معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - شعر - خمينى روح الله

شعر
خمينى روح الله

آيد آن روز كه خاك سر كويش باشم ترك جان كرده و آشفته كويش باشم ساغر روح فزا از كف لطفش گيرم غافل از هر دو جهان بسته مويش باشم سر نهم بر قدمش بوسه زنان تا دم مرگ مست تا صبح قيامت زسبويش باشم همچو پروانه بسوزم بر شمعش همه عمر محو چون مي‌زده در روى نكويش باشم رسد آن روز كه در محفل رندان سرمست رازدار همه اسرار مگويش باشم يوسفم گر نزند بر سر بالينم سر همچو يعقوب دل‌آشفته بويش باشم