معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - موضوع پژوهش ٢ - محدثى جواد

موضوع پژوهش ٢
محدثى جواد

مدار و محور زندگی و رفتار انسان، «شناخت» ها و «باور» های اوست. هرچه شناخت‌های انسان درست‌تر، عمیق‌تر و جامع‌تر باشد، حرکت او در مسیر کمال و هدف خلقت بیشتر خواهد بود. از این رو تلاش برای کسب معرفت‌های لازم و شناخت‌های مفید، ارزنده و ضروری است. یکی از مهم‌ترین شناخت‌ها، «دین‌شناسی» است که در پژوهش این شماره به خوانندگان گرامی تقدیم می‌شود. دین چیست؟‌ انسان در چگونه زیستن، از یک سلسله معیارها، مقرّرات و اصول پیروی می‌کند. مجموعة برنامه‌های علمی و اعتقادات قلبی و شیوة زیستن که برمبنای فرموده‌ها و خواسته‌های خداوند باشد، «دین» نام دارد. از این رو به آن‌چه که پیامبران الهی از سوی خداوند می‌آورند و مردم را به آن فرا می‌خوانند (چه در مرحلة عقیده، چه عمل) دین گفته می‌شود. «دین»، آیین و مقرّراتی است که آفریدگار برای انسان‌ها قرار می‌دهد که شامل اصول دین و فروع دین می‌شود. اصل معنای دین، اطاعت و پاداش است و به معنای ثانوی در مورد «شریعت» به کار می‌رود، چون دین و شریعت هم،‌نوعی انقیاد و فرمانبرداری است. در روایات اسلامی هم در تفسیر و تحلیل دین، به مفهوم پذیرش و تسلیم و طاعت اشاره شده است. به تعبیر امیرالمؤمنین(ع): «اصل الدینِ شجرة اصلها التسلیم و الرضا؛ اساس و ریشة دین، درختی است که ریشه در تسلیم و رضا دارد.» از این رو برای رسیدن به آیین خدا پسند و زندگی منطبق با خواسته‌های آفریدگار، ابتدا باید «دین» را شناخت، در مرحلة بعد شناخت آن‌چه انسان را از دین خارج می‌کند و به وادی طغیان و عصیان می‌کشاند، ضروری است. کسی می‌تواند مدعی زندگی مکتبی و متدیّنانه باشد که برای شناخت دین، تلاش کرده و به این «معرفت ناب» رسیده باشد. شناخت‌های بسیار و علوم متفاوتی میان مردم رایج است، ولی راستی کدام معرفت و آموزش، حیاتی‌تر و مهم‌تر است؟ امام کاظم(ع) می‌فرماید: «وجدتُ علم الناس فی اربع: اولها ان تعرف ربک، و الثانیة ان تعرف ماصنع بک، و الثالثة ان تعرف ما اراد منک، و الرابعة ان تعرف ما یخرجک من دینک؛ همة دانش مردم را (خلاصه شده) در چهار چیز یافتم: اول: آن‌که پروردگارت را بشناسی؛ دوم: آن‌که بدانی با تو چه کرده (و چه نعمت‌هایی به تو داده است)؛ سوم: آن‌که بدانی از تو چه خواسته است؛ چهارم: آن‌که بدانی چه چیزی تو را از دینت خارج می‌سازد. این چهار نکتة مهم، اصول کلی و ریشه‌ای دین شناسی است که در «خداشناسی»، «نعمت‌شناسی»، «وظیفه‌شناسی» و «راه‌شناسی» خلاصه می‌شود. در کلام دیگری از آن حضرت نقل شده است: «اول الدین معرفته و کمال معرفته التصدیق به؛ سرآغاز دین، خداشناسی است و کمال شناخت او، پذیرفتن و تصدیق اوست.» اهتمام به شناخت