پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - کتابشناخت
کتابشناخت
با نويسندگان
ديدگاه انتقادى انسانى در انديشه و آثار علامه فضل الله
دكتر عبدالجبار رفاعى
در آغاز دهه هفتاد قرن گذشته و در هنگامى كه دانشجوى دانشگاه بغداد بودم، از طريق كتاب "روش هاى دعوت در قرآن" و دومين سرمقاله مجله" الاضواء" با عنوان " كلمتنا" با انديشه علامه سيد محمد حسين فضل الله آشنا شدم. نخستين سرمقاله اين مجله با عنوان "رسائلنا" به شهيد فقيد آيت الله سيد محمد باقر صدر اختصاص داشت.
"كلمتنا" سنجه اى بود با متنى كوتاه اما نغز؛ به سان پلاكاردى كه شعارش اين بود: "كار و عمل در اولويت اما تجرى و جسارت هرگز" . مرحوم فضل الله در اين نوشتار به الهام گيرى از گذشته يا تمجيد گذشتگان متمركز نشده بود اما صحابه پيامبر (ص) و عصر نبوى را به ساير عصور پس از آن برترى داده بود. حركت تاريخ در آن نوشتار سير ارتجاعى و بازگشت گونه داشت به طوريكه پيوسته به انحطاط و قهقرا مى گرايد. همانند تصويرى كه سيد قطب تحت عنوان "يگانه نسل قرآنى" در كتابش "معالم فى الطريق" آن را ترسيم كرده و دو سال پيش از ان مرا به عنوان خواننده در روياها و آرمان هاى اوتوپيايى غرق كرده بود.
نوشته هاى او همواره در فضاى اكنون و در باره تناقض ها و مشكلات مبتلابه جامعه اسلامى بود كه طى آن تلاش مى كرد اين مشكلات و تناقض ها را واشكافى، نقد و تحليل نمايد. او هرگز اسير تمجيد گذشتگان و برشمارى خطاهاى تاريخ و وارونه خواندن شكست ها به موفقيت ها و تقديس همه آنچه در ميراث گذشته مى آمد، نشده و رويكرد او نقد و تحليل مسائل جارى و چالش برانگيز با نگاهى به گذشته بود و در اين راه جسارت به خرج مى داد.
مرحوم علامه فضل الله در سخنرانى ها و نوشته ها و گفت ههاى خود از نقد و نگاه انتقادى غفلت نمى كرد و من و ديگر جوانان مسلمان جنبش هاى اسلامى از انديشه انتقادى و طرح پرسش هاى چالش برانگيز و توجه به ضرورت طرح آن با تكيه بر اين اصل كه پرسش كليد شناخت است و هر پرسشى داراى پاسخى درخور است، چيز هاى بسيارى آموختيم. به عبارتى من نخستين بار با مطالعه آثار او از زندان معرفتى و انديشه خارج شدم.
چراكه سى سال پيش در بند تقيه گرفتار بوديم اما او بود كه ما را به سخن گفتن در باره انديشه دينى ترغيب كرد و از تجربه هاى خاص خود در اين زمينه با ما سخن گفت. در ديدار اخير خود با او نيز على رغم آنكه از لحاظ جسمى در وضعيت مناسبىنبود و از بيمارى رنج مى برد، اما بر همين اسلوب و روش از نخستين گام هايش در حوزه علميه نجف در ٦٠ سال پيش و تلاش هايش براى اصلاح و تغيير در كنار شهيد آيت الله سيد مهدى حكيم و شمارى از شاگردان ايشان سخن مى گفت.
مرحوم علامه فضل الله در حالى به حوزه نجف قدم گذاشت كه موجى از آرزوها حول محور نهضت اسلامى و همراهى با مصلحين حوزه از جمله سيد محسن امين، شيخ محمد رضا مظفر، محمد تقى حكيم و شهيد محمد باقر صدر او را احاطه كرده بودند.
هر چه از او شنيدم يا از نوشته هايش خواندم، چيزى نيافتم جز گرايشى انسانى كه بر انديشه دينى او سايه گسترده بود و در همين چارچوب به آنچه دولت انسانى و ابعاد انسانى دين نام نهاده بود ، فرامى خواند كه نمونه هاى آن را مى توان در آثار فقهى و فتواهاى خلاف مشهور او همچون طهارت مطلق انسان جست.
شايد ده سال پيش بود كه در باره فتواى او مبنى بر "بلوغ دختران در سن ٩ سالگى" با ايشان به مناقشه پرداختم و به ابعادبيولوژيكى و روان شناختى و نيز ابعاد اجتماعى بلوغ پرداخته و به برخى فتواهاى مشهور از جمله فتواى مرحوم شيخ طوسى در مبسوط و ديگران در باره بلوغ دختران در سن ١٣ يا ١٤ يا ١٦ سالگى استناد كردم و گفتم كه تكليف دختران در سن نه سالگى تكليف ما لا يطاق است بويژه انانى كه در روستاها و زير گرماى سوزان خورشيدو در روزهاى ١٦ ساعته ماه رمضان در تابستان به كشاورزى مشغول هستند.
ايشان پاسخ داد كه حتما در باره اين موضوع با دقت و عمق بررسى و تلاش خواهم كرد تا به يك موضع فقهى مستدل دست پيدا كنم. يك سال بعد وقتى به ديدار ايشان رفتم، كتابى با عنوان "بلوغ دختران" را كه حاوى مدارك فقهى و استدلال هاىناظر بر فتواى جانشين و بديل در باره سن شرعى بلوغ دختران متناسب با سن بلوغ طبيعى، بيولوژيكى و روان شناختىدختران بود، به من اهدا كرد.
ايشان بر همين اسلوب به نظرات كارشناسى ستاره شناسان و علماى علم نجوم در تشخيص آغاز ماه مبارك رمضان و زمان حلول عيد فطر و قربان توجه و مراجعه مى كرد.
و بدين گونه بود كه علامه فقيد به مواضع انتقادى صريح و گرايش انسانى و توجه به نظرات علمى در مطالعات تفسيرى، فقهى و مواضع و انديشه و روابط اجتماعى خود مشهور گشت.
