معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - موضوع پژوهش ١ - انصارى عليرضا

موضوع پژوهش ١
انصارى عليرضا

امام حسن عسكرى در سال ٢٣٢ ه . ق چشم به جهان گشود. پدرش امام دهم، حضرت هادى (ع) و مادرش بانويى پارسا به نام «حُدَيثه» است كه برخى از او به «سوسن» ياد كرده‌اند. اين بانو، از زنان نيكوكار بود و در فضيلت او همين بس كه پس از شهادت امام حسن عسكرى (ع)، پناهگاه و نقطه اتّكاى شيعيان در آن مقطع زمانى بسيار بحرانى و حساس بود. از آنجا كه امام عسكرى به دستور خليفه عباسى در «سامرا» در محله «عسكر» سكونت (اجبارى) داشت، به همين دليل «عسكرى» ناميده شده است. از مشهورترين القاب ديگر حضرت، «نقى» و «زكى» و كنيه‌اش «ابو محمد» است. او ٢٢ ساله بود كه پدر ارجمندش به شهادت رسيد. مدت امامت وى ٦ سال و عمر شريفش ٢٨ سال بود. آن بزرگوار در سال ٢٦٠ ه . ق به شهادت رسيد و در سامرا در كنار مرقد پدرش به خاك سپرده شد. خلفاى معاصر حضرت امام عسكرى (ع) در مدت كوتاه امامت خويش با سه نفر از خلفاى عباسى معاصر بود كه هر يك از ديگرى ستمگرتر بودند. اين سه تن عبارت‌اند از: ١ ـ المعتزّ بالله (٢٥٥ ـ ٢٥٢ ه . ق)؛ ٢ ـ المهتدى بالله (٢٥٦ ـ ٢٥٥ ه . ق)؛ ٣ ـ المعتمد بالله (٢٧٩ ـ ٢٥٦ ه . ق). اوضاع سياسى، اجتماعى خلفاى عباسى از هرگونه اِعمال فشار به امامان دريغ نمىكردند و اين فشارها در عصر امام جواد و امام هادى و امام عسكرى (عليهم السلام) در سامرا به اوج خود رسيد. شدت اين فشارها به قدرى بود كه اين سه بزرگوار عمر كوتاهى داشتند؛ امام جواد (ع) در سنّ ٢٥ سالگى، امام هادى (ع) در سنّ ٤١ سالگى و امام عسكرى در سنّ ٢٨ سالگى به شهادت رسيدند. در اين ميان، فشارها و محدوديتهاى زمان امام حسن عسكرى (ع) به دو علت، از دو پيشواى ديگر بيشتر بود: ١ ـ در زمان امام عسكرى (ع) شيعه به صورت يك قدرت عظيم در عراق در آمده بود و همه مردم مي‌دانستند كه اين گروه به خلفاى وقت معترض بوده و حكومت هيچ يك از عباسيان را مشروع و قانونى نمي‌داند، بلكه معتقد است امامت الهى در فرزندان على (ع) باقى است و در آن زمان شخصيت ممتاز اين خانواده امام حسن عسكرى (ع) بود. گواه قدرت شيعيان، اعتراف «عبيدالله»، وزير معتمد عباسى به اين موضوع است. توضيح اينكه پس از شهادت حضرت عسكرى (ع)، برادرش جعفر كذّاب نزد عبيدالله رفت و گفت: منصب برادرم را به من واگذار، من در برابر آن ساليانه بيست هزار دينار به تو مي‌دهم. وزيرِ خليفه به او پرخاش كرد و گفت: احمق! خليفه آنقدر به روى كسانى كه پدر و برادر تو را امام مي‌دانند، شمشير كشيد تا بلكه بتواند آنان را از اين عقيده برگرداند، ولى نتوانست و با تمام كوششهايى كه كرد توفيقى به دست نياورد، اينك اگر تو در نظر شيعيان امام باشى نيازى به خليفه و غير خليفه ندارى و اگر در نظر آنان چنين مقامى نداشته باشى كوشش ما، در اين راه كوچكترين فايده‌اى نخواهد داشت. ٢ ـ خاندان عباسى و پيروان آنان، طبق روايات و اخبار متواتر، مي‌دانستند مهدى موعود (عج) كه تار و مار كننده كليه حكومتهاى خود كامه