پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - امت واحده
امت واحده
شهید نعمت الله پیغان در سال ١٣٥٤ در شهرستان زابل متولد گردید، بخشی از دروس مقدمات و نیز سطوح مقدماتی و عالی را در حوزه علمیه مشهد گذراند و کارشناسی علوم قرآن و حدیث را از داشنگاه علوم اسلامی رضوی دریافت کرد. در سال ٧٩ به قم آمد و ضمن ادامه تحصیلات در حوزه علمیه قم، در مقطع کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث مشغول گردید او علاوهبر تدریس و تبلیغ، به نگارش و رساله ها و مقالاتی پرداخت که در برخی از نشریات کشور منتشر شد.
و سرانجام در ٢٥ اسفند ٨٥ در حادثه خونین تاسوکی توسط گروه های افراطی متعصب و جاهل به شهادت رسید.
از نگاه قرآن، انسانها در آفرينش از يك گوهرند؛ يعنى همه از حضرت آدم به وجود آمدند! ليكن به سبب امتحان بشر و ظهور استعدادها و ظرفيتهاى او و نيز حسد و دنياطلبى، فرقهگرايى، تفرقه افكنىهاى دشمنان و بدخواهان، القائات شيطانى، مسخره كردن متقابل افراد و گروهها، دادن لقبهاى زشت به هم و سوء ظن به يكديگر، اين وحدت فرو پاشيده است. قرآن كريم براى تحقق دوباره امت واحد، اين مولفهها را پيشنهاد مىدهد: اخوت ميان مسلمانان، مودت، الفت، رحمت مسلمانان نسبت به هم، رافت، عفو، فضل، صفح، اصلاح، تعارف، احترام به ساير اديان و پيامبران الهى و رد انحصارطلبى گروهى خاص در مورد خداوند.
مقدمه
آيا انسانها ذاتا از يكديگر بيگانهاند يا در ذات خود، به همكارى و همگرايى تمايل دارند؟ در صورت همگرايى ذاتى انسانها، چه عواملى موجب تفرقه، واگرايى و فروپاشى وحدت مىشود؟ به نظر مىرسد با توجه به آموزههاى اسلامى، دلايل فراوانى مبنى بر وجود زمينهها و عناصر همگرايى، وفاق، اتحاد و تعاون، و در يك كلام، امت واحده، در انسانها وجود دارد كه در اين مقاله، به مطالعه و بررسى اين موضوع مىپردازيم.
منظور از »وحدت انسانها« ،توحيد اعتقادى و دينى و كنار گذاشتن اختلافات فكرى، اعتقادى و سليقهاى ميان آنها نيست، بلكه منظور اين است كه با حفظ اين اختلافات، نسبت به هم همدلى بيابند و به حقوق يكديگراحترام بگذارند و مصالح متقابل را رعايت كنند. همچنين منظور از »وحدت امت اسلامى«، وحدت مواضع اعتقادى و فقهى، و عدم بيان آنها نيست، بلكه مقصود اين است كه نخست، فرقههاى اسلامى به طور صحيح يكديگر را بشناسند، از مواضع فكرى و اعتقادى هم كاملا آگاه شوند و براى حفظ و گسترش كيان اسلام، از نزاعى كه قرآن از آن نهى كرده: »لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم«٢ بپرهيزند و براى دفاع از ساحت قرآن و اصول ثابت ومشترك اسلامى، يد واحده باشند. از ديدگاه قرآن كريم، انسانها در خلقت وحدت دارند، چون خداوند آنها را از »نفس واحده« آفريده است،» نفس« به معناى عين است و نفس هر شى، يعنى عين آن شى، و نفس انسان چيزى است كه قوام انسان به آن است و انسان به واسطه آن، انسان است و آن، مجموع روح و جسم انسان در اين دنيا و روح به تنهايى در برزخ است. ٣
در آيات ذيل بر مفهوم نفس واحده تأكيد شده است:
١. »يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثيرا و نساء«؛ ٤ اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، همو كه شما را از يك تن يگانه بيافريد و همسر او را هم از او پديد آورد و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراكند.
علامه طباطبايى و فخر رازى معتقدند كه مراد از »نفس واحده« در آيه شريفه، حضرت آدم (ع) و مراد از»زوجها«، همسرش حواست، كه اين دو والدين انسانها هستند و خلقت حوا نيز از آدم (ع) است، بنابراين خلقت همه انسانها به حضرت آدم منتهى شده، در خلقت وحدت دارند.٥ محمد رشيد رضا نيز با تاكيد بر اينكه همه انسانها از نفس واحده خلق شدهاند و در خلقت واحداند مىگويد: در اينكه آن »نفس واحده« كيست، اقوال مختلفى است؛ لكن منافاتى ندارد كه مراد حضرت آدم (ع) باشد. ٦
فخر رازى در تفسير آيه فوق مىگويد: اين امر كه همه انسانها از »نفس واحده« خلق شدهاند، مىطلبد كه نوعى انس و اتحاد بين انسانها برقرار باشد تا موجب زيادتر شدن محبت و ترك تفاخر و تكبر بر يكديگر شود.٧
٢. »و هو الذى انشأكم من نفس واحده فمستقر و مستودع قد فصلنا الايات لقوم يفقهون«؛٨ و اوست كه شما را از تن يگانهاى پديد آورد و آنگاه (شما را) قرارگاه و وديعت گاهى است. به راستى كه آيات (خود) را براى قومى كه در مىيابند، به روشنى بيان كردهايم.