سيدى از سلاله حسنى
شجره مرحوم علامه فضل الله با چندين نسل به حضرت امام حسن مجتبى (ع) مى رسد. شجره نامه ايشان را اينگونه مىتوان ترسيم كرد:
" محمّد حسين فرزند سيد عبد الرؤوف فرزند نجيب الدين فرزند سيد محيى الدين فرزند سيد نصر الله فرزند محمد بن فضل الله (كه خانواده و نسبت ايشان به همين نام معروف شد) فرزند محمد بن محمد بن يوسف فرزند بدر الدين فرزند علىفرزند محمد بن جعفر فرزند يوسف فرزند محمد فرزند حسن فرزند عيسى فرزند فاضل فرزند حيى فرزند حوبان فرزند حسن فرزند ذياب فرزند عبد الله فرزند محمد فرزند يحيى فرزند محمد فرزند داود فرزند ادريس فرزند داوود فرزند أحمد فرزند عبد الله فرزند موسى فرزند عبد الله فرزند الحسن المثنى فرزند امام حسن سبط پيامبر و فرزند پاك امام على بن أبىطالب (عليه السلام). "
كتب شناخت علامه فضل الله
علامه سيد محمد حسين فضل الله داراى شمار قابل توجهى از آثار قلمى در باره موضوعات اسلامى، فقهى، مسائل شرعىو انديشه و تاريخ بود كه از جمله آنها مى توان به عناوين زير اشاره كرد:
- من وحى القرآن: تفسير القرآن الكريم.
- اسلوب الدعوة فى القرآن.
- من عرفان القرآن.
- كتاب الزهراء القدوة.
- فى رحاب اهل البيت.
- نظرة اسلامية حول عاشوراء.
- من وحى عاشوراء.
- على ميزان الحق.
- حديث عاشوراء.
- دنيا المرأة.
- دنيا الشباب.
- دنيا الطفل.
- تأملات اسلامية حول المرأة.
- فقه الشريعة، ويتضمن رسالته العلمية هو من ثلاثة اجراء.
- احكام الشريعة.
- الفتاوى الواضحة.
كتاب الصوم.
المناسك الفقهية.
فقه الحياة.
الاسلام ومنطق القوة.
مع الحكمة فى خط الاسلام.
خطوات على طريق الاسلام.
- الحركة الاسلامية: هموم وقضايا.
- فى آفاق الحوار الاسلامى المسيحى.
- المدنس والمقدس.
امراء وقبائل.
حركة النبوة فى مواجهة الانحراف.
- الحوار فى القرآن.
جهان كتاب
درباره كتاب "اسلام و راهى به سوى توسعه انسانى و اقتصادى"
اسلام محمدى؛ الگوى اصيل توسعه
نويسندگان: حسين عسكرى و عباس ميرآخور
ناشر: انتشارات پالگريو مك ميلان
نيكو پرهيزگارى
جهان در سالهاى اخير به دلايلى اغلب سياسى بسيار بيشتر از پيش شاهد انتشار مقالات، رسالهها و كتابهاى مختلف درباره اقتصاد اسلامى، سرمايهگذارى اسلامى، حقوق و قوانين اسلامى و در مجموع دين اسلام بوده است. اغلب اين آثار فقط به مؤسسات يا جوامع اسلامى خاصى پرداختهاند و معمولاً در آنها نگاهى منتقدانه درباره وضعيت مؤسسات در كشورهاىاسلامى جهان معاصر مطرح شده است.
پروفسور عباس ميرآخور، اقتصاددان ايرانى برنده جايزه ساليانه بانك توسعه اسلامى و پروفسور حسين عسكرى، استاد ايرانى دروس بازرگانى بينالمللى و امور بينالملل در دانشگاه جورج واشنگتن، با همكارى يكديگر كتابى را با عنوان "اسلام و راهى به سوى توسعه انسانى و اقتصادى" به رشته تحرير درآوردهاند كه توسط انتشارات پالگريو مك ميلان در تاريخ سوم اوت ٢٠١٠ (١٢ مرداد ١٣٨٩) به چاپ مىرسد. به گفته پروفسور جف نيوجنت، استاد اقتصاد دانشگاه كاليفرنياى جنوبى، نويسندگان اين كتاب ٢٤٢ صفحهاى اگرچه همچنان ديدگاهى انتقادى را درباره آنچه در مؤسسات واقع در كشورهاى اسلامىمشاهده كردهاند، مطرح مى كنند، اما نگرش آنها در اين اثر كاملاً متفاوت از نگرش انتقادى مطرح شده در آثار فوقالذكر است. آنها در كتاب خود از كلام حضرت محمد (ص) و آموزههاى عالى او در اين زمينه سود بردهاند تا اين بحث را در ميان بگذارند كه اسلام قرآنى و اسلام محمدى الگويى منسجم، متعادل و جامع در اين زمينه ارائه مىدهد كه بر اساس آن حتى در دنياى امروزى هم مىتوان جوامعى موفق به وجود آورد. اگر الگوى سازمانى مطرح شده توسط قرآن و پيامبر اسلام (ص) به عنوان بنيان چنين جوامعى به كار گرفته شود، نه تنها سرمايه مادى و انسانى و تكنولوژيك براى حصول پيشرفتِ مداوم اندوخته مىشود، بلكه اهداف توسعه انسانى و توازن اجتماعى نيز برآورده خواهد شد. اين الگوى جامع، جهان را به سوى كم هزينه شدن معاملات پيش خواهد برد؛ جهانى كه در آن هنجارهاى نيرومند اجتماعى، نياز به بوروكراسى و احتمال وقوع ديكتاتورى را به ميزانى قابل توجه كاهش مىدهد.
پروفسور نيوجنت در ادامه، اين چنين به تحسين كتاب مىپردازد: "نويسندگان اين كتاب در عين معرفى آموزههاى پيامبر اسلام (ص) در اين زمينه، خوانندگان خود را به سفرى باشكوه در طول تاريخ تفكر مىبرند."
همچنين رابرت لونى، پروفسور عالى رتبه دانشكده تحصيلات تكميلى ناوال با ذكر اين كه كتاب "اسلام و راهى به سوىتوسعه انسانى و اقتصادى" تلاشى قابل تقدير در معرفى الگوى اصيل اسلامى براى ايجاد پيشرفت در جوامع در حال توسعه به شمار مىآيد، آن را بر خلاف كتابها و رسالههايى كه پيشتر در اين زمينه انتشار يافته است، تلاشى موفق ارزيابىمىكند: " دانش بىكران اسلامى با ديدگاه منسجم و احساسات عميق نويسندگان در هم آميخته و چنين كتابى را به وجود آورده است، به همين دليل اين كتاب را مىتوان در سالهاى آينده نيز به عنوان اثرى استاندارد در اين زمينه به كار برد."
