پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - مسايل جنسي و فرهنگ عمومي - فیاض ابراهیم

مسايل جنسي و فرهنگ عمومي
فیاض ابراهیم

مقدمه
انسان داراي دو غريزه‌ي اساسي است: غريزه‌ي گرسنگي و غريزه‌ي جنسي. با اين كه هر دوي اين غرايز در حيوانات نيز وجود دارد، اما در انسان داراي ابعاد وسيعي است كه قابل تأمل است.
در واقع، مسأله‌ي جنسي يكي از مهم‌ترين مسايلي است كه به گونه‌هاي مختلف در هر جامعه نمود پيدا مي‌كند. اغلب انسان‌شناسان معتقدند اولين غريزه‌اي كه به منصه‌ي ظهور مي‌رسد، غريزه‌ي گرسنگي است، اما وقتي اين غريزه ارضا گرديد، بلافاصله نيازهاي جنسي ظهور پيدا مي‌كنند.
غرايز جنسي در شكل ابتدايي خود حيواني هستند، اما در انسان تنها در حد يك غريزه باقي نمي‌مانند، بلكه در مرتبه‌ي بالاتر تبديل به فرهنگ شده و امري انساني مي‌گردند.
اين تبديل در چند مرحله صورت مي‌گيرد: ابتدا غرايز جنسي با عناصر فرهنگي همراه مي‌شود، يعني به دور آن لفافه‌اي از آداب و رسوم و ديگر عناصر فرهنگي مي‌پيچد. سپس در يك منطقه‌ي جغرافيايي خاص، از عناصر و روابط بين آن‌ها يك تركيب فرهنگي تشكيل مي‌شود و به مرور زمان، اين عناصر و روابط داراي نوعي شباهت و همگوني شده و يك حوزه‌ي فرهنگ جنسي را به وجود مي‌آورند.
بنابراين مي‌توان مسأله‌ي جنسي و فرهنگ مربوط به آن را در سه مرحله مورد بررسي قرار داد: ١ـ عناصر فرهنگي ٢ـتركيب فرهنگي ٣ـ حوزه‌ي فرهنگي.
«مالينوفسكي» معتقد است كه مي‌توان جامعه را از نظر فرهنگي از سه زاويه مورد مطالعه قرار داد و به ساختار فرهنگي آن دست يافت: ١ـ ساختار اقتصادي ٢ـ ساختار زباني ٣ـ ساختار جنسي. در نتيجه، مي‌توان گفت كه ساختار جنسي در شناخت يك جامعه نقش عمده‌اي را ايفا نموده و ساختار واقعي آن را در عمق و سطح نمايان مي‌سازد.
امروزه جامعه شناسان و مردم‌شناسان معتقدند كه مسأله‌ي جنسي داراي حوزه‌ي محدودي در جامعه نيست، بلكه مي‌تواند با ديگر نهادها و مسايل اجتماعي درآميخته و به صور گوناگون اقتصادي، سياسي، هنر، ادبيات و حتي فلسفه جلوه‌گر شود.
از سوي ديگر، عقيده بر اين است كه اگر اين مسأله ارضا نشود يا ارضاي آن ساختاري يا هنجاري نباشد، در تمامي نهادهاي اجتماع رسوخ كرده و سبب بروز بحران‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حتي سياسي خواهد شد. البته در اين زمينه تئوري‌هاي بسياري ارايه شده كه قابل بررسي و تحقيق است .
بنابراين، رسيدن به يك حالت ثابت در فرهنگ جنسي يا يك ساختار با ثبات اجتماعي در مسأله‌ي جنسي بسيار مهم است و براي دستيابي به آن بايد تحقيقي جامع از ديدگاه مردم‌شناسي و جامعه‌شناسي انجام شود.

بررسي اجمالي وضعيت جنسي در ايران
مسايل جنسي در ايران در ابعاد گوناگوني قابل بررسي است و عوامل متعددي در ساختار آن دخيل مي‌باشد كه مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:
١ـ از آن‌جا كه كشورهاي جهان سوم داراي وضعيت اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي بحران زده‌اي هستند و ما نيز در اين گروه قرار داريم، بنابراين تصميمات كشورهاي قوي در مسايل فوق مي‌تواند ساختار جامعه‌ي ما را تحت تأثير قرار دهد. مسلما مسأله‌ي جنسي نيز از اين امر مستثني نخواهد بود.
٢ـ ايران به عنوان يك كشور شرقي و اسلامي سعي دارد خود را در حصار قرار دهد و مانع نفوذ فرهنگ بيگانه شود، اما در اين زمينه موفقيت چنداني به دست نياورده است و مسأله‌ي جنسي غرب و شرق ـ كه داراي تنوعات بسياري نيز هست ـ حصارها را شكسته و وارد كشور ما شده است.
٣ـ انقلاب اسلامي به لحاظ ايدئولوژيكي، تأثير زيادي در دگرگوني مسايل جنسي داشته است. هم‌چنين جنگ معمولاً موجب به هم ريختن ساختارهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي جامعه مي‌شود. اين بحران مخصوصا در دوران پس از جنگ در ابعاد گسترده‌اي نمود پيدا كرد و متعاقب آن مسأله‌ي جنسي در سطح جامعه دچار بحران گرديد.
٤ـ در يك جامعه‌ي آزاد اقتصادي، نقش قشر متوسط ـ به لحاظ كمّي و كيفي ـ در فرهنگ جنسي بسيار مهم است. اين قشر به دليل پويايي و تحركي كه دارد، مي‌تواند در مسأله‌ي جنسي تغيير آفرين باشد؛ بنابراين تأثير اين گروه را نبايد ناديده گرفت.
٥ـ قشر غالب سنّي در كشور ما قشر جوان است كه به اقتضاي طبيعت جواني از نظر جنسي بسيار فعال بوده و داراي آزادي‌طلبي و هنجارشكني جنسي مي‌باشند.
٦ـ ارتباطات، از عوامل تغيير نگرش جنسي است. هم‌چنين به دليل ارتباط هوايي و زميني تهران با ساير شهرهاي كشور، صدور و تحول فرهنگ جنسي كشور از طريق تهران انجام مي‌گيرد.
٧ـ بالا رفتن سطح آگاهي و تحصيلات عمومي در كشور نگرش جنسي را تغيير داده است.
٨ـ افزايش تراكم در شهرها و حتي در روستاها سبب تغيير ديدگاه‌ها در روابط جنسي گرديده است.
٩ـ فردگرايي و رفاه‌طلبي نيز به نوعي سبب تحوّل انگاره‌هاي جنسي در ايران شده است.
١٠ـ توسعه و رشد اقتصادي دگرگوني‌هايي در گونه‌ي تفاهم دو جنس زن و مرد با هم ايجاد كرده است كه حركت در راه توسعه‌ي دگرانديشي‌هاي جنسي را سرعت مي‌بخشد.
١١ـ علم محوري موجب شده است تا مسأله‌ي جنسي نيز مانند مسايل ديگر از ديدگاه علمي مورد بررسي قرارگيرد و جايگاه آن در دين و سنت ناديده گرفته شود. اصولاً اين نوع طرز تفكر در مسايل جنسي هنجارشكن است. رواج كتاب‌هاي آموزش مسايل جنسي در جامعه نيز فرهنگ جنسي را داراي پويايي خاص خود مي‌كند و بر عمق بحران مي‌افزايد.