نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - تحولى ديگر در تاريخ فقه شيعه

تحولى ديگر در تاريخ فقه شيعه


تحولى ديگر در تاريخ فقه شيعه
(فتاواى امام )
امام عصر[ ع] كه چهره ازامت برگرفت كاراستنباط و بيان احكام يكسره بر دوش فقيهان قرار گرفت . سالهاى نخست كار چندان سخت نبود مراجعه به فقيهان محدود و كاراستنباط به نقل روايات و تبوبب مناسب محصور بود و تفريع بغايت اندك !

نيازها و حوادث واقعه به اجتهاد فرصت نداد كه در چهارچوب نقل روايات[ وفه ماثور] محصور گردد و بناچار كار تفريح رونق گرفت و قواعداستنباط بنيان يافت و شيخ الطائفه كه بر سبيل اصحاب مى رفت با نگارش[ مبسوط] در طريق استنباط طرحى نوافكند.اندك اندك بحث فقهى باب شد و ميدان فقاهت معركه آراء گشت نحله ها تشكيل يافت و روشهاى فقهى متولد شد كتابها نگارش يافت و مدارس علمى و فقهى بنا گشت و جز در زمانى محدود كه اخباريگرى سكه رايج شد و يكه تاز ميدان فقاهت عصر غيبت رااجتهاد به انحصار گرفت . و در تاريخ فقه اخباريون را نبايد چندان بحساب آورد كه دير نپاييدند و حياتى دراز نداشتند. آنان عقل انسانى را بهيچ مى انگاشتند. و شرايط سخن و سرد [سيبرى] را با شاغول استوايى[ جزيره العرب] محك مى زدند و حلقه تقليدرابى - سنجش لاغرى و فربهى - برگردن هر ذى تكليفى مى افكندند و چنين بود كه بقهر زمان درتارى كه خود تنيده بودند

حيات فقهى را بدرود گفتند و خويش و خلق رااز رنجى كه آفريده بودند رهاندند و گوشه تاريكى از تاريخ را بخوداختصاص دادند.

در تاريخ فقه از اخباريون سخن نه مى سزد و نه مى زيبد و بايد كلام را با ياد آنانى زنده ساخت كه به فهم انسانى جاى پايى دراستنباط احكام الهى مى ديدند و [ القاءاصول] را شان معصوم و[ تفريع فروع] را حوزه كار فقيه مى دانستند.اينان در مسير خود به تعداد فقيهان برتر و ژرف انديش [مبنى و پايه] پرداختند و در رد واثبات آن[ مبانى] وقتها صرف كردند و رنجها ديدند و طريق استنباط را نيك سفتند و هموار ساختند و چيزى كم نگذاشتند.اما چون به استنباط دست يازيدند ملكه اجتهاد و استنباط رااز محدوده اعمال فردى واحكام شخصى خارج نساختند واز حوزه بايد و نبايدهاى انفرادى بيرون نبردند. واگر فقيهانى در وادى احكام حكومتى واداره اجتماع كاوشى كرده و رنجى بجان خريده اند. جزاندكى انگشت شمار از مرزاحكام كلى واصل[ اثبات يا رد حكومت] پيشتر نرفتند و به تفريع فروع حكومت نپرداختند. ثمره طبيعى و قهرى چنين حركتى وضوح احكام انفرادى وابهام احكام حكومتى بود. چنانكه اكنون انبوهى از بايدها و نبايدها حول مسائل حكومتى بى تكليف و مبهم انباشته گشته واحكام حكومتى وادى ظلمتى شده پر ترس و واهمه با انبوهى چون و چرا وانبانى از تكفير واتهام !

تكسويى فقه و تراكم كتب عبادى و معاملاتى و كم رشدى ابواب اجتماعى و حكومتى به تقصير يا قصور فقيهان نبود. چرا كه آنان به جبر زمانه از جبر زمان بدور ماندند واز حوت و نيازهاى حكومتى بكنار نهاده شدند. نه شرايط اجتماعى آنان را بر مى تافت و نه ستم زمان جايى براى اظهار نظر و صدور فتوى مى گذاشت واگر در تاريخ فقه[ جامع الشتات] ى پيدا مى شود ناهماهنگ با خيل

كتب فقهى بايدانگيزه نگارش آن را در شرايط اجتماعى متغاير آن زمان جست نه چيز ديگر!

