معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - گزیدهای از پژوهشهای ارسالی شمارة ٧٠ موضوع پژوهش٢

گزیده‌ای از پژوهش‌های ارسالی شمارة ٧٠ موضوع پژوهش٢


نعمت در لغت فارسی، به معنای احسان، نیکی، بهره و خوشی، مال و روزی به کار رفته است. در لغت عرب، این واژه از سه حرف اصلی (ن.ع.م) تشکیل شده و مشتقات آن فراوان است و همة آن‌ها به یک معنا می‌باشند: آسایش، خوشی، خیر و شایستگی در زندگی. در مفردات راغب اصفهانی در باب مادة «نعم»، معنای نعمت این‌گونه بیان شده است: نعمت، حالت نیک و پسندیده‌ است. ساخت نعمت برای بیان هیئت و حالت انسان است؛ مانند جِلْسَه و رِکْبَه که بیان نوعی نشستن و نوعی سوار شدن است. نعمت، اسم جنس است که برای کم و زیاد استعمال می‌شود. به ناز و نعمت رسیدن و رفاه را «نعمت» گویند و ساخت آن برای بیان یک مرتبة کاری می‌باشد؛ مانند ضَرْبَه، شَتْمَه که بر یک بار زدن و یک بار دشنام دادن دلالت می‌کند. انعام یعنی نیکی رساندن به دیگری و زمانی استعمال می‌شود که نعمت داده شده از جنس انسان باشد. مصداق این کلام را می‌توان در آیة ١٠٣ سورة آل‌عمران یافت که خداوند می‌فرماید: «و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود به یاد آورید، آن‌گاه که دشمن (یک‌دیگر) بودید، سپس میان دل‌های شما الفت ایجاد کرد.» با اندکی دقت در نعمت‌های دوازده‌گانه در سورة مبارکة الرحمن که عبارت‌اند از: قرآن، خلقت انسان، تعلیم بیان، حساب منظّم زمان، آفرینش گیاهان و انواع درختان، آفرینش اسلام، حاکمیت قوانین، آفرینش زمین با ویژگی‌هایش، خلقت میوه‌ها، خلقت نخل، آفرینش حبوبات، خلقت گل‌ها و گیاهان معطّر، با جزئیات و ریزه‌کاری‌ها و اسراری که در هر یک نهفته است کافی است که حس شکرگزاری را در انسان برانگیزد و او را در پی شناخت پدید آورندة این همه موهبت روانه کند. سمیه منجری،‌ شمارة اشتراک ١١٢٩١، از خمینی شهر Ÿ Ÿ Ÿ رهنمودهای قرآن برای استفاده از نعمت‌های خداوندی موجب شناخت بهتر آدمی از خود و خدا شده، او را برای تنظیم شخصیت و عملکرد خویش برای انجام وظایف الهی یاری می‌کند. برداشت انسان‌ها از دیدن نعمت‌های خداوند بسیار متفاوت است و می‌توان این نعمت‌ها را به بارش نور تشبیه نمود که برگ‌ها به تناسب سطح و وسعت و شکل و حالتشان مقادیر متفاوتی از آن‌ را جذب می‌کنند. با تغییر وضع و زاویه برگ‌ها نسبت به نور خورشید مثلاً در مورد چغندر،‌مقدار قند آن ممکن است تا سه برابر افزایش یابد. نعمت‌های خداوند هم‌چون نور، مرز و اندازه ندارد و مقدار استفاده از آن‌ها به وضع و حالت و ظرفیت انسان‌ها بستگی دارد. نعمت‌های ذکر شده در قرآن را می‌توان به دو نوع مادی و معنوی تقسیم کرد: نعمت‌های مادی در میان این مواهب،‌ از مواردی نظیر کوه‌ها سخن به میان آمده که در واقع لنگرگاه‌هایی برای ایجاد تعادل و جلوگیری از کج شدن‌ها هستند. ظاهر ساکت و خاموش این نعمت‌های الهی که فریادها در بطونشان نهفته است،‌ نوعی تأیید بر وقوع قیامت کبری است. علم زمین‌شناسی ثابت می‌کند که در طول میلیون‌ها سال کوه‌ها در اثر فرسایش توسط آب باران و جوی‌ها ذرّه ذرّه از محل خود کنده شده و به نقاط دیگر در دل دریا‌ها رفته و کم کم در اثر انباشته شدن رسوبات و فشار طبقاتِ رسوبی، کوه جدیدی از دل دریا قد برافراشته و با داشتن علائم حیات و فسیل موجودات دریایی در لایه‌های رسوبات خود، موجب حیرت محققان شده‌اند. این اتفاقات بلند مدت پاسخی بسیار روشن بر ادعای انکار کنندگان روز قیامت می‌باشد و کوه علی‌رغم سکوت خود فریاد می‌زند: ای بشر، با این جثّة‌کوچک خود بر کوه‌ها بنگر که چگونه پیکر عظیمشان ذرّه ذرّه شده و دوباره تشکیل می‌شود. در قرآن مجید بارها به نشانه‌هایی در خلقت آسمان‌ها و زمین برای اهل خرد اشاره شده که هر کس قادر به درک آن‌ها نمی‌باشد. مهم‌ترین عامل درک، پاکی چشم و دل و عقل آدمی از گناه است. هم‌چنان که رسول خدا(ص) فرمود: چشم‌های خود را از گناه بپوشانید تا قادر به دیدن زیبایی‌های محیط زندگی شوید. انسان در اثر زیادی گناه و محرومیت از لطف الهی تا بدان حد پست می‌شود که قادر به درک زبان صخره‌ها و کوه‌ها نیز نمی‌شود و در اوج جهل و روشن‌فکر مآبی ادعا می‌کند که آیا پس از مرگ و پوسیدن و پراکنده شدن، به شکل اول برمی‌خیزیم؟