پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - استراتژی و عوامل تقریب مذاهب اسلامی - آصف عطائى محمد

استراتژی و عوامل تقریب مذاهب اسلامی
آصف عطائى‌ محمد

استراتژى و عوامل تقريب مذاهب اسلامى
آيت الله محمد آصف محسنى

تعريف تقريب بين پيروان مذاهب اسلامى
تقريب يعنى همكارى در ترويج و حفاظت مشتركات دينى كه بسيار زياد است و معذور دانستن همديگر در مورد اختلافات ،روى اصل: للمصيب أجران و للمخطى أجر واحد. و برادرى و دوستى به عنوان مسلمان، روى اصل: انما المؤمنون اخوة، در زندگانى اخلاقى و اجتماعى و سياسى و بالاخره مورد چهارم عدم توهين به پيشوايان و اصول مذهبى ساير اهل مذاهب اسلامى.

منشأ اختلافات مذهبى كه عادى و طبيعى مى‌باشد
دو منبع مهم اسلامى، قرآن مجيد وسنت شريف نبوى مى‌باشد كه هيچ مسلمانى نمى‌تواند منكر آن شود، ولى دانشمندان مسلمان در استفاده نمودن از متون قرآن و سنت شريف به خاطر تفاوت‌هاى مراتب علمى و ذوقى خود يكسان نبوده‌اند، كه طبعاً مذاهب متعددى در طول تاريخ شكل گرفته‌اند.
در استفاده از احاديث مباركه نبوى، مشكل وثاقت و ضعف راويان نيز وجود داشته و علماى علم رجال در اين مورد متفاوت بوده و هستند و لذا جمعى، حديثى را معتبر دانسته و به آن عمل كرده‌اند و جمعى به خاطر اينكه وثاقت بعضى از راويان حديث براى آنان ثابت نشده، به آن عمل نكرده‌اند.
موارد حكم عقل (در مذهب شيعه) و قياس (در مذهب حنفى و بعضى از مذاهب ديگر) و اجتماعات نيز اختلافاتى را در نظريات دانشمندان اسلامى پديد آورده است.
بعلاوه كه اوضاع سياسى و اجتماعى و فاميلى دانشمندان و خصوصيات زمان و مكان آنان نيز در پيش داورى و در تفاوت آراى آنان مؤثر بوده است، به هر حال اينگونه اختلافات طبيعى و عادى و حتى غير قابل اجتناب است.

موانع تقريب
١- تفريق و تخريب خارجى دشمنان اسلام و مسلمين، چه به انگيزه تعصب دينى و چه انگيزه استثمار و سياسى.
٢- تفريق و تخريب داخلى كه به دو گونه وجود دارد:
١/٣ - تخريب منسجم و دسته جمعى به پشتوانه و حمايت مادى و معنوى بعضى از جهات كه ظاهرا آخرين سال‌هاى عمر خود را طى مى‌كنند و احتمالاً اين جهات بيش از چند سال، كمى عمر نتوانند.
٢/٢- تخريب فردى به انگيزه ثواب! مانند عالمان مذهبى كوتاه نظر و غالباً كم سواد. و تخريب فردى به انگيزه رياست‌طلبى و شهرت و پول دارى حتى از راه اجير شدن براى خارجى‌ها. اكثر اين موانع از بين رفتنى نيستند، و اصحاب تقريب بايد به فكر اكثريت عوام مسلمان باشند و آنها را به سوى تقريب، جهت دهى نمايند و وقت خود را نبايد براى تقريب عمومى و يا از بين بردن اين موانع بيهوده ضايع كنند.

