نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨
ما از ديرباز براين باور تاكيد داشته ايم كه علم تاريخ و فن تاريخنگارى بازار مقدس و پركار بردى براى كسب خودآگاهى مردم است ليكن دراثر غفلت و سهل انكارى ما اكنون در دست استكبار جهانى و عوامل بومى آن در دنيا به صورت ابزارى جهت اغفال و تحميق و تسليم توده هاى مظلوم مردم در آمده است ازاينرو لازم است حوزه هاى علميه و مراكز عاليه كشور در جهت رسميت و گسترش بخشيدن به تدريس و تحصيل معارف تاريخى بويژه تاريخ اسلام و نهضتهاى اسلامى و تاريخ معاصر ايران گامهاى جدى و موثرى بردارند و با نگارش تاريخ صحيح حقايق عملااستعمارگران دروغ پراكن و عوامل مرموز آنان را رسوا كنند.
ليكن متاسفانه در حوزه اى بااين عظمت هنوز تاريخ اسلام و[ تاريخ انقلاب اسلامى] حتى جزء[ دروس جنبى] هم نمى باشد! به همين خاطر بسيار بجاست كه فريادهاى هشدار باش پيشاهنگ قافله و رهبرانقلاب امام خمينى را در زمينه ارزش واهميت مباحث و مطالعات تاريخى و نيز برخى ازاصول و ضوابط به نگارش صحيح تاريخ بطور عموم و بويژه تاريخ معاصرايران و انقلاب اسلامى بياوريم .
معظم له در مناسبتهاى مختلف به اهميت مساله تاريخنگارى اشاره و تاكيد فرموده اند لكن نامه بسيار پرمحتوا و آموزنده اخيرايشان به حجه الاسلام روحانى (زياراتى ) دراين زمينه بسيار جامع مى باشد لذا ما دراين صدد بر آمديم كه با محور قراردادن آن و كاوش در محتوايش به بررسى اين مساله بپردازيم تا شايد بتوانيم در پرتواين نامه ارزشمند اصول و ضوابط سودبخشى را در زمينه مسائل تاريخنگارى بدست بياوريم . پرواضح است كه اين نامه داراى محتواى بسيار پرمايه و ژرفى است و بايسته و شايسته آن است كه در تبيين و تشريح علمى آن يك كتاب مستقل پرداخته شود لكن چنان كار بزرگ فرصت فراخ و ديگر مى طلبد لذا ما دراين نوشتار در حد[ يك نگاه گذرا] به اين پيام پرداخته ايم . (بديهى است كه سلسله مقالات[ جريان شناسى تاريخنگارى استعمارى] نيزاز شماره آينده همچنان ادامه خواهد يافت ).اكنون به يارى خداوند اين بحث را در دو محور مورد بحث قرار مى دهيم :
١.ارزش تاريخ و تاريخنگارى
پيش از آن كه به نقل ديدگاه هاى امام امت دراين باره بپردازيم مناسبت دارد يك قطعه بسيار آموزنده را درباره اهميت معارف تاريخ و ارزش مطالعه و تعمق در حوادث تاريخى از نهج البلاغه مولاى متقيان اميرالمومنين[ ع] نقل كنيم آن حضرت دراين زمينه سخنان بسيار پرمغز و فراوانى دارند بگونه اى كه يكى از علماى سرشناس لبنان از مجموع سخنان گهربار آن بزرگوار دراين زمينه كتاب سودمند و مستقلى ١پرداخته و نام آن را نيز حركه التاريخ عندالامام على[ ع] گذاشته است
آن حضرت خطاب به فرزندش امام حسن[ ع] مى فرمايد:
[ اى فرزندم ! هر چند كه من عمرى به درازاى عمر ملتهاى پيشين نكرده ام لكن بدقت در كارهاى آنان نگريسته ام و در گزارشهاى شان انديشيده ام و با گردش باقيمانده آثار آنان را ديده ام بگونه اى كه گويا من هم يكى از آنان بشمار مى آيم بلكه به خاطر آگاهى داشتن به همه اخبار واعمال آنان گواين كه با نخستين و آخرين فردشان همزيستى داشته ام و]... ٢ .
