معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - سرمقاله - شريعتى سبزوارى محمدباقر
سرمقاله
شريعتى سبزوارى محمدباقر
هدف مقام معظم رهبری از نامیدن سال ١٣٨٧ به «سال نوآوری و شکوفایی» این بوده است که شور و شعوری از خلاقیت در میان مردم ایجاد کند و با این کار، از یک سو دانشمندانی که در این مسیر تلاش میکنند در کار خود تشویق شوند و با حمایت قاطع رهبری و دستاندرکاران نظام و مردم، راههای شکوفایی و قلههای توسعه را با شتاب بیشتری بپیمایند و از جانب دیگر، دانشجویان و محصّلان و محققان بدانند که راز اساسی پیشرفت، خلاقیت و نوآوری است.
نوآوری و تجدد طلبی، در نهاد آدمی گذاشته شده است. همانگونه که هر سال در موقع بهار، طبیعت نو میشود و بذرهای نهفته در نهادش آشکار میگردد و درختان شکوفه میدهند، افراد بشر نیز همواره دنبال تازههای خبری، علمی و نوآوریهای اقتصادی و خلاقیتهای ادبی هستند و در پرتو تلاش و آموزش و پرورش، استعدادهای نهفتة آنها آشکار و شکوفا میشود. حس کنجکاوی و سائقة فطری بشر نیز این معنا را ایجاب میکند که به همراه نو شدن طبیعت در بهاران و ظهور شکوفهها، او نیز ظرفیتهای نهفته و دفینههای عقل خود را برانگیزاند:
نظر کن لاله را در کوهساران
که چون خرّم شود فصل بهاران
کند شقشِقّة گــل زیـر خارا
جمال خود کند زان آشکــــارا
پریرو تـاب مستــوری ندارد
در ار بنـدی سـر از روزن بـرآرد
نوآوری چیست؟
نوآوری در فرهنگ لغت به مفهوم ابتکار، ابداع، اختراع، بدعت و نوآفرینی آمده است. نوآور یعنی مبتکر، مبدع، مخترع، متجدد و نوآفرین. نوآوری، مفهوم بسیار وسیعی دارد و گسترة آن بسیاری از شئون زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، علمی و اعتقادی بشر را در بر میگیرد.
خلاقیت و نوآوری، یک استعداد فطری و ظرفیت عقلانی است و حیوانات از این موهبت بیبهرهاند و طبق سنّت غریزی همواره پویاییِ یکنواخت و ایستاییِ یکسان دارند، در صورتی که اگر انسانها در زندگی تحرک و نوآوری نداشته باشند از نظر فرهنگی مردهاند، چرا که همواره در جنگ میان فرهنگ و زندگی قرار دارند و این درگیری در نهایت به سود زندگی تمام میشود، زیرا زندگی اصل است و فرهنگ فرع آن. ولی فرهنگ و سنّت اگر در مقابل هم قرار گیرند چون طبیعت سنّت، رکود و سکون است و طبیعت زندگی، پویایی و تحرک، در این صورت فرهنگ با زندگی درگیر خواهد شد.
در هرحال، نوآوری فرهنگی و علمی نیازمند سیاستگذاری و برنامه ریزی است که از سوی رهبران جامعه اعلام میگردد. از جانب دیگر، اگر خلاقیت و نوآوری به یک فرهنگ و سنّت تبدیل نشود تداوم پیدا نمیکند و فرآوردة آنها تجدد و نوسازی و نوآوری به حساب نمیآید.
نوآوری باید از مراکز حوزهها و دانشگاهها آغاز شود. اگر این دو نهاد از خلاقیت بیفتند، نباید انتظار نوسازی و ابتکار به مفهوم وسیع آن داشت.
نوآوری در تمام مظاهر زندگی و حیات علمی و سیاسی قابل تصور است؛ از شکل لباس، مسکن و خوراک گرفته تا نوآوری درعلم، عمل، طرح و برنامه و شیوههای آموزشی و پرورشی و نیز در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، اعتقادی، فلسفی، کلامی و هنری.