عوامل تقريب
١- تشكيل مدارس دينى مختلط از پيروان مذاهب متعدد، مانند مذاهب اربعه و... و مذاهب شيعه (اماميه و زيديه) و مذهب اباضيه و مذاهب كلامى شيعه و اشعرى و معتزلى و ماتريدى و... در هر شهر مثلاً، كه پيروان دو سه مذهب وجود داشته باشند.
اين كار در تهران، هم اكنون از چند سال قبل عملى شده و دانشگاهى به اين منظور تاسيس گرديده است و اميد مى‌رود كه توسعه يابد و در افغانستان نيز پس از تكميل ساختمان حوزه علميه خاتم النبيين در كابل براساس وعده‌هاى مكرر اين جانب در سخنرانى‌ها و تلويزيون و كنفرانس‌ها به كمك خداوند عملى خواهد شد.
اميد است در هر جايى كه پيروان دو مذهب يا بيشتر وجود داشته باشند، اين كار عملى شود كه اساسى‌ترين عامل تقريب است، زيرا اولاً: شاگردان بين خود انس پيدا مى‌كنند و ثانياً: قلباً قانع مى‌شود كه اختلافات مذهبى در جنب مشتركات دينى ناچيز است. و ثالثاً: مى‌توانند در موقع بزرگى و ارشاد جامعه، پيروان خود را به تقريب سوق دهند.
٢- نشريه مشترك ماهانه از سوى دانشمندان مذاهب در هر شهرى كه پيروان دو يا بيشتر از مذاهب اسلامى وجود دارند. و اين نشريه آثار مفيد خود را حتماً بجا مى‌گذارد.
٣- تدوين و طبع نشر احاديث مشترك نبوى كه از طريق اهل بيت و از طريق صحابه وارده شده است، كه يا متفق اللفظ و المعنى است و يا متفق المعنى مى‌باشد. اين كتاب، سنگ محكمى به دهن تفرقه اندازان مى‌زند.
٤- تدوين جلسات تبليغى مشترك در اوقات مناسب دينى مانند ماه رمضان، تجليل از نزول قرآن، ميلاد النبى (ص) و امثال اينها كه شيعه و سنى بر آنها اجتماع دارند.
٥- تشخيص دقيق موارد متفق عليه و مختلف فيه بين طرفين، تا به وسيله اختلاف موهوم و غير واقعى از هم دور نشويم.
٦- اشتراك در غم و شادى پيروان ساير مذاهب كه در يك محل زندگانى مى‌كنند.
٧- ادامه كنفرانس‌هاى تقريبى و توسعه آن در كشورهاى ديگر.
٨- تشكيل شوراهاى اخوت اسلامى به منظور تقريب در هر محلى كه جمع متنابهى از شيعه و سنى اقامت دارند؛ ما در افغانستان چنين شوراهايى را تأسيس كرده‌ايم و به حدتوان كمك جزئى هم به آنان نموده‌ايم كه بايد در فكر توسعه آن مى‌باشيم.
٩- كم كردن فشارهاى سياسى و اعطاى حقوق كامل مدنى و غيره توسط دولت‌ها به اقليت‌هاى مذهبى كه قهراً محبت را در بردارد، در افغانستان ماده ٤، ٥ و ١٣١ قانون اساسى سال١٣٨٢ شيعيان را از دولت و اكثريت راضى نمود.
١٠- برائت شيعه از غلات و اهل سنت از نواصب، تا وجود اين دو طايفه باعث اشتباه برادران مسلمان شيعه و سنى نشود و همه بايد بدانيم كه غلو و نصب در اسلام مشروعيتى ندارد.

چرا تقريب تاكنون پيشرفت چشم‌گيرى نداشته است؟
به نظر من، سبب آن، تقصير اكثر اصحاب تقريب است كه به آمدن در كنفرانس‌ها و مجرد صحبت كردن و شنيدن سخنرانى‌ها اكتفا مى‌كنند و در بلاد خود هيچ فعاليت فكرى و عملى در اين راستا ندارند و محافظه كارى مى‌كنند. ما اگر اعتقاد محكمى به تقريب به منظور تقويت موقف اسلامى در جهان داشته باشيم، حتماً خداوند متعال بيشتر از حال فعلى به ما توفيق خدمت مرحمت مى‌فرمايند. »ان الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم«. آيا اراده و باور ما در آينده به اين هدف قوى‌تر خواهد شد؟ دعا مى‌كنم رحمت خداوند بيشتر شامل حال ما شود. "و قل اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله و المؤمنون".