معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - متن درسى مقطع دبيرستان - سبحانى نيا محمد

متن درسى مقطع دبيرستان
سبحانى نيا محمد

خدمت‌رسانى به مردم يكى از ضرورتهاى زندگى اجتماعى كه نقش مهمى در پيوند برادرىِ آحاد جامعه دارد، سعى و تلاش در رفع نيازمندىها، رسيدگى به حال دوستان و اطرافيان و بر طرف كردن احتياجات ديگران است. اسلام كه همواره مىكوشد روح همبستگى را در ميان پيروان خود ايجاد كند و به طور كلى اجتماع سالمى را به وجود آورد، به اين موضوع بسيار توجه كرده تا آنجا كه بر آوردن حقوق مردم را همپايه اداى حق خداوند به حساب آورده است. به دليل اهميت و تأثير شگرفى كه وجود روحيه تعاون و هم‌دردى نسبت به يك‌ديگر و خدمت صادقانه به خلق خدا در زندگى مردم دارد، مناسب ديديم در اين شماره موضوع «خدمت رسانى» را از دريچه آيات و روايات معصومين (عليهم السلام) بررسى نماييم. به اميد آنكه مقوله خدمت به مردم مانند نماز و روزه و دعا و توسل، در جامعه اسلامى به صورت يك فرهنگ در آيد و آن را يك «عبادت بزرگ» به حساب آوريم. خاستگاه خدمت يكى از عالىترين تمايلات انسانى، احساسات و عواطف لطيفى است كه از اعماق جان او مىجوشد و به صورت كمك و احسان و خدمت به همنوع در صفحه زندگى تجلّى مىيابد. انسان همانند سنگ، بي‌روح نيست كه به همنوع خود بىتفاوت باشد و هيچ حسى نداشته باشد. استاد مطهرى (ره) خدمت به همنوع را خواسته طبيعى انسان مي‌داند و مىگويد: «خواستههاى طبيعى، آن چيزهايى است كه ناشى از ساختمان طبيعى بشر است. يك سلسله امورات ]است [كه هر بشرى به موجب آنكه بشر است، خواهان آنهاست و رمز آنها را هم هنوز كسى مدعى نشده كه كشف كرده است؛ مثلاً بشر علاقهمند به تحقيق و كاوش علمى است و به مظاهر جمال و زيبايى و تشكيل كانون خانوادگى و توليد نسل با همه زحمتها و مرارتهايش، علاقهمند است. به هم‌دردى و خدمت به همنوع، علاقهمند است. اما چرا بشر ]به اين موضوعات[ علاقهمند است؟... ما خواه جواب اين چرا را بدهيم و خواه نتوانيم بدهيم، چيزى كه براى ما قابل ترديد نيست، اين است كه اين خواستهها طبيعى است.» جاىگاه و ارزش خدمت‌رسانى در اسلام خدمت به مردم، در تعاليم آسمانى اسلام، از موقعيت ممتازى برخوردار است. در اينجا از زبان ائمه بزرگوار به گوشههايى از ارزشهاى خدمت رسانى اشاره مىكنيم: ١ ـ معيار و ملاك ارزشمندى انسان :پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: «خصلتان ليس فوقهما من البر شىء: الايمان بالله و النفع لعباد الله؛ دو خصلت نيكوست كه برتر از آن چيزى نيست: ايمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او.» ٢ ـ شاخصه ايمان: يكى از ياران امام صادق (ع) مىگويد: از آن حضرت شنيدم كه فرمود: «المؤمنون خدم بعضهم لبعض قلت: و كيف يكون خدماً بعضهم لبعض؟ قال: يفيد بعضهم بعضاً؛ مؤمنان خدمتگزار يك‌ديگرند. گفتم: چگونه؟ فرمود: به يك‌ديگر فايده مي‌رسانند.» پس معلوم مىشود آنان كه از مسئوليتهاى اجتماعى روى بر مىتابند و فقط به عبادت دل خوش كرده‌اند، در حقيقت مؤمن واقعى به حساب نمي‌آيند. ٣ ـ محبوبيت در پيشگاه خدا: از پيامبر اسلام (ص) پرسيدند: محبوبترين فرد در پيشگاه خدا كيست؟ فرمود: «انفع الناس للناس؛ محبوبترين فرد كسى است كه بيشتر از همه براى مسلمانان مفيد باشد.» ٤ ـ سرآمد اعمال عاقلانه :پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد :رأس العقل بعد الدين التودد الى الناس و اصطناع الخير الى كل برّ و فاجر؛ پس از ايمان به خدا و دين، سرآمد عقل، بشر دوستى و نيكى به مردم است، چه خوب باشند و چه فاسق.» ٥ ـ ملاك برترى :مردى از سفر حج برگشته بود و سرگذشت مسافرت خود و همراهانش را براى امام صادق (ع) تعريف مىكرد، مخصوصاً يكى از همسفران خويش را بسيار مىستود كه چه مرد بزرگوارى بود. ما به معيّت اين مرد شريف، مفتخر بوديم. يكسره مشغول طاعت و عبادت بود. همين كه در منزلى فرود مي‌آمديم فوراً به گوشه‌اى مي‌رفت و سجاده خويش را پهن مىكرد و به طاعت و عبادت خويش مشغول مىشد. امام (ع) فرمود: پس چه كسى كارهاى او را انجام مي‌داد؟ گفت: البته افتخار اين كارها با ما بود. او فقط به كارهاى مقدس خويش مشغول بود و كارى به اين كارها نداشت. حضرت فرمود: پس همه شما از او برتر بوده‌ايد. ٦ ـ عبادت بودن خدمت به مردم :عبادت در اسلام، معناى گسترده‌اى دارد و علاوه بر نماز و روزه، شامل نيكى و خدمت به مردم نيز مىشود. پيامبر اسلام (ص) مىفرمايد: هر فردى از مسلمانان چيزى را كه مايه رنج و آزار ديگران است، از سر راهشان بردارد، براى او يك حسنه نوشته مىشود و هر كس يك كار نيك از او قبول شود، به بهشت مي‌رود. قرآن به صراحت مىفرمايد: نيكى آن نيست كه رو به جانب مشرق و مغرب كنيد، لكن نيكوكار كسى است كه به خداى عالم و روز رستاخيز و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيامبر الهى ايمان آورد و دارايى خود را در راه دوستى خدا به خويشان و يتيمان و فقيران و رهگذران و مستمندان بدهد و هم در آزاد كردن بندگان صرف كند و نماز به پا دارد و زكات مال را به مستحق برساند و وفا به عهد نمايد و در كارزار صبور باشد و به هنگام رنج و مشقّت، راه صبر را در پيش گيرد؛ كسانى كه بدين اوصاف آراسته‌اند، آنها به حقيقت راستگويان و اهل تقوايند. عجيب آن است كه در اين آيه، نيكوكارى و كمك به ديگران، قبل از نماز و زكات ذكر شده است تا معلوم شود خدمت به خلق جداى از بندگى خالق نيست و در واقع مردم، عيال خدايند و خدمت به آنان، خدمت به خداست. يكى از شيعيان مىگويد: در مسجد الحرام مشغول طواف خانه خدا بودم. يكى از دوستانم از من درخواست دو دينار وام كرد. به او وعده دادم كه پس از طواف، حاجتش را بر آورده سازم. هنوز طوافم به پايان نرسيده بود كه امام صادق (ع) وارد شد و دست بر شانه‌ام نهاد و بر من تكيه كرد و هر دو مشغول طواف شديم. طواف من تمام شد، ولى به احترام امام صادق (ع) او را همراهى كردم و طواف را ادامه دادم. آن مرد حاجتمند كه در كنارى نشسته بود و امام صادق (ع) را نمىشناخت، به خيال آنكه من حاجتش را فراموش كرده‌ام هر بار كه از مقابلش مىگذشتم با دست اشاره مىكرد. امام (ع) از من پرسيد: چرا اين مرد به تو اشاره مىكند؟ گفتم: فدايت شوم، او منتظر من است كه پس از طواف نزد او بروم و وامى به او بدهم و چون دست مبارك شما بر شانه من است خوش ندارم شما را ترك گويم. امام (ع) بدون لحظه‌اى درنگ، دست از روى شانه من برداشت و فرمود: مرا به حال خود گذار و برو حاجت او را برآور. من رفتم و كار او را اصلاح كردم. روز بعد امام صادق (ع) را ديدم كه با اصحابش سخن مىگفت تا مرا ديد سخن خود را قطع كرد و فرمود: اگر براى برآوردن حاجت يكى از برادران مؤمن خود سعى كنم نزد من بهتر است از آزاد كردن هزار بنده و بسيج نمودن هزار نفر در راه خدا. يكى از بزرگان مىگويد: يك سال تابستان به اتفاق امام خمينى (ره) و چند تن از روحانيان براى زيارت امام رضا (ع) به مشهد مشرّف شديم. بعد از ظهرها به حرم مي‌رفتيم و پس از زيارت و نماز به خانه باز مىگشتيم. امام راحل (ره) همراه ما به حرم مي‌آمد وقتى ما از حرم بر مىگشتيم مي‌ديديم همه چيز فراهم و رو به راه است و چايى نيز آماده شده است. يك روز به امام عرض كردم: اين چه كارى است كه شما مىكنيد و زحمت مىكشيد، دعا و زيارت را براى چايى دم كردن مختصر مىكنيد و با شتاب به خانه باز مىگرديد؟ ايشان در پاسخ فرمود: من ثواب اين خدمت را كمتر از آن زيارت و دعا نمي‌دانم. صدها فرشته بر آن دست بوسه مي‌زنند كز كار خلق يك گره بسته وا كند ٧ ـ درخواست توفيق خدمت به مردم از خداوند :خدمت به مردم به اندازه‌اى اهميت دارد كه امامان معصوم (عليهم السلام) از خداوند توفيق انجام آن را طلب مىكردند. امام سجاد (ع) در دعاى خود مىگويد: «اللهم صل على محمد و آله و... اجر للناس على يدى الخير؛ خدايا بر محمد و آلش درود فرست و... به دست من كارهاى خير را براى مردم جارى كن.» در جاى ديگر مىگويد: خدايا بر من لباس تقوا بپوشان تا بتوانم در راه فضل و كمال، از ديگران پيش بيفتم و زيادى مالم را به مستمندان ايثار كنم. ٨ ـ تشويق شيعيان به خدمت رسانى :امامان بزرگوار همواره مردم را به خدمت‌رسانى تشويق مىكردند. امام سجاد (ع) به فرزندش مىفرمايد: هر كس از تو انجام كار خيرى را خواست برايش انجام ده، اگر اهلش بود، درست عمل كردى وگرنه تو خود اهل خير شده‌اى. شخصى در حضور امام حسين (ع) گفت: اگر به نا اهل نيكى شود، ضايع مىشود، حضرت فرمود: اين طور نيست، نيكى كردن مانند باران تند و شديدى است كه به همه جا مىبارد و چمن و شوره‌ار نمىشناسد. گستره ميدان خدمت از آن جا كه طرف حساب انسانهاى خدمتگزار، پروردگار كريم است، در حوزه خدمت، مجالى گسترده گشوده شده است. حتى به فردى كه نيت خدمت مىكند پاداش تعلّق مىگيرد. امام رضا (ع) مىفرمايد: روز قيامت، مؤمن را در پيشگاه الهى مي‌آورند تا از او حساب‌رسى نمايند. پرونده عملش را بر او عرضه مىكنند. با ديدن حسناتش شادمان و با ديدن گناهانش ناراحت مىشود. آنگاه خداوند به فرشتگان دستور مي‌دهد پروندههايى را كه مربوط به كارهايى است كه انجام نداده بياورند. آنها را مىخوانند. او مىگويد: خدايا به عزتت سوگند، خود مي‌دانى كه هيچ يك از اين كارهاى خير را انجام نداده‌ام. خداوند مىفرمايد: درست است ولى نيت انجام آنها را داشته‌اى، ما هم در پرونده اعمالت نوشتيم. آنگاه به همان نيتها هم به او پاداش مي‌دهند. دامنه خيرات و نيكىها بسيار گسترده است. پس، از خدمت به ظاهر ناچيز هم نبايد چشم پوشيد. رسول اكرم (ص) مىفرمايد: «انّ على كل مسلم فى كل يوم صدقة قيل: من يطيق ذلك؟ قال اماطتك الاذى عن الطريقة صدقة؛ بر هر فردى از مسلمانان لازم است هر روز كار نيكى انجام دهد. گفته شد: چه كسى قادر است هر روز كار نيك انجام دهد؟ رسول خدا (ص) پاسخ دادند: همين كه از سر راه و معابر عمومى مسلمانان، موانع و اشياى مزاحم را برداريد، اين عمل شما صدقه است و كار نيك محسوب مىشود.» اين روايت، گستره خدمت‌رسانى را بيان مىكند و نشان مي‌دهد در همه زمينهها اعم از فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، روانى و... خدمت‌رسانى صدق مىكند. البته برداشتن سنگى از سر راه مسلمانان، حداقل خدمتى است كه براى يك فردِ بدون امكانات، ميسّر است. وگرنه براى كسانى كه از جهات گوناگون امكانات وسيعى دارند، بايد به نسبت موقعيت و وضع خود، به كار نيك اقدام كنند، چرا كه بين افراد و كارهاى آنها يك رابطه نسبى وجود دارد. پس، هر كس مىتواند از خرمن نيكىها خوشه‌اى بر چيند، گرچه با برداشتن سنگى از سر راه مسلمانان يا خارى از مسير روندگان يا غمى از دل غم زدگان و يا بارى از دوش مستمندان باشد. از نظر اسلام، خدمت به مردم و همنوع، عملى است مطلوب و شايسته و در هر جا و به هر كس كه خدمت شود پسنديده و مورد ستايش است. پيامبر اسلام (ص) مىفرمايد: پس از ايمان به خدا، سرآمد عقل، بشر دوستى و نيكى به مردم است، چه خوب باشند و چه بد. در اين روايت، خدمت به مردم، مطلقاً ارزشمند دانسته شده و محدوديتى در آن قائل نشده است. پس معلوم مىشود كه خدمت‌رسانى، ارزش ذاتى دارد و به غير مؤمن خدمت كردن نيز، نيكوست. حتى از نظر قرآن كريم به كافر هم مىتوان احسان و خدمت كرد، ولى به شرط اينكه به ضرر مصالح بشرى نباشد. قرآن مىفرمايد: «لا ينهيكم الله عن الذين لم يقاتلوكم فى الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبرّوهم؛ خدا شما را نهى نمىكند از احسان به آن عده از كفار كه به شما بدى نكرده‌اند و در راه دين با شما نجنگيده‌اند.» گرچه در احسان و خدمت كردن، مرزى وجود ندارد اما نبايد از نظر دور داشت كه كمك به ستمگران، در حيطه وظايف مسلمان نيست، بلكه گناه محسوب مىشود. خدمت به حيوان از ديدگاه اسلام، حتى حيواناتى كه از يك نظر پليدند مانند سگ، سزاوار خدمت‌اند و پليدى آنها مانع خدمت و ترحّم نمىشود. پيامبر اسلام (ص) روزى اين داستان را براى يارانش نقل كرد كه مردى از بيابانى گذر مىكرد. ناگهان سگى را ديد كه از شدت تشنگى زبانش را به خاكهاى نمناك بيابان مىمالد. در آنجا چاه آبى بود، آن مرد كفش خودش را به شالى بست و به داخل چاه انداخت و از آن آب كشيد و جلوى سگ گذاشت. خداوند به پيامبر زمانش وحى كرد كه آن شخص را به دليل اين عملش بخشيده و به بهشت برد. در اين هنگام ياران پيامبر (ص) عرض كردند: آيا ما نيز مىتوانيم با كمك به حيوانات از خدا پاداش بگيريم؟ حضرت فرمود: آرى، و به خاطر هر كبد زنده‌اى كه موفق به انجام خدمتى شويد، مأجور خواهيد بود. سعدى اين حديث را در بوستان خود چنين آورده است: يكى در بيابان سگى تشنه يافت برون از رمق در حياتش نيافت كُله دلو كرد آن پسنديده كيش چو حبل اندر آن بست دستار خويش به خدمت ميان بست و بازو گشاد سگ ناتوان را دمى آب داد خبر داد پيغمبر از حال مرد كه داور گناهان او عفو كرد وقتى خدمت به مردم، خاستگاهى الهى داشته باشد، حجم و كميّت آن مهم نخواهد بود. پس هيچ خدمت خالصانه‌اى را نبايد كوچك شمرد. گاه خدمت با يك نگاه محبت‌آميز، مىتواند خدمتى ارزشمند به حساب آيد. به همين دليل امام سجاد (ع) مىفرمايد: «نظر المؤمن فى وجه اخيه المؤمن للمودة و المحبة عبادة؛ نگاه مؤمن به چهره برادر مؤمنش از روى دوستى و محبت، عبادت است.» جلوههاى خدمت خدمت به ديگران، به صورتهاى مختلفى ظاهر مىشود. از اين رو احاديث و روايات اسلامى، هر نوع خدمتگزارى را با هر عنوانى تشويق و ترغيب كرده است. در اينجا به نمونههايى اشاره مىكنيم: ١ ـ سود رسانى :سودمندى، يكى از جلوههاى خدمت‌رسانى است. مؤمن، انسانى است مبارك و پر سود براى ديگران. پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: «مثل المؤمن مثل النخلة ما اخذت منها من شىء نفعك؛ شخص با ايمان همانند درخت خرماست كه هر چه از آن برگيرى، سودمند است.» سراپاى زندگى انسانِ معتقد به خدا، اين ويژگى را تشكيل مي‌دهد كه در هر موقعيتى كه باشد و به هر درجه‌اى كه برسد، براى مردم نافع است و خود را خادم آنان مي‌داند. امام صادق (ع) در ذيل آيه شريفه «و