است، از نسل حضرت عسكرى (ع) خواهد بود، به همين دليل پيوسته مراقب وضع زندگى او بودند تا بتوانند فرزند او را به چنگ آورده و نابود كنند. حكومت عباسى به قدرى از نفوذ و موقعيت مهم اجتماعى امام نگران بود كه او را ناگزير كرده بود هر هفته روزهاى دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود. حتى به اين مقدار نيز اكتفا نكرد، بلكه «معتز بالله» امام را بازداشت و زندانى كرد و حتى به «سعيد حاجب» دستور داد آن حضرت را به سمت كوفه حركت داده و در راه، او را به قتل برساند، ولى پس از سه روز، تركان، خودِ او را به هلاكت رساندند. پس از او «مهتدى بالله» نيز امام را بازداشت و زندانى كرد و تصميم به قتل حضرت داشت كه خداوند مهلت نداد و تركان بر ضد او شوريدند. فعاليتهاى سياسى علي‌رغم اينكه امام شديداً تحت نظر بود و زمينههاى فعاليتهاى سياسي‌اش سلب شده بود، ولى در قالبهاى مختلف، لحظه‌اى از مبارزه عليه حكومتهاى معاصر غافل نبود. توضيح اينكه: هر چند حضور اجبارى امام حسن (ع) در محله «عسكر» نوعى زندان شمرده مىشد، اما طاغوتيان به اين مقدار بسنده نكردند و بارها حضرت را به زندانهاى مخوف افكندند. در عين حال، امام مبارزه همه جانبه را انجام داد، با اين تفاوت كه شرايط مبارزه مسلحانه براى ايشان فراهم نشد اما مبارزه حضرت در قالب ديگر ظهور نمود كه مىتوان از آن به «مجاهدتهاى خاموش» ياد كرد. در اينجا به بعضى از آنها اشاره مىشود: الف) رابطه تشكيلاتى با شيعيان يكى از روشهاى امام (ع) در مبارزه با خلفاى ستمگر، ايجاد رابطه عميق با شيعيان و ايجاد تشكيلات بود. امام شبكه ارتباطى قوي‌اى تشكيل داده بود و خود عملاً به سازماندهى آن مىپرداخت. از سوى ديگر، به گونه‌اى رفتار مىنمود كه دشمن از اين ارتباط آگاهى پيدا نمىكرد. ابو هاشم جعفرى مىگويد: در يكى از روزها امام مرا فرا خواند، چوبى در اختيارم گذارد و فرمود: اين را به «عمرى» برسان. در راه با سقايى رو به شدم و از من خواست كنار روم تا مزاحم اَسترش نباشم؛ من كنار نرفتم، چوب را بلند كردم و به استر زدم. ناگهان چوب شكافته شد و نامههاى درونش به زمين افتاد. شتابان، نامهها را جمع كردم و در حالىكه سقا دشنامم مي‌داد پى مأموريت خويش شتافتم. وقتى به خانه امام (ع) بازگشتم، عيسى، خادم حضرت گفت: آقايت مىگويد: چرا استر را زدى و چوب را شكستى؟ ديگر چنين مكن. اگر شنيدى كسى به ما دشنام مي‌دهد، از معرفى خود بپرهيز و راه خويش پيش گير، زيرا ما در بد سرزمينى زندگى مىكنيم. آنچه احمد بن اسحاق بيان مىكند نيز در همين راستاست. او مىگويد: از امام عسكرى (ع) خواستم چيزى بنويسند تا خط حضرت را بشناسم و بتوانم نامههاى آن بزرگوار را تشخيص دهم. امام (ع) فرمود: گاهى با قلم درشت و زمانى با قلم باريك است، از اين‌رو به خود ترديد راه مده. سپس دوات خواست و به نوشتن پرداخت. با خود گفتم: خوب است قلم حضرت را بگيرم. پيش از آنكه سخنى به زبان آورم، حضرت قلم را به من بخشيد. روايات فوق نشان مي‌دهد كه ارتباط امام (ع) با شيعيان از دقت و ظرافت خاصى برخوردار بود