پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - قاره سياه، اقتصاد سبز

قاره سياه، اقتصاد سبز


اشاره: سيد يوسف سنايى از كارشناسان مسائل آفريقاست. وى كه موسس "موسسه مطالعاتى كارا پژوهش سبز" در زمينه آفريقاست و بيش از ده سال درباره آفريقا، مشغول مطالعه و تحقيق است. وى در اين گفتگو، از اهميت استراتژيك آفريقا در جهان امروز سخن مى‌گويد. بررسى فرصت‌ها، عملكردها و نقاط ضعف و قوت ايران در ارتباط با آفريقا را در گفتگويى ديگر با وى پى‌مى‌گيريم.

*بهتر است در ابتداى گفتگو، از اهميت آفريقا در عرصه‌هاى مختلف سياسى و اقتصادى بگوئيد، چرا كه سراغ خيلى از اساتيد و محققان كه رفتيم از فرصت‌هاى فرهنگى و دينى اين منطقه براى ما مطالب زيادى گفتند، لذا مناسب است در اين بحث، به جنبه سياسى و اقتصادى اين منطقه پر رنگ‌تر از ديگر وجوه آن بپردازيد.
قاره آفريقا به لحاظ وسعت، دومين قاره دنياست، كه هم‌اكنون ١٣ درصد جمعيت فعلى جهان در اين قاره ساكن‌اند، منتهى تا سال ٢٠٢٥ م و با توجه به رشد جمعيتى آفريقا، ١٧ درصد جمعيت جهان در قاره آفريقا ساكن خواهند شد. تقريباً مى‌توان گفت: از هر پنج نفر دنيا يك نفرشان در قاره آفريقا زندگى مى‌كنند، كه از اين نظر، آفريقا به لحاظ اقتصادى بازار بسيار خوبى براى كالاهاى توليد شده در سرتاسر دنياست.
در نگاه اول و از قديم، قاره آفريقا لحاظ اقتصادى، به قاره معادن و منابع معروف بوده است. همين الآن هم، عليرغم استعمار ٣٠٠ ساله اين منطقه، منابع و معادن اين قاره هنوز هم در بسيارى از جهات، رتبه اول يا دوم دنيا را دارند و خيلى از اين منابع معدنى، استراتژيك هم هستند. به عنوان مثال، ما سال‌ها فكر مى‌كرديم كه جنگ كنگو، به خاطر الماس است. اگرچه "الماس" هم نقش زيادى داشت، اما بعدها معلوم شد كه وجود منابعى؛ هم چون "كولتان" كه در صنايع بسيار حساس فضايى كاربرد دارد از عوامل اصلى جنگ در اين منطقه شده تا فرصتى براى چپاول اين منابع و معادن باشد. يا از طرفى ديگر، مى‌بينيد كه به لحاظ داشتن منابع "اورانيوم"، كشور نيجر، دومين توليد كننده اورانيوم جهان بعد از كاناداست، در حالى كه اين كشور در فقر مطلق به سر مى‌برد. از سويى ديگر، معادن طلا، الماس، مس و ساير فلزات اين كشور نيز در رتبه‌هاى اول تا چندم جهان است، عليرغم اين كه ساليان درازى منابع و معادن آنها چپاول مى‌شد. و لذا ٩ درصد نفت خام، بيش از ٨ درصد گاز طبيعى و ١١ تا ٤٥ درصد مواد معدنى استراتژيك جهان در قاره آفريقاست و بالاترين سود سرمايه‌گذارى طى ده سال گذشته متعلق به اين قاره است.
تقريباً به غير از يك‌سرى كشورهاى آفريقايى كه از قديم توليدكننده و صادركننده نفت بودند؛ مانند ليبى، مصر، الجزاير، آنگولا و نيجريه، اخيراً بعضى از كشورهاى ديگر آفريقا هم به جرگه صادركنندگان و توليدكنندگان نفت پيوستند. ضمن اين كه، با سرمايه‌گذارى‌هايى كه آمريكايى‌ها و اروپايى‌ها و اخيراً چينى‌ها در اين قاره انجام دادند، ظرفيت توليد و صادرات نفت را در بعضى از كشورها افزايش دادند. بنابراين، مى‌بينيد كه در عرض اين چند سال، كشورى؛ مانند نيجريه كه اولين توليدكننده نفت قاره آفريقاست صادراتش تقريباً يك ونيم برابر و صادرات آنگولا دو برابر شده است. ليبى با بيش از ٤٠ ميليارد بشكه ذخيره نفت اثبات شده، رتبه اول قاره آفريقا را دارد و با توليد روزانه ١٨٥٠٠٠٠ بشكه نفت خام، رتبه سوم توليدكنندگان نفت قاره آفريقا را به خود اختصاص داده است. اين كشور داراى مناطقى است كه توليد نفت در آن مناطق، براى هر بشكه بيشتر از يك دلار هزينه برنمى‌دارد و اين در حالى است كه آمريكايى‌ها ادعا مى‌كنند كه فقط در ٢٥ درصد خاك ليبى اكتشاف صورت گرفته است. بعد از روى كار آمدن آقاى قذافى در ليبى، شركت‌هاى نفتى آمريكايى‌ها از ليبى اخراج شدند، ولى الآن دوباره اين فرصت را پيدا كردند كه وارد ليبى شده و بتوانند از منافع اين منابع، استفاده حداكثرى كنند.
در سويى ديگر، كشور سودان را داريد كه به گفته منابع تحقيقاتى آمريكايى‌ها، سودان جزيره‌اى است كه بر روى نفت شناور است؛ سودانى كه تا سه چهار سال پيش، در ليست توليدكنندگان و صادركنندگان نفت نبود، ولى امروزه با توليد بيش از ٥٠٠٠٠٠ بشكه نفت خام در روز، رتبه ششم توليدكنندگان نفت قاره آفريقا را به خود اختصاص داده است و با سرمايه‌گذارى‌هايى كه چينى‌ها در سودان انجام دادند و با اكتشافات جديد، توليد و صادرات نفت‌شان در حال افزايش است. با توجه به اين كه سودان، پهناورترين كشور قاره آفريقاست، مى‌توان اين اميد را داشت كه بتواند در جرگه صادركنندگان جدى نفت آفريقا قرار بگيرد. شايد بتوان ادعا كرد كه نفت سودان از يك‌سو، صلح و از سوى ديگر، تجزيه جنوب آن را برايش به ارمغان آورده است.
در شمال غرب اين قاره، كشور مغرب را داريم، كه الآن در فهرست كشورهاى صادركننده و توليدكننده نفت قاره آفريقا نيست، اما به زودى خواهيد ديد كه با توجه به سرمايه‌گذارى‌هايى كه از سال‌هاى قبل صورت گرفته و صورت مى‌گيرد، مغرب هم به زودى به جرگه توليدكنندگان و صادركنندگان نفت آفريقا اضافه خواهد شد. بنابراين، مى‌بينيد كه بحث نفت و گاز هم در قاره آفريقا، اهميت ويژه‌اى پيدا كرده، كه با توجه به مرغوبيت اين محصول در آفريقا و اين كه به راحتى و با هزينه‌اى كمتر از مناطق ديگر استخراج و آماده مصرف مى‌شود، اين قاره را ممتاز خواهد كرد.
منابع نفت خام غرب آفريقا كه عمده آن در خليج گينه و آنگولا قرار گرفته با توجه به نزديكى اين منطقه به ايالات متحده، اينكه امنيت نفت‌كش‌ها را راحت‌تر و ارزان‌تر مى‌تواند تأمين كند براى آمريكايى‌ها اهميت بيشترى دارد. در واقع، خليج گينه از نظر منابع نفتى براى كشورهاى منطقه غرب آفريقا از بعضى جهات، شبيه به خليج فارس است و منطقه‌اى استراتژيك محسوب مى‌شود. لذا مى‌بينيد كه آمريكايى‌ها به شكل‌هاى مختلف براى بهره‌بردارى از نفت اين منطقه برنامه‌ريزى كردند. از جمله اينكه تعداد هفت شناور جنگى را به صورت مجانى در اختيار دولت نيجريه قرار دادند تا بتواند حمل و نقل كشتى‌هاى نفت‌كش را از مبدأ تا منطقه‌اى كه به آب‌هاى آزاد مى‌رسد، تأمين كند و به عنوان مثالى براى نشان دادن نحوه همكارى قدرت‌ها با هم، بد نيست بدانيم كه اين كشتى‌ها توسط روسيه به سلاح و مهمات تجهيز شدند.

