معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - موضوع پژوهش ٢ - محدثى جواد

موضوع پژوهش ٢
محدثى جواد

از جمله شناختهاى ضرورى و مفيد در زندگى، «فتنهشناسى» است. فتنه، معانى مختلفى دارد و در قرآن و حديث و تاريخ، كاربردهاى گوناگون آن قابل مطالعه و بهرهگيرى است. در اين پژوهش به برخى از ابعاد محتوايى آن اشاره مىشود و تحقيق بيشتر را بر عهده شما خوانندگان گرامى مىگذاريم. فتنه چيست؟ اصل و ريشه اين واژه، از «فتن، يفتنُ» به معناى آزمايش و امتحان است كه به صورتهاى مختلف انجام مىگيرد. وقتى طلا را در آتش مىنهند و مىگدازند تا خوبى و بدى و عيار آن مشخص گردد، به اين كار، فتنه گفته مىشود. اگر فتنه به معناى به آتش افكندن انسان هم به كار رفته، با عنايت به اين ريشه لغوى است. بر اساس اصل معناى ياد شده، اين كلمه در معانى مختلفى در قرآن و روايات به كار رفته است، مثل: گمراهى، آزمايش، حجّت، شرك، كفر، سوزاندن با آتش، عذاب، قتل، باز داشتن از راه خدا، محنت و بلاى شديد، كه البته بسيارى از اينها معناى لغوى فتنه نيست، بلكه در اين مفاهيم به كار رفته و در آياتى كه اين واژه آمده، به اين معانى تفسير شده است. بيشترين كاربرد اين واژه در متون دينى در سه مورد است: اول: امتحان و آزمون؛ دوم: آميختگى حق و باطل؛ سوم: آشوب و بلوا. ١ ـ آزمايش و امتحان از سنّتهاى حتمى و استناناپذير خداوند، «امتحان» است. هر كس و هر قوم و هر جامعه‌اى با چيزى آزمايش مىشود تا ميزان صداقت و ادعا، ايمان و كفر، تحمل و ناشكيبى آنان مشخص شود. به آن چيزى كه وسيله آزمايش است، «فتنه» گفته مىشود؛ مانند: اموال، اولاد، قحطى، كمبود، مرگ و ميرها، بلاها و شدايد. در آيات ابتدايى سوره عنكبوت، با اشاره به اين برنامه الهى مىخوانيم: «احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنّا و هم لا يفتنون * و لقد فتنا الّذين من قبلهم فليعلمنّ الله الّذين صدقوا و ليعلمنّ الكاذبين؛ آيا مردم پنداشتند همين كه گفتند ايمان آورديم، رهايشان مىكنيم و امتحان نمىشوند؟ ما مردمِ پيش از ايشان را آزموديم، پس بايد خدا روشن سازد كسانى را كه صادقند از كسانى كه دروغ مىگويند.» در آيه‌اى ديگر سخن از اين است كه مردم هر سال يك بار يا دو بار امتحان مىشوند. و در آيه‌اى ديگر، ضمن بيان اينكه هر كس مرگ را خواهيد چشيد، مي‌افزايد: «و نبلوكم بالخير و الشرّ فتنة؛ ما شما را به وسيله خير و شرّ امتحان مىكنيم.» اين نشان مي‌دهد كه ابزار امتحان، هميشه امور دشوار و ناراحت كننده نيست. گاهى مردم با ثروت امتحان مىشوند، گاهى با فقر، گاهى با قدرت، گاهى با ضعف، گاهى با مرگ و مير عزيزان، گاهى با تولد فرزند و افزايش افراد خانواده، گاهى با سلامتى و عافيت، گاهى با بيمارى، گاهى با شهرت، گاهى با گمنامى، گاهى با زيبايى، گاهى با زشتى، گاهى با وفور نعمت، گاهى با قحطى و خشكسالى و نمونههاى ديگر. البته اقشار مختلف مردم هر كدام به نوعى امتحان مىشوند؛ مثلاً امتحان حاكمان به گونه‌اى است و آزمون رعيّت به گونه ديگر، كارمندان به نوعى است و پزشكان به گونه‌اى و عالمان و فقيهان به نوع ديگر. در قرآن، حدود بيست مورد، فتنه به معناى امتحان به كار رفته