در نهج البلاغه دهها نمونه ديگرازاين قبيل وجود دارد كه بيانگرارزشمندى دانش تاريخ دراسلام و نظر على[ ع] دراين باره مى باشد لكن آنها را بايد در جاى ديگرى به بررسى نشست .
امام خمينى نيز مبانى فكرى خود رااز قرآن واحاديث گرفته اند در ميان معارف گوناگون بشرى براى علم تاريخ و فن تاريخنگارى جايگاه شايسته و بلندى قائلند واين ديدگاه و باور خود را در مناسبتهاى مختلف براى مردم بازگو كرده اند.امام امت بويژه براى نگارش درست تاريخ معاصر و انقلاب اسلامى ايران اهميت فوق العاده قائلند. نقل عبرت آموز برخى از حوادث آن معمولا چاپنى پيام و كلام ايشان است لذا سخنانى كه دراين باره ابزار داشته اند مجموعه انبوه و پرفايده اى را بوجود مى آورد كه در جاى جاى[ صحيفه نور] مى توان آن را سراغ گرفت .
برخى ازاهل ذوق مجموعه سخنان ايشان را دسته بندى موضوعى كرده و آنها را در چندين جلد به نام[ راه امام از كلام امام] منتشر كرده اند كه از آن ميان يك جلد نيز به حوادث تاريخ معاصرايران وارزيابى ريشه هاى نهضت اسلامى معاصراختصاص دارد و در سرى آن مجموعه به نام [سلطنت و تاريخ ايران] نامگذارى شده است ٣ .
امام تاكيد بسيار دارند كه به تدوين و نگارش تاريخ نهضت اسلامى بذل توجه شود و نويسندگان متعهد در آن سرمايه گذارى عمرى بكنند تاقلمهاى مسموم واستعمارى واستكبارى نتوانند واقعيات و حقايق آن را براى نسلهاى آينده وارونه ترسيم كنند ازاينروست كه فرموده اند:
[لازم است براى بيدارى نسلهاى آينده و جلوگيرى از غلط نويسى مغرضان نويسندگان متعهد با دقت تمام به بررسى دقيق تاريخ اين نهضت اسلامى بپردازند.
روشن شدن مبارزات اصيل اسلامى درايران ازابتداى انعقاد نطفه اش تاكنون و رويدادهايى كه در آينده اتفاق مى افتداز مسائل مهمى است كه بايد نويسندگان و عالمان متفكر و متعهد بدان بپردازند.
درست آنچه امروز براى ما روشن و واضح است بر نسلهاى آينده مبهم مى باشد و تاريخ روشنگر نسلهاى آينده است .
امروز قلمهاى مسموم درصدد تحريف واقعيات هستند بايد نويسندگان امين اين قلمها را بشكنند]. ٤ .
ايشان باز در نامه اخيرشان دراين باره فرموده اند:
[ از شما مى خواهيم هر چه مى توانيد سعى و تلاش نمائيد تا هدف قيام مردم را مشخص نمائيد چرا كه هميشه مورخين اهداف انقلابها را در مسلخ اغراض خود و يااربابانشان ذبح مى كنند.امروز هم چون هميشه انقلابها عده اى به نوشتن تاريخ پرافتخارانقلاب اسلامى ايران مشغولند كه سر در آخور غرب و شرق دارند]... ٥ .
شايسته است براى فهم عمق كلام امام دراين كه : عوامل استعمار مشغول تحريف تاريخ انقلاب ما هستند و در مقابل ما نيز چندان اهتمامى به تدوين صحيح آن از خود نشان نمى دهيم اين مطلب را بدانيم كه علاوه بر جريانهاى داخلى و بومى تاريخنويسى كه دراين زمينه درست به قلمند و آثارى از قلمند و آثارى از قبيل[ انقلاب ايران در دو حركت] ٦ و[ اسناد نهضت آزادى ايران] ٧ وامثال اينها را پديد آورده واعمال غرضهاى فراوان كرده اند و مورخان خارجى ونيزايرانى ضدانقلاب و يا بيگانه زده مقيم خارج دراين زمينه حجم انبوهى از تاليفات را پديد آورده اند كه فقط فهرست آن مقدار كه تا سال گذشته (١٣٦٦) مااز آن آگاهى يافته ايم سه جلد كتاب شده است
اينها غيرازانبوه مقالات كوتاه و بلندى است كه هر روز در نشريات ادوارى جهان درباره تحليل انقلاب اسلامى ايران و تاريخ آن برشته تحرير مى آيد.