٧ نگرش غالب در حوزه ها را چنين فقهى تشكيل مى داد و فقيهانى كه از آن سر بر مى آوردند بناچار متبحر دراستنباط[ احكام انفرادى] و ناتوان در تفسير[ مسايل حكومتى] ! آقاى هاشمى رفسنجانى كه پيشينه تحصيلى اش در چنين بستر فقهى است و با قرار گرفتن در راس مجلس قانون گذارى كاستيها و آفات آن نوح تحصيل را نيك لمس مى كند ازاين سابقه اجبارى چنين ياد مى كند:

[ ما يك رسوباتى در دوران گذشته در ذهنمان هست علما فقها و طلبه ها و مردم متدين ما در تمام عمرشان منزوى از حكومت قدرت و مسائل مهم اجتماعى زندگى مى كردند و آنها در درون مدرسه ها مساجد حسينيه ها و در خانواده ها محدود بودند واگر مسائل اساسى در فقه ما مطرح بود در ميدان عمل ما بطور جدى با آنها برخورد نمى كرديم اصلا نياز ما نبود اصلااگر ما درباره اقتصاد جنگ فرهنگ و هنر هم بحث مى كرديم خريدارى نداشت . بنابراين ما يك رسوبات ذهنى داريم . در آن موقع كه ما كار مى كرديم ضدحكومتها و حركتهاى سياسى و هنرى موجود بوديم . اينها همه در طول دوران تحصيل و زندگى و معاشرت يك رسوباتى در ذهن انسان مى گذرد كه خواهى نخواهى به آسانى نمى توان آنها را پاك كرد].

با پيروزى انقلاب اسلامى ايران حكومت در بستر حق قرار گرفت و با تحقق حكومت اسلامى در عرصه اجتهاد و تفقه تجربه تازه اى رخ نمود بنايى در هم ريخت و براى بناى عمارتى نو حكومت دست به سوى فقه گشود و فقيهان در برابر سيل سوالات وامواج استفتائها قرار گرفتند. مسائل مستحدثه آن به آن پا بعرصه وجود

نهاد و گرفتاريها روزبروز افزون شد و مسائل بى جواب و مبهم و روى هم انباشته گشت . چند سال حكومت به روزمرگى گذشت و با تمسك به ضرورتها واحكام ثانويه لنگان لنگان به پيش رفت و بجز تدوين قانون اساسى كه در تنظيم قانون حكومتى قدمى بلند و پرارج بايدش شمرد - كارى سامان نيافت . بن بستهاى فقهى مانع از آن شد كه قوه مقننه تكليف قوانين زيربنايى و پايه اى را يكسره كند و راهى روشن پيش روى حكومت نهد. هر چه باشد خواندن سخن صاحب درد به عمق درد بيشتر آگاه مى كند و گستردگى آن را نيكوتر بيان سازد بنابراين بخوانيم كلام رياست مجلس شوراى اسلامى را:

ما كه در مجلس شوراى اسلامى هستيم مى خواهيم قانون وضع كنيم هر روز بااين مسايل درگير هستيم يك قانون مطرح مى شود آدم از يك بعداحساس مى كند كه به مصلحت است واز بعد ديگر ترديد پيدا مى شود كه آيااين با فلان حكم اسلامى سازگار هست يا نيست ؟

...اخيرا قانون كار مطرح شده و همين مساله وجود دارد. مى خواستيم قانون ماليات را به مجلس بياوريم كه همين مساله وجود داشت مساله تعاونى ها قانون اراضى را مى خواهيم در مجلس مطرح كنم همين مساله وجود دارد. مى خواهيم در مورد تعزيرات تصميم بگيريم همين مساله براى ما وجود دارد. مدارس خصوصى غيرخصوصى انتفاعى و دولتى مطرح شد همين مساله مطرح است . شما مى بينيد كه هر مساله مهمى كه در كشور هست كه ما بايد راجع به آن تصميم بگيريم اختلاف نظرى وجود دارد...اين مسايل اساسى كشوراست واگراين مسايل حل نشود نمى توان كارى انجام داد.