دین به دلیل اهمیت دین و پیوند سعادت و شقاوت انسان با دین‌داری و بی‌دینی، پیشوایان اسلام سفارش اکید به شناخت دین کرده‌اند. واژة «تفقّه» که در روایات، فراوان به کار رفته و معیاری برای معرفت و هدایت یافتگی مسلمان بیان شده، به معنای معرفت عمیق و شناختِ ژرف از دین است. قرآن‌کریم، سفر و هجرت را برای فراگیری دین یک وظیفه می‌داند و اگر برای همه، امکان و فرصتِ سفر برای کسب شناخت عمیق دین و استفاده از محضر پیشوایان دین نیست، آن را وظیفة یک «گروه‌خاص» می‌شمارد که برای این منظور کوچ کنند و دین را بشناسند، آن‌گاه به زادگاه و نزد قوم و قبیلة خویش برگردند و آنان را «انذار»کنند. آیه‌ای که این فرمان در آن است به «آیة نَفْر» معروف است: « ما کان المؤمنون لینفروا کافّة فلولا نفرَ منْ کل فرقة منهم طائفة لیتفقّهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرونَ؛ بر مؤمنان نیست که (برای فراگیری دین) همه کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه‌ای گروهی کوچ نمی‌کنند تا در دین به معرفت عمیق برسند(و دین شناس شوند) و چون نزد قوم خود برمی‌گردند، آنان را انذار کنند و بیم دهند، باشد که حذر کنند.» در زمان پیامبر خدا(ص)، تفقّه در دین به این بود که افراد، از شهرها و آبادی‌های خود به مدینه بیایند و آیات قرآن را بشنوند و از زبان پیامبر، معارف دین و وظایف شرعی و حلال و حرام را بیاموزند، سپس برگردند و آن تعالیم و هشدارها و فرمان‌ها را به دیگران هم ابلاغ کنند. و چون این کار، دشوار بود و برای همه کس فراهم نمی‌شد، ضرورت داشت که گروهی به نمایندگی از بقیه دست به این کوچ و سفر آموزشی بزنند تا دین شناس گردند. امروز هم تکلیف «معرفت‌دین» و تلاش در این راه، وظیفة هر مسلمان است. پیامبر خدا(ص) فرموده است: «اُفّ لکل مسلم لایجعل فی کل جمعة یوما یتفقه فیه امر دینه و یسأل عن دینه؛ وای بر هر مسلمانی که روزی را در ایام هفته اختصاص به این نمی‌دهد که در آن به ژرف‌نگری و پرسیدن از دین خود بپردازد؟!» از امام صادق(ع) نیز چنین روایت شده است: «لو اتیت بشابّ من شباب الشیعة لا یتفقة لأدبتة؛ اگر جوانی از جوانان شیعه را نزد من آورند که دین شناس نیست، او را ادب می‌کنم.» در روایت دیگری، امام آرزو می‌کند که: کاش بالای سر اصحاب من تازیانه و شلّاق باشد تا در حلال و حرام الهی دین‌شناس بار آیند. این کلمات گهربار، اهمیت بسیار و نقش کلیدی دین‌شناسی را در رسیدن به رضای خدا و عمل بر محور تکلیف، می‌رساند، که آن امام رئوف و مظهر رحمت و عطوفت، هم سخن از ادب کردن جوانان بی‌خبر از دین دارد، هم آرزوی این‌که با زور هم که شده، پیروان اهل‌بیت در مسائل دینی آگاه و بصیر باشند. آفت ضعف در شناخت دین «دین‌داری» در سایة «دین‌دانی» فراهم می‌شود. هدف از