آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - درآمدى بر تاريخنگارى فاطميان - چلونگر محمدعلى
درآمدى بر تاريخنگارى فاطميان
چلونگر محمدعلى
مقدمه
عصر فاطميان (٢٩٧ـ٥٦٧هـ.ق) يكى از مستندترين ادوار تاريخ اسلام است. اين دوره را اغلب به عصر طلايى اسماعيليه توصيف كرده اند. در اين دوران تفكر و ادبيات اسماعيلى به اوج خود رسيد. بسيارى از تاريخنگاران و وقايع نگاران مسلمان در دوره ميانه اسلامى درباره فاطميان به نوشتن مطالبى پرداختند.
منابع تاريخى مربوط به فاطميان به دو دسته تقسيم مى شوند: ١. منابع اسماعيلى; ٢. منابع غير اسماعيلى.
١. منابع اسماعيلى
اغلب منابع تاريخى فاطميان, متعلق به بعد از تشكيل حكومت مى باشد.١ بخش اعظم منابع فاطميان با فروپاشى خلافت فاطمى و افتادن مصر در دوره ايوبيان و مماليك به دامن اهل تسنن دستخوش انهدام و ويرانى افتاد. در آن دوران كتابخانه هاى فاطميان نابود و نوشته هاى دينى آنان پايمال گشت.
در دوران فاطميان مؤلفانى كه از طرف آنان پشتيبانى و تأييد مى شدند, به تأليف پرداختند. اكثر اين تأليفات, مذهبى بوده و كمتر به روايات و اخبار تاريخى توجه مى كردند. به همين سبب منابع تاريخى مورخان اسماعيلى اندك است.
از بين منابع تاريخى اسماعيلى, تأليفات قاضى نعمان (م٣٦٣هـ.ق) نويسنده و داعى و قاضى القضات دولت فاطميان كه در مقامات مختلف به خدمت چهار خليفه نخستين فاطمى پرداخته, از اهميت بسيارى برخوردار است. قاضى نعمان بعد از آنكه به خدمت فاطميان پيوست, تأليفات زيادى در مورد فاطميان از خود بر جاى گذاشت كه بعضى تاريخى و بعضى فقهى و بعضى كلامى است.
مهم ترين تأليف تاريخى قاضى نعمان رساله افتتاح الدعوه مى باشد. اين كتاب اولاً تاريخچه اوضاع و احوالى است كه زمينه ساز استقرار خلافت فاطمى بوده است. بسيارى از مورخان از تشكيل دولت فاطمى و دعوت آنان سخن به ميان آورده اند, ولى تأليف قاضى نعمان از ديگر تأليفات متمايز است و داراى ويژگى هاى منحصر به فردى در ارتباط با تاريخ تشكيل خلافت فاطميان مى باشد. ثانياً در اين كتاب فقط به مسائل مربوط به تشكيل خلافت فاطميان پرداخته شده است; بدون اينكه به حوادث تاريخى معاصر آن كه ارتباطى با دعوت و تشكيل خلافت فاطميان نداشته, بپردازد.٢ ثالثاً قاضى نعمان در خدمت فاطميان و قاضى القضات آنها بوده است; بدين رو امكان دسترسى به اطلاعات تاريخى آنان را داشته و خود در اكثر اين حوادث حضور داشته است. نزديكى زمان مؤلف به زمان دعوت فاطميان و اهميت رساله, موجب شده كه افتتاح الدعوه منبع تمام نوشته هاى مورخان اسماعيلى و غير اسماعيلى بعدى واقع شود. نويسنده اى مثل محمد بن محمد اليمانى صاحب سيره الحاجب كه رساله خود را در سال ٣٦٥هـ.ق نوشته, وقتى قصد دارد از دعوت ابوعبدالله شيعى در مغرب مطلبى بنويسد, ارجاع به افتتاح الدعوه مى دهد.٣ ادريس عمادالدين مؤلف تاريخ عمومى اسماعيليان در قرن نهم در كتابش عيون الاخبار و فنون الآثار آنچه از دعوت فاطميان و تشكيل خلافت آورده, از رساله افتتاح الدعوه گرفته است.
افتتاح الدعوه, فقط منبع مورخان اسماعيلى در باب دعوت فاطميان نبوده, بلكه مأخذ اصلى بسيارى از مورخان غير اسماعيلى هم بوده است. اكثر مطالبى كه ابن اثير در الكامل فى التاريخ در مورد دعوت فاطميان در مغرب آورده از افتتاح الدعوه گرفته است.٤ فصل مربوط به دولت عبيديان در تاريخ ابن خلدون, خلاصه اى است از آنچه قاضى نعمان در افتتاح الدعوه آورده است.٥ ابوبكر عبدالله بن ايبك الدوادارى در كنز الدرر قسمت هايى از افتتاح الدعوه را آورده و در بعضى موارد عين عبارات افتتاح الدعوه را مى آورد.٦ مقريزى در اتعاظ الحنفاء در قسمت هايى عين عبارت و در بعضى موارد خلاصه اى از متن افتتاح را مى آورد.٧ همين حركت را در كتاب ديگرش المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط والآثار انجام مى دهد.