از لحاظ كشاورزى چه‌طور؟
اشاره شد كه از نظر سنتى آفريقا، قاره كشاورزى هم بوده است. آفريقا به قاره پنبه، قهوه و كاكائو مشهور است. براى اين كه به اهميت بخش كشاورزى در آفريقا پى ببريم كافيست بدانيم كه ٧٠ درصد نيروى كار قاره در اين بخش فعال است. كشورهايى مثل ساحل عاج و غنا حدود ٥٥ درصد كاكائوى دنيا را تأمين مى‌كنند. شركت‌هاى ايرانى در سالهاى اخير و پس از آگاهى از اين موضوع، اقدام به واردات مستقيم دانه كاكائو از آفريقا كرده و از اين رهگذر سالانه ميليون‌ها دلار در هزينه‌هايشان صرفه‌جويى مى كنند. كشور زيمباوه بزرگ‌ترين توليدكننده تنباكوى دنياست، البته موضوع بحران زمين نزديك ده سال است كه كشاورزى اين كشور را دچار بحران كرده است. پنبه محصول استراتژيك آفريقاست. اروپايى‌ها و آمريكايى ها با وجود شعارهاى همكارى با آفريقا براى توسعه آنها مى دهند، در عمل با سوبسيدى كه به كشاورزان پنبه‌كار خود مى‌دهند كمر كشاورزان آفريقا را شكسته‌اند. اروپايى‌ها وآمريكايى‌ها سالانه ٣٠٠ ميليارد دلار سوبسيد كشاورزى مى‌دهند تا بتوانند محصولاتشان را بياورند و با آفريقايى‌ها رقابت كنند و ارزان‌تر از آفريقايى‌ها به بازار عرضه كنند، لذا از اين نظر، آفريقايى‌ها در همه جا، به خصوص در بازارهاى‌بين‌المللى محصولات كشاورزى دارند آسيب مى‌بينند. به خصوص اينكه، در حدود ٧٠ درصد كشورهاى آفريقايى توليد پنبه دارند و از اين نظر، همه آنها دارند آسيب مى‌بينند. لذا ما مى‌توانيم هم در بخش كشاورزى، هم در روش كشاورزى و بهره‌بردارى از منابع و هم به علت نوع محصولاتى كه اينها توليد مى‌كنند، همكارى زيادى با اين قاره داشته باشيم. اگر ما در كشور خودمان با بعضى از محدوديت‌ها مواجهه‌ايم، مى‌توانيم از امكانات آفريقا در جهت توسعه متقابل بهره‌بردارى كنيم، چون ما تفكر استعمار اين قاره را نداريم، مى‌توانيم نفع و بهره آن را هم به آفريقا برسانيم.
الآن كشورهاى آفريقايى طرح مشاركت نوين براى توسعه آفريقا موسوم به "نپاد" را تدوين كرده‌اند، كه توسط اتحاديه آفريقا به تصويب رسيده است و در حال حاضر مسئوليت همگرايى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى كشورهاى آفريقايى را برعهده گرفته است. اين طرح مانيفست توسعه همه جانبه آفريقايى‌ها و چارچوب برقرارى رابطه آفريقا با كشورهايى است كه به دنبال مشاركت با آفريقا هستند. جان كلام طرح نپاد اين است كه اين قاره بايد از عقب‌ماندگى‌ها نجات يابد و راه توسعه را در پيش بگيرد و ايران به عنوان يك كشور مستقل، مى‌تواند تجارب ارزشمندى را به اين قاره انتقال بدهد و آنها را در مسير توسعه كمك كند.