اما پروفسور رادنى ويلسون، استاد دانشكده "دولت و امور بينالملل" دانشگاه دورهام در اين باره معتقد است: "نويسندگان اين كتاب از زاويه ديدى اسلامى به نقد ديدگاههاى ايجاد توسعه كه بر اساس نظريه كلاسيك آدام اسميت مطرح شدهاند و نظريههاى جديدتر قرن بيستمى در اين زمينه مىپردازند. تأكيد آنها بر اين است كه توسعه را نبايد تنها با معيار پيشرفت مادى اندازهگيرى كرد، بلكه بايد معيارى انسانى نيز براى اندازهگيرى اين توسعه در نظر گرفته شود؛ حال چه در زمينه پيشرفت فردى و چه در زمينه شناخت مسئوليت اجتماعى و در نهايت، پاسخگويى به خداوند متعال."
اين استاد دانشگاه مىافزايد: "خواندن اين كتاب را براى دانشجويان رشته اقتصاد اسلامى ضرورى مىدانم و بايد اضافه كنم كه رشته اقتصاد اسلامى رشتهاى است كه روزبه روز در دانشگاههاى بيشترى در سراسر آمريكاى شمالى و اروپا و مسلماً جهان اسلام ارائه مىشود."
همچنين على علوى، يكى از مديران مركز Carr دانشگاه هاروارد در اين باره مىگويد: "عباس ميرآخور و حسين عسكرى اثرى پيشرو و بسيار مهم را به رشته تحرير درآوردهاند. اثر آنها در عين دقيق بودن و شناخت كامل سير نظريات و سياستهاى اقتصادى و اجتماعى غرب، ديدگاههاى قابل توجه و تازهاى را بر اساس اخلاقيات و روحيات اسلامى بيان مىكند. اين گونه است كه آنها در اثر خود قواعد روحانى اسلام را با درك جديدى از طبيعت، مفهوم و اهداف توسعه اقتصادى در هم مىآميزند تا اثرى كاملاً متفاوت را به وجود بياورند. ميرآخور و عسكرى در اين فرآيند، باب تازهاى از تحقيق را در حوزه توسعه اقتصادى گشودهاند."
به عقيده او، دستاورد بزرگ عسكرى و ميرآخور در اين اثر اين است كه سنتهاى معنوى عالى اسلام را به قلب بحث توسعه اقتصادى كشاندهاند: "اثر آنها بىترديد اثرى موفق است و شايستگى شناخته شدن به عنوان اثرى موفق را نيز دارد."
اقبال خان، مدير ارشد شركت سرمايهگذارى فجر و مدير ارشد سابق بانك HSBC Amanah نيز نظرى مشابه در اين باره دارد: "كتابى دلگرمكننده كه مفهوم كلى توسعه اقتصادى را با تفكر اقتصادى اسلامى در كنار هم مطرح مىكند تا الگويى جديد را براى توسعه اقتصادى جهان بيافريند. اين كتاب عميق حاوى ديدگاههايى كاملاً تازه و مفيد براى اقتصاددانها، بانكداران بانكهاى اسلامى، ان جى اوها، كارمندان دولت و تمام افرادى است كه دوست دارند جهانى بهتر و عادلانهتر را براى همگان به وجود بياورند."
و بخوانيد نظر پروفسور دانلد لوسمن، استاد اقتصاد دانشكده صنايع نيروهاى مسلح آمريكا را درباره اين كتاب: "كتاب "اسلام و راهى به سوى توسعه انسانى و اقتصادى" اثرى روشنگرانه درباره اسلام و رابطه آن با مفهوم توسعه اقتصادى است و همين است كه اين كتاب را براى تمام افرادى كه به بالا بردن سطح درك خود از اسلام، سير نظريات اقتصاددانها درباره مفهوم توسعه و قواعد اخلاقى پيشرفت اقتصادى علاقهمندند، به اثرى خواندنى تبديل مىكند."
عناوين سرفصلهاى كتاب به شرح زير است:
"سير نظريات غرب درباره مفهوم توسعه"، "توسعه به معناى زيست بهتر انسانى"، "عناصر بنيادى توسعه در اسلام"، "ابعاد توسعه در اسلام"، "ساختار سازمانى توسعه در اسلام".
درباره نويسندگان
پروفسور عباس ميرآخور نخستين دارنده كرسى ماليه اسلامى در مركز بينالمللى مطالعه ماليه اسلامى (INCEIF ) مالزى است. او متولد ايران است و مدرك دكتراى اقتصاد خود را در سال ١٩٦٩ از دانشگاه ايالتى كانزاس دريافت كرده است. ميرآخور از ١٩٦٩ تا ١٩٨٤ در دانشگاههاى مختلف آمريكا و ايران به تدريس پرداخت و از ١٩٨٤ تا ١٩٩٠ در صندوق بينالمللى پول IMF به عنوان كارمند و از ١٩٩٠ تا ٢٠٠٨ به عنوان مدير اجرايى و رئيس هيأت اجرايى اين صندوق خدمت كرد. او تا كنون جوايز متعددى را در حوزه اقتصاد دريافت كرده كه از آن جمله است جايزه Order of Companion of Volta به خاطر خدمات ميرآخور در كشور غنا كه در سال ٢٠٠٥ توسط رئيس جمهور غنا به او اهدا شد، جايزه ساليانه بانك توسعه اسلامى كه در سال ٢٠٠٣ به خاطر تحقيقاتش در حوزه اقتصاد اسلامى دريافت كرد و ستاره "قائد اعظم" به خاطر خدمات ميرآخور در پاكستان كه در سال ١٩٩٧ توسط رئيس جمهور پاكستان به او اعطا شد. ميرآخور كتابها و مقالات متعددى را در حوزه اقتصاد اسلامى به رشته تحرير درآورده است كه از آن جمله مىتوان به "مقالاتى درباره اقتصاد: ديدگاه اسلام درباره مسائل اقتصادى" (١٩٨٩)، "مطالعات نظرى درباره بانكدارى و ماليه اسلامى" (١٩٨٧)، "در باب ماليه اسلامى: نظرى و عملى" (٢٠٠٧) و "نكاتى جديد درباره ماليه و اقتصاد اسلامى: پيشرفتها و چالشها" (٢٠٠٩) اشاره كرد.