علامه طباطبايى ٩، فخررازى ١٠ و محمد رشيد رضا ١١ درباره اين آيه مىگويند: مراد از »انشاكم« در آيه شريفه، »خلقكم« است؛ يعنى ذريه انسان با همه فزونى وگستردگىاش، به حضرت آدم (ع) منتهى مىشود و بعضى از اين ذريه، خلق شده و در زمين مستقرند و برخى نيز هنوز به دنيا نيامدهاند و در صلبها و رحمها هستند و در آينده متولد خواهند شد. ١٢
چنان كه آمد، طبق مفاهيم قرآن، همه انسانها از »نفس واحده«، يعنى حضرت آدم خلق شدهاند. از ديدگاه قرآن، اين وحدت بشر در آفرينش، بايد به وحدت در امت بينجامد: انسانها فطرتا با هم دوستى و الفت دارند و امتى واحد، متحد و همبسته را تشكيل مىدهند.
قرآن كريم، تشكيل امت واحد را يك برنامه وسيع و جهانى، براى تحقق حكومت واحد مىداند. براى تحقق اين آرمان در اديان مختلف، به ظهور مصلح آخر الزمان نويد داده است كه اين امت جهانى را بنيان مىنهد. ١٣
آيات "امت واحده"
در قرآن كريم "امت" به چند معنا آمده است: ١٤
١. ملتى كه دينى واحد دارند: »ان هذه امتكم امة واحده«. ١٥
٢. امت به معناى جماعت: »و ممن خلقنا امة يهدون بالحق و به يعدلون«.١٦
٣. امت به معناى چند سال: »و لئن اخرنا عنهم العذاب الى امة معدوده«. ١٧
٤. امامى كه پيشوا و مقتداى سايرين است:»ان ابراهيم كان امة قانتالله«. ١٨
»امت واحده« در نه آيه قرآن آمده است كه اين آيات را مىتوان، به سه دسته تقسيم كرد:
دسته يكم. آياتى كه خطاب به پيامبران بوده و فرمان الهى را براى تشكيل امت واحد به آنان يادآور مىشود. بر اين اساس مردم به طور فطرى و غريزى امت يگانهاى هستند و سرشت آنها اقتضا دارد كه در اين جهت حركت كنند! اما اختلافاتى كه پيش مىآيد، آنان را به تفرقه مىكشاند.تاكيد بر وحدت فطرى امتها در اين آيات، به اين معناست كه پيامبران بايدموانع اين وحدت را بردارند. اين دسته آيات هشدار مىدهد كه تنها خدا شايسته سرورى است و بايدفقط او را عبادت كرد كه اين خود مىتواند، موضع وحدت امت نيز باشد. سپس بيان مىكند كه امتهاى پيامبران در طول تاريخ، عصيان كرده، به تفرقه كشيده شدهاند. اين آيات عبارت است از:
١. "ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون و تقطعوا امرهم بينهم كل الينا راجعون"؛١٩ اين امت شماست كه امتى يگانه است و من پروردگار شما هستم، پس مرا بپرستيد، ولى آنان در كار خود اختلاف يافتند. و همگى شان به سوى ما باز مىگردند .
٢. "ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاتقون فتقطعوا امرهم بينهم زبرا كل حزب بما لديهم فرحون"؛٢٠ و همانا اين امت شماست، امتى يگانه و من پروردگار شما هستم، از من پروا كنيد؛ ولى آنان در كارشان ميان خود اختلاف و تفرقه يافتند؛ هر گروهى به آنچه در دست دارد، شادمان است.
فخر رازى مىگويد: مراد از وحدت امت، وحدت در دين است و مراد از دين، اصولى است كه مورد قبول همه شرايع است؛ مثل التزام به وجود ذات خداوند و صفاتش و امثال آن. بنابراين مختلف بودن شريعتهاى پيامبران، خللى به وحدت امت وارد نمىسازد، چون به هر حال پيروان همه شرايع به اصول واحدى ملتزم هستند.٢١
دسته دوم. آياتى كه هر نوع مشيت جبر آميز خداوند را براى رسيدن به امت واحد نفى مىكند و نشان مىدهد كه اراده خدا بر اين تعلق گرفته كه انسان با انتخاب و اختيار خود، به امت واحد برسد. دسته دوم چهار آيه را شامل مىشود كه دو آيه از آن، ويژه امتهاى پيشين بوده، يك آيه شامل امت اسلام و امتهاى پيشين است. اين سه آيه ناظربه امت واحد بشرى است؛ اما آيه چهارم ناظر به وحدت امت اسلام است. اين آيات عبارتنداز:
١. "ولو شاء ربك لجعل الناس امة واحدة و لايزالون مختلفين الا من رحم ربك"؛٢٢ و اگر پروردگارت مىخواست، مردم را امت يگانهاى قرار مىداد؛ ولى همچنان اختلاف مىورزند، مگركسانى كه خداوند (بر آنان) رحمت آورد.