قاضى نعمان در اين رساله از مطلبى كه مستند و مورد وثوق مى باشد, صحبت به ميان مى آورد و مطالب اسطوره و محل اختلاف و مشابه آن را كه در دعوت يمن و مغرب بوده نمى آورد. او در بيان مطالب, بر اسناد معاصر با وقايع تكيه مى كند. تغييرات سياسى اجتماعى عميقى را كه دعوت ابوعبدالله شيعى در سرزمين بربرهاى كتامه ايجاد كرده, به صورت دقيقى آورده است.
تأليف ديگر قاضى نعمان در باب فاطميان المجالس والمسايرات است. اين رساله از مهم ترين منابع مذهبى و دعوت فاطميان است و آئينه اى از تاريخ و ادب و عقايد فاطميان در دوره خلفاى فاطمى مغرب, خاصه دوره معز مى باشد. اين كتاب بيشتر به مسائل دوره معز مى پردازد كه از خلال مجالس با او روايت كرده است. ضمن بيان مسائل دوره معز اشاراتى به حيات سه خليفه قبل, مهدى, قائم و منصور نيز كرده است. در اين كتاب از روابط معز با امويان اندلس, شرح اسباب دشمنى فاطميان و امويان, حملات دريايى معز عليه خليفه اموى, دخالت هاى امويان در مغرب, روابط معز با دولت بيزانس و تكيه ناصر خليفه اموى بر رومى ها در نزاع او با فاطميان, سخن به ميان آورده است.٨
قاضى نعمان اثر ديگرى به نام شرح الاخبار فى فضائل الائمه الاطهار دارد كه در آن اشارات مختصرى به قيام فاطميان در افريقيه و مغرب مى كند. قاضى نعمان در اين كتاب به بيان تاريخ ائمه(ع) از امام على(ع) تا امام صادق(ع) مى پردازد. كتاب به صورت يك متن روايى است كه در آن مجموعه روايت هايى در باب فضائل و تاريخ ائمه(ع) است. بيشترين حجم كتاب, متعلق به امام على(ع) و رد شبهات در مورد ايشان است. در پايان نيز به ذكر فرق شيعه و قيام هاى علويان بعد از حادثه كربلا, مثل قيام فخ پرداخته است. بخشى از مطالب, راجع به قيام فاطميان در افريقيه به رهبرى ابوعبدالله شيعى است.٩ در اين قسمت, همچنين احاديثى پيرامون نشانه ها, فضائل و قيام و ظهور مهدى آمده است. قاضى نعمان درصدد تطبيق اين روايت ها بر قيام فاطميان و عبيدالله مهدى است. آنچه در اين كتاب راجع به قيام فاطميان در افريقيه آمده, خلاصه اى از كتاب افتتاح الدعوه است.
بعد از آثار قاضى نعمان, مهم ترين شرح اسماعيلى كه از تاريخ فاطميان باقى مانده كتاب عيون الاخبار و فنون الآثار ادريس عمادالدين قرشى است. اين تأليف مفصل ترين منبعى است كه توسط يك دانشمند اسماعيلى در سه قرن بعد از سقوط فاطميان, يعنى در قرن نهم نوشته شده است. اين كتاب تاريخ عمومى اسماعيليان از دوره پيامبر تا آغاز دعوت طيبى ها در يمن است.
جزء اول در مورد فضل پيامبر(ص) و سيره او و ازدواج فاطمه(س) با على(ع) است. جزء دوم در مورد سيره امام على(ع) است. جزء سوم در مورد جهاد امام على(ع) با قاسطين و مارقين است. جزء چهارم در مورد ائمه از امام حسين(ع) تا مهدى فاطمى است. جزء پنجم در مورد حوادثى است كه به قيام فاطميان در مغرب منتهى شده است. همچنين در اين جزء, تا اواخر دوره المنصور بالله را گزارش كرده است. جزء ششم در مورد تاريخ المعز و العزيز والحاكم والظاهر والمستنصر است و در جزء هفتم از حكومت المستنصر و قيام دولت صليحيه در يمن و حكومت ملكه اروى و حكومت المستعلى و قيام نزاريان و دعوت يمن تحت رياست داعى الذويب بن موسى الوادى صحبت به ميان آمده است.١٠ در اين كتاب ادريس عمادالدين, در زمينه هاى استقرار خلافت فاطميان در مغرب بر مطالب افتتاح الدعوه تكيه دارد. با وجودى كه مؤلف از زمان فاطميان فاصله دارد, ولى منابع آنان را در اختيار داشته و اين كتاب را براساس آثار قبلى فاطميان نوشته است.
