول نمىكرد و هيچگاه توقع زندگى مجلّل نداشت. خانهاش هميشه اجارهاى بود و در آخر عمر در خانهاى كوچك زندگى مىكرد كه متعلّق به پسرش بود. با وجود دعوتهاى زياد از وى، به سفرهاى تفريحى نميرفت و روح خود ساختهاش را به سرگرمى كوتاه مدت دنيا نمىفروخت. در گرماى تابستان پيشنهاد خارج شدن از شهر و رفتن به ييلاق را نمىپذيرفت. آنقدر متواضع بود كه هيچگاه امام جماعت نشد، ولى خود به هر طلبهاى اقتدا مىكرد و گاه بىخبر پشت سر يكى از شاگردان خود به نماز ميايستاد. البته براى رزمندگان اسلام امام جماعت مىشد. سرّش را خود مىفرمود: «من ديدم اين جوانها جانشان را در طبق اخلاص گذاشته و آماده جانبازى هستند، چون از من طلبهاى ناچيز خواستند كه برايشان نماز جماعت بخوانم، شرم كردم كه تقاضاى اين عزيزان را رد كنم.»
فرستنده: زهرا رئوف، شماره اشتراك ٣٧٠٩، از يزد
به نقل از: نامه جامعه، ش ٢٦ ـ ٢٥، ص ٣٧
شهردار شهيد
آقا مهدى باكرى كسى نبود كه با كت و شلوار شيك بيايد، دستش را به كمر بزند و دستور بدهد. با يك لباس معمولى آمد پيش ما و گفت: «شماها را امروز فرستادهاند؟» فكر كرديم از خودمان است. يكى به او گفت: «آره، آن بيل را بردار و بيا اينجا مشغول شو!»
او هم به روى خودش نياورد. رفت بيل را برداشت و شروع كرد به كار. دو سه نفر آمدند و گفتند: «آقاى شهردار! شما چرا»؟ گفت: «من و آنها نداره، كار نبايد روى زمين بماند.»
ما كه از كارمان خجالت كشيده بوديم رفتيم بيل را از او بگيريم، نگذاشت و گفت: «شماها خيلى زحمت مىكشيد، من افتخار مىكنم بيل دستم بگيرم. اينجورى حس مىكنم با هم هيچ فرقى نداريم، حس مىكنم كار شما، كار من است، شهر شما، شهر من است.»
فرستنده: نعمتالله باقرىنژاد، شماره اشتراك ١٢٤٠٤، از شيراز
به نقل از: مجله نهال انقلاب، ش ٣٥٦، دىماه ٨٥
اسير دوربين شديم!
در همان اوايل جنگ، يك روز بچههاى صدا و سيما داشتند با دوربين خود صحنههاى جبهه و جنگ را فيلمبردارى مىكردند كه با يك گروه عراقى مواجه شدند، ولى خودشان متوجه نبودند. وقتى اين دوربين در حال فيلمبردارى بود، عراقىها گمان كردند اين وسيله، سلاح جديدى است و چون غروب بود، متوجه نشدند كه دوربين است. لذا دستهايشان را بالا بردند و اينها با كادر دوربين، آنها را به پشت خاكريز آوردند. وقتى به پشت خاكريز آمدند، ما با اسرا صحبت كرديم؛ خيلى ناراحت بودند و مىگفتند: «ما اسير دوربين شديم!»
فرستنده: زهرا شيرزاد، شماره اشتراك ٨٢٣٦، از بجنورد
به نقل از: خاطرات ماندگار، نوشته احمد اسفنديار
مقصد كربلا
برادر، برادر! محمدرضا از حركت ايستاد، نگاهى به عقب انداخت و به دنبال صدا گشت. مجروحى را ديد كه دو پايش با گلوله توپ قطع شده بود و خونريزى زيادى داشت. با عجله به طرفش دويد و سرش را به دامن گرفت و زمزمه آب آب جگرش را سوزاند، دستى بر قمقمهاش كشيد، اما به علت اصابت تركش همه آبها ريخته بود. با عجله به سمت خاكريز مقابل رفت و مقدارى آب آورد و بر لبهاى آن مجروح نزديك كرد، چشمانش را گشود و به زحمت پرسيد: اينجا خاك عراق است يا ايران؟
گفت: خاك عراق. اشكى از گونه مجروح سُر خورد و ميان خونها محو شد. نه، روا نيست من اين آب را بنوشم در حالىكه مولايم حسين (ع) را در همين خاك با لب تشنه شهيد كردند. سرم را به طرف قبله بچرخان.
