معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - آرايشهاى صورى در نگارش - طريقه دار ابو الفضل

آرايشهاى صورى در نگارش
طريقه دار ابو الفضل

بحث درباره «آرايشهاى صورى در نگارش» بود. در چند شماره قبل، از املا(رسم الخط) بحث كرديم و گفتيم كه وظيفه نويسنده آن است كه املاى معاصر و جديد را ـ كه عمدتآ در كتاب ٣٥ صفحه‌اى «دستور خط فرهنگستان زبان و ادب فارسى» آمده ـ رعايت كند. آن بحث به پايان رسيد و اكنون، گام دوم را براى آرايش صورى نوشته خود برمي‌داريم و آن، نشانههاى نقطهگذارى است. تعريف نشانههاى نقطهگذارى ـ كه به آنها نشانههاى سجاوندى هم مىگويند ـ علائمى است براى صحيح و سريعتر خواندن متن و نشان دادن روابط صحيح و منطقى اجزاى مختلف جمله و فهم مقصود نويسنده يا تغيير لحنهاى او. توضيح آنكه: در هنگام سخن گفتن، كلمهها با واسطههاى صوتى به هم مىپيوندد و به كمك آهنگ و لحن كلام، معناى جمله و ارتباط منطقى اجزاى آن بر شنونده، روشن و آشكار مىگردد، ليكن در زبان نوشتار چون خواننده از راه گوش، درك مطلب نمىكند، ناچار براى بهتر خواندن و فهميدن بايد وسيله ديگرى در اختيار داشته باشد، اين وسيله، همان علامتهاى نقطهگذارى است. نشانههاى مشهور نشانههاى مشهورِ نقطهگذارى (سجاوندى) به شرح زير است: ١. نقطه . ٢. ويرگول ، ٣. نقطه ويرگول ؛ ٤. دو نقطه : ٥. سه نقطه ... ٦. علامت سؤال ؟ ٧. علامت تعجب ! ٨. گيومه « » ٩. پرانتز ( ) ١٠. پرانتز گلدار () ١١. قلاب[ ] ١٢. تيره ــ ١٣. خط ممتد ــــ ١٤. خط موج‌دارÕ ١٥. خطِّ تاب‌دار(ابرو) ١٦. خطِّ مايل / ١٧. علامت تكرار " ١٨. پيكان ١٩. ستاره * ٢٠. نشانه نكته  وجه نامگذارى چرا به اين علائم، «نشانههاى نقطهگذارى» يا «نشانههاى سجاوندى» مىگويند؟ علت آن است كه در بعضى از اين علائم، نقطه (.) به كار رفته است، از اين رو، به آنها «نشانههاى نقطهگذارى» مىگويند؛ مثلا در شش نشانه از علائم بيستگانه‌اى كه برشمرديم، نقطه وجود دارد. اما اين كه به آنها «سجاوندى» مىگويند دليلش اين است كه مخترع اين نشانهها، اهل «سجاوند» (از محلههاى عزنين) بوده است. علامه قزوينى در اين باره مىنويسد: اين اصطلاحِ «سجاوندى» فقط در ايران و ساير بلاد شرقىِ ممالك اسلامى معمول شده بود و هنوز دوام دارد، چون مخترع اين علامات و رموز، از اهلِ سجاوند از محالِّ (محلههاى) غزنين ـ يكى از شرقىترين بلاد اسلام است ـ بوده است. فايده فايده اين نشانهها، كمك به خواننده براى فهم بهتر و سريعتر متن است. واقعيت اين است كه برخى علائم سجاوندى مثل نقطه و ويرگول، گاهى خواننده را از اشتباه خوانى بازمي‌دارد و مقصود اصلىِ نويسنده را به او منتقل مىكند و پاره‌اى ديگر از آنها، سرعت خواننده را بالا مىبرد؛ يعنى در فهم بهتر، دخيل نيست، اما سرعت را بيشتر مىكند و صرفهجويى در وقت را باعث مىشود. بخشى ديگر از آنها هم متن را زيباتر مىكنند. اين هر سه فايده، خصوصآ درستخوانى و سرعت، كم دست‌آوردى نيست. داستانِ حكم مكتوب آن پادشاه را در مورد يك مجرم شنيده‌ايد كه يك مكث (همان ويرگول امروزى) او را از مرگ، نجات داد؛ توضيح آنكه: پادشاهى با خشم و غضب، درباره مجرمى اين دستور را نوشت: «بخشش لازم نيست اعدامش كنيد». اما كسى كه اعدام را اجرا مىكرد وقتى اين حكم به دستش رسيد با اين مكث، حكم را براى مأموران خود خواند كه: «بخشش، لازم نيست اعدامش كنيد». با همين ويرگول و توقف، وى از مرگ نجات يافت، بعدها هم پادشاه فهميد كه او واقعآ استحقاقِ اعدام را نداشته و بىگناه بوده است. يا «سعدى» در «كليات» بخش غزليات، شعرى دارد كه چون مواضع مكث آن روشن نيست، مىتوان آن را چندگونه خواند. ايشان سروده‌اند: از در بخشندگى و بندهنوازى مرغ هوا را نصيب ماهى دريا بحث درباره مصراع دوم اين بيت است كه واقعآ بايد چگونه خواند تا منظور شاعر، تأمين شود؟ مصراع فوق را مىتوان به چند وجه خواند: ـ مرغ، هوا را نصيب، ماهى دريا (يعنى خداوند متعال هوا و آسمان را نصيب پرندگان كرده و دريا و آب را نصيب ماهى). ـ مرغ هوا را نصيب، ماهى دريا (يعنى خداوند متعال، ماهى دريا را غذاى پرندگان قرار داده است). ـ مرغِ هوا را نصيبِ ماهى دريا (يعنى خداوند متعال، مرغ هوا را غذاى ماهى دريا قرار داده است). اگر شاعر، نشانه مكث و توقف را در اين مصراع به كار مىبرد، منظور او بهتر فهميده مىشد. تاريخچه پيش از رواج اين نشانهها در كشور ما و در خطهاى ايرانىِ پيش از اسلام، علائم ديگرى وجود داشته كه مربوط به نقطهگذارى است. براى نمونه در متنهاى اوستايى و پهلوى به اين نشانه برمىخوريم: .... كه ظاهرآ معادلِ نقطه است. در خطِّ پارسى باستان نيز نشانههاى / و< براى جدا كردن واژهها به كار مي‌رفته است. از قديم، استادان علمِ قرائت قرآن كريم از نشانههايى براى انواع وفق استفاده مىكرده‌اند كه اكنون نيز رايج است و به آن، «سجاوندى كردن» مىگفتند. علامه قزوينى مىنويسد: آنچه علامات و رموز در قرآنها براى علامت انواع وقف از واجب و مستحسن و... يا عدم وقفِ مطلق و ساير علامات و رموز در قرآنهاى خطى وبسيارى از قرآنهاى چاپى مىنوشتند و هنوز هم در بعضى مىنويسند، مجموع اينها را روى هم رفته «سجاوندى» گويند. سپس مىنويسد: سجاوندى كردن، كنايه از منقّش كردن و سجاوندى شدنِ مصحف و سجاوندى كردن به شنجرف و آب طلا نوشتن و نوشته شدنِ آيات قرآنى است. باز مىنويسد: سجاوندى، كتابى است در علم قرائت كه در آن براى علامات اوقاف (نشانههاى وقف) نقطههاى طلا گذارند. رواج نشانههاى نقطهگذارى در ايران نشانههاى فعلىِ نقطهگذارى را ما از اروپاييان گرفته‌ايم. نخستين كسى كه در ايران درباره كاربرد اين علامتها در خطِّ فارسى، مطلبى نوشته و اصطلاحاتى پيشنهاد كرده آقاى «حسين فؤادى» است. وى ديدگاههاى خود را در اينباره در شماره دومِ مجله «مهر» (سال ١٣١٣) با عنوانِ «نشانههاى نگارش» نوشت. سپس مجله «راهنماى كتاب» در سال ١٣٤٠، نظر خواهى مطرح كرد كه: «آيا استعمالِ نشانههايى كه اروپاييان در خط فعلى خود به كار مىبرند در خط فارسى نيز ضرورت دارد»؟ دو دانشمندى كه به اين نظرخواهى پاسخ دادند آقايان احمد آرام و محمد مشرف الملك بودند كه استفاده از اين علامتها را در خطِّ فارسى تأييد كردند. از آن پس اين نشانهها در نوشتههاى فارسى رواج يافت و نويسندگان در چگونگى استعمال آنها دقتهاى فراوانى كردند. امروزه يكى از وظايف مهم ويراستاران ـ خصوصآ ويراستاران صورى / فنى ـ آن است كه نشانههاى نقطهگذارى را به درستى كنترل كنند. دقت در استفاده از نشانهها نگذاشتن علامت، بهتر از استفاده نا به جاست. برخى از نويسندگان و ويراستاران در استفاده از علائم، افراط مىكنند، خصوصآ نقطه و ويرگول را بسيار به كار مىبرند، بعضى هم از اين نشانهها كمتر استفاده مىكنند؛ به اين دليل كه خواننده خود بايد زحمت بكشد و مكانِ توقف يا مكث كوتاه و بلند را بفهمد. اينان مىگويند كه اگر خواننده با متن، دست و پنجه نرم كند و با چند بار خواندن، معنا و مفهوم آن را بفهمد، بهتر در ذهن او مىماند. عقيده اين گروه آن است كه نشانههاى سجاوندى، خواننده را تنبل بار مي‌آورد. اما از اين دو گروه افراطى و تفريطى، مثل همه كارهاى ديگر، «تعادل» و «حد وسط» پسنديده است. ولى بايد دقيق بود و نشانهها را در جاى خود قرار داد. نويسندگان و ويراستاران پخته و كار كشته، به اين علائم توجه فراوانى دارند؛ چنانكه درباره «گوستاو فلوبر» گفته‌اند: تمام صبح را صرف مىكرد كه يك ويرگول را در جاى خود قرار دهد و تمام بعداز ظهرِ آن روز را صرف مىكرد تا آن را بردارد. غربيان به نحوه استفاده از اين نشانهها بسيار اهميت مي‌دهند. نويسندگان غربى هر چند كه معمولا صحيح و مطابقِ قواعد نگارش مىنويسند، اما ويراستاران آنها بسيار سختگير و نكته سنج‌اند و از يك علامت، سرسرى نمىگذرند. يكى از نويسندگان از بحثهايى كه با «رابرت باب گاتليب» ـ ويراستار كهنهكار آمريكايى ـ داشته اين چنين ياد مىكند: من و «باب» مرتب بر سر دو نقطه و نقطه ويرگول، با هم جر وبحث مىكرديم. به نظر من، نقطه ـ ويرگول به اندازه دو نقطه مؤثر نيست. تيره هم از نظر من خيلى مهم است، من ريتمِ نوشتههايم را به كمك آن تنظيم مىكنم. آنچه گذشت، اجمالى از كليات نشانههاى نقطهگذارى بود، به يارى حق در شمارههاى آينده از چگونگىِ كاربرد اين نشانهها و جاىگاه واقعى آنها بحث خواهيم كرد.