در كنار آثار قاضى نعمان و ادريس عمادالدين كه مهم ترين آثار تاريخ نگارى فاطميان هستند, چند منبع و روايت تاريخى ديگر وجود دارد. اين روايات تاريخى كه عمدتاً به صورت سيره و شرح حال نويسى است, به تفصيل و اهميت آثار قاضى نعمان و ادريس عمادالدين نيست. ولى با توجه به اينكه مؤلفان آنها در دربار خلفاى فاطمى بوده, داراى اطلاعات و اخبار تاريخى مستندى بوده اند. از جمله اين روايت تاريخى, دو رساله رساله الحاجب جعفر بن على و الاستتار الامام مى باشد. هر دو رساله در زمينه دعوت و پيدايش فاطميان در مغرب مى باشد. سيره الحاجب سرگذشت و زندگينامه حاجب عبيدالله به قلم خودش به شرحى است كه محمد بن محمد اليمانى نامى تدوين كرده است. استتار الامام عليه السلام وتفرق الدعايه فى الجزاير لطلبه نوشته احمد بن ابراهيم نيشابورى است كه اواخر قرن چهارم مى زيسته است.١١ اين كتاب از قديم ترين منابع در مورد جزئيات وقايع ائمه ساكن سلميه و پيدايش دعوت فاطميان است. رساله ديگر كه در تاريخ نگارى فاطميان در اختيار داريم سيره الجوذر از ابوعلى منصور العزيزى الجوذرى است.١٢ اين كتاب از كاتب جوذر است كه از رجال مهم دوره المعز و العزيز بوده است.١٣ اين كتاب در دوره عزيز تأليف شده و روايات تاريخى مهمى پيرامون تاريخ سياسى و تشكيلات و نظام ادارى و تاريخ اجتماعى دوره معز و عزيز دربر دارد.١٤ در اين تأليف با مسائل پشت پرده در حوزه هاى داخلى فاطمى از دوره منصور و معز و عزيز آشنا مى شويم.
منابع تاريخ نگارى فاطميان بيشتر از منابع موجود بوده, ولى بسيارى از آنان من جمله وقايع نامه هاى رسمى فاطميان به دست ما نرسيده است.
٢. منابع غير اسماعيلى
بخش اعظم آثار فاطميان در دوران ايوبيان و مماليك به علت تعصبات مذهبى نابود شد. از اين رو آنچه در مورد فاطميان به دست ما رسيده, عمدتاً از ناحيه مورخان غير اسماعيلى اهل سنت است كه اكثر آنان مخالف فاطميان مى باشند. اين گروه مؤلفان با توجه به مخالفت با ديدگاه هاى فاطميان, معمولاً نظرى مغرضانه نسبت به آنان دارند. بسيارى از نوشته هاى آنان در مورد مبدأ فاطميان و اعتقادات آنان از روايات مغرضانه ابن رزام اخذ شده است. اثر اصلى ابن رزام از بين رفته است, ولى فردى به نام اخو محسن كه يك علوى و تقريباً معاصر با خليفه فاطمى معز بوده, از اين اثر به طور گسترده اى استفاده كرده است. شرحى كه ابن رزام و اخومحسن از پيدايش فاطميان آورده اند, به قصد بى اعتبار ساختن كل حركت نهضت فاطميان است. اين شرح مبناى نويسندگان اهل تسنن در مورد پيدايش خلافت فاطميان شد.
روايت تاريخى ابن رزام و اخومحسن توسط مورخان بعدى مثل ابن نديم١٥ و مقريزى١٦ حفظ شده است. بعضى از اين گروه مورخان در مقام انكار نسب فاطميان آنها را با لفظ عبيديان كه از ديدگاه آنان جنبه تحقيرآميز دارد, نام مى برند.١٧ با وجود اين, اين منابع در تاريخ نگارى فاطميان بخش اعظم منابع آنان را تشكيل مى دهد كه جهت بررسى تاريخ فاطميان قابل توجه است.
منابع تاريخ نگارى مورخان غير اسماعيلى به دو بخش تقسيم مى شود: منابع سلسله اى و محلى و منابع عمومى.
الف. تاريخ نگارى سلسله اى و محلى
اين دسته از تاريخ نگارى را مى توان به دو گروه تقسيم كرد: منابع معاصر خلفاى فاطمى و منابع بعد از سقوط فاطمى. مورخان تاريخ نگارى سلسله اى و محلى, بعد از آنكه خلفاى فاطمى در مصر مستقر شدند, به ضبط جزئيات اين سلسله پرداختند. بعضى از اين مورخان در خدمت فاطميان بوده و نسبت به جزئيات ثبت شده اطلاعات كامل داشته اند. اكثر اين منابع از بين رفته اند, ولى روايات آنها عمدتاً مورد استفاده مورخان بعدى از جمله ابن خلدون و مقريزى قرار گرفته است و اين مورخان قسمت هاى عمده اى از آن اخبار را حفظ كرده اند.