به طرف قبله كه چرخيد، به آرامى گفت: «اشهد ان لا اله الا اللّه». بعد نگاهى به كربلا كرد و گفت: «السلام عليك يا ابا عبداللّه». لبخندى زد و لب تشنه پر كشيد.
فرستنده: آمنه ميرى، شماره اشتراك، ١٤٦٤٦، از سنقر ـ فارسينج
ناقل خاطره: شهيد محمدرضا مصلحىكاشانى
مادر
با طلوع آفتاب
خانه غوغا مىشود
مادرم وقت نماز
مثل گلها مىشود
مادرم گل مىشود
توى باغ جانماز
مىشود پروانهاى
بر سر گلهاى باز
مادرم آهنگ شاد
در فضايى ساده است
مادرم پروانهاى
بر گل سجاده است
فرستنده: محمد رضايى، شماره اشتراك ١٥٩٦٩، از بيرجند
رمضان
رمضان اى مه خوبان خدا رمضان اى مه پاكى و صفا
رمضان اى مه عشّاق اله رمضان اى مه نيكى و جلا
تو به ما عشق و صفا دادهاى تو به ما نور اله دادهاى
گر سر و جان بدهم در ره تو ليك روح و تن من در كف تو
من به مهمانى تو آمدهام من به جانبازى تو آمدهام
ميدهم سر به به رهت باكى نيست ميدهم جان به كفت راهى نيست
گر بخواهم كه شوم مهمانت يا بخواهم كه شوم قربانت
بايد از قيد رهايم سازى در ره دين تو جلايم سازى
غرق در آب روانم سازى نور بر قامت من اندازى
تو خدايى و خداى سبحان تو عظيمى و عظيم رحمان
قسمت ميدهم اى ماه به بىبى زهرا به حسين شاه شهيدان خدا
به على باب حسين و حسنم به محمد (ص) كه بود راهبرم
نظرى بر همه عالم گردان همه را شاد و زغمها برهان
شاعر و فرستنده: ويدا علىپور عبدالشاهى، شماره اشتراك ١٢٤٤٦، از دزفول
گل نرگس
كى مىگه كه با يه گل بهار نمىشه كى مىگه؟ كى مىگه خزون مىمونه تا هميشه كى مىگه؟
يه گل بهشتى رو سراغ دارم غر ق بهار يه روز از راه ميرسه با يه بهار موندگار
خاك مرده جون مىگيره با نسيم نفسش مىپيچه تو هر ديارى نفس مقدّسش
ريشه سخت خزونو تيشه بارون مىكنه خواب سنگين زمستونو پريشون مىكنه
علفاى هرزه گردو سر جاشون مىشونه گلاى مسافرو به آسمون ميرسونه
روى چارتا فصل تقويم مىپاشه رنگ بهشت مىياد اون روزى كه هر باغچه باشه رنگ بهشت
آخرش يه روز مىياد مىياد و موندگار مىشه با يه گل بهار مىشه، بهار مىشه، بهار مىشه
آخرين بهار دنيا آخرين راه نجات يه گل محمدى به اسم سبزش صلوات
فرستنده: بهجت صفر نورالله، شماره اشتراك ٩٠٦٩، از نجف آباد
مِهر على (ع)
با مِهر على سرشته ايزد گِل ما جز حبّ على نباشد اندر دل ما
ما عشق على زسينه بيرون نكنيم چون نيست زعمر غير از اين حاصل ما
* * *
تا حبّ على بود مرا در رگ و پوست رنجم ندهد سرزنش دشمن و دوست
جز نام على لب به سخن وا نكنم از كوزه همان برون تراود كه در اوست
شعر از: محمدعلى مردانى
از نور نبى واقف اين راه شديم وز مِهر على عارف الله شديم
چون پيروى نبى و آلش كرديم زاسرار حقايق همه آگاه شديم
شعر از: فيض كاشانى