اين آيه ناظر به امت واحد بشرى است. علامه طباطبايى در اين باره مىگويد: مراد از وحدت و اختلاف در اين آيه، وحدت و اختلاف در دين است. ٢٣ فخر رازى نيز معتقد است كه اين آيه ناظر به امت واحد بشرى است. ٢٤ رشيد رضا هم چنين نظرى دارد و بر اين باور است كه علت عدم اتحاد، امتحان انسان است. ٢٥
٢."و لو شاء الله لجعلهم امة واحدة و لكن يدخل من يشا فى رحمته و الظالمون ما لهم من ولى و لا نصير"؛٢٦ و اگر خداوندمى خواست، آنان را امت يگانهاى قرار مىداد؛ ولى هر كس را كه بخواهد در جوار رحمتش در مىآورد و ستمكاران (مشرك) يار و ياورى ندارند. اين آيه نيز ناظر به امت واحد بشرى است.
علامه طباطبايى و فخر رازى معتقدند كه در اين آيه، خداوند به پيامبر مىفرمايد: اگر خدا مىخواست، همه مردم را يك امت قرار مىداد، با صفاتى يكسان، به گونهاى كه يا همه مومن باشند و وارد بهشت شوند يا همه كافر و وارد جهنم شوند؛ ولى سنت الهى اين گونه است كه انسانها را آزاد بگذارد تا خود راهشان را برگزينند و آنگاه صالحان را از فاسقان جدا ساخته، صالحان را به بهشت و فاسقان را به جهنم وارد سازد.٢٧
٣."و لو شاء الله لجعلكم امه واحده و لكن ليبلوكم فى ما آتاكم فاستبقوا الخيرات"؛٢٨ و اگر خداوند مىخواست، شما را امت يگانهاى قرار مىداد؛ ولى (چنين كرد) تا شما را در آنچه به شما بخشيده است بيازمايد.
خطاب آيه هم امتهاى پيشين و هم امت اسلام را شامل مىشود و ناظر به امت واحد بشرى است.
علامه طباطبايى، فخر رازى و رشيد رضا در تفسير آيه مىگويند: اين آيه، ناظر به امت واحد بشرى است؛ اما خداوند براى امتحان افراد بشر و تفكيك نيكان و بدان از يكديگر، وحدت را در ميان آنان ايجاد نكرد. ٢٩
٤.»و لو شاء الله لجعلكم امة واحدة و لكن يضل من يشا و يهدى من يشا و لتسئلن عما كنتم تعملون«؛٣٠ و اگر خدا مىخواست، شما را امت يگانهاى قرار مىداد؛ ولى هر كه را بخواهد، بيراه مىگذارد و هر كه را بخواهد به راه مىآورد و از چون و چند آنچه كرديد، از شما خواهند پرسيد.
اين آيه به امت واحد اسلامى نظر دارد.
علامه طباطبايى و فخر رازى، در تفسير اين آيه، بر اين باورند كه خداوند پس از اينكه در آيات قبلى، به اختلافات ميان مردم اشاره كرده، در اين آيه مىفرمايد كه اين اختلافات غرض الهى، در امر خلقت را نقض نمىكند؛ اگر خداوند بخواهد اينان را امت واحد قرار مىدهد؛ ليكن اين گونه نخواسته است تا هر كس با اراده و خواست خود، به سوى هدايت يا گمراهى برود و خداوند جزاى عمل هر دو گروه را داده و آنان را در قبال اعمالشان باز خواست مىكند. ٣١
دسته سوم. آياتى كه نشان مىدهد، انسانها در ابتدا امت واحدى بودند، سپس بين آنان اختلافاتى به وجودآمد و اتحادشان بر هم خورد. اين آيات عبارت است از:
١.»كان الناس امة واحدة فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم«؛ ٣٢ در آغاز مردم امت يگانهاى بودند، آن گاه خداوند پيامبران مژده آور و هشدار دهنده بر انگيخت و بر آنان، به حق، كتاب آسمانى نازل كرد تا در هر آنچه اختلاف مىورزند، در ميان آنان داورى كند و در آن اختلاف نكردند، مگر كسانى كه به آنان دين و كتاب داده شده بود كه پس از آنكه روشنگرىها نصيبشان شد، از رشك و رقابتى كه با هم داشتند (به اختلاف دامن مىزدند).