اشاره‌اى كوتاه به اهميت آفريقا در نگاه آمريكايى‌ها و برنامه‌شان براى اين منطقه داشتيد، اينها چه سياستهاى‌ديگرى در منطقه دارند؟
سياست‌گذارى و سرمايه‌گذارى براى آفريقا در نگاه آمريكايى‌ها، در قالب چندين طرح پى‌گيرى مى‌شود. شوراى همكارى آمريكا آفريقا (CCA ) كه متشكل از تجار بزرگ آمريكايى كه در آفريقا مشغول فعاليت‌هاى تجارى، از جمله نفت و گاز هستند و تجار آفريقايى است كه در سال ١٩٩٣م تأسيس شده است. اين شورا از سال ١٩٩٧ تاكنون، هر دو سال، يك نشست بزرگ در آمريكا برگزار كرده و در حال حاضر، يكى از قوى‌ترين مراجع فعاليت تجارى با قاره آفريقاست. طرح بعدى، قانون فرصت و رشد آفريقا (AGOA ) است كه در سال ١٩٩٩م به تصويب كنگره و در سال ٢٠٠٠م به امضاى رئيس جمهور وقت يعنى كلينتون رسيد. بر اساس اين قانون، ورود بيش از ٦٤٠٠ نوع كالاى كشورهاى آفريقاى زير صحرا به آمريكا، از معافيت كامل گمركى برخوردار شد. تأسيس مركز مطالعات استراتژيك آفريقا (ACSS ) در مجموعه وزارت دفاع اين كشور (پنتاگون) در اواخر دهه ١٩٩٠م كه با برگزارى ده‌ها سمينار و نشست، مسئوليت دموكراتيزه كردن كشورهاى آفريقايى، ارائه مكانيسم جلوگيرى، مديريت، حل بحرانها و كمك به راه‌اندازى نيروهاى حافظ صلح آفريقايى را بر عهده دارد. حضور اطلاعاتى ايالات متحده به بهانه مبارزه با تروريسم و تأسيس پايگاه‌هاى اطلاعاتى و احتمالاً نظامى هم جايگاه ويژه‌اى دارد و سفر روساى جمهور و وزارى خارجه و مسئولان آمريكايى به اين منطقه را هم بايد در راستاى اهميت اين منطقه براى ايالات متحده ارزيابى كرد. طرحهاى متعدد اطلاعاتى نظامى‌ايالات متحده امروزه در قالب طرح آفريكوم در آمده كه به سختى به دنبال تأسيس پايگاه نظامى در خاك آفريقاست كه با مخالفت شديدتر كشورهاى آفريقايى روبرو شده و در حال حاظر آفريكوم پايگاه نظامى خود را به اشتوتگارت آلمان انتقال داده است.
آمريكايى‌ها در طرح "آگوا" ابتدا مسأله را از پوشاك شروع كرده و مى‌گفتند: ما به آفريقايى‌ها پارچه مى‌دهيم تا آنها بدوزند و تبديل به پوشاك بكنند و ما دوباره از آنها بخريم، با اين كار، تا حدودى، هم صنعت نساجى خود را از ورشكستگى نجات دادند و هم اينكه در واقع، در بازار خودشان يك رقيب جدى براى چين ايجاد كردند و مهم‌تر اينكه، يك ژست مردم‌پسند و آفريقايى‌پسند ايجاد كردند كه توانستند براى آفريقايى‌ها، بازار كار و اشتغال ايجاد كنند! البته همه اينها تا يك حدى به وقوع پيوست، ولى وقتى ما آمار هفت هشت سال فعاليت "آگوا" را بررسى مى‌بينيم كه كم‌كم نفت در حدود ٩٥ درصد تبادلات در قالب اين طرح را به خودش اختصاص داده است؛ يعنى از پوشاك شروع شد، اما هدف، نفت قاره آفريقا و يا ايجاد زمينه‌اى بود كه آفريقايى‌ها را ترغيب كند تا نفت‌شان را به آمريكايى‌ها بفروشند. چون با فروش نفت در قالب اين طرح از پرداخت هر گونه ماليات و عوارضى معاف بودند و براى آفريقايى‌ها هم سود بيشترى به همراه دارد. مى‌خواهم بگويم با برنامه‌ريزى و طرحهاى مصوب قانونى وارد عرصه كار با آفريقا شده‌اند. البته از قديم، شركت‌هاى اروپايى وابسته به بريتانيا، فرانسه، ايتاليا، بلژيك، دانمارك و غيره هم در آنجا فعال بودند و سهم خودشان را مى‌بردند، اما اخيراً شركت‌هاى چينى در بعضى از مناطقى كه آمريكايى‌ها و اروپايى‌ها خيلى كمتر حضور داشتند، فعال شدند و لذا آنها هم سهم خودشان را مى‌برند. البته آمريكايى‌ها با اين شيوه توانستند، حجم تبادلات اقتصادى خودشان را با آفريقايى‌ها به تراز اقتصادى بيش از ٨٠ ميليار دلار در سال برسانند. البته چينى‌ها موفق شدند از مرز ١٠٠ ميليارد دلار بگذرند. الآن تقريباً نيمى از نفت چاد، نيمى از نفت نيجريه و بخشى از نفت الجزاير با حمل و انتقال لوله‌اى كه با سرمايه‌گذارى آمريكايى‌ها احداث شده به كامرون مى‌آيد و اين نفت‌ها از كامرون به آمريكا صادر مى‌شود. بنابراين، مى‌بينيد كه هنوز هم به لحاظ منابع، معادن و به لحاظ نفت و گاز، زمينه كاملاً مساعدى در آفريقا فراهم است و آفريقا در تيررس فعاليت‌هاى اقتصادى با اروپايى‌ها و آمريكايى‌هاست و كشورهاى آسيايى؛ مانند چينى‌ها، ژاپنى‌ها، هندى‌ها، كره‌اى‌ها و تايوانى‌ها و اخيراً ترك‌ها نيز حضور خيلى جدى در عرصه تجارت منطقه دارند.