فرستنده: جواد سعادت، شماره اشتراك ٦١٥٦، از اصفهان
نقش عَجَب
نوش بى نيش نيابى هرگز هر كجا هست گُلى، خارى هست
در چمن نيز كه جاى طرب است ناله مرغ گرفتارى هست
ظلم بگذار كه از بهر تو نيز دست بيداد ستمكارى هست
زنگ از آينه دل بزداى گر تو را ديده بيدارى هست
اين همه نقش عجب بر در و بام با تو گويد كه جهاندارى هست
وندرين آمدن و رفتن ما هيچ شك نيست كه اسرارى هست
فرستنده: ليلا طاهرىنيا، شماره اشتراك ٣٢٥٦، از قم
به نقل از: درهم و برهم، اثر: حسنقلى حضرتىنيا
گل نماز
از روى جانمازم آهسته پر كشيدم
رفتم به سوى باغى يك باغ سبز و خرّم
ديدم كه گل در آن باغ روييده دسته دسته
ديدم كنار گلها يك شاپرك نشسته
آن شاپرك مرا ديد پر زد به سويم آمد
او با خودش گُل آورد آن را به چادرم زد
گفتم به شاپرك جان اين گل چه خوب و نازست
او شادمان شد و گفت: اين گُل، گُل نماز است
فرستنده: سميرا سجاديان(اسماعيل)، شماره اشتراك ١٥٥٥٩، از فارس ـ مردوست
شعر از: محمد عزيزى
١ . هر يك از مطالب خواندنى (شعر، داستان، لطيفه، حكايت، خاطره، نكته علمى و...) پنج امتياز دارد. بنابراين امتياز كامل (٢٠) به كسانى تعلق مىگيرد كه حداقل چهار مورد از مطالب مذكور را ارسال نمايند.
٢ . به ده نفر از كسانى كه بهترين مطالب خواندنى را ارسال و بيشترين امتياز را كسب كنند، جوايزى به قيد قرعه اهدا خواهد شد.
٣ . آخرين مهلت ارسال خواندنىها (٣٠/٩/١٣٨٦) مىباشد.
خبرها
هوش عجيب كودك شش ساله روسى!
هوش و استعداد فوق العاده يك پسر شش ساله روسى باعث شگفتى مربيانش شده است.
گئورگى هينچاگوف، كودك شش ساله روسى مىتواند به دوازده زبان بخواند و مسائل بسيار دشوار رياضى را حل كند. اين كودك شش ساله مىتواند از يك تا ده را به بيست و شش زبان بشمارد.
وى همچنين كلماتى از پارسى، تركى، ژاپنى، آلمانى و انگليسى را ميداند و در حال تكميل آموزش اين زبانهاست. گئورگى وقتى مطالعه نمىكند مانند يك كودك شش ساله عادى به نظر ميرسد، ولى نقشههاى بزرگى براى خود دارد.
والدين اين كودك نمىتوانند از عهده مخارج آموزش وى بر آيند، ولى افرادى خيّر با كمكهاى خود حاضر شدهاند هزينه تحصيل او را در مركز ويژه استعدادهاى خاص بپردازند. جالب اينكه وى در كنار ديگر همتايان با هوش و ممتاز خود، درخشيده و باعث تحيّر معلمان شده است، به شكلى كه قرار است وى به مدرسهاى خاص در اسكاتلند فرستاده شود.
يكى از آرزوهاى اين كودك شش ساله، رئيس جمهور شدن است كه شايد هوش فوق العاده و استعداد شگفت انگيزش وى را در رسيدن به آرزوى خود كمك كند.
خبرگزارى جمهورى اسلامى
مدارس اسلامى در آمريكا از مرز ٥٠٠ مدرسه گذشت
طى چند سال اخير مدارس اسلامى در آمريكا از مرز ٥٠٠ مدرسه گذشت.