از مورخانى كه در تاريخ نگارى سلسله اى و محلى فاطميان جايگاه مهمى دارند, ابن زولاق (٣٨٧هـ.ق) است. او تأليفات مختلفى در مورد مصر و خلفاى فاطمى دارد. از جمله تأليفات او سيره الجوهر, سيره المعز, سيره العزيز١٨, تاريخ مصر و اخبارها مى باشد.١٩ مهم ترين تأليف او سيره المعز است. مورخان پيرامون مذهب او اختلاف دارند. اسماعيليان او را اسماعيلى مذهب مى دانند, ولى به نظر مى رسد با وجودى كه در خدمت فاطميان بوده مذهب شافعى داشته است. او از بزرگ ترين مورخان عصر خود بوده كه تاريخ نگاران بعدى امثال ابن خلكان, نويرى, ابن حجر عسقلانى و سيوطى, ياقوت, قلقشندى و ديگران بر او اعتماد داشته اند.٢٠
المسبحى (م٤٢٠هـ.ق) تاريخ عظيمى در مورد مصر و فاطميان داشته كه حوادث بين سال هاى ٤١٥ ـ ٣٦٥هـ.ق را دربر مى گرفته است. او در خدمت فاطميان بوده و احتمالاً فاطمى بوده است.٢١ آثار او در حال حاضر وجود ندارد و تنها بخش كوچكى از آنان باقى مانده است.٢٢ روايات او را مى توان در نوشته هاى مقريزى ديد.٢٣ محمد بن سلامه القضاعى (م٤٥٤هـ.ق) از جمله مورخان غير اسماعيليِ در خدمت فاطميان بوده است. تأليفات او باقى نمانده, ولى مورخان بعدى از جمله مقريزى از روايات او استفاده فراوان كرده اند.
يحيى بن سعيد بن انطاكى (م٤٥٨هـ.ق) عرب مسيحى بوده كه سال هاى نخست زندگى اش را در مصر گذرانيد و بعد از آن به شهر انطاكيه در شام رفت و در آنجا تاريخ خود را درباره عباسيان و فاطميان و بيزانس نوشت كه اين كتاب تاريخ سال هاى ٣٢٦ـ ٤٢٥هـ.ق را دربر مى گيرد.٢٤ اين كتاب از جمله روايات غير اسماعيلى در مورد فاطميان است كه باقى مانده است.٢٥
ابن الصيرفى از ديگر مورخان معاصر فاطميان است. مؤلف, رساله اى در مورد وقايع فاطميان داشته كه باقى نمانده است, ولى يكى دو تأليف ديگر وى كه راجع به تشكيلات و نهادهاى فاطميان مانند وزارت, باقى مانده است. از جمله آثار باقى مانده الاشاره الى من نال الوزاره٢٦ است كه درباره تاريخ وزراى فاطمى از ابن كلس تا بطائحى است.
عمده تاريخ نگارى مورخان غير اسماعيلى مربوط به بعد از سقوط فاطميان است. از جمله مهم ترين مورخان كه بعد از سقوط فاطميان به شرح تاريخ فاطميان پرداخته اند, ابن حماد الصنهاجى٢٧ (م٦٢٨هـ.ق) مؤلف اخبار ملوك بنى عبيد و سيرتهم مى باشد.٢٨ ابن حماد متولد ٥٤٨هـ.ق است. وى در دوران جوانى شاهد فروپاشى و اضمحلال فاطميان بوده است. كتابش را در سال ٦١٧هـ.ق نوشته و روايات مربوط به سقوط و فروپاشى فاطميان را از شاهدان عينى نقل مى كند. او بيان مى دارد كه بقاياى فاطميان تا سال ٥٨٧هـ.ق هنوز در زندان بوده اند.٢٩
ابن الطوير مورخ ديگرى است كه معاصر فروپاشى فاطميان بوده است. او از رجال اواخر دوره فاطميان است كه شاهد اضمحلال و سقوط فاطميان بوده است. كتاب او به نام نزهة المقلتين فى اخبار الدولتين در مورد فاطميان و ايوبيان است كه در دوره صلاح الدين ايوبى نوشته شده است. روايات او را مى توان در آثار مقريزى مشاهده كرد.٣٠
ابن ظاهر از ديگر مورخان اين دوره است كه شاهد اواخر حكومت فاطميان است. او از رجال ديوانى دوره ايوبيان است. كتاب او در مورد سلسله ها و حكام مصر بوده كه يك قسمت آن راجع به فاطميان است. او چون خود شاهد و ناظر اواخر فاطميان بوده, اطلاعات كاملى راجع فاطميان ارائه مى دهد. آثار ابن ظاهر در اثر ابن ميسر آمده است.٣١
مهم ترين تاريخ محلى, اخبار مصر ابن ميسر است. عمده متن اخبار مصر از بين رفته و تنها قسمتى كه مربوط به فاطميان است, باقى مانده است. مورخان بعدى مصر از جمله مقريزى به صورت گسترده و در نوشته هاى خود از آن استفاده كرده اند.٣٢ اين كتاب در واقع ذيل وقايع نامه مسبحى (م٤٢٠هـ.ق) محسوب مى شود.