و حضرت همواره آنان را در يك حركت هم‌آهنگ و نظاممند رهبرى مىكرد. ب) پاسدارى از شيعيان تداوم يك حركت اصيل، به حفظ موجوديت و استفاده درست و بهجا از نيروهاى وابسته، متكى است. حركتهاى غير اصولى و نا بهجا خطر بزرگى است كه حتى نهضتهاى الهى را به سمت نابودى پيش مىبرد. بدين سبب، امامان معصوم از راههاى مختلف در صدد حفظ شيعيان بودند. يكى از اين راهها، استفاده از تقيّه بود؛ بدينسان امامان در برخى شرايط شيعيان را به اين اصل سفارش مىنمودند. شرايط در عصر امام عسكرى نيز به گونه‌اى بود كه تقيّه بهترين راهكار براى حفظ شيعيان بود. از اين رو آن حضرت ضمن تأكيد بر برائت از دشمنان، پيوسته اين اصل را به شيعيان يادآورى مىكرد. بخشى از رواياتى كه بدين حقيقت اشاره مىكند، عبارت است از: ١ ـ يكى از دوست‌داران امام (ع) مىگويد: در سامرا به انتظار حضرت بوديم كه نامه امام را دريافت كرديم. حضرت نوشته بود: كسى به من سلام و اشاره نكند، در غير اين صورت امنيت جانى نخواهد داشت. ٢ ـ صميرى مىگويد: حضرت برايم نوشت: مواظب خود باشيد و آمادگى داشته باشيد. پس از سه روز، حادثه‌اى رخ داد. به حضرتش نوشتم: آيا منظورتان آمادگى براى اين حادثه بود؟ پاسخ داد: خير، مواظب باشيد؛ پس از چند روز معتز بالله كشته شد. ٣ ـ ابوهاشم جعفرى، مىگويد: وقتى در زندان بودم امام عسكرى (ع) را همراه برادرش جعفر به زندان آوردند. براى عرض سلام به حضورش شتافتم. حضرت به مردى كه خود را علوى معرفى مىكرد، اشاره كرد تا بيرون رود. پس از خروج، فرمود: مواظب اين مرد باشيد كه جاسوس است و گزارشى از شما براى خليفه آماده كرده است. اندكى بعد، لباسهاى آن مرد را گشتيم؛ چنانكه حضرت فرموده بود گزارش دقيقى به همراه داشت. ج) تبرّا و تولا يكى از راههاى مبارزه امام (ع)، فرمان بيزارى از دشمنان اهل بيت (ع) و اظهار ولايت و همبستگى با آنان است. امام عسكرى (ع) شيعيان را به بيزارى از دشمنان اهل بيت فرا مىخواند و همچنين آنان را به دوستى دوستان اهل بيت سفارش مىنمود. اين امر مبارزه جدى عليه حكومت محسوب مىشد. على بن عاصم به امام عسكرى (ع) گفت: من بر حمايت عملى از شما توانا نيستم و جز ولايت شما و برائت از دشمنانتان سرمايه‌اى ندارم. حضرت فرمود: كسى كه توان يارى ما را ندارد ولى در خلوت دشمنان ما را لعنت مىكند، خداوند فرشتگان را از كردارش آگاه مىسازد و آنها براى او آمرزش مىطلبند. د) حمايت و پشتيبانى مالى از شيعيان علويان به سختترين روشها آزموده شدند و غالباً و در عصر حكومت عباسى در ترس و بيم بسيار به سر بردند، زيرا پادشاهان عباسى رسماً به شكنجه و تعقيب و تار و مار ساختن آنان كمر بسته بودند. عيسى بن زيد در اينباره مىگويد: از آنچه به سر ما مي‌آيد به خدا شِكوه مىكنيم در حالىكه ما آشكارا از روى ظلم كشته مىشويم و بيمناكيم و گروههايى به دليل محبتشان به ما خوشبخت مىشوند، در صورتى كه ما به وسيله ايشان دچار بدبختى هستيم. اين شعر، حكايت از قتل و سركوبى و جور و ستمى است كه عباسيان بر علويان روا داشتند، هر چند عباسيان به ملك و سلطنت