به گزارش المحيط، در چند سال اخير مدارس اسلامى در ايالات متحده آمريكا رو به افزايش است؛ اين در حالى است كه نگرانى مسئولان آمريكا نيز روز به روز افزايش مىيابد.
طبق آخرين آمار، تعداد مدارس اسلامى در آمريكا از مرز ٥٠٠ مدرسه گذشته است كه عمر بعضى از آنها بيش از ٢٠ سال است.
كارشناسان مسائل اجتماعى معتقدند كه با ناامن بودن مدارس در آمريكا و محيط اجتماعى ، مسلمانان مقيم آمريكا بهترين مكان را مدارس اسلامى ميدانند و اين امر باعث افزايش تأسيس مدارس اسلامى شده است.
خبرگزارى قرآنى ايران (ايكنا)
ساخت اولين مدرسه اسلامى در ژاپن
اولين مدرسه اسلامى در ژاپن توسط انجمن اسلامى ژاپن ساخته شد.
به گزارش خبرگزارى رسا به نقل از اسلاميك نيوز، زكريا زياد، رييس انجمن اسلامى ژاپن با اعلام اين خبر افزود: اين مدرسه اسلامى با كمك و مساعدت مسلمانان و حتى غير مسلمانان ساخته مىشود و محل آن نزديك مسجد بزرگ توكيو است.
وى افزود: بسيارى از مساجد و مراكز اسلامى ژاپن هم اكنون نيازمند مبلّغ و ائمه براى ارشاد و آشنايى مسلمانان با تعاليم اسلامى هستند و اكثر مبلّغان مسلمان اعزام شده به ژاپن، به زبان ژاپنى مسلط نيستند.
وى از كشورهاى اسلامى خواست با اعزام مبلّغان اسلام به ژاپن، فرهنگ و تعاليم اسلامى را در اين كشور گسترش دهند و براى ساخت مسجد و مدرسه اسلامى آنان را يارى دهند.
خبرگزارى رسا
طى سال گذشته بيش از ٦٦٥ نفر در طايف به دين مبين اسلام مشرّف شدند
طى سال گذشته ميلادى بيش از ٦٦٥ نفر از اتباع كشورهاى مختلف جهان در شهر طايف عربستان سعودى به دين مبين اسلام مشرّف شدند.
به نوشته روزنامه «عكاظ» چاپ عربستان، طبق آخرين آمار منتشر شده از سوى وزارت اوقاف و شئونات اسلامى شهر طايف، با
ارشاد و راهنمايىهاى مفيد مبلّغان در سال گذشته ميلادى بيش از ٦٦٥ تن در اين شهر به دين اسلام روى آوردند كه از اين تعداد بيش از ٥٧٩ نفر زن بودند و پس از آشنايى با دين اسلام مسلمان شدند.
وزارت اوقاف و شئونات اسلامى شهر طايف براى آشنايى بيشتر اين افراد با دين مبين اسلام كلاسهاى آموزشى داير نموده و تاكنون بيش از ٨٨٢ ساعت دروس اسلامى، بيش از ٢٣١٩ نشست پرسش و پاسخ و ٨٤٠ جلسه آموزش قرآن كريم براى اين تازه مسلمانها تشكيل شده است.
همچنين، اين جمع تازه مسلمان شده از طرف وزارت اوقاف به حج عمره مشرف شدند.
پايگاه اطلاعرسانى اخبار شيعيان
استفاده از كلمه جلاله «الله» به جاى كلمه «god»
به گزارش خبرگزارى قرآنى ايران (ايكنا)، «رضا نبانى» كارشناس قرآن دفتر برنامهريزى و تأليف كتب درسى وزارت آموزش و پرورش گفت: از آنجا كه لفظ جلاله «الله» اسم علم (خاص) است، پيشنهاد مىكنم دبيران زبانهاى خارجى و واحدهاى خبر شبكههاى مختلف صدا و سيما و مطبوعات به جاى اين كلمه از لفظ جلاله «الله» استفاده كنند.
