پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - چالش از درون - غیاثی غلامرضا

چالش از درون
غیاثی غلامرضا

مسأله اين است كه آيا رژيم‌هاي حاكم بر كشورهاي اسلامي كه دچار مشكل هستند، پا برجا خواهند ماند؟ اين مسأله‌اي است كه بحث از آن بسيار مشكل است. هر چند، دانشمندان علوم سياسي و علاقمند به جهان اسلام، در اين مورد تلاش‌هاي زيادي كرده‌اند.
پيش از دوره‌ي جديد، انقلاب‌ها و جنبش‌هاي «دهقاني» شانس زيادي براي موفقيت داشتند، زيرا نيروي مردانه در برابر ارتش حكام تا اندازه‌ي زيادي امكان موفقيت داشت. اما در حال حاضر پيشرفت‌هاي فني، اين امكان را براي رژيم‌هاي نظامي فراهم آورده است كه براي مدتي نامعلوم در برابر نارضايتي‌هاي جمعي به حيات خود ادامه دهند. با هزينه كردن پول كافي مي‌توان مبتكرين انقلاب‌ها يا پرجمعيت‌ترين شورش‌ها را با شكست مواجه نمود. اين تكنولوژي هر روز ارزان‌تر مي‌شود و اغلب به واسطه‌ي غرب، در اختيار رژيم‌هاي مورد علاقه‌ي آن در جهان سوم قرار مي‌گيرد.
به همين ترتيب، روش‌هاي بازجويي و شكنجه، پيشرفتي سريع داشته‌اند و به عنوان سلاحي مؤثر در برابر جنبش‌هاي زيرزميني نقاط مختلف به كار مي‌روند.
براي مثال مي‌توان به گزارش «سازمان عفو بين‌الملل» در اين زمينه اشاره نمود؛ بر اين اساس در ژانويه‌ي سال ١٩٩٥ ميلادي، دولت ايالات متحده اجازه‌ي صدور مجموعه‌اي از وسايل و ابزارهاي امنيتي به عربستان سعودي را صادر كرد. در اين تجهيزات تفنگ‌هايي با نام «تيسر» (Taser) وجود داشت كه تا فاصله‌ي ٥ متري سوزن‌هايي را به سوي هدف خود شليك مي‌كرد كه ٤٠٠٠٠ الي ٥٠٠٠٠ ولت الكتريسيته را وارد بدن شخص مي‌كند. كاربرد اين سلاح‌ها در بسياري؛ از كشورها از جمله بريتانيا ممنوع مي‌باشد.
نمونه‌ي ديگري از گزارش‌هاي اين سازمان، صدور مجموعه‌ي كاملي از ابزارهاي شكنجه توسط يك شركت انگليسي به «دوبي» در سال ١٩٩٠ ميلادي است كه در مراكز خاص پليس دوبي نصب گرديد. در امارات عربي اين مكان به «مركز تفريحي» (House of fur) مشهور است. بر اساس اين گزارش اين مكان‌ها از سلول‌هاي خاصي تشكيل شده كه در آن‌ها دستگاه‌هايي براي ايجاد صداهاي وحشتناك، امواج ناموزون راديويي و مجموعه‌ي چراغ‌هاي چشمك‌زني كه بسامد (فركانس) آن‌ها قابل تنظيم است، وجود دارد تا قرباني را به شدت بيازارد.
اين‌ها تنها دو نمونه از ابزارهاي پيچيده‌اي است كه اكنون در اختيار نظام‌هايي كه دچار مشكلات سياسي اجتماعي هستند، قرار گرفته است. هم‌چنين مي‌توان به اين مجموعه، روش‌هاي رو به توسعه‌ي كنترل سيستم‌هاي ارتباط جمعي از راه دور را اضافه نمود.

اما در مورد «اينترنت» چه مي‌توان گفت؟ آيا اينترنت غايت آزادي ماشين نيست كه اجازه مي‌دهد نظرات مخالف در سراسر جهان گسترش يابد؟
در حال حاضر، اينترنت تنها در چند كشور مسلمان قابل دسترسي است. اگر چه شواهدي در دست است كه نظارت بر خطوط تلفن حامل علايم در حال پيشرفت است. سرشت تمركزگرايانه‌ي اينترنت بسيار مناسب رژيم‌هاي تجاوزگر است. يك برنامه‌ي آشكار در مجموعه‌ي رايانه‌اي كه به يك خط تلفن مرتبط است، به محض ارتباط با يك شبكه‌ي ممنوعه توجه نيروهاي امنيتي را به خود جلب مي‌نمايد، در چنين حالتي تعقيب و دستگيري مسأله‌اي طبيعي خواهد بود.