بطور يقين مى توان گفت كه تاريخ انقلاب شكوهمند ملت مسلمان ما در اين كتابها كه معمولا با دستوراستكبار جهانى و يا با بينش و شم استعمار پسند نوشته شده اند به تحريف آلوده شده است .
با توجه به اين حقايق تلخ مى باشد كه معناى اين جمله پر مغزامام برايمان روشنتر مى گردد كه فرمودند:[ عده اى به نوشتن تاريخ پرافتخار انقلاب اسلامى ايران مشغولند كه سر در آخور غرب و شرق دارند].
تااينجا به مساله ارزش تاريخ و تاريخنگارى در ديدگاه امام امت و علت تاكيد فراوان آن بزرگوار به تدوين صحيح تاريخ انقلاب توسط خود انقلابيون مسلمان به اجمال پى برديم .اكنون در محور دوم بحث به تبيين اصول و ضوابط تاريخنگارى از ديدگاه حضرت امام مى پردازيم .
٢.اصول و ضوابط نگارش تاريخ
امام خمينى علاوه براين كه به علم تاريخ و فن تاريخنگارى ارزش بسيار قائلند خود نيز براى نگارش صحيح تاريخ و مصونيت بخشيدن به آن از آفات گوناگون اصول و ضوابطى دارند كه شناخت تفصيلى آنها براى علاقمندان و پويندگان اين راه مفيد مى باشد. عمده اين اصول و ضوابط در دو محور جداگانه قابل بحث هستند:
الف :اصول عام تاريخنگارى .
ب :اصول ويژه نگارش تاريخ انقلاب اسلامى ايران .
دراينجا هر يك ازاين دو عنوان را بطور جداگانه مورد بحث قرار خواهيم داد تا بدينوسيله با ديدگاههاى تاريخنويسى امام امت بگونه واقعى آشنا شويم .
الف :اصول عام تاريخنگارى
از نامه مورد بحث امام مى توان اصول پنجگانه زير را در زمينه تاريخنگارى بطوراعم استفاده كرد.اين اصول و يا ضوابط پنجگانه نه تنها در نگارش درست تاريخ انقلاب اسلامى ايران كارآئى دارند بلكه در نگارش هر نوع تاريخ ديگرى نيز در هر زمان كه باشد عموميت و شمول دارند. آن اصول ازاين قرار مى باشند:
١. لزوم ثبت تاريخ بدانگونه كه هست
ايشان معتقدند در گزارش تاريخ مورخ نبايداعمال سليقه كند و حوادث تاريخى را بدانگونه كه خود علاقمنداست بنويسد بلكه بايد تاريخ را بدانگونه كه اتفاق افتاده است به رشته تحرير بكشد و به آيندگان گزارش كند.