دین‌شناسی هم، عمل به دین خدا و رسیدن به سعادت است. از این رو اگر شناخت دینی ضعیف باشد، مرحلة عملی زندگی مسلمان هم دچار آفت و آسیب می‌شود و از رسیدن به هدف می‌ماند. برخی از مردم، در دین خود «سطحی‌نگر» ند. نگاه سطحی و شناخت کم عمق از دین، زمینة انحراف و لغزش را فراهم می‌آورد. آن‌چه از ما خواسته‌اند،‌ «بصیرت دینی» است. از سخنان امام علی(ع) است که: «ایها الناس! لا خیر فی دینٍ لا تفقّه فیه... ؛ ای مردم! در دینی که تفقّه در آن نباشد، خیری نیست.» در سخنی دیگر فرموده است: کسی که بدون تفقّه و دین‌شناسی عمیق، به اعمال دینی می‌پردازد، همچون الاغ آسیاب (و خر خرّاس) است که همواره می‌چرخد، ولی پیشروی ندارد. تقویت بنیان باورهای دینی و اعتقادات مذهبی، موجب می‌شود یک جوان مسلمان در برابر امواج فکری مختلف نلغزد و با یک سلسله شبهات و سؤالات، در دین خود متزلزل و دچار شک و تردید نشود. دین‌شناسی، پشتوانه‌ای برای مسلمان ماندن و مکتبی زیستن است و بدون آن انسان در معرض وسوسه‌ها و شک‌ها و انحرافات قرار می‌گیرد. امام صادق(ع) ضمن دعوت به دین‌شناسی و ژرف‌نگری در مسائل دینی (تفقهوا فی الدین...) کسانی را که دین‌شناس نیستند، با صفتِ اَعرابی (بادیه نشین و بی‌فرهنگ) یاد می‌کند. در سخن زیبای دیگری ، در بیان هویت مکتبی و استقلال فکری و ذوب نشدن در اندیشه‌های دیگران که نتیجة ژرف‌نگری در دین و داشتن بصیرت دینی است، خطاب به یکی از اصحاب خویش به نام «بشیر دهّان» می‌فرماید: «لا خیر فی من لا یتفقّه من اصحابنا یا بشیر: انَّ الرجل منهم اذا لم یستغن بفقهه احتاج الیهم، فاذا احتاج الیهم ادخلوه فی باب ضلالتهم و هو لایعلم؛ ای بشیر! از اصحاب و پیروان ما، در کسی که دین شناس نیست، خیری نیست. یک شخص از پیروان ما اگر با دین شناسی خود به بی‌نیازی (و استقلال فکری و مکتبی) نرسد، به مخالفان ما نیاز پیدا می‌کند و چون به آنان نیازمند شود، اورا در گمراهی خودشان وارد می‌کنند، بی‌آن‌که او خودش متوجه شود.» آیا غرب‌زدگانی که در فرهنگ بیگانه هضم می‌شوند، یا وادادگانی که دچار افکار التقاطی و فهم غلط و برداشت‌های انحرافی از دین می‌گردند، جز این است که به سبب ضعف بنیة فکری در شناختِ دین حق و درست، از «صراط مستقیم» خارج می‌گردند و به انحراف کشیده می‌شوند؟ بی‌مایگان، همیشه درد سر ساز بوده‌اند، چه برای خودشان و چه برای دیگران. اغلب دین‌سازان و پدید آورندگان فرقه‌های انحرافی و مسلک‌های بی‌اساس، کسانی بوده‌اند که بینش قوی و غنی به دین نداشتند؛ هم‌گمراه شدند، هم دیگران را به گمراهی کشیدند. موهبت تفقّه و دین‌شناسی برای یک مسلمان، هیچ موهبتی برتر از آشنایی عمیق با تفکّر دینی و فرهنگ اسلامی نیست و خیر دنیا و آخرت او در گرو همین شناخت است و عبادت صحیح و بندگی سالم هم