جعلنى مباركاً اينما كنت» فرموده‌اند :مباركاً يعنى نفاعاً؛ مبارك به معناى سود دهى است. ٢ ـ گرهگشايى :يكى ديگر از جلوههاى خدمت، برآوردن نيازهاى مادى و معنوى مردم است كه اسلام بدان سفارش اكيد نموده است، تا جايى كه در كتابهاى روايى عنوانى به نام «قضاى حاجت مؤمن» به چشم مىخورد. از ديدگاه اسلام، گرهگشايى، توفيقى است كه خداوند نصيب بندگان نيكش مىكند. امام حسين (ع) مىفرمايد: «ان حوائج الناس اليكم من نعم الله عليكم فلا تملوا النعم؛ نيازهاى مردم، از جمله نعمتهاى خداوند است براى شما. پس، از مراجعه مردم به خودتان اظهار دلتنگى نكنيد.» امام كاظم (ع) نيز مىفرمايد: آنكه برادر ديني‌اش نيازى پيش او مىبرد، رحمتى است الهى كه خداوند به سوى او فرستاده است. اگر آن نياز را برآورد، به ولايت ما رسيده و ولايت ما به ولايت خداوند پيوسته است و اگر آن نياز را رد كند، به خود ستم كرده و بدى رسانده است. دانى كه خدا چرا تو را داده دو دست من معتقدم كه اندر آن سرّى هست يك دست به كار خويشتن پردازى با دست دگر ز بىكسان گيرى دست بديهى است كه بر طرف كردن نيازهاى مردم شامل هرگونه اقدام مثبت و خيرخواهانه در مسائل مادى و معنوى مىشود مانند: نابينايى را دستگيرى كردن، يتيمى را سرپرستى نمودن، گمراهى را هدايت كردن، جاهلى را ارشاد نمودن و منحرفى را به راه آوردن. ٣ ـ يارى به ديگران :از جمله جلوههاى خدمتگزارى، يارى رساندن به ديگران است كه در فرهنگ اسلامى به آن «مواسات» مىگويند. امام صادق (ع) مواسات را حق افراد جامعه اسلامى بر يك‌ديگر دانسته و مىفرمايد: مسلمانان موظف‌اند در راه پيوستگى و كمك به نيازمندان كوشا باشند و به يك‌ديگرمحبت كنند. جامعه اسلامى مانند پيكر واحدى است كه با يك‌ديگر ارتباطى تنگاتنگ دارند. همانطورى كه كارى در يك عضو، موجب به هم خوردن تعادل در بدن مىشود، اگر نيازمندى به عللى نتواند خود را همپاى ديگران قرار دهد، شايسته است ديگران به او يارى دهند تا تعادل اجتماعى محقق شود. ٤ ـ احسان :احسان به ديگران، جلوه‌اى ديگر از خدمت‌رسانى است. قرآن مجيد در كنار عدالت، مردم را به احسان فرمان داده است: «ان الله يأمر بالعدل و الاحسان.» از اينكه در آيه شريفه، احسان پس از عدل ذكر شده است، استفاده مىشود كه در مفهوم احسان، يك نوع گذشت از حقِ شخصى و ايثار نهفته است. علامه طباطبائى (ره) مىفرمايد: احسان به ديگران، نفع و نيكى رساندن به آنان است بدون انتظار پاداش مقابل. البته احسان، انواع و اقسامى دارد: ١ ـ احسان در مقابل احسان :قرآن كريم مىفرمايد: «هل جزاء الاحسان الا الاحسان؛ آيا پاداش نيكى جز نيكى است.» ٢ ـ احسان ابتدايى :يعنى احسان به كسى كه او را نمىشناسد و قبلاً نيز خير و نيكى از ايشان دريافت نكرده است. اين خوبى، يك طرفه و بدون مقدمه است. ٣ ـ احسان در مقابل كار بد :اين بالاترين مرتبه احسان است؛ يعنى كار بد فرد با نيكى پاسخ داده شود. خداوند اين برخورد كريمانه را به پيروان مكتب اسلام سفارش كرده است. بايستههاى خدمت خدمت به مردم، در صورتى مقبول درگاه الهى است كه شرايط لازم را داشته باشد. كه مهمترين اين شرايط عبارت‌اند از: ١ ـ اخلاص :قبولى هر عملى از جمله خدمت‌رسانى، در گرو اخلاص و انگيزه داشتن است و اين همان چيزى است كه خدمت صادقانه را از خدمت فريبكارانه جدا مىكند. بسيارى از كارهاى خير افراد، وسيله‌اى براى ارضاى نيازهاى خودخواهانه قرار مىگيرد و در جهت رسيدن به مقاصد شخصى از آن استفاده مىشود. دكتر كارل، سيماى نيكوكارى را در جهان غرب چنين ترسيم مىكند: محرّك اعمال ما، نيل به يك پيشرفت شخصى و قبل از همه، امتيازات مالى و ارضاى حس خودنمايى، درجه عنوان، نشان افتخار و موقعيت اجتماعى است. اين نفعجويى، گاهى در لباس رياكارى و زير نقاب نوع دوستى، خود را پنهان مىكند. زنى كه به امور خيريه مىپردازد در عمق قلبش به فكر كمك به بيچارگان نيست، بلكه مىخواهد مدير مؤسسه‌اى شود يا با تهيه فروشگاهى نفع مادى ببرد. آنچه ارزش خدمت به مردم را بالا مىبرد و يا از ارزشش مىكاهد، انگيزههايى است كه خدمت بر اساس آنها شكل مىگيرد. برخى انگيزه خدمتشان احساس نوع دوستى و انسانگرايى است. اينان بر اين باورند كه خدمت به ديگران، مرز، نژاد، عقيده و... نمىشناسد، بلكه هر جا انسانى يافت شود بايد به او خدمت كرد. صاحبان اين تفكر، اصل خدمت را ملاك مىگيرند، اما به متعلّق آن كارى ندارند. اين انگيزه هر چند در خور ستايش است، اما كامل نيست. انگيزه برخى ديگر، يك نوع داد و ستد است؛ يعنى قدمى بر مي‌دارند تا قدمى بر ايشان برداشته شود. به اصطلاح، كاسه آنجا رود كه قدح باز آيد. در اين بينش، نه انگيزه مردمى وجود دارد و نه احساس نوع دوستى. اينان