‌ در قرآن مجید علاوه بر کوه‌ها، از باران به زنده کنندة زمینِ مرده و رویانندة نباتات یاد شده و می‌فرماید: حیات پس از مرگ (نشور) نیز این چنین خواهد بود؛ یعنی باران با آن لطافت و پاکی‌اش علاوه بر سیراب کردن تشنگان و خشک‌زارها و پاک کنندة هوا و زمین و موجودات، نوعی وسیلة تذکر برای زنده شدن پس از مرگ محسوب می‌شود که آدمی با درک آن می‌تواند از بسیاری لغزش‌ها و کج‌روی‌ها مصون بماند. نعمت‌های مذکور در قرآن تنها به کوه و آب محدود نمی‌شود. رام بودن حیوانات برای آدمی، میوه‌ها و رستنی‌ها با اشکال و خواص گوناگون، علاوه بر خاصیت غذایی‌شان که نقش اساسی در حفظ سلامت آدمی دارد،‌ با دقیق شدن در وضع ظاهری‌شان پندها و رهنمود‌هایی بس گران‌بها برای یافتن چارة مشکلات دارند. با دقیق شدن در حیات وحوش، انسان می‌تواند نقش عدل و تعادل را در کسب قدرت و موفقیت دریابد؛ مثلاً درختی که یک سویه در رشد و نمو باشد،‌ مقاومتش کمتر از درختی است که همه جانبه رشد کرده و در برابر طوفان و سیل، آسیب پذیر است و به انسان‌ها تذکر می‌دهد که یک جانبه رشد کردن و نداشتن تعادل فکری و علمی، عواقب خوبی ندارد. مقایسة بدن یک مار با یک کبوتر که اولی فقط در طول رشد می‌کند و غیر از زهر فلج کننده چیزی ندارد، خوش خط و خال است و آرام و بی‌صدا می‌خزد، و دومی از گوشت و پر و استخوان‌هایش استفاده‌های غذایی می‌شود، به روشنی نشان می‌دهد کسانی‌که رشد یک بعدی دارند می‌توانند با زهر عمل‌کرد خود جامعه را فلج کنند و در عوض آنان‌که در رشد علمی خود «تعادل» دارند همه جانبه مفید و به درد بخور هستند. نعمت‌های الهی از ریگ‌زار تا ابرهای متراکم و باران‌زا، از جنبه‌های مختلف، معنا‌دار و هدف‌دارند و قرآن مجید آدمی را پی در پی به تفکر و تعقّل دربارة آنان فرا می‌خواند. با اصطلاحاتی نظیر اولواالالباب، یتفکّرون،‌ تتذکّرون و ... انسان را به هوش‌یاری و بیداری می‌خواند تا در مقابل دسیسه‌های شیطان هر لحظه به یادش باشد که ارتباط با خدای خود را حفظ کند. وجیهه عطاریان، شمارة اشتراک ، ١٢٥٩٠، از بناب Ÿ Ÿ Ÿ نعمت‌های معنوی ارزش برخی از نعمت‌های معنوی بیش‌تر از نعمت‌های مادی است، چرا که با فقدان نعمتی از نعمت‌های مادی زندگی زودگذر دنیا دچار مشکل می‌شود، اما با بهره نگرفتن از بخشی از نعمت‌های معنوی، عاقبت و آخرت انسان تباه می‌گردد. در ذیل به برخی از این نعمت‌ها اشاره می‌کنیم: ١ـ نبوت: خداوند متعال برای غرق شدگان در دریای ظلمانی مادیت، پیامبران نجات بخشی را فرستاد تا آن‌ها را به ساحل سعادت برسانند. از این رو نعمت نبوت، از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است که قرآن به آن اشاره دارد. «اذ قال موسی لقومه یا قوم اذکروا نعمت الله علیکم اذ جعل فیکم انبیاء و جعلکم ملوکاً و آتاکم ما لم یوت احداً من العالمین؛ و (یاد کن) زمانی را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من، نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن‌گاه که در میان شما پیامبرانی قرار داد، و شما را پادشاهانی ساخت، و آن‌چه را که به هیچ کس از جهانیان نداده بود، به شما داد.» ٢ـ اسلام: عمل به دستورهای حیات‌بخش اسلام به عنوان آیینی که کتابش جاودانه و مصون از تحریف است، سعادت دنیا و آخرت را به دنبال دارد. علامه طباطبائی(ره) در ذیل آیة شریفة «و اذکروا نعمة الله علیکم و میثاقه الذی واثقکم به اذ قلتم سمعنا و اطعنا و اتقوا الله ان الله علیم بذات الصدور» چنین می‌فرماید: «منظور از نعمت در جملة : و اذکروا نعمة الله علیکم، مواهب جمیله‌ای است که خدای تعالی در سایة اسلام به آنان داده، و این بهترین حال و روز بعد از اسلامشان نسبت به حال و وضع قبل از اسلامشان است.» ٣ـ امامت و ولایت: بی‌تردید زحمات پیامبر اسلام (ص) آن‌گاه به ثمر خواهد نشست که بعد از او باغبانی صالح بتواند از درخت تازه به ثمر نشستة اسلام به خوبی مراقبت کند و تشخیص این فرد به عهدة ذات اقدس ربوبی است. از این رو خداوند متعال معرفی نمودن امام را به پیامبر(ص)، اتمام نعمت بیان نموده است و می‌فرماید: «... الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً فمن اضطر فی مخمصة غیر متجانف لاثم فان الله غفورٌ رحیمٌ...؛ امروز کسانی که کافر شده‌اند، از کارشکنی در دین شما نومید گردیده‌اند. پس از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما به عنوان آیینی برگزیدم و هر کس دچار گرسنگی شود، بی‌آن‌که به گناه متمایل باشد [اگر از آن‌چه منع شده است بخورد]، بی‌تردید، خدا آمرزندة مهربان است.» امام صادق(ع) در ذیل آیة شریفة «یعرفون نعمت الله ثم ینکرونها و اکثرهم الکافرون ؛ نعمت خدا را می‌شناسند، اما باز هم منکر آن می‌شوند و بیشترشان کافرند» می‌فرماید: «نحن و الله نعمة الله التی انعم علی عباده و بنا من فاز؛ به خدا سوگند، نعمت اللـه ماییم که خداوند به وسیلة آن بندگانش را مشمول لطف خود قرار داده است، و سعادت‌مندان به وسیلة ما سعادت‌مند می‌شوند.» ٤ـ امداد غیبی: در زندگی گاهی گره‌ای از مشکل گشوده و یا توفیق و پیروزی پیدا می‌شود که علت و سبب آن را نمی‌توان به علل و اسباب مادی منتسب نمود. از این رو نیروی دیگری را در حل آن مشکل و یا پیروزی در صحنة نبرد دخیل می‌دانیم که امداد غیبی نامیده می‌شود. در قرآن کریم در مورد جنگ احزاب که گروه‌های بسیاری به مبارزة مسلمانان آمده