در سایة همین دین شناسی فراهم می‌آید. از سخنان حضرت رسول(ص) است که: «ما عبدَ الله تعالی بشیٍ افضل من الفقه فی الدین؛ خداوند هرگز به چیزی برتر از «فقه در دین» عبادت نشده است.» یعنی بصیرت دینی، بهترین وسیله‌ای است که مسلمان را در آستان الهی به عبودیت صحیح وا می‌دارد و کمال انسان نیز در کمال بندگی است. و نیز فرمود: «اذا اراد الله بعبد خیراً فقّهه فی الدین و الهَمَه رشده؛ هرگاه خداوند اراده کند به بنده‌ای خیر برساند، او را در دین، فقیه و ژرف‌نگر می‌کند و مسیر رشد و راه درست را به او الهام می‌بخشد.» در سخنی امام کاظم(ع) ضمن دعوت مردم به تفقّه در دین، فقه و دین‌شناسی را کلید بصیرت، تمامیت عبادت، سبب رسیدن به جایگاه‌های والا و مراتب ارزش‌مند در دین و دنیا می‌شمارد و می‌فرماید: کسی که در دین خود، فقیه و ژرف‌بین نباشد، خداوند هیچ عملی را از وی نمی‌پسندد: «‌من لم یتفقّه فی دینه لم یرض الله له عملاً». و در حدیث نبوی آمده است: «خیر العبادة الفقه؛ برترین و بهترین عبادت، دین‌شناسی است.» گرچه تفقّه و فقاهت و فقه، در اصطلاح امروزی بیشتر در معنای اجتهاد و استنباط احکام شرعی و مسائل فقهی به کار می‌رود و این اصطلاحی نسبتاً جدید و متأخّر است، ولی در منابع قرآنی و حدیثی و فرهنگ روایات، به فهم عمیق دینی گفته می‌شود که هم شامل مسائل اعتقادی است، هم موضوعات اخلاقی، عملی و احکام شرعی را در بر می‌گیرد. دین‌دانی و دین‌داری پیش‌تر هم اشاره شد که دین‌دانی، مقدمة دین‌داری است. به کسی «متدیّن» گفته می‌شود که در مرحلة عمل و اطاعت، پیرو دین خدا و دستورهای قرآن و شرع باشد. وگرنه صرف آگاهی از معلومات و معارف دینی به تنهایی کافی نیست. ممکن است یک یهودی یا مسیحی یا خاورشناسی که در ادیان و مکاتب پژوهش می‌کند، بیش از یک مسلمان عادی اطلاعات گسترده و عمیق از دین و آیات و روایات و قوانین و مقرّرات اسلامی داشته باشد، ولی به آن‌ها ایمان نداشته باشد و عملش بر اساس دین نباشد. دین‌شناسی باید گام اول برای ورود به مرحلة دین‌داری و متعبّد بودن و عمل کردن باشد. نقل شده است که مردی از بادیه خدمت رسول خدا(ص) رسید و از آن حضرت خواست که به او قرآن بیاموزد. پیامبر خدا(ص)‌ سورة «زلزال» را برای او خواند، تا رسید به آیة «فمن یعمل مثقال ذرّة خیراً یره * و من یعمل مثقال ذرّة شراً یره؛ هر کس هم‌سنگ و به اندازة یک ذرّه کار نیک انجام دهد آن را می‌بیند و هر کس به اندازة ذرّه‌ای بدی کند آن را هم می‌بیند»؛ آن مرد گفت: همین اندازه مرا بس است و برگشت. پیامبر(ص) فرمود: آن مرد برگشت در حالی که فقیه و دین‌شناس شد. مقصود از نقل حدیث بالا این است که مهم، شناختی از دین است که مقدمة عمل به آن باشد، نه تنها کسب معلومات و گردآوری اطلاعات و بحث‌های کلامی و مجادلات