اين پيشنهاد در حالى مطرح مىشود كه چندى پيش «مارتينوس تينى موسكنس» اسقف هلندى گفته بود: «كلمه «الله» زيباترين كلمه به جاى معادل انگليسى آن است.»
اين اسقف كليساى كاتوليك هلند معتقد است: كلمه الله كه مسيحيان عرب زبان در اروپا از آن استفاده مىكنند، زيباترين كلمهاى است كه مىتوان به جاى معادل انگليسى آن (God) استفاده كرد.
تينى موسكنس اظهار كرد: اين كلمه در بين تمام مذاهب قابل فهم است و جاىگزين بسيار زيبايى براى واژه God است.
وى تصريح كرد: كشيشهاى اندونزى از دهها سال پيش در مراسم برگزارى اعياد بزرگ، از كلمه الله استفاه مىكنند.
مارتيونس گفت: براى اينكه پيشنهاد وى مقبوليت مردمى پيدا كند، يك يا دو قرن زمان لازم است.
ريشه كلمه God كه در انگليسى از لغت Good به معناى بخشش، توانايى و انصاف است، به كلمه عربى «جود» به معناى كرم و بخشش بر مىگردد و كلمه الله (Allah) يادآور كلمه انگليسى «،» all دربر دارنده يكى از بهترين خصيصههاى الله مانند داناى مطلق «،» All-Known بصير All-Seeing سميع All-Hearing و رحيم ـ All-Merciful است.
علاوه بر آن، اولين صوتى كه از هر نوزاد تازه متولد شده شنيده مىشود، صداى «a» به عنوان اولين اعلام وجوديتش به درگاه احديت است.
خبرگزارى قرآنى ايران (ايكنا)
پاپ اسكندريه، مسيحيان را از خوردن گوشت خوك بر حذر داشت
رسا، سرويس بينالملل: پاپ اسكندريه با اشاره به ضررهاى گوشت خوك براى روح و جسم انسان گفت: مسيحيان از خوردن گوشت خوك اجتناب كنند.
به گزارش خبرگزارى رسا به نقل از اسلام آنلاين، پاپ اسكندريه از مسيحيان خواست از خوردن گوشت خوك اجتناب كنند.
وى افزود: خوردن گوشت خوك آثار منفى بسيارى بر روح و روان انسان دارد و جسم انسان را نيز با بيمارىهاى گوناگون مواجه مىكند.
اين سخنان، نمايندگان مسيحيان پروتستان و كاتوليك را به شدت نگران كرده است و با اين عقيده مخالفت كردهاند. آنان مىگويند پاپ حق ندارد براى مسيحيان تعيين تكليف كند و بگويد چه چيزى را بخورند و چه چيزى را نخورند.
خبرگزارى رسا
افزايش سقط جنين دختر در هند
سازمان ملل هشدار داده است كه افزايش سقط جنينهاى دختر در هند مىتواند يك بحران جمعيتى را در اين كشور به وجود آورد؛ كشورى كه تعداد كم زنان در آن، نتيجه اعمال خشونتهاى جنسى و بدرفتارى با كودكان است.
به گزارش ايسنا و به نقل از رويترز، برخلاف قوانين منع تشخيص جنسيت در زمان باردارى در اين كشور، اما باز هم سقط جنين دختر در بعضى از مناطق هند كه خواهان فرزند پسر هستند، رواج دارد.
بر اساس آمار منتشر شده از سوى سازمان ملل، روزانه حدود دو هزار جنين دختر به طور غير قانونى در اين كشور سقط مىشود.
در اكثر شهرها و روستاهاى هند پسران را نانآور خانواده ميدانند و معتقدند كه آنها نام خانواده را زنده نگه ميدارند، در حالىكه دختران هنگام ازدواج براى تهيه جهيزيه، هزينه زيادى را به خانواده تحميل مىكنند.
در ٢٠ سال گذشته، حدود ١٠ ميليون دختر قبل از تولد و يا بلافاصله پس از تولد توسط والدين خود از بين رفتهاند. كارشناسان هشدار ميدهند كه تعداد كم زنان در هند مىتواند بحران جمعيتى را به وجود بياورد.