خدمت مىكنند تا به نام و نانى برسند و شهرت و مقامى به دست آورند يا به اغراض و اهداف سياسى و مانند آن دست يابند. پس انگيزه اساسى آنان، عشق به اصل خدمت نيست. اما عده سومى هستند كه از افقى بالا به انسانها مىنگرند و در بينش آنان، همه مردم عيال خدايند. پس خدمت كردن به آنان، رنگ الهى دارد. براى تحصيل رضاى پروردگار، به خلق خدا خدمت مىكنند و آن را وظيفه دينى خويش مىشمارند. آنكه براى خدا، به خلق خدا خدمت مىكند، چشم‌داشت پاداش را هم فقط از خدا دارد و از ناسپاسى ديگران سست نمىگردد و انتظار ندارد مردم از زحمات او تقدير كنند و بر او آفرين بگويند. ٢ ـ خوش‌رفتارى با خدمت جويان :اگر خدمتگزار، در كار خود خدا را در نظر داشته باشد، هرگز با مددجو بد اخلاقى نمىكند. هر گاه گدايى نزد امام سجاد (ع) مي‌آمد، مىفرمود: «مرحباً بمن يحمل زادى الى الاخرة؛ آفرين به كسى كه بار مرا به آخرت حمل مىكند.» ٣ ـ شتاب در خدمت‌رسانى : يكى از آداب خدمت‌رسانى، شتاب و عجله در انجام آن است. از دست دادن دقت و منتظر نگه داشتن خدمت جويان، سبب پشيمانى و حسرت مىشود. امام على (ع) مىفرمايد: بر طرف كردن نيازهاى مردم (كه جلوه‌اى از خدمت‌رسانى است) پايدار نيست، مگر به سه چيز: كوچك شمردن خدمت تا خدا آن را بزرگ نمايد، پنهان داشتن آن تا خدا آن را آشكار سازد و شتاب در بر آوردن نياز تا براى محتاج، گوارا باشد. دائم گل اين بستان، شاداب نمىماند در ياب ضعيفان را در وقت توانايى آثار خدمت‌رسانى به خلق خدمت به مردم، هم اثر دنيايى دارد و هم اثر اخروى. نمونههايى از اين دو را مرور مىكنيم: آثار دنيوى خدمت ١ ـ محبوبيت :در سايه خدمت به مردم، سيادت و سرورى به دست مي‌آيد. رسول اكرم (ص) مىفرمايد: «سيد القوم خادمهم؛ آقاى هر قومى، خدمتگزار آنان است.» خادمان مردم، بر قلعه دلها حكومت مىكنند و فاتح دژ قلبها مىشوند. امام على (ع) مىفرمايد: هر كس نيكى خويش را به ديگران نثار كند، دلها به او گرايش مىيابد. بر اين اساس، پيامبران و اولياى الهى كه خادمان واقعى ملتها بودند، بيش از ديگران، محبوب بودند. ٢ ـ يارى و پشتيبانى مردم :طبيعىترين اثر خدمت، يارى گيرنده خدمت است. امام سجاد (ع) مىفرمايد: در دنيا هيچ چيز يارى دهندهتر از نيكى به برادران نيست. آثار اخروى خدمت ١ ـ ايمنى در قيامت :امام على (ع) مىفرمايد: خداوند برخى از آفريدههاى خود را به بندگانش خلق كرده است، آنان را مورد توجه مردم و شايسته نيكوكارى قرار داده و مردم در نيازمندىهايشان به آنان روى مي‌آورند؛ آنان در روز قيامت، ايمن و آسوده‌اند. اى رهروى كه خير به مردم رسانده‌اى آسوده رو كه بار تو بر دوش سائل است ٢ ـ افزايش درجه خدمت‌رسانان در آخرت؛ ٣ ـ آمرزش گناهان؛ ٤ ـ ياور روز تنگ‌دستى (قيامت)؛ ٥ ـ مقامات و قصرهاى بهشتى؛ ٦ ـ پوشش در آخرت و... از آثار ديگر خدمت‌رسانى است كه براى پرهيز از طولانى شدن بحث، به همين مقدار بسنده مىكنيم و به نقل روايتى از امام سجاد (ع) مىپردازيم. آن حضرت مىفرمايد: كسى كه يك حاجت برادرش را بر آورد (از اين طريق خدمتى نمايد)، خداوند صد حاجت او را برآورد. و كسى كه اندوهى را از دل برادرش بردارد، خداوند اندوه روز قيامت را از او بر طرف سازد، هر قد هم كه زياد باشد. و هر كس برادرش را كه در مقابل ستمكار قرار گرفته است، يارى دهد، خدا او را هنگام عبور از صراط، يارى كند. و كسى كه به دنبال نياز برادر مؤمنش برود و با برآوردن حاجتش او را شاد كند، چنان است كه رسول خدا (ص) را مسرور كرده است. و هر كس او را سيراب كند، خدا او را از شراب سر به مهر بهشتى سيراب مىسازد. و هر كس گرسنگى او را با طعام بر طرف كند، خدا او را از ميوههاى بهشتى سير مىكند. و هر كس برهنه‌اى را بپوشاند، خدا او را با جامههاى زربافت و حرير مىپوشاند... به خدا سوگند، بر آوردن حاجت مؤمن، در پيشگاه خدا محبوبتر از دو ماه روزه پى در پى با اعتكاف آن دو ماه در ماه حرام است. آثار خدمت نكردن ترك خدمت به مردم، با وجود فراهم بودن زمينه آن، عواقب زيانبارى به دنبال دارد؛ از جمله: ١ ـ نزول بلا :امام سجاد (ع) مىفرمايد: از گناهانى كه باعث نزول بلا مىشود، به داد مظلوم نرسيدن و كمك نكردن به ستم‌ديدگان است. بنابر بعضى روايات، نزول بلا بر يعقوب (ع) به دليل رد كردن سائل از در خانه‌اش بود. ابو حمزه ثمالى مىگويد: در يك روز جمعه نماز صبح را با امام زين العابدين (ع) به جا آوردم. امام به سوى منزل رفت، من هم با ايشان بودم. وقتى به منزل رسيديم، يكى از خادمهها را صدا زد و فرمود: امروز روز جمعه است، هر نيازمندى آمد، مبادا رد كنى. من گفتم: هر سائلى كه مستحق نيست. فرمود: از آن مىترسم كه يكى مستحق باشد و ما به او چيزى