نرسيدند مگر با نام علويانى كه قربانيان زيادى را در راه آزادى مردم مسلمان از چنگال استبداد اموى تقديم كرده بودند. از روشهاى سختى كه عباسيان در برابر علويان اتخاذ كردند اين بود كه ايشان را در محاصره اقتصادى قرار دادند و در نتيجه آنها در تنگناى مالى واقع شدند. يحيى بن عمر علوى در حالىكه عباسيان را مخاطب قرار داده است، در اينباره مىگويد: اين پيام را از قول كسى كه هرگز از حق به ظلم و جور گرايش نيافت به بنى عباس برسان؛ اگر دنيا مال شخصى ايشان است، از آن به مقدار قوتى به پسر عموها بذل و بخشش كنيد و از مال خودتان به قوت ما گشايشى بدهيد كه اينكار در حكومت به عدالت نزديكتر است. معناى اين شعر، آن است كه عباسيان نه به مقدار قوت بلكه در حد سدّ رمق نيز به علويان چيزى نمي‌دادند و فقر را چون جانورى كه اجساد ايشان را مي‌آزرد بر ايشان مسلط كردند. برخى از منابع تاريخى بر اين مطلب اشاره دارد كه علويان در روزگار «متوكل» به قدرى سختى و محروميت ديدند كه وحشت و مرارت آن قابل توصيف نيست؛ چنان بودند كه گاهى جز يك عبا نداشتند و اگر يك مرد علوى مىخواست از خانه بيرون بيايد آن را مىپوشيد و همچنين اگر يك زن علويه مىخواست آن را بر تن مىكرد. مردم نيز از ترس سلطه ستمپيشگان جرئت ارتباط با ايشان را نداشتند. بدينسان يكى ديگر از جلوههاى مبارزه امام عسكرى (ع) حمايت و پشتيبانى مالى از شيعيان، به‌ويژه ياران خاص و نزديك آن حضرت بود. اين امر هم موجب تقويت شيعيان مىشد و هم نوعى دهنكجى به حكومت بود. همچنين مانع جذب شيعيان به حكومت مىشد. دشمن با محروميت اقتصادى شيعيان در صدد تسليم كردن آنان و از بين بردن زمينههاى قيام بود، ولى كمكهاى مالى امام روح تازه‌اى به شيعيان مي‌دميد و آنان را مقاومتر مىنمود. با مطالعه در زندگانى آن حضرت، اين مطلب به خوبى آشكار مىشود كه گاهى برخى از ياران امام از تنگناى مالى، در محضر امام شِكوه مىكردند و حضرت، گرفتارى مالى آنان را برطرف مىساخت و گاه حتى پيش از آنكه اظهار كنند، امام مشكل آنان را برطرف مىكرد. اين اقدام امام مانع از آن مىشد كه آنها زير فشار مالى، جذب دستگاه حكومت ستمگر عباسى شوند. در اين زمينه مىتوان به چند نمونه اشاره كرد: ١ ـ ابوهاشم جعفرى مىگويد: از نظر مالى در مضيقه بودم. خواستم وضع خود را طى نامه‌اى به امام عسكرى (ع) بنويسم، ولى خجالت كشيدم و صرفنظر كردم. وقتى وارد منزل شدم، امام صد دينار براى من فرستاد و طى نامه‌اى نوشت: هر وقت احتياج داشتى خجالت نكش و پروا مكن، از ما بخواه كه به خواست خدا به مقصود خود مي‌رسى. ٢ ـ على بن زيد علوى مىگويد: امام عسكرى (ع) مبلغى پول به من داد و فرمود: با اين پول كنيزى بخر، زيرا كنيز تو مرده است. وقتى كه به منزل برگشتم، ديدم كنيز مرده است. ٣ ـ «ابوطاهر بن بلال» يك سال به حج مشرّف شد و در آنجا مشاهده كرد كه على بن جعفر مبالغ هنگفتى انفاق كرد. وقتى كه از حج بازگشت، جريان را به امام گزارش داد. امام در پاسخ نوشت: قبلاً دستور داده بوديم صد هزار دينار به وى بدهند، سپس مجدداً بالغ بر همين