در برخى از نواحى هند به دليل كم تعداد بودن دختران، رسومى از جمله داشتن يك همسر مشترك براى چند مرد كه اغلب برادر هستند، معمول شده است.
همچنين بعضى از والدين دخترانشان را به بعضى از مناطق همچون هاريانا و پنجاب مىبرند و آنها را به مردان مجرّد كه براى ازدواج مجبور به زير پا گذاشتن سنتهايشان هستند، مىفروشند و يا قاچاق مىشوند.
طرفداران حقوق بشر مىگويند كه اين زنان مجبور به تطبيق خود با فرهنگهاى غريبه و سنّتهاى بيگانه هستند و غالباً آنها را شهروندان درجه دو به حساب ميآورند و ارزششان فقط براى آوردن فرزند پسر است.
خبرگزارى انتخاب
رونمايى ضريح متبرك امامين عسكريين
مراسم رونمايى و انتقال ضريح متبرك امامين عسكريين كه در استان فارس ساخته و آمادهسازى مىشود، برگزار شد.
سازه اين ضريح بزرگ در صحن مطهر بارگاه ملكوتى حضرت احمدبن موسى (شاهچراغ) برادر بزرگوار امام هشتم شيعيان (ع) رونمايى شد.
در مراسم رونمايى اين ضريح كه با حضور جمعى از هنرمندان استان فارس برگزار شد، انبوه شهروندان استان و زوّار حرم مطهر حضرت شاهچراغ (ع) نيز حضور داشتند.
به گزارش خبرنگار ايرنا اين ضريح متبرّك براى انجام نقره و طلاكارى با حضور انبوه جمعيت مردمى، هنرمندان و مسئولان استان فارس، به سمت شهرستان فسا انتقال داده شد.
طى شش ماه گذشته كار ساخت قطعات اصلى (سازه) ضريح امامين عسكريين در استان فارس انجام شده است. اين ضريح ٥/١ سال ديگر و پس از طلا و نقره كارى به سامرا انتقال مىيابد.
ضريح متبرك امامين عسكريين كه به دست توانمند هنرمندان فارس در حال آمادهسازى است، بيش از شش متر طول دارد.
هزينه ساخت اين ضريح در مجموع چهار ميليارد تومان است كه توسط اهالى استان فارس كه در خارج از كشور هستند، به ويژه اهالى لارستان و لامرد، تأمين مىشود.
خبرگزارى ايرنا
مدعى دروغين در بازداشت پليس
فردى كه با ادعاى واهى مدعى شده بود امام زمان است در جنوب استان فارس توسط پليس بازداشت شد.
بخشدار گراش در گفت و گو با فارس در مورد چگونگى اين رويداد گفت: فردى بعد از اقامه نماز جمعه در جمع مردم مدعى شده امام زمان است.
علياكبر ساكت افزود: مردم بعد از اين ادعا به دور او جمع شده و در همين اثنا به ١١٠ خبر ميدهند و پليس نيز او را دستگير و به كلانترى منتقل مىكند.
وى با بيان اينكه اين فرد تعادل روانى ندارد، اضافه كرد: تحقيقات كامل در مورد پيشينه اين فرد به زودى اعلام مىشود.
راهپيما در پاسخ به اين سؤال كه آيا اين فرد پيش از اين سابقه چنين ادعاها يا رفتارهاى خاصى را داشته است؟ گفت: همه چيز منوط به بازگشايى دوايرى مانند آگاهى، دادگسترى و حضور مراجع تحقيق كننده است و تا آن زمان نمىتوان هيچ صحبتى را به صورت قاطع بيان كرد.
خبرگزارى فارس
چندين آدامس و تنقّلات با مارك بينالمللى در مالزى حرام اعلام شد
برخى محصولات كارخانجات اوربيت و اكسترا در مالزى، حرام و حتى نجس اعلام شده است.
