نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - بحثى درباره چند كتاب بلاغى
قسمت دوم
علوم بلاغى در قرون هفتم و هشتم هجرى همچون قرون پيش چندان شكوفايى نداشته و در واقع دراين دوران متن كتاب[ تلخيص المتفاح] خطيب ١ قزوينى مورد بحث بوده و علماء به شرح و تلخيص و تحشيه اين كتاب پرداخته واز خودابتكارى نداشته و دنبال رو گذشتگان بودند و بر كتب نداشته و دنبال رو گذشتگان بودند و بر كتب بلاغى پيشينيان شرح مى نوشتند و گاه اتفاق مى افتاد كه به شرح نيز شرح ديگرى نوشته . ٢
متن تلخيص المفتاح خطيب قزوينى نيز مورد توجه واقع شده بود و افاضل بدان رو آورده بودند و بر آن شروحى نوشتند كه از آن جمله دو شرح[ مطول] و[ مختصر] تفتازانى است كه به گفته حلجى خليفه ٣ مشهورترين شروع متداول ترين آنهاست .
در قرون دهم و يازدهم و دوازدهم هجرى نيز تحشيه بر شروح نوشته شده قرنهاى پيشين معمول بود و علماى بلاغى مى كوشيدند ه عبارات و كلمات تلخيص المتفاح را توضيح دهند. ٤ در ضمن مسائل بلاغى را با مسائل فلسفى واصولى در هم آميخته جابجا مسائل نحوى و آراء نحويان مكتب كوفه همچون كسائى و فراء و ثعلب و ديگران و نيز آراء نحويان مكتب بصره همچون سيبويه و آراء نحويان مكتب اندلس مثل ابن مالك و ابن عصفور را در ضمن كتب بلاغى گنجاندند بطورى كه مى توان يك سلسله مسائل مربوط به علم نحو رااز كتب بلاغى اين قرون استخراج كرد ١٥ و شايد
بتوان گفت كه جهت جمع آورى آراء نحوى در كتب بلاغى و از ميان نرفتن آراء داراى ارزش باشد و نيز شايد بتوان گفت كه بحث از مسائل مختلف در كتب بلاغى در تشحيذ ذهن موثراست .
رويهم رفته بايد گفت كه دو كتاب[ تلخيص المفتاح] و[ الايضاح] خطيب قزوينى دراين دوران منشاءاثر شگفتى در مسائل بلاغى شدند و سيطره اين دو كتاب در حوزه هاى درسى علوم بلاغى بخوبى مشهوراست بطور كه قلقشندى مى گويد ٦ :[بيشتر تكيه مردم زمان ما در علوم بلاغى بر[ تلخيص المفتاح] قاضى جلال الدين قزوينى است]. و همونيز آنگاه كه ديگر كتب بلاغى مثل روض الازهار و كتاب الايضاح ابن مالك رااسم مى برد و مى افزايد كه مشهورترين كتب بلاغى در ديار مصر[ تلخيص المفتاح] قاضى القضاه جلال الدين قزوينى است كه بر آن شروح فراوانى هم نوشته شده است . ٧
سيطره دو كتاب خطيب قزوينى بر مسائل بلاغى اين دوران به اندازه اى بوده كه هيچ مولفى از شيوه كتابهاى خطيب قزوينى و عبارات سكاكى گام بيرون ننهاد و همه دنبال رو آنان بوده اند و در واقع كتب تاليف شده اين قرون خدمت شايانى به[ تلخيص المفتاح] خطيب قزوينى كرده است و نه به علوم زيرا كسى دراين دوران سخن تازه اى در مسائل بلاغى ابراز نكرده و كوشش مولفان علوم بلاغى بر آن بوده كه گفته هاى پيشينيان را شرح و بسط داده و به حاشيه نويسى پردازند.
حتى در قرن چهارم هجرى و عصر نهضت علمى جديد باز هم كسانى پيدا شدند كه با
توجه به كتب بلاغى خطيب قزوينى تاليفاتى در رشته بلاغت به وجود آورده و شيوه او را دنبال كردند.
يكى از آنان يخ محمدالبسيونى البيانى - متوفى به سال ١٣١٠ هجرى بود كه به درخواست وزارت معارف مصر كتاب[ حسن الصنيع فى علم المعانى والبيان والبديع] را تاليف كرد كه در واقع مى توان گفت كتاب[ الايضاح] خطيب قزوينى را بااندك اختلافى در شيوه و روش مختصر كرده است ٨ .