پروفسور حسين عسكرى، استاد دروس بازرگانى بينالمللى و امور بينالملل در دانشگاه جورج واشنگتن است كه به مدت دو سال و نيم عضو هيأت اجرايى صندوق بينالمللى پول و مشاور ويژه وزير دارايى عربستان سعودى بوده است. عسكرى در اواسط دهه ١٩٨٠ مديريت هيأتى بينالمللى را در اجراى پروژهاى منطقهاى و بينالمللى در عربستان سعودى به عهده گرفت. او تمام مدارك تحصيلى خود را از MIT دريافت كرده و به عنوان استاديار در دانشگاه Tufts و استاد در دانشگاه تگزاس خدمت كرده است. عسكرى كتابها و مقالات تخصصى متعددى را با موضوع توسعه اقتصادى در خليج فارس، اقتصاد و ماليه اسلامى، تجارت و سرمايهگذارى بينالمللى، اقتصاد كشاورزى، اقتصاد نفت و قوانين اقتصادى به رشته تحرير درآورده و نظريات اقتصادى او تا كنون در تمام روزنامههاى مهم ايالات متحده انعكاس يافته است.
درباره ناشر
انتشارات "پالگريو مك ميلان" يكى از ناشران مهم دانشگاهى در جهان محسوب مىشود كه كتابها، نشريات، رسالهها و آثار مرجعى را براى مقاطع تحصيلى كارشناسى ارشد و دكترى و همچنين پژوهشگران حرفهاى به صورت چاپى و آنلاين منتشر مىكند. آثار منتشره اين ناشر بيشتر بر حوزههاى علوم انسانى، علوم اجتماعى و بازرگانى متمركز شده است. اين ناشر به عنوان بخشى از گروه كارى "مك ميلان"، سنت ١٥٠ ساله اين گروه را در زمينه چاپ آثار دانشگاهى ادامه مىدهد. پالگريو مك ميلان براى نيل به اين هدف، دفاترى را نيز در بريتانيا، اروپا، ايالات متحده، كانادا، استراليا، آسيا، آمريكاى لاتين، آقريقا و خاورميانه تأسيس كرده و كتابهايى از اين ناشر تا كنون برنده جوايز معتبر جهانى شده است. از جمله كتابهايى كه انتشارات پالگريو مك ميلان پيشتر در حوزه مطالعات اسلامى منتشر كرده بود، مىتوان به "فرهنگ، هويت و مدارس اسلامى: رويكرد فلسفى" اثر مايكل اس مرى، "اسلام دات كام: گفتمان معاصر اسلامى در فضاى مجازى" اثر محمد النواوى و سحر خميس و "اسلام، غرب و تساهل: درك همزيستى" اثر آرون تيلور اشاره كرد.
منابع:
وبسايت انتشارات پالگريو مك ميلان
وبسايت آمازون
وبسايت حسين عسكرى
از ميان تازه ها
آيين ها و مذاهب
تاريخ سياسى خوارج شمال آفريقا - تاريخ سياسى خوارج شمال آفريقا (در سدههاى اول و دوم هجرى) نوشته رضا كردىدر ٢٦٩ صفحه با همكارى پژوهشگاه حوزه و دانشگاه از سوى انتشارات سمت با همكارى پژوهشگاه حوزه و دانشگاه از سوى سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاهها منتشر شد.
اين كتاب در راستاى بررسى چگونگى پيدايش جريان مذهبى سياسى خوارج در تاريخ اسلام كوشيده شده است با تكيه بر دادههاى منابع، فرايند شكلگيرى اين جريان را مورد بازخوانى قرار دهد.
كليات، زمينهها و عوامل سياسى گسترش خارجىگرى در شمال آفريفا، مراحل شكلگيرى دولتهاى خارجىمذهب در شمال آفريقا، عوامل آسان كننده موفقيت خوارج شمال آفريقا، موارد آسيبپذيرى جنبش خوارج در شمال آفريقا، زمينههاى فكرى و دينى گسترش خارجىگرى در شمال آفريقا، اعتدال نسبى و تلاش فكرى خوارج، نقش عوامل اجتماعى، قومى و زبانى در توجه به تفكر خارجى و زمينهها و عوامل اقتصادى گسترش خارجىگرى در شمال آفريقا به ترتيب عناوين فصول نه گانه اين كتاب مى باشد.
دين و اخلاق
هنر و تجربه دينى- كتابى با همين نام نوشته" اف ديويد مارتين" و ترجمه "مجيد داوودى" توليد پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامى در ٢٣٢ صفحه، قطع رقعى و در تيراژ دو هزار و پانصد نسخه و با قيمت سه هزار و نهصد تومان توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
مارتين در اين كتاب سعى كرده زيبايى شناسى هيدگر و وايتهد را در كنار هم جمع آورى كند و اين سنتز را در بسترى از پژوهشهاى غنى و جالب در باب صور اصلى هنر غربى قرار دهد.
موضوع اصلى اين كتاب كه مى توان از آن به عنوان تلاشى مذهبى يا الهياتى نام برد، تجربه اى است مشاركتى در باب هنر به منزله راه اصلى رسيدن به ژرفاى بعد مذهبى،در فصل اول اين كتاب با بهره گيرى از فلسفه مارتيم هايدگر فيلسوف آلمانىشماى كلى تجربه مشاركتى و تجربه دينى ترسيم شده است.
همچنين ،در فصل دوم هم با توجه به نظريه وايتهد در باب ادراك عملكرد تجربه مشاركتى بررسى شده است و در فصل هاىبعدى موسيقى و نقاشى و ادبيات و معمارى بررسى شده اند، تا معلوم شود اين هنرها نه تنها ما را به تجربه مشاركتى در باب بعد مذهبى مى كشانند،همچنين بعد مذهبى را هم براى ما تفسير مى كنند.
در اين كتاب در زمينه تجربه مشاركتى آمده است،در تجربه مشاركتى خودآگاهى از بين مى رود و كاملا در زمينه هاىتجربى جذب مى شويم ،تنها دسترسى مستقيم ما به واقعيت ماورايى از خلال اين مشاركت روى مى دهد ،در واقع بودن تجربه مشاركتى تجربه دينى ناممكن است.
