معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - سرمقاله - شريعتى سبزوارى محمدباقر
سرمقاله
شريعتى سبزوارى محمدباقر
هر ملتى فراخور فرهنگ و عقايد و به تناسب سنّتهاى ملى و مذهبى خود اعيادى دارند و در آن ايام مجالس جشن و سرور بر پا مىسازند. شايد قديمىترين سنّتهاى بشرى اعيادى است كه سالى يك بار فرا ميرسد و خاطرات ملى و دينى آن ملت را زنده مىسازد. «نوروز» هم از كهنترين اعياد ملى ما ايرانيان است كه در طول تاريخ تازه و با نشاط باقى مانده است و سالى يك بار با شميم روحافزاى بهارى تجديد مىشود. بلكه مىتوان گفت نوروز، عيد فرا ملى است، زيرا قسمتى از آسياى ميانه و كشورهاى خاورميانه همچون تاجيكستان و كردهاى تركيه و سوريه و عراق نيز چنين مراسمى را هر سال بر پا مىنمايند و نوروز را جشن مىگيرند. البته ايرانىها اعياد و سنّتهاى ديگرى نيز داشتهاند كه در طول زمان و گذشت دوران از ميان رفته است. ليكن در اين ميان به دلايل خاصى عيد نوروز همچنان باقى و پايدار مانده است.
نگارنده در شمارههاى پيشين به مناسبت حلول سال جديد، سه مقاله درباره نوروز نگاشته و ابعاد مختلف آن را بررسى كرده است. در اين شماره با نگاه ديگرى آن را مىكاويم و به نكات مثبت و منفى آن مىپردازيم.
يكى از مهمترين علل ماندگارى عيد نوروز، پشتوانه ملى و دينى آن و ديگرى مصادف بودن آن با فصل بهار و آغاز سال جديد است. در هر صورت، اين عيد باستانى مشتمل بر يك سلسله مراسم خرافى و منفى است و يك سلسله مسائل معنوى و اخلاقى دارد. اگر نقاط منفى آن را پيرايش نموده و به نقاط سازنده آن بپردازيم بر شكوه اين سنّت باستانى افزودهايم اما نكات مثبت نوروز را مىتوان اينگونه بر شمرد:
جنبههاى مثبت نوروز
١ ـ درك طراوت و زيبايىهاى بهار :بىترديد، بهار فصل زيبا و دلانگيزى است. در اين فصل، چهره طبيعت دگرگون مىشود، درختان و گلها به شكوفه مىنشينند و آواز دلنشين مرغان و پرندگان به همراه گلهاى بهارى، به انسان نشاط و شادابى مىبخشد. مژده فرا رسيدن اين همه زيبايى، با آغاز سال نو، به گوشِ جان آدمى ميرسد و خود را براى يك زندگى سالم و متعادل، آماده مىسازد. خوشا به حال آنان كه اين طراوت و شادابى را با ياد و نام خدا آغاز كنند و سرود: «يا مقلب القلوب و الابصار...» را با همه وجود، زمزمه كنند.
٢ ـ نظافت: رسيدگى به نظافت خانه و زندگى و غبارروبى و شست و شو و لباس نو دوختن و پوشيدن و خانه تكانى از كارهاى خوب نوروز مىباشد، چرا كه نظافت، مطلوب اولياى دين است. پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند: «الاسلام نظيف فتنظفوا» و «النظافة من الايمان».