به اعتقاد من، همراه با رشد تكنولوژي كه با رشد هر چه بيشتر سيستم‌هاي تعقيب و مراقبت جمعي همراه است، رژيم‌ها قادر خواهند بود مخالفت‌هاي بيشتري را سركوب كنند. البته به شرطي كه دامنه‌ي اين مخالفت‌ها به نيروهاي نظامي كشيده نشود. شاه ايران نه به دليل راهپيمايي‌هاي خياباني، بلكه به دليل قيام نيروهاي نظامي عليه او سقوط كرد، انقلاب الجزاير نيز عمدتا به اين دليل شكست خورد كه بنيادگرايان مي‌پنداشتند، بدون حمايت ارتش مي‌توانند بر رژيمي مدرن غلبه نمايند.
در حال حاضر، جوامعي كه داراي چنين حكومت‌هايي هستند، با آسيب‌ها و تحريف‌هاي فرهنگي زيادي مواجه مي‌باشند؛ گاهي اين جوامع را «فرهنگ‌هاي تحت فشار» مي‌نامند. پيامدهاي انساني اين نوع فشارها بسيار هشدار دهنده است. امروزه در جهانِ مسلمانان شاهد برخوردها و رفتارهاي حادي هستيم كه تا يك دهه پيش غير قابل باور مي‌نمود.
اين بافتي نيست كه بتوان در آن توضيح كاملي از مشكل «افراط‌گرايي» يا آن چه در اسلام سنتي «غلو» ناميده مي‌شود، ارايه نمود. اما اين مسأله به وضوح چشم‌انداز ديني رو به رشد ما است و من به طور گذرا به آن اشاره خواهم نمود.
در سال‌هاي نخستين حيات اسلام اين جنبش به صورت خوارج عليه امام علي(ع) كه نگاه آرمان‌گرايانه‌اي به جامعه‌ي مسلمانان داشت، شورش كرد. امروز، يك بار ديگر خوارج به گونه‌اي تأسف‌آميز با ما همراه هستند. در اين مورد من نمونه‌هايي چون تيراندازي در «ام دُرمان» (در سال ١٩٩٤) را نام مي‌برم كه در آن فعالان «وهابي» به روي نمازگزاران «جمعه» در مسجد «انصار السنه» آتش گشودند و ١٤ نفر را به قتل رساندند. نكته اين جا است كه مسجد به گروهي از سلفي‌ها كه پيرو نوعي از وهابيت هستند، تعلق داشت، اما فعالان اين موضع را به اندازه‌ي خاصي بنيادين نمي‌دانستند.
در الجزاير نيز قتل عام و بريدن سر روستائيان و نبرد ميان گروه‌هاي رقيب بخش‌هاي عظيمي از كشور را به ويرانه‌اي سوخته تبديل كرده است.
گاهي، تمايل داريم كه اين جنبش‌ها را به عنوان حركت‌هاي بي‌ربط حاشيه‌اي نفي نماييم. اما شواهد حاكي از آن است كه تا زماني كه شرايط مولد اين حركت‌ها باقي است، آن‌ها به حيات خود ادامه خواهند داد. به نظر مي‌رسد كه جنبش‌هاي اسلامي اصيل توانايي كسب قدرت را ندارند و جوانان مأيوس به جنبش‌هاي تندروتر گرايش پيدا كرده‌اند. در حال حاضر تقريبا آشكار است كه قطبي شدن روزافزون جامعه‌ي مسلمانان و خودآگاهي آنان نقطه‌ي عطف و مشخصه‌ي قرن آينده است.
نشانه‌ي قابل تعريف خارجي‌گري چيست؟ مي‌توان در يك كلام گفت: «تكفير». به عبارت ديگر، مسلمانان ديگر آن را غير قابل قبول دانسته و به همين دليل شايسته‌ي مرگ مي‌شناسند.