ايشان در تبيين اين شيوه و نقد شيوه مقابل چنين فرموده اند: ...اميدوارم بتوانيد با دقت تاريخ حماسه آفرين و پرحادثه انقلاب اسلامى بى نظير مردم قهرمان ايران را بدانگونه كه هست ثابت نمائيد. شما به عنوان يك مورخ بايد توجه داشته باشيد كه عهده دار چه كار عظيمى شده ايد.اكثر مورخان تاريخ را آنگونه كه اتفاق افتاده است .ازاول مى دانند كه كتابشان بناست به چه نتيجه اى برسد و در آخر به همان نتيجه هم مى رسند. ٨
اين شيوه (يعنى نگارش تاريخ بدانگونه كه هست ) در گزارش و نگارش تاريخ يك الگوى كاملااسلامى است . در گذشته ها نيز مورخان مسلمان غير دربارى و معتهد از آن پيروى مى كرده اند لكن مورخان دربارى جهان اسلام شيوه خلاف آن را بكار مى گرفته اند.الان نيز عملا جاى اين خوف هست كه بيگانگان و دشمنان اسلام وانقلاب تاريخ انقلاب اسلامى مردم ما را بدانگونه كه[ مى خواهند تدوين] كنند نه بدانگونه كه اتفاق افتاده است لذا دراين زمينه از هم اكنون دست بكار شده اند و حتى برخى از دانشگاه هاى بزرگ آمريكا به فكر تدوين تاريخ انقلاب اسلامى ايران افتاده اند. چنانكه دانشگاه ها[ هاروارد] با گردآورى سخنان و ديدگاه هاى عناصر فرارى وايرانيان ضدانقلاب خارج كشور به اسمم خاطرات مجموعه انبوهى مطالب را به نام[ تاريخ شفاهى انقلاب ايران] پديد آورده است كه طبعا در آينده بعنوان يكى از منابع تاريخ انقلاب مورد استناد آيندگان و مورخان قرار خواهد گرفت ٩ لذا فقيه و دانشمند فرزانه حضرت آيه الله منتظرى نيز دراين باره هشدار داده اند كه تاريخ انقلاب را بايد نسل سازنده انقلاب بنويسد تا زمينه جعل و تحريف پيش نيايد.
ايشان خطاب به گروهى از دست اندركاران تاريخنويسى چنين فرموده اند :
[چنانكه زحمت نكشيد و تاريخ صحيح را ضبط و حفظ نكنيد آن وقت دروغهاى شاخدار عناصر صهيونيست وابرقدرتها ملاك تاريخ آينده مى شود بنابراين تاريخى كه سازنده باشد براى نسل آينده مااين را بدست خود پايه گذارى كنيم] ١٠ .
٢. پرهيزاز نگارش دلبخواه و يا دستورى تاريخ
اصل دوم كه مورد نظرامام در مساله تاريخنگارى مى باشد اين است كه مروخ تمايلات و حب و بغضهاى شخصى خود را در نگارش تاريخ دخالت ندهد تاريخ را آنگونه كه در خارج عينيت يافته است بنگارد و نه آنگونه كه مايل است .
و نيزلازم است بدستورو طبق سليقه و خواست حكومتگران و يا دسته هاى پرنفوذ تاريخ را به تحريف نيالايد لذاامام مى فرمايند:
[ اكثر مورخان تاريخ را آنگونه كه مايلند مى نويسذد و نه آنگونه كه اتفاق افتاده است ...از شما مى خواهم هر چه مى توانيد سعى و تلاش نمائيد تا هدف قيام مردم را مشخص كنيد چرا كه هميشه مورخين اهداف انقلابها را در مسلخ اغراض خود و يااربابانشان ذبح مى كنند] ١١ .
٣. پرهيزاز تعيين نتيجه بحث تاريخ پيش از پژوهش آن
اين مطلب نيز بصورت يك قاعده واصل كلى از كلام امام قابل استفاده مى باشد.ايشان در نكوهش مورخان تحريفگر فرمودند:
[...ازاول مى دانند كه كتابشان بناست به چه نتيجه اى برسد و در آخر به همان نتيجه هم مى رسند] ١٢ .
يكى از ويژگيهاى بنيادين تاريخنگارى دربارى واستعمارى اعم از نحله شرقى و غربى آن همين است كه طبق يك پروژه تبليغى و يا استراتژى فرهنگى هدفدار و معين نتيجه كتب تاريخى مورد نظر پيش از آنكه حتى نخستين سطر آن نوشته شود معلوم است .اسناد و تحقيقات فقط در راستاى تاييد آن قرار مى گيرند. !