مبلغ براى او حواله كرديم ولى او براى رعايت حال ما نپذيرفت. بعد از اين جريان، على بن جعفر به حضور امام شرفياب شد و به دستور حضرت سى هزار دينار به وى پرداخت گرديد. البته پرداخت چنين مبلغهايى با توجه به محدوديت امام، نبايد موجب ترديد يا انكار گردد، زيرا به رغم آنكه فعاليتهاى اجتماعى و سياسى امام به شدت تحت كنترل حكومت عباسى بود، رقمهاى قابل توجهى از شيعيان مناطق مختلف، توسط نمايندگان امام به آن حضرت مي‌رسيد. مثلاً در تاريخ آمده است: شخصى از «جرجان» به محضر امام رسيد و اموالى را كه شيعيان آن منطقه فرستاده بودند به پيشكار امام به نام «مبارك» تسليم كرد. يا شخصى كه از منطقه جبل (قسمتهاى كوهستانى ايران تا قزوين و همدان) با راهنمايى يك نفر علوى به حضور امام رسيده بود، چهار هزار دينار به امام تقديم كرد. ه ) توجيه سياسى رجال مهم شيعه از جالبترين فعاليتهاى سياسى امام عسكرى (ع) تقويت و توجيه سياسى رجال مهم شيعه در برابر فشارها و سختىهاى مبارزات سياسى، در جهت حمايت از آرمانهاى بلند تشيّع بود. از آنجا كه شخصيتهاى بزرگ شيعه در فشار بيشترى بودند، امام به تناسب مورد، هر يك از آنان را به نحوى دلگرم و راهنمايى مىكرد و روحيه آنان را بالا مىبرد تا ميزان تحمل و صبر و آگاهىشان در برابر فشارها، تنگناها، و فقر و تنگ‌دستىها و ظلمها فزونى يابد و بتوانند مسئوليت بزرگ اجتماعى و سياسى و وظايف دينى خود را به خوبى انجام دهند. محمد بن حسن بن ميمون مىگويد: نامه‌اى به امام عسكرى (ع) نوشتم و از فقر و تنگ‌دستى شِكوه كردم، ولى بعداً پيش خود گفتم: مگر امام صادق (ع) نفرموده كه: فقر با ما بهتر از توانگرى با ديگران است و كشته شدن با ما بهتر از زنده ماندن با دشمنان ماست. امام در پاسخ نوشت: هرگاه گناهان دوستان ما زياد شود، خداوند آنها را به فقر گرفتار مىكند و گاهى از بسيارى از گناهان آنان در مىگذرد؛ همچنان كه پيش خود گفته‌اى، فقر با ما بهتر از توانگرى با ديگران است. ما براى كسانى كه به ما پناهنده شوند، پناهگاهيم و براى كسانى كه از ما هدايت بجويند، نوريم. ما نگه‌دار كسانى هستيم كه (براى نجات از گمراهى) به ما متوسل مىشوند. هر كس ما را دوست بدارد، در رتبه بلند (تقرّب به خدا) با ماست و كسى كه پيرو راه ما نباشد، به سوى آتش خواهد رفت. نمونه ديگر در اين زمينه نامه‌اى است كه امام عسكرى (ع) به على بن حسين بن بابويه قمى، يكى از فقهاى بزرگ شيعه نوشته است. امام در اين نامه پس از ذكر يك سلسله توصيهها و رهنمودهاى لازم، چنين يادآورى مىكند: صبر كن و منتظر فرج باش كه پيامبر(ص) فرموده است: برترين اعمال امت من، انتظار فرج است. شيعيان ما پيوسته در غم و اندوه خواهند بود تا فرزندم (امام دوازدهم) ظاهر شود؛ همان كسى كه پيامبر بشارت داده كه زمين را از قسط و عدل پر خواهد ساخت؛ همچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد. اى بزرگمرد و مورد اعتماد و فقيه من، صبر كن و شيعيان مرا به صبر فرمان بده. زمين از آن خداست و هر كسى از بندگانش را كه بخواهد، وارث (حاكم) آن قرار