است. آزمايش و امتحان، در سرگذشت اقوام پيشين هم بوده است. قرآن با نقل آنها به مسلمانان درس و پيام مي‌دهد كه خود را آماده تحمل بلاها و آزمونهاى سخت الهى در راه ايمان و مكتب بسازند. چند نمونه را ياد مىكنيم: الف) ناقه صالح: ناقه صالح، يكى از وسايل امتحان خدا بود. قوم حضرت صالح از او معجزه‌اى درخواست كردند كه ناقه سرخ رنگى را از دل كوه بيرون آورد تا به او ايمان آورند. وى با اذن و قدرت الهى، شتر ماده‌اى را همراه با بچه‌اش از دل سنگ بيرون آورد. ويژگىهاى آن ناقه و فرزندش در آيات قرآن آمده است. قرار بر آن شد كه آبِ آبشخورها و نهرها به طور كامل يك روز متعلّق به شتر باشد و كسى آن روز آب بر ندارد و روز ديگر مخصوص مردم باشد و مردم به آن شتر كارى نداشته باشند و آزاد باشد تا هر جا خواست برود و بچرد. سرانجام آن قوم مشرك، آن ناقه را كشتند و دچار عذاب الهى شدند. قرآن فرستادن آن شتر را يك فتنه و امتحان براى مردم بيان مىكند: «انّا مرسلوا النّاقة فتنةً لهم». داستان شتر حضرت صالح در آيات متعددى از قرآن آمده است و بيان مىكند كه آن قوم در اين آزمون الهى شكست خوردند و همچنان به شرك خود پايدار ماندند. ب) اصحاب سبت: نمونه ديگر، اصحاب سبت است. قومى از بنى اسرائيل كنار دريا زندگى مىكردند و خوراك و درآمدشان از صيد ماهى بود. آنها از خدا خواسته بودند يك روز مقدس را براى استراحت و تعطيلىشان قرار دهد. درخواستشان پذيرفته شد و روز شنبه روز تعطيلى معيّن گشت و قرار شد آن روز كسى ماهى صيد نكند. اين امتحانى بود براى سنجش ميزان اطاعت امر و فرمانبرداىشان از حكم خدا. ولى آنان روزهاى شنبه با ديدن ماهىها كه كنار آب مي‌آمدند، وسوسه مىشدند و با نيرنگ، كانالها و آب راههايى درست مىكردند تا ماهىها در آن گير بيفتند و فردايش آنها را صيد كنند. در واقع، اين نوعى تخلّف از دستور با ظاهرسازى و فريب و نيرنگ بود. قرآن كريم اين موضوع را هم يك آزمون الهى مي‌داند و از آن ياد مىكند: «كذلك نبلوهم بما كانوا يفسقون» و اشاره دارد كه آن قوم كه در اين آزمون شكست خوردند و نتوانستند اطاعت خويش را ثابت كنند، دچار عذاب الهى گشتند. ج) گوساله سامرى: وسيله ديگر براى امتحان قوم بنى اسرائيل، گوساله سامرى بود. موساى كليم، امت خود را از چنگ فرعون نجات داد و از فرعون پرستى به خدا پرستى هدايت كرد. اما در مدت زمان چهل روزه‌اى كه براى مناجات با خدا به كوه طور رفت، «سامرى» آنان را گمراه ساخت و با ساختن يك گوساله طلايى كه بانگى از آن بر مي‌آمد، ادعا كرد كه اين خداى شماست. آن قوم، با آنكه آن همه آيت و دلايل از موسى ديده بودند، در مقابل وسوسههاى اغواگرانه سامرى فريب خوردند و گوساله پرست شدند. قرآن كريم، ضمن بيان اين ماجرا در آيات مختلف، قوم بنى اسرائيل را نكوهش مىكند كه چرا در غياب موسى دست از دين حق و پرستش خداى يكتا كشيدند و گوساله را خدا پنداشتند. هارون (برادر موسى) هم به آنان گفته بود كه اين يك امتحان است و شما فريب خورديد: «و لقد قال لهم هارون من قبل يا قوم انّما فتنم به و انّ ربّكم الرّحمن». داستان قوم طالوت و امتحان شدن آنان به نهر آب در مسير رفتن به جنگ جالوت، نمونه ديگرى از اين آزمون