حضنى ناصف متوفى به سال ١٣٣٧ هجرى در علم نحو و صرف و بلاغت كتاب قواعداللغه العربيه را نوشت كه بخش بلاغت آن شباهت تام و تمامى به[ حسن الصنيع فى علم المعانى]... بسيونى دارد واختلاف روشن حضنى ناصف هم با خطيب قزوينى مثل سلف خود تنها در مباحث علم معانى است . ٩
شيخ احمد حملاوى متوفى به سال ١٣٥١ هجرى به شيوه خطيب قزوينى كتاب[ زهرالربيع فى علم المعانى والبيان والبديع] را نوشته واز تقسيمات خطيب قزوينى در علم معانى پيروى كرده و مباحث علم بيان را نيز به گونه خطيب قزوينى مورد بحث قرار داده و تنها در بخشى از مباحث علم بديع با خطيب قزوينى اختلاف نظر دارد و چنين مى نمايد كه شيخ احمد حملاوى از[ عروس الافراح]... سبكى و[ خزانه الادب و غايه الارب] تقى الدين ابوبكر معروف به ابن حجه حموى استفاده كرده است . [زهرالربيع]... شيخ احمد حملاوى از لحاظ داشتن تمرينات به شيوه كتب معاصر درخوراهميت است و مى توان گفت كه اين كتاب از جنبه داشتن تمرينات پس از دوران جمودانحطاط علوم بلاغى و مسائل نقدى شايان توجه است و شايد به همين جهت هم باشد كه كتاب مزبور در برخى از موسسات آموزش جديد تدريس مى شود. ١٠
استادعلى عبدالرزاق كتاب[ امالى فى علم البيان و تاريخه] را نوشته و در بخش نخستين كتاب به تاريخ علم بيان اشاره كرده و تطور آن علم رااز آغاز تا دوران جمود وانحطاط مورد بررسى ساخته است .
بخش دوم كتابش را به موضوعات علم بيان يعنى تشبيه و مجاز و استعاره و كنايه اختاص دده و آراء گوناگون را در زمينه مباحث مزبور مورد بحث ساخته ليكن همان شيوه سكاكى و قزوينى را دنبال كرده است واگراز پيشينيان تبعيت نمى كرد مى شد گفت كه تاليف وى تازگى هم دارد زيرااو ذوق لطيف و دانش كافى داشت و نظراتى باارزش هم در مباحث علم بيان ابراز كرده است كه بعدها در مباحث علم بيان ابراز كرده است كه بعدهااستاداحمد مصطفى المراغى در تاليف خود و دكتر بدوى در كتاب[ البيان العربى] از آن استفاده كرده اند. ١١
استاداحمد هاشمى كتاب[ جواهرالبلاغه] را به همان شيوه خطيب قزوينى نوشته و تنها در
مواردى بااواختلاف نظر دارد. وى در آخر كتاب از سرقات بحث كرده است . ١٢ در [جواهرالبلاغه] تمرينان سودمندى به شيوه كتابهاى جديد عربى آمده كه براى طالبان علوم بلاغى استفاده دارد واز همين است كه كتاب مزبور دربرخى كشورهاى عربى از كتب درسى آموزشگاهها و مدارس متوسطاست و تاكنون چاپهاى فراوانى از آن انجام شده است . ١٣
استاداحمد مصطفى المراغى كتاب [علوم البلاغه] را به همان شيوه[ تلخيص المفتاح] و[ الايضاح] خطيب قزوينى بااندك اختلافاتى در مباحث علم معانى نوشته است . وى در تاليف خود مثالها و تعليلات عبدالقاهر جرجانى را گنجانيده شيوه و روش سكاكى و خطيب قزوينى و تقسيمات آن دو را بااندك اختلافى مورد استفاده قرار داده است . ١٤
از مهم ترين كتب بلاغى جديد [ البلاغه الواضحه] است كه دو تن از استادان مصرى به نامهاى على الجازم و مصطفى امين در سالهاى اخير براى مدارس متوسط نوشته اند. در واقع اين كتاب به مثابه حلقه اتصال ميان بلاغت قديم و جديداست زيرا ضمن توجه به تحليلهاى جديد و داشتن تمرين قواعد و قوالب مسائل بلاغى و سبك قديم و شيوه پيشينيان دراين كتاب حفظ شده است . مولفان سعى كرده اند كه به اندازه كافى براى مطلب و هر مبحث تمرينهايى ذكر كنند و حتى پيش از توضيح و تبيين يك مبحث بلاغى براى روشن شدن ذهن مبتدى به ذكر مثال پرداخته اند و مولفان خود نيز راهنمائى براى حل تمرينات به اسم [دليل البلاغه الواضحه] نوشته اند تا خوانندگان بتواننداز حل تمرينات كتاب بخوبى استفاده كنند.