اساس نوآوری، طرح یک فرضیة جدید است که پس از بررسی و اقامة قراین و شواهد عینی و تجربی، شکل قانون علمی جدیدی به خود میگیرد. سپس با عملیاتی شدن آن، مصنوعات و محصولات مناسبی ابداع و اختراع میشود، و این یعنی نوآوری؛ مثلاً فلسفة متعالی صدر المتألّهین که دلایل حکمت را با گفتههای عارفان و فلسفة مشّاء را با اشراق درآمیخته و از مجموعة آنها حکمت متعالی را به وجود آورده است، یک نوسازی فلسفی شمرده میشود.
در بعد سیاسی، نهضت روحانیت به رهبری امام راحل با شیوهها و معیارهای جدید مبارزاتی، از ابتکارات سیاسی و انقلابی عصر جدید بود، چرا که نهضتهای مشروطه و قیام صنعت نفت و سایر نهضتهای صد سالة اخیر در ایران به شکست منتهی شده بود. همچنین مبارزات دانشگاهیان و امثال آیةالله طالقانی و مهندس بازرگان با تمام ارزشمندی که داشت، هنوز به ثمر ننشسته سرکوب گردید. لیکن امام راحل روش مبارزاتی خاصی را ابداع نمودند که تمام معیارهای مبارزه را دگرگون ساخت و نهضتی را به شکلی جدید عرضه داشت و سرانجام با تمام فراز و نشیبی که داشت به پیروزی رسید. جنگ ٣٣ روزة حزبالله لبنان با اسرائیل نیز از بدایع بهتآور قرن بیستم است، چرا که اسرائیل در جنگ شش روزه اغلب کشورهای عربی را شکست داد اما حزبالله با مقاومتی دلیرانه و شجاعتی کمنظیر، هیمنة این رژیم تا بن دندان مسلّح و غیر قابل شکست را درهم فروریخت و عزت کشورهای اسلامی را بازگردانید.
هم اکنون حضرت آیةالله العظمی سیستانی سیاست مدبّرانه و جدیدی را در عراق به مرحلة اجرا میگذارد تا آن کشور را از جنگ فرقهای نجات دهد و نقشههای استکبار جهانی و مزدوران داخلی را نقش بر آب نماید. اگر نبود تصمیم حکیمانة معظّمله پس از انفجار بارگاه مقدس امامین در سامرا، در کوچههای عراق رودخانههای خون جاری میشد و اشغالگران، صدام دیگری را روی کار میآوردند.
نوآوری در علوم نقلی و عقلی
شیخ انصاری در فقه و اصول، نوآوریهای عجیبی داشت، از این رو لقب «خاتم المجتهدین» به وی داده شد. پیش از آن، شیخطوسی و سیدمرتضی علمالهدی در تألیفهای گرانقدر خود نوآوریهایی را عرضه داشتند. کتاب خلاف و امالی، دو نمونه از ابتکارات فقهی سیدمرتضی است. شیخ مفید (اعلی الله مقامه) در شیوة مناظرات علمی و نظری، خلاقیتهای جدیدی را از خود نشان داد. مرحوم علامه طباطبائی و شهید مطهری، در طرح مباحث فلسفی و تفسیری و شیوة نگارش آنها و نیز در مسائل اجتماعی و دینی، ابداعاتی را عرضه داشتند. خواجه نصیرالدین طوسی با نوشتن تجریدالاعتقادات و جوهرالنضید و سایر کتابهای ارزنده در منطق و عقاید، نوآوریهای بدیعی داشت.
شهید مطهری، فلسفه و حکمت را با استفاده از ایدهای نو از آسمان به زمین آورد و با نثری زیبا و روشنگرانه، آن را بومی کرد و باید اعتراف کنیم که به این زودیها مثل او پیدا نمیشود: «هیهات ان تلد الزمان بمثلهم ان الزمان لمثلهم لعقیم».
به قول سعدی:
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
ذهن نقّاد و عقل عمیق و پهناور و نبوغ مرحوم شهید مطهری چنان بود که به قول آیةالله باقرکَنی در هر موضوعی که وارد میشد ابداعات و تازهایی به بازار علم و تحقیق عرضه میداشت. بیدلیل نیست که امام(ره) فرمود: «آثار قلم و زبان او بیاستثنا آموزنده و روانبخش است.»