بودند، می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اذکروا نعمة الله علیکم اذ جاءتکم جنود فارسلنا علیهم ریحاً و جنوداً لم تروها و کان الله بما تعملون بصیراً؛ ‌ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نعمت خدا را بر خود به یاد آرید، آن‌گاه که لشکر‌هایی به سوی شما [در] آمدند، پس بر سر آنان تندبادی و لشکرهایی فرستادیم که آن‌ها را نمی‌دیدید، و خدا به آن‌چه می‌کنید همواره بیناست.» ٥ ـ پیروزی و دفع خطر دشمن: دشمن همیشه برای رسیدن به پیروزی و مغلوب کردن سپاه حق، نقشه می‌کشد و در استفاده از تاکتیک‌های خاص در جهت نیل به اهداف خود از هیچ کوششی دریغ نمی‌کند. خداوند متعال چون وعدة نصرت داده است لشکریان خود را یاری می‌کند و خطر دشمن را دفع می‌نماید. قرآن کریم به مؤمنان گوشزد می‌کند که خداوند متعال شر و خطر دشمن را از شما دفع کرد: «یا ایها الذین آمنوا اذکروا نعمت الله علیکم اذ هم قوم ان یبسطوا الیکم ایدیهم فکفّ ایدیهم عنکم و اتقوا الله و علی الله فلیتوکل المؤمنون؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نعمت خدا را بر خود یاد کنید:‌ آن‌گاه که قومی آهنگ آن داشتند که بر شما دست یازند، و [خدا] دستشان را از شما کوتاه کرد و از خدا پروا دارید، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.» ٦‌ ـ آزادی: خداوند متعال انسان را آزاد آفرید. از این رو بردگی و بندگیِ مخلوقات امری ناپسند می‌باشد که انسان همیشه از آن فراری بوده و هست. انسان‌های آزاده در راه آزادگی حتی از جان خود گذشتند. بنی‌اسرائیل که طعم ذلت بردگی فرعون را چشیده بودند، با عنایت خداوند متعال و رهبری حضرت موسی(ع) از بند بندگی رها شدند و آزادانه زندگی کردند. خداوند متعال این نعمت را به آنان گوشزد می‌کند و می‌فرماید: «و اذ قال موسی لقومه اذکروا نعمة الله علیکم اذ انجاکم من آل فرعون یسومونکم سوء العذاب و یذبحون ابناءکم و یستحیون نساءکم و فی ذلکم بلاء من ربکم عظیم؛ و [به خاطر بیاور] هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: نعمت خدا را بر خود به یاد آورید، آن‌گاه که شما را از فرعونیان رهانید، [همانان] که بر شما عذاب سخت روا می‌داشتند و پسرانتان را سر می‌بریدند و زنانتان را زنده می‌گذاشتند، و در این [امر] برای شما از جانب پروردگارتان آزمایشی بزرگ بود.» ٧ـ اتحاد: تفرقه و جدایی هم‌چون موریانه، ستون عظیم جامعه را می‌خورد و آن را ویران می‌کند. اتحاد و همدلی، راز و رمز عزت و سربلندی به شمار می‌رود. نفاق و کینه، عاملی است که نفرت و جدایی را در پی دارد. از این رو رهبران جامعه همیشه در صدد بوده‌اند راه‌کارهایی در جهت وفاق بین افراد جامعه ایجاد نمایند و دوستی در بین آن‌ها را محکم کنند و شمشیرهایی را که به روی هم می‌کشیدند غلاف نمایند. قرآن کریم به این نعمت تصریح دارد و می‌فرماید: «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا و اذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالّف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخواناً و کنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها کذلک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون؛ و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن‌گاه که دشمنان [یک‌دیگر] بودید، پس میان دل‌های شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. این‌گونه، خداوند نشانه‌های خود را برای شما روشن می‌کند، باشد که شما راه یابید.» ٨‌ ـ توبه: افرادی که در دریای گناه افتاده‌اند و پر و بال آنان خیس شده، دیگر قدرت پرواز ندارند. آن‌ها باید پر و بال خود را تکان داده تا امکان پرواز پیدا کنند. توبه همان تکان دادن پر و بال است. توبه به انسان‌های گنه‌کار امید می‌دهد و آن‌ها را در صورتی‌که توبة واقعی کرده باشند، سعادت‌مند می‌کند، این از نعمت‌های الهی است که جلو خیلی از یأس‌ها و نا‌امیدی‌ها را سد می‌کند. خداوند متعال در سورة مبارکة قلم می‌فرماید: «لو لا ان تدارکه نعمة من ربه لنبذ بالعراء و هو مذموم؛ اگر لطفی از جانب پروردگارش نبود، قطعاً نکوهش شده بر زمین خشک انداخته می‌شد.» نعمت در این آیة شریفه به توبه تفسیر شده است. ٩ـ امنیت و آرامش: نعمتِ امنیت از جمله نعمت‌هایی است که در صورت فقدان آن، ارزش و بهایش معلوم می‌شود. قرآن مجید منطقه‌ای را مثال می‌زند که در آن امنیت و آرامش وجود دارد و در سایة امنیت، فراوانی روزی و دیگر امکانات دنیوی فراهم می‌گردد: «و ضرب الله مثلاً قریةً کانت آمنةً مطمئنّة یأتیها رزقها رغداً من کلّ مکانٍ فکفرت بأنعم الله فأذاقها الله لباس الجوع و الخوف بما کانوا یصنعون؛ و خدا شهری را مثل زده است که امن و امان بود [و] روزی‌اش از هر سو فراوان می‌رسید، پس [ساکنانش] نعمت‌های خدا را ناسپاسی کردند و خدا هم به سزای آن‌چه انجام ‌دادند طعم گرسنگی