فلسفی بر سر مباحث دینی. پیامبر آن مرد را «فقیه» نامید، چرا که فهمید دین چیست و آن را مبنای عمل خود قرار داد و چون دانست که هر نیک و بد انسان پایة پاداش و کیفر او خواهد بود، برگشت تا به همین یک دستور ساده که همة مراحل و ابعاد زندگی را در بر می‌گیرد، عمل کند. در روایات بسیاری، «دین» همراه با ورع، تقوا، ترک معصیت، توکل برخدا، ولایت اهل‌بیت، پرهیز از گنه‌کاران، مروّت، حبّ و بغض بر اساس دین، وفای به عهد، صدق در گفتار، عفت و پاک‌دامنی، حیا، درست‌کرداری، کوتاهی آرزوها و آمال، جهاد با نفس، خیرخواهی برای مؤمنان، عدالت و امانت و ... آمده و این خصلت‌ها از ویژگی‌های «اهل دین» شمرده شده است. این می‌رساند که دین، صرفاً جنبة معارفی و شناختی ندارد و به عمل مربوط می‌شود. این است که باید از رهگذر «دین‌دانی» به مرتبة «دین‌داری» رسید. در پایان این پژوهش، حدیثی از امام صادق(ع) می‌آوریم تا تأکید مجدّدی باشد بر اهمیت تلاش برای شناخت و بصیرت در دین. آن حضرت فرمود:‌ «احسنوا النظر فیما لا یسعکم جهله و انصحوا لأنفسکم و جاهدوها فی طلب معرفة ما لا عذر لکم فی جهله، فان لدین الله ارکاناً لا ینفع من جهل‌ها شدّة اجتهاده فی طلب ظاهر عبادته...؛ نیک و شایسته بنگرید در آن چیزی که اجازه ندارید آن را ندانید، خیر خواه خودتان باشید و با نفس خود جهاد کنید، در راه طلب شناخت آن‌چه که در ندانستن آن معذور نیستید. همانا دین خدا را پایه‌ها و ارکانی است که هر کس به آن‌ها جاهل باشد، هر چه هم در انجام عبادت ظاهری بکوشد، سودی به حال او ندارد... .» راستی، آن‌ کسی که در پی همة شناخت‌ها و معلومات می‌رود و برای کسب آگاهی‌های گوناگون، وقت می‌گذارد و زحمت می‌کشد، اما برای «دین‌شناسی» اهمیت نمی‌دهد و وقت نمی‌گذارد، چه جوابی دارد؟ «دین‌شناسی» چیزی است که اگر کسی در آن ناآگاه و جاهل باشد، هیچ عذری و بهانه‌ای در پیش‌گاه خدا ندارد. دانستنی‌ها و آموختنی‌ها بسیار است. بکوشیم ضروری‌ترین و مفیدترین‌ها را بیاموزیم تا هنگام سؤال، شرمنده نباشیم. • محورهای پژوهش: لطفاً فقط یکی از محورهای زیر را انتخاب کرده و دربارة آن مقاله بنویسید. ١. راه‌های صحیح شناخت دین. ٢. عوامل انحرافات فکری در شناخت دین. ٣. آسیب شناسی دین‌شناسی. ٤. تفاوت ادیان آسمانی با مکتب‌های بشری. ٥. رابطة دین‌شناسی و دین‌داری. ٦. رهنمودهای دین برای زندگی سالم. ٧. رابطة دین و فطرت چیست؟ • منابع پژوهش: ١. فایده و لزوم دین، محمدتقی شریعتی. ٢. در جستجوی خدا، آیة‌الله ناصر مکارم شیرازی. ٣. انتظار بشر از دین، عبدالله نصری. ٤. فطرت و دین، علی ربانی گلپایگانی. ٥. راهنما شناسی، آیة‌الله محمدتقی مصباح یزدی. ٦. فلسفة دین، احمد بهشتی. ٧. نیاز به دین، حسن یوسفیان. ٨. آشنایی با علوم اسلامی، شهید مطهری. ٩. مقدمه‌ای برجهان بینی اسلامی، شهید مطهری. ١٠. علل گرایش به مادیگری، شهید مطهری. ١١. دین و دین‌باوری، سید محمد خامنه‌ای. ١٢. دین‌شناسی، محمد حسین‌زاده. ١٣. دین‌شناسی، عبدالله جوادی آملی. ١٤. الحیاة(باترجمه)، محمدرضا حکیمی. ١٥. میزان الحکمه، محمد محمدی ری‌شهری (واژه‌های : دین، معرفت، فقه، علم). ١٦. اسلام ناب، (سخنان موضوعی امام راحل: «تبیان» دفتر پنجم). *** • پی‌نوشت‌ها: ١. مفردات راغب، واژة دین. ٢. غررالحکم و دررالکلم، ح١٢٥٥. ٣. الحیاة، ج١، ص٦١ ؛ به نقل از: کشف‌الغمه، ج٢، ص٢٥٥. ٤. نهج‌البلاغه، خطبه١. ٥. توبه(٩) آیه ١٢٢. ٦. بحارالأنوار، ج١، ص١٧٦. ٧. همان، ص٢١٤. ٨. همان. ٩. الحیاة، ج١؛ ص٥٤؛ به نقل از: بحارالأنوار. ١٠. شیخ مفید، الاختصاص، ص٢٤٥. ١١. کافی، ج١، ص٣١، ح٦ . ١٢. همان، ص٣٣، ح٦ . ١٣. کنزالعمّال، ح٢٨٧٥٢. ١٤. همان، ح٢٨٦٩٠. شبیه این حدیث از امیرالمؤمنین(ع) نیز نقل شده است: غررالحکم و دررالکلم، ح٤١٣٣. ١٥. میزان‌الحکمه، ح١٦١٢٦. ١٦. همان، ح١٦١٦٥؛ به نقل از: کنزالعمّال. ١٧. زلزال (٩٩) آیة ٧و ٨ . ١٨. بحارالأنوار، ج٩٢، ص١٠٧. ١٩. شیخ مفید، الارشاد، ج٢، ص٢٠٥. آخرین مهلت ارسال پژوهش(٣١/٦/١٣٨٧) می‌باشد. • به ده مقاله از مجموع مقالات ارسالی مشترکان دربارة دو موضوع ارائه شده (١و ٢) که بیشترین امتیاز را کسب نمایند، جوایز نفیسی به قید قرعه اهدا خواهد شد. در ضمن به تعدادی از بقیة مقالات پژوهشگران که معیارهای مقاله‌نویسی در آن‌ها بیشتر رعایت شده باشد، جوایزی اهدا خواهد گردید. • لطفاً قبل از تدوین مقاله، نکته‌های زیر را به دقت مطالعه فرمایید: ١. برای علاقه‌مندان به تحقیق و مقاله‌نویسی، دو موضوع پژوهش در نظر گرفته شده است که می‌توانید با توجه به استعداد، فرصت و توان علمی خویش، یکی از آن‌ها را به اختیار انتخاب کرده و مقاله بنویسید. ٢. تهیه و ارسال منابع معرفی شده، در توان ما نیست. شما می‌توانید با مراجعه به کتاب‌خانه‌ها، دوستان و...، منابع مزبور و یا کتاب‌های مناسب دیگری را تهیه کنید. ٣. لطفاً مقاله‌های خود را با خط خوانا و حتماً بر روی یک طرف کاغذ بنویسید. ٤. برای سهولت در ارزیابی مقاله، پاورقی‌های هر صفحه را در پایین همان صفحه یادداشت نمایید. ٥. در صورتی که نوشتة ارسالی صرفاً رونویسی از منابع باشد، امتیازی نخواهد داشت. ٦ . مقاله‌هایی که خارج از موضوعات پیشنهادی مجله باشد، در مسابقه شرکت داده نمی‌شود. ٧. مطالب اقتباس شده از دیگران را حتماً با مشخصات کامل بیاورید، ‌در غیر این صورت از امتیاز مقاله کاسته خواهد شد. • مراحل و نحوة تدوین پژوهش: ١. ابتدا منابع معرفی شده یا منابع دیگر را مطالعه کرده و مطالب مورد نیاز را در برگه‌های جداگانه‌ای یادداشت کنید (فیش برداری). ٢. آن‌گاه یادداشت‌ها را با توجه به اصول نگارش