از ديگر منابع مهم محلى البيان المُغرب فى اخبار الاندلس والمغرب از ابن عذارى (م بعد از ٧١٢هـ.ق) است. اين كتاب تاريخ مفصلى در مورد مغرب مى باشد. چون كه فاطميان ابتدا در مغرب تشكيل حكومت دادند, نويسنده به شكل گيرى نهضت فاطميان و خلفاى آنان در مغرب اشاره مى كند. ديدگاه مؤلف نسبت به نسب فاطميان, همانند اكثر مورخان اهل تسنن است. ابن عذارى در اين كتاب ارتباط فاطميان با حكومت هاى ديگر مغرب و امويان آندلس را در مورد بررسى قرار مى دهد.٣٣
در قرن نهم هجرى مورخان مهمى در تاريخ مصر ظهور مى كنند كه در اين سلسله مقريزى و قلقشندى در نصف اول اين قرن و ابن تعرى بردى در نيمه دوم و ابن اياس در پايان اين قرن مى باشند.
در بين منابع قرن نهم مصر كه در تاريخ نگارى فاطميان داراى اهميت زيادى است, تأليف قلقشندى (م٨٢١هـ.ق) به نام صبح الاعشى فى صناعه الانشاء است. اين كتاب براى راهنمايى كاتبان است و اطلاعات سودمندى را براى يك منشى و محرّر كامل, براساس اسناد و مدارك قديم و جديد ارائه مى دهد. در بخش هايى از اين تأليف سلسله اسناد و وثائق حكومت هاى مصرى در دوران اسلامى جمع آورى شده است. تعدادى از اين اسناد و وثائق مربوط به دوره فاطميان در مصر است كه در منابع ديگر مفقود است.
مهم ترين تاريخ سلسله اى و محلى در تاريخ نگارى فاطميان توسط مقريزى (م٨٤٥هـ.ق) به رشته تحرير درآمده است. عظيم ترين شرح راجع به تاريخ خلفاى فاطمى, كتاب اتعاظ الحنفاء فى اخبار الائمة الفاطميين الخلفاء اوست كه در سه جلد مى باشد. مقريزى همچنين در كتاب المواعظ والاعتبار بذكر الخطط والآثار و المقفى الكبير اخبارى راجع به فاطميان دارد. او بسيارى از آثار گذشته را كه راجع به فاطميان بوده و در حال حاضر وجود ندارد, در كتب خود گرد آورده است. او از جمله مورخانى است كه روايت اخومحسن در مورد پيدايش فاطميان را از ابن رزام نقل مى كند و براى اولين بار هم متوجه اين نكته شد كه روايت اخومحسن, از ابن رزام گرفته شده است. او برخلاف اكثر مورخان اهل سنت, نسبت به فاطميان ديدگاه مثبتى دارد و ديدگاه ابن رزام و ديگر مورخان اهل سنت را باطل مى شمارد و مدعى است اگر در كتاب خود روايت ابن رزام و اخومحسن را آورده, به اين علت بوده كه عده اى گمان نكنند او از آ اخبار اطلاع نداشته است.٣٤
ابن تغرى بردى تاريخ مفصلى به نام النجوم الزاهره فى ملوك مصر والقاهره راجع به مصر از فتح آنجا به دست مسلمانان در سال ٢٠ تا٨٧٢هـ.ق دارد. اين منبع يكى از مهم ترين تواريخ محلى مصر است كه به تاريخ نگارى فاطميان مصر به صورت گسترده توجه كرده است. اين كتاب براساس سال شمارى, حوادث خلفاى فاطمى مصر را آورده است. او همانند مقريزى تكيه بر روايات پيشينيان خود داشته كه قسمت هايى از آن روايات باقى نمانده است. وى در اخبار فاطميان تكيه بر روايات مسبحى (م٤٢٠هـ.ق) دارد. ابن اياس از ديگر مورخان مصرى است كه در تأليف مهم خود در مورد تاريخ محلى مصر به نام بدائع الزهور فى وقايع الدهور در جلد اول كه مربوط به حوادث مصر تا سال ٧٦٤هـ.ق است, اشاراتى به تاريخ فاطميان كرده است.
مورخان محلى بعدى اخبارى راجع به فاطميان آورده اند, اما اهميت اين گروه از مورخان به پاى مورخان قبلى مصر نمى رسد.