به گزارش فارس ، يك سازمان غير دولتى بينالمللى پس از انجام تحقيقات لازم اعلام كرده است كه بسيارى از ماركهاى معروف آدامس و تنقّلات، محصولات غذايى خود را با استفاده از فرآوردههاى خوك و برخى جانوران حرام گوشتِ ديگر تهيه مىكنند. اين سازمان غير دولتى كه راهى به سوى صلح نام دارد، ضمن معرفى كارخانجات توليد كننده اين مواد خوراكى ، اسامى محصولات توليد شده از مواد اوليه حرام و نجس را در اين كارخانجات ارائه كرده است. برخى از محصولات كارخانجات سرشناس اوربيت كه به توليد انواع آدامس و خوشبو كننده دهان و آب نباتهاى مختلف مشغول مىباشد، به همراه خنك كننده دهان اكسترا، از جمله اين مواد خوراكى هستند. همچنين آدامسهاى: جوسى فوروت پلت ، جوسى فوروت استيك ، كريستال مينت ، جوسى فوروت گلاپرلمون ، جوسى فوروت استراوبرى و برخى محصولات آلتوايد و لايف سيور نيز از جمله ماركهاى اعلام شده هستند.
خبرگزارى فارس
كلمه «اللّه» بيماران را درمان مىكند
پرفسور واندر هوون، روانپزشك غير مسلمان هلندى، پس از سه سال تحقيقات مستمر اعلام كرد: كلمه «اللّه» بيماران را درمان مىكند. وى گفت: اين بررسىها نشان ميدهد كه قرائت منظم قرآن كريم، از انسان در مقابل تمامى مشكلات روانى، دفاع مىكند و نيز نقش مهمى در معالجه بيمارىهاى روانى دارد.
اين روانپزشك غير مسلمان افزود: بسيارى از بيمارانى كه با روش من تحت درمان قرار گرفتند، غير مسلمان هستند و بيشتر آنها نمىتوانند به زبان عربى تكلّم كنند؛ لذا ما به آنها كيفيت تلفظ صحيح لفظ جلاله «اللّه» را آموزش داديم. پس از تمرين و فراگيرى اين كلمه، به نتايج شگفتآورى دست يافتيم؛ به ويژه در مورد بيمارانى كه از مشكلات روانى و يا فشارهاى اجتماعى رنج مىبردند.
پايگاه اطلاعرسانى اخبار شيعيان
تغذيه صحيح در ماه رمضان، ٢٠% از ميزان مصرف غذاى روزهداران را كاهش ميدهد
يك كارشناس تغذيه گفت: در صورت تغذيه صحيح در ماه رمضان، ميزان مصرف غذاى روزهداران ٢٠% كاهش مىيابد.
فرخنده ناظم، كارشناس مركز بهداشت استان فارس در جمع كاركنان برق منطقهاى فارس با اشاره به اثرات مطلوب جسمى و روحى روزهدارى در ماه مبارك رمضان گفت: بر اثر روزه گرفتن، برخى تغييرات بيوشيميايى و فعل و انفعالات گوناگون در بدن به وجود ميآيد كه پايين آمدن اسيد اوريك خون، سوختن چربىهاى اضافى و تقويت متابوليسم، تقليل مشكلات بيماران افسرده و تقويت سلامت روانى افراد، از مهمترين نتايج آن است.
وى افزود: نوع غذاى مصرفى افراد، تأثير بسزايى در رفتار و عكسالعملهاى آنان دارد. در آيات قرآنى به تأثير چگونگى تهيه و استفاده از غذا در پذيرش طاعات و عبادات در درگاه الهى اشاره شده است و در روايات نيز تنبلى در انجام فرايض دينى، قساوت قلب و بىتوجهى به مواعظ، از جمله نتايج نامطلوب پرخورى و يا حرام خورى ذكر شده است.
خانم فرخنده ناظم به روزهداران توصيه كرد براى جلوگيرى از افزايش وزن، از مصرف بيش از حدّ خوراكىهاى دير هضم مانند: غذاهاى سرخ شده و چرب و نيز مواد قندى، خوددارى كرده و از ميوههايى مانند: خرما، كشمش و انجير به جاى قند استفاده كنند. همچنين از نوشيدن چاى بلافاصله پس از افطار نيز به دليل تأثير آن در كاهش جذب آهن بپرهيزند.