٣ ـ كمك به مستمندان: تهيه لباس و آذوقه براى محرومان و يتيمان جامعه از كارهاى پسنديده همه ايام ـ به ويژه نوروز ـ است، زيرا طبق سنّت نياكان و به دستور اسلام بايد به محرومان رسيدگى كنيم. اگر براى فرزندان خود لباس نو تهيه مىكنيم براى بچههاى اقوام و همسايگان مستمند و يتيمان مردم نيز بايد لباس و خوراك فراهم آوريم تا در شادى عيد بزرگ ملى و اسلامى با ما شريك باشند:
دانى كه را سزد صفت پاكى آن كو وجود خويش نيالايد
تا مردمان گرسنه و مسكينند بر مال و جاه خويش نيفزايد
تا بر يتيم جامه نپوشاند اندام طفل خويش نيارايد
٤ ـ خانهتكانى روح: كار مثبت و ارزشمند ديگرى كه در عيد نوروز انجام مىشود خانه تكانى روح است. در اين ايام مردم تمام كينهها و كدورتها را دور ريخته و آغوش محبت را به روى هم باز كرده به ديدن يكديگر ميروند، تجديد محبت كرده و همديگر را مورد عفو و رحمت قرار ميدهند. صله رحم ـ كه در اسلام فوق العاده بر آن تأكيد شده است ـ در ايام نوروز به خوبى
انجام مىشود. برادران، خواهران، عمهها، خالهها، عموها و دايىها همگى در آغوش هم قرار گرفته با مبادله كادو و دادن عيدى به جوانها و كمكهاى مالى به يكديگر دلهايشان آكنده از محبت و شادمانى مىشود.
شايد به علت احياى ارزشهاى معنوى و اخلاقى است كه عيد نوروز در برابر ساير سنّتهاى ملى كه از بين رفتهاند باقى و ماندگار شده، چرا كه پشتوانه ملى و دينى و احياى فضايل و ايثار و خدمت به اقوام و جامعه، عيد نوروز را همواره نو و با نشاط قرار داده است. هر خانوادهاى كه در طول سال با هم قهر كردهاند مجدداً آشتى و صلح كرده، با هم دوست مىشوند.
نگارنده بر اين باور است كه به بركت احياى سنّتهاى اسلامى در اين عيد ملى ـ مذهبى، ائمه اهل بيت (عليهم السلام) نوروز را تأييد كرده و احياناً در اعطاى هدايا به مردم شركت جستهاند. معروف است يكى از ايرانىها مقدارى «سمنو» به رسم عيد نوروز به حضرت على (ع) اهدا نموده و ايشان فرمودند: «نيروزنا كل يوم؛ اى كاش هر روز نوروز بود». برخى از امامان
فرمودهاند: نوروز هنگامى كه به جمعه افتاد در آن روز منتظر قائم آل محمد (ص) بايد بود. يا فرمودند: روز غدير خم مصادف با عيد نوروز بوده است، قبول شدن توبه حضرت آدم نيز در چنين روزى اتفاق افتاده است.
جنبههاى منفى نوروز
١ ـ چهارشنبه سورى: بعضى از مردم پيش از حلول نوروز، مراسمى به نام «چهارشنبه سورى» برگزار مىكنند و در آن روز براى رفع بلا كوزهاى مىشكنند و با فال گرفتن يا چارقدِ گره خورده باز كردن و آجيل مشكلگشا فراهم ساختن، گمان دارند كه تمام مشكلات آنها گشوده شده و خوشبخت مىشوند. يا آتشى برافروخته و از روى آن مىپرند و مىگويند: «سرخى تو از
من، زردى من از تو». اين سنّت خرافى كه از دوران آتش پرستى به يادگار مانده است، ضد عقلانى و مشركانه است، چرا كه
استمداد از غير خدا، شرك است و تنها بايد از خدا مدد جست و بس.
وانگهى، اين كار يك عمل غير منطقى است چون با پريدن از روى آتش، زردى صورت كسى بر طرف نمىشود و سرخى آتش نيز به وى منتقل نمىگردد، زيرا اگر واقعاً انسان «زردى» گرفته باشد بايد به جاى پريدن از روى آتش به طبيب مراجعه كند و اگر اين گفته واقعيت ندارد، شايسته نيست انسان سال جديد را با دروغ آغاز كند و اگر صرف تقليد كوركورانه از عمل پيشينيان است از نظر عقل و دين، مطرود مىباشد و تأسفبارتر از آن اينكه گروهى از نوجوانان و جوانان با استفاده از اين بازار آشفته با انفجار ترقه و مواد محترقه رعب و وحشت در ميان شهروندان ايرانى به وجود ميآورند و با اين اعمال وحشيانه و ضد اخلاقى خسارتهاى روحى و روانى فراوانى به بار ميآورند.
