پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - مرجع وحدت - تمری محمدرضا

مرجع وحدت
تمری محمدرضا

پس از اشغال فلسطين توسط انگليس و صهيونيست‌ها، در سال‌هاى پس از جنگ جهانى اول و دوم و شكست عرب‌ها از اسرائيل، خطر تسلط اسرائيل بر كشورهاى اسلامى به شدت افزايش يافت؛ از اين رو انديشه وحدت بين مذاهب، به عنوان چاره كار، يكى از دغدغه‌هاى علماى اسلام شد. دانشگاه جامع الازهر مصر، به دليل قدمت تاريخى و عوامل محيطى و ظهور عالمانى چون سيد جمال الدين اسد آبادى و شيخ محمد عبده و شاگردان آنان كه همگى منادى وحدت بين مسلمانان بودند و نيز حضور طلاب اين مدرسه، در جنگ با اسرائيل و نزديكى به سرزمين فلسطين، پيش از ساير مراكز علمى جهان اسلام، نداى وحدت سر داد. اين خواسته از سوى بسيارى عالمان جهان اسلام، مورد حمايت و تأييد قرار گرفت.١ از جمله اين علما و بزرگان، حضرت آيت الله بروجردى بود .
ايشان از آغاز مرجعيت خويش، به مسئله وحدت ميان مذاهب اسلامى، توجه خاصى داشتند و معتقد بودند كه سامان دادن به اين موضوع، از وظايف هر عالم شيعى است. ايشان طرح بعضى مباحث، از جمله اينكه »چه كسى خليفه بود و كدام بر حق است و كدام باطل«، را براى امروز جامعه اسلامى، بحثى بى‌فايده دانست و خطاب به عالمان شيعه مى‌گفت: »مسئله خلافت، امروز مورد نياز مسلمانان نيست كه ما با هم دعوا كنيم، هر كه بود امروز چه نتيجه‌اى به حال مسلمانان دارد، آنچه امروز به حال مسلمانان مفيد است اين است كه بدانند، احكام را بايد از چه مأخذى اخذ بكنند«.٢
استاد شهيد مطهرى، در مورد عشق و علاقه آيت الله بروجردى به وحدت مسلمانان مى‌گويد:
»يكى از مزاياى معظم له توجه و علاقه فراوانى بود كه به مسئله وحدت اسلام و حسن تفاهم و تقريب مذاهب اسلاميه داشت، اين مرد چون به تاريخ اسلام و مذاهب اسلامى آشنا بود، مى‌دانست كه سياست حكام گذشته در تفرقه و دامن زدن آتش اختلاف، چه اندازه تأثير داشته است و هم توجه داشت كه در عصر حاضر نيز سياست‌هاى استعمارى از اين تفرقه حداكثر استفاده مى‌كنند و بلكه آن را دامن مى‌زنند و هم توجه داشت كه دورى شيعه از ساير فرق سبب شده است كه آنها شيعه را نشناسند و درباره آنها تصوراتى دور از حقيقت بنمايند.
به اين جهات بسيار علاقمند بود كه حسن تفاهمى بين شيعه و سنى برقرار شود كه از طرفى وحدت اسلامى كه منظور بزرگ اين دين مقدس است، تأمين گردد و از طرف ديگر، شيعه و فقه شيعه و معارف شيعه، آن طور كه هست، به جامعه تسنن كه اكثريت مسلمانان را تشكيل مى‌دهند، معرفى شود، از حسن تصادف چند سال قبل از زعامت و رياست معظم‌له كه هنوز ايشان در بروجرد بودند، »دارالتقريب بين المذاهب اسلاميه«، به همت جمعى از روشنفكران سنى و شيعه تأسيس شده و معظم له در دوره زعامت خود تا حد ممكن با اين فكر و با اين مؤسسه كمك و همكارى كرد.
براى اولين بار بعد از چند صد سال، بين زعيم روحانى شيعه وزعيم روحانى سنى، شيخ عبدالمجيد سليم و بعد از فوت او شيخ محمود شلتوت، مفتى حاضر و رئيس جامع الازهر، روابط دوستانه برقرار شد و نامه مبادله گرديد... معظم له عاشق و دلباخته اين موضوع بود و مرغ دلش براى اين موضوع پر مى‌زد. عجيب اين است كه از دو منبع موثق شنيدم كه در حادثه قلبى اخير كه منجر به فوت ايشان شد، بعد از حمله قلبى اول كه عارض شد، مدتى بيهوش بوده‌اند، بعد به هوش آمدند، قبل از آنكه توجهى به حال خود بكنند و در اين موضوع حرفى بزنند، موضوع تقريب مذاهب و وحدت مسلمانان را مطرح مى‌كنند و مى‌گويند »من آرزوها در اين زمينه داشتم«.٣
آيت الله بروجردى از تأسيس و توسعه دارالتقريب حمايت كرد، ايشان در درس خارج فقه خود، بعضى مواقع فتاواى علماى عامه را بيان مى‌كرد و مى‌فرمود: سير تاريخ فقه اسلامى، با مطالعه در فتاواى علماى عامه روشن‌تر مى‌شود، به همين منظور حاج شيخ محمدتقى قمى را به عنوان نماينده خود به مصر فرستاد كه به عنوان يك عالم شيعى، در مركز علماى اهل سنت (مصر) با رؤساى الازهر ارتباط داشتند و با ايشان نامه مبادله مى‌كردند...٤
آيت الله بروجردى توسط نماينده خود، پيامى به رئيس الازهر، حاج شيخ عبدالمجيد سليم دادند و ايشان در پاسخ به نامه، ضمن اداى احترام فرآوان به آيت الله بروجردى و تشكر نوشت: »... همكارى شما را در اين جهاد بزرگ خدايى بسيار بزرگ مى‌شمارم، زيرا شما با علم و دانش و مقام و نفوذى كه در ايران و غير ايران داريد، هميشه در راه اصلاح امر ملت اسلامى كار مى‌كنيد. فكر تقريب مذاهب اسلامى، از توجه و عنايت شما بسيار بهره‌مند بوده، از كمك‌ها و مساعدت‌هاى پر ارزش شما در مناسبات مختلف برخوردار بوده است«.٥
آيت الله بروجردى، با درك صحيح از موقعيت جهان اسلام ،سعى مى‌كرد، از عواملى كه وحدت مسلمانان را به خطر مى‌اندازد، جلوگيرى كند؛ براى نمونه زمانى كه آيت الله بروجردى رحلت كردند، آقاى قمى در ايران نبود، در آن موقع روابط ايران و مصر، به دليل اختلافات محمد رضا شاه و جمال عبدالناصر رئيس جمهور مصر، قطع شده بود، از اين رو ايشان در همان حال كسالت فرمودند: »شيخ محمد تقى، وقتى به ايران آمد، به او بگوييد پيغام مرا به شيخ شلتوت برساند و بين ايران و مصر را اصلاح كند، مى‌ترسم زحمات چندين ساله‌ام از بين برود« وقتى شيخ محمد تقى قمى به ايران آمدند، جريان را به ايشان گفتند.٦
آيت الله بروجردى تلاش مى‌كرد تا در حوزه زعامت ايشان، نقطه اختلافى آغاز نگردد. يكى از علماى قم منظومه‌اى فقهى را در دو جلد انتشار داد، نسخه‌اى از كتاب را خدمت آيت الله بروجردى فرستاد، در يكى از ابيات اين كتاب، به خلفا توهين شده بود. آيت الله بروجردى فرمودند: »در اين شرايط وقت اين حرف‌هاست؟ آن هم به صورت مكتوب در يك اثر شيعى«. ايشان امر فرمودند كه اين شعر حذف و با هزينه او اصلاح شود. ٧
سرانجام تلاش‌ها و كوشش‌هاى آيت الله بروجردى، در نزديكى مذاهب و معرفى مكتب اهل بيت، به نتيجه رسيد و در اثر اين فعاليت‌ها و اقدامات بود كه شيخ شلتوت، رئيس الازهر و مفتى اعظم مصر، در ١٣٣٧/٧/١٧، تشيع را به رسميت شناخت و فتوا داد: »آيين اسلام هيچ يك از پيروان خود را به پيروى از مكتب معينى ملزم نكرده، بلكه هر مسلمانى مى‌تواند از هر مكتبى كه به طور صحيح نقل شده و احكام آن در كتب مخصوص به خود مدون گشته پيروى كند و هر كسى كه مقلد يكى از مكتب‌هاى چهارگانه باشد، مى‌تواند به مكتب ديگرى، هر مكتبى كه باشد، منتقل شود.
مكتب جعفرى معروف به مذاهب امامى اثنى عشرى، مكتبى است كه شرعا پيروى از آن، مانند پيروى از مكتب‌هاى اهل سنت جايز است. بنابراين سزاوار است كه مسلمانان اين حقيقت را دريابند و از تعصب ناحق و ناروايى كه نسبت به مكتب معينى دارند، دورى گزينند ،زيرا دين خدا و شريعت او تابع مكتبى نبوده و در احتكار و انحصار مكتب معينى نخواهد بود، بلكه همه( صاحب مذهبانى كه) مجتهد بوده، اجتهادشان مورد قبول درگاه بارى تعالى است و كسانى كه اهل نظر و اجتهاد نيستند، مى‌توانند از هر مكتبى كه مورد نظرشان است، تقليد كرده و از احكام فقه آنان پيروى كند و در اين مورد فرقى ميان عبادات و معاملات نيست«.٨
اين فتواى تاريخى، زمانى كه سلفيان متعصب عربستان، شيعه را كافر مى‌دانستند، تأثير عميقى در رسميت يافتن تشيع به جاى گذاشت. ٩