و هراس را به [مردم] آن چشانید.» مهدی جعفری، شمارة اشتراک ١٠٧٧٣، از قم Ÿ Ÿ Ÿ لذت‌های معنوی بهشت بعضی از نعمت‌ها و مواهب الهی معمولاً به دیدة چشم نمی‌آیند اما دیدنی هستند، از این رو خداوند متعال در آیات متعدد قرآن کریم، فقط اشاره‌ای به این بخش از نعمت‌های بهشتی کرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: احترام مخصوص، محیط صلح و صفا، امنیت و زوال خوف، دوستان موافق و رفیقان با وفا، برخوردهای مملوّ از محبت، نشاط فوق‌العادة درون، احساس خشنودی خدا،‌ و ... برای این نعمت‌های والا و ارزش‌مند که با چشم دل دیده می‌شوند نیز باید خدا را ستایش کرد. در این‌جا خلاصه‌ای از مواهب ذکر شده را از زبان قرآن مجید بازگو می‌کنیم. ١ـ احترام مخصوص بهشت، بهترین و زیباترین جایگاه افراد خداپرست و نیکوکار و منزلگه جاودانة پیامبران و پیروان آن‌هاست. «کسانی که تقوای الهی را پیشه کردند گروه گروه به سوی بهشت سوق داده می‌شوند، تا موقعی که به آن می‌رسند در حالی که درهای آن گشوده شده و خازنان بهشت به آن‌ها می‌گویند: سلام بر شما، گوارا باد این نعمت‌ها برایتان، وارد شوید و در آن جاودانه بمانید.» مردی از ابوذر غفاری پرسید: ای ابوذر! حالِ ما هنگام ورود به جهان آخرت چگونه است؟ ابوذر گفت: مردم دو دسته‌اند: نیکوکاران و زشت‌کاران. نیکوکاران همانند کسانی هستند که مدت‌ها از خانه و کاشانه و آشنایان و بستگان خود دور بوده‌اند و اکنون وارد خانه و کاشانة خویش می‌شوند و بستگان و خانوادة خود را دیدار می‌کنند. چه نشاط و سروری به آن‌ها دست می‌دهد؛‌ چقدر خوش‌حال و خشنود می‌شوند. نیکوکاران این چنین هستند. آن‌ها بر خدای مهربان و بهشت زیبای او وارد می‌شوند و ملائکه و پیامبران و ابرار و اولیا، از آن‌ها استقبال می‌کنند و نعمت‌های بی‌پایان بهشتی در انتظار آن‌هاست. آری، یک لحظه شنیدن ندای محبوب که از لطف و عنایتش برخاسته، برتمام دنیا و آن‌چه در آن است برتری دارد. پیامِ دوست شنیدن سعادت است و سلامت فدای خاکِ درِ دوست باد جانِ گرامی *** سلامتِ منِ دل‌خسته در سلامِ تو باشد زهی سعادت اگر دولتِ سلامِ تو یابم جذابیت لقای پروردگار و دیدار لطف یار، آن‌قدر لذت‌بخش و شوق انگیز و روح‌پرور است که از والاترین افتخار و دل‌پذیرترین ساعات بهشتیان است. ٢ـ محیط صلح و صفا چیزی که بیش از هر چیز دیگر روح انسان را در زندگی دچار اضطراب و آشفتگی می‌کند، مسئلة احساس نا امنی در ابعاد مختلف است. زندگی دنیا برای انسان گوارا نیست. این به دلیل آن است که انسان نسبت به آن‌چه دارد و نسبت به آیندة خود اطمینان ندارد. در دو آیه از قرآن مجید تعبیر بسیار زیبا و پر معنایی دربارة بهشت به عنوان [خانة امن و امان] دیده می‌شود: یکی در آیة ١٣٧ سورة انعام «لهم دار السلام عند ربهم و هو ولیهم بما کانوا یعملون؛ برای بهشتیان خانة امن و امان است نزد پروردگارشان، و او ولی و یاور آن‌هاست به دلیل اعمال (نیکی) که انجام می‌دادند.» و دیگری در آیة ٢٥ سورة یونس: «و الله یدعوا الی دار السلام؛ خداوند، به سرای صلح و سلامت دعوت می‌کند.» صفات متعددی در درون انسان وجود دارد که بر هم زنندة آرامش روح و جسم و خانواده و جامعه است. صفاتی هم‌چون: عداوت و دشمنی، کبر، حسد و ... این صفات زشت سبب می‌شوند که نزاع‌های خونین در جامعه رخ دهد و امنیت و آرامش اجتماع از بین برود. اما یکی از نعمت‌های روحانی بهشت این است که آن‌جا از هر نظر امن و امان است، نه ترس از جنگ وجود دارد، نه احتمال به وجود آمدن درگیری، نه عداوت و دشمنی وجود دارد و نه حسادت، بلکه همه جا از عشق و صفا صحبت می‌شود، همه جا محبت و برادری است. ٣ـ دوستان موافق و رفیقان با وفا انسان در زندگی دنیا، گریزی از معاشرت با دیگران ندارد. ارتباط با دیگران یک ضرورت است. لذا با این نگرش، انسان به معاشرت با آدم‌های خوب ترغیب شده است تا از معاشرت با آن‌ها متوجه خداوند متعال گردد و به حق نزدیک شود. از این رو یکی از بهترین لذت‌های معنوی و روحانی بهشت، بهره‌گیری از محضر دوستان با صفاست؛‌ یارانی که یک لحظه نشستن در کنار آن‌ها آن‌چنان نشاطی به آدم می‌دهد که با هیچ بیانی قابل توصیف نیست. خداوند در این باره می‌فرماید: «کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند (درقیامت) هم‌نشین کسانی خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آن‌ها تمام کرده،‌ از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان،‌و آن‌ها چه رفیقان خوبی هستند. این فضل و رحمتی است از ناحیة خدا، کافی است که خدا (از حال بندگانش) آگاه است.» حبیب‌الله حیدری، شمارة اشتراک ٣٠٠٧، از محمود آباد Ÿ Ÿ Ÿ از زمان خروج حضرت آدم(ع) از منزل حقیقی انسان که خالق مهربان برای زیست برترین مخلوق در نظر گرفته بود، باید مسیری برای برگشت تعریف می‌شد. این مسیر بر مبنای عبادات تعریف