است. امتحانهايى كه براى حضرت يوسف، حضرت ايوب، حضرت ابراهيم و... پيش آمد، همه حاوى درسهايى گرانبهاست. مهم آن است كه انسان از آزمايش الهى پيروز بيرون بيايد. حضرت على (ع) مىفرمايد: «هيچ كدام از شما نگويد كه: خدايا من از فتنه (امتحان) به تو پناه مىبرم، چرا كه آزمايش، برنامه حتمى خدا براى همه است و گريزى از آن نيست. بلكه هر كس مىخواهد به خدا پناه ببرد، از آزمون گمراه كننده و لغزاننده پناه ببرد. خداى سبحان مىفرمايد: بدانيد كه اموال و اولاد شما فتنه است؛ يعنى مردم را با اموال و اولاد مي‌آزمايد تا روشن سازد كه چه كسى به رزق و روزى خدا راضى است و چه كسى از آن ناراضى است. گرچه خداوند مي‌داند و از خود مردم بهتر آنان را مىشناسد، ليكن مىخواهد كارهايى كه به سبب آنها مستحقّ عذاب و ثواب مىشوند، براى خود مردم روشن گردد... .» آن حضرت، در نهج البلاغه بارها به اين حقيقت پرداخته و صحنههاى گوناگون امتحان را براى امّت ترسيم كرده است. از جمله در جايى مىفرمايد كه پيامبر خدا (ص) به من فرمود: «يا على! مردم به زودى با اموالشان امتحان خواهند شد و با مسلمانى خود بر خدا منّت خواهند گذاشت و تمنّاى رحمت الهى را داشته و از خشم الهى احساس ايمنى خواهند كرد، حرامهاى خدا را با شبهات دروغ و هواهاى نفسانى حلال خواهند شمرد، شراب را به اسم نبيذ، حرام و رشوه را به نام هديه و ربا را به عنوان داد و ستد حلال خواهند شمرد». گفتم: يا رسول الله! اين وضع را چگونه تأويل و تحليل كنيم، آيا اين، «ارتداد» است يا «فتنه»؟ حضرت فرمود: «فتنه». ٢ ـ آميختگى حق و باطل «شرايط فتنه»، شرايطى است كه حق و باطل معلوم نباشد و دو گروه يا دو فرد يا دو جريان فكرى و سياسى در مقابل هم قرار گيرند و معلوم نباشد كه حق با كيست؟ توصيه حضرت امير (ع) در چنين مواردى اين است كه انسان به گونه‌اى رفتار كند كه نه از قدرت جسمى او و نه از موقعيت اجتماعي‌اش به سود باطل بهرهبردارى نشود. تعبير و تشبيه حضرت چنين است: «كن فى الفتنة كابن اللّبون، لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب؛ در فتنه، همچون بچه شتر باش كه نه پشت محكمى دارد كه بر آن سوار شوند و نه پستان پر شيرى دارد كه او را بدوشند.» اينكه در اوضاع فتنه‌آميز بايد خود را كنار كشيد تا حق روشن گردد، آنگاه طرفدارى از حق كرد، يك تكليف دينى است. بعضىها در زمان امام على (ع) و در جريان جنگ صفّين، خود را از معركه كنار كشيده بودند و على (ع) را يارى نمىكردند، به اين بهانه كه فتنه‌اى پيش آمده و ما نمي‌دانيم حق با كيست. اين نشان دهنده ضعف بينش آنان است، چرا كه وقتى يك طرف نزاع، امام معصوم است كه پيامبر خدا (ص) درباره او فرمود: على با حق است و حق با على است و اين دو از هم جدا نمىشوند، و طرف ديگر معاويه است كه خصومت ديرين آل اميّه با اسلام، در وجود او تجسّم يافته بود، بنابراين، شرايط فتنه نبود كه كسانى خود را كنار بكشند و به اسم دورى جستن از فتنه، امام حق را تنها بگذارند. فتنه جايى است كه حق با باطل جور با عدل، خدا با طاغوت گردد آميخته، آنگونه كه مشكل بتوان باز شناخت ليك در صحنه پيكار امام با ستم پيشه و پيمان شكن و فاسقِ خارج از دين حق، چنان