اين نگرش را علماي اسلام به شدت مورد حمله قرار داده‌اند. براي مثال امام غزالي در كتاب «فصل التفريق بين اسلام و الزندقه» مي‌گويد: «بسيار دشوار است كسي را تا زماني كه كلمه‌ي شهادتين را بر زبان مي‌راند از اسلام خارج دانست». و امروز دانش‌آموزان سني در بيشتر كشورهاي اسلامي ديدگاه‌هايي چون «جواهرات التوحيد»، «امام القاني» را ـ مانند سطور زير ـ به خاطر مي‌سپارند؛ «هر آن كس كو بميرد و توبه نكند، امورش را به خدايش بسپار».
مشروعيت بخشيدن به اين اختلافات در فقه، از درك اشخاص از اجتهاد سرچشمه مي‌گيرد. صوفيه تفاوت در امور روحاني را با توجه به «الطُرق الي الله بعدد انفس الخلايق» توجيه كرده‌اند. چنان كه ابن البنا شاعر مشهور صوفي «سرقسطه» (از شهرهاي اسپانيا) بيان كرده است: «بيان‌مان متفاوت است، اما زيبايي تو يگانه است و همه در جهت آن زيبايي حركت مي‌كنند».
همواره گونه‌گوني، يكي از ويژگي‌هاي فرهنگ‌هاي اسلامي بوده است و فقط فرهنگ‌هاي مسيحي قرون وسطايي سعي در سركوبي آن داشته‌اند. با اين همه، امروزه گرايشي فزاينده در مورد اشكال يكه‌تازي اسلام در ميان مسلمانان وجود دارد. امروزه شعار عملگرايي جوان اين است كه «هر كس با ما مخالف است گناه‌كار و شايسته‌ي دوزخ است».
اين طرز تفكر يادآور تكفير خوارج است. اما براي فهم اين كه چرا اين مسأله در جهان مدرن امروز طرفداراني يافته است، نه تنها بايد با تاريخ جديد آشنا باشيم، بلكه بايد روانكاوي تاريخي شرايط خود را بدانيم. جنبش‌هاي ديني نه تنها بيان‌كننده‌ي آموزه‌هاي ديني هستند، بلكه مبيّن اميدها و هراس‌هاي اجتماعات بشري نيز مي‌باشند. هرگاه كه اعتماد به نفس و اطمينان وجود داشته باشد علوم كلامي گسترده و فراگير مي‌شوند، اما اگر جامعه‌ي مؤمنان خود را در معرض تهديد ببيند، معمولاً نتيجه‌ي آن محدوديت اين علوم است. بايد اعتراف كرد كه امت اسلام هرگز خود را چون امروز، در معرض خطر نمي‌ديده است.
امروزه حتي در انگلستان نيز پديده‌ي تكفير به سرعت رو به رشد است. اقليت‌هايي در درون شهرهاي ما زندگي مي‌كنند كه معتقدند تنها آن‌ها به بهشت مي‌روند. به نظر من ٩٩ درصد كساني كه خود را مسلمان مي‌خوانند به خاطر نسبت دادن اين باور اخلاقي زشت به خداوند، اصلاً مسلمان نيستند.
زماني كه بدانيم اين حالت رواني عالم‌گير است، درك آن بسيار آسان‌تر خواهد بود؛ نه تنها در اسلام، بلكه در مسيحيت، يهوديت، هندوئيسم و بودائيسم نيز گرايش مشهودي نسبت به انحصارگرايي اقليتي وجود دارد. كافي است به شاخه‌ي «داووديه»ي «ديويد كورش» در مسيحيت نظري بيفكنيم كه ٨٩ نفر از آن‌ها در طي اشغال محل زندگيشان توسط نيروهاي نظامي امريكا (چند سال پيش) كشته شدند. آن‌ها معتقد بودند كه تنها مسيحيان حنيف هستند و ديگران در آتش خواهند سوخت.