عرفان و هنر
مقايسه ديدگاههاى عرفانى عبدالكريم جيلى و ابنعربى- چاپ نخست كتاب مقايسه ديدگاههاى عرفانى عبدالكريم جيلى و ابنعربى به قلم علىاشرف امامى در ٤٢٤ صفحه و شمارگان ١٠٠٠ نسخه و قيمت ٩٠ هزار ريال امسال براى نخستين از سوى انتشارات بصيرت منتشر و روانه بازار نشر شده است.كتاب حاضر ديدگاههاى عرفانى عبدالكريم جيلى و ابن عربى را در سه محور هستىشناسى، جهانشناسى و انسانشناسى نقد و بررسى مىكند
اين اثر براى نخستين بار در فارسى ضمن ارايه شرح حال و بررسى آثار و تجارب عرفانى جيلى، ديدگاههاى اساسى او در سه محور هستىشناسى، جهانشناسى و انسانشناسى با ديدگاههاى ابنعربى مقايسه و تفاوت و تشابه آن دو بيان شده است.
قرآن و حديث
قرآن پژوهان اصفهان - كتاب "قرآن پژوهان اصفهان" به اهتمام سيد احمد سجادى از سوى كتابهاى پرستو وابسته به موسسه انتشارات اميركبير با شمارگان ١٠٠٠ نسخه در ٢٣٧ صفحه منتشر شده است.
اين شامل دو بخش اصلى "از سده اول هجرى شمسى تا پايان سده سيزدهم هجرى شمسى" و"از ابتداى سده چهاردهم هجرى شمسى" است و شرح مختصرى از زندگى و مشخصات بيش از ٣٠٠ تن از قرآنپژوهانى است كه در اصفهان به دنيا آمدهاند يا در اين شهر از دنيا رفته و يا بخشى از زندگى علمى و پژوهشى خود را در حوزه اصفهان گذراندهاند.
سيد احمد سجادى مولف اين كتاب در سال ١٣٤٤ در اصفهان به دنيا آمد و پس از گذراندن دروس كلاسيك در سال ١٣٦١ وارد حوزه علميه اصفهان شد. وى هم اكنون در اين شهر علاوه بر تدريس به نگارش معارف اسلامى و مديريت مراكز تحقيقاتىحوزه علميه مشغول است. از سجادى تا كنون ٩ اثر به چاپ رسيده و تعدادى مقاله نيز به كنگرهها و مجلات ارائه شده است.
تاريخ و خاطرات
ايران فتحعليشاهى - كتابى با همين نام، نوشته لويى لانگلس ، كه با ترجمه ع. روحبخشان به همراه فردنامه پاريس به كوشش ايرج افشار از سوى انتشارات كتاب روشن با شمارگان ١١٠٠ نسخه در ١٤٤ صفحه منتشر شده است، به تحليل شرايط اجتماعى، فرهنگى و سياسى ايران در دوران پرآشوب اين پادشاه قاجار پرداخته است.
لانگلس اين نوشته را در سال ١٨١٦ ميلادى بر مبناى اطلاعاتى كه از ايرانيان مقيم پاريس كسب كرده بود نوشته است، بىآنكه پاى وى به خاك ايران رسيده باشد. با توجه به اين نكته در مىيابيم كه گزارش خود را با دقت و انصاف نوشته و دستخوش احساسات و تعصبات نبوده است.
دوران سلطنت فتحعليشاه قاجار (١٢١٢-١٢٥٠ هجرى قمرى) از مقاطع تعيين كننده در تاريخ ايران است. در آن زمان رقابتهاى مستعمراتى كشورهاى اروپايى در كمال شدت بود و به سبب موقعيت جغرافيايى ايران توجه آن كشورها به ايران جلب شد. گشودن باب مراوده با دولتهاى توسعهطلب اروپايى تاثيراتى سنگين و ديرپا بر وضعيت سياسى و اقتصادى و اجتمايىو ديپلماتيك ايران بر جا گذاشت.
در همان زمان كه لويى لانگلس گزارش خود را به فرانسوى درباره ايران نوشته است يك ايرانى ارمنى به نام خواجه داوود كه از طرف فتحعليشاه به فرانسه رفته بود مشاهدات و محسوسات خود را درباره اين كشور به زبان فارسى به رشته تحرير درآورد تا به پادشاه ايران تسليم كند. براى اينكه فرصتى براى سنجش اوضاع دو كشور در آن زمان به دست آيد در بخشى از اين كتاب با عنوان "فردنامه پاريس" به چاپ رسيده است.
مسلمانان يوگسلاوى و جنگ بوسنى - كتاب "مرورى بر تاريخ مسلمانان در يوگسلاوى و جنگ در بوسنى و هرزگوين" به قلم دكتر محمد جواد آسايش زارچى سفير سابق ايران در بوسنى و هرزگوين در ٨ فصل و ٥١٩ صفحه توسط شركت چاپ و نشر بين الملل منتشر شد.
اين كتاب شامل يك مقدمه، هشت فصل و ضمائم است كه به موضوع مورد بررسى در بين سال هاى ١٩٩٢ تا ١٩٩٥ پرداخته است. فصل اول در باره تاريخ بوسنى و ملل آن ، فصل دوم در باره سابقه اسلام در بوسنى و فصل سوم در باره علل درگيرى ها در اين كشور است
نويسنده در اين كتاب علاوه بر تاريخ و فرهنگ، روابط سياسى، نيروهاى دخيل در بحران بوسنى، نقطه نظرات آنان، فعاليتهاى مجامع بين المللى و جهان اسلام را مورد ارزيابى قرار داده و قسمتى را نيز به عملكرد جمهورى اسلامى ايران اختصاص داده است.
نويسنده در فصل آخر ضمن بررسى عملكرد ايران در قبال بحران بوسنى و هرزه گوين مى نويسد كه جمهورى اسلامىايران موضعگيرى حكيمانه اى در قبال تجاوز به بوسنى داشته و كمكهاى سياسى و مادى اين كشور به ملت من بسيار شايان توجه و قابل تقدير بوده است. مايه خرسندى من است كه به ايرانيان، ملت برادر خود خواندن اين كتاب را توصيه كنم.