نويسندگان كتاب[ البلاغه الواضحه] در مقدمه پس از تعريف فصاحت و بلاغت ازاسلوب سخن گفته اند و در واقع مقدمه كتاب را به بحث از فصاحت و بلاغت واسلوب اختصاص داده اند و نكته جالب اين كه در بحث از فصاحت براى ذوق اهميتى قائل شده اند. ١٥
[والذوق ٠لسليم هوالعمده معرفه حسن الكلما ت وسلايتها]....
آنان بلاغت را تنها مرتبط به لفظ يا فقط مربوط به معنى ندانسته بلكه آن را در تاليف اين دو عنصر و حسن انسجام لفظ و معنى دانسته و گفته اند:[ فالبلاغه ليست فى اللفظ وحده و ليست فى المعنى وحده و لكنهااثر لازم لسلامه تاليف هذين و حسن انسجامها].
سپس در رابطه ميان دو عنصر لفظ و معنى و حسن انسجام آن دواظهار نظر كرده و معتقدند كه:[ و... يحسن بك ان تعرف شيئا عن الاسلوب الذى هوالمعنى المصوغ فى الالفاظ] ١٦ ... و در همين زمينه سرانجام از اسلوب واقسام آن سخن گفته و آن را به علمى وادبى و خطابى تقسيم كرده و براى هريك ويژگيهايى بيان داشته اند. ١٧
اين مولفان پس از مقدمه بسيار سودمند
نخست علم بيان و مباحث مربوط به آن يعنى تشبيه و مجاز واتسعاره و كنايه را مورد بحث ساخته در پايان اين مبحث بخشى را به عنوان[ اثرالبيان فى تاديه المعانى] طرح كرده اند ١٨ سپس از علم معانى سخن گفته و در پايان اين مبحث نيز بخشى را به عنوان[ اثر علم المعانى فى بلاغه الكلام] طرح نموده ١٩ و سرانجام علم بديع را مورد بحث ساخته ازاثر محسنان لفظى و محسنات معنوى كه مجموعا موضع بحث علم بديع است سخن گفته اند. ٢٠
[بلاغه الواضحه] علاوه بر مزايا و خواص ويژه اى كه دارد مسائل بلاغى را بخوبى تجزيه و تحليل كرده و مثالها آورده و شواهدى از نظم و نثر آيات قرآنى بيان داشته واثر بلاغى تشبيه واستعاره و كنايه را بخوبى توضيح داده و تاثير علم معانى را در بلاغت كلام باز گفته است .
مى توان گفت اين يكى از نخستين كتابهايى است كه از[ اسلوب] و اقسام آن بحث كرده است اگر چه احمدالشائب استاد سابق دانشگاه قاهره[ - كتاب الاسلوب] را در ١٩٣٩ ميلادى نوشته و در آن ازاسلوب و انواع آن بخوبى بحث كرده است . ٢١
كتب تاليف شده قرن چهاردهم هجرى از لحاظ شيوه و روش تاليف با كتب پيشينيان تفاوت دارد ليكن اين تفاوتها دراصول و مبنا نيست بلكه در روش شكل ظاهراست .
--------------------------------------------------------------------------------
يادداشتها و منابع و ماخذ فصل سوم
١. در تاريخ اسلام چند تن به نام خطيب شهرت يافته اند و لقب بعضى از محدثان و علماء واكابر خطيب بوده است و تعداد فراوانى ازاينان را نويسنده[ ريحانه الادب] در جلد دوم از صفحه ١٤٣ به بعد ذكر كرده است . مثلا خطيب تبريزى از پيشوايان لغت است و نزدابوالعلاء معرى نحو لغت فرا گرفته است و درادب كتب فراوانى تاليف كرده آثار چون:[ شرح حماسه] [ شرح ديوان المتنبى] [ شرح لفظ الزند] [ شرح معلقات سبع] و[ شرح المفضليات] [ كتاب تهذيب غريب الحديث] و [تهذيب اصطلاح المنطق] و چند كتاب ديگراز تاليفات اوست . فوت ناگهانى او در روز سه شنبه ٢٨ ماه جمادى الاخر سال ٥٠٢ هجرى در بغداداتفاق افتاده است .
