معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - شعر - عربشاهی سبزواری فاطمه

شعر
عربشاهی سبزواری فاطمه

اى اميد نا اميدان، اى خدا! حاجت بيچارگان را كن روا هركجا در مي‌زنم نايد جواب كن برايم بارالها! فتح باب من كسى جز تو ندارم اى خدا! جمله حاجات ما را كن روا خود تو دانى من كي‌ام، خود چيستم در پى نان و نوايى نيستم ليك خواهم بىنيازى و ظفر از ره احسان نما بر من نظر تا شوم آسوده از فكر و خيال با تو گويم راز خود از روز و حال واقفم فرما ز اسرار جهان تا شوم آگه ز پيدا و نهان خوش بود بينم به چشم دل تو را پرده بردار اى خدا زين ماجرا گر ببينم روى نورانى تو فاش گويم مىشوم فانى تو مىشوم با دوستانت هم‌زبان شكر مىگويم تو را از سوز جان اى عربشاهى تو در صبح و مسا خواه خير از خالق ارض و سما تا اميدت را برآرد كردگار دست خود از دامن حق برمدار