گردید، که در واقع بیان دوستی مخلوق در برابر خالق در محل زیست ثانوی نوع بشر است. بنابراین مدعا، خداوند متعال عبادات را در ابتدا به حضرت آدم(ع) آموزش داد (و همة اسما را به وی تعلیم داد) و پس از آن، این آموزش توسط مرسلان بعدی تداوم یافت و برترین آن‌ها نیز به وسیلة خاتم الانبیا در قالب دین مبین اسلام شکل داده شد. بدون تردید همان گونه که در آموزش‌های بشری برای بیشتر نمودن تأثیر و ایجاد انگیزه در آموختن، همیشه تشویق و تنبیه وجود دارد، در تمام ادیان نیز به عنوان یک بستة آموزشی کامل برای بازگشت ابنای بشر به جایگاه حقیقی خویش، این موضوع به صورت مطلوبی رعایت شده است. و در دین خاتم که کامل‌ترین ادیان است، باید در والاترین شکل ممکن وجود داشته باشد. قرآن مجید نیز که باید تا زمان قیامت هدایت‌گر نوع بشر باشد، دارای این خصوصیت در مطلوب‌ترین شکل است. خدای بزرگ در قرآن مجید به دو وجه به نعمت‌ها اشاره می‌کند. در وجه اول سعی بر آن است که مهر معلم بر قلب متعلّم تابانده شود تا تأثیر آموزش در بالاترین وجه ممکن گردد. درس معلم گر بود زمزمة محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را مهر الهی از روز ازل در فطرت بشری وجود دارد و هرگاه نوع بشر در خطری مهیب گرفتار گردد،‌ ناخود آگاه در عاشقانه‌ترین لحن،‌ خدای خود را می‌خواند، و این خود دلیل واضحی بر این مدعاست. اما خصوصیت زندگی بشر در جهان خاکی، وجود غباری است که توسط ابلیس و یارانش از روی حسد و دشمنی با انسان به صورت مداوم بر جایگاه این مهر پاشیده می‌شود تا اثری از آن باقی نماند. لذا خدای متعال با یادآوری نعمت‌های متعدد خویش به نوعی با غبارروبی قلب بشر، مهر بی‌زوال و بی‌انتهای خویش را آشکار می‌سازد تا بشر به مسیر دین بازگشته و آموزش را ادامه دهد تا هر چه سریع‌تر به جایگاه اصلی خویش باز گردد. در وجه دیگر، خدای مهربان برای باقی نگاه داشتن انسان‌ها در مسیر آموزش دینی به صورت مداوم، با بیان نعمت‌های آشکار و نهان به تشویق او می‌پردازد. در این وجه، تشویق دارای طبقه‌بندی خاصی بوده و برای هر متعلّم بر اساس جایگاه آموزشی‌اش، تشویق شایستة آن درجه بیان می‌گردد و در والاترین درجه، حضرت حق، خود را به عاشقانش عرضه می‌کند: دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانة تو هر دو جهان را چه کند بدون شک هر متعلّمی با یاد‌آوری نعمتی که به او ارزانی شده است برای باقی ماندن در محور تشویق‌ها با شتاب بیشتری به آموزه‌های بعدی عمل خواهد کرد و این همان مسیری است که خالق مهربان خواستار آن است. عظمت السادات میری، شمارة اشتراک ٤٠٠٩، از رشت Ÿ Ÿ Ÿ اهمیت شکر گزاری از منظر دین «الحمد لله الواصل الحمد بالنعم و النعم بالشکر؛ ستایش خداوندی را سزاست که حمد و ستایش را به نعمت‌ها و نعمت‌ها را به شکرگزاری پیوند داد.» یکی از صفات زیبا و ارزش‌مندی که در تعالیم دینی و به خصوص در مکتب اسلام بسیار به آن توجه و تأکید شده، خصلت قدرشناسی و سپاس‌گزاری است. از منظر دین، انسان موظف است در مقابل نیکی و احسان دیگران، بی‌تفاوت نباشد و چنان‌چه از جانب کسی لطف و محبتی دریافت کرد، حتماً با تشکر و قدردانی آن را پاسخ گوید و اگر توانست با عمل محبت آمیز دیگری، آن خوبی را تلافی کند. نبی‌مکرّم اسلام فرمود: «وقتی خداوند خیر کسی را به دست دیگری انجام دهد و او را سپاس نگزارد، خدا را نیز سپاس نگفته است.» امام صادق(ع) در این باره فرموده‌اند: «در تورات نوشته است کسی که به تو نعمت داد او را سپاس‌گزار و به کسی که از تو سپاس‌گزاری کرد، نعمتش ده، زیرا با سپاس‌گزاری، نعمت‌ها نابود نگردد و با ناسپاسی پایدار نماند... .» خردمند طبعان منّت شناس بدوزند نعمت به میخ سپاس اولیای الهی، برترین الگوی شاکران شکرگزاری نتیجة درک نعمت‌ها و شناخت منعِم است. شاکران کسانی هستند که خالق خویش را شناخته‌اند و نور ایمان در قلب‌هایشان جای گرفته است. آنان نعمت‌های خداوند و الطاف بی‌دریغش را درک کرده‌اند و از جان و دل، او را بندگی و اطاعت می‌کنند. به قدرت حکمت و رحمانیت پروردگار یقین دارند و به رضای او خشنودند و در مقابل خواسته‌هایش، تسلیم و فرمان‌بردارند. نمونة کامل چنین انسان‌هایی، اولیای الهی و معصومین(ع) هستند. آن بزرگواران، بندگانی خاضع، مطیع و شاکر بودند و با تمام وجود، خدای خویش را ستایش می‌کردند و هیچ‌گاه از طاعت او خارج نشدند. از علی(ع) روایت است که: «اگر خداوند بر گناهان وعدة عذاب نمی‌داد، لازم بود برای سپاس‌گزاری از نعمت‌هایش نافرمانی نشود.» تو را آن‌که چشم و دهان داد و گوش اگر عاقلی، در خلافش مکوش اهل‌بیت(ع) شکر انعام و احسان پروردگار را با رفتار و گفتار خود به جای می‌آوردند و با ذکر نعمت‌ها، پیوسته مردم را به سپاس‌گزاری و شکر خداوند ترغیب می‌نمودند و از گرایش به بدی‌ها که تضییع کنندة نعمت‌های الهی است،‌ برحذر می‌داشتند. شاکران نیز پیرو همین مکتب هستند و به تبعیت از اولیای دین، زندگی خویش را بر ستون‌های تقوا و نیکوکاری بنا نهاده‌اند. تجلّی شکر در قلب و زبان شاکران ضعف ایمان، گاهی انسان‌ها را دچار غفلت می‌کند و فراز و نشیب زندگی، آن‌ها را به سوی کفران و ناسپاسی می‌کشاند، به گونه‌ای که در شادی‌ها لطف پروردگار را نادیده می‌گیرند و در مصیبت‌ها لب به شِکوه می‌گشایند. حتی بعضی‌ها به زبان، شکر می‌گویند اما قلبشان آکنده از اندوه و نارضایتی است. ولی انسان‌های شاکر، این چنین نیستند؛ آنان همیشه زبانی ذاکر و قلبی شاکر دارند. در شرح حال حضرت فاطمة زهرا(س) آمده است: «آن بزرگوار علی‌رغم کار زیاد و مسئولیت فراوانی که برعهده داشتند، وقتی پیامبر گرامی(ص) به ایشان فرمود: دخترم! به سختی دنیا برای شیرینیِ آخرت شتاب کن، حضرت با جان و دل فرمود: حمد و سپاس خدا را در برابر نعمت‌هایش، و شکر خدا را در برابر عطاهایش. و به این ترتیب خشنودی خود را آشکار نمودند. طاهره سادات خاتمی، شمارة اشتراک ٥٩٦٢، از تهران Ÿ Ÿ Ÿ شکر، نعمتی ورای همة نعمت‌های الهی دانستن این‌که شکرگزاری، خود به تنهایی نعمتی والاست و حکمت اعطایی خداوند به انسان است و سود و منفعت شکر‌گزاری به خود انسان باز می‌گردد، راه را برای دانستن قدر نعمت‌های الهی هموارتر می‌سازد. قرآن می‌فرماید: «و لقد آتینا لقمان الحکمه ان اشکر لله و من یشکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان الله غنی حمید؛ هر آینه به لقمان حکمت دادیم و گفتیم: خدا را سپاس گوی، زیرا هر که سپاس گفته و هر که ناسپاسی کند خدا بی‌نیاز و ستودنی است.» علاوه بر این‌که عطا کنندة نعمت‌های مادی و معنوی گوناگون، ذات اقدس ربوبی است، بیان کنندة نحوة استفادة درست از نعمات و شکر آن‌ها نیز خداست. هر چند که: از دست و زبان که برآید کز عهدة شکرش به در‌آید خداوند متعال در جای جای قرآن‌کریم، به موضوع شکر و برکات آن اشاره کرده است؛‌ از جمله: «و اشکروا نعمة الله؛ نعمت‌های خدا را شکر گزارید» و نیز : «لئن شکرتم لازیدَنّکم؛ اگر شکرگزار باشید بر نعمت شما می‌افزاییم.» شاعر می‌گوید: شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند مفهوم بلند شکر از این فراتر است که فقط نعمت را زیاد کند، بلکه ظرفیت وجود آدمی را وسعت می‌بخشد تا آن‌جا که به این مضمون اقرار کند که: «هر چه از دوست رسد نیکوست» و به هر چه مقدّر باشد شاکر است. گاهی فزونی، نعمت به شمار می‌آید و گاهی ابتلای به نقصان و کمی، و در هر صورت باید خدا را شاکر بود: «عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم َ؛ چه بسا چیزی را بد می‌پندارید و حال این‌که خیر شما در آن است.» روایت شده است که خداوند سبحان به موسی(ع) وحی فرستاد که حق شکر مرا به جای آر، عرض کرد: پروردگارا! چگونه حق شکر تو را به جای آورم و حال آن‌که هیچ شکری نیست که به آن تو را شکر کنم، مگر آن‌که آن نیز نعمت توست. خطاب رسید که ای موسی، حال مرا شکر کردی که دانستی این هم از من است. سرآغاز نعمت‌های الهی از صفات بارز و مهم الهی، صفت رحمانیت است که همة مخلوقات را فرامی‌گیرد: «بسم الله الرحمن الرحیم* الرحمن». هر سورة قرآن (جز سورة توبه) با تذکر این صفت آغاز می‌شود. رحمان، رمز رحمت واسعة الهی است. اگر صفت رحمانیت وی نبود، این‌چنین خوان نعمت خود را برای دوست و دشمن نمی‌گشود و نمی‌گسترد. خداوند در سورة مبارکة «الرحمن» به ذکر نعمات خود پرداخته که همه زیر مجموعة «رحمت» بی‌منتهای الهی است. قرآن، نعمت‌ بی‌بدیل الهی «علم‌القرآن»‌؛ پس از پرداختن به رحمانیت، خداوند به بیان نعمت قرآن و آموختن آن می‌پردازد؛ نعمتی که آن را مهم‌ترین و نخستین نعمت‌ها دانسته و بر سایر نعمت‌ها مقدّم شمرده شده است: «الحمدلله الذی أنزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا؛ سپاس و ستایش خداوند را به پاس قرآن و نزول آن بر قلب رسول‌الله(ص) بی هیچ انحراف و خللی.» کتابی پاک و گرامی که از مبدأ پاک است و تنها دست پاکان به آن می‌رسد؛ عظیم‌ترین نعمت الهی که به دست اشرف مخلوقات و انبیا،‌ حضرت محمد(ص) بر بندگان فرو فرستاده شد تا آن‌ها را از ظلمات جهل و نادانی به سوی نور هدایت رهنمون گردد. فاطمه جلیلی، شمارة اشتراک ١١٩٧٠، از اقلید Ÿ Ÿ Ÿ بندة حق شناس بزرگی با غلامش که بسیار مؤدّب بود، در باغ گردش می‌کرد. خیارهای سبز و شادابی در بوته‌ها دید و با دست خویش خیاری چید و به غلام داد، او هم با کمال ادب و احترام آن را گرفت و بدون معطلی پوست کند و مشغول خوردن شد. آقا هم اظهار میل کرد که مقداری از خیار تناول کند. غلام فوراً برشی از آن جدا کرد و به دست آقا داد. او تا به دهانش گذاشت، دید بسیار تلخ است، از دهانش بیرون ریخت و رو به غلام کرد و گفت: تو چطور این خیار تلخ را با رغبت تمام خورده‌ای؟