ب. تاريخ هاى عمومى
علاوه بر تاريخ هاى سلسله اى و محلى كه به تاريخ فاطميان توجه فراوانى كرده اند, تاريخ هاى عمومى هم نسبت به فاطميان التفات داشته اند. البته تاريخ هاى عمومى مورخان شرق عالم اسلامى كمتر به خلافت فاطميان پرداخته اند.٣٥ تاريخ هاى عمومى چنان كه اشاره شد, در اكثر موارد نگاه خصمانه به خلفاى فاطمى دارند و تحت تأثير روايت ابن رزام و ديگر مخالفان فاطميان, نسبتِ علوى آنان را انكار كرده و بعضاً آنها را با لفظ عبيديان كه جنبه تحقيرآميز از نظر آنان دارد, نام مى برند. بعضى از آنها مانند سيوطى در تاريخ الخلفاء به علت آنكه اين ديدگاه را دارد, آنها را جزو خلفاى اسلام به شمار نمى آورد.٣٦
از اين گروه تاريخ ها مى توان به ذيل عريب بن سعد بر تاريخ طبرى (م٣٦٥هـ.ق), تجارب الامم ابن مسكويه (م٤٢١هـ.ق), المنتظم ابن الجوزى (م٥٩٧هـ.ق), مرآت الزمان سبط ابن الجوزى (م٦٥٤هـ.ق), الكامل ابن اثير (م٦٢٨هـ.ق), نهاية الارب نويرى (م٧٣٢هـ.ق), تاريخ ابوالفداء (م٨٠٧هـ.ق), كنز الدرر ابن ايبك الدوادارى (م بعد از ٧٣٦هـ.ق), تاريخ الاسلام ذهبى (م٧٤٩هـ.ق), البدايه والنهايه ابن كثير (٧٧٤هـ.ق), تاريخ ابن الفرات (م٨٠٧هـ.ق), شذرات الذهب ابن العماد الحنبلى (م١٠٨٩هـ.ق) و ديگران, اشاره كرد. از بين اين منابع نهايه الارب نويرى و تاريخ ابن الفرات و كنز الدرر ابن ايبك الدوادارى از اهميت بيشترى در تاريخ فاطميان برخوردار است. نويرى در نهايه الارب كه در حكم يك دائرةالمعارف و تاريخ عمومى است, به صورت مفصل به تاريخ و عقايد فاطميان مى پردازد. او روايت ابن رزام در باب تاريخ و دعوت و عقايد اسماعيليان را به صورت كامل آورده است. ديدگاه او همانند مورخان اهل سنت نسبت به فاطميان بدبينانه است. ابن ايبك الدوادارى از مورخان مصرى است كه در ديوان مماليك بوده است. او در جزء ششم كنز الدرر كه يك تاريخ عمومى مفصل است, تحت عنوان الدر المضيه فى اخبار الدوله الفاطميه به بيان تاريخ فاطميان مى پردازد. او هم مانند مورخان اهل سنت, ديدگاه مثبتى ندارد و روايت ابن رزم و اخومحسن را در مورد تاريخ و عقايد فاطميان به صورت مفصل آورده است.
ابن الفرات يكى ديگر از مورخان مصرى است كه سعى در نوشتن يك تاريخ عمومى داشته است. تنها قسمت هايى از آن تاريخ كه حوادث بعد از سال ٥٠٠هـ.ق را دربر مى گيرد, به پايان رسانده است. اين كتاب كه به صورت تكه تكه باقى مانده است, براى اواخر دوره فاطميان از اهميت قابل توجهى برخوردار است; زيرا به صورت گسترده از نوشته ها و منابع معاصر خود كه تعداد زيادى از آنها در حال حاضر مفقود است, استفاده كرده است.
منابع
١. ابن اثير, عزالدين ابى الحسن, الكامل فى التاريخ, تصحيح على شيرى, بيروت, دار احياء التراث العربى, ١٩٨٩م.
٢. ابن حماد الصنهاجى, ابوعبدالله, تاريخ فاطميان, ترجمه كتاب اخبار ملوك بنى عبيد و سيرتهم, ترجمه حجت الله جودكى, تهران, اميركبير, ١٣٧٨.
٣. ابن حماد الصنهاجى, ابوعبدالله, اخبار ملوك بنى عبيد و سيرتهم, تحقيق التهامى نقره, عبدالحليم عويس, تونس, دارالقلم, ١٩٨٧م.
٤. ابن خلدون, عبدالرحمن, العبر, تاريخ ابن خلدون, ترجمه عبدالمحمد آيتى, تهران, مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى, ١٣٧١.
٥. ابن الصيرفى, تاج الرئاسه ابوالقاسم, القانون فى ديوان الرسائل و الاشاره الى من نال الى الوزاره, تحقيق ايمن فؤاد سيد, قاهره, الدار المصريه اللبنانيه, ١٩٩٠م.
٦. ابن عذارى المراكشى, احمد بن محمد, البيان لمغرب فى اخبار الاندلس والمغرب, تحقيق ج.س. كولان وا.ليفى بروقتسال, بيروت, دارالثقافه, بى تا.