وى اظهار داشت: در صورت تغذيه صحيح در ماه مبارك رمضان، هر فرد بايد حداقل دو كيلوگرم كاهش وزن داشته باشد كه البته اين مقدار در صورت اقدام به ورزشهاى مناسب ماه رمضان يعنى شنا و پيادهروى بعد از افطار، بيشتر خواهد بود.
خبرگزارى ايسنا
روزه گرفتن در بهبود روند درمان بيماران گوارشى مؤثر است
روزهدارى نه تنها براى افراد عادى هيچگونه اختلال گوارشى به وجود نميآورد، بلكه در بهبود روند درمان بيماران گوارشى نيز مؤثر است.
دكتر ايرج خسروشاهى، متخصص بيمارىهاى داخلى و گوارش افزود: اختلالات گوارشى نظير سندروم روده، پليپ عصبى و سوء هاضمه از جمله بيمارىهاى شايع درا ختلالات گوارشى است كه علائم بروز آنها اغلب با مصرف غذايى پر حجم افزايش مىيابد.
وى گفت: روزهدارى در اينگونه بيماران در صورت كاهش حجم غذا و تنظيم كالرى مصرفى، موجب ضعيف شدن علائم بيمارى و در نتيجه بهبودى آنان مىشود.
دكتر خسروشاهى در خصوص بيمارانى كه در هنگام روزهدارى از دردهاى گوارشى مثل نفخ معده و دردهاى دور ناف رنج مىبرند، گفت: منشأ اينگونه بيمارىها در ماه مبارك رمضان، نداشتن كنترل در وعدههاى غذايى است. بنابر اين، تنظيم و كنترل درست ميزان غذاهاى مصرفى در وعده سحر و افطار، مىتواند از بروز دردهاى گوارشى پيشگيرى كند.
اين متخصص بيمارىهاى گوارشى، با تأكيد بر عدم استفاده از غذاهاى چرب و پر حجم در وعدههاى افطار و سحر، افزود: مصرف اينگونه غذاها به ويژه در بين روزهداران، موجب كمخوابى و تشنگى مفرط در طول روز مىشود.
خبرگزارى مهر
در سوگ مرجعى بزرگ
گرچه از هر ماتمى خيزد غمى فرق باشد ماتمى با ماتمى
اى بسا كس مُرد و در سوگش نسوخت جز دلِ يك چند يار همدمى
اى بسا كس مرد و هيچ آگه نگشت از حياتش مبدئى يا مختمى
ليك در فقدان مردان بزرگ عالَمى گريد به مرگ آدمى
عالَمى افسرده است و سوگوار در غم فقدان و سوگ عالِمى
جهان اسلام در اين ايام در سوگ مرجعى بزرگ و عالِمى فرهيخته گريست. حضرت آية الله فاضل لنكرانى (ره)، يادگار علمى و فقهى امام (قدس سره) مرجع يگانهاى بود كه همواره در دسترس مردم بود. وى سنبل تواضع و اسطوره رأفت و رحمت بود و همواره نسبت به زندگى مردم احساس وظيفه مىكرد. از اينرو پيوسته به كارگزاران نظام تذكرات سودمندى ميداد و بارها مىفرمود: قوّال نباشيد، فعّال باشيد، وعده نادرست به ملت ندهيد. اين مرجع بزرگ، با مردم بسيار مهربان و رئوف بود، اما در برابر هتّاكان به مظاهر دينى و حريم رسول اسلام (ص) عكسالعمل قهرآميز نشان ميداد.
ما اين ضايعه اسفناك و جانسوز را به پيشگاه حضرت ولى عصر (عج) و حوزههاى علميه و امت اسلامى تسليت مىگوييم و براى عموم بازماندگانِ محترم آن مرجع بزرگوار، به خصوص حضرت آية الله حاج شيخ جواد فاضل ـ يادگار علمى، اخلاقى و فهقى آن جناب ـ صبر جزيل و اجر عظيم مسئلت داریم