براى آگاهى بيشتر رجوع شود به:[ وفيات الاعيان] ج ٥.٢٣٨ تا ٢٤٣ و[ ريحانه الادب] ج ٢.١٤٦.
و ديگر خطيب بغداى محدث واديب است كه از مشاهير حفاظ و فقهاء و در بيشتر علوم متداول توانا بوده و به نوشته نويسنده كتاب[ ريحانه الادب] بيش از ٦٠ تاليف داشته است كه مشهورترين آنها يعنى[ تاريخ بغداد] دراين اواخر در ١٤ مجلد چاپ شده و حاوى شرح علماء تا زمان مولف است . خطيب بغدادى به سال ٤٦٣ هجرى در سن ٧١ سالگى درگذشت . براى آگاهى بيشتر رجوع بشود به:[ ريحانه الادب] ج ٢.١٤٤و ١٤٥.
خطيب مورد بحث به مناسبت موطن اصليش معروف به خطيب قزوينى است و او را خطيب دمشقى هم گويند زيرا خطيب جامع دمشق بوده است .او به سال ٧٣٩ هجرى و سن ٧٣ سالگى در دمشق وفات يافته است .او همان كسى است كه بخش سوم[ مفتاح العلوم] سكاكى را كه در سه فن معانى بيان بديع بوده ملخص و مرتب و مهذب كرده است . براى آگاهى بيشتر رجوع شود به:[ ريحانه الادب]
ج ٢.١٤٨ و[ روضات الجنات] ج ١.٥٢٩.
٢. پس از تاليف[ تلخيص المفتاح] خطيب قزوينى احساس كرد كه براى تفصيل مطالب اجمالى كتاب به شرح وايضاحى نيازاست و لذا[ الايضاح] را نوشت . كتاب[ الايضاح] در مصر در حاشيه[ شروح التلخيص] و نيز جداگانه چاپ شده است و مطالبى از[ مفتاح العلوم] سكاكى و[ دلائل الاعجاز] و[ اسرارالبلاغه] و[ كشاف] زمخشرى بر آن افزود و آن را همانند[ تلخيص المفتاح] در يك مقدمه در معناى كلى فصاحت و بلاغت و سه بخش به ترتيب در معانى و بيان و بديع تاليف كرد.
٣.كشف الظنون ح ١.٤٧٤.
٤. براى آگاهى از تلخيص ها و شروحى كه بر تخليص المتفاح نوشته شده بهترات به جلد يكم از صفحات ٤٧٣ تا[ ٤٧٩ كشف الظنون] حاجى خليفه مراجعه شود كه معناى شرح اندر شرح و تحشيه بر تحشيه را بخوبى به دست مى دهد. بخشى از عبارات حاجى خليفه براى مزيداطلاع نوشته مى شود:
[ولما كان هذاالمتن - تلخيص المفتاح - مما يتلقى بحسن التلقى و القبول ... فكتبوا له شروحا منها: شرح الفاضل محمدبن مظفر الخلخالى ( المتوفى سنه ٧٤٥ ه) و شرح الفاضل ... و شرح العلامه]... .
و على المطول حواش كثيره منها:[ حاشيه السيدالشريف]... و حاشيه المولى المحقق]... .
[و على حاشيه الشريف الجرجانى جواش منها]....
وعلى المختصرايضا حواش عديده منها حاشيه... .
[وللتلخيص مختصرات منها تلخيص التلخيص لشهاب الدين احمد بن محمدالمعروف بالصاحب المتوفى سنه ٧٨٨ و تلخيص لمولى ... و تلخيص التلخيص ... و]... .
وللتلخيص منظومات منها نظم زين الدين ابى العز... و نظم زين الدين عبدالرحمن ... و نظم الشيخ جلال الدين عبدالرحمن بن ابى بكرالسيوطى المتوفى ٩١١ ه....