البته از این نکته نباید غفلت کرد که نوآوری در فلسفه و حکمت کار بسیار مشکلی است و هر کسی را توانایی آن نیست. متفکران معاصر باید تمام تلاششان مصروف فهم قواعد فلسفی و دقایق حکمت گردد. اول بفهمند، سپس برای نوآموزان تبیین نموده و بر مایههای فلسفی و معلومات خود بیفزایند.
برخی از متفکران به گمان خود فلسفه را فهمیدهاند، حتی اصول فلسفه و روش رئالیسم این دو بزرگوار را نقد و تحلیل کردهاند. این جانب که اصول فلسفه را پس از بیست سال تدریس به روشی نو تنظیم و تفسیر کردهام، وقتی به برخی از نوشتههای به اصطلاح فلسفی که در نقد علامه و شهید مطهری نگاشته شده بود مراجعه کردم دیدم نقدهای آنها به طنز شبیهتر است تا نقد واقعی. برخی از نویسندگان هم صرفاً خواستهاند خود را مطرح کنند تا مگر در زمینة حکمت و فلسفه از اهل نظر به شمار آیند.
در فلسفه و منطق، نوآوریهای فیلسوفان مسلمان از فارابی و ابن سینا تا ملاصدرا و سپس فیلسوفان دیگر، نظریههای جدیدی را به عالم اندیشه و فکر ارائه کرده و هندسة فکری اندیشوران و دیدِ آنان را به کلی دگرگون نمود. حتی علم منطق را که برخی اقتباس از ارسطو و تهی از نوآوری میدانند با خلاقیتِ فیلسوفان مسلمان، به شکل امروزین خود درآمد؛ به طوریکه آنان قواعد و مسائلی را در منطق ابداع نمودند.
دانش «فقه» و علم «اصول» نیز با ابتکارات فقیهان نواندیش و اصولگرایان مبتکر، به پیشرفتهای خیره کنندهای رسید. برای مثال در روزگار ما، خلاقیتهای فقهی امام خمینی(ره)، نگرگاه بسیاری از مجتهدان را در زمینة حکومت و شیوة زمامداری اسلامی در زمان غیبت، تغییر داد و هندسة فکری جدیدی را در این زمینه پیاده کرد.
در هر صورت، راههای ابتکار و نوآوری غالباً نیازمند نبوغ ذاتی، آموختن پایههای اصلی یک دانش، داشتن معلومات بسیار و مطالعه و تمرکز بیش از حد یک دانشمند در مسئلهای خاص است.
معروف است که هیرون، پادشاه صیقلیه (سیسیل) مقداری طلا به زرگر ماهری داد تا تاجی برای او بسازد. زرگر خدمت را به انجام رسانید و تاج مرصّعی ساخت و به محضر شاه تقدیم کرد. اما شاه به زرگر بدگمان شد و فکر کرد شاید او مقداری از طلا را دزیده و هموزن آن فلز دیگری را در تاج آمیخته است. از سویی نیز نمیخواست در ساختار تاج خللی وارد شود. از این رو به ارشمیدسِ حکیم متوسل گردید. ارشمیدس مدت مدیدی به فکر فرو رفت تا برای این مشکل راه حلی مناسب پیدا کند. پس از تمرکز و تفکر زیاد روزی در حمام وارد خزینه شد. حوضچة حمام لبریز از آب بود. تا حکیم در آب فرو رفت احساس سبکی کرد و مقداری آب هم از لب حوض بیرون ریخت. بلافاصله مغزش جرقهای زد و متوجه آن نکتهای شد که مدتها دنبالش بود. از شدت خوشحالی بدون اینکه متوجه شود لباس ندارد از حمام بیرون آمد و در کوچه و بازار سراسیمه میدوید و فریاد میزد: «اوریقا اوریقا»؛ یعنی یافتم و فهمیدم، و ترازوی آبی را اختراع کرد.