روشن و بي‌ابهام است همچو خورشيد، به پيشانى روز در چنين كوره افروخته از ظلمت و نور خائن آن است كه خود را به كنارى بكشد چون كه در صحنه درگيرى حق با باطل بىطرف بودن در جمع تماشاچىها خود گناهى است بزرگ... آنچه فتنه را پيش مي‌آورد، به هم ريختن مرزهاى حق و باطل، هوسهاى عده‌اى در پوشش حق و وظيفه و نيز نقابِ حق زدن به چهره باطل و گمراهى است كه جامعه‌اى را به اشتباه مي‌اندازد. امير مؤمنان على (ع) در نهج البلاغه، ريشه بروز اينگونه «فتنه»ها را چنين ترسيم مىكند: «سرآغاز پيدايش فتنهها، هواهاى نفس است كه پيروى مىشود و احكام بدعت‌آميزى است كه در دين پديد مي‌آيد؛ بدعتهايى كه با كتاب خدا مخالف است، ولى عده‌اى بر سر آنها بدون انگيزه دينى و خدايى، با يك‌ديگر همبستگى پيدا مىكنند و در مقابل ديگران جبهه مىگيرند. اگر باطل از آميختن به حق خالص باشد، ترسى بر حق طلبان نيست (چون باطل را مىشناسند) و اگر حق با باطل در نياميزد، زبان معاندان از آن كوتاه مىشود. ليكن بخشى از حق و بخشى از باطل گرفته مىشود و به هم مخلوط مىگردد، در اين حال است كه شيطان بر دوستان خود مستولى و مسلّط مىشود، اما آنان كه از سوى خدا، نيكى بر آنان رقم خورده و هدايت شده‌اند نجات مىيابند: «انّما بدءُ وقوع الفتن اهواء تُتّبع ...». در نزاع دو گروه مسلمان، به حكم آيه قرآن بايد ميان آنان آشتى داد. اگر يكى از آن دو گروه، تجاوز پيشه و اهل «بغى» باشد، بايد با گروه ياغى و متجاوز جنگيد تا به حكم خدا گردن نهد. شرايط فتنه تا وقتى است كه حق يا باطل بودن يكى از دو طرفِ متخاصم روشن نباشد، يا در هر دو طرف حق و باطل به هم آميخته باشند. آنچه در زمان حضرت على (ع) پيش آمد، از ديد كوته بينانِ بىبصيرت، شرايط فتنه بود. اما در نگاه بصيران تيزبين و مؤمن و حجّت شناس، شرايطى بود كه مىبايست در ركاب على (ع) با باطل جنگيد. فتنه «خوارج نهروان» نيز همينگونه بود. عده‌اى فريفته ظاهر آراسته و پيشانىهاى پينه بسته و عبادتهاى ظاهرى آنان مىشدند و جنگيدن با آنان را روا نمي‌دانستند. اما تيز بينانِ با بصيرت مي‌دانستند كه بايد آن «فتنه» را ريشه كن ساخت. اين بود كه در ركاب امام، با نهروانيان جنگيدند و آنان را به هلاكت رساندند. شهيد مطهرى تحليل عميق و زيبايى از آن جريان باطل كه نقاب حق به چهره زده بودند ارائه مي‌دهد و اقدام شجاعانه اميرالمؤمنين (ع) را در ريشه كن ساختن آن خشكه مقدّسهاى متحجّر و مغرور، مىستايد و مىنويسد: «على بر روى مردم اينچنين ظاهر الصّلاح و آراسته، قيافههاى حق به جانب، ژنده پوش و عبادت پيشه، شمشير كشيده و همه را از دم شمشير گذرانده است... از درسهاى بسيار آموزنده تاريخ تشيّع خصوصاً و جهان جهان اسلام عموماً همين داستان خوارج است. على خود به اهميت و فوق العادگى كار خود از اين جهت واقف است و آن را بازگو مىكند. مىگويد :'فأنا فقات عين الفتنة...؛ من چشم اين فتنه را در آوردم، غير از من احدى جرأت چنين كارى را نداشت، پس از آنكه موج درياى تاريكى و شبهه ناكى آن بالا گرفته بود و 'هارىِ`` آن فزونى يافته بود.