٧. ابن نديم, محمد بن اسحاق, الفهرست, ترجمه محمدرضا تجدد, تهران, اميركبير, ١٣٦٦.
٨. الانطاكى, يحيى بن سعيد, تاريخ الانطاكى, تحقيق عمر عبدالسلام تدمرى, جروس برس, طرابلس, ١٩٨٩م.
٩. الجوذرى, ابوعلى منصور العزيزى, سيره الاستاد الجوذر, تحقيق محمد كامل حسين, محمد عبدالهادى شعيره, قاهره, دارالفكر العربى, ١٩٥٤م.
١٠. چلونگر, محمدعلى. زمينه هاى پيدايش خلافت فاطميان, قم, پژوهشكده حوزه و دانشگاه, ١٣٨١.
١١. دشراوى, فرحات. الخلافه الفاطميه بالمغرب, تعريب حمادى الساحلى, بيروت, دارالغرب الاسلامى, ١٩٩٤م.
١٢. دفترى, فرهاد. تاريخ و عقايد اسماعيليه, ترجمه فريدون بدره اى, تهران, نشر و پژوهش فرزان روز, ١٣٧٥.
١٣. الدوادارى, ابوبكر عبدالله بن ايبك. كنز الدرر و جامع الغرر, الجزء السادس الدره المضيه فى اخبار الدوله الفاطميه, تحقيق صلاح الدين المنجد, قاهره, المعمد الالمانى, للآثار, ١٣٨٠هـ/١٩٦١م.
١٤. زركار, سهيل. الجامع فى اخبار القرامطه, دمشق, دار الاحسان للطباعه والنشر, ١٩٨٧م.
١٥. الزركلى, خيرالدين. الاعلام, بيروت, دارالعلم للملايين, ١٩٨٤م.
١٦. سرگين, فؤاد. تاريخ التراث العربى, قم, كتابخانه آيةاللّه مرعشى, ١٤١٣م.
١٧. سواژه, ژان. مدخل تاريخ شرق اسلامى, ترجمه نوش آفرين انصارى, تهران, مركز نشر دانشگاهى, ١٣٦٦.
١٨. سيوطى, جلال الدين. تاريخ الخلفاء, بيروت, دارالكتب العلميه, ١٤٠٨هـ.ق.
١٩. غالب, مصطفى. اعلام الاسماعيليه, بيروت, ١٩٦٤م.
٢٠. الغبرينى, ابوالعباس احمد بن عبدالله. عنوان الدريه فيمن عرف من العلماء فى السابعه ببجايه, تحقيق عادل نويهض, بيروت, منشورات لجنه التأليف والترجمه والنشر, ١١٩٦٩م.
٢١. القاضى نعمان, ابوحنيفه. رساله افتتاح الدعوه, تحقيق و دادالقاضى, بيروت, دارالثقافه, ١٩٧٠م.
٢٢. قاضى نعمان, ابوحنيفه. المجالس والمسايرات, تحقيق الحبيب التقى, ابراهيم شبوح, محمد اليعلاوى, بيروت, دارالغرب الاسلامى, ١٩٩٧م.
٢٣. قاضى نعمان, ابوحنيفه. شرح الاخبار فى فضائل الاطهار, تحقيق محمد الحسينى الجلالى, قم, مؤسسه النشر الاسلامى, ١٤١٢هـ.
٢٤. القصير, سيف الدين. ابن حوشب والحركه الفاطميه فى اليمن, دمشق, دارالينابيع, ١٩٩٣م.
٢٥. كاهن, كلود. درآمدى بر تاريخ اسلام در قرون وسطى, ترجمه اسدالله علوى, مشهد, آستان قدس رضوى, ١٣٧٠.
٢٦. المقريزى, تقى الدين احمد بن على. اتعاظ الحنفاء باخبار الائمه الفاطميين, تحقيق جمال الدين الشيال, محمد حلمى محمد احمد, قاهره, المجلس الاعلى للشؤن الاسلاميه, ١٩٩٦م.
٢٧. المقريزى, تقى الدين احمد بن على. المقفى الكبير, تحقيق محمد اليعلاوى, بيروت, دارالغرب الاسلامى, ١٩٩١م.
٢٨. اليمانى, محمد بن محمد. سيره الحاجب جعفر, تصحيح ايوانف, مجله كليه الآداب بالجامعه المصريه (مجله٢, جزء٢), قاهره ١٩٣٦م.* عضو هيئت علمى گروه تاريخ دانشگاه اصفهان
١. ر.ك: القيصر, سيف الدين, ابن حوشب و الحركه الفاطميه فى اليمن, ص٧.
٢. ر.ك: قاضى نعمان, رساله افتتاح الدعوه, ص٢١ـ٢٣.
٣. ر.ك: اليمانى, محمد بن محمد, (سيره الحاجب جعفر بن على) مجله كليه الآداب بالجامعه المصريه, ج٤, جزء٢, ص١٠٧ـ١٣٣.