‌ او هم با کمال ادب و احترام گفت: مولای من! در طول مدت غلامی و بندگی‌ام، لقمة چرب و شیرین فراوانی از دست شما خورده‌ام، حال این کمال بی‌حرمتی و حق‌ناشناسی است که به یک لقمة تلخ که از دست شما رسیده رو تُرش کنم و قیافه در هم کشم! آن بزرگوار از این همه ادب و شایستگی غلام خوشش آمد؛ هم انعام فراوان به او بخشید و هم او را آزاد کرد. دعای امام سجاد (ع) در عجز و ناتوانی از شکر «اللهم ان احدا لایبلغ من شکرک غایة الا حصل علیه من احسانک مایلزمه شکراً و لایبلغ مبلغاً من طاعتک و ان اجتهد الا کان مقصرا دون استحقاقک بفضلک، فاشکر عبادک عاجز عن شکرک و اعبدهم مقصراً عن طاعتک؛ خدایا! هیچ کس را یارای آن نیست کز عهدة شکرت به درآید، جز آن‌که بر اثر احسان [دیگر] تو، شکر دیگری بر او لازم آید. و در اطاعت و بندگی‌ات، هر چند که بکوشد، به جایی نمی‌رسد، جز آن‌که در برابر استحقاق تو به سبب فضل و احسانت، کوتاهی ورزیده است. پس سپاس‌گزارترین بندگانت، در ادای حق سپاس‌گزاری از تو، ناتوان‌اند و پرستنده‌ترین ایشان در طاعت‌گزاری تو ، خطا کار.» دعای امام حسین(ع) در روز عرفه «پس حمد و ستایش مخصوص توست و شکر و ستایشِ دائم تو را سزاست. ای خدای من، به گناهانم مقرّ و معترفم، پس تو به کرمت از من درگذر. من آن بنده‌ام که بد کردم، من همانم که خطا کردم، من همانم که اهتمام به عصیان کردم، من همانم که نادانی کردم، من همان هستم که غفلت ورزیدم، من همانم که سهو کردم، من همانم که به خود اعتماد کردم و من همانم که عهد کردم، من همانم که وعده کردم، من همانم که مخالفت کردم، من همانم که عهد خود شکستم ، من همانم که اقرار کردم، و من همانم که اعتراف به نعمت و عطایت بر خود کردم.» با بررسی این مطالب می‌توانیم درک کنیم که یک فرد شاکر در همه حال شکرگزار خداست، چه هنگامی که خوشی بیند و چه هنگامی که رنجی از ناحیة خدا بیند، زیرا می‌دانیم که: هرچه از دوست رسد نیکوست. هر که در این بزم مقرّب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند پس خداوند با بلاها و نعمت‌ها افراد را آزمایش می‌کند و هیچ احتیاجی به شکر و سپاس‌گزاری بندگان ندارد. این بنده است که به خداوند نیاز دارد. پس فرد با شکر و سپاسش، خود را به خدا نزدیک می‌کند و به درجات بالاتری می‌رسد. کسی که می‌خواهد بندگی کند از رنج‌ها و غم‌ها نیز لذت می‌برد، زیرا امید دیدار پروردگار را دارد. گر ز شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور فاطمه وطن‌خواه، شمارة اشتراک ١٦٥٩٠، از خراسان شمالی، فاروج Ÿ Ÿ Ÿ اسباب و انگیزه‌های ناسپاسی بزرگ‌ترین دلایلی که سبب ناسپاسی مردم می‌شود عبارت‌اند از: الف) نادانی و غفلت از نعمت‌ها: بسیاری از نعمت‌هایی که اطراف ما را گرفته‌اند ناشناخته‌اند و ما از آن‌ها غافلیم و وقتی به وجود این نعمت‌ها پی‌می‌بریم که آن‌ها را از ما بگیرند. ب) غفلت از طریقه شکر‌گزاری: بسیاری از مردم فقط به مرتبة زبانیِ شکر اکتفا کرده و تصور می‌کنند که شکر کردن یعنی گفتن «الحمدلله» و نمی‌دانند که شکر مراتبی دارد. یکی از آن‌ها ، شکر عملی است و به این معناست که نعمت را در مسیری صرف کنی که منعِم می‌خواهد؛ چنان‌که حکایت شده شخصی از تنگ‌دستی خود نزد یکی از ارباب‌هایش شکایت برد و شدت اندوه خود را اظهار کرد. وی گفت: آیا خوش‌حال می‌شوی که کور باشی و تو را ده هزار درهم بدهند؟ پاسخ داد: نه. گفت:‌ دوست داری لنگ باشی و ده هزار درهم داشته باشی؟ پاسخ داد: نه. گفت: می‌خواهی دست‌ها و پاهایت بریده باشد و بیست‌هزار درهم داشته باشی؟ پاسخ داد: نه. گفت: می‌خواهی دیوانه باشی و تو را ده هزار درهم باشد؟ پاسخ داد: نه. گفت: آیا شرم نمی‌کنی که از مولایت شکایت می‌کنی در حالی که پنجاه هزار درهم کالا از او نزد توست. ابن سمّاک بر یکی از خلفا وارد شد در حالی‌که خلیفه کوزة آبی در دست داشت و از آن می‌آشامید. خلیفه به او گفت: مرا موعظه‌ای کن، پاسخ داد: اگر شربت آب را به تو ندهند جز به این‌که همة مملکت خود را بدهی، آیا پادشاهی را رها می‌کنی؟ پاسخ داد: آری، گفت: پس به سلطنتی که به شربت آبی نمی‌ارزد شادمان نباش. بنابراین اگر نعمت‌هایی را که خداوند به ما داده با نعمت‌های دیگران مقایسه کنیم، در می‌یابیم که وضعیت ما بهتر از دیگران است و حاضر نیستیم وضعیت خود را با دیگران مبادله کنیم و این اندیشه و تأمل باعث روحیة شکرگزاری می‌شود. امام صادق(ع) می‌فرماید: «از کسی که نعمتی به تو می‌بخشد تشکر کن و به کسی که از تو شکر می‌کند نعمت بیشتری ببخش.» تشکر از مخلوق در واقع تشکر از خداست، زیرا مخلوقات، واسطه‌ای برای انتقال نعمت خداوند هستند. در یکی از سفرها امام حسن(ع) و امام حسین (ع) و عبدالله بن جعفر از قافله عقب مانده و در بیابان تشنه بودند. از دور خیمة چادرنشینی توجه آن‌ها را جلب نموده، به طرف آن رفتند. پیرزن تنهایی را دیدند و او آن‌ها