``.» آنجا هم كه خوارج نهروان با شعار «لا حكم الا اللّه» به طغيان بر ضد حكومت علوى پرداختند، امام در ردّ آنان مىفرمود: «كلمة حقٍ يراد بها الباطل؛ اين سخن حقى است كه انگيزه باطل در پشت آن نهفته است». اين يعنى همان فتنه؛ آميختن حق به باطل به قصد فريب مردم. ٣ ـ آشوب و هرج و مرج كاربرد ديگر فتنه، در مورد بلواها و آشوبها و هرج و مرجهايى است كه ميان مردم پيش مي‌آيد و جان و مال و ناموس مردم به خطر مي‌افتد و امنيت و آسايش از آنان سلب مىگردد. به اين معنا «فتنه‌انگيز» به كسى گفته مىشود كه اختلاف و بلوا پيش آورد و با گفتن حرفها يا انجام برخى كارها وحدت جامعه را به هم بريزد و نا امنى ايجاد كند. حتى گاهى ممكن است حرف حقى فتنه‌اى پديد آورد. سعدى گويد: «دروغ مصلحت‌آميز، به ز راستِ فتنه‌انگيز». قرآن كريم به مسلمانان دستور مي‌دهد با كافرانى كه مسلمانان را از شهر و ديار خويش آواره ساختند مبارزه كنند و مىفرمايد: «و الفتنة اشدّ من القتل؛ فتنه از كشتن شديدتر است». در آيه‌اى ديگر ضمن دستور به مسلمانان براى جنگ با مشركان حريم شكن كه مسلمانان را از شهر و ديار خود بيرون كردند، مىفرمايد: «و الفتنة اكبر من القتل؛ فتنه از كشتن بزرگتر است.» از توصيههاى پيامبر خدا (ص) به امت اين بود كه: پس از من حوادث و قضايايى پيش خواهد آمد. پس هر كس بخواهد كار اين امتِ متحد و منسجم را بر هم زند و تفرقه بيندازد، هر كه باشد، گردن او را بزنيد. اين حكم قاطع نشان مي‌دهد كه فتنه انگيزى و بلوا افكنى، رشته همه امور را در هم مي‌ريزد و جامعه را به هرج و مرج مىكشاند و در شرايط نا امنى، هيچ قانونى را نمىشود اجرا كرد و كارهاى علمى و فرهنگى و عمرانى هم تعطيل مىشود. اينكه توصيه شده «جز راست نبايد گفت، هر راست نشايد گفت»، اشاره به ضرورت مراقبت از زبان و حرفهاست كه مفسده‌انگيز و فتنه خيز نباشد. درباره سه معنايى كه براى «فتنه» گفته شد، سخن بسيار است و شواهد تاريخى فراوان. سزاوار است كه درباره اين موضوع، كاوش بيشتر شود و نمونههايى از هر يك در جامعه كنونى و تاريخ معاصر و زندگى روزمره، بررسى گردد. محورهاى پژوهش لطفاً فقط يكى از محورهاى زير را انتخاب كرده و درباره آن مقاله بنويسيد. ١ . چرا قرآن، اموال و اولاد را فتنه ناميده است؟ ٢ . مسلمانان در عصر پيامبر (ص) با چه موضوعات و مسائلى امتحان مىشدند؟ ٣ . جنگ و جهاد، چگونه براى امت اسلامى يك امتحان است؟ ٤ . امروز يك مسلمان در شرايط موجود، چگونه آزمايش مىشود؟ ٥ . وظيفه يك مسلمان در شرايط فتنه چيست؟ ٦ . در شرايط فتنه خيز، چگونه «حق» را مىتوان شناخت؟ ٧ . فايده امتحان براى انسان چيست؟ ٨ . چرا خداوند، بندگان را آزمايش مىكند؟ ٩ . آثار و پيامدهاى فتنه انگيزى در جامعه. منابع پژوهش ١ . قرآن كريم، تفسير آيات مربوط به فتنه. ٢ . تحقيق درباره واژههاى فتنه، بلا، امتحان، اختبار، تمحيص، ابتلا در آيات و روايات. ٣ . شهيد مطهرى، جاذبه و دافعه على (ع). ٤ . جواد محدّثى، امتحان، (از سرى كتابهاى درسهايى از نهج البلاغه). ٥ . سيد قطب، تفسير فى ظلال القرآن، ج ٦، ذيل آيه امتحان و فتنه (سوره عنكبوت). ٦ . رسول جعفريان، التقاط جديد در ايران. ٧ . محسن آژينى، التقاط و تحجّر از ديدگاه شهيد مطهرى. ٨ . مركز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن كريم، ج ٤ (بحث امتحان). ٩ . سيدابوالقاسم حسينى، هديه‌اى از دوست (نگاهى به مصائب و دشوارىها). ١٠ . منابع مختلف تاريخى پيرامون جنگ جمل، نهروان و صفّين. * * * به ده مقاله از مجموع مقالات ارسالى مشتركان درباره دو موضوع ارائه شده (١ و ٢) كه بيشترين امتياز را كسب نمايند، جوايز نفيسى به قيد قرعه اهدا خواهد شد. در ضمن به تعدادى از بقيه مقالات پژوهشگران كه معيارهاى مقالهنويسى در آنها بيشتر رعايت شده باشد، جوايزى اهدا خواهد گرديد. لطفاً قبل از تدوين مقاله، نكتههاى زير را به دقت مطالعه فرماييد: ١ . براى علاقهمندان به تحقيق و مقالهنويسى، دو موضوع پژوهش در نظر گرفته شده است كه مىتوانيد با توجه به استعداد، فرصت و توان علمى خويش، يكى از آنها را به اختيار انتخاب كرده و مقاله بنويسيد. ٢ . تهيه و ارسال منابع معرفى شده، در توان ما نيست. شما مىتوانيد با مراجعه به كتابخانهها، دوستان و...، منابع مزبور و يا كتابهاى مناسب ديگرى را تهيه كنيد. ٣ . لطفاً مقالههاى خود را با خط خوانا و حتماً بر روى يك طرف كاغذ بنويسيد. ٤ . براى سهولت در ارزيابى مقاله، پاورقىهاى هر صفحه را در پايين همان صفحه يادداشت نماييد. ٥ . در صورتى كه نوشته ارسالى صرفاً رونويسى از منابع باشد، امتيازى نخواهد داشت. ٦ . مقالههايى كه خارج از موضوعات پيشنهادى مجله باشد، در مسابقه شركت داده نمىشود. ٧ . مطالب اقتباس شده از ديگران را حتماً با مشخصات كامل بياوريد، در غير اين صورت از امتياز مقاله كاسته خواهد شد. مراحل و نحوه تدوين پژوهش: ١ . ابتدا منابع معرفى شده يا منابع ديگر را مطالعه كرده و مطالب مورد نياز را در برگههاى جداگانه‌اى يادداشت كنيد (فيـش بـردارى). ٢ . آنگاه يادداشتها را با توجه به اصول نگارش مقاله، ردهبندى و تنظيم نماييد. ٣ . سپس مطالب آماده شده را تكميل كنيد. تجزيه و تحليل، استدلال، نقد و پرورش مطالب در اين قسمت انجام مىشود. ٤ . پس از تكميل مطالب، آنها را به صورت يك نوشته منسجم درآوريد. دقت كنيد هر بحثى بايد در جاىگاه مخصوص خود قرار گيرد. ٥ . نوشته تنظيـم شـده را چندين بار مطالعه و بازنگـرى كـرده و خطاهاى نگارشى احتمالى را برطرف و سپس آن را پاكنويس كنيد. رديفمعيارهاى ارزيابى پژوهشامتياز ١عنوان بندى دقيق بحث با ترتيبى منطقى ٢ ٢تمركز در موضوع بحث و منحرف نشدن از آن ١ ٣بيان مستدل و علمى مطالب ١ ٤تجزيه و تحليل علمى و پرورش معانى ١ ٥بهرهگيرى از حكمت و داستان، شعر، مثال و... ١ ٦توازن حجم مطالب در محورهاى مختلف بحث ١ ٧مطابق با واقع بودن مطالب و دقت در ارائه صحيح آنها ١ ٨استفاده به جا از آيات و احاديث و صحيح نوشتن آنها ١ ٩سادگى و روانى قلم ١ ١٠تناسب سبك نوشتارى مقاله با موضوع ١ ١١ رعايت عفت قلم و ادب اسلامى و پرهيز از عبارات زايد و نادرست ١ ١٢ نوآورى در ارائه مطالب و شيوه نگارش ١ ١٣ بهرهگيرى از منابع معتبر، ذكر آدرس دقيق مطالب و نقل قولها ١ ١٤ استفاده از معلومات شخصى در تدوين مقاله ٢ ١٥ رعايت اصول نگارش، علائم سجاوندى و تنظيم فنى پاورقىها ١ ١٦ در حد يك مقاله بودن (حداقل پنج صفحه A٤) ١ ١٧ نوشتن بر يك طرف كاغذ، رعايت فاصله بين سطرها و خوانا بودن ١ ١٨ نتيجهگيرى از بحث ١ *جمع كل٢٠