آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - بازمانده هايى از كتاب الزواجر والمواعظ - رحمتى محمدکاظم
بازمانده هايى از كتاب الزواجر والمواعظ
رحمتى محمدکاظم
يكى از نكات مورد تأكيد در اصالت نهج البلاغه, اين مطلب است كه قبل از سيد رضى, كلمات و سخنان حضرت على(ع) توسط عالمان و دانشمندان مسلمان اعم از شيعه يا سنى تدوين شده است;١* هرچند با تأسف فراوان اغلب اين آثار باقى نمانده است. بنابراين بايد براى يافتن نشانه هايى از اين ادعا به سراغ آثار خطى و چاپى رفته و در آنها به جستجو پرداخت و ردپاى از اين آثار را يافت. خوشبختانه بخشى از چنين آثارى را عالمان زيديه كه اهتمام خاصى به نقل و تدوين سخنان آن امام همام داشته اند, در آثار خود آورده اند.٢ ميراث زيديه, خاصه زيديه ايران تا قبل از قرن ششم, از جهاتى اهميت فراوان ترى نسبت به تراث زيديه يمن تا اين تاريخ دارد.٣ مهم ترين دليل در برترى علمى آثار زيديه ايران, قرار داشتن آنها در متن فرهنگ چندگانه اسلامى بوده است و از اين جهت آنها نسبت به زيديان گوشه نشين يمنى آثار بسيار مهمى تأليف كرده اند.٤ از قرن ششم به بعد, اهميت زيديه يمن در حفظ و نگهدارى از تراث زيديه ايران است. تا چندى پيش تنها اندكى از اين ميراث ارزشمند زيديه به چاپ رسيده بود و فقر شديد يمنيان و فشارهايى كه از سوى دولت بر زيديه وارد مى شد, اين مجال را از آنها گرفته بود تا نسبت به چاپ آثار خود اقدام كنند. در ساليان اخير, مؤسسه الامام زيد بن على الثقافية با بهره گيرى از امكانات جديد چاپ, به نشر بخش اعظمى از اين تراث گرانبها اقدام كرده است. در اين نوشتار با بهره گيرى از برخى از اين متون چاپ شده, نشان خواهيم داد كه يكى از مهم ترين متون در تدوين كلمات حضرت على(ع) در دست عالمان زيدى بوده و امروز به راحتى مى توان, بخش اعظم يكى از كتاب هايى تدوين شده در سخنان اميرالمؤمنين را كه ظاهراً موجود نيست, با بهره گيرى از متون زيديه بازسازى كرد.
*
شيخ صدوق (متوفى٣٨١هـ.ق) در كتاب ارزشمند معانى الاخبار, مطالب و رواياتى را به نقل از ابواحمد حسن بن عبدالله بن سعيد عسكرى نقل كرده است.٥ در ميان مطالب نقل شده, توضيحاتى از عسكرى در معانى كلمات برخى از خطبه هاى على(ع) جالب توجه است.٦ در حالى كه شيخ صدوق, اين مطالب را به نقل از خود عسكرى و ظاهراً شفاهى از او نقل كرده, ديگر عالم امامى, رضى الدين ابن طاووس (متوفى ٦٦٤هـ.ق) همان مطالب را به نقل از نسخه اى كهن, به تاريخ ذى قعده ٤٧٣هـ.ق و از كتاب عسكرى با عنوان الزواجر و المواعظ نقل كرده است.٧ بر اين اساس مى توان گفت كه شيخ صدوق در حقيقت مطالبى از كتاب الزواجر و المواعظ عسكرى را به نقل از همو نقل كرده است. سؤالى كه مطرح است, نخست هويت عسكرى و ديگرى كتاب الزواجر و المواعظ وى است. ظاهراً بخش اعظمى از اين كتاب در جمع و تدوين سخنان اميرالمؤمنين با توجه به آنچه كه ابن طاووس و شيخ صدوق نقل كرده اند, باشد.
ابواحمد عسكرى و كتاب الزواجر والمواعظ
حسن بن عبدالله بن سعيد بن اسماعيل بن زيد بن حكيم مشهور به ابواحمد عسكرى يا ابواحمد لغوى (متوفى ٣٨٢هـ.ق) از عالمان نامدار قرن چهارم است,٨ دوره اى كه درخشش اقتصادى ـ سياسى و تساهل آل بويه به رونق آن كمك فراوانى كرد و مورخان از اين دوره به دوره رنسانس اسلامى ياد كرده اند.٩
عسكرى يكى از عالمان برجسته در ادب است كه آثار مختلفى ـ كه برخى از آنها چون التصحيف با عنوان شرح مايقع فيه التصحيف والتحريف به چاپ رسيده ـ خاصه, در گردآورى سخنان حكمى تأليف كرده است. در شرح احوال وى غالباً از كتاب هاى راحة الارواح, الحكم والامثال, تصحيح الوجوه والنظائر, الزواجر والمواعظ, صناعة الشعر والمختلف والمؤتلف مما يدخل منه الوهم على المحدثين ياد شده است. وى نزد مشايخ بغداد, بصره, اصفهان و ديگر شهرها شاگردى كرده است. از مهم ترين اساتيد وى ابوالقاسم بغوى, ابوداود سجستانى بوده است. صفدى در شرح حال وى تأكيد كرده است كه:
وبالغ فى الكتابة وعَلَت سنه واشتهر فى الآفاق بالدين والدراية والتحديث والاتقان وانتهت اليه رياسة التحديث والاملاء للآداب والتدريس بقطر خوزستان ورحل اليه الاجلاء للأخذ عنه والقراءة عليه. وكان يملى بالعسكر وتستر ومدن ناحية ما يختاره من عالى روايته عن اشياخه المتقدمين ومنهم: ابومحمد عبدان الاهوازى وابوبكر بن دريد ونفطويه وابوجعفر بن زهير ونظراؤهم.١٠
شهرت عسكرى بدان حد بود كه وزير دانشمند بويهى, صاحب بن عباد (متوفى ٣٨٥هـ.ق) از وى مى خواهد تا به رى برود; هرچند عسكرى به علت كبر سن از انجام اين سفر عذر خواسته بود. از اين توصيفات كه در حق عسكرى نقل شده, مى توان دريافت كه وى شخصيت بسيار برجسته اى بوده است. نكته اى كه در اينجا مهم است, كتاب وى با عنوان الزواجر و المواعظ است. رضى الدين ابن طاووس در كتاب المحجة لثمرة المهجة١١ به تفصيل چند سلسله سند در روايت نقل وصيت نامه بسيار مشهور حضرت امير به فرزندش امام حسن(ع) (من والد الفان المقر لزمان…) را از كتاب الزواجر والمواعظ عسكرى نقل كرده است. هرچند ابن طاووس, متن خطبه را از كتاب كافى كلينى به دليل تفاوت در برخى كلمات روايت وى با عسكرى نقل كرده است. آنچه مى توان استنباط نمود, آن است كه عسكرى, همانند ديگر اديبان عصر خود كه به نقل كلمات حضرت امير اهتمام فراوانى داشته اند, در كتاب الزواجر والمواعظ خود, سخنانى از حضرت امير را نقل كرده است.١٢ بنابراين مى توان محتمل دانست كه با مراجعه به كتاب هايى كه توسط عالمان قرن پنجم و ششم هجرى تأليف شده و مؤلفان آنها به نقل كلمات حضرت امير توجه داشته اند, بتوان در آنها روايتى از اين كتاب را يافت.
*
عبدالسلام بن عباس الوجيه, محقق نامدار و پر تلاش معاصر زيدى, به تازگى كتابى به نام الاعتبار و سلوة العارفين از عالم زيدى, ابوعبدالله حسين بن اسماعيل بن زيد بن حسن بن جعفر بن حسن بن محمد بن جعفر بن عبدالرحمن شجرى بن قاسم بن حسن بن زيد بن على بن ابى طالب جرجانى در جمله انتشارات مؤسسه زيد بن على الثقافية به چاپ رسانده كه براى عرفان پژوهان, خاصه عرفان پژوهان خراسان اثر بسيار ارزشمندى است.١٣ درباره تاريخ و مكان تولد شجرى در منابع شرح حال وى اطلاع دقيقى نيست; تنها مى دانيم كه وى از زيديه ايران است و براساس تاريخ وفات مشايخ او, مى توان تاريخ تولد وى را نيمه نخست قرن چهارم دانست. فرزند وى, يحيى بن حسين المرشد بالله (متوفى ٤٧٩هـ.ق)١٤ نيز از عالمان بنام زيديه است. از جمله مشايخ شجرى مى توان به اسماعيل بن عباس وراق (متوفى ٣٣٣هـ.ق), ابوالحسين احمد بن حسين هارونى (متوفى ٤١٢هـ.ق),١٥ ابوطالب يحيى بن حسين هارونى (متوفى ٤٢٤هـ.ق)١٦ و پدرش ابوحرب اسماعيل بن زيد حسنى اشاره كرد.١٧ از وى سواى كتاب الاعتبار آثار ديگرى نيز باقى مانده كه مهم ترين آنها اثرى در علم كلام به نام الاحاطه فى علم الكلام است.١٨
الموفق بالله در آغاز كتاب, علت تأليف كتاب را چنين ياد كرده است: (فقد سألت املاء مختصر فى المواعظ عن أشتات الناس ونبذ من فنون ما نقل عن اميرالمؤمنين على بن ابى طالب و أهل البيت(ع) فأجبتك اليه متوكلاً عليه, واستمددت من فضله عون التسديد ونجح التوفيق فانه مجيب). (ص٣٩) نكته بسيار با اهميت كتاب الاعتبار وسلوة العارفين, منابع آن است. در جمله اى كه از وى نقل شد, بر اين مسئله تأكيد شده كه خواسته شجرى, بيشتر بر ذكر سخنان منقول از اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(ع) است. از اين رو شگفت نخواهد بود كه در اين كتاب ما مطالب زيادى را به نقل از آن امام همام بيابيم. از طرف ديگر شجرى على القاعده بايد از منابع مكتوبى استفاده كرده باشد. در حقيقت تأمل در اسناد كتاب نشانگر آن است كه كتاب شجرى, در واقع چيزى جز تخريجى از آثار كهن به روايت مشايخ وى از مؤلفان آن آثار نيست.١٩ يكى از اين منابع كتاب الزواجر والمواعظ عسكرى است. در قبل اشاره كرديم كه رضى الدين ابن طاووس در كشف المحجة لثمرة المهجة, به نسخه اى از كتاب الزواجر والمواعظ تأليف عسكرى اشاره كرده كرده و از آن سلسله سند روايت وصيت نامه مشهور امام را به فرزندش, امام حسن(ع) نقل كرده است. نكته جالب توجه در كتاب الاعتبار و سلوة العارفين در اين است كه شجرى نيز به هنگام نقل اين وصيت نامه, تمام آن طرق را به نقل از اساتيد خود به عسكرى آورده و وصيت نامه را به نقل از عسكرى به طور كامل نقل كرده است (ص٥٦٠ ـ٥٧٣). تأمل در اسناد كتاب نيز مؤيد اين مطلب است كه شجرى, رواياتى از كتاب الزواجر والمواعظ عسكرى را تخريج كرده است. نقل ابن طاووس تنها مؤيدى بر اين گمان است. تقريباً صد نقل قول در كتاب الاعتبار و سلوة العارفين با اين سلسله سند از كتاب الزواجر والمواعظ عسكرى نقل شده است: (أخبرنا ابوالحسن على بن محمد بن احمد٢٠ أخبرنا الحسن بن عبدالله بن سعيد (العسكرى)…).٢١ اين نقل قول ها را مى توان استخراج كرد و آنها را به عنوان بازمانده هايى از كتاب الزواجر والمواعظ عسكرى جداگانه به چاپ رساند.
پرسش ديگر اين است كه كتاب عسكرى تا چه زمانى موجود بوده است. مى دانيم كه اين كتاب در دست ابن طاووس بوده و همو نقل قول هايى را از آن آورده است. رافعى (متوفى٦٢٣ هـ.ق) در كتاب التدوين نيز نقلى از اين كتاب را نقل كرده٢٢ و ابراهيم بن قاسم شهارى (متوفى ١١٥٢هـ.ق) در شرح حال يكى از عالمان زيديه قرن ششم نيز به روايت اين كتاب توسط وى اشاره كرده است.٢٣
اهميت كتاب الاعتبار و سلوة العارفين تنها به نقل قول از كتاب الزواجر والمواعظ نيست. يكى ديگر از آثارى كه در قرن چهارم با هدف تدوين برخى از كلمات حضرت امير تأليف شده, كتاب نزهة الابصار و محاسن الآثار, تأليف عالم اشعرى, ابوالحسن على بن مهدى طبرى/ مامطيرى است.٢٤ كتاب مامطيرى از جمله مصادر ابوطالب يحيى بن حسين هارونى (متوفى ٤٢٤هـ.ق) در تيسير المطالب فى امالى ابى طالب٢٥ و ابن شهرآشوب (متوفى ٥٨٣هـ.ق) در مناقب آل ابى طالب بوده است.٢٦ كتاب نزهة الابصار نيز مورد استفاده شجرى بوده و از آن به دو طريق رواياتى را تخريج كرده است. طريق شجرى به كتاب نزهة الابصار چنين است: (أخبرنا ابوجعفر محمد بن القاسم الحسنى النسابة أخبرنا ابوالحسن على بن محمد بن مهدى الطبرى; أخبرنا الشريف ابوجعفر محمد بن القاسم أخبرنا ابومحمد عبدالله بن محمد الرويانى و ابوجعفر محمد بن عبدالحميد الطبرى عن ابى الحسن على بن مهدى الطبري…).٢٧
شجرى از متون ديگرى براى نقل كلمات حكمى و اخلاقى بهره برده است. يكى از متون حديثى ـ اخلاقى, كتاب الؤلؤليات تأليف مكحول بن فضل نسفى (٣١٨ يا ٣١٩هـ.ق) بوده است. متن اين كتاب در چند نسخه خطى باقى است, اما متأسفانه تا به حال به چاپ نرسيده است.٢٨ شجرى از اين كتاب با اين سلسله سند نقل روايت كرده است: (أخبرنا ابوعلى عبدالرحمن بن محمد بن فضالة النيسابورى قال أخبرنا ابوبكر احمد بن محمد بن اسماعيل ببخارى حدثنى مكحول بن فضل النسفي…).٢٩
با اين حال اهميت كتاب شجرى, محدود به نكات فوق نيست. شجرى در موارد متعددى, اقوالى از عارفان بنام خراسانى چون احمد بن حرب (متوفى ٢٣٦هـ.ق),٣٠ يحيى بن معاذ,٣١ حاتم اصم,٣٢ فضيل بن عياض٣٣ و ديگران نقل كرده كه گمان نمى كنم در جايى ديگر نقل شده باشند. همچنين اشعار عرفانى فراوانى در اين كتاب نقل شده كه خود محتاج تحقيق جداگانه اى است و مطمئناً براى عرفان پژوهان خراسان از غنائم روزگار است.٣٤ شجرى خود نيز حظّى از شاعرى داشته و در مواردى اشعارى از خود را نقل كرده است.٣٥ توجه شجرى به نقل قول از اهل بيت و سادات علوى نيز جالب است. وى عبارت هاى فراوانى را با ذكر عبارت وفى بعض كتب اهل البيت٣٦ يا و روى فى بعض مواعظ اهل البيت٣٧ نقل كرده است. همچنين وى اقوال فراوانى را از امام حسن مجتبى(ع)٣٨ امام زين العابدين(ع)٣٩ امام باقر(ع)٤٠ امام صادق(ع)٤١ امام موسى بن جعفر(ع)٤٢ و امام رضا(ع)٤٣ نقل كرده است. شجرى سه باب جداگانه با عنوان هاى باب فى كلمات النبى لاميرالمؤمنين (ص٢٨٢ـ ٢٨٨) و باب فيما واعظ الله به عيسى بن مريم (ص٢٨٩ـ ٢٩٨), من حكمه و اشعاره عليه السلام (يعنى على(ع) ص٦٠٠ ـ ٦١٥) نيز آورده است. توجه خاص شجرى به نقل خطبه هاى اميرالمؤمنين با توجه به اينكه وى اين خطبه ها را مسند نقل كرده, بسيار با اهميت است.٤٤ شجرى همچنين برخى از اشعار اميرالمؤمنين را نقل كرده كه با توجه به قدمت اين اثر جالب توجه است.٤٥ بايد شكرگزار مصحح محترم بود كه با وجود بيمارى و دسترسى بسيار اندك به منابع, علاوه بر تصحيح متن, در مجلدى جداگانه با عنوان معجم رجال الاعتبار و سلوة العارفين به شرح و ذكر احوال رجال مذكور در سند كتاب پرداخته است.٤٦پى نوشت ها:
١ . براى تفصيل مطلب بنگريد به: مقالات مرحوم سيد عبدالعزيز طباطبائى در تراثنا با عنوان (نهج البلاغه عبر القرون); همو, اهل البيت فى المكتبة العربية (قم, ١٤١٧ق), ص ٢٥٥ ـ ٢٥٣. براى روايت نهج البلاغه نزد زيديه نيز بنگريد به: محمد كاظم رحمتى, (نويافته هايى درباره نهج البلاغه), كتاب ماه دين, شماره ٦٨ ـ ٦٩ (خرداد و تير ١٣٨٢), ص ٨٤ ـ ٨٨.
٢ . برخى از آثار زيديه همچون تفريج الكروب و تكفير الذنوب فى مناقب اميرالمؤمنين تاليف عالم نامور زيدى, اسحاق بن يوسف بن المتوكل على الله (متوفى ١١٧٢ق), دائرة المعارفى درباره آن حضرت است. اين كتاب هنوز به زيور طبع در نيامده است. براى شرح احوال اين عالم زيدى و نسخه هاى كتاب تفريج الكروب بنگريد به: عبدالسلام بن عباس الوجيه, اعلام المؤلفين الزيدية, ص ٢٢٠ ـ ٢٢٣. تورق اجمالى كه بر نسخه خطى كتاب تفريج الكروب داشتم, به مورد خاصى كه وى از كتاب هاى مورد بحث در اين مقاله نقلى كرده باشد, برنخوردم.
٣ . يكى از مهمترين تحولات در ساليان اخير, تأليف فهرست هايى از نسخه هاى زيديه يمن است. بسيارى از نسخه هاى خطى زيديه ايران و يمن را اينك در كتابخانه هاى مهم اروپا, چون برلين, واتيكان, آمبروزيانا و ليدن مى توان يافت. نسخه هاى خطى مهم زيديه كه اكنون در واتيكان, برلين و آمبروزيانا وجود دارد, حاصل سفرهاى جهانگردان اروپايى به كشور يمن است. ادوارد گلاسر (E.Glaser) آلمانى به هنگام اقامت خود در يمن (١٨٨٢ ـ ١٨٨٤, ١٨٨٥ ـ ١٨٨٦م), ٢٤٦ نسخه نفيس را از يمن با خود به آلمان برد و اين نسخه ها را به كتابخانه پادشاهى برلين (Berlin Koeniglische Bibliothek de) فروخت. در فاصله ١٩٠٣ تا ١٩٠٦ نيز تاجرى اهل ميلان ايتاليا به نام گابريل كاپروتى (.Caprotti G), ١٦١٠ نسخه يمنى را با خود به ايتاليا برد كه آنها را در صنعاء خريده بود و به كتابخانه آمبروزيانا فروخت (١٩٤٠). فهرست نويسى اين نسخه ها را گريفينى آغاز كرد, ولى قبل از اتمام كار درگذشت. فهرست وى در نه شماره مجله Revista degli Studi Orientali در فاصله زمانى ١٩٠٨ تا ١٩١٩ منتشر شده است. صلاح الدين منجد, تحرير عربى اين فهرست را با اصلاحاتى منتشر كرده است. ر.ك: ألبير نصرى نادر, مساهمة المستشرقين فى نشر التراث الاسلامى الخاص بعلم الكلام, الفكر لعربى, ١٩٨٣, عدد ٣١, السنة الخامسة, ص ٣٠٧.
E. Griffini,"Lista dei manuscritti arabi nuovo fondo della Biblioteca Ambrosiana di Milano," Revista degli Studi Orientali,٣ (١٩١٠)pp.٢٥٣-٢٧٨, ٥٧١-٥٩٤, ٩٠١-٩٢١, ٤ (١٩١١-١٢)pp.٨٧-١٠٦, ١٠٢١-١٠٤٨, ٦ (١٩١٤-١٥)pp.١٢٨٣-١٣١٦, ٧(١٩١٦-١٨)pp.٥١-١٣٠, ٥٦٥-٦٢٨, ٨ (١٩١٩-٢٠)pp.٢٤١-٣٦٧.
مهمترين فهرست هايى كه در ساليان اخير منتشر شده, عبارتند از: عبدالله محمد الحبشى, فهرست مخطوطات بعض المكتبات الخاصة فى اليمن (لندن: مؤسسة الفرقان للتراث, ١٩٩٤); عبدالله محمد الحبشى, مصادر الفكر العربى الاسلامى فى اليمن (صنعاء: مركز الدراسات اليمنية, ١٩٧٨); ايمن فؤاد سيد, مصادر تاريخ اليمن فى العصر الاسلامى (قاهره: مطبوعات المعهد العلمى الفرنسى للآثار, ١٩٧٤); احمد عبدالرزاق الرقيحى, عبدالله محمد الحبشى و على وهاب اللآنسى, فهرست مخطوطات مكتبة الجامع الكبير صنعاء (يمن: وزارت الاوقاف و الارشاد, ١٩٨٤); محمد سعيد المليح و احمد محمد عيسوى, فهرست المخطوطات المكتبة الغربية بالجامع الكبير بصنعاء (قاهره: ١٩٧٨); حسين بن عبدالله العمرى, مصادر التراث اليمنى فى المتحف البريطانى (دمشق, ١٤٠٠). گرچه مهمترين فهرست منتشر شده از نسخه هاى خطى زيديه, بى ترديد كتاب مصادر التراث فى المكتبات الخاصة فى اليمن (صنعاء: موسسة الامام زيد بن على الثقافية, ١٤٢٢ق) در دو جلد و به كوشش عبدالسلام بن عباس الوجيه است. همچنين براى گزارشى از تاريخ تأسيس برخى كتابخانه هاى يمن و اهميت آنها بنگريد به: اسماعيل بن على الاكوع, التراث الفكرى فى غابر اليمن و حاضرها, مجلة مجمع اللغة العربية الاردنى, السنة الرابعة, العدد ١١, ربيع الاول ـ رجب, ١٤٠١ق/ ١٩٨١م, ص ٧٧ ـ ٩١. آقاى سيد احمد حسينى نيز در كتاب مؤلفات الزيدية (قم, ١٤١٣ق) در سه جلد, كتابشناسى از آثار و تاليفات زيديه ارايه كرده اند.
٤ . واقعيت اين است كه اساس آثار زيدى در قرن ششم به بعد را متون كهن زيديه ايران تشكيل مى دهد. براى مثالى از اين دست بنگريد به: حسن انصارى, زيديه و منابع مكتوب اماميه, علوم حديث, شماره ٢٠ (تابستان ١٣٨٠), ص ١٤٩ ـ ١٦١.
٥ . محمد بن على بن الحسين بابويه القمى, معانى الاخبار, تحقيق على اكبر الغفارى (قم, ١٤١٨ق) ص ٨٠ ـ ٨٩, ٣٥٦, ٣٦٢ ـ ٣٦٤. اين نيز گفتنى است كه شيخ صدوق در آثار ديگر خود نيز از عسكرى نقل روايت كرده است. بنگريد به: الصدوق, الامالى, ص ٢, ٥٨, ٢٢٨, ٢٢٩, ٣٢٧; همو, التوحيد, ص ٢٨, ٤٠٠; همو, الخصال, ج ١ ص ٦٥, ١١٤, ١٣٣, ١٦٣, ٢٥٤, ج ٢ ص ٣٦٠, ٤٤٦, ٤٦٥, ٤٨٦, ٤٨٨, ٥٠٠; همو, عيون اخبار الرضا, ج ١ ص ٢٥١, ٣١٥, ج ٢ ص ١٧٦; همو, معانى الاخبار, ص ٧٩, ٩٠, ٢٣٢, ٣٢٣, ٣٢٥; همو, علل الشرايع, ج ١ ص ١٥٢ ـ ١٥٣. نام عسكرى در دو نقل آمده در بحار الانوار (ج ٤٣ ص ١٥٩, ١٦٥ ـ ١٦٦) به ابواحمد حسين بن عبدالله بن سعيد عسكرى تصحيف شده است.
٦ . متاسفانه درباره زندگى و اهميت آثار شيخ صدوق, تحقيق قابل ذكرى وجود ندارد; اين در حالى است كه آثار صدوق, براى پژوهش در تاريخ اماميه و تدوين حديث شيعه, ارزش و اهميت فراوانى دارد. نگارنده در چند مقاله سعى كرده است تا برخى از جنبه هاى اهميت آثار شيخ صدوق را بازگو كند. بنگريد به: محمد كاظم رحمتى, (دو كتاب به روايت شيخ صدوق), كتاب ماه دين, شماره ٦٦ ـ ٦٧ (فروردين ـ ارديبهشت ١٣٨٢), ص ٦٦ ـ ٦٧; همو, (صحيفة الرضا به روايت شيخ صدوق و ابوعبدالرحمن سلمى), كتاب ماه دين, شماره ٧٠ ـ ٧١ (مرداد ـ شهريور ١٣٨٢); همو,( نكاتى درباره اهميت شيخ صدوق), علوم حديث, شماره ٣٠.
٧ . بنگريد به: اتان كلبرگ, كتابخانه ابن طاووس, ترجمه سيد على قرائى و رسول جعفريان (قم, ١٣٧١), ص ٦٠٦ ـ ٦٠٧.
٨ . شرح حال وى را در اكثر منابع مى توان يافت (به عنوان مثال سير اعلام النبلاء, ج ١٦ ص ٤١٣ ـ ٤١٥). در اينجا از شرح حال وى كه صفدى در الوافى بالوفيات, چاپ رمضان عبدالتواب (بيروت, ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩م), ج ١٢ ص ٧٦ ـ ٧٨ نقل كرده, بهره برده ام. مصحح كتاب الوافى بالوفيات در پانوشت صفحه ٧٦ به تفصيل مراجعى كه مى توان شرح حال عسكرى را در آنها يافت, آورده است. آقاى عنايت الله فاتحى نژاد در دائره المعارف بزرگ اسلامى, ج ٥ ص ١٥٢ ـ ١٥٤ از زندگى و حيات عسكرى سخن گفته اند و از كتاب الزواجر و المواعظ عسكرى به عنوان اثرى مفقود, بدون اشاره به نقل هاى موجود از اين كتاب توسط ابن طاووس ياد كرده اند.
٩ . به كتاب هايى كرمر, احياى فرهنگى در عهد آل بويه, ترجمه محمد سعيد حنايى كاشانى (تهران: مركز نشر دانشگاهى, ١٣٧٥ش) و كرمر, فلسفه در عصر رنسانس اسلامى, ترجمه محمد سعيد حنايى كاشانى (تهران: مركز نشر دانشگاهى, ١٣٧٩) مراجعه شود.
١٠ . صلاح الدين خليل بن ايبك الصفدى, الوافى بالوفيات, ج ١٢ ص ٧٦ ـ ٧٧.
١١ . رضى الدين على بن موسى, كشف المحجة لثمرة المهجة, تحقيق محمد الحسون (قم, ١٤١٧ق), ص ٢١٨ ـ ٢١٩. نام برخى از اسامى در اين كتاب به خطا تصحيح شده است. براى صورت درست اين اسامى به كتاب الاعتبار و سلوة العارفين ص ٥٦٠ ـ ٥٦١ و شرح حال آنها در معجم الرجال الاعتبار و سلوة العارفين مراجعه شود.
١٢ . مرحوم سيد عبدالعزيز طباطبائى در كتاب ارزشمند اهل البيت فى المكتبة العربية, فهرست بلندى از كتاب هايى كه اهل سنت درباره اهل بيت نگاشته اند, آورده است. ايشان به آثار از بين رفته درباره اهل بيت نيز اشاره كرده اند, اما نام كتاب الزواجر و المواعظ از قلم ايشان افتاده است.
١٣ . عالمان زيدى, گرچه توجه اندكى به تصوف و علوم باطن داشته اند, اما آثار بسيار مهمى در اين باره تأليف كرده اند. براى گزارش كاملى از جريان گسترش تصوف در ميان زيديه و واكنش هاى عالمان زيدى به آن بنگريد به: عبدالله محمد الحبشى, الفقهاء و الصوفيه فى اليمن (صنعاء, ١٣٩٦ق / ١٩٧م). مادلونگ نيز گزارشى از موضع زيديه نسبت به تصوف بر اساس اين كتاب آورده است. ر.ك:
Wilferd Madelung, "Zaydi Attitudes To Sufism", in: Fredrick de Jong and Bernad Radtke eds., Islamic Mysticism Contested Thirteen Centuries Of Controversies And Polemics (E. J. Leiden: Brill ١٩٩٩), pp.١٢٤ - ١٤١.
همچنين براى شرح حال برخى از عالمان صوفى مشرب زيديه بنگريد به: ابراهيم بن قاسم المؤيد بالله الشهارى, طبقات الزيدية الكبرى (بلوغ المراد الى معرفة الاسناد), تحقيق عبدالسلام بن عباس الوجيه, عمان, ١٤٢١ق, ج ١ ص ٦٤ ـ ٦٦, ٢٨٣ ـ ٢٨٤, ٣٠٢ ـ ٣٠٣, ج ٣ ص ١٢٦٦ ـ ١٢٧٢; حسن انصارى قمى, كتابهاى صوفيانه زيديان ايرانى و يمنى, آيينه ميراث, سال چهارم, شماره ٣ (زمستان ١٣٨٠), ص ٢٤ ـ ٢٩; ويلفرد مادلونگ, مدخل زيديه در دائرة المعارف اسلام, ويرايش دوم (EI٢). يكى از مهمترين عالمان صوفى مشرب زيديه, ابراهيم بن احمد كينعى (متوفى ٧٩٣ق) است. مجدالدين بن محمد المؤيدى در لوامع الانوار فى جوامع العلوم و الآثار و تراجم اولى العلم و الانظار, ج ٢ ص ١٧٨ ـ ٢١٦ از وى و سخن گفته و نمونه هايى از نوشته هاى او را نقل كرده است. همين جا لازم است به اهميت كتاب طبقات الزيديه تأليف ابراهيم بن قاسم شهارى اشاره اى بنمايم. اين كتاب كه نام آن طبقات الزيدية (نسمات الاسحار فى طبقات رواة الاخبار) نام دارد, در سه بخش تأليف شده است: بخش اول به راويان از امامان زيدى و راويان از صحابه اختصاص دارد. بخش دوم, به راويان زيديه تا قرن پنجم مى پردازد. بخش سوم كه (بلوغ المراد الى معرفة الاسناد) نام دارد, شرح حال عالمان زيدى از قرن پنجم تا زمان مؤلف است. اين بخش را آقاى عبدالسلام بن عباس الوجيه به چاپ رسانده است. بنگريد به: عبدالسلام بن عباس الوجيه, اعلام المؤلفين الزيدية, ص ٥٩ ـ ٦٠.
١٤ . براى شرح حال وى بنگريد به: عبدالسلام بن عباس الوجيه, اعلام المؤلفين الزيديه,(عمان, ١٤٢٠) ص ١١٠٠ ١١٠١; مجدالدين المؤيدى, لوامع الانوار, ج ١ ص ٤١٦ ـ ٤٢٣.
١٥ . در الاعتبار و سلوة العارفين (ص ٦٥٠) نيز از وى نقل قولى آمده است.
١٦ . در كتاب الاعتبار و سلوة العارفين (ص ٦٥٠) از هارونى روايتى نقل كرده است.
١٧ . براى شرح حال وى بنگريد به: عبدالسلام بن عباس الوجيه, اعلام المؤلفين الزيدية, ص ٣٦٦.
١٨ . براى نسخه هاى اين كتاب بنگريد به: عبدالسلام بن عباس الوجيه, مصادر التراث فى المكتبات الخاصة فى اليمن (صنعاء, ١٤٢٢ق). براى طريق روايت كتاب الاعتبار و سلوة العارفين ميان زيديه بنگريد به: مجد الدين بن محمد المؤيدى, لوامع الانوار فى جوامع العلوم و الآثار و تراجم اولى العلم و النظار (صعده, ١٤١٤ق), ج ١ ص ٤١٢ ـ ٤١٦.
١٩ . براى اصطلاح و مفهوم تخريج بنگريد به: مدخل تخريج در دانشنامه جهان اسلام, ج ٦ ص ٧٢٦ ـ ٧٢٧.
٢٠ . احتمالاً وى ابوالحسن على بن احمد بن الحسن بن محمد النعيمى بصرى (متوفى ٤٢٣ق), شاگرد و راوى از ابواحمد عسكرى باشد. براى شرح حال وى بنگريد به: تاريخ بغداد, ج ١١ ص ٣٣٠ ـ ٣٣١; السمعانى, الانساب, ج ٥ ص ٥١١ ـ ٥١٢.
٢١ . الشجرى, الاعتبار و سلوة العارفين, ص ٤٣, ٥١, ٥٢, ٥٤, ٥٩, ٦٠, ٦١, ٦٤, ٦٥, ٦٦ ـ ٦٧, ٧٠, ٧٥, ٧٦, ٧٧, ١٠٢, ١١١, ١١٢, ١١٦ ـ ١١٧, ١٢٦, ١٣٤, ١٣٧, ١٣٨, ١٣٩, ١٤٠, ١٤٤, ١٤٧, ١٥٣, ١٥٤, ١٥٥, ١٦٥, ١٧٠, ١٧١ ـ ١٧٢, ١٧٣ ـ ١٧٤, ١٧٥ ـ ١٧٦, ١٧٧, ١٧٨, ١٧٩, ١٨٠, ١٨٣, ١٨٨, ١٨٩, ١٩١, ٢٠١, ٢٠٣, ٢٠٨, ٢١٦, ٢٢١, ٢٢٤, ٢٢٦, ٢٥٣, ٢٦٤, ٣١٨ ـ ٣٢٠, ٣٢٥, ٣٣٣, ٣٣٦, ٣٣٧, ٣٤١, ٣٤٤, ٣٥٠, ٣٥٢ ـ ٣٥٦, ٣٦٣, ٣٨٠, ٣٨٤, ٣٩٥, ٤٠٦, ٤١٥, ٤١٧, ٤٢٨, ٤٣٠, ٤٣٢, ٤٤٠, ٤٤٣, ٤٥٢, ٤٦٧, ٤٨٦, ٥٠١, ٥٠٣, ٥١٠, ٥١٤, ٥١٥, ٦٣٤, ٦٣٥, ٦٣٦, ٦٣٧, ٥٦٠ ـ ٥٦١.
٢٢ . عبدالكريم بن محمد الرافعى, التدوين فى اخبار قزوين (تهران, ١٣٧٦), تصحيح عزيز الله العطاردى, ج ٣ ص ١٦٨ ـ ١٦٩.
٢٣ . ابراهيم بن القاسم المؤيد بالله, طبقات الزيدية الكبرى (بلوغ المراد الى معرفة الاسناد), تحقيق عبدالسلام بن عباس الوجيه (عمان, ١٤٢١ق), ج ٢ ص ٦١٧ (در شرح حال عبدالله بن على العنسى (متوفى حدود ٥٦٠ق).
٢٤ . براى گزارشى از نسخه خطى اين كتاب بنگريد به: حسن انصارى قمى, (نهج البلاغه پيش از نهج البلاغه) نشر دانش, سال ١٩ (شماره اول), بهار ١٣٨١, ص ٦٣ ـ ٦٦.
٢٥ . اين كتاب نخست به كوشش يحيى عبدالكريم فضيل (بيروت ١٣٩٥ق) منتشر شد. اما اين چاپ مشحون از خطا و تصحيف در ضبط برخى از اسامى است. چاپ جديد اين كتاب توسط محقق زيدى, عبدالله بن حمود العزى (عمان, ١٤٢٢ق) منتشر شده است. براى گزارشى از آثار چاپ شده زيديه در حوزه حديث همچنين بنگريد به: سيد على موسوى نژاد, (كتاب هاى حديثى منتشر شده از زيديه), علوم حديث, شماره ٢٥ (پاييز ١٣٨١), ص ١٥٦ ـ ١٨٦. نگارنده متأسفانه به متن تصحيح شده عزى دسترسى ندارد. براى موارد نقل شده از نزهة الابصار در تيسير المطالب بنگريد به چاپ اين كتاب توسط فضيل, ص ٤٣, ٥٣, ٥٧ ـ ٥٩, ٦٢ ـ ٦٣, ٦٨, ٧٣, ٧٤, ٨٧, ١٢٢, ١٤٤, ١٥٢, ١٥٧ ـ ١٥٨, ١٧٥, ١٨٥, ٢٧٨, ٣٠٩ ـ ٣١٠, ٣٢٨ ـ ٣٢٩, ٣٣٧, ٣٣٩, ٣٤٠, ٣٤١ ـ ٣٤٢, ٣٥٨, ٣٥٩, ٣٧٠ ـ ٣٧١, ٤٢٠, ٤٢١, ٤٢٢, ٤٣٤, ٤٣٨ ـ ٤٣٩.
٢٦ . ابن شهر آشوب گاهى از اين كتاب با عنوان (مجالس ابن مامطيرى) ياد كرده است. كتاب فوق, يكى از متون تأليف شده قبل از نهج البلاغه سيد رضى است كه مؤلف آن به گردآورى برخى از كلمات حضرت امير(ع) همت گمارد است. متن اين كتاب در ضمن يك نسخه خطى (واتيكان ١١٤٧) باقى است. موارد نقل شده از اين كتاب چنين است: مناقب آل ابى طالب, ج ١ ص ٩, ٨٤, ١٥٩, ج ٢ ص ١٠٥, ١١٤, ٣٤٣, ٣٥٤, ٣٦٨, ٣٧٨, ج ٣ ص ١٥٤, ١٩٧, ج ٤ ص ٢٣, ٨٧, ١٦٣. موارد نقل شده با عنوان ابن مهدى المامطيرى فى مجالسه, ج ١ ص ٧٩.
٢٧ . كتاب نزهة الابصار و محاسن الآثار از منابع ابوطالب هارونى در كتاب تيسير المطالب نيز بوده است. عالم امامى, ابن شهرآشوب نيز با اين كتاب آشنا بوده و در كتاب المناقب خود از آن بهره برده است.
براى موارد نقل قول شجرى از اين كتاب بنگريد به: الشجرى, الاعتبار و سلوة العارفين, ص ٦٠