معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - آموزش - طريقه دار ابو الفضل
آموزش
طريقه دار ابو الفضل
نويسندگى ـ مثل هر فن و هنر ديگرى ـ مراحلى دارد؛ يعنى نويسنده، كار خود را از جايى شروع و به جاى ديگر ختم مىكند. نويسندگى، فقط سر و كار داشتن با قلم و كاغذ نيست، اينها ابزار است، بلكه فرآيندى پويا، انديشورانه، خلّاق و هنرى است. ندانستن اين فرآيند (سير، جريان، مراحل) كار را براى علاقهمندان، به ويژه كسانى كه تازه به ساحت قلم در آمدهاند، دشوار مىسازد و گاه ذوقشان را هم پژمرده مىكند؛ از اينرو در اين مقاله، به اجمال اين مراحل را مرور مىكنيم:
١ ـ محتوا و انديشه؛
٢ ـ سبك قلم و شيوه بيان؛
٣ ـ جملهبندى و عبارتپردازى؛
٤ ـ واژهگزينى؛
٥ ـ مسائل صورى.
١ ـ محتوا و انديشه
چنانكه از نامش پيداست، مربوط به مسائل علمى و محتوايى اثر و بُعدِ تفكر و انديشه آن است. بديهى است هر نويسندهاى كه قلم به دست مىگيرد به محتواى موضوعى كه قصد نگارش دارد، آگاه و در آن زمينه، انديشيده است؛ مثلاً اگر در زمينه «تربيت كودك» مىنويسد در اين باره، تخصص يا اطلاعات اجمالى يا تفضيلى دارد و يا از تجربههاى خود، بهرهبردارى كرده است. يا كسى كه در صدد نگارش «قانون عليت»، «انرژى هستهاى» و «سلولهاى بنيادى» است، حتماً بايد فلسفه، فيزيك هستهاى و زيستشناسى خوانده باشد. پس محتوا در گروِ آموزشها و مطالعات پيشين است.
اما نگارش درباره «فصل بهار» يا «يك روز بارانى» و امثال اينها ذوق و انديشه لازم دارد و مهمتر از همه، دانستن تكنيكهاى «توصيف» و «مقايسه» است؛ يعنى اينكه نويسنده بداند چگونه و از چه راههايى بايد به «توصيف بهار» بپردازد، چه نقطههايى را برجسته كند و... . يا در «مقايسه» از چه شيوههايى سود ببرد، چگونه فصلها را با هم مقايسه كند و ويژگىهاى هر يك را شرح بدهد.
٢ ـ سبك قلم و شيوه بيان
نويسنده به سه سبك و شيوه مىتواند مطالب خود را بيان كند: علمى، ادبى و عاميانه؛ يعنى سه نوع قلم وجود دارد. انتخاب نوع قلم و سبك بيان، بسته به آن است كه نويسنده در چه مقامى مىنويسد: اگر در مقام علمى و پژوهشى باشد بايد نوع قلم خود را علمى برگزيند، اگر ادبى باشد به شيوه ادبى و اگر محاوره و داستانى باشد به شكل عاميانه؛ مثلاً در مورد خبر دادن از «طلوع خورشيد» همين سه شيوه فوق را مىتوان به كار برد. اگر كسى بگويد: «خورشيد طلوع كرد»، اين جمله، به شيوه علمى نوشته شده؛ يعنى واژهها مستقيماً بر معانى دلالت مىكند و از آرايههاى ادبى در آن استفاده نشده است.
اما اين جمله كه: «گُل خورشيد شكفت»، همان معناى طلوع كردنِ خورشيد را ميرساند اما با استفاده از تشبيه و استعاره، لذا سبك بيان و شيوه قلم آن، ادبى است.
باز در اين باره اگر بخواهيم به سبك محاوره و عاميانه بنويسيم مىگوييم: «خورشيد در اُومد». معمولاً در داستانها يا نقلهاى عاميانه از اين شيوه استفاده مىشود. البته در پارهاى نوشتهها مثل داستان، گاهى از دو سبكِ ادبى و عاميانه، همزمان استفاده مىشود. در سبكهاى علمى و پژوهشى هم آرايههاى ادبى هست ولى اندك. سبك قلم و شيوه بيان همين مجله، علمى ـ پژوهشى است.
ما در شماره ٦٣ همين مجله، سال ١٣٨٥، از سبك و شيوه بيان، به تفصيل سخن گفتيم.