ندهيم و رد كنيم و به خانواده ما چيزى فرود آيد كه به يعقوب و خانواده‌اش نازل شد. يعقوب شبى بىخبر از گرسنه‌اى ماند چهل سال خدا ساكن بيت الحزنش كرد ٢ ـ پرده درى :امام سجاد (ع) مىفرمايد: از گناهانى كه پرده حيا را مي‌درد، نزديك نشدن به خداى ـ عزّ و جلّ ـ با نيكوكارى و صدقه است. ٣ ـ ذلت و عذاب اخروى :امام صادق (ع) مىفرمايد: هر مؤمنى كه دست رد بر سينه برادر نيازمندش بزند، با اينكه مىتواند از پيش خود يا ديگران، نياز او را بر آورد، خداوند در روز قيامت او را با روى سياه و چشم كبود و دستهاى به گردن بسته محشور مىكند، و سپس گفته مىشود: اين است خيانت كارى كه به خدا و رسولش خيانت كرده و آنگاه او را به دوزخ مىبرند. ٤ ـ خروج از جرگه مسلمانان : اگر خدمت نكردن به مردم، ريشه در بىتوجهى به امور مسلمانان داشته باشد در اين صورت بايد گفت چنين شخصى فقط به اسم و شناسنامه، مسلمان است، ولى مسلمان واقعى نيست. پيامبر اسلام (ص) مىفرمايد: «من اصبح لا يهتمّ بامور المسلمين فليس بمسلم؛ هر كس كه صبح كند و همتش خدمت به مسلمانان نباشد، مسلمان نيست.» مىگويند: يكى از عرفا به نام «سرى سقطى» مىگفت: من سى سال است كه براى گفتن يك الحمدلله استغفار مىكنم، براى يك شكرگزارى از خدا. گفتند: چطور؟ گفت: من در بغداد دكان‌دار بودم، يك وقت خبر رسيد كه در فلان بازار بغداد حريقى رخ داده و بعضى مغازهها سوخته است. دكان من هم در آن بازار بود. به سرعت رفتم ببينم دكان من سوخته يا نه. كسى به من گفت: آتش به دكان تو سرايت نكرده است، گفتم: الحمد لله، بعد با خودم فكر كردم كه آيا تنها تو در دنيا بودى؟ بالاخره آتش چهار تا دكان را سوزانده و دكان تو نسوخته است. الحمد لله معنايش اين است كه آتش دكان مرا نسوزانده و دكان ديگرى را سوزانده است، پس من راضى شدم به اينكه دكان ديگرى بسوزد و دكان من نسوزد. بعد با خود گفتم: تو غصه مسلمانان در دلت نيست. اينك سى سال است كه براى آن الحمدلله دارم استغفار مىكنم. گر مسلمانى از اين است كه حافظ دارد آه اگر از پى امروز بود فردايى آفات خدمتگزارى خدمت به مردم، همچون عبادات ديگر، ممكن است در حين انجام يا پس از آن، دچار آفاتى شود. مهمترين آفات خدمتگزارى عبارت‌اند از: ١ ـ ريا و خودنمايى :اخلاص، شرط صحت عبادت است و هر عملى كه با ريا همراه باشد از ارزش مي‌افتد. ريا، روح عمل را مىميراند و آن را قالبى بىمحتوا جلوه مي‌دهد. خدمتى كه براى شهرت و مقام و زيبا جلوه دادن اعمال و خوشنامى صورت گيرد، در پيشگاه حق، پذيرفتنى نيست. قرآن مجيد مىفرمايد: مانند آن كس نباشيد كه اموال خود را از روى ريا و خودنمايى انفاق مىكند و به خداوند و روز قيامت ايمان ندارد، زيرا فرجام او، فرجام آن كوه خارايى است كه بر روى آن قشرى از خاك متراكم را به صورت بوستان و كشت‌زارى پر ثمر پروده باشند و باران دانه درشتى، سيل آسا ببارد و قشر خاك را بلغزاند و در هم بپيچد كه جز صفحه خاراى صاف و براق بر جاى نماند و كشتكار چيزى به دست نياورد. امام صادق (ع) مىفرمايد: خداوند مىفرمايد: من بهترين شريك هستم، هر كس كه ديگرى را در عمل خود شريك قرار دهد، قبول نمىكنم، مگر عمل خالص را. ٢ ـ منّت گذارى: اخلاص در آغاز عمل و شروع به خدمت، كافى نيست. چه بسا ممكن است خدمتى براى خدا انجام گيرد ولى پس از اتمام، دچار آفت شود و ارزش خود را از دست بدهد؛ مانند بذرى كه به مرحله محصول‌دهى هم برسد اما پيش از برداشت محصول، دچار آفت گردد. منّت در اين مرحله، تأثير منفى خود را به جا مىگذارد و مانند نيشى است كه نوش خدمت را از بين مىبرد. قرآن مجيد به نيكوكاران هشدار مي‌دهد كه صدقات خود را با منّت گذاشتن و اذيت كردن باطل نكنند. امام على (ع) خطاب به مالك اشتر و همه كارگزاران جامعه هشدار مي‌دهد كه مبادا خدمات عمومى را با منّت آلوده سازند و مىفرمايد: منّت نهادن، ارج نيكى را مىبرد. امام سجاد (ع) نيز در دعاى خود از خداوند مىخواهد كه خير و نيكى و خدمت را به منّت نهادن، تباه نسازد. خدمتى كه با منّت همراه باشد، مورد قبول پروردگار واقع نمىشود. اگر به اين مقدمه ارزشمند به درستى نگريسته شود، معلوم مىشود كه خدمت به ديگران، در واقع خدمت به خود است. بنابر اين جايى براى منّت باقى نمىماند. توضيح آن كه ثمره خدمت به ديگران، به خود خدمت كننده، هم در دنيا و هم در آخرت باز مىگردد. در دنيا به آقايى و سرورى مي‌رسد و محبوب واقع مىشود و در آخرت به پاداش الهى دست پيدا مىكند. از اين رو گفته‌اند: هر چه كنى به خود كنى گر همه نيك و بد كنى امام على (ع) مىفرمايد: هر كس كار نيكى كند، به خودش نيكى كرده است و از ديگرى پاداش و سپاس آن نيكى را كه به خود كرده است، نخواهد. امام سجاد (ع) نيز مىفرمايد: براى صدقه‌اى كه داده‌اى، بر كسى منّت نگذار، زيرا قدمى به سود خود برداشته‌اى. عوامل مؤثر در ايجاد روحيه خدمتگزارى خدمت به ديگران، مانند هر صفت پسنديده ديگر، در پيدايى آن، عوامل و زمينههايى دخالت دارند كه به مهمترين آنها مىپردازيم: ١ ـ غلبه بر خودمحورى :كسى كه دچار خودمحورى شده باشد، نمىتواند به ديگران خدمت كند، زيرا خدمت به مردم، نوعى ايثار و فداكارى است. از اين‌رو در مرحله نخست، يك بازنگرى در شناخت و بينش لازم است. خود دوستى و حبّ ذات در نهاد انسان همواره خودنمايى مىكند و به دگر دوستى مجال فعاليت نمي‌دهد. از اين رو دگر دوستى و خدمت به مردم، مبارزه مستمر با خود پرستى را طلب مىكند و اين در گرو تزكيه و خودسازى و غلبه بر خود محورىِ شناختى و خود محورىِ عاطفى و خود محورىِ ارتباطى است؛ يعنى انسان نبايد فقط خود را ببيند و فقط خود را دوست داشته باشد، بلكه همواره بايد ديگران را بر خود مقدّم بدارد. ٢ ـ ترويج فرهنگ خدمت‌رسانى :ايجاد روحيه خدمت كردن به همنوع، يك روزه حاصل نمىشود. دوره كودكى و نوجوانى، دوره بنياد يافتن عواطف رقيق آدمى است. اين عواطف به تدريج پيدا مىشوند، شدت مىيابند و براى مدت طولانى پايدار مىماند. اگر از ابتداى سنين طفوليت، بذر عواطف كاشته شود، اين آموزهها، جزء پايدارترين عادات و ملكات فرد خواهند شد. بنابر اين بر خانواده و مدرسه و مربيان جامعه است كه با الهام از آموزههاى دينى، به موضوع خدمت به خلق در كنار پرستش خالق و وظايف اجتماعى در رديف وظايف فردى اهميت داده شود و حساسيت به اين موضوع را در نونهالان و نوجوانان به وجود آورند. در اين باره، نقش الگوها بسيار مهم و تعيين كننده است. روابط اجتماعى و عاطفى، بيش از همه، بر آيند تفكرات موجود در محيط خانه است. نگرشها، جهتگيرىها و برخوردهاى اعضاى خانواده به خصوص پدر و مادر، خواه ناخواه بر نظام فكرى فرزندان اثر مىگذارد. والدين مىتوانند حس مسئوليت و دگر دوستى را با رفتار خود در وجود فرزندان خويش، نهادينه كنند. ٣ ـ تقدير و تشويق :يكى از عوامل بسط و گسترش فرهنگ خدمت‌رسانى، سپاسگزارى از خدمتگزاران جامعه است. امام على (ع) به مالك اشتر مىفرمايد: مبادا نيكوكار و بد كردار در ديده‌ات برابر آيد كه آن، رغبت نيكوكار را در نيكى كم كند و بد كردار را به بدى وادار نمايد. در روايات اسلامى، ناسپاسها رهزنان خير و نيكى معرفى شده‌اند. امام صادق (ع) مىفرمايد: خدا لعنت كند كسانى را كه راه خير را مىبندند؛ آنان كساني‌اند كه ناسپاسى مىكنند. در نتيجه نيكوكار مانع از اين مىشود كه به ديگرى نيكى كند. قدردانى از زحمات و خدمات خادمان، آنان را در كارشان با انگيزهتر و مصمّمتر مىسازد و ديگران را نيز به اين امر مهم، سوق مي‌دهد. ٤ ـ واگذارى امور به جوانان :ايجاد انگيزه خدمت و گسترش آن در بين مردم، به وجود فضاى مناسب نياز دارد. واگذارى امور به مردم و بها دادن به نيروى فعال و پر انرژى جوان در عرصههاى مهم سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى جامعه، توجه به شايسته سالارى در گزينش افراد و پرهيز از قوميتگرايى و حزبگرايى، جامعه را به سمت و سوى خدمت بيشتر تشويق مىكند و بسيارى از بدگمانىها را از بين مىبرد. امام على (ع) مىفرمايد: رفتار تو چنان بايد كه خوش گمانى مردم فراهم آيد كه اين، رنج دراز را از تو مي‌زدايد. كارگزاران نظام بايد موانع حضور جوانان را در عرصه خدمتگزارى از پيش پاى آنها بردارند و به آنان اعتماد كنند. خدمت‌رسانى در سيره امامان : يكى از ويژگىهاى شاخص پيشوايان دين، خادم بودن آنان است. قرآن مجيد در مورد پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: رنجهاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد. امام صادق (ع) مىفرمايد: رسول خدا (ص) هر گاه در نماز بود و شخصى نزد او مي‌آمد و مىنشست، نمازش را سبك مىكرد و سپس از او مىپرسيد: چه حاجتى دارى؟ وقتى نيازش را مىگفت، پيامبر (ص) آن را انجام مي‌داد و سپس به نماز مي‌ايستاد. امام على (ع) با حفر چاه و احداث باغ در اطراف مدينه، مزرعه آبادى به نام «چشمه ينبع» به وجود آورد و در راه فقرا به مصرف رساند. شخصى به محضر امام آمد و به آن حضرت تبريك گفت. حضرت فرمود: به وارث مژده دهيد كه اين مزرعه را وقف كردم تا درآمد محصول آن در راه تأمين معاش و مخارج زائران خانه خدا و مسافران سفر حج به مصرف برسد. در مواردى نيز امامان براى گرهگشايى، واسطه مىشدند و نامهنگارى مىكردند. نامه امام صادق (ع) به نجاشى، حاكم منطقه شيراز و اهواز، يكى از اين نمونههاست. حضرت سجاد (ع) به منظور خدمت‌رسانى بيشتر به مردم، خود را ناشناس جلوه مي‌دهد تا بدون