را سیراب کرد و گوسفندش را برای تغذیة آن‌ها آماده ساخت. هنگام خداحافظی به پیرزن فرمودند: اگر به مدینه آمدی به سراغ ما بیا، شاید بتوانیم گوشه‌ای از محبت تورا جبران کنیم. اتفاقاً خشک‌سالی شدیدی در بیابان‌های اطراف مدینه به وجود آمد. پیرزن به مدینه رفت و در کوچه‌های آن تقاضای کمک کرد. امام حسن(ع) او را دید و پول زیاد و گوسفندان فراوانی به او بخشید و سپس او را نزد امام حسین (ع) فرستاد و آن حضرت نیز عطایای بسیاری به پیرزن بخشیدند. در پایان روایت آمده است که او یکی از ثروت‌مندترین مردم شد. سجاد جعفری‌سیریزی، شمارة اشتراک ٢٨١٦، از زرند ـ سیریز Ÿ Ÿ Ÿ در روزگاران پیش، قوم «سبأ» در سرزمین یمن زندگی می‌کردند. آن‌ها شهر و دیار بسیار زیبایی داشتند. سرزمین یمن مانند سایر نقاط عربستان فاقد نهر است و در موسم باران، سیل‌های فراوانی به راه می‌افتد و پس از خرابی بسیار، در ریگ‌زارها فرو می‌رود و چون فصل باران تمام می‌شود مردم دچار خشکی و بی‌آبی می‌گردند. از این‌ رو مردم سبأ به فکر ساختن سدی افتادند تا سیلاب‌های کوهستان را در مخزن‌های بزرگ و محکم، ذخیره کند و از آن همه خسارت و ویرانی جلوگیری کنند. قوم سبأ، سد بزرگی معروف به سد مآرب یا سد عِرم را ساختند. مردم این دیار در کشاورزی مهارت فوق‌العاده‌ای داشتند و با ساختن این سد، آب را ذخیره نموده و باغ‌ها و بوستان‌ها و زمین‌های سرسبزی را به وجود آوردند. علّت خرابی سد مآرب قرآن علت ویرانی سد مآرب را پس از احداث باغستان‌ها و وفور نعمت و امنیت، اعراض و روی‌گردانی از خدا و ناسپاسی در برابر نعمات الهی، شهوت‌طلبی، عیاشی، اختلاف و تفرقه ذکر می‌کند. «خداوند نیز آنان را مورد غضب قرار داد و سیل عِرم را به ویرانی سد عظیم مآرب فرستاد و سرانجام آن همه بوستان‌های پر نعمت‌شان به صحرایی سوزان تبدیل گشت و از آن همه درختان جز چند درخت سدر و شوره‌گز باقی نماند.» این کیفر کفران آن‌ها بود، چرا که خداوند با لطف و مرحمتی که نسبت به بندگانش دارد تا کسی کفران نعمت نکند، مجازاتش نخواهد کرد: «ذلک جزینهم بما کفروا و هل نجازی الا الکفور». دهستان مآرب، امروزه در شمال شرقی شهر صنعا، پایتخت کشور یمن واقع شده است. زینب خانی، شمارة اشتراک ٨٣٠٢، از اصفهان * * * • پی‌نوشت‌ها: ١. حسن عمید، فرهنگ عمید، واژة نعمت. ٢. معجم الوسیط، واژة نعمت، با تصرف و تلخیص. ٣. مائده (٥) آیة ٢٠. ٤. و به یاد آورید نعمتی را که خدا بر شما ارزانی داشته و (نیز) پیمانی را که به [انجام] آن متعهد گردانیده، آن‌گاه که گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم. و از خدا پروا دارید که خدا به راز دل‌ها آگاه است: مائده (٥) آیة ٧. ٥. ترجمة تفسیر المیزان، ج٥، ص٣٧٦. ٦. مائده (٥) آیة ٣. ٧. نحل(١٦) آیة ٨٣‌ . ٨. بحارالأنوار، ج٢٤، ص٥١. ٩. احزاب (٣٣) آیة ٩. ١٠. مائده(٥) آیة ١١. ١١. «لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا؛ بردة دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفریده است»: نهج‌البلاغه، نامة ٣١. ١٢. ابراهیم(١٤) آیة ٦ . ١٣. آل عمران(٣) آیة ١٠٣. ١٤. قلم (٦٨) آیة ٤٩. ١٥. ترجمة تفسیر المیزان، ج١٩، ص٦٤٧؛ تفسیر نمونه، ج٢٤، ص٤٢٢. ١٦. نحل (١٦) آیة ١١٢. در قرآن، شهر مکه هم مکانی امن تلقّی شده است: «أولم یروا انّا جعلنا حرماً آمناً و یتخطّف النّاس من حولهم أفبالباطل یؤمنون و بنعمة الله یکفرون؛ آیا ندیده‌اند که ما [برای آنان] حرمی امن قرار دادیم و حال آن‌که مردم از حوالیِ آنان ربوده می‌شوند؟ آیا به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت خدا کفر می‌ورزند»: عنکبوت(٢٩) آیة٦٧ . ١٧. زمر(٣٩) آیة ٧٣. ١٨. انعام (٦) آیة ١٣٧. ١٩. یونس (١٠) آیة ٢٥. ٢٠. نساء (٤) آیة ٧٠- ٦٩‌ . ٢١. بقره (٢) آیة ٣١. ٢٢. نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبة ١١٤، ص١٥٥. ٢٣. نهج‌الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ح٦٦٨، ص١٣٣. ٢٤. اصول کافی، ج٣، باب شکر، ح٣. ٢٥. بوستان سعدی، باب هشتم (باب شکر برعاقبت) حکایت اول. ٢٦. نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت ٢٩٠، ص٥٠١. ٢٧. بوستان سعدی، باب هشتم. ٢٨. محمد محمدی اشتهاردی، سیرة چهارده معصوم (ع)، ص١٨٩. ٢٩. لقمان (٣١) آیة ١٢. ٣٠. نحل (١٦) آیة ١١٤. ٣١. ابراهیم (١٤) آیة ٧. ٣٢. بقره (٢) آیة ٢١٣. ٣٣. ملا احمد نراقی، معراج السعاده، ص٦٢٧ . ٣٤. الرحمن(٥٥) آیة ١. ٣٥. کهف (١٨) آیة ١. ٣٦. عبس (٨٠ ) آیة١٦-١١. ٣٧. سید محمد فیاءآبادی، صفیر هدایت، ص٧. ٣٨. صحیفة سجادیه، ص٢١٥. ٣٩. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص٤٢٩. ٤٠. حمید تابلی، آسیب‌شناسی صفات اخلاقی، ص٤٥. ٤١. ملا محسن فیض کاشانی، المحجه البیضاء، ج٧، ص٢٧٣. ٤٢. اصول کافی، ج٢، ص٩٤. ٤٣. بحارالأنوار، ج٤٣، ص٣٤٨. ٤٤. سبأ (٣٤ ) آیة ١٦. ٤٥. همان، آیة ١٧.