٤. تلاش براى تبيين اهداف و روح حوادث تاريخى
امام معتقدند روح حركتهاى تاريخى اهدافى است كه مردم پديده آورنده آن اهداف از دست زدن به حركت و نهضت خود داشته اند لذا در نگارش تاريخ نبايد به گزارش يك رويه حوادث بطور خشك اكتفا كرد بلكه لازم است رويه ديگر قضاياى تاريخ نيز كه همان[ اهداف مردمى] آن است مورد تعرض و بازگوئى قرار بگيرد .[تحليل تاريخ] و يا[ نگارش تحليلى تاريخ] نيز فقط در همين چهارچوب قابل قبول است واگر بيش از اين مقدار باشد تبديل به تفسير و برداشتهاى شخصى مى شود.اگر به اين اهداف كه در واقع انگيزه بخش حركتهاى تاريخى هستند اشاره نشود آن تاريخ ناقص و تحريف شده و يا به عبارت بهتر بى روح و مرده است چرا كه[ اهداف مردم] روح هر قضيه تاريخى است لذاايشان فرموده اند:
از شما مى خواهم هر چه مى توانيد سعى و تلاش نمائيد تا هدف قيام مردم را مشخص نمائيد]. ١٣ .
٥. مستند نويسى
يكى ديگرازاصول كلى كه براى تاريخنگارى مى توان از سخنان امام در آورد اصل مستند نويسى تاريخ است . ميزان ارزشمندى واعتماد آفرينى هر روايت تاريخ بسته به اسناد و مدارك و شمواهدى است كه صحت آن را گواهى مى دهند. تاريخ براى آيندگان نوشته مى شود و آنان نسل معاصر و سازنده حوادث تاريخى نمى باشند لذا روايت هر حادثه تاريخى لازم است كه حتى الامكان پوشيده به شواهد دلايل واسناد و مدارك فراوان باشد.اين اسناد و مدارك طق شرايط زمانى و مكانى گوناگون است در برخى از روزگاران (مانند عصر ما) تصاوير زنده را نيز در بر مى گيرد.
امام معتقدند تاريخ را بايد مستند نوشت حتى در صورت امكان تاريخ انقلاب ما با تصاوير و فيلمهاى زنده نيز مستند سازى شود و براى آيندگان بماند:
[ اگر شما مى توانستيد تاريخ را مستند به صدا و فيلم حاوى مطالب گوناگون انقلاب از
زبان توده هاى مردم رنجدديده كنيد كارى خوب و شايسته در تاريخ ايران نموده ايد]... ١٤ .
اينهااصول و ضوابط كلى هستند كه مى توان از كلام امام درباره روش تاريخنگارى بطوراعم استفاده كرد.البته با دقت و مطالعه و ضوابط نيزاز آن استخراج كرد.
ب :اصول ويژه نگارش تاريخ انقلاب اسلامى ايران
علاوه براصول و ضوابط ياد شده كه كليت دارند و شامل تاريخنگارى مربوط به هر موضوع و درادوار مختلف مى باشند از كلام امام امت مى توان ضوابط واصول ويژه اى را نيز براى تدوين و نگارش تاريخ انقلاب اسلامى ايران بدست آورد.البته اصول ياد شده پيشين شامل نگارش تاريخ انقلاب مى شود لكن چنداصل ديگر هست كه در نگارش تاريخ انقلاب بايد مورد توجه مضاعف قرار بگيرند و آنهاازاين قرارند:
١: تاكيد بر تبيين اهداف انقلاب
انقلاب اسلامى ايران كه در سال ١٣٤١ ه.ش .از قم آغاز گرديد داراى اهدفى كاملااسلامى و عدالتخواهانه بود.اهداف اسلامى و عدالتخواهى حركت در تمام مراحل نهضت در شعارهاى مردم و پيامهاى رهبرى انقلاب معنكس است . عده اى از دور و نزديك كوشش دارند كه اهداف و آرمانهاى مقدس مردم ازاين انقلاب در تاريخ پوشيده بماند لذاامام از مورخين انقلاب مى خواهند كه بر تبيين اهداف آن تاكيد بيشتر كرده و روح انقلاب را بنمايش بگذارند:
[... سعى و تلاش نمائيد تا هدف قيام مردم را مشخص نمائيد... شما بايد نشان دهيد كه چگونه مردم عليه ظلم و بيداد و واپسگرائى قيام كردند و فكراسلام ناب محمدى را جايگزين تفكراسلام سلطنتى اسلام سرمايه دارى اسلام التقاط و در يك كلمه اسلام آمريكائى كردند]... ١٥ .