هر سال نيروى انتظامى آمارهايى مبنى بر كور شدن افراد و آتش سوزىها و مرگ و ميرها ارائه ميدهد، ليكن باز هم برخى از جوان نماها عبرت نمىگيرند و اين عمل شنيع را تكرار مىكنند. اينان با اينگونه اعمال و ايجاد رعب و ترس و سلب استراحت از مردم به ويژه بيماران، كودكان و كهنسالان لعنت خدا و ملائكه و نفرين مردم را به جان خود خريده و كارنامه اعمال خود را سياه و تباه مىسازند. اگر بانوى باردارى سقط جنين كند، اگر كودك شيرخوارى از ترس بيمار شود گناه مضاعفى در نامه اعمال آنها مكتوب خواهد شد و مضاف بر آن، پدر و مادر چنين فرزندانى از نفرين و لعنت مردم بىنصيب نخواهند ماند، چرا كه بىتوجهى اوليا و مربيان و تذكر ندادن آنها باعث شده تا چنين جوانانى دست به اينگونه كارهاى خطرساز بزنند. در سال ٦٧ فقط در تهران حدود ٦٦ مورد استفاده از مواد آتشزا باعث تخريب ٢٨ منزل مسكونى و ٦ مغازه شد و صدها نفر مجروح به بيمارستان سوانح سوختگى مراجعه نمودند و ٢٣٥ نفر مجروح و ١١ تن كشته شدند. ما از ساير شهرهاى بزرگ و
احياناً كوچكتر آمارى نداريم وگرنه خسارتها بيش از اين خواهد شد.
از نظر اسلام، ايجاد ترس و وحشت در قلوب بندگان خدا از گناهان كبيره و يك نوع بد اخلاقى است و از نظر قضايى جرم محسوب مىشود و قابل تعقيب است. از بعد اخلاقى واجب است اين افراد توبه كنند ولى توبه آن، حلاليتطلبى از تمام كسانى است كه از انفجارهاى آنان به وحشت افتادهاند و جبران خسارتهاى مادى و معنوى كه امكانپذير نمىباشد.
٢ ـ چيدن سفره هفت سين: چيدن اين سفره، هر چند ضررى به جايى نميزند و به عنوان سنتِ شب عيد رسم شده است، اما بايد دانست كه مبناى عقلى و شرعى ندارد و صرفاً چون گذشتگان چنين مىكردند برخى نيز چنين مىكنند.
٣ ـ سيزده بدر: يكى از خرافاتى كه جنبه بين المللى پيدا كرده نحوست ١٣ است به گونهاى كه در يكى از ساختمانهاى سازمان ملل ديده شده كه طبقه ١٣ را ١٢+١ نوشتهاند تا گرفتار شومى آن نشوند! ١٣ نوروز را هم برخى از مردم سنّتگرا، شوم ميدانند و خروج از منزل را ضرورى مىپندارند و برخى از محققان سرچشمه آن را به اصحاب الرس ميرسانند. مىگويند آنها دوازده شهر داشتند كه هر كدام از آنها به اسم يكى از ماههاى شمسى بود. يكى اسمش فروردين و ديگرى ارديبهشت، سومى خرداد، به همين ترتيب... آنان درختان صنوبر را مىپرستيدند، چون منبع درآمد خوبى بود. روز اول از تمام ١٢ شهر به شهر فروردين ميآمدند و جشنى بر پا مىكردند. فرداى آن روز به شهر ارديبهشت ميرفتند، ولى روز سيزده جمع كثيرى به بيابانها رفته و جشن گرفته و پايكوبى مىكردند. بنابر اين سيزده بدر سنّتى از بت پرستان و چهارشنبه سورى سنّتى از آتش پرستان به شمار ميرفت.