در حال حاضر شاهد حضور پر رنگ چينى‌ها در آفريقا و حتى آمريكاى لاتين هستيم. نوع فعاليت چينى‌ها در آفريقا و نگاه آفريقايى‌ها به چينى‌ها چگونه است؟ آيا آنها از حضور چينى‌ها استقبال مى‌كنند؟
در سال ٢٠٠٠ ميلادى تراز تجارى چين با آفريقايى‌ها حدود ٤ ميليارد دلار و در سال ٢٠٠٨م نزديك به ٥٠ ميليارد دلار رسيده است. خود چينى‌ها اعلام كردند كه ما تا پايان سال ٢٠١٠م، تراز تجارى خودمان را به بيش از ١٠٠ ميليارد دلار مى‌رسانيم كه به اين هدف هم رسيده‌اند. اجلاس چين براى توسعه آفريقا موسوم به "فوكاك" از سال ٢٠٠٠م با فعاليت تنظيم تعاملات چين با آفريقا كارش را شروع كرد و نشست‌هاى چين با سران كشورهاى آفريقايى به طور منظم يك‌بار در چين و يك‌بار در يكى از كشورهاى آفريقايى برگزار مى‌شود. پس به راحتى مى‌توان نتيجه گرفت، كه آفريقا براى چين اهميت راهبردى داشته و چين براى گسترش و تعميق روند خود با آفريقا برنامه‌ريزى و سرمايه‌گذارى‌هاى لازم را انجام داده است، چرا كه چينى‌ها با اجراى بيش از ٨٠٠ پروژه عمرانى، سرمايه‌گذارى خارجى به ويژه در صنعت نفت آفريقا و بخشش كل بدهى‌هاى كشور آفريقايى؛ يعنى بخشش عملى يك ميليارد و سيصد ميليون دلار، توانسته‌اند خود را در زمره يكى از قوى‌ترين شركاى توسعه‌اى قاره آفريقا قرار دهند. اما متأسفانه همان مسيرى كه استعمارگران طى كردند، اينها هم دارند طى مى‌كنند؛ يعنى كالاهاى ضعيف، بى‌كيفيت و به اصطلاح بونجول‌شان را به ازاى نفت ارزشمندى كه از كشورهاى آفريقايى مى‌برند، به آنها عرضه مى‌كنند. البته اين نگاه، مورد اعتراض و انتقاد آفريقايى‌هاست و در حال حاضر بعد از چند سال، آفريقايى‌ها در مقالات يا سخنرانى‌هايشان دارند اين اعتراضات را ابراز مى‌كنند كه چينى‌ها طى اين سالها، يك نيروى متخصص براى ما تربيت نكردند و حتى‌كارگرهاى ساده خودشان را به از چين به آفريقا بردند؛ يعنى در قبال پروژه‌هايى كه اجرا كردند، به همان اندازه، نيروى متخصص در آفريقا تربيت نكردند. بنابر اطلاعى كه داريم، چينى‌ها زندانيان خودشان را براى كار به آفريقا مى‌بردند و به آنها اعلام كردند كه برويد و در آفريقا كار كنيد تا از نعمت آزادى بهره‌مند شويد. آفريقايى‌ها مى‌گويند: چينى‌ها تقريباً ٨٠٠ تا پروژه در آفريقا اجرا كردند، كه بايد ٨٠٠ تا متخصص در اين زمينه‌ها براى ما تربيت مى‌شد، كه عملاً چنين نشده است. حال چينى‌ها با اين چالش مواجه شدند و براى آن برنامه‌ريزى مى‌كنند. بحث بورسيه دانشجويان آفريقايى توسط چينى‌ها جدى شده و آنها كم‌كم دارند در پروژه‌هاى‌شان از متخصصان آفريقايى استفاده مى‌كنند. بحث كالاهاى بى‌كيفيت و نامرغوب چينى در آفريقا كه بازار بسيار كاذبى را در آنجا ايجاد كرده از بحث‌هاى مهم است، منتها چينى‌ها مشكل اساسى ديگرى كه در آنجا دارند، بحث فرهنگى است كه به هيچ‌وجه مردم آفريقا نتوانستند فرهنگ چينى‌ها را هضم كنند، به خصوص آن بخش از آفريقا كه مسلمان‌نشين هستند.

تضاد فرهنگى با چينى‌ها در چه قسمت‌هايى وجود دارد و آفريقايى‌ها روى چه مسائلى از فرهنگ چينى‌ها حساسيت دارند؟
اين مطلب را از قول يكى از سفراى كشورمان در اين قاره مى‌گويم، كه چينى‌ها براى حضور در آفريقا يك كُلنى‌ها (گروه‌ها)ى ١١ نفره تشكيل دادند از ميان در آنها دو نفر زن هستند و بقيه مرد كه اين دو نفر زن تمام كارهاى‌اين ٩ مرد را انجام مى‌دهند، از قبيل شست‌وشو و پُخت‌وپز گرفته تا تأمين نيازهاى جنسى آنها. اين فرهنگ، با فرهنگ مردم آفريقا سازگار نيست. البته آن ٩ مرد هم مشغول به كار هستند و با دوره‌گردى يا دستفروشى كالاهاى چينى را به فروش مى‌رسانند. دولت چين هم به صورت مجانى نيازهاى اوليه آنها را به عنوان سرمايه اوليه به آنها مى‌دهد، به عنوان مثال مى‌گويد: شما به ازاى هر چهار كانتينرى كه جنس بفروشيد، يك كانتينر هم مجانى و به عنوان دست‌مزد و سود فعاليت خودتان دريافت خواهيد كرد، لذا سفير و سفارت‌خانه چين در اين كشورها، موظف است آنها را كمك و حمايت كند تا آنها بتوانند به راحتى بارشان را ترخيص كنند، و امكانات لازم را در اختيارشان مى‌گذارند تا اينها شروع به فروختن اجناس بكنند.
يكى از مسئولين جهاد كشاورزى مى‌گفت كه مردم سودان، طبقه دوم خانه‌هايشان را به چينى‌ها اجاره نمى‌دهند. به عنوان مثال اگر منزل آنها دو طبقه است، طبقه اول خانه را به چينى‌ها مى‌دهند و مى‌گويند: اگر چينى‌ها در طبقه دوم باشند، وقتى‌عبادت مى‌كنيم، اينها مانع از رسيدن درخواست‌هاى ما به خداوند مى‌شوند. لذا چينى‌ها به لحاظ فرهنگى، بزرگ‌ترين چالش را در منطقه دارند و اتفاقاً برعكس، اين مسئله براى ما يك پتانسيل محسوب مى‌شود؛ يعنى ما به لحاظ فرهنگى هيچ مشكلى كه با قاره آفريقا نداريم، بلكه به راحتى از طرف آنها مورد پذيرش واقع مى‌شويم، به خصوص در مناطق مسلمان‌نشين. لذا جمهورى اسلامى ايران ذخيره معنوى بسيار گران‌قدرى در قاره آفريقا دارد، كه متأسفانه به آن كم‌تر پرداخته و اگر هم پرداخته‌ايم آن طور كه بايد و شايد نتوانسته‌ايم از آن بهره‌بردارى كنيم. در واقع همين كه آفريقايى‌ها - به از لحاظ فرهنگى - ما را به راحتى و با آغوش باز مى‌پذيرند، ما مى‌توانيم اين فرصت را غنيمت بشماريم؛ زيرا آنها ايرانى‌ها را استعمارگر نمى‌دانند و اينكه ايران هيچ‌گونه سابقه استعمارگرى، نه در دوران گذشته داشته و نه در حال حاضر، لذا ما مى‌توانيم به انجام كارهاى خيلى اساسى‌تر در منطقه اميد داشته باشيم.