علامه طباطبايى و رشيد رضا در تفسير اين آيه مىنويسند: براساس اين آيه، مردم در آغاز، در امور دنيوى و ماديات،امت واحدى بودند؛ يعنى همگى به نحو يكسان از ماديات بهرهمند بودند تا اينكه با افزايش جمعيت بشر و گسترش نيازهاى آنان، انسانها براى رفع نيازهاى خود، به همكارى متقابل پرداختند و اين امر موجب اختلاف بين آنان شده است.
براى رفع اين اختلافات ،خداوند پيامبران و قوانينى را در قالب شريعت براى مردم فرستاد؛ ليكن عدهاى از اهل كتاب با آگاهى و از سر ظلم، در شريعت الهى نيز اختلاف كردند و موجب تفرقه مردم شدند. بنابراين، از ديدگاه علامه طباطبايى و رشيد رضا، امت واحدى كه قرآن حكايت مىكند، در امور دنيوى و ماديات واحد بودهاند.٣٣
فخر رازى نيز در تفسير آيه مىگويد: براساس اين آيه مردم در ابتدا امت واحدى بودند؛ ليكن در زمانهاى بعدى، اختلاف پيدا كردند كه اين اختلاف به سبب حسد و نزاع عدهاى در ماديات ايجاد شده است. وى در اينكه وحدت اين امت در چه بوده، اقوالى را ذكر مىكند و معتقد است كه قول مشهور اين است كه در اعتقاد به حق و تبعيت از آن وحدت داشتهاند. ٣٤
٢. »و ما كان الناس الا امة واحدة فاختلفوا و لولا كلمه سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون«؛ ٣٥ و مردم جز امت واحدى نبودند كه سپس اختلاف پيدا كردند و اگر وعده خداوند از پيش مقرر نگشته بود (به تاخير حكم و عذاب)، بين آنان در آنچه اختلاف كردند، داورى مىشد.
علامه طباطبايى و فخررازى گفتهاند: با توجه به اين آيه، مردم در گذشته امت واحد بوده و دين واحد، يعنى دين توحيدى داشتهاند. سپس در آن اختلاف كرده،برخى موحد و برخى مشرك شدند. ٣٦
محمد رشيد رضا اين آيه را به گونه آيه قبلى تفسير مىكند. ٣٧
٣.»و لولا ان يكون الناس امه واحده لجعلنا لمن يكفر بالرحمن لبيوتهم سقفا من فضة و معارج عليها يظهرون«؛ ٣٨ و اگر نبود كه (نمىخواستيم)، مردم امت يگانهاى (در كفر) مىشدند، براى خانههاى كسانى كه بر خداوند رحمان كفر مىورزيدند، سقفهايى سيمين پديد مىآورديم و نيز نردبانهايى كه از آن بالا روند.
علامه طباطبايى مىگويد: اين امت واحد، در برخوردارى از اسباب و عوامل زندگى واحد بودند و خداوند براى بقاى اين وحدت، به كفار برترى اين چنينى نداده است. ٣٩
بر اين اساس انسانها در ابتدا امت واحد بودند؛ اما بعد اختلافاتى بين آنان ايجاد شد. خداوند پيامبرانى را براى رفع اين اختلافات فرستاد و پس از پيامبر خاتم، امامان (عليهم السلام) را به اين امر مأموريت داد؛ هر چند در اين خصوص، تاكنون نتيجه مطلوب به دست نيامده است؛ ليكن اميد مىرود، در حكومت حضرت مهدى (ع) امت واحدى پديدار گردد.
فلسفه امت واحده
بى ترديد از مهمترين مسائل امروز جهان اسلام، وحدت است كه به دلايل زير ضرورى مىنمايد:
١. وحدت اسلامى فراهم كننده قدرتى حقيقى است كه مىتواند، تكيهگاه استوارى براى مسلمانان، در رويارويىهاى فرهنگى بين تمدنها باشد، زيرا اگر چه مسلمانان از نيروى عظيم انسانى،امكانات مادى فراوان، موقعيتهاى استراتژيك، روحيه معنوى بالا، فرهنگ و ديدگاه اعتقادى و فكرى مترقى برخوردارند؛ اما چنانچه ميان اين اجزا و عناصر پراكنده، اتحادى ايجاد نشود - چنان كه در حال حاضر چنين است - اين مجموعه عظيم كارآيى نخواهد داشت. ٤٠
٢. وحدت اسلامى مىتواند، زمينه گستردهاى براى پژوهش و اجتهاد در منابع اسلامى فراهم آورد و بدين وسيله، در رويارويىهاى فكرى، فرهنگى و حل مشكلات انسانى يارى رساند.