شنام ؛ خاطرات اسارت كيانوش گلزار- اين كتاب، خاطرات اسارت كيانوش گلزار راغب به دست حزب كومله كردستان" است كه در شمارگان ٢٥٠٠ نسخه از سوى انتشارات سوره مهر منتشر شد.
ماجراى كتاب" شنام" مربوط به سالهاى ٦١ -٦٠ از عمليات شنام است كه در مريوان به فرماندهى شهيد احمد متوسليان انجام شد. كيانوش گلزار راغب در اين كتاب به بيان خاطرات خود از چگونگى مجروح شدن و اسارت خود و برادرش توسط گروهگ كومله مى پردازد.
نويسنده كتاب" شنام" كه ١٤ ماه در اسارت كومله بوده است در اين مورد مى گويد: اسارتم در اين دوران به صورت دوره گردى بود و آنها ٤٠ -٣٠ نفرى را كه در اسارت داشتند و تعداد آنها هم در طول مسير تغيير مى كرد را از اين روستا به آن روستا مى بردند و همين طور اين روند ادامه داشت تا زندان سردشت كه دوران اصلى اسارت ما آنجا بود.
وى درباره داستان عشقى اين كتاب مى گويد: در دوران اسارتم قرار بود كومله مرا هم اعدام كند كه يكى از خانواده ها كه از ترس گروه دموكرات به كومله پناه آورده بود نگذاشتند كه اعدامم كنند. اين خانواده دخترى به نام "شيلان" داشت كه هيچ همكارى با كومله نداشت و بيشتر وقتش را با سگها بازى مى كرد و در طول مسير يك ارتباط عاطفى متقابل بين ما ايجاد شد كه بنا به تعصبات حزبى گروه مقطعى بود.
او اضافه مى كند كه اين خانواده تصميم داشتند با پناه دادن به من وسيله آزادى خود را از دست كومله و دموكرات به دست آورند كه بعد از آزاديم به آنها كمك كردم كه بازداشت نشوند.
سياست
جمهورى اسلامى و كارآمدى آن در انديشه شهيد مطهرى - كتابى با اين نام تأليف جمعى از نويسندگان و به كوشش رمضان شعبانى سارويى در ٢٨٨ صفحه به شمارگان ده هزار نسخه و قيمت سى هزار ريال از سوى ستاد بزرگداشت استاد شهيد مرتضى مطهرى منتشر شده است.
اين مجموعه در هشت فصل كارآمدى نظام جمهورى اسلامى در انديشه شهيد مطهرى، بصيرت دينى در انديشه شهيد مطهرى، ولايت و رهبرى در انديشه شهيد مطهرى، استقلال فرهنگى، فكرى و مكتبى در انديشه شهيد مطهرى، وحدت در نظرگاه شهيد مطهرى، همت و كار مضاعف در سيره و انديشه شهيد مطهرى، نقش و جايگاه زنان در جمهورى اسلامى براساس انديشه شهيد مطهرى و نفاق جديد در انديشه شهيد مطهرى تنظيم شده است.
جهان سوم، حقوق بشر و حق توسعه - اين كتاب نيز دربرگيرنده چهار مقاله درباره " حق توسعه" در كشورهاى جهان سوم از ديدگاه حقوق بشر، علم و تكنولوژى، جنگ و سودپرستى مطلق كشورهاى ثروتمند غربى است كه توسط نظامالدين خواجوىنورى گردآورى و ترجمه و از سوى نشر نشانه با شمارگان ١٠٠٠ نسخه و در ١٢٨ منتشر شده است.
مقاله نخست با عنوان " جهان سوم و حق توسعه: دستور جلسه هزاره سوم" نوشته ان.ج.اودومبانا است و با تاكيد بر مسئوليت هاى خود اين كشورها در ايجاد توسعه در تلاش براى طرح اين موضوع است كه توسعه فرايندى چند بعدى است و صرفاً كارآيىمالى و اقتصادى نيست بلكه فرهنگى نيز هست.
مقاله دوم كتاب " علم، تكنولوژى و معجزه غربى " نام دارد و توسط ناتال روزنبرگ و ال.اى .بيردزل نوشته شده است. اين دو نويسنده در مقاله خود به بررسى روند تكامل و تكنولوژى در غرب مى پردازند و با برخى اشارات دلايل عقب ماندگى علم و تكنولوژى در جهان سوم را تشريح مىكنند.
سومين مقاله كتاب نوشته خوزه ا.ليندگرن آلوز است و عنوان آن " بيانيه جهانى حقوق بشر از منظر پست مدرنيته " است. در اين مقاله نگرشهاى انتقادى موجود عليه اعلاميه چهانى حقوق بشر مورد بررسى و تحليلى قرار گرفته است.
چهارمين و آخرين مقاله هم با عنوان" درك جنگ خليج فارس" نوشته "ماروين تريگر" است كه با انتقاد از سياست هاىامريكا عنوان مى كند كه ايالات متحده فقط ژاندارم جهان نيست،پليس خود نيز هست. اين بدان معنا است كه ما جامعهاىپليسى هستيم كه مجمعالجزاير گولاگ خود را خلق كردهايم.
اجتماع
در قلمرو انسانشناسى- كتاب "در قلمرو انسانشناسى" نوشته محمد حسين باجلان فرخى با شمارگان ٢٢٠٠ نسخه در ٤٢٤ صفحه از سوى نشر افكار منتشر شد.
اين كتاب مجموعهاى از مقالاتى است كه برخى از آنها در نشستهاى مختلف تخصصى و مجلات معتبر ازديدگاههاىانسانشناختى ، تكامل گرايى نو ، ساختارگرايى و كاركردگرايى مطرح شدهاند. برخى نيز براى نخستين بار در اين كتاب به چاپ رسيدهاند.
كتاب با مقالهاى تحت عنوان " فرهنگ " آغاز مى شود كه باجلان فرخى در آن به تبيين انواع تعاريف از فرهنگ، حوزه فرهنگى و خرده فرهنگ مى پردازد.اسطوره هاى خورشيد و ماه در ايران و جهان، آسمان و زمين در اساطير و باورهاىمردم، آفرينش انسان در اساطير و خاستگاههاى زمانى اسطوره؛ تحليلى مردمشناختى در زمينه اسطورهشناسى از ديگر مقالات اين كتاب هستند.