پى نوشت‌ها:
١ - حسينيان، روح الله، بيست سال تكاپوى اسلام شيعى در ايران (١٣٢٠ - ١٣٤٠)، مركز اسناد انقلاب اسلامى، تهران، ١٣٨١، ص ٣٩٠.
٢ - مجله ٦، حوزه ف شماره‌هاى ٤٤ و ٤٣، ص ١٥. اباذرى، عبدالرحيم، آيت الله بروجردى (آيت اخلاص). معاونت فرهنگى مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى، تهران، ١٣٨٣، ص ٦٥.
٣ - مطهرى، مرتضى، تكامل اجتماع، انتشارات صدرا، تهران، ١٣٧٢، صص ٢٠٥ - ٢٠٤.
٤ - دوانى، على، خاطرات مبارزات حجت الاسلام فلسفى، مركز اسناد انقلاب اسلامى، ص ١٨٨.
٥ - حسينيان، روح الله پيشين، ص ٣٩٠
٦ - على آبادى، محمد، الگوى زعامت، انتشارات لاهيجى، قم ،١٣٧٩، ص ١٤٩.
٧ - حسينيان، روح الله پيشين، ص ٣٩١ - ٣٩٠.
٨ - بى آزار شيرازى، عبدالكريم ،پيشين، صص ٢٤٥ - ٢٤٤.
٩ - حسينيان، روح الله پيشين، ص ٣٩١.