٣. وحدت اسلامى موجب الگو شدن ديدگاههاى اسلامى است. ٤١
٤. وحدت اسلامى بر توانايى و مقاومت جامعه در مواجهه با دشوارىها و بحرانها و برخورد با دشمنان خارجى مىافزايد. قرآن كريم بر اين نكته تاكيد دارد كه وحدت، مايه استوارى و نيرومندى است و اختلاف موجب شكست و سستى است: »و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم و اصبروا ان الله مع الصابرين«؛٤٢ و اختلاف كلمه نداشته باشيد كه بد دل خواهيد شد و شأن و شوكتتان بر باد مىرود و شكيبايى كنيد كه خداوند با شكيبايان است.
٥. وحدت اسلامى دستاورد طبيعى تكامل انسان و گوياى پيشرفت و رشد فكرى جامعه دينى است. ٤٣
٦. وحدت، عامل اساسى در پيروزى پيامبر اسلام و نيز پيروزى انقلاب اسلامى ايران بود؛ وحدت همواره و در همه جا عامل پيروزى بوده و خواهد بود. ٤٤
علل فرو پاشى امت واحده
برخى عواملى كه موجب فروپاشى امت واحده (و حتى وحدت) مىشود از اين قرار است:
١. ظلم، حسد و نزاع در طلب دنيا: عدهاى براى كسب ماديات، از روى علم و آگاهى، در كتاب خداوند اختلاف ايجاد كرده و موجب تفرقه و فروپاشى امت واحد شدند: »كان الناس امة واحدة فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم« ٤٥ در آغاز مردم امت يگانهاى بودند و آن گاه خداوند پيامبران مژده آور و هشداردهنده برانگيخت و بر آنان به حق كتابهاى آسمانى نازل كرد تا در هر آنچه اختلاف مىورزند، در ميان مردم داورى كند و در آن اختلاف نكردند؛ مگر كسانى كه به آنان دين و كتاب داده شده بود كه پس از آنكه روشنگرىها نصيبشان شد، از رشك و رقابتى كه با هم داشتند( به اختلاف دامن زدند).
٢. عدم موفقيت در ابتلا و آزمايش الهى: خداوند به رغم اينكه مىتوانست، مردم را قهرا به اتحادى كه مطلوب اوست، وادارد؛ لكن به آنان اختيار داد كه خود اين راه را برگزينند تا بيازمايد كه چه كسانى نعمتهاى خدا را در راهى كه مطلوب خداست، در راستاى ايجاد وحدت، به كار مىبرند و چه كسانى تخلف كرده، به اختلاف و تفرقه چنگ مىزنند: »ولو شاء الله لجعلكم امة واحدة و لكن ليبلوكم فيما آتاكم«؛ ٤٦ و اگر خداوند مىخواست شما را امت يگانهاى قرار مىداد؛ ولى (چنين نكرد) تا شما را در آنچه به شما بخشيده است بيازمايد.
٣. فرقه گرايىها و تفرقهطلبىهاى مردم: »و لاتكونوا من المشركين من الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا«؛٤٧ و از مشركان مىباشد، از همان كسانى كه دينشان را پاره و پراكنده كردند و فرقه فرقه شدند.
٤. تفرقه افكنىهاى دشمنان: دشمنان اسلام از آغاز ظهور اسلام تاكنون، همواره براى تفرقه اندازى و فروپاشى وحدت اسلامى تلاش كرده و مىكنند: »يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا بطانة من دونكم لايألونكم خبالا ودوا ما عنتم قد بدت البغضاء من افواهم و ما تخفى صدور هم اكبر«؛٤٨ اى مؤمنان، از غير خودتان كسانى را به همدلى نگيريد كه از هيچ نا به كارى در حق شما فرو گذار نكنند و به رنج و محنت افتادن شما را خوش دارند و دشمنى از لحن و سخنشان آشكار شده است و آنچه دلهايشان پنهان مىدارد، بدتر است.
٥. وسوسهها و القائات شيطانى: »ان الشيطان ينزغ بينهم ان الشيطان كان للانسان عدوا مبينا«؛ ٤٩ همانا شيطان ميان آنها را به هم مىزند؛ بى گمان شيطان دشمن آشكار انسان است.
عوامل ديگرى نيز هست كه گاه موجب بروز اختلاف ميان مردم يك منطقه يا يك شهر مىشود؛ از آن جمله است:
١. مسخره كردن گروهى، گروه ديگرى را: »يا ايها الذين آمنوا لايسخر قوم من قوم«؛ ٥٠ اى مومنان، نبايد كه قومى، قوم ديگر را به ريشخند بگيرند.
٢. بدگمانى به يكديگر: »يا ايها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم«؛ ٥١ اى مومنان، از بسيارى گمانها بپرهيزيد؛ چرا كه بعضى گمانها گناه است.
٣. اتصاف يكديگر به لقبهاى زشت: »ولا تنابزوا بالالقاب«؛٥٢ و يكديگر را به لقبهاى بد مىخوانيد.
٤. غيبت كردن: »ولا يغتب بعضكم بعضا ايحب احدكم ان ياكل لحم اخيه ميتا فكرهتموه«؛ ٥٣ و بعضى شما از بعضى ديگر غيبت نكند؛ آيا هيچ يك از شما خوش دارد كه گوشت بردار مردهاش را بخورد كه از آن تنفر داريد.
استراتژى قرآنى در تحقق امت واحد
قرآن كريم براى تحقق امت واحد، عوامل زير را يادآور شده است:
١. اخوت ميان مسلمانان
از ديدگاه قرآن كريم، همه مؤمنان با هم برادرند.بنابراين بايد با هم متحد باشند و اگر در موردى بين دو مومن، اختلاف يا نزاعى پيش آمد، ساير مومنان بايد بين آن دو صلح و دوستى برقرار كنند: »انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بين اخويكم«؛ ٥٤ همانا مؤمنان (مسلمانان) برادرند، پس بين برادرانتان آشتى برقرار سازيد. »و اذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا«؛٥٥ و نعمت خداوند را بر خود ياد كنيد كه دشمنان همديگر بوديد و او ميان دلهاى شما الفت داد و به نعمت او با هم دوست شديد.
از نگاه علامه طباطبايى، اخوت ميان مؤمنان، اخوت تشريعى است و حقوقى را در بر دارد. ٥٦
٢. مودت بين مسلمانان
مودّت، يعنى دوست داشتن چيزى و نيز به معناى آرزو كردن وجود و حصول آنچه محبوب است.٥٧
از ديدگاه قرآن كريم، مؤمنان بايد با يكديگر مودت و محبت داشته باشند كه اين خود، وحدت و همدلى را به دنبال دارد: »و جعل بينكم موده و رحمه ان فى ذلك لايات لقوم يتفكرون«؛ ٥٨ و در ميان شما دوستى و مهربانى افكند و در اين امر براى انديشه وران مايههاى عبرت است.
»ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودّا«؛٥٩ كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، زودا كه خداوند رحمان در حق آنان مهربانى كند.
٣. الفت ميان مسلمانان
الفت، يعنى ضميمه كردن چيزى به چيز ديگر يا ضميمه ساختن چندچيز با هم ٦٠.قرآن كريم مومنان را به الفت با يكديگر ترغيب كرده، مىفرمايد: »و اذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم«؛ ٦١ و نعمت خداوند را بر خود ياد كنيد كه دشمنان همديگر بوديد و او ميان دلهاى شما الفت داد.
٤. رحمت مسلمانان بر يكديگر
رحمت به معناى رقت، عطوفت و رأفت است. ٦٢ علامه طباطبايى مىنويسد: رحمت اثرى نفسانى است كه با مشاهده محروميت و حاجت شخص محروم، در قلب انسان ايجاد مىشود و مشاهده كننده را به كمك به محروم فرا مىخواند.٦٣
قرآن در اين باره مىفرمايد:»و جعل بينكم مودة و رحمة؛ ٦٤ و در ميان شما دوستى و مهربانى افكند«. نيز در جاى ديگر فرمود: »محمد رسول الله و الذين معه اشدا على الكفار رحماء بينهم«؛ ٦٥ محمد پيامبر الهى است و كسانى كه با او هستند، بر كافران سختگير و با خودشان مهرباناند.
٥. رأفت مسلمانان
رأفت به معناى رحمت و برتر و شديدتر از رحمت است، چرا كه ممكن است رحمت از روى كراهت باشد؛ ولى رأفت چنين نيست، بلكه با رضايت قلبى است ٦٦.بى شك رأفت مسلمانان به يكديگر، در اتحاد و همدلى آنان نقش به سزايى دارد. قرآن كريم درباره اصحاب حضرت عيسى مىفرمايد: »و جعلنا فى قلوب الذين اتبعوه رأفة و رحمة«، ٦٧ و در دل كسانى كه از او پيروى كردند، رافت و رحمت قرار داديم.
علامه طباطبايى ٦٨ در اين باره مىنويسد: در مورد اصحاب پيامبرنيز قضيه چنين است، چون خداوند دربارهشان مىفرمايد: »رحماء بينهم«٦٩.
٦. عفو
عفو به معناى »ترك چيزى«٧٠ يا »صرف نظر كردن از چيزى كه اقتضاى نظر و توجه دارد«٧١ آمده است. قرآن كريم، مسلمانان را به عفو فرا خوانده، مىفرمايد: »فمن عفا و اصلح فاجره على الله«؛٧٢ پس هر كه عفو و نيكو كارى پيشه كند، پاداش او بر خداوند است.
٧. صلح و سازش
صلح به معناى مصالحه كردن، صلح، اصلاح و آشتى دادن آمده است.٧٩ قرآن كريم از مسلمانان مىخواهد كه در صورت نزاع بين عدهاى، ميان آنان صلح و آشتى برقرار سازند: »و ان طائفتان من المومنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما«؛٨٠ و اگر دو طايفه از مومنان با هم در افتند، ميان آنان را سازش دهيد.
در آيه ديگر هم آمده است: »فاتقوا الله و اصلحوا ذات بينكم«؛ ٨١ پس از خداوند پروا كنيد و بين خودتان آشتى كنيد.
٨. ردّ امتيازات قومى
قرآن كريم ضمن توجه دادن مومنان به اينكه همه، از مرد و زنى زاده شدهاند و مثل هم هستند، به آنان هشدار مىدهد كه اگر قبيله قبيلهاند، به اين علت است كه همديگر را بشناسند و الا اين امر مايه برترى گروهى بر گروه ديگر نيست: »يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقاكم«؛ هان اى مردم، همانا ما شما را از يك مرد و يك زن آفريدهايم و شما را به هيات اقوام و قبايل در آوردهايم، تا با يكديگر انس و آشنايى يابيد؛ بى گمان گرامىترين شما در نزد خداوند پرهيزگارترين شماست.
٩. احترام به اديان ديگر و ساير پيامبران الهى
قرآن مىفرمايد: »قالوا آمنا بالله و ما انزل الينا و ما انزل الى ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عيسى و ما اوتى النبيون من ربهم«؛٨٥ بگو به خداوند و به آنچه بر ما و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل شده و آنچه به موسى و عيسى و آنچه به پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده، ايمان آوردهايم.
١٠. اختصاص خداوند به اهل كتاب با مسلمانان
»ليس بامانيكم و لا امانى اهل الكتاب من يعمل سوءا يجز به«؛ ٨٦ (وعده الهى) بر وفق آرزوهاى شما و آرزوهاى اهل كتاب نيست، هر كس مرتكب عمل ناشايستى شود، جزاى آن را مىيابد و براى خود در برابر خداوند يار و ياور نمىيابد.
عمل به آموزههاى قرآنى در تحقق امت واحده، ضمن اينكه تحقق بخش وحدت در ميان مسلمانان است، زمينه ساز همگرايى و وحدت در ميان تمامى انسانها نيز خواهد بود ظهور موعود، حضرت بقيه الله (عج)، حلقه نهايى تشكيل امت واحده اسلامى و پايان دوره واگرايى است.
پى نوشتها:
١. دانش آموخته حوزه علميه قم و پژوهشگر علوم قرآنى.
٢. انفال (٨) آيه، ٤٦.
٣. سيدمحمد حسين طباطبايى، الميزان( قم: موسسه مطبوعاتى اسماعيليان، ١٣٩٤ ق) ج ٨، ص؛١٣٥ فخر الدين محمد رازى، تفسير كبير (بيروت: دارالمعرفه، ١٤١٤ ق) ج ٨، ص ٦٤.
٤. نسا (٤) آيه١.
٥. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ٤، ص ١٣٥ فخر الدين محمد رازى، پيشين، ج ٥، ص ١٦٧.
٦. محمد رشيد رضا، المنار( بيروت: دارالمعرفه، ١٤١٤ ق) ج ٤، ص ٢٢٣ - ٣٢٦.
٧. فخر الدين محمد رازى، پيشين، ص ١٦٧.
٨. انعام (٦) آيه ٩٨.
٩. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ٧، ص ٢٢٨.
١٠. فخر الدين محمد رازى، پيشين، ج ٧، ص ١٠٧.
١١. محمد رشيد رضا، پيشين، ج ٧، ص ٦٣٨.
١٢. آيات ديگرى نيز در اين باره وجود دارد از جمله: اعراف (٧) آيه ١٨٩ و زمر (٣٩) آيه ٦.
١٣. عبدالله حامد، اختلاف در امت واحد (تهران: انتشارات قلم) ص ٢٤.
١٤. محمد رشيد رضا، پيشين، ج ٢، ص ٢٦٧.
١٥. انبيا (٢١) آيه ٩٢.
١٦. اعراف (٧) آيه ١٨١.
١٧. هود (١١) آيه ٨.
١٨. نحل (١٦) آيه ١٢٠.
١٩. انبياء (٢١) آيه ٩٢ - ٩٣.
٢٠. مومنون (٢٣) آيه ٥٢ - ٥٣.
٢١. فخرالدين محمد رازى، پيشين، ج ١٢، جزء ٢٣، ص١٠٥.
٢٢. هود (١١) آيه ١١٨.
٢٣. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ١١، ص ٦٥.
٢٤. فخر الدين محمدرازى، پيشين، ج ٩، جزء ١٨، ص ٧٨.
٢٥. محمد رشيد رضا، پيشين، ج ١٢، ص ١٩٣.
٢٦. شورى (٤٢) آيه ٨.