اينها و مطالب مشابه آن كه در سخنان و صحيفه امام فراوان است همه روشنگر
اين قضيه هستند كه اهداف انقلاب بايد در چند محوراساسى از جمله :
١. تصفيه و پالايش اسلام از پيرايه هاى قرون
٢. تحجرستيزى و مبارزه باانجماد و واپسگرائى ها
٣. ستم ستيزى و مبارزه با بيداد و بعدالتى ها
در نگارش تاريخ آن كاملا تبيين شود و آيندگان بدانند كه انقلاب ما براى تحقق اين قبيل اهداف صورت گرفته است .
٢. تاكيد بر نقش برانگيزنده و بنيادين اسلام درانقلاب
اين نيزاصلى است كه بايد در نگارش تاريخ انقلاب ملحوظ شود.انقلاب اسلامى مااز حوزه علميه قم مدرسه فيضيه واز خانه يك مرجع تقليد شيعه جان مايه گرفته واز مساجد مناره ها حسينيه ها و تكايا پيام آن بگوش مردم مسلمان رسيده است . پايگاه انقلاب وانگيزه آن دين اسلام و مراكزاسلامى بودند لذا بايد نقش بنيادين اسلام در تاريخ آن نيز كاملا محسوس و ملموش باشد.
امام روى اين حقيقت نيز تاكيد ورزيده اند چنانكه سخنان منقول از ايشان در فراز پيشين گواه اين مطلب است .
٣.تاكيد بر نقش توده هاى مردم
در تواريخ دربارى تمام فضاى يك نوشته تاريخى را انحصارا شاهان امراء شاهزادگان و بطور كلى نخبگان مى گيرند و [مردم] در آن هيچ حضور ندارند البته مردم و تاريخ حضور دارند و در ساختن وادث تاريخى نيزاصالت دارند لكن مورخان دربارى نقش آنان را كتمان نموده و به درون آثار و مولفات تاريخى راه شان نمى دهند.
امام در جهت زدودن آثار فرهنگ دربارى از صحنه تاريخنگارى كشور تاكيد ورزيده اند كه روى نقش اساسى مردم در پديد آورن انقلاب اسلامى ايران تاكيد شايسته و لازم صورت بگيرد. لذا مى فرمايد:
[بايد پايه هاى تاريخ انقلاب اسلامى ما چون خودانقلاب بر دوش پابرهنگام مغضوب قدرتها وابرقدرتها باشد. شما بايد نشان دهيد كه چگونه مردم عليه ظلم و بيداد تحجر واپسگرائى قيام كردند و فكراسلام ناب محمدى را جايگزين تفكراسلام سلطنتى اسلام سرمايه دارى اسلام التقاط و در يك كلمه اسلام آمريكائى كردند. شما بايد نشان دهيد كه در حوزه هاى علميه آن زمان كه هر حركتى را متهم به حركت ماركسيستى و يا حركت انگليسى مى كردند تنى چنداز عالمان دين باور دست در دست مردم كوچه و بازار مردم فقير و زجر كشيده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند واز آن پيروز درآمدند] ١٦ .
اين سخنان استوار دراصالت داشتن نقش مردم و توده هاى زجر ديد و محروم در پيدايش و پيروزى انقلاب آنچنان صريح است كه نياز به هيچگونه توضيح و تبيين هم ندارند.
٤. تاكيد بر نقش عالمان دين باور
روحانيت متعهد زمان شناس خدا ترس و آگاه دراين انقلاب نقش پيش آهنگ داشته است كه در پيشاپيش همه آنان خود حضرت امام قرار داشته است در مقابل قشرى از متحجرين كوته فكران و مقدس مابان نيز در حوزه هاى علميه وجود داشته اند كه هميشه سد راه پيروزى اسلام بوده اند و عامل و مجرى بى مواجب اهداف دشمنان اسلام به شمار مى رفته اند.