همچنين شب يلدازاد شب خورشيد به شبگير يا دمدمههاى صبح، چل سروهاى لرى، آيينها و خاستگاه اسطورههاى مرگ، مراسم مرگ نزد پيروان فرقه كاپولابانيا و پيشينه اسطورهاى مراسم آيينى چمر در ايلام و لرستان برخى ديگر از مقالات كتاب مى باشد.
از ديگر مقولاتى كه باجلان فرخى در اين كتاب به آنها پرداخته مى توان به انسان و درخت در ايران و جهان و رابطه اسطوره و خوراك اشاره كرد. وى همچنين مقالهاى را به جادو و افسون و افسونگرى اختصاص داده و در مقاله اى ديگر به مراسم تمناى باران و باران سازى در ايران پرداخته است.
مردمشناسى دينى توسعه در ايران - كتاب "مردمشناسى دينى توسعه در ايران"(دين، فرهنگ و توسعه در ايران)، نوشته دكتر ابراهيم فياض در ١٤٣ صفحه از سوى شركت چاپ و نشر بينالملل سازمان تبليغات اسلامى منتشر شد.
اين كتاب در چهار فصل تدوين شده است .مذهب و توسعه، مدرنيسم، پسامدرنيسم و توسعه جمهورى اسلامى ايران، پسامدرنيسم و توسعه و دين و توسعه مدرنيستى عناوين فصل هاى كتاب هستند .
اسلام و توسعه و تغييرات اجتماعى، راهبرد رسيدن به توسعه جمهورى اسلامى، فقيرشدن فرهنگها، فقدان روشنفكران، محوريت نداشتن علم، شهرنشينى، مذهب و عقل، اخلاق توسعه مدرنيستى و ساده سازى برخى مباحث طرح شده در كتاب هستند .
مذهب و تكنولوژى، حاكميت فناورى، شهرنشينى، مذهب و مسئله جنسيت، مذهب و مادى گرايى، مذهب و اجتماع و نظريه هاى كلان مذهب و توسعه نيز در اين كتاب طرح و مورد بررسى قرار گرفته اند .
تورق
سورنا نيلى
قرون وسطايى كه نمىشناسيم
اروپا مولود قرون وسطى / نويسنده: ژاك لوگوف/ مترجم: بهاالدين بازرگانى گيلانى / ناشر: كوير /
قيمت: ٦٨٠٠ تومان
اصطلاح "قرون وسطى" در ذهن اغلب ما تصاويرى سياه از شكنجه، دادگاههاى تفتيش عقايد و جنگهاى صليبى را تداعىمى كند؛ آن را در برابر عصر روشنگرى و پيشرفت علوم مىگذاريم و خط بطلانى بر ماهيتش مىكشيم. اما آيا اين سياهكارىها تمام چيزى است كه قرون وسطى را شكل داده است؟ و آيا مردمان آن روزگار اروپا دستاوردى جز فلاكت و دشمنى با فرهنگ و علم نداشتهاند؟ و آيا اين سياهترين عصر تاريخ اروپا است؟ كتاب "اروپا مولود قرون وسطى" پاسخى براىتمامى اين پرسشها دارد و دريچهاى به جهانى مىگشايد كه براى ما تقريبا ناشناخته است. ژاك لوگوف، نويسنده فرانسوى كتاب از اروپاى زيباى قرون وسطى با شهرهاى وسيع، دانشگاهها و كاتدرالهاى پرابهتش مىنويسد و قرون وسطايى يكسره متفاوت با آنچه مىپنداشتيم به تصوير مىكشد. او به شرح تحولات و دگرگونىهاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى هر يك از اين دورانها و نيز به ذكر روحيات مردمان و قواى فكرى و تخيلى آنان مىپردازد كه از نشاط خاصىبرخوردار بود و با اين همه از اتفاقات مصيبتبارى چون دادگاههاى تفتيش عقايد و جنگهاى صليبى نيز غفلت نمىورزد.
ژاك لوگوف اساسا با اين نگاه كتاب "اروپا مولود قرون وسطى" را نگاشته است كه اروپاى كنونى، مولود قرون وسطى است و از اين رو كتاب ياد شده تنها به گذشتههاى دور و دراز نظر ندارد، بلكه پيوندى نيز با زمان حال برقرار مىكند. به بيانى ديگر، اروپاى امروز بر مبانى فرهنگى و تمدنى عهد وسطى شكل گرفتهد است و تكوين ساختار آن تا فردا نيز بر همان اساس تداوم خواهد يافت.
لوگوف مىخواهد نشان دهد كدام مولفههاى قرون وسطايى در خدمت ايجاد اروپايى قرار داشته كه تا به امروز دوام آوردهاست و كدام مولفهها نيز كم و بيش تهديدى براى آن بودهاند. او مىنويسد: " اين عصر - از قرون ٤ تا ١٥ - دورهاىبنيانساز بوده و ميراث قرون وسطايى مهمترين ماتركى است كه تاثيرات خود را هر چه بيشتر در اروپاى امروز و فردا بر جاى گذاشته است."
براى درك اين سخن، ذكر اين واقعيت ضرورى است كه اساسا جهان اروپا در دوران قرون وسطى و پس از سقوط امپراتورى روم عينيت يافت و پيش از آن اروپايى نبودهاست، چنانكه لوسين فبر، مورخ مىگويد: "بهتر است بگوييم همين كه امپراتورى روم رو به انقراض نهاد امكان پيدايش اروپا هم فراهم گرديد."
مارك بلوخ نيز در توضيح اين سخن مىگويد: "دنياى اروپايى كنونى مولود قرون وسطى است. تقريبا در همين عصر و زمانه است كه وحدت نسبى تمدن مديترانهاى از هم گسيخته مىشود و همه آنچه كه زمانى اقوام رومى شده با اختلاطهاى نژادىمختلفى محسوب مىشدند و امپراتورى روم هرگز نتوانسته بود بر آنها استيلا يابد، در هم جذب و ادغام مىشوند. بدين ترتيب بود كه اروپا در مفهوم انسانى كلمهاش زاييده شد..."
اما در تكوين ساختار فرهنگى و سياسى اروپا تلاقى دو ميراث تمدنى و فرهنگى عهد باستان و آيين مسيحيت نقشىانكارناپذير داشت كه ژاك لوگوف در كتاب خود به تفصيل به آن مى پردازد. فصلى مهم از كتاب كه "حاملگى اروپا" نام دارد به اين برخورد يا تلاقى مىپردازد و فرايند مسيحى شدن اروپا را شرح مىدهد. از نشانههاى اين فرايند تبديل قهرمانان بتپرست عصر باستان به قديسان است و همينطور حكومت اسقفى و رهبانيت.