مكتب اسلام، زمان را مقدس شمرده و بر آن سوگند خورده است: «و العصر * انّ الانسان لفى خسر؛ سوگند به زمان كه انسان
پيوسته در خسران و زيانكارى است». اگر زمانه سياه و نحس مىشود به دليل حوادث شومى است كه بشر در آن ايجاد مىكند وگرنه آنات زمان، پاك و مستعد تكامل بشر است. همچنين اسلام، پيروى از منجّم و كاهن را خرافى مىشمارد، زيرا منجّم مانند كاهن و كاهن همانند ساحر و آنهم كافر است. ساحر و كاهن و غيبگو، دروغگويند و همگى در آتش جهنم معذّب خواهند شد. در هر صورت آيين اسلام نه تنها خرافات را از جزيرة العرب بر طرف ساخت بلكه از فرهنگ تمام ملتها زدود. با تشكيل جلسات مناظره، يهود و نصارى را كه عزير و مسيح را پسر خدا ميدانستند محكوم ساخت و فال بينى و توسل به رمل و جفر را نيز خرافى تلقّى كرد.
خبرگزارى آريا از خرافهپرستى به شكل مدرن نيز خبر ميدهد. بر اساس اين گزارش اخيراً در برخى از مراكز شهر تهران مثل ايستگاههاى مترو و بازار پوشاك، سنگهايى كوچك در قالب دستبند و گردنبند راه اندازى شده تا به آرامش روح، خونسردى و افزايش اعتماد به نفس مردم كمك كند.
هر دم از اين باغ برى ميرسد تازهتر از تازهترى ميرسد
آرى، اينها خرافههايى است كه «عيد نوروز» را سبك و خشن جلوه ميدهد و جنبه شادمانه آن را كمرنگ مىسازد. ملت مسلمان ايران كه افتخار «اسلامى بودن» را دارد بايد از آنها پرهيز كند و بداند كه اسلام همان آيين آزادى بخشى بود كه در آغاز طلوعش با تمام خرافاتى كه در ميان ملل و نحل مطرح بود به مبارزه پرداخت و خرافىترين ملت جزيرة العرب را به آزادى واقعى رسانيد و زنجيرهاى بردگى و اسارت را از دست و پاى انديشه و عمل آنان برداشت: «و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التى كانت عليهم». امتى كه زنده به گور كردن دختران را غيرت ميدانستند و شبيخون زدن و غارت كاروانها را مردانگى و شجاعت
مىشمردند به كلى متحول شدند. قرآن دورنمايى از انديشه سياه آنان را در عصر جاهليت چنين به تصوير مىكشد: «و اذا بشّر احدهم بالانثى ظلّ وجهه مسوداً فهو كظيم * يتوارى من القوم من سوء ما بشّر به ايمسكه على هونٍ ام يدّسه فى التّراب الا ساء ما يحكمون؛ چون
به يكى از آنان مژده تولد دخترى را ميدادند از شدت غصه و خشم، صورتش سياه مىشد و از كثرت خجالت و ناراحتى، خود را از قوم خويش مخفى مىساخت و در مخفىگاه فكر مىكرد كه آيا نوزاد دختر را با خوارى و ذلت نگه دارد يا زنده زنده آن را به خاك بسپارد. آگاه باشيد كه تصميم ناروايى مىگرفتند.»
گذشته از بعضى رسوم نادرست و آيينهاى خرافى كه در اين ايام انجام مىشود، اين عيد باستانى چون مصادف با آغاز بهار و زنده شدن زمين و زمان است به ماندگارى آن كمك كرده، قداست آن را مضاعف ساخته و خاطرات شيرين را تجديد مىنمايد. بىجهت نيست كه در لحظه تحويل سال، اين شعار توحيدى را سر ميدهيم:
يا مقلّب القلوب و الابصار يا مدبّر الليل و النهار
يا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال