آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - اخبار

اخبار


درگذشتگان
آيةاللّه احمدى
آيةاللّه سيّد محمّد احمدى فرزند سيّد مصطفى در سال ١٣١٣ شمسى در يك خانواده روحانى از سلسله سادات موسوى سده اصفهان (خمينى شهر فعلى) ديده به جهان گشود. دوران تحصيل ابتدايى را در همان ديار سپرى كرد و سپس در دوازده سالگى به حوزه علميه اصفهان وارد شد. مقدمات و سطح را نزد استادانى به نام همچون معلم حبيب آبادى, مشكوة سدهى, عالِم نجف آبادى, اديب و آل رسول شمس آبادى فرا گرفت. در بيست وسه سالگى ديپلم مدرّسى خود را نيز از دانشكده معقول و منقول دانشگاه تهران اخذ كرد و آن گاه در درس خارج فقه و اصول آيات عظام سيد على بهبهانى و سيد حسين خادمى قدّس سرّهما شركت نمود. درس نهج البلاغه آيةاللّه ميرزا على آقاى شيرازى نيز از جمله درس هاى مورد علاقه او بود. آيةاللّه احمدى همگام با تحصيل, به تدريس ادبيات, منطق, فقه و اصول هم اشتغال داشت و بسيارى از مدرّسان كنونى دوره سطح حوزه اصفهان از تلامذه ايشان اند. يكى از معروف ترين و مفصل ترين حوزه هاى درسى وى, درس شرح نهج البلاغه بوده كه در سال هاى نزديك به پيروزى انقلاب در مدرسه صدر بازار اصفهان تدريس مى كرده است. اين عالم بزرگوار در ادب نيز دستى داشت و شعر هم مى سرود چنان كه نام او در تذكره شعراى معاصر اصفهان ـ كه بيش از چهار دهه پيش به چاپ رسيده ـ مذكور است. انس و الفت با كلام اميرمؤمنان(ع), برخوردارى از ذوق ادبى, اطلاعات گسترده در تفسير و تاريخ و حديث, مطالعات عميق در تاريخ سياسى اجتماعى مسلمانان جهان و ايران از اين شاگرد مكتب على(ع) خطيبى توانا و نام آور پرورش داد كه در دهه هاى چهل وپنجاه كمتر هماوردى مى توان براى او يافت. آن مرحوم تأليفاتى نيز دارد كه منظومه اى در صرف, شرح نهج البلاغه, تقريرات درس خارج فقه و اصول و رساله اى به زبان عربى در باب اهميت نمازجمعه و وظايف ائمه جمعه از جمله آنهاست و از اين بيان تنها اثر اخير به چاپ رسيده است.
آيةاللّه احمدى از هجده سالگى پا به عرصه مبارزات سياسى نهاد و در جريان قيام سى ام تير ١٣٣١ از فعالان سياسى بود و مورد تشويق آيةاللّه كاشانى نيز قرار گرفت. از سال ١٣٤١ تا پيروزى انقلاب اسلامى نيز شجاعانه در تمام مراحل مبارزه حضور مؤثر و نقش تعيين كننده داشت. بارها به زندان افتاد و شكنجه ها ديد و رنج تبعيد را نيز بر خود هموار كرد, اما لحظه اى از پا ننشست. بى گمان او يكى از عوامل پيشتازى مردم اصفهان در انقلاب اسلامى بود.
آيةاللّه احمدى پس از پيروزى انقلاب اسلامى به درخواست مردم خمينى شهر و تأييد امام خمينى(ره) به امامت جمعه اين شهر منصوب گرديد و تا پايان عمر در اين منصب باقى بود. نيز در دوره اول و چهارم مجلس شوراى اسلامى به نمايندگى مردم برگزيده شد. نطق هاى اين خطيب روشن بين همواره نمايانگر روحيه حق طلبى و عدالتخواهى و مردم گرايى او بود و تحسين اقشار مردم را برمى انگيخت. اين چند جمله برگرفته از يكى از نطق هاى ايشان در مجلس شوراى اسلامى است: (حكومت ها على رغم همه اختلافات دو گونه اند: حكومت قدرت و حكومت حكمت; براى حكومت قدرت, فرياد مردم مسأله است اما براى حكومت حكمت, آه مردم! فرياد مردم را مى توان سركوب كرد اما آه مردم را هرگز! حكمت اقتضا مى كند كه اولياء امور از آه مردم برحذر بوده, به داد مردم برسند).
به ديگر سخن استقلال رأى, آزادانديشى, اجتناب از مصلحت سنجى و تملّق گويى, صراحت لهجه و سلامت نفس وى ياداور ويژگى هاى مرحوم مدرّس بود و همين خصائص او را محبوب و مردمى و جاودانه ساخته بود.
آيةاللّه احمدى سرانجام در پى پنج سال بيمارى ناشى از سكته مغزى در دهم شهريور ماه سال ١٣٨٢ به لقاى حق واصل گرديد. برخى از مراجع عظام, مقام معظم رهبرى, رياست جمهورى و رياست مجلس و ديگر شخصيت هاى علمى و سياسى با ارسال پيام هايى ارتحال اين عالم مجاهد را تسليت گفته, از مقام شامخ وى تجليل كردند. روحش قرين رحمت باد. سيد محمدرضا ابن الرسول آيةاللّه نورانى
فقيه بزرگوار حضرت آيةاللّه آقاى شيخ مصطفى نورانى اردبيلى, يكى از علماى حوزه علميه قم بود.
فقيد سعيد در سال ١٣٤٥هـ.ق, در خانه مرحوم حجةالاسلام ميرزا شكرالله نورانى زاده شد و در كودكى, پدر از دست داد و گرد يتيمى بر سرش نشست, و سرپرستى اش را برادر دانشمندش ميرزا عيسى نورانى بر عهده گرفت و بدو مقدمات را آموخت. سپس ادبيات عرب را از ميرزا عبدالحسين واعظ فراگرفت, و در ١٣٦١هـ.ق به اردبيل آمد و از علماى شهر (حاج ميرزا ابراهيم كلانتر و آيةاللّه شيخ غلامحسين مجتهد غروى اردبيلى) سطوح عاليه را آموخت.
در ١٣٦٧ق, به قم مهاجرت كرد و در درس هاى آيات عظام: آقاى بروجردى, آقاى حجت و آيةاللّه شيخ عباسعلى شاهرودى شركت جُست و در سال ١٣٧٤ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و از درس هاى مراجع بزرگوار حضرات آيات عظام: شاهرودى, حكيم, خويى و سيد عبدالهادى شيرازى بهره هاى فراوان برد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و در سال ١٣٨٦ق به قم باز آمد و به تدريس و تأليف پرداخت. امضاى وى, در جريان انقلاب اسلامى, هماره در ذيل اعلاميه هاى علما و مدرسين حوزه ديده مى شد و در سومين انتخابات خبرگان رهبرى, به نمايندگى مردم استان اردبيل در مجلس خبرگان برگزيده شد.
برخى از تأليفات او عبارتند از:
١. قواعد الصرف
٢. قواعد النحو
٣. قواعد منطق
٤. قواعد البلاغه
٥. قواعد الفقه (٢ج)
٦. قواعد الاصول (٣ج)
٧. محرمات و كيفر آنها (٥ج)
٨. طبقات الفقها (٢ج)
٩. چهره هاى فراموش شده (٥ج)
١٠. طبقات الرجال (٢ج)
١١. الفقه الجامع (١٢ج)
١٢. ايضاح المطالب فى شرح المكاسب (٤ج)
١٣. برسى عقائد و اديان
١٤. بهداشت اسلامى
١٥. جهان بينى توحيدى
١٦. اصول اوليه فلسفه
١٧. اصول نخستين علوم
١٨. سياست در اسلام
١٩. طبيعيات در اسلام
٢٠. قوانين اسلام
٢١. پرتوى از قوانين اسلام
٢٢. مقدمه اى بر قوانين اسلام
٢٣. طب اسلامى
٢٤. اخلاق پزشكى
٢٥. زيست شناسى
٢٦. روان شناسى
٢٧. جامعه شناسى
٢٨. جهان شناسى
٢٩. مقدمه بر اقتصاد
٣٠. قواعد علم الحديث
٣١. قواعد الدرايه
٣٢. العقد والحل (يا صيغ العقود)
٣٣. وهابيت
٣٤. خداگرايى
٣٥. انقلاب علمى
٣٦. تربيت اخلاقى اسلامى
٣٧. خمس و زكات
٣٨. راهنماى حج و اسرار آن
٣٩. اصول دين
٤٠. فروع دين (به روسى ترجمه شده است)
٤١. قصه هاى آموزنده (به انگليسى ترجمه شده است)
٤٢. مقام على(ع) (به عربى و اردو ترجمه شده است)
٤٣. مكتب اهل بيت (به اردو و انگليسى ترجمه شده است)
٤٤. سيره اهل بيت
٤٥. منابع الفقه
٤٦. ولاية الفقيه
٤٧. القواعد العلية (شرح اعتقادات مفيد)
٤٨. ادبيات
٤٩. رياضيات
٥٠. فلكيات
٥١. قوانين زراعت
٥٢. علم الانساب
٥٣. شيمى تطبيقى
٥٤. حقوق بشر
٥٥. علم جرّ الاثقال
٥٦. تفسير موضوعى (٣ج)
٥٧. معارف اسلامى
٥٨. صرف فارسى
٥٩. طبيعيات در اسلام
٦٠.نداى شرق
٦١. المقايسات
٦٢. چهل حديث
٦٣. پاسخ و پرسش
٦٤. تفسير قرآن
٦٥. تقريرات دروس اساتيد
٦٦. شرح رسائل ابن سينا
٦٧. آيات الاحكام
سرانجام آن عالم بزرگ و پر تلاش, در روز جمعه پنجم رمضان المبارك ١٤٢٤ق (٩آذرماه ١٣٨٢ش) در ٧٧سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع با شكوه و نماز آيةاللّه مشكينى اردبيلى بر آن, در قبرستان شيخان به خاك آرميد. حجةالاسلام آل طالقانى
اديب و مورّخ نامى نجف مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد محمدحسن آل طالقانى, يكى از علماى نجف اشرف به شمار مى رفت. فقيد سعيد در روز جمعه ١١ رمضان المبارك ١٣٥٠ق, در نجف اشرف در بيت علم و تقوا زاده شد. پدرش مرحوم آيةاللّه علامه سيد عبدالرسول حسينى طالقانى نجفى (١٣١٧ـ١٣٩٤ق) ـ از شاگردان آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, ميرزاى نائينى و شيخ جواد بلاغى و آقا ضياء عراقى ـ بود. او سطوح و ادبيات را نزد حضرات آيات: پدرش, شيخ محمدتقى فقيه, شيخ محمد فاضل قائينى, شيخ عباس رميثى, شيخ مجتبى لنكرانى, سيد على مدد قائنى و ديگران فراگرفت و پس از آن به درس هاى آيات عظام: شاهرودى, خويى, شيخ باقر زنجانى و شيخ محمدعلى سرابى حاضر شد و به علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى صاحب الذريعة, اختصاصى تام يافت و از علوم فراوانش به ويژه در رجال و كتابشناسى بهره فراوان برد و از مشايخ روايت و حديث مانند: آقا بزرگ تهرانى, سيد شرف الدين, غروى اردوبادى, سيد صدرالدين صدر, ميرزا محمد تهرانى, شيخ محمدرضا آل ياسين, شيخ محمدحسن مظفر, سيد عبدالله شيرازى, ميرزا حسن بجنوردى, سيد حسن چهارسوقى اصفهانى, شيخ حبيب آل مهاجر عاملى و سيد عبدالاعلى سبزوارى و ده ها نفر ديگر اجازه حديث دريافت كرد و به گروهى نيز اجازه روايت داد.
وى, يكى از ادبا و شعرا و از صاحبان قلم و انديشه در نجف بود و در تاريخ, رجال, انساب و شعر و ادب دستى توانا داشت و اكثر ماده تاريخ وفات علماى نجف را سروده بود. در سال ١٣٧٨ق, مجله ماهانه (المعارف) را بنياد نهاد و بيش از دو سال ادامه يافت. خوش اخلاق و خوش مجلس بود و علوم خويش را به راحتى در اختيار ديگران مى نهاد. دستى جواد و بخشنده داشت و به بسيارى از فقيران و درماندگان كمك مى كرد.
آثار چاپى اش عبارتند از:
١. الشيخيه, نشأتها و تطوّرها
٢. هكذا نلتقى
٣. ديوان السيد موسى الطالقانى (تحقيق و تعليق)
٤. ديوان الشيخ هاشم الكعبى(تحقيق و تعليق)
٥. زهرة المقول ضامن بن شدقم (تحقيق)
و كتاب هاى غير چاپى اش نيز عبارتند از:
٦. ذكرى الشيخ آقا بزرگ الطهرانى
٧. اعيان الشيعه فى الهند (ناتمام)
٨. بحوث فى الفقه والاصول
٩. التواريخ المنظومة (٢ج)
١٠. اثر الطواعين فى القضاء على التراث العلمى والادبى فى العراق
١١. جولة فى آلمانيا
١٢. غاية الامانى فى احوال آل الطالقانى
١٣. سحر الاديب فى شرح شواهد مغنى اللبيب
١٤. من ضحايا الشذوذ
١٥. سعادة المتأنق فى توضيح حاشية المنطق
١٦.المجموع (٢ج)
١٧. الكشكول ـ الروض الزاهى ـ
١٨. سير العلم
١٩. مذكرات (٢ج)
٢٠. ديوان الشعر
٢١. شعراء رثوا امهاتهم (٢ج)
٢٢. الشجرة الاقحوانية فى نسب السادة الطالقانية
٢٣. ديوان السيد باقر الطالقانى (تحقيق)
٢٤. ديوان السيد مهدى الطالقانى (تحقيق)
سرانجام آن اديب بزرگ نجف در روز يكشنبه ٩ ربيع الاول ١٤٢٤ق (٢١ ارديبهشت ١٣٨٢ش) در ٧٤سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش به همراه پيكر پاك حضرت آيةاللّه سيد على بهشتى تشييع و در قبرستان وادى السلام نجف به خاك سپرده شد.
(المنتخب من اعلام الفكر والادب, كاظم عبود فتلاوى, ص٤٤٦ـ٤٤٧) آيةاللّه عرفانيان
آيةاللّه حاج شيخ غلامرضا عرفانيان خراسانى, يكى از علماى حوزه علميه قم بود.
وى, در سال ١٣٤٩ق در مشهد مقدس به دنيا آمد و پس از دوران كودكى و نوجوانى, ادبيات و سطوح را در حوزه مشهد مقدس گذرانيد. سپس در سال ١٣٧٥ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و در درس هاى آيات عظام: آقاى خويى و آقاى حكيم و شيخ محمدرضا مظفر شركت كرد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و تقريرات درس آنان را نگاشت.
او در نجف در تحقيق برخى از مجلدات بحارالانوار و كتب اربعه شركت جست و جزو اعضاى گروه تحقيق (معجم رجال الحديث) آيةاللّه العظمى خويى بود. سپس به قم آمد و يكسره به تحقيق و تأليف و تدريس سطوح پرداخت و زمانى هم در مشهد مقدس اقامت گزيد. برخى از آثار چاپى او عبارتند از:
١. صلاة الليل
٢. تتميم اصول الفقه
٣. مشايخ الثقات
٤. الرأى السديد فى الاجتهاد والتقليد (تقريرات بحث آيةاللّه خويى)
٥. مغانم الحسنى فى شرح العروة الوثقى
٦. فلسفه غيبت حضرت ولى عصر(عج)
٧. فهرست مخطوطات كتابخانه آستان قدس رضوى ـ ج١٢
٨. تحقيق (قصص الانبياء) قطب الدين راوندى
٩. تحقيق (كتاب الزهد) حسين بن سعيد اهوازى
١٠. الثقات فى اسانيد كامل الزيارات
و كتاب هاى غير چاپى او هم عبارتند از:
١١. تقريرات درس فقه آيةاللّه خويى
١٢. تقريرات درس اصول آيةاللّه خويى
آن عالم بزرگوار پس از عمرى تحقيق و تأليف, در اثر بيمارى در روز جمعه ٥رمضان المبارك ١٤٢٤ق (٩آبان ١٣٨٢ش) در ٧٥سالگى درگذشت و پيكر پاكش پس از تشييع و نماز به خاك سپرده شد.
(المنتخب من اعلام الفكر والادب, كاظم فتلاوى, ص٣٥٨) آيةاللّه حائرى طبسى
مرحوم آيةاللّه حاج سيد محمدعلى حايرى طبسى, در سال ١٣٦٥ق (١٣٢٥ش), در كربلا, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش آيةاللّه حاج سيد محمدرضا طبسى حايرى (م١٣٩٤ق) ـ از شاگردان علامه شيخ محمدعلى حايرى سنقرى ـ از علما و ائمه جماعات حرم مقدس حسينى(ع) بود. وى, در اوان نوجوانى ادبيات را نزد مرحوم حاج شيخ جعفر رشتى و سطوح فقه و اصول را نزد پدر بزرگوارش و شيخ محمدحسين مازندرانى و شيخ محمدحسين سيبويه آموخت و همزمان به تدريس كتب پيشين پرداخت. وى, در اثر مخالفت با حكومت بعث عراق و فعاليت هاى سياسى و اجتماعى به زندان رفت و پس از آزادى, از عراق اخراج شد و در سال ١٣٩٢ق به قم آمد و به تأسيس حسينيه كربلايى هاى مقيم قم و اقامه جماعت و برپايى مجالس بزرگداشت ائمه اطهار(ع) و تدريس و تحصيل پرداخت.
وى در دروس آيات عظام: گلپايگانى, مرعشى نجفى, فانى اصفهانى, شيخ كاظم تبريزى و شيخ راضى تبريزى شركت مداوم داشت و تقريرات درس آنان را هم نگاشت. پس از پيروزى انقلاب اسلامى, به حكم امام, به اقامه نمازجمعه در شهرستان طبس پرداخت و پس از ٥سال, به قم آمد و به خدمات علمى و اجتماعى پيشين خويش مشغول شد.
وى از گروهى از علما مانند آيات عظام: محمدمهدى موسوى كاظمى ـ صاحب احسن الوديعة ـ سيد عبدالله شيرازى, سيد على طباطبايى تبريزى و مرعشى نجفى اجازه روايت داشت و به جمعى هم اجازه روايت بخشوده بود.
از آثار اوست:
١. كتاب الطهارة
٢. كتاب الصلاة
٣. تقريرات درس فقه آيةاللّه گلپايگانى (بحث قضاء)
٤. تقريرات درس فقه و اصول آيةاللّه علامه فانى (در ١٠ج)
٥. بيان الاخبار فى الاساتيد والاخيار
٦. تقريرات درس فقه آيةاللّه مرعشى نجفى
آن عالم مخدوم و بزرگوار, پس از مدتى بيمارى, سرانجام در روز پنجشنبه ١٥جمادى الثانى ١٤٢٤ق (٢٣مرداد ١٣٨٢ش) در ٥٧سالگى بدرود زندگى گفت و پيكر پاكش پس از تشييع و نماز آيةاللّه سيد صادق روحانى بر آن, در روز جمعه, در قبرستان شيخان ـ قم ـ آرميد. آيةاللّه موسوى تبريزى
مرحوم آيةاللّه حاج سيد ابوالفضل موسوى تبريزى, يكى از افاضل علما و مدرسين حوزه علميه قم به شمار بود.
فقيد سعيد در سال ١٣١٤ش (١٣٥٥ق) در تبريز به دنيا آمد و پس از تحصيلات دبستان, در ١٣٢٧ش به مدرسه حسن پاشا رفت و دروس طلبگى را آغاز كرد و ادبيات و مقدمات را در آنجا فراگرفت. در سال ١٣٣١ش به حوزه علميه قم آمد و سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: منتظرى (كفايه), مشكينى (رسائل و مكاسب و اخلاق) فراگرفت و پس از آن به درس خارج اصول امام خمينى(ره) و خارج فقه آيةاللّه شريعتمدارى حاضر شد و تقريرات بحث آن دو را نگاشت. سپس تدريس شرح لمعه و مكاسب را آغاز كرد و شاگردان بسيار پرورش داد. وى, در پيش از پيروزى انقلاب اسلامى, از اعضاى مؤسس جامعه مدرسين حوزه علميه قم بود و نامش ذيل اعلاميه هاى ضد رژيم, هماره ديده مى شد و پس از پيروزى انقلاب اسلامى, از سوى مردم آذربايجان شرقى به عضويت مجلس خبرگان قانون اساسى و مجلس خبرگان رهبرى (سه دوره), رياست ديوان عالى كشور و مشاور عالى رئيس قوه قضائيه برگزيده شد. آثار وى عبارتند از:
١. رسالة فى ولاية الفقيه
٢. تقريرات درس اصول امام خمينى
٣. تقريرات درس فقه آيةاللّه شريعتمدارى (بحث صلاة)
آن مرحوم در روز دوشنبه ٢٥ فروردين ١٣٨٢ش (١١صفر ١٤٢٤ق) در ٦٨سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع و نماز آيةاللّه ميرزا جواد تبريزى بر آن, در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. آيةاللّه موسوى زنجانى
حضرت آيةاللّه حاج سيد اسماعيل موسوى زنجانى, يكى از علماى بزرگ زنجان و امام جمعه و نماينده ولى فقيه در آن شهر بود.
فقيد سعيد, در حدود سال ١٣٠٧ش (١٣٤٧ق), در روستاى (پرى) از توابع زنجان به دنيا آمد. پس از دوران كودكى و تحصيلات مكتبى در سال ١٣٥٧ق به زنجان آمد و ادبيات را آموخت. سپس در ١٣٥٩ق به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و سطوح عاليه را از محضر آيات: شيخ موسى زنجانى و سيد جمال الدين مجد (شرح لمعه) , شيخ عبدالحسين لنكرانى (قوانين), حاج آقا مرتضى حايرى و ميرزا محمد مجاهدى (كفاية الاصول), حاج سيد محمد محقق داماد (رسائل و كفايه) بياموخت و پس از آن به درس هاى آيةاللّه العظمى بروجردى و آيةاللّه سيد محمد حجت شركت كرد و پس از چندى به نجف اشرف كوچيد و از درس هاى آيات عظام: حاج ميرزا حسن بجنوردى و حاج ميرزا هاشم آملى بهره مند شد. سپس به قم بيامد و يكسره در درس هاى آيةاللّه سيد محمد داماد شركت نمود و علاوه بر تحصيل, به تدريس سطوح عاليه (شرح لمعه و مكاسب) و بحث هاى تفسير ـ با دوستان و هم بحث هاى خويش, كه سابقه اى پنجاه ساله دارد ـ پرداخت. او در جريان انقلاب اسلامى, به مبارزه با رژيم پهلوى در تشكيلات جامعه مدرسين حوزه علميه قم پرداخت و نامش, در پاى اعلاميه هاى ضد رژيم, هماره ديده مى شد و در همين راستا, فرزندش سيد مهدى به شهادت رسيد و فرزند ديگرش سيد محمود به زندان افتاد تا انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد و او قضاوت در دادگاه انقلاب و مدنى خاص را پذيرفت و با شروع جنگ تحميلى, فرزند ديگرش سيد صادق موسوى در عمليات بيت المقدس به شهادت رسيد. در تير ١٣٦١ش, به حكم امام خمينى به امامت جمعه زنجان برگزيده شد و در آن سامان به خدماتى چون: احداث مدرسه علميه (خواهران و برادران), مؤسسه قرض الحسنه جواد الائمه, تأسيس ستاد جهيزيه (با همكارى جمعى از متدينين), احداث دارالقرآن و سرپرستى و تدريس حوزه علميه زنجان موفق شد. وى, از سوى مردم به عضويت مجلس خبرگان قانون اساسى و خبرگان رهبرى (سه دوره) برگزيده شد و تا پايان عمرش به خدمات دينى و اجتماعى اشتغال داشت. تأليفات وى, تقريرات درس فقه و اصول آيةاللّه داماد بوده است.
سرانجام, او در تاريخ شنبه ١دى ماه ١٣٨٢ش در ٧٤سالگى درگذشت و پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه در زنجان, به قم انتقال داده شد و پس از نماز آيةاللّه سيد موسى شبيرى زنجانى بر آن, در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى قمى پنجمين همايش كتاب سال حوزه
در سال جارى فراخوان كتاب هاى چاپ شده حوزويان در سال ١٣٨١, با دو نوبت تمديد انجام شد.
فراخوان آثار به صورت نشر اطلاعيه در مراكز شهر, مكاتبه با ناشران و محققان و اعلان رسانه اى صورت گرفت. افزون بر آن از مجارى ديگر نيز براى شناسايى و دريافت كتاب هاى حوزويان استفاده گرديد. در نتيجه تعداد ٣٢٢ عنوان كتاب به دبيرخانه كتاب سال حوزه ارسال گرديد.
آثار رسيده پس از ورود به دبيرخانه و تكميل فرم ثبت كتاب و طبقه بندى موضوعى آنها در يازده گروه تخصصى تقسيم گرديد.
آثار, با توجه به تناسب موضوعى در يازده گروه تخصصى تقسيم و مورد ارزيابى قرار گرفتند. اين گروه ها عبارتند از:
١. گروه علو قرآن و حديث
٢. گروه فلسفه و كلام
٣. گروه اخلاق و عرفان
٤. گروه تاريخ و سيره
٥. گروه فقه و اصول و حقوق
٦. گروه كتب مراجع
٧. گروه ادبيات و هنر
٨. گروه اقتصاد
٩. گروه دانش سياست
١٠. گروه علوم اجتماعى
١١. گروه تصحيح و تحقيق
آمار عناوين طبقه بندى شده آثار رسيده پس از فراخوان پنجمين همايش كتاب سال حوزه به شرح زير مى باشد:
از ٣٢٢ اثر رسيده به دبيرخانه كتاب سال حوزه ٢٧٠ اثر تأليف, ٢٥ اثر ترجمه و ٢٧ اثر به صورت تصحيح و تحقيق به طبع رسيده بود.
٢٨١ اثر به فارسى و ١٤٠ اثر به زبان عربى و يك اثر به انگليسى نگاشته شده است.
از لحاظ سطح علمى حوزوى, ٥ نفر از صاحبان آثار مشغول درس مقدمات و سه نفر سطح يك و نه نفر سطح دو, و ٢٥ نفر سطح سه و ١٩٨ نفر درس خارج و ٢٤ نفر در سطح اجتهاد قرار داشتند.
از لحاظ سطح علمى غير حوزوى, ١٦٨ نفر زير ديپلم و ٦٣ نفر ديپلم و ١٦ نفر فوق دپيلم و ٢٦ نفر ليسانس و ٤٠ نفر فوس ليسانس و ٩ نفر داراى مدرك دكترى مى باشند.
در سال ١٣٨٢ از مجموع ٣٢٢ اثر رسيده چهل اثر به عنوان كتب برگزيده انتخاب شدند كه يك كتاب به رتبه اول و ١٦ كتاب به رتبه دوم و ٢٣ كتاب به رتبه سوم راه يافتند. آثار برگزيده حوزويان در سال ١٣٨٢
١. شبهات ردود حول القرآن الكريم. آيةاللّه معرفت; ٢. المباحث فى علم الاصول, آيةاللّه قديرى; ٣. الحجج البالغه على تجرد النفس الناطقه, آيةاللّه حسن زاده آملى; ٤. دين شناسى, آيةاللّه جوادى آملى; ٥. نقش تقيه در استنباط, نعمت الله صفرى; ٦. آزادى در فلسفه سياسى اسلام, منصور ميراحمدى; ٧. دانشنامه امام على(ع), على اكبر رشاد; ٨. مكاتب تفسيرى, على اكبر بابايى; ٩. ربا پيشينه تاريخى, جامعه مدرسين; ١٠. حقوق و وظايف شهروندان و دولتمردان, سيد جواد ورعى; ١١. انديشه سياسى صدرالمتألهين, نجف لك زايى; ١٢. فرهنگ نامه نماز, مجيد ملامحمدى; ١٣. عدالت حقوقى, ناصر قربانيان; ١٤. انقلاب اسلامى و هويت ملى, عليرضا زهيرى; ١٥. نظريه اخلاقى كانت, عليرضا آل بويه; ١٦. نغمه اى در روزگار گرگ ها, حسين سيدى; ١٧. چالش هاى فكرى نظريه ولايت فقيه, مصطفى جعفر پيشه فرد; ١٨. انديشه سياسى محقق نراقى, محمدصادق مزينانى; ١٩. ربا و تورم, احمدعلى يوسفى; ٢٠. انديشه سياسى علامه مجلسى, ابوالفضل سلطان محمدى.
٢١. وحى و افعال گفتارى, عليرضا قائمى نيا; ٢٢.حكايت پارسان, رضا بابايى; ٢٣. اسلام و حقوق بين الملل خصوصى, مصطفى دانش پژوه; ٢٤. حفظ و ترجمه قرآن با روش جديد (اشاره), مهدى حقى; ٢٥. سياست هاى اقتصادى از ديدگاه اسلام, سعيد فراهانى فرد; ٢٦. توزيع قدرت در انديشه سياسى شيعه, سيد صادق حقيقت; ٢٧. الرعايه فى علم الدرايه, مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى; ٢٨.مقدمه اى بر مبانى حقوق كلامى نظام سياسى در اسلام, احمد ديلمى; ٢٩. معجم الآثار المخطوطه, حسين متقى; ٣٠. عباسيان از بعثت تا خلافت, محمد الله اكبرى; ٣١. جعاله در بانكدارى اسلامى, رسول مظاهرى; ٣٢. كتاب شناسى توصيفى ـ تحليلى ـ تعليم و تربيت در اسلام, بهروز رفيعى; ٣٣. آزادى عقل و ايمان, محمد سروش; ٣٤. حاكميت سياسى معصومان, محمدعلى رستميان; ٣٥. تحفه الملوك, مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى; ٣٦ . مأخذشناسى رجال شيعه, رسول طلائيان; ٣٧. دريا, طوفان, تلاطم, خانم محبوبه زارع; ٣٨. فيض و فاعليت, سعيد رحيميان; ٣٩. امام, اخلاق, سياست, سيد حسن اسلامى; ٤٠. ١١سپتامبر و حمله آمريكا به عراق, بهروز جندقى. نخستين نمايشگاه و جشنواره مطبوعات اسلامى
اولين نمايشگاه مطبوعات اسلامى از ١٤ تا ٢٠ دى سال جارى با حضور نشريات دينى در مجتمع امام خمينى(ره) قم برگزار شد.
در پى آن مورخه ٢٠بهمن ٨٢ در ايام عيد سعيد غدير نخستين جشنواره مطبوعات اسلامى با حضور وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى و صاحبان قلم و انديشه و فرهيختگان در تالار اجتماعات مدرسه دارالشفاء قم برگزار شد. پس از گزارش حجةالاسلام طارمى راد , دبير علمى جشنواره از نحو فراخوان و گزينش جناب آقاى مسجدجامعى به ايراد سخن پرداخت و جلسه با سخنان حضرت آيةاللّه سبحانى به پايان رسيد. در خاتمه پس از قرائت بيانيه هيئت داوران نشريات و مقالات برگزيده به شرح ذيل اعلام و هدايايى تقديم آنان شد.
نشريات در پنج دوره ارزيابى شدند: دوره اول ١٣٢٠:
در اين دوره ارزيابى صورت نگرفته است ولى نام هفت نشريه شاخص اين دوره عبارتند از: الاسلام به مديريت داعى الاسلام; الاسلام به مديريت لاريجانى; الاسلام به مديريت فقيه شيرازى; آستانه قدس رضوى; تذكرات ديانتى; ترويج اسلام; مجله دانشكده معقول و منقول. دوره دوم ١٣٢١ـ١٣٣٢:
آيين اسلام
اتحاد مسلمين دوره سوم, ١٣٣٣ـ ١٣٥٧:
مكتب اسلام
مكتب تشيع
مقالات و بررسى ها
الهادى
نسل جوان
مجله دانشكده الهيات مشهد دوره چهارم, ١٣٥٨ـ ١٣٦٨:
رده پژوهشى عمومى:
حوزه
نور علم
تحقيقات اسلامى
در رده هاى ديگر مجله برگزيده نشده است. دوره پنجم, ١٣٦٩:
رده كتابشناسى:
آينه پژوهش
تراثنا
رده پژوهش عمومى:
كتاب نقد
رده پژوهش تخصصى:
ترجمان وحى
فقه اهل البيت(ع) (عربى)
علوم حديث
قبسات
حكومت اسلامى
رده گزارش خبرى:
پيام صادق
رده كودكان و نوجوانان:
سلام بچه ها فهرست نهايى مقالات برگزيده
الف. مقالات رتبه اول و دوم بر حسب موضوع اقتصاد اسلامى:
١. (آثار اقتصادى جايگزينى نظام مشاركت), سيد عباس موسويان, اقتصاد اسلامى, شماره٥; رتبه اول.
٢. (ذخيره قانونى و سپرده هاى بانكى), سعيد فراهانى فرد و اسدالله فرزين وش, اقتصاد اسلامى, شماره٧; رتبه اول.
٣. (رويارويى با آثار تورم), احمد على يوسفى, فقه, شماره٣١ و٣٢; رتبه دوم.
٤. (قرض الحسنه و راهبردهاى توسعه اقتصادى), مجيد حبيبيان نقيبى, نامه مفيد, شماره٣١; رتبه دوم. تاريخ و سيره:
١. (جنگ هاى صليبى به نام مسيح به كام شيطان), على ابوالحسنى, ايران معاصر, شماره١; رتبه اول. تراجم و شخصيت شناسى:
١. (جمال يار), جواد جعفرى, انتظار, شماره٥; رتبه دوم. روانشناسى و علوم تربيتى:
١. (روانشناسى رشد اخلاقى, ارزشى, دينى در نوجوانى و جوانى), حسين لطف آبادى, حوزه و دانشگاه, شماره٣١; رتبه دوم. علوم اجتماعى:
١. (ثبات شريعت و مديريت دگرگونى هاى اجتماعى), سيد حسين ميرمعزى, اقتصاد اسلامى, شماره٨; رتبه اول.
٢. (ساختار حكومت پيامبر), سيد صمصام الدين قوامى, حكومت اسلامى, شماره٢٣; رتبه دوم. علوم حديث:
١. (نعمانى و مصادر غيبت), سيد محمد جوادى شبيرى, انتظار , شماره٣ و ٦; رتبه اول.
٢. (نقش و جايگاه توقيعات در عصر غيبت صغرى), محمدرضا جبارى, انتظار, شماره٣; رتبه اول.
٣. (پژوهش گونه اى درباره مصحف فاطمه(س)), محمدعلى مهدوى راد, آينه پژوهش, شماره٧٥; رتبه دوم. علوم سياسى:
١. (مقاومت و مشروعيت), محمد سروش, حكومت اسلامى, شماره٢٥; رتبه اول.
٢. (ولايت در انديشه سياسى فقهى نائينى), سيد جواد ورعى, حكومت اسلامى, شماره٢٤; رتبه دوم.
٣. (پيوند دين و سياست در گفتمان عاشورا), مصطفى جعفر پيشه, حكومت اسلامى, شماره٢٥; رتبه دوم.
٤. (آسيب شناسى انقلاب اسلامى در ساحت باورها و…), معصومه شبسترى, نگاه حوزه, شماره ٨٤و٨٥; رتبه دوم. فقه و حقوق:
١. (الحيل الشرعيه فى الربا), سيد محسن خرازى, فقه اهل بيت(ع), شماره٢٨; رتبه اول.
٢. (قرائة في منهج الطوسى في كتاب الخلاف), عبدالامير زاهد, فقه اهل البيت(ع), شماره٢٣; رتبه اول.
٣. (الامام على و اصول الحكم), سيد محمود شاهرودى, فقه اهل بيت(ع), شماره٢٧; رتبه دوم.
٤. (پاسخ هاى متفاوت به حكم مرتد), محمدحسن قدردان قراملكى, علوم سياسى, شماره١٨; رتبه دوم. فلسفه:
١. (مبناگروى سنتى از منظرى ديگر) رضا اكبرى, نامه مفيد, شماره٣٤; رتبه دوم. كلام:
١. (تحمل اجتماعى و پلوراليسم دينى), حميد پارسانيا, كتاب نقد, شماره٢٣; رتبه دوم.
ب. مقالات رتبه سوم برحسب موضوع:
تراجم و شخصيت شناسى:
١. (بررسى زندگانى حاج ميرزا ابوالفضل تهرانى), ناصرالدين انصارى قمى, مسجد, شماره٦٦. علوم اجتماعى:
١. (نمازجمعه و افكار عمومى), سيد رضا تقوى, رسالت, شماره٤٨٧٧.
٢. (بستر تاريخى و فكرى برآمدن روشنفكران دينى), جهاندار اميرى, سروش انديشه, شماره٣و٤. علوم حديث:
١. (مطالعه در مورد حديث كهن), محمدكاظم رحمتى, علوم حديث, شماره٢٣. علوم قرآن:
١. (قرآن و ديگر آيين ها و فرهنگ ها), محمدهادى معرفت با ترجمه حسن حكيم باشى, پژوهش هاى قرآنى, شماره٣٢.
٢. (زبان قرآن و يا زبان ويژه هدايت), محمدباقر سعيدى روشن, مجله تخصصى دانشگاه علوم رضوى, شماره ٤و٥.
٣. (درآمدى بر تفسير ساختارى قرآن), محمد خامه گر, پژوهش هاى قرآنى, شماره ٣٠و٣١. فلسفه:
١. (امام محمد غزالى, خردورزى و ديندارى), سيد يحيى يثربى, ذهن, شماره ١١و١٢.
٢. (پاسخ هاى محقق طوسى به شك گرايى), پيروز فطورچى, ذهن, شماره١١و١٢. كلام:
١. (ايمان), گروه دانشنامه كلام اسلامى, كلام اسلامى, شماره ٤١و٤٢.
٢. (تجربه دينى و مسأله عينيت), على ربانى گلپايگانى, قبسات.
٣. (عارفان و انتظار بشر از دين), عبدالحسين خسروپناه, قبسات, شماره٢٤.
٤. (نگاهى به تجربه دينى), محمد محمدرضايى, قبسات, شماره٢٦ .