پس چه‌طور چينى‌ها با اين تضادها و اعتراضات، اينقدر دارند در آفريقا فعاليت مى‌كنند؟
چينى‌ها آدم‌هاى خيلى خوش قولى هستند؛ يعنى به هر قولى كه به آفريقايى‌ها دادند، عيناً عمل كرده و اعلام نمودند كه ما تمام بدهى‌هاى كشورهاى آفريقايى را مى‌بخشيم. خوب، اين شعارى است كه خيلى از كشورهاى ديگر دادند، ولى‌فقط چين به آن عمل كرد.
از سوى ديگر، در كارهاى عمرانى كه چينى‌ها قولش را مى‌دهند، به سرعت شروع مى‌كنند و درست و به موقع تمام مى‌كنند. حتى خيلى از جاها به ظاهر، اين فعاليت‌ها را به صورت مجانى هم انجام دادند. به عنوان مثال براى اجلاس سران كشورهاى آفريقايى ظرف مدت ٦ ماه، يك سالن بسيار مناسب ساختند، ولى بعد گفتند: حيف نيست كه ما اين لودرها، بولدزرها و امكانات و وسايلى كه آورديم بخواهيم برگردانيم، لذا اگر قصد ساخت جاده، كارخانه يا سدى داريد، به ما بدهيد ما برايتان مى‌سازيم و به اين ترتيب، در آنجا خيمه زدند و الآن خيلى سخت مى‌توان براى به بدست آوردن پروژه‌ها با آنها رقابت كرد. سفير وقت سودان در ايران خودش مى‌گفت: ما يك زمانى در سودان هر پروژه‌اى را كه مى‌خواستيم اجرا كنيم، مى‌گفتيم ايران! و اگر ايران اجرا نمى‌كرد ما به مناقصه مى‌گذاشتيم كه بعد از يك مدتى، به جهت اين كه ما طلبى از آنها داشتيم و اينها در پرداخت اين طلب، آن طورى كه ما مى‌خواستيم نپرداختند، كم‌كم در اين عرصه، تعامل و كار براى ما و آنها سخت شد. حالا ببينيد كه چينى‌ها در سال‌هاى اخير، پروژه‌هاى بسيار بزرگ و سرمايه‌گذارى‌هاى بسيار كلانى را در سودان انجام دادند، ولكن ما از آنها غفلت كرديم. ولى عليرغم همه اينها، ما الآن هم روابط بسيار خوب و مستحكمى با سودان داريم.
يكى از اشتباهات بزرگ ما همين بدقولى‌هاى ماست؛ يعنى ما به خيلى از قول‌ها و تعهداتى كه به كشورهاى آفريقايى داده بوديم، عمل نكرديم و در واقع مى‌توانيم بگوييم كه متأسفانه از ارزش ذخيره‌هاى معنوى ما كاسته است. لذا وقتى مسئولان كشورهاى آفريقايى به ايران مى‌آيند، در سخنرانى يا سخنان‌شان چندين مرتبه به اين موضوع اشاره مى‌كنند؟ كه چرا شما به قولى كه به ما مى‌دهيد، عمل نمى‌كنيد؟ اول بياييد برنامه‌ريزى كنيد و بعد به آن شكلى كه مى‌توانيد عمل كنيد و به ما قولش را بدهيد و اگر واقعاً فعاليت‌هاى اقتصادى برايتان سخت است، با فعاليت‌هاى سياسى آغاز كنيد. البته خوشبختانه در دو سه سال اخير توانسته‌ايم يك مقدارى ما اين روند را اصلاح كنيم و با تحويل يك فروند كشتى ماهى‌گيرى به كشورهاى كومور و گامبيا، راه‌اندازى كارخانه سمند در سنگال، شرايط را بهبود ببخشيم و تعدادى از پروژه‌هاى مربوط به وزارت نيرو و انتقال برق را به خوبى و به موقع در آنجا اجرا كنيم. بنابراين، در سال‌هاى اخير ما توانستيم در كشورهاى آفريقايى مقدارى از آن نگرش‌ها و سابقه‌هاى بد و منفى را اصلاح كنيم، ولى رقباى ما با سرعت خيلى زياد و با دقت و شناخت خيلى بيشترى دارند حركت مى‌كنند و به جلو مى‌روند، امّا با اين حال باز هم تَه دل آفريقايى‌ها با ماست. و لذا هيچ شكى نكنيد كه در حال حاضر اگر اگر الآن آفريقايى‌ها مى‌نشينند و با اروپايى‌ها، آمريكايى‌ها و يا حتى با چينى‌ها مذاكره و يا قرارداد اجرا مى‌كنند، به خاطر فشارهايى است كه روى كشور آنها وجود دارد. بنابراين، آنها خيلى تلاش و تكاپو مى‌كنند، ولى افراد ضعيفى هستند كه مى‌خواهند با قدرتها مقابله كنند لذا به آن صورت نمى‌توانند مقاومت كنند. نمونه‌هاى خيلى بارز آن، حمايت آفريقايى‌ها از مواضع ما در خيلى از موارد در مجامع بين‌المللى است كه آنها نگذاشتند، حركت‌هايى كه غربى‌ها عليه ما آغاز كرده بودند، به نتيجه برسد، با اين كه تحت فشار غربى‌ها بودند. همه اين تهديدها هست ولى با اين حال مى‌بينيد آفريقايى‌ها الحق و الانصاف، در خيلى از تعهدهايى كه به ما داده بودند، و بويژه در بعد سياسى، سر موقع به آنها عمل كردند؛ و حتى مواردى داريم كه اگر كشورى به شكل‌هاى مختلف تهديد شده و تحت فشار بوده به يك بهانه‌اى، در جلسه شركت نكرده تا مجبور نشود عليه ما رأى بدهد و ما از اين موارد زياد داريم.

فكر مى‌كنيد علت اصلى حمايت‌هايشان از جمهورى اسلامى ايران چيست؟
همان ذخيره معنوى، كه اگر از من بپرسيد ريشه‌اش كجاست؟ مى‌گويم: ريشه‌اش انقلاب اسلامى است؛ يعنى وقوع انقلاب اسلامى در كشور ما، چنان جريان فرهنگى را در سطح دنيا منتشر كرد كه آفريقايى‌ها - كه به قول حضرت امام(ره)، خودشان سيلى خورده‌اند - حرف ما را بهتر مى‌فهمند و حرف ما در دل آنها بيشتر اثر دارد. اين واقعيت عينى وجود دارد.، چرا كه استعمار ساليان دراز، آنها را رنجور كرده بود، و آنها پيام انقلاب اسلامى را بهتر از ساير جاهاى دنيا گرفتند. خوب، ما بايد اين پيام را به شكل منطبق با فرهنگ آفريقا در منطقه بسط بدهيم. بنابراين، همه آنها در همه جا اظهار كردند كه قلب ما با شماست. مى‌گويند: و اگر يك جاهايى مى‌بينيد كه ما به زبان نمى‌گوييم، بدانيد كه خيلى تحت فشاريم. به عنوان مثال، در بحث حقوق بشر، هيچ موقع، حتى شش كشور شمال آفريقا هم به ما رأى مخالف ندادند، هميشه رأى آنها مثبت بوده و در خيلى از جاها هم توانستيم پرونده خودمان را با رأى و حمايت آفريقايى‌ها، از دستور كار سازمان ملل خارج كنيم و لذا قدر اين رأى را فقط ما نبايد بدانيم، خيلى از كشورهاى ديگر هم اين را مى‌دانند، مانند ژاپنى‌ها يا ترك‌ها. ژاپنى‌ها طرحى را به آفريقايى‌ها دادند كه به "تيكاد" (TIKAD ) معروف است كه در واقع اجلاس توكيو براى توسعه آفريقاست كه در سال ١٩٩٣م تأسيس شد و از آن سال تاكنون، چهار نشست در توكيو برگزار كرده است. اين حركت براى ژاپن كه همواره به دنبال بازار دور از دسترس آفريقا بوده و در مجامع بين‌المللى نياز به رأى ٥٣ كشور آفريقايى دارد، بسيار مهم است. آنها هم هرچند سال يك‌بار، كمك‌هايى را به آفريقا مى‌كنند و آفريقايى‌ها هم مى‌دانند كه اينها به جهت نيازى كه به رأى كشورهاى آفريقايى دارند، به اينها كمك‌ها را مى‌كنند. رسماً هم اعلام كرده‌اند كه براى كسب كرسى دايم شوراى امنيت سازمان ملل به رأى كشورهاى آفريقايى احتياج دارند.