يكى ديگر از فصلهاى كتاب نيز "اروپاى قشنگ" نام دارد كه نويسنده در آن از پيشرفت شهرها، پيشرفت بازرگانى و شكوفايى مدارس و دانشگاهها مىنويسد كه اين همه در تصور ابتدايى ما از قرون وسطى هيچ جايى ندارد. اين همان واقعيتى است كه از نگاه ما پنهان مانده و باعث شدهاست اروپاى قرون وسطى را يكسره دوران انحطاط بناميم. اما در اين فصل ژاك لوگوف از گسترش فرهنگ كتاب، خلق شاهكارهاى ادبى و هنرى و نمايشگاههاى عظيم تجارى مىگويد.
سرآخر اصل انتهايى كتاب به خزان قرون وسطى يا بهار عصر جديد اختصاص دارد و نويسنده چگونگى گذر از يك دوره تاريخى به دورانى تازه را شرح مىدهد.
عقلگرايى يا معناگرايى؟
سورنا نيلى
جامعهشناسى دين
نويسنده: ملكم هميلتون
مترجم: محسن ثلاثى
ناشر: ثالث
قيمت: ٧٥٠٠ تومان
در تبيين چيستى جامعهشناسى دين انديشمندان بسيارى قلم زدهاند و از اين رهگذر تعاريفى متنوع ارائه دادهاند، اما عموم آنها در يك نقطه به هم مىرسند و آن تلاش براى فهم دلايل باور انسانها به دين و عملكرد آن است. ملكم هميلتون، جامعهشناس شهير به دو مضمون يا مسئله اصلى جامعهشناسى دين اشاره مىكند؛ يكى اينكه چرا باورداشتها و عملكردهاىمذهبى نقش تعيين كنندهاى در فرهنگ و جامعه دارند و ديگر اين كه چرا اين باورداشتها و عملكردها صورتهاى گوناگونى به خود گرفته است. به عبارتى در پى اين دو پرسش بنيادين است كه بسيارى از نظريههاى جامعهشناسىدين شكل گرفته است و كسانى چون ماكس وبر، اميل دوركيم، رادكليف براون و ديگران، پژوهشهاىدامنهدارى در اين رابطه انجام دادهاند. كتاب "جامعهشناسى دين" نوشته ملكم هميلتون آنچنان كه از اسمش برمىآيد كتابى است پايه كه تمام اين نظريهها را در خود جاى داده است، اما به هيچ وجه ساده و يا توصيفى نيست چرا كه هميلتون با ديدگاهى انتقادى به تشريح اين نظريات پرداخته است.
هميلتون به نوعى نظريههاى جامعهشناسى دين را به دو دسته تقسيم مىكند كه برخاسته از نگاه مبدعان آنان به نهادىچون دين است. دستهاى نظريههاى معنا است و دستهاى ديگر، نظريههاى عقلگرا. اين دو گروه نظريهها آشكارا با يكديگر تضاد دارند. نظريههاى عقلگرايانه در نهايت به طرد داعيههاى دينى به عنوان داعيههايى نادرست مىرسند، و در مقابل، نظريههاى معنا تبيين مومنان از برداشت خودشان را به هيچ وجه رد نمىكند، بلكه مىپذيرد كه دين روشى است كه آدمها براى معنىدار كردن زندگى خود در پيش گرفتهاند، گرچه در مورد اين كه انسانها چرا به دنبال معنى مىروند و از چه راههايى جستوجويش مىكنند، ممكن است ديدگاههايى متفاوت با مومنان ارائه دهد. هميلتون اما در اين ميان جانب نظريههاى معنا را مىگيرد و مىنويسد: "رهيافتهاى عقلگرايانه بعد عاطفى اعتقاد دينى را ناديده مىگيرند."
از جمله اين نظريههاى عقلگرايانه، رهيافتهاى كاركردگرايى است كه صرفا از بعد اجتماعى واقعيت دين را تبيين كردهاند و از جنبههاى بنيادى سرشت بشرى غافل ماندهاند. مهمترين كاركردى هم كه آنان براى دين قائل بودهاند، همبستگىو وفاق اجتماعى است كه اين تبيين را نوكاركردگرايان با دخيل دادن مسائل روانشناختى تا حدودى اصلاح كردهاند.
اما در اين ميان نظريههاى تلفيقى نيز وجود دارد. يكى از چهرههايى كه كوشيده است ديدگاهى تلفيقى ارائه كند، ماكس وبر است. در آراى او عناصر عقلى و عاطفى در يكديگر ادغام مىشوند و تبيينى متفاوت از روابط و باورداشتها و گروههاىاجتماعى به دست مىدهد. وبر دين را از سرچشمههاى عمدهاى مىانگارد كه آدمها در اعصار گوناگون كوشيدهاند از طريق آن، وجودشان را معنىدار كنند. فصل عمدهاى از كتاب هميلتون در حقيقت به بازخوانى همين آراى وبر اختصاص دارد.
ديدگاه ماركس نيز در اين كتاب و در فصلى با عنوان "دين و ايدئولوژى" تشريح مىشود، اما نكته جالب آنكه هميلتون آراى ماركس درباره دين را قابل مقايسه با آراى فرويد مىداند و مىنويسد: "هر دو، دين را به عنوان يك توهم جبران كننده و آسودگى بخش در نظر گرفتند كه سرانجام زمانى كه انسانها نياز به توهم را از دست مىدهند، اين توهم نيز از بين مىرود." در اينجا هميلتون به نقد اين ديدگاه مىپردازد و آن را حاوى ايراداتى اساسى مىداند. او مىنويسد: "ماركس بسيارى از جنبههاى دين را ناديده مىگيرد... اين واقعيت كه دين مىتواند كوششى براى دست و پنجه نرم كردن با مسائل جهانى باشد كه در ذات وضعيت بشرى وجود دارند، هرگز به ذهن ماركس و پيروانش خطور نكرده است... شايد اگر ماركس به اين نكته آگاهىمى يافت، مىپذيرفت كه دين دربرگيرنده چيزى بيشتر از آنى است كه از توضيح او از دين برمىآيد."