اين گرايش در ژاپن، بودائيسم را كه معمولاً آييني صلح‌آميز به شمار مي‌رود، تغيير داده است. در اوايل سال ١٩٩٥ شاخه‌ي «آم شينريوكيو» گاز اعصاب «سارين» را در ايستگاه‌هاي مترو منتشر كرد كه در نتيجه‌ي آن ١١ نفر كشته و ٥٥٠٠ نفر راهي بيمارستان شدند. رهبر آن‌ها «شوكو آساهارا» به مدت ١٠ سال در مورد ضرورت سرنگوني نظام فاسد حاكم بر ژاپن واستقرار آيين پاك «شامبالا» تبليغ مي‌كرد. به گفته‌ي او، «فعاليت‌ها و نظريه‌هاي ما بايد در تمام اين سرزمين گسترش يابد و موجب تربيت هزاران مؤمن واقعي بشود». او در كتاب خود «از نابودي تا تهي شدن» توضيح مي‌دهد كه تنها كساني به آيين بودائيسم پاك معتقد هستند كه «آم» آموزش داده است فقط اين‌ها مي‌توانند انتظار داشته باشند كه در فساد و تباهي جهان باقي بمانند و ديگر گرايش‌ها اساسا بودائيسم نيستند.
بر اين اساس، وي به همراه ١٢٠٠٠ نفر از پيروانش، كارخانه‌اي را در دامنه‌هاي كوه فوجي خريداري نمودند و در آن‌جا موفق به توليد «گاز اعصاب» و «ويروس بوتولينوس» شدند.
آن‌ها بر اين باور بودند كه گناه‌كاران فرهنگ غير بودايي ژاپن، نخستين مجرمان شايسته‌ي مجازات هستند. با اين حال آن‌ها اعمال تروريستي زيادي را نيز در امريكاي شمالي مرتكب شدند. بعضي‌ها بر اين باورند كه اگر اين گروه ٦ ماه ديگر فعاليت مي‌كرد، ده‌ها هزار نفر در نتيجه‌ي حملات آن‌ها به عنوان غيربوداييايي كه منشأ تيرگي شيطان جهان هستند، كشته شدند.
ذكر هم‌سويي نزديك ميان «آم شينريوكيو» و گروه‌هاي تكفيركننده‌ي جديد در خاورميانه از اهميت بالايي بر خوردار است. تشخيص يكسان است. فردي فرهيخته، مذهب ناب و اصيل را ناديده گرفته يا تغيير داده است. در وراي اين فرايند، هدايت هوشمندانه‌ي امريكايي‌ها مشهود است. به اين ترتيب، لزوم تغيير موضع در قبال يك گروه و به رسميت نشناختن آن‌ها ضرورت مي‌يابد. ايده‌ي «تكفير و الهجرة» كه در اواخر دهه‌ي ١٩٧٠ گروه «شكري مصطفي» را به اين امر آگاه ساخت، در حلقه‌هاي پنهاني درون سازماني، نمايندگان گروه براي طراحي عمليات مسلحانه عليه سيستم گرد آمدند. رنج شهروندان در آن‌ها تأثيري ندارد، زيرا آن‌ها همه مرتد و سزاوار مرگ هستند. چنين حملاتي به گونه‌اي مبهم و خوش‌بينانه، نشانه‌اي از به قدرت رسيدن مؤمنان واقعي و تحت فشار قرار دادن ديگر قرائت‌هاي مذهب است.
از اين رو اين عقيده ـ تكفير و الهجرة ـ در بياني ساختاري پديده‌اي جهاني است. اعضاي آن معمولاً تحصيل كرده و بيشتر داراي زمينه‌هاي مطالعاتي هستند. اين‌ها فن‌آوري را نفي نمي‌كنند، بلكه با جديّتي تمام خود را به آن مجهز مي‌سازند. براي اين افراد ساختن بمب نوعي عبادت نظام يافته محسوب مي‌شود.
به اعتقاد من اين نگرش ـ نه تنها رژيم‌ها را نابود نمي‌كند، بلكه آن‌ها را تشويق و ترغيب مي‌نمايد ـ و در اواخر اين قرن رشدي نسبي خواهد داشت. اين حركت با تيراندازي به سوي جهانگردان و حملاتي جزيي به اهداف كوچك كه موجب تقويت رژيم‌ها مي‌گردد، ادامه خواهد داشت و موجب تجزيه‌ي جنبش‌هاي اسلامي به شكلي مرگ‌بار خواهد گرديد و زمينه‌ي سركوبي و پس راندن دين در جامعه را براي رژيم‌ها فراهم خواهد نمود.
به اين دليل، خطر «الحادِ» خوارج جديد خطري واقعي است و با اين‌همه حضور آن‌ها در برابر پس زمينه‌ي تغيير، به صورتي بسيار نگران‌كننده ادامه خواهد داشت.