وجود مانع باز دارنده، به اين امر مهم بپردازد. واقعه زير كه مربوط به سفر امام سجاد (ع) به حج خانه خداست، گوياى جاىگاه رفيع اشتراك مساعى و ارائه خدمات اجتماعى در سيره و روش عملى آن حضرت است. قافله‌اى از مسلمانان كه آهنگ مكه داشت، همين كه به مدينه رسيد، چند روزى توقف و استراحت كرد و بعد از مدينه به مقصد مكه به راه افتاد. در بين راه مكه و مدينه، در يكى از منازل، اهل قافله با مردى مصادف شدند كه با آنها آشنا بود. آن مرد در ضمن صحبت با آنها، متوجه شخصى در ميانشان شد كه سيماى صالحين داشت و با چابكى و نشاط، مشغول خدمت و رسيدگى به كارها و حوايج اهل قافله بود. در لحظه اول او را شناخت. با كمال تعجب از اهل قافله پرسيد: اين شخص را كه مشغول خدمت و انجام كارهاى شماست مىشناسيد؟ گفتند: نه، او را نمىشناسيم، اين مرد در مدينه به قافله ما ملحق شد؛ مردى صالح و متقى و پرهيزگار است. ما از او تقاضا نكرده‌ايم كه براى ما كارى انجام دهد، ولى او خودش مايل است كه در كارهاى ديگران شركت كند و به آنها كمك بدهد. آن مرد گفت: معلوم است كه نمىشناسيد، اگر مىشناختيد، اينطور گستاخ نبوديد و هرگز حاضر نمىشديد مانند يك خادم به كارهاى شما رسيدگى كند. گفتند: مگر اين شخص كيست؟ گفت: اين، على بن الحسين زين العابدين (ع) است. جمعيت، آشفته به پا خاستند و خواستند براى معذرت خواهى دست و پاى امام را ببوسند. آنگاه به عنوان گله گفتند: اين چه كارى بود كه شما با ما كرديد؟ ممكن بود خداى ناخواسته ما جسارتى به شما بكنيم و مرتكب گناهى بزرگ بشويم. امام (ع) فرمود: من عمداً شما را كه مرا نمىشناختيد، براى همسفرى انتخاب كردم، زيرا گاهى با كسانى كه مرا مىشناسند مسافرت مىكنم، آنها به خاطر رسول خدا (ص) زياد به من عطوفت و مهربانى مىكنند و نمىگذارند كه عهده‌دار كار و خدمتى بشوم. از اين رو مايلم همسفرانى انتخاب كنم كه مرا نمىشناسند و از معرفى خودم هم خوددارى مىكنم تا بتوانم به سعادت خدمت، نايل شوم. اين داستان ضمن بيان اهميت خدمت، به ما مي‌آموزد كه در نگاه اسلام، ديانت فقط به عبادت و مناجات محدود نمىشود، كه اينها بخشى از دين‌اند، نه تمام آن. يارى رسانى به مردم نيز مانند نماز و روزه، عبادت محسوب مىشود. پرسشهاى متن درسى مقطع دبيرستان لطفاً با توجه به متن درسى مقطع دبيرستان، گزينههاى صحيح را انتخاب كرده و در پاسخنامه مربوط (صفحه ١١٠) علامت بزنيد. ١ . امام حسين (ع) چه چيزى را از جمله نعمتهاى خدا بر انسان مي‌داند؟ الف ـ نيازهاى مردم. ب ـ قناعت. ج ـ مواسات. د ـ هدايت. ٢ . با توجه به متن، مبارك به چه معناست؟ الف ـ بركت. ب ـ سود دهى. ج ـ ميمون. د ـ گزينههاى الف و ب. ٣ . اين حديث از كيست؟ «نگاه مؤمن به چهره برادر مؤمنش از روى محبت، عبادت است». الف ـ امام صادق (ع). ب ـ امام باقر (ع). ج ـ امام سجاد (ع). د ـ امام على (ع). ٤ . كدام گزينه صحيح است؟ الف ـ در احسان، ايثار نهفته است. ب ـ در هر حال به كافر مىتوان خدمت كرد. ج ـ اگر به نا اهل نيكى شود، ضايع مىگردد. د ـ خدمت‌رسانى، ارزش ذاتى ندارد. ٥ . در كدام آيه، نيكوكارى، قبل از نماز و زكات آمده است؟ الف ـ نحل، آيه .٩١ ب ـ رحمن، آيه .٦٠ ج ـ بقره، آيه .١٧٧ د ـ آل عمران، آيه .٢٠ ٦ . آيه ١٢٨ توبه «... رنجهاى شما بر او سخت است...»، در مورد چه كس يا كسانى نازل شده است؟ الف ـ پيامبران. ب ـ امامان. ج ـ مؤمنان. د ـ پيامبر اسلام (ص). ٧ . رهزنان خير چه كساني‌اند؟ الف ـ ربا خواران. ب ـ ناسپاسان. ج ـ بخيلان. د ـ سست عنصران. ٨ . نامه امام صادق (ع) به نجاشى در مورد چه بود؟ الف ـ اصلاح امور. ب ـ رعايت ديگران. ج ـ گرهگشايى. د ـ هر سه گزينه. ٩ . صدقات با چه چيزى باطل مىشود؟ الف ـ منّت گذاشتن. ب ـ آشكار كردن. ج ـ اذيت كردن. د ـ گزينههاى الف و ج. ١٠ . مؤمن در چه چيزى شبيه درخت خرماست؟ الف ـ صبورى. ب ـ نفع رسانى. ج ـ استقامت. د ـ نشاط. ١١ . نيكى به ديگران، بدون انتظار پاداش مقابل، چه نام دارد؟ الف ـ احسان. ب ـ ايثار. ج ـ مواسات. د ـ برّ. ١٢ . كدام عامل در ايجاد روحيه خدمتگزارى مؤثر است؟ الف ـ خودسازى. ب ـ غلبه بر خودمحورى. ج ـ شناخت خدا. د ـ گزينههاى الف و ب. ١٣ . چرا امام سجاد (ع) به طور ناشناس، خدمت مىكرد؟ الف ـ زيرا به اخلاص نزديكتر بود. ب ـ كسى او را از اين كار باز ندارد. ج ـ تا جاىگاه خدمت را مشخص كند. د ـ هر سه گزينه. ١٤ . سر آمد عقل چيست؟ الف ـ ايمان به خدا. ب ـ بشر دوستى. ج ـ نيكى به مردم. د ـ هر سه گزينه. ١٥ . در چه صورت مىتوان به كافر خدمت كرد؟ الف ـ در صورتى كه نيازمند باشد. ب ـ در هر حال مىتوان خدمت كرد. ج ـ در صورتى كه به ضرر مصالح بشرى نباشد. د ـ گزينههاى الف و ب.