امام امت تاكيد دارند در نگارش تاريخ انقلاب بايداين مسائل به وضوح كامل و بدون هيچگونه سانسور منعكس شود.
امام دراين باره نيز دردمندانه چنين مى فرمايند:
شما بايد به روشنى ترسيم كنيد كه در سال ١٣٤١ سال شروع انقلاب اسلامى و مبارزه روحانيت اصيل در مرگ آباد تحجر و تقدس مابى چه ظلمها بر عده اى روحانى پاك باخته رفت چه ناله هاى دردمندانه كردند و چه خون دلها خوردند. متهم به جاسوسى و بدبينى شدند ولى با تول بر خداى بزرگ كمر همت را بستند واز تهمت
و ناسزا نهراسيدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابرايمان و كفر علم و خرافه روشنفكرى و تحجرگرائى سرافراز ولى غرقه به خون ياران و رفيقان خويش پيروز شدند . ١٧
٥.افشاگرى جبهه نامقدس مقدس مابان حوزه علميه
چنانكه ملاحظه فرموديد امام امت به همان مقدار كه براى معرفى نقش فداكارانه پيشتاز واسلام خواهانه روحانيت اصيل و علماء دين باور تاكيد دارند به همان ميزان تاكيد ورزيده اند كه به هنگام نگارش تاريخ انقلاب اسلامى جبهه ناميمون مقدس مابان بى درد و خيانت پيشه نيز افاشگرى شود تا نسلهاى آينده بدانند كه تزوير و تحجر هميشه مانع راه خدا و تحقق آرمانهاى اسلامى در جامعه انسانى بوده است لكن اين مانع با فداكارى جانبازى و خلوص نيت عالمان دين باور و خداترس در[ مرگ آباد تحجر و تقدس نمائى] كه هاله اى از تقدس دروغين بر خود كشيده عوام فريبى مى كند قابل در هم شكستن است .
اين مطالبى كه گفته شد كمترين الهامى است كه مى توان از پيام امام امت درباره اهميت واصول تاريخنگارى گرفت . چنانكه خودايشان فرموده اند:[ حرف بسياراست] و مجال پرداختن به بيش ازاين نمى باشد.
در هر صورت همه مورخان انقلاب اسلامى بايد تاريخ آن را با رعايت اصول و ضوابطى بنگارند كه در رهنمودامام به صراحت بيان شده است .
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١. كتاب[ حركة التاريخ عندالامام على ( ع) ] نوشته محمد مهدى شمس الدين چاپ بنياد نهج البلاغه شوال ١٤٠٥ه.ق .
٢.اى بنى انى وان لم اكن عمرت عمر من كان قبلى فقد نظرت فى اعمالهم و فكرت فى اخبارهم و سرت فى آثارهم حتى عدت كاحدهم بل كانى بماانتهى الى من امورهم قد عمرت مع اولهم الى آخر هم ... [نهج البلاغه] نامه امام به فرزندش حسن بن على[ ع] .
٣. ر.ك : [ راه امام از كلام امام - سلطنت و تاريخ ايران] از نشريات اميركبير.
٤.نهضت امام خمينى ج ٢.هفت (مقدمه ) چاپ اول سيدحميد روحانى از نشريات سازمان آموزشى انقلاب اسلامى و بنياد شهيد.
٥.كيهان شماره ١٨٦٦٧ ٦٧/١٠/٢٨.
٦.ر.ك : [ انقلاب ايران در دو حركت] نوشته مهندس مهدى بازرگان .
٧.اين سرى اسناد كه مطابق گرايشها ذوق واهداف نهضت آزادى ايران تدوين يافته است از نشريات خود آن گروه مى باشد و تاكنون چندين مجلد آن منتشر شده است .
٨. كيهان شماره ١٨٦٦٧ ٦٧/١٠/٢٨.