٤. ابن اثير, عزالدين. الكامل فى التاريخ, ج٥, ص١١ـ٢٩.
٥. ر.ك: ابن خلدون, عبدالرحمن, تاريخ ابن خلدون, ج٣, ص٤٢ـ٥٠.
٦. الدوادارى, ابوبكر عبدالله بن ايبك, كنز الدرر, ج٦, ص١١٠ به بعد.
٧. المقريزى, تقى الدين احمد, اتعاظ الحنفاء, باخبار الائمه الفاطميين الحنفاء, ج١, ص٢٢ به بعد.
٨. قاضى نعمان, المجالس والمسايرات, ص١٥٩ به بعد.
٩. قاضى نعمان, شرح الاخبار فى فضائل الائمه الاطهار, ج٣, ص٤٠٣ـ٤٣١.
١٠. ر.ك: غالب, مصطفى, الاسماعيليه, ص١٣٧ـ ١٣٨.
١١. رساله (الاستتار الامام عليه السلام و تفرق الدعاة فى الجزائر لطلبه) در كتاب الجامع فى اخبار القرامطه از سهيل زكار همراه چند متن اسماعيلى ديگر چاپ رسيده است. رساله الاستتار الامام در صفحات ٢٦٩ـ٢٨٤ چاپ شده است.
١٢. اين كتاب را محمد كامل حسين و محمد عبدالهادى شعيره تصحيح كرده اند و ماريوس كانار به فرانسوى ترجمه كرده است.
١٣. الاعلام الاسماعيليه, ص٥٩٤.
١٤. دشراوى, فرحات, الخلافه الفاطميه بالمغرب, ص٢٣.
١٥. ابن نديم, محمد بن اسحاق, الفهرست, ص٣٤٩ـ٣٥٤.
١٦. اتعاظ الحنفاء, ج١, ص٣٢ـ٣٣.
١٧. سيوطى, جلال الدين, تاريخ الخلفاء, ص٥.
١٨. الاعلام الاسماعيليه, ص٢٠٦.
١٩. سزگين, فواد, تاريخ التراث العربى, ج١, جزء الثانى فى التدوين التاريخى, ص٢٤٢.
٢٠. زركلى, خيرالدين, الاعلام, ج١, ص٢٠٦.
٢١. دفترى, فرهاد, تاريخ و عقايد اسماعيليه, ج١٧٢.
٢٢. كاهن, كلود, درآمدى بر تاريخ اسلام در قرون وسطى, ص٢٠٠.
٢٣. براى نمونه ر.ك: اتعاظ الحنفاء, ج١, ص٢٤٤.
٢٤.ر.ك: الانطاكى, سعيد بن يحيى, تاريخ الانطاكى, ص٦٠ به بعد.
٢٥. تاريخ التراث العربى, ج١, جزء٢٦, ص١٨٩.
٢٦. اين كتاب توسط عبدالله مخلص در مجله المعهد العلمى الفرنسى الشرقى, شماره٢٥, (١٩٢٥م) ص٤٩ـ١٢ و ٢٦ (١٩٢٦) ص٤٩ـ٧٠ و همچنين همراه كتاب القانون فى ديوان الرسائل تأليف ديگر ابن الصيرفى توسط ايمن فواد سيد منتشر شده است.
٢٧. مذهب ابن حماد مورد اختلاف است. اين احتمال وجود دارد كه وى شيعه اسماعيلى بوده باشد, زيرا ازعبيدالله مهدى بالفظ سيدنا الخليفه الاولى اميرالمؤمنين ياد مى كند. با اين حال الغبرينى كه شرح حال او را نوشته, ذكرى از مذهب او نمى كند. ر.ك: چلونگر, محمدعلى, زمينه هاى پيدايش خلافت فاطميان, ص٢٣; الغبرينى, ابوالعباس, عنوان الدريه فيمن عرف من العلماء فى السابعه ببجايه, ص٢١٨ـ٢٢٠.
٢٨. كتاب اخبار ملوك بنى عبيد وسيرتهم را التهامى نقره و عبدالحليم عويس تصحيح كرده اند. اين كتاب با نام تاريخ فاطميان ترجمه شده است.
٢٩. ترجمه اخبار ملوك بنى عبيد و سيرتهم, ص١١٧.
٣٠. درآمدى بر تاريخ اسلام, ص٢٠١.
٣١. سواژه, ژان, مدخل تاريخ شرق اسلامى, ص٢٥٨.
٣٢.همان.
٣٣. جلد نخست البيان المغرب, راجع به خلفاى فاطمى مغرب است.
٣٤. مقريزى, تقى الدين, كتاب المقفى الكبير, ج٤, ص٥٢٦.
٣٥. درآمدى بر تاريخ اسلام, ص٢٠٠.
٣٦. تاريخ الخلفاء, ص٥ .