نگاه آفريقايى‌ها به ژاپنى‌ها چه‌طور است؟ آيا از حضور آنها استقبال مى‌كنند؟
براى آفريقايى‌ها، ژاپن كشورى با توان‌مندى‌هاى بسيار و بدون سابقه استعمارى است، كه با فناورى‌ها و تأمين مالى، قادر به اجراى پروژه‌هاى بزرگ در آفريقاست و لذا طرح تيكاد اهميت ويژه‌اى براى آنها دارد. در ضمن، از آنجايى كه بعضى از كشورهاى توان‌مند آسيايى و سازمان‌هاى بين‌المللى نيز در اين كنفرانس عضويت دارند، زمينه مناسبى براى‌آفريقايى‌ها براى تعامل بيشتر با آنها فراهم شده است. به نوعى تيكاد، ابزار رابطه آفريقا با آسياست كه متاسفانه جاى ما آن جا هم خالى است. آفريقايى‌ها مى‌گويند: چه اشكالى دارد كه ما يك سرى از پتانسيل‌هايى را كه داريم، هزينه كنيم، در عوض، ژاپن هم يك‌سرى از مشكلات ما را حل كند. ژاپنى‌ها هم متقابلاً انتظار دارند كه در بحث شوراى امنيت و جاهاى ديگر، آفريقايى‌ها از اينها حمايت كنند. بنابراين، بقيه كشورها هم پى به قابليت ٥٣ رأى قاره آفريقا كه در واقع بزرگ‌ترين بلوك سياسى را در مجامع بين‌المللى را تشكيل مى‌دهند برده‌اند و دارند از آن استفاده لازم را مى‌برند.

فعاليت اتحاديه اروپا در آفريقا و نگاه آفريقايى‌ها به آنها چگونه است؟
اتحاديه اروپا، در قالب طرح "گوتونو" ارتباط خود را با كشورهاى آفريقايى، كشورهاى حوزه درياى كارائيب و اقيانوس آرام حفظ كرده و روابط خود را پيش مى‌برد. البته آفريقايى‌ها چون پى‌برده‌اند كه اين طرح ضامن منافع آنها نيست، لذا بر همين اساس از چند سال پيش به اتحاديه كومسا كه از اتحاديه‌هاى زيرمجموعه اتحاديه آفريقاست مأموريت دادند تا با مذاكره با اتحاديه اروپا، تغييرات ضامن منافع آفريقا در اين طرح را پى‌گيرى كند، كه كارشناسان معتقدند: شروع اين مذاكرات را بايد به معناى پايان دادن به طرح كوتونو و تولد طرح جديدى از سوى اتحاديه آفريقا قلمداد كرد. اما كشورهايى؛ مانند انگلستان و فرانسه به طور مستقل اولى در قالب جامعه كشورهاى مشترك‌المنافع و دومى در قالب جامعه كشورهاى فرانكوفون ارتباط و همكارى خود با آفريقا را با گستردگى بيشتر ادامه مى‌دهند. البته فرانسوى‌ها هم در قالب اجلاسيه‌هاى دو سالانه به ويژه طى ٥٠ سال گذشته به تعاملات خود با آفريقا ادامه مى‌دهند.

شما اشاره‌اى به نقش كشورهاى غربى در ناآرامى‌ها و تهديد به كودتا در منطقه داشتيد، كشورهاى استعمارى تا چه حد در بى‌ثباتى اين منطقه و تبليغات منفى عليه ما موثرند؟
چون استعمار حيات خودش را در مكيدن خون مستعمره‌هاى خودش مى‌بيند لذا هيچ وقت بيكار نمى‌نشيند و بيكار ننشسته است. آنها حواس‌شان جمع است و اوضاع منطقه را كنترل و مراقبت مى‌كنند تا پاى كشورهاى جديد به منطقه باز نشود. از سويى، مى‌بينيد كه با ايجاد جنگ‌هاى داخلى و كودتاها سعى مى‌كنند تا در پيشرفت اين كشورها وقفه ايجاد كنند تا مكان مناسبى براى فروش سلاح و مهمات خود به وجود بياورند. تقريباً ٢٠ سال است كه سودان درگير جنگ داخلى بين حكومت مركزى و جنوب است و تازه امروزه معلوم مى‌شود كه منابع عظيم نفتى در همان منطقه جنوب سودان واقع شده‌اند. يا امروزه مى‌بينيد كه اسرائيلى‌ها به دنبال ايجاد خط سبزى در جنوب سودان هستند تا قسمت جنوبى را از اين كشور جدا كنند، كه اگر امتداد پيدا كند، جنوب نيجريه را هم از نيجريه جدا خواهند كرد؛ چرا كه آنها مى‌خواهند منطقه مسيحى‌نشين را از منطقه مسلمان‌نشين قاره آفريقا تفكيك كنند تا رشد اسلام‌گرايى در منطقه در يك جايى متوقف يا حركتش كُند شود و اينها همه در ادامه همان طرح‌هاى استعمارى است و لذا به محض اين كه سودانى‌ها متوجه اين ماجرا شدند، فهميدند كه به هر قيمتى كه شده، بايد جلوى جنگ با جنوب را بگيرند و تفاهم‌نامه امضا كنند تا صلح در منطقه برقرار شود، كه دوباره بحث منطقه دارفور، و درگيرى و ناامنى در اين منطقه را پيش كشيدند و الآن مى‌بينيد كه طى‌اين چند سالى كه سودان كه از جنگ جنوب خلاص شده‌اند، درگير و متوجه منطقه غرب خودشان هستند و با شورشيان و آوارگان دارفور درگيرند. سودانى اگر آن را به حال خودش بگذارند، به تنهايى قادر است غذاى كل قاره آفريقا را تأمين كند؛ آفريقايى كه بيش از ٥٠ درصد آنها در گرسنگى به سر مى‌برند و يا با كمتر از يك دلار در روز، زندگى مى‌كنند. استعمار اين گونه دارد با اينها رفتار مى‌كند و سياست‌هايش را در منطقه دنبال مى‌كند. الآن هم با شعارهاى عوام‌فريبانه حقوق بشرى به دنبال استعمار خودشان هستند و يا آمريكايى‌ها در قالب شوراى CCA كه در واقع شوراى همكارى براى توسعه آفريقاست ادعا مى‌كنند كه در بين سال‌هاى ١٩٩٦ تا ٢٠٠٢م؛ يعنى ظرف ٦ سال، به ازاى هر دلار غيرنفتى كه در آفريقا سرمايه‌گذارى كرده‌اند، ١٠٦ دلار درآمد داشته‌اند كه اصلاً چنين ارزش افزوده‌اى در هيچ جاى دنيا سابقه ندارد. حتماً اين فعاليت شكل استعمارگونه و استثمارگونه داشته و گرنه امكان‌پذير نيست، كه با يك فعاليت معمولى و منطقى، كسى بتواند به چنين سود سرشارى برسد.