چندسال قبل تلاشى ناموفق براى خروج از اين ناتوانى انجام

گرفت و فقه حكومتى رخى بنمود لكن جدال كور و مبهم فقه سنتى و فقه پويا آن را در نطفه خفه كرد. فقه سنتى به وداع اجتهاد كشانده شد و فقه پويابه خروج از چهار چوب استنباط! و چماق تكفير بود كه هر دو سوباريدن آغازيد!

رهروان طريق اجتهاد تقليدى[ فقه صاحب جواهرى] را كه امام تاكيد فراوان بر آن داشت به نقل مستنبطات[ صاحب جواهر] تفسير كردند. جان كلام امام كه سلوك طريق استنباط جواهرى و نه تقليد صاحب جواهر بود نامفهوم ماند و[ مستنبطات] صاحب جواهر محك صحت و سقم آراء و نظرات گشت .اين آغاز ناميمون كه اجتهاد فقاهتى را به پاى مرگ واجتهاد تقليدى را بر مسند حكم مى نشاند مشكلات را دو چندان كرد و نقبى كه مى رفت پاى فقه حكومتى را به وادى اجتهاد و قانونگذارى باز كند بلكى مسدود ساخت . واگر نبود كار پرارج و طرح نو حضرت آيت الله العظمى منتظرى درباز كردن پاى مباحث حكومتى به نظام درسى[ حوزه] اميدها به [حوزه] تبديل به ياس مى شد و آرزوها عقيم مى ماند. واين نيز كافى نبود و نيست چرا كه بايد جهت غالب درسهاى حوزه اين سوى باشد كه نيست !

شان اجتهاد واستنباط آن بود كه به[ ارائه الطريقى] ره خويش بيابد و دست به تحولى اساسى در حوزه[ مستنبطات] بيازد اما آنچه گمان مى رفت و آرزو بود جامه عمل نپوشيد و بناچار امام[ ايصال الى المطلوب] را پيشه ساخت و در دى ماه امسال در آستانه سالگردانقلاب در پاسخ سوالهاى گوناگون و همه در حول و حوش معضل اساسى به بيان نظرات خويش مبادرت فرمود.اميداست كه فتاوى اخيرامام مورد توجه صاحب نظران و فقيهان حوزه ها قرار گيرد.[ ولايت فقيه] را محور بحث قرار دهند و[ فقه حكومتى] را موضوع روز حوزه ها. بحث فقه بريده از اداره اجتماع

و درانزواى مسائل فردى گم كردن محل نزاع است . و مسووليت حوزه ها را بپايان نمى برد. بزرگان حوزه بايد بدانند كه شرايط كنونى ما همگون شرايط پيامبراكرم[ ص] و دوران حكومت على[ ع] است نه چون دوره امامت ائمه ( ع ) كه بناچار بيان احكام فردى مى پرداختند و بتبع نياز زمان - جز در موراد نادر و در پى سوال انديشمندى دورنگر - فراترازاعمال شخصى را با همگان كمتر مطرح مى كردند.امروز بايدها و نبايدهاى شرعى بسيار گسترده تراز آن است كه به فقها فرصت دهد در حول و حوش صوم و صلاه و طهارت و نجاست كتابها بپردازند و درسها راه اندازند. اينك كه امام بعنوان فقيهى در مسند حكومت و آگاه از مبانى فقهى و نيازهاى حكومتى راهى را پيش روى فقهاء قرار داده است و در عمل به تفسير فقه[ صاحب جواهرى و فقه سنتى] پرداخته است فقيهان ژرف نگر و علاقه مندان به[ فقه سنتى] كمر همت بربندند واين حركت را تداوم بخشند تا روزى كه مجالس قانونگذارى ما منتظراستفتاءازامام ننشينند و مسائل حكومتى را تدوين به عنوان نظام برتر جهانى به جهانيان ارائه كنند.