مي‌دهد. فرجام نيكو، تنها از آن پرهيزگاران است. سلام و رحمت خدا و بركات او بر تو و همه شيعيان باد! ز) تربيت نخبگان هوشيار گرچه امام عسكرى (ع) به حكم شرايط نامساعد و محدوديت بسيار شديدى كه حكومت عباسى برقرار كرده بود موفق به گسترش دانش دامنه‌دار خود در سطح كل جامعه نشد، اما در عين حال، با همان فشار و خفقان شاگردانى تربيت كرد كه هر كدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش مؤثّرى داشتند. ضمن اينكه در مبارزه عليه حكومتها و فرهنگسازى نيز نقش بنيادى داشتند. اتفاقاً حكومت وقت شديداً از شاگردان امام وحشت داشت به گونه‌اى كه به هر نحو ممكن عليه آنان مبارزه مىنمود. شيخ طوسى (ره) تعداد شاگردان آن حضرت را متجاوز از صد نفر ثبت كرده است كه در ميان آنان چهرههاى روشن، شخصيتهاى برجسته و مردان وارسته‌اى مانند: احمد بن اسحاق اشعرى قمى، ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى، عبدالله بن جعفر حميرى، ابو عمرو عثمان بن سعيد عمرى، على بن جعفر و محمد بن حسن صفار به چشم مىخورند كه شرح خدمات و كوششهاى آنان احتياج به زمانى ديگر دارد. محورهاى پژوهش: لطفاً فقط يكى از محورهاى زير را انتخاب كرده و درباره آن مقاله بنويسيد. ١. زندگى سياسى امام حسن عسكرى (ع). ٢. فعاليتهاى فرهنگى امام حسن عسكرى (ع). ٣. شيوههاى برخورد امام حسن عسكرى (ع) با اهل سنّت. ٤. نگاهى به مقام عرفانى امام حسن عسكرى (ع). ٥. امام حسن عسكرى (ع) و شيوههاى تربيت فرزندان. ٦ . شيوههاى رفتارى امام حسن عسكرى (ع) با خانواده. ٧ . سياست امام حسن عسكرى (ع) در فرهنگسازى غيبت امام زمان (عج). منابع پژوهش: ١. با خورشيد سامرّا؛ تحليلى از زندگانى امام حسن عسكرى (ع)، محمدجواد طبرسىحائرى، ترجمه عباس جلالى. ٢. برگزيدگان؛ حضرت امام حسن عسكرى (ع)، عبدالله طاهر. ٣. تحليلى از زندگانى امام حسن عسكرى (ع)، باقر شريف قرشى، ترجمه جلد دوازدهم بحارالانوار. ٤. زندگانى حضرت امام محمدتقى و امام علي‌النّقى و امام حسن عسكرى (ع)، محمدباقر مجلسى، ترجمه موسى خسروى. ٥ . تحليلى از زندگى و زمان امام عسكرى (ع)، گروهى از نويسندگان. ٦ . زندگانى امام حسن عسكرى (ع)، منصور كريميان. ٧. زندگانى حضرت امام حسن عسكرى (ع)، گروهى از علماى لبنان، ترجمه حميدرضا كفّاش. ٨ . زندگانى حضرت امام حسن عسكرى (ع)، رضا استادى. ٩. زندگى و سيماى امام حسن عسكرى (ع)، محمدتقى مدرّسى، ترجمه محمدصادق شريعت. ١٠. زندگانى امام حسن عسكرى (ع)، عبدالرحيم عقيقى بخشايشى. ١١. زندگانى عسكريّين و تاريخچه سامرّا، ابوالقاسم سحاب. ١٢. زندگانى امام حسن عسكرى (ع)، باقر شريفقرشى، ترجمه سيدحسن اسلامى. ١٣. ستارگان درخشان؛ سرگذشت حضرت امام حسن عسكرى (ع)، محمدجواد نجفى. ١٤. شهر بىحصار؛ داستان زندگى امام حسن عسكرى (ع)، رضا استادى. ١٥. غريب تنها؛ زندگى امام حسن عسكرى (ع)، مهدى شمس‌الدّين. .١٦كرامات و مقامات عرفانى امام حسن عسكرى (ع)، على حسينى. ١٧. نگاهى بر زندگى امام حسن عسكرى (ع)، محمد محمدى. ١٨. سيرى در سيره ائمه اطهار، شهيد مرتضى مطهرى.