٥. بسيارى از آراء نحويان و سمائل مربوط به علم نحو را مى توان در [عروس الافراح فى شرح تلخيص المفتاح] از بهاءالدين سبكى و[ مواهب الفتاح فى شرح تلخيص المفتاح] ازابن يعقوب مغربى كه هر دو كتاب درم جموعه اى به نام[ شروح التلخيص] در چهار مجلد در مصر چاپ شده ملاحظه كرد واين دو كتاب با آن كه شرحى است بر[ تلخيص المفتاح] خطيب قزوينى ولى بسيارى از مسائل غيربلاغى نيز در آنها گنجانده شده است .
٦.صبح الاعشى ج ٢.١٨٥.
٧. همان ماخذ ج ١.٤٦٩.
٨. القزوينى و شروح التلخيص .٦١٣.
٩.تاريخ علوم البلاغه .٢١٢ به نقل از القزوينى و شرو التلخيص .٦١٤.
١٠. القزوينى و شروح التخليص .٦١٤.
١١. همان ماخذ.٦١٥.
١٢.جواهرالبلاغه .٤١٢.
١٣. القزوينى و شروح التلخص .٦١٥.
١٤. همان ماخذ .٦١٦.
١٥. البلاغه الواضحه /٠٥
١٦. همان ماخذ /١٢
١٧. براى آگاهى بيشتر رجوع شود به ماخذ سابق از ص ١٢ تا ص ١٨.
١٨. همان ماخذ:.٢٥٨.
٢٠. همان ماخذ .٢٦٣.
٢١. براى آگاهى بيشتر در باب تعريف اسلوب و معناى لغوى واصطلاحى آن رجوع شود به[ الاسلوب] .٤٠ به بعد.احمدالشائب دراين كتاب پس از آن كه معناى لغوى اسلوب رااز كتاب[ لسان العرب] ابن منظور بيان كرده به سخن ابن خلدون پرداخته است ابن خلدون درصفحه ٥٦٩ مقدمه از صناعت شعر و شيوه تعلم آن سخن رانده سپس در صفحه ٥٧٠ مى گويد:
فاعلم انها عباره عندهم من المنوال الذى ينسج فيه التراكيب اوالقالب الذى يفرغ فيه... و در واقع اسلوب را همچون منوال و نوردى دانسته كه تركيبها را بر آن مى بافند و همچون قالبى كه سخن را در آن قالب ريزى مى كنند...
سيوطى در[ بغيه الوعاه] از قول صفدى نوشته است كه [بحارالدين ابن مالك] دانشمندى تيزهوش بوده در علم نحو و معانى و بيان و بديع و عروض و منطق تاليفاتى دارد. چون پدرش ابن مالك معروف ناظم الفيه مشهور در نحو در دمشق فوت شداو را به آن شهر فرا خواندنداو هم دردمشق به تصنيف كتاب و تدريس اشتغال ورزيد و كتب فراوانى نوشت كه يكى از آنها[ المصباح فى اختصارالمفتاح فى المعانى] است . وى در سال ٦٨٦ فوت شده است . رك:[ بغيه الوعاه] .٩٦ و ٩٧).ابن العماد نويسنده[ شذرات الذهب فى اخبار من ذهب] نيز بدرالدين بن مالك را در فقه و نحواصول و معانى و بيان صاحب نظر دانسته و علاوه بر[ المصباح]... كتابى در عروض به نام[ شرح غريب التصريف] ابن حاجب و[ شرح لاميه] پدرس در علم صرف و[ شرح الفيه] پدرش راازاو دانسته است . رك:[ شذرات الذهب]
نويسنده[ معجم المطبوعات] در جلد يكم .٢٣٢ نوشته است كه پدر هم معروف به ابن مالك و ملقب به جمال الدين طائى شافعى بود و در سال ٦٧٢ هجرى فوت شد والفيه معروف در نحو و صرف و در بحر رجز را او سروده است به قول معروف:[ وكان نظم الشعر سهلا عليه رجزه و طويله و بسيطه] .
و نيز در صفحه ٢٣٤ محمدبن عبدالله بن مالك ملقب به ابن ناظم و معروف به بدرالدين بن جمال الدين طائى دمشقى را[ اماما فهما ذكيا حادالخاطر] و در نحو و معانى و بيان و بديع و عروض و منطق استاد كامل دانسته و تاريخ فوتش را سال ٦٨٦ هجرى به بيمارى قولنج ذكر كرده است .