پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - ابيات مجلسى حافظ! - ترکی محمدرضا
ابيات مجلسى حافظ!
ترکی محمدرضا
اين روزها در جلسات راى اعتماد به وزرا در مجلس شوراى اسلامى ، گويا بساط شعر و شاعرى به طرز مبسوطى گسترده بوده و بسيارى از مخالفان و موافقان و خود وزراى پيشنهادى دولتِ مهرورز به عنوان چاشنى سخنان شان از ابيات و اشعار فراوانى استفاده كردهاند ، به گونه اى كه بر زبان رئيس محترم مجلس چنين رفته كه اگر مجموعه شعرهاى خوانده شده در اين چند روز را جمع كنيم يك كشكول فراهم خواهد شد به اين هوا!
به نظر برخى از صاحب نظران ، اگر ابيات و اشعار قرائت شده در صحن مجلس شورا نبود، عمرا اكثريت قريب به اتفاق وزراى محترم مى توانستند راى بياورند و مملكت در اين صورت ، بويژه با توجه به توطئه هاى استكبار جهانى با يك بحران حاد و جدى روبه رو بود! عده اى از كارشناسان عقيده دارند ، اگر وزارت امور خارجه بتواند از ظرفيت هاى ناشناخته شعر فارسى در مذاكرات هسته اى به نحو شايسته اى بهره بگيرد ، به سادگى مىتواند پرونده ايران را از شوراى امنيت به آژانس برگرداند و ملت شعردوست ايران را از حقّ مسلم شان برخوردارسازد!
به هر حال ، وقتى ذوق شعر رجال سياست و وكلا و وزرا و استقبال آنان از اين سرمايه ى استراتژيك ملى اين چنين باشد، قطعا تكليف موكلان و رعاياى مملكت محروسه گل و بلبل معلوم است و همه ىآحاد رعيت ، شعر را از نان شب واجب تر مى دانند و حاضرند از يارانه ى نان و بنزين و گوشت شان هم اگر شده بزنند و در عوض شعر را به عنوان يك كالاى اساسى در سبد خانوار جاى بدهند! همه ى امارات و قرائن و شواهد از جمله همين راى اعتماد گرفتن اكثر وزراى محترم به قوت بازوى شعر و به ويژه آمارهاى موجود در وزارت فخيمه ى ارشاد ، مخصوصا آمار و شمارگان مجموعه هاى چاپ شده ى اشعار لابد همين استقبال پرشور و زايدالوصف را تاييد مى كنند و اگر نكنند معلوم مى شود در آن شواهد و قرائن و آمارها خللى هست و لاغير!
على هذا و با توجه به رويكرد نمايندگان محترم مجلس به مقوله شعر و با عنايت به اينكه احتمال مى دهيم نمايندگان محترم به واسطه كثرت اشتغالات و سركشى به مناطق محروم و حوزه هاى انتخابيه و غيره نتوانند ابيات مناسبى را براى طرح در جلسات علنى و غير علنى و فراكسيونها و كميسيونهاى مختلف انتخاب كنند ، گذرى مى كنيم بر ديوان خواجه حافظ شيرازى و فى المجلس تعدادى از ابياتِ مجلسى اين شاعر شيرين سخن را با توجه به شان نزول و مناسبت آنها در اينجا ذكر مى كنيم تا ان شاء الله كشكول آقاى دكتر هم از آنچه هست كامل تر شود:
اين بيت با مباحث جلسات غير علنى و غير رسمى مجلس ، مخصوصا در باره موضوع لباس شخصى ها و كوى دانشگاه و [ ... ] تناسب دارد:
مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلس رندان خبرى نيست كه نيست
اين بيت جان مى دهد براى وقتى كه رئيس مجلس به تذكرات آيين نامه اى و غير آيين نامه اى يك نماينده وقعى نمى گذارد و در نتيجه اشك نماينده مورد نظر در آمده و صداى او در ازدحام موافق و مخالف گم شده باشد:
ميان گريه مى خندم كه چون شمع اندر اين مجلس
زبان آتشينم هست ليكن درنمى گيرد
اين بيت تقريبا مناسب مواقعى است كه يك ناطق، فارغ از حضور افرادى كه مثل "هلو" هستند ، وقت مجلس را با حاشيه روى و مباحث خارج از دستور در خصوص موضوعاتى مثل "هلوكاست"و يا جزئياتىمثل ابهامات در برخى قراردادهاى نفتى و غيره گرفته باشد:
حسن مه رويان مجلس گرچه دل مى برد و دين
بحث ما در لطف طبع و خوبى اخلاق بود
اين بيت هم وصف حال مواقعى است كه خردگرايى در بين نمايندگان ملت به اوج رسيده و در موقع نطق مثلا يكى از نمايندگان اقليت در باره مسائل كم اهميتى مثل قضيه كهريزك و امثال آن نمايندگان اكثريت به خشم آمده و فضاى مجلس متشنج شده و خوراك لازم براى رسانه هاى بيگانه به حد كافى فراهم آمده باشد:
مباحثى كه در آن مجلس جنون مى رفت
وراى مدرسه و قال و قيل مسئله بود
اين بيت را مى توان بر سردر جلسات فراكسيون روحانيون مجلس شورا نوشت:
ز در درآ و شبستانِ ما منور كن
هواى مجلس روحانيان معطر كن
اين بيت را گويا حافظ براى جلساتى از مجلس سروده كه در آن طرح سوال و احيانا استيضاح از برخى بزرگان رياكار روزگار خودش مطرح بوده و خوشبختانه(!) درحال حاضر چندان موضوعيتى ندارد:
مشكلى دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر مى كنند؟!
حافظ تكليف مواقعى را هم كه عده اى از مجلسيان براى اعتراض به سخنان مخالفان ، خواسته باشند با توسل به "آبستراكسيون" و ترك صحن ، جلسه را از اكثريت و رسميت بيندازند مشخص كرده و سروده است:
عنان به ميكده خواهيم تافت زين مجلس
كه وعظ بى عملان واجب است نشنيدن
اين بيت را هم در مواقعى كه طبع شعر مجلسيان، مثل جلسات راى اعتماد ، حسابى گل كرده و مجلس شورا به مجلس مشاعره و بهارستان به گلستان تبديل شده باشد مى توان خواند :
مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر ميان
نستدن جام مى از جانان گران جانى بود