٩. پروژه تاريخ شفاهى ايران كه از ٥ سال پيش در داشنگاه هاروارد آغاز گرديده آماده بهره بردارى شده است . دانشگاه هاروارد با اختصاص مبلغ قابل توجهى در ١٩٨٢ تصميم گرفت كه باافراد موثر رژيم سابق كه در قيد حياتند پيرامون كيفيت آن رژيم و نقش آنها در تصميم گيريهاى مختلف مصاحبه ها را گردآورى نمايد. مسوول پروژه يك ايرانى بنام دكتر لاجوردى مى باشد.
مصاحبه هاى مورد نظر در دو مرحله انجام گرفت است . در مرحله اول به مصاحبه شوندگان اجازه داده شد كه هر چه مى خواهند نقل كنند و چارچوب بخصوصى تعيين نشده بود. در مرحله دوم براساس آنچه مصاحبه شوندگان در مصاحبه اول خود مطرح كرده اند سئوالاتى تنظيم شده و آنها به آن سئوالات پاسخ گفته اند. در سئوالات مرحله دوم وقايع و تصميمات مهم كه مصاحبه شوندگان در آنها نقش داشته اند مد نظر قرار گرفته است .
مصاحبه ها براساس خواست مصابح شوندگان به فراسى و يا به انگليسى انجام گرفت است .از ١٢٦ مصاحبه فقط ١٢ مصاحبه به فارسى است . طول زمان مصاحبه ها بين يك ساعت تا ٤ ساعت مى باشد. معدل طول مصاحبه ها براى هر مصاحبه شونده ٤.٦ ساعت مى باشد.
از ١٢٦ نفرى كه با آنها مصاحبه بعمل آمده ٢٥% به شاخه اجرائى حكومت سابق اختصاص داشته كه شامل وزراى كابينه مى شود. ٢٤%از مصاحبه شوندگاه در قوه مقننه واحكاب سياسى ( علنى و زيرزمينى ) تعلق داشته اند. ١٥%از مصاحبه شوندگان افسران نظامى وامنيتى ١٣% نويسندگان سياسى اساتيد دانشگاه و روزنامه نگار ٦% صاحبان بخش خصوصى ٦%اعضاى دربار ٥%افراد قوه قضائيه و ٤% ديپلمات مى باشند نفراز مصاحبه شوندگان يعنى ٨% آنها زن هستند.
٤٦%از مصاحبه درفرانسه ١٣% در منطقه واشنگتن دى - سى ١٢% در انگلستان هائيتى واطريش انجام گرفته است . هر چند كه انجام مصاحبه درايران امكان پذير نبوده اما در مواردى كه بعضى ازافرادازايران بخارج مسافرت كرده اند با آنها مصاحبه بعمل آمده است . براى نوارهاى مصاحبه انديكس تهيه شده است . بعلاوه هر نوار هم بطور جداگانه انديكس دارد.
٦٠%از مصاحبه شوندگان هيچگونه محدوديتى براى استفاده از مصاحبه خود مطرح نكرده اند. ١٢% مصاحبه شوندگان استفاده از مصاحبه خود را محدود به بعداز مرگ خود كرده اند و بنابراين در طول حيات آنها
قابل استفاده نخواهد بود.
١٠%از مصاحبه شوندگان نقل قول از مصاحبه خود را منوط به اجازه از آنها كرده اند. در آينده نزديك كپى نوارها دراختيار كتابخانه دانشگاه آكسفورد قرار خواهد گرفت . نوارهائى كه مصاحبه شوندگان آنها محدوديتى براى استفاده از آنها قائل نشده اند در حال حاضر در دانشگاه هاروارد واقع در كمبريج درايالت ماساچوست در دسترس محققين قرار دارد.
نقل از[ خبرنامه فرهنگى اجتماعى] شماره ١٤ سازمان تبليغات اسلامى به نقل از راديو لندن بخش فارسى .
١٠.نهضت امام خمينى ج ٢.نه (مقدمه ).
١١.كيهان ٦٧/١٠/٢٧.
١٢. همان مدرك .
١٣. همان مدرك .
١٤. همان مدرك .
١٥. همان مدرك .
١٦. همان مدرك .
١٧. همان مدرك .