حال باید دید وظیفة امروز ما چیست و چگونه میتوان فرآیند نوآوری را تسریع بخشید؟ در اینباره نکتههایی را یادآور میشویم:
١. برنامهریزی آموزشی صحیح: متولّیانِ آموزشِ دانشها و معارف اسلامی باید بکوشند با برنامههای سنجیده و صحیح زمینههای خلاقیت را فراهم کنند، چراکه «نوآوری» با آموزشهای درست، میسور است. انتخاب کتاب و استاد خوش فکر، شاگردانِ خلّاقی را تربیت خواهد کرد.
٢. ایجاد فضای آزاد اندیشه: نوآوری، همیشه با آزادی، همراه است، اگر فضای آزاد برای برداشتها و اندیشههای صحیح نباشد، هیچگاه خلاقیت به وجود نخواهد آمد. اگر دانشمندی از بیان و بروز افکار خود در هراس باشد، نوآوریها در نطفه خفه خواهد شد. روشن است که منظور ما از آزادی، بیبندوباری و رفتارهای ناهنجار نیست. تکفیر و تفسیقها، فضا را برای بروز اندیشة خلّاق میبندد.
٣. رسانههای مناسب: خلاقیتها باید در جایی مجال بروز یابند و هر کدام در حد و اندازة خود، مطرح شوند؛ روزنامهها، مجلهها، صداو سیما، فضاهای دانشگاهی و حوزوی، منابر و مساجد، محیطهای ارتباطیِ الکترونیکی، همه و همه عرصههایی هستند که باید مرغ اندیشة هر انسانِ خلّاقی بر فراز آنها به پرواز درآید.
روشن است که خودِ این رسانهها نیز باید از نظر محتوا، عبارتپردازی و شکل صوری نیز پرجاذبه بوده، از ویژگیِ «نوآوری» برخوردار باشند.
٤. حمایت و تشویق: گلستان خلاقیت با حمایت و تشویق، شکوفا میشود. مبتکران و نوآورانی که برای گذران زندگی خود در مضیقه باشند یا به فراموشی سپرده شوند و یا با آنان بد برخورد شود، ذوقشان به تدریج میپژمرَد. سخنان مقام معظم رهبری نیز در آغاز این سال در راستای همین حمایت و تشویق است.
امید که گُل خلاقیت در این بوستان، همیشه شکوفا بماند و مردم این مرز و بوم با اندیشة خلّاق فرزندانش در رفاه و معنویت، زندگی کند.
•سردبیر
***
• پینوشتها:
١. فرهنگ جامع واژگان مترادف و متضاد، حرف(ن).
٢. صحیفة نور، ج٨، ص٣٨٩.
نوآوری فرهنگی و علمی نیازمند سیاستگذاری و برنامه ریزی است که از سوی رهبران جامعه اعلام میگردد. از جانب دیگر، اگر خلاقیت و نوآوری به یک فرهنگ و سنّت تبدیل نشود تداوم پیدا نمیکند و فرآوردة آنها تجدد و نوسازی و نوآوری به حساب نمیآید.
در بعد سیاسی، نهضت روحانیت به رهبری امام راحل با شیوهها و معیارهای جدید مبارزاتی، از ابتکارات سیاسی و انقلابی عصر جدید بود، چرا که نهضتهای مشروطه و قیام صنعت نفت و سایر نهضتهای صد سالة اخیر در ایران به شکست منتهی شده بود.
راههای ابتکار و نوآوری غالباً نیازمند نبوغ ذاتی، آموختن پایههای اصلی یک دانش، داشتن معلومات بسیار و مطالعه و تمرکز بیش از حد یک دانشمند در مسئلهای خاص است.
گلستان خلاقیت با حمایت و تشویق، شکوفا میشود. مبتکران و نوآورانی که برای گذران زندگی خود در مضیقه باشند یا به فراموشی سپرده شوند و یا با آنان بد برخورد شود، ذوقشان به تدریج میپژمرَد. سخنان مقام معظم رهبری نیز در آغاز این سال در راستای همین حمایت و تشویق است