٣ ـ جملهبندى و عبارتپردازى
پس از انديشه و انتخاب سبك قلم، اينك بايد مطالب خود را يا به سبك علمى يا ادبى و يا عاميه روى كاغذ بياوريم. در اين هنگام بايد به هوش باشيم كه جملهبندىها، مطابق دستور زبان باشد. ابهام در جملهبندى، ضعف تأليف، پيچيدگى، پيروى از الگوى جملهبندى فرنگى، آوردن عبارتهاى فرعى زياد، رويكرد به جملههاى كوتاه يا عادت به جملهبندى بسيار مختصر، از آفتهاى جملهبندى و عبارتپردازى است كه از اين آفتها در شماره ٦٤ همين مجله، سال ١٣٨٥ با ذكر شواهد و مثالهاى فراوان، گفت و گو كرديم.
٤ ـ واژهگزينى
در هنگام جملهبندى، از واژهها و كلمهها استفاده مىكنيم و همينها جملهها را مىسازند، بنابر اين بايد دقت كرد كه زيبايى جمله، در گرو انتخاب واژه مناسب و جذاب است و اين، ميسّر نمىشود مگر اينكه نويسنده در اثر مطالعه بسيار، واژههاى فراوانى را در حافظه خود جاى داده باشد. نويسندهاى كه به فقر واژگانى دچار است و در حافظه خود، كلمات اندكى دارد، نوشته خود را با واژههاى تكرارى و يكسان مىنويسد و خواننده را در جادهاى خشك و بى آب و سبزه، و فاقد تنوع، حركت ميدهد و در نهايت، او را خسته و رنجور مىسازد.
نويسنده در هر رشتهاى از علوم كه قلم ميزند بايد مجموعه وسيعى از واژهها، ضرب المثلها، حكايتها و داستانها را در ذهن داشته باشد و به موقع و ماهرانه از آنها بهره ببرد.
از اين مقوله هم در شمارههاى ٦٥ تا ٦٧ مجله، سخن به ميان آمد.
٥ ـ مسائل صورى
نويسنده پس از انديشه، انتخاب سبك قلم، جملهبندى و واژهگزينى، اينك نوشته خود را به پايان رسانده است، اما كار نگارش، تمام نيست، زيرا بايد با آرايشهاى صورى، آن را خواندنىتر، جذابتر و زيباتر كند. اكنون ممكن است بپرسيد: اين آرايشهاى صورى چيست و چگونه مىتوانيم صورتِ نوشته خود را زيبا كنيم؟
نويسنده با علائم نقطهگذارى، رسم الخط (املاى) يك دست، پاراگرافبندى، تنظيم صحيح پاورقى و ارجاعات، چينش درست آيات و روايات و نقل قولها و بهرهگيرى از نشانههاى اختصارى، به زيباسازىِ صورت مىپردازد.
همينجا بايد بگوييم: هنگامى «صورتِ» نوشته زيبا مىشود كه «سيرتِ» زيبايى داشته باشد. اگر نوشتهاى از جنبههاى انديشه، جملهبندى، واژهگزينى و سبك بيان، نازيبا و پر مشكل باشد، آرايشهاى صورى بر او كارگر نخواهد افتاد. پس نويسنده بايد بناى نوشته خود را از ابتدا محكم و اصولى بالا ببرد تا رنگآميزىهاى صورى بر جلوههاى آن بيفزايد؛ وگرنه خانهاى كه از پاى بست ويران است، نقشِ ايوان بر آن، سودى ندارد.
نويسندگانى كه پُر مايه و انديشورانه مىنويسند و در نگارش، صاحب سبك و قلماند، به آرايههاى صورى، بسيار اهميت ميدهند، چون ميدانند كه ظرافت كارىهاى صورى، نوشته آنان را روانتر و براى خواننده، جذابتر مىكند. در شرح حالِ گوستاو فلوبر ـ نويسنده فرانسوى ـ آوردهاند: «او گاهى نصف روز، درباره يك ويرگول و استفاده صحيح از آن، ميانديشيد». (ر.ك: ابوالفضل طريقهدار، انواع ويرايش، ص ٣٥٣).
روشن است كه اين وسواس و دقت، هميشگى نبوده بلكه گاهى چنين مىشده است، چون اگر عادت و رويه دائمى باشد، تمسخرآميز خواهد شد.
از اين پس ـ به خواست خدا ـ در چند شماره، «آرايشهاى صورى در نگارش» را پى مىگيريم.