مقاله، رده‌بندی و تنظیم نمایید. ٣. سپس مطالب آماده شده را تکمیل کنید. تجزیه و تحلیل، استدلال، نقد و پرورش مطالب در این قسمت انجام می‌شود. ٤. پس از تکمیل مطالب، آن‌ها را به صورت یک نوشتة منسجم درآورید. دقت کنید هر بحثی باید در جای‌گاه مخصوص خود قرار گیرد. ٥. نوشتة تنظیم شده را چندین‌بار مطالعه و بازنگری کرده و خطاهای نگارشی احتمالی را برطرف و سپس آن را پاک‌نویس کنید. معیارهای ارزیابی پژوهش امتیاز معیار الف) محتوایی عنوان‌بندی دقیق مقاله و رعایت ترتیب منطقی آن‌ها (تقدّم و تأخّر) ٥/١ حُسن مطلع ( شروع خوب و به جا در بحث ) ٥/٠ تمرکز در موضوع بحث و منحرف نشدن از آن ١ مطابق با واقع بودن مطالب و دقت در ارائة صحیح آن‌ها ١ تجزیه و تحلیل مطالب و پرورش آن‌ها ١ بیان مطالب به صورت علمی و مستدل ١ حُسن ختام (نتیجه‌گیری کلی از مطالب ارائه شده) ١ رعایت امانت در نقل قول‌ها و مطالب دیگران ١ ب) نگارشی انتخاب شیوة نگارش متناسب با موضوع مقاله و یک‌دستی آن ١ ساده و روان نویسی و پرهیز از عبارت‌های زاید و سنگین ٥/٠ رعایت عفت قلم و ادب اسلامی ١ رعایت توازن و تعادل مطالب در محورهای مختلف مقاله ٥/٠ بهره‌گیری از داستان، شعر و مثال برای تفهیم بهتر مطالب ٥/٠ استفاده به‌ جا از آیات و روایات و صحیح نوشتن آن‌ها ٥/٠ استفاده از تراوشات قلمی و معلومات شخصی در تدوین مقاله ٢ استفاده از منابع معتبر و محکم برای غنای مقاله ١ ج) فنی و صوری رعایت اصول نگارش در مقاله (علائم سجاوندی، املای کلمات، جدا و پیوسته نویسی و ...) ١ زیبایی و خوانایی قلم ١ نوشتن در یک طرف کاغذ و رعایت حاشیه‌ها و فاصله‌ها ١ آوردن آدرس دقیق منابع استفاده شده در پاورقی ١ در حد یک مقاله بودن (حداقل پنج صفحه A٤) ١ جمع کل امتیازات ٢٠ برای رسیدن به آیین خدا پسند و زندگی منطبق با خواسته‌های آفریدگار، ابتدا باید «دین» را شناخت، در مرحلة بعد شناخت آن‌چه انسان را از دین خارج می‌کند و به وادی طغیان و عصیان می‌کشاند، ضروری است. واژة «تفقّه» که در روایات، فراوان به کار رفته و معیاری برای معرفت و هدایت یافتگی مسلمان بیان شده، به معنای معرفت عمیق و شناختِ ژرف از دین است. تقویت بنیان باورهای دینی و اعتقادات مذهبی، موجب می‌شود یک جوان مسلمان در برابر امواج فکری مختلف نلغزد و با یک سلسله شبهات و سؤالات، در دین خود متزلزل و دچار شک و تردید نشود. برای یک مسلمان، هیچ موهبتی برتر از آشنایی عمیق با تفکّر دینی و فرهنگ اسلامی نیست و خیر دنیا و آخرت او در گرو همین شناخت است و عبادت صحیح و بندگی سالم هم در سایة همین دین شناسی فراهم می‌آید. به کسی «متدیّن» گفته می‌شود که در مرحلة عمل و اطاعت، پیرو دین خدا و دستورهای قرآن و شرع باشد. وگرنه صرف آگاهی از معلومات و معارف دینی به تنهایی کافی نیست.