معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - ناگفتههای المپیاد مهارت ٢٠١١ لندن - کاظمی الهام
ناگفتههای المپیاد مهارت ٢٠١١ لندن
کاظمی الهام
مقام سوم جهان در رشتهی پشتیبانی شبکه، از فضای مسابقات میگوید
پویا پیرحسینلو، متولد دیماه سال ٦٨ از یازده سالگی برنامه نویسی را آغاز کرد و امسال توانست اولین مدال ایران را در المپیاد جهانی مهارت کسب کند. او همچنین در سالهای قبل چندین بار مقام اول المپیاد مهارت کشوری را از آن خود کرده بود.
تو بهتر از هر کس دیگری میتوانی دربارهی این المپیاد توضیح بدهی. این المپیاد چهطور برگزار شد؟
اسم المپیاد مهارت، برای خیلیها ناآشناست. همه فکر میکنند المپیاد فقط برای رشتههای محض است. در حالی که ما زحمت بیشتری میکشیم. در المپیاد مهارت، خلاقیت و ابداع خیلی مهم است. ما برای این المپیاد دستکم، پنج سال مستمر زحمت کشیدیم.
چهلویکمین دورهی مسابقات جهانی مهارت، از سوم تا هشتم اکتبر (١١ تا ١٦ مهر) در دو سالن سرپوشیده و معروف لندن، یعنی Excell و O٢ که امکانات رفاهی و فضای وسیع آن شهرت بینالمللی دارند، برگزار شد. زیر سقف این سالنهای معروف، به مدت پنج روز رقابت سخت و عجیبی در جریان بود. تمام شهر لندن پر از تبلیغات این المپیاد بود و هر کشور با تیم خبری خودش آمده بود؛ اما ما چیزی به اسم تیم خبری به همراه نداشتیم و در صدا و سیما هم این مسابقات به درستی مطرح نشد. انگار مسئولین از اهمیت این مسابقات اطلاع ندارند.
مهارتهایی که ما در آن رقابت کردیم، رشتههای بسیار کاربردی، سازنده و مفیدی هستند؛ اما به ما آنقدر که حقمان بود، بها داده نشد. همهی ما از جان و دل تلاش کردیم و با وجود همهی تحریمها، رتبهی ایران را از شانزده به شش رساندیم؛ اما هیچ کس اهمیت این رتبه را نمیداند. هر کدام از ما حداقل پنج سال برای این المپیاد زحمت کشیدیم و شش ماه هم در اردوهای شبانهروزی بودیم.
این اردوها به چه صورت بود؟
از شش ماه قبل از شروع مسابقات، اردوی شبانهروزی تیم ایران شروع شد. از صبح زود تا نه و ده شب در کارگاهها کار میکردیم. یک ماه از اردو هم در طول ماه رمضان بود و اکثر بچهها روزه میگرفتند. در این شش ماه شناخت زیادی از هم پیدا کردیم و حسابی صمیمی شدیم. آنقدر که موقع مسابقات همگروهیها، به اندازهی مسابقهی رشتهی خودمان، برایمان مهم بود. من آنقدر کار کرده بودم که یک هفتهی آخر دست درد گرفته بودم و تا زمان مسابقات، دستم بسته بود. بعد از شش ماه تلاش و تمرین و گرفتن ویزا به لندن رفتیم.
تیم ایران چند نفر بود و در چه رشتههایی شرکت میکرد؟
اول قرار بود ایران در بیست رشته شرکت کند که ده تا از رشتهها و شرکتکنندهها، سه ماه مانده به مسابقات حذف شدند. تیم دوازده نفرهی ایران، برای رقابت در ده رشته خودش را آماده کرد. وقتی به لندن رسیدیم باز هم برایمان مشکل تراشیدند. به اصرار شرکت «زیمنس» که حامی مسابقات بود، دو تا از بچههای ایران محروم شدند. تحریمی که باعث شد در دو رشتهی کنترل صنعتی و فرز CNC شرکتکننده نداشته باشیم. حال و روز این بچهها ما را هم غمگین میکرد. هر روز به محل مسابقات میرفتند و مسابقات رشتهی تخصصیشان را از دور تماشا میکردند؛ یعنی در آخر، ایران در هشت رشته شرکت کرد و در رشتههای جوشکاری، جواهرسازی، رباتیک، طراحی وب و نرمافزار، دیپلم افتخار کسب کرد.
چهطور با تحریمها کنار آمدید؟
یک هفته قبل از شروع مسابقات، در حالیکه استرس و هیجان زیادی بین بچهها بود، متوجه شدیم که سفارت انگلیس اعلام کرده به ما ویزا نمیدهد. همین خبر کافی بود تا بعضی از بچهها کاملاً ناامید بشوند. چیز کمی نبود. تقریباً همهی ما برای این مسابقات، به غیر از شش ماه کار شبانهروزی، بیشتر از دو سال زحمت کشیده بودیم. توی یک هفتهی آخر، جوّ اردو خیلی خراب بود. بیشتر بچهها کارگاه میآمدند؛ اما فقط برای گذراندن وقت کار میکردند. من یک هفتهی آخر را هم طبق برنامه، صبح تا شب کار کردم. با خودم گفتم: «وظیفهی من کار کردن است. گرفتن ویزا به عهدهی کس دیگری است که اگر کارش را درست انجام بدهد، ویزا میگیریم؛ پس بهتر است من هم وظیفهام را درست انجام بدهم». آخرش هم روز پرواز، ویزاها جور شد.
همهی اینها از انرژی ما کم میکرد. در طول مسابقات هم برخوردهای خاصی با ما میشد. همین شد ما که برای گرفتن چند مدال مطمئن بودیم، روزهای آخر شک داشتیم که ایران مدالی برده باشد. در ضمن، گفته بودند اگر هم مدال بیاورید، روی سکو نمیروید.
در طول برگزاری رقابتها چه اتفاقهایی افتاد؟
من برای مسابقات استرس خاصی نداشتم. به خودم مطمئن بودم؛ اما چیزهایی میدیدم که به نظرم قرار بود مانع موفقیت من باشند. مثلاً سیستم هر شرکتکننده، بین یازده تا سیزده دقیقه چک میشد؛ اما چک کردن سیستم من دو ساعت و ربع طول کشید. در عوض در زمان مسابقه من کاملاً مسلط بودم و کارم را دو ساعت زودتر از همه تمام کردم. در حالیکه همه مشکل زمان داشتند. شاید دو نفر دیگر که امتیاز بیشتری گرفتند دقت بیشتری داشتهاند.
روز اختتامیه چهطور متوجه شدید که مدال آوردید؟
تمام تحریمهایی که دیده بودیم، باعث شده بود مطمئن شویم که مدال نمیآوریم. من خودم فکر میکردم چهارم شدم. روز اختتامیه، همه توی اتاقمان نشسته بودیم و نمیخواستیم به جشن اختتامیه برویم تا اینکه خبر دادند ایران یک مدال آورده. همه از جا پریدیم. اصلاً به این فکر نمیکردیم چه رشتهای مدال آورده. سریع حاضر شدیم و خودمان را به اختتامیه که مدتی بود شروع شده بود، رساندیم. اسم من را خواندند و من روی سکو رفتم. وقتی به فرودگاه ایران رسیدیم، از سازمان فنی و حرفهای، افراد زیادی برای استقبال آمده بودند. خانوادههایمان هم بودند. من همان جا مدالم را به پدرم تقدیم کردم.
در آخر تصمیمت برای آینده چیست؟
میخواهم در ایران بمانم و از اطلاعات و تجربیاتم برای پیشرفت فنآوری اطلاعات و تولیدات نرمافزاری کشور استفاده کنم.□