مجله حوزه با درك اهميت فتاوى حضرت امام و نقشى كه اين فتاوى بعنوان سرآغاز تدوين[ فقه حكومتى] مى توانند جايگاه بلندى را در تاريخ فقه به خوداختصاص دهند به چاپ مجموعه ابن فتاوى دست مى يازد تااين اسناد مهم[ تحول فقه] براى آيندگان بوديعت بماند و براى كنونيها سرمشقى باشد در دست رس !

بااين اميد كه نويسندگان به تفسير و توضيح فتاوى مزبور نيك بپردازند و فقهيان در تبيين مبانى فقهى آن تلاش كنند و گويندگان ابعاد وسيع فتاوى را تشريح كنند و دست اندركاران مجله را فرصتى باشد بايسته تا كارى در خور دراين قلمرو سامان دهند!

بسم الله الرحمن الرحيم
محضر شريف حضرت مستطاب رهبرانقلاب اسلامى آيت الله العظمى امام خمينى دامت بركاته .

با عرض سلام و تحيت و مسئلت طول عمر سلامت وجود مبارك در ظل عنايات خاصه حضرت بقيه الله ارواح العالمين له الفداه تصديع ميدهداز فتواى صادره از ناحيه حضرتعالى دولت مى تواند درازاى استفاده از خدمات وامكانات دولتى و عمومى شروط الزامى مقرر نمايد بطور وسيع بعضى ازاشخاص اشتظهار نموده اند كه دولت مى توان هرگونه[ نظام اجتماعى] [ اقتصادى] [ كار] [عائله] [ بازرگانى] ،[ امور شهرى] [ كشاورزى] و غيره را بااستفاده ازاين اختيار جايگزين نظامات اصليه و مستقيم اسلام قرار دهد و خدامات وامكاناتى را كه منحصر به او شده است و مردم در وسيله اعمال سياستهاى عام و كلى بنمايد وافعال و تروك مباحه شرعيه را تحريم يا الزام نمايد. بديهى است درامكاناتى كه درانحصار دولت نيست و دولت مانند يك طرف عادى عمل مى كند و يا مربوط به مقرر كردن نظام عام در مسايل عامه نيست و يا مربوط به مقرر كردن نظام عام در مسايل عامه نيست و يا مربوط به نظام واستفاده از خود آن خدمت است جوازاين شرط مشروع و غيرقابل ترديداست اما درامور عامه و خدماتى كه به دولت منحصر شده است بعنوان شرط مقرر داشتن نظامات مختلف كه قابل شمول نسبت به تمام موارد واقشار واصناف واشخاص است موجب اين نگرانى شده است كه نظامات اسلام از[ مزارعه] ،[ اجاره] [ تجارت] [عائله] و ساير روابط بتدريج عملا منع و در خطر تعويض و تغيير قرار بگيرد و خلاصه استظهاراين اشخاص كه مى خواهند در برقرار كردن هرگونه نظام اجتماعى واقتصادى اين فتوا را متمسك قرار دهند بنظر آن ها باب عرضه هر نظام را مفتوح نموده است . بديهى است همانطور كه در همه موارد نظر مبارك راه گشاى عموم بوده دراين مورد نيز رافع اشتباه خواهد شد.

ايام افاضت و عزت و حراست ازاسلام مستدام دبير شوراى نگهبان

لطف الله صافى
پاسخ حضرت امام به نامه دبير شوراى نگهبان

بسمه تعالى
دولت مى تواند در تمام مواردى كه مردم استفاده ازامكانات و خدمات دولتى مى كنند با شروط اسلامى و حتى بدون شرط قيمت مورداستفاده از از آنان بگيرد واين جارى است در جميع مواردى كه تحت سلطه حكومت است واختصاص به مواردى كه در نامه وزير كار ذكر شده است ندارد. بلكه درانفال كه در زمان حكومت اسلامى امرش با حكومت است مى تواند بدون شرط يا با شرط الزامى اين امر رااجرا كند و حضرات آقايان محترم به شايعاتى كه از طرف استفاده جويان بى بندوبار يا مخالفان با نظام جمهورى اسلامى پخش مى شوداعتنائى نكنند كه شايعات در هرامرى ممكن است .

والسلام عليكم و رحمه الله

روح الله الموسوى الخمينى