٢٧. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ١٨، ص ١٧؛ فخر الدين محمد رازى، پيشين، ج ١٤، جزء ٢٧، ص ١٤٩.
٢٨. مائده (٥) آيه ٤٨.
٢٩. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ٥، ص ٣٨٢؛ فخر الدين محمد رازى، پيشين، ج ٦، جزء ١٢، ص ١٤؛ محمد رشيد رضا، پيشين، ج ٦، ص ٤١٨.
٣٠. نحل (١٦) آيه ٩٣.
٣١. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ١٢، ص ٣٥٩؛ فخر الدين محمد رازى، پيشين، ج ١٠، جزء ٢٠، ص ١١٢.
٣٢. بقره (٢) آيه ٢١٣.
٣٣. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ٢، ص ١١١؛ محمد رشيد رضا، پيشين، ج ٢، ص ٢٧٦
٣٤. فخر الدين محمد رازى، پيشين، ج ٣، ص ١٣.
٣٥. يونس (١٠) آيه ١٩.
٣٦. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ١٠، ص ٢٨؛ فخر الدين محمد رازى، پيشين، ج ٩، جزء ١٧، ص ٦٤.
٣٧. محمد رشيد رضا، پيشين ،ج ١١، ص ٣٢٨.
٣٨. زخرف (٤٣) آيه ٣٣.
٣٩. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ١٨، ص ١٠٥.
٤٠. سيد محمد باقر حكيم، وحدت اسلامى (از ديدگاه قرآن و سنت)، ترجمه عبدالهادى فقهى زاده (تهران: تبيان، ١٣٧٧) ص ٣١.
٤١. همان.
٤٢. انفال (٨) آيه ٤٦.
٤٣. سيد محمد باقر حكيم، پيشين، ص ١١٧.
٤٤. صلاح الدين حسام، »وحدت و ضرورت آن«، وحدت مسلمين (دفتر كنگره جهانى ائمه جمعه و جماعات)، ص ٥١٣.
٤٥. بقره (٢) آيه ٢١٣.
٤٦. مائده (٥) آيه ٤٨.
٤٧. روم (٣٠) آيه ٣٢.
٤٨. آل عمران (٣) آيه ١١٨.
٤٩. اسرا (١٧) آيه ٥٣.
٥٠. حجرات (٤٩) آيه ١١.
٥١. همان، آيه ١٢.
٥٢. همان، آيه ١١.
٥٣. همان، آيه ١٢.
٥٤. همان، آيه ١٠
٥٥. آل عمران (٣) آيه ١٠٣.
٥٦. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ٣، ص ٣٧١.
٥٧. راغب اصفهانى، المفردات فى غريب القرآن (بيروت: دارالمعرفه، ١٤١٨ ق) ص ٥٣٢.
٥٨. روم (٣٠) آيه ٢١.
٥٩. مريم (١٩) آيه ٩٦.
٦٠. احمد بن فارس، معجم مقاييس اللغه (قم: مكتب الاعلام الاسلامى، ١٤٠٤ ق) ج ١، ص ١٣١.
٦١. آل عمران (٣) آيه ١٠٣.
٦٢. احمد بن فارس، پيشين، ج ٢، ص ٤٩٨.
٦٣. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ١٤، ص ١١٣.
٦٤. روم (٣٠) آيه ٢١.
٦٥. فتح (٤٨) آيه ٢٩.
٦٦. ابن منظور، لسان العرب (بيروت: دار احياالتراث العربى،١٤١٦ ق) ج ٥، ص ٨٢.
٦٧. حديد(٥٧) آيه ٢٧.
٦٨. سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج ١٩، ص ١٧٣.
٦٩. فتح (٤٨) آيه ٢٩.
٧٠. احمد بن فارس، پيشين، ج ٤، ص ٥٦.
٧١. حسين مصطفوى، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ١٣٦٨)، ج ٨، ص ١٨١.
٧٢. شورى (٤٢) آيه ٤٠.
٧٣. احمدبن فارس، پيشين، ج ٤، ص ٥٠٨.
٧٤. بقره (٢) آيه ٢٣٧.
٧٥. احمد بن فارس، پيشين، ج ٣، ص ٢٩٣.
٧٦. حسين مصطفوى، پيشين، ج٦، ص ٢٨٦.
٧٧. خليل بن احمد فراهيدى، ترتيب كتاب العين، ج ٢، ص ٣٤٣.
٧٨. نور (٢٤) آيه ٢٢.
٧٩. ابن منظور، پيشين، ج ٧، ص ٣٨٤.
٨٠. حجرات (٤٩) آيه ٩.
٨١. انفال (٨) آيه ١.
٨٢. حسن مصطفوى، پيشين، ج ٨، ص ٩٦.
٨٣. راغب اصفهانى، پيشين، ص ٣٣٤.
٨٤. حجرات (٤٩) آيه ١٣.
٨٥. بقره (٢) آيه ١٣٦.
٨٦. نسا (٤) آيه ١٢٣.