آفريقايى‌هايى كه مى‌دانند هنوز هم در كشورهاى غربى، روحيه استثمار و استعمارگرى وجود دارد، و از سوابق منفى و بد آنها در قبال مردم اين منطقه آگاه هستند، چگونه با هم به روابط با كشورهاى غربى تن در مى‌دهند؟
آنها به شدت در بعد فرهنگى كار كردند. اگر من نگويم ١٠٠ درصد، به جرأت مى‌توانم، بگويم كه بيش از ٩٠ درصد تحصيل‌كرده‌هاى كشورهاى آفريقايى كه زمام امور را در دست دارند، فارغ‌التحصيل دانشگاه‌هاى فرانسه يا انگليس و در ٢٠ تا ٢٥ سال اخير، اغلب فارغ‌التحصيل دانشگاه‌هاى آمريكايى هستند. يكى از دلايل اصلى رغبت‌شان به غرب، همين مسأله است. غربى‌ها نيروهاى مستعد آفريقايى را در منطقه شناسايى و سپس حمايت و بورسيه مى‌كنند و به آنها آموزش مى‌دهند و يا به دانشگاه‌هاى خودشان مى‌برند و در طى دوران تحصيل، روى اينها كار مى‌كنند؛ يعنى صرفاً اين‌گونه نيست كه اينها فقط بروند و درس بخوانند، بلكه آنها را از لحاظ خُلق و خُوى و رفتار و سبك زندگى و حتى فكر و انديشه نيز غربى مى‌كنند و اين يك برنامه بين‌المللى براى‌مناطق جهان است، كه كشورهاى استعمارى دارند پياده مى‌كنند، و لذا كار آنها حساب شده و برنامه‌ريزى شده است.
بحث ديگر، سرمايه‌گذارى و برنامه‌ريزى‌هاى غربى‌ها روى اقوام و قبيله‌هاى آفريقايى است. شما نمى‌توانيد بحث طايفه و قبيله‌گرايى را در آفريقا كتمان كنيد؛ يعنى هر كس بخواهد خارج از اين ديدگاه به اين منطقه نگاه كند، تحليلش دچار اشتباه خواهد شد. بحث طايفه‌گرى و قبيله‌گرايى و اين كه فقط برخى از طوايف در رأس امور سياسى و اقتصادى يك كشور قرار مى‌گيرند، يا اينكه نظام طبقاتى خاصى براى بعضى از طوايف وجود دارد، يك واقعيت غيرقابل انكار است. كشورهاى غربى با علم به اين واقعيت در آفريقا مى‌آيند و روى قبايل و اقوامى كه در رأس امور هستند، سرمايه‌گذارى مى‌كنند؛ چرا كه مى‌دانند رهبرى نظام، خارج از اين دسته‌ها و گروه‌ها نيست؛ يعنى اين‌قدر اينها روى مسائل آفريقا دقيق شده‌اند.

فعاليت رژيم صهيونيستى در آفريقا را چگونه ارزيابى مى‌كنيد و اين رژيم چه فعاليت‌هايى را در اين منطقه انجام مى‌دهد؟
اسرائيلى‌ها طرحى دارند، كه شايد بيش از سى سال است كه دارند آن را اجرا مى‌كنند. آنها هر ساله، تعدادى از جوانان آفريقايى را براى تحصيل در رشته‌هاى كشاورزى به فلسطين اشغالى مى‌برند البته در حال حاضر به رشته‌هاى ديگر هم كشيده شده و در اسرائيل به آنها آموزش مى‌دهند و سپس آنها را به آفريقا برمى‌گردانند. حتى در برخى از كشورهاى منطقه، زمين‌هايى را از يك‌سرى كشورها اجاره ميكنند تا فعاليت‌هاى‌كشاورزى شان را در آن كشورها انجام دهند. به نظر من، اين زمينه‌ها براى ما هم وجود دارد و ما بايد به صورت جدى روى اين مسأله؛ يعنى آموزش در آفريقا سرمايه‌گذارى كنيم. اگر شما روابط فرهنگى و علمى ما را با قاره آفريقا بسنجيد، خواهيد ديد بيشتر حول رشته‌هاى علوم اسلامى است، در حالى كه ما بايد در رشته‌هاى پزشكى، فنى و مهندسى و علوم پايه، نيز عنايت و توجه خاصى به آفريقا داشته باشيم و با يك برنامه‌ريزى صحيح، نخبه‌هاى علمى اينها را كه البته در آن نظام طبقاتى، جايگاه ويژه خودشان را دارند شناسايى كنيم و اينها را به كشور خودمان بياوريم و آنها را تحت پوشش مناسب علمى و آموزشى‌قرار بدهيم تا در مناسبات آينده منطقه، حرف جدى و نيروهاى توانمندى براى تقويت و گسترش روابط با اين كشورها داشته باشيم.

آفريقا در رسانه‌هاى غربى چه جايگاهى دارد؟
برايشان خيلى مهم است. شما بسيارى از شبكه‌هاى ماهواره‌هاى وابسته به غرب رإ؛ف‌ف‌ع‌ة مى‌بينيد، كه برنامه‌هاى مستندى از آفريقا پخش مى‌كنند. خود آفريقايى‌ها هم علاقه زيادى به اين رسانه‌ها دارند، يعنى ما آفريقايى‌هايى را مى‌شناسيم كه عليرغم اين كه فقير هستند، اما حتماً روزنامه مى‌گيرند و مطالعه مى‌كنند. داشتن راديو يك چيز لاينفك زندگى آنهاست؛ يعنى شما به راحتى مى‌توانيد در آفريقا فرستنده‌اى را تهيه كرده و برنامه‌هاى راديويى را در يك شعاع مشخصى‌بفرستيد. لذا اگر ما براى دوستان آفريقايى كه به ايران و به حوزه علميه يا بعضى از دانشگاه‌هاى ما آمدند تا تحصيل كنند، بايد برنامه داشته باشيم و اينها را به لحاظ برنامه پشتيبانى كنيم، تا پس از مراجعت به كشورشان افرادى مفيد و تأثيرگذار باشند. از همين امكان ايستگاه‌هاى راديويى محلى مى‌توانستند آنچه را كه آموخته‌اند، تبليغ كنند.

فرصت‌ها، عملكردها و نقاط ضعف و قوت ايران در ارتباط با آفريقا را در گفتگويى ديگر با شما بررسى مى‌كنيم، اگر سخنى در اين زمينه باقى مانده است، بفرمائيد؟
بنده از كسانى هستم كه معتقدم: ما براى كار در آفريقا اگر لازم باشد بايد سوبسيد بدهيم و اين سوبسيد دادن ضرر نيست؛ نوعى سرمايه‌گذارى است كه منافع مستقيم و غيرمستقيم آن بسيار زودتر از اشكال ديگر سرمايه‌گذارى خود را نشان مى‌دهد؛ يعنى ما بايد اين مسأله را بايد براى مسئولين كشور جا بيندازيم، كه تفكر اين كه بخواهيم با اينها كار كنيم و به ازاى هر يك دلارى كه خرج مى‌كنيم، چند دلار همين الآن در بياوريم، اشتباه است. دولت بايد در اين رابطه، تكليف خودش را با قاره آفريقا خيلى شفاف بيان كند و از فعاليت‌ها در اين منطقه حمايت ويژه بكند و زمينه و بستر لازم را براى حضور پررنگ ايرانى‌ها، فراهم كند. دولت بايد كمك‌هاى توسعه‌اى خودش را هدفمند كند؛ يعنى به تاجر بگويد: شما برو با آفريقايى‌ها كار بكن و سودى كه از كار كردى را بيا از من بگير. بايد به سفارت‌خانه خودشان ابلاغ كند كه شما موظف هستيد، همه تجار را در تمام صحنه‌هاى كار در كشور آفريقايى مربوط به شما، حمايت كنيد و اگر كارش به مشكل خورده، برويد و مشكلش را رفع كنيد. دولت بايد يك حاشيه امنيتى به لحاظ سرمايه‌گذارى و براى گسترش روابط تجارى و اقتصادى براى تجار ما در قاره آفريقا ايجاد كند. حتى كسانى كه بخواهند كار فرهنگى بكنند، الآن زمينه كاملاً فراهم است، كه آنجا بروند و براى آفريقا محصولات فرهنگى توليد كنند. ما در اين زمينه، پيشرفت‌هاى خوبى در داخل كشور داشتيم، مى‌توانيم دستاوردها و پيشرفت‌هاى خودمان را در قاره آفريقا هم گسترش بدهيم، ولى بايد حمايت بشويم تا بتوانيم از پس رقباى چينى، هندى، ژاپنى، تايوانى، كره‌اى و ترك بر بياييم، و در غير اين صورت، كار با آفريقايى‌ها و در آفريقا يك شعار تو خالى است.
بخش‌هاى نفت و پتروشيمى، كشاورزى، صنايع غذايى، برق، معادن و گردش‌گرى (توريسم) از مزايا و قابليت‌هاى اقتصادى قاره آفريقاست، كه تمام كشورهاى پيشرفته و در حال توسعه براى آن برنامه دارند و بخش دولتى و خصوصى ايران اگر به دنبال تأثيرگذارى، سودآورى و پولدار شدن است، بايد روانه آفريقا شود. شركت‌هاى ايرانى با برپايى نمايشگاه‌هاى فصلى مى‌توانند تعاملات بيشترى با كشورهاى آفريقايى داشته باشند و با راه‌اندازى صنايع كوچك و متوسط در قاره آفريقا مى‌توانند پايگاه محكمى ايجاد كنند. توليدكنندگان ايرانى با اين راهكار مى‌توانند محصولات خود را از اين قاره به ساير نقاط جهان، بدون حقوق گمركى و با استفاده از معافيت مالياتى، صادر كنند.
من امروز معتقدم، كه كار نكردن با آفريقا فقط از دست دادن يك سرى فرصت‌هاى طلايى نيست، بلكه تهديد امنيت و منافع ملى ما هم هست. يعنى اين طور نيست كه كسى بگويد ما كه به فرصت‌سوزى معروف شده‌ايم حالا يك‌سرى فرصت‌هايى هم در آفريقا داشتيم و آنها را از دست داديم. نه، اين طور نيست، اگر با آفريقا كار نكنيم، امنيت ملى و امنيت منافع ملى‌مان هم در خطر مى‌افتد و به راحتى مى‌توان اين ادعا را اثبات كرد و در حين گفتگو هم به مواردى از اهميت استراتژيك آفريقا پرداخته‌ايم. اين قاره، قاره‌اى است كه بيش از پنجاه درصد جمعيت آن مسلمان هستند. اكثريت قاره با مسلمانان است. آيا شما مى‌توانيد به اين پتانسيل بگوييد كه من به شما پشت مى‌كنم و به شما بى‌توجه و بى‌اعتنا هستم؟ امّا ببينيد كه مسيحيت چگونه در آنجا كار مى‌كند؟ البته بنده، معتقد به جنگ بين مسيحيان و مسلمانان آفريقا نيستم، ولى قطعاً رقابتى جدى بين آنهاست. خوب آيا ما مى‌توانيم به اين مسأله بى‌تفاوت باشيم؟ آيا مى‌توانيم به گسترش فعاليت‌هاى مبلغان مسيحى در اين منطقه بى‌تفاوت باشيم، يا رشد اسلام‌گرايى در آفريقا را ناديده بگيريم و براى آنها برنامه‌اى نداشته باشيم؟!

اميد است اين گفتگو گامى براى توسعه و تقويت آفريقاشناسى در كشورمان باشد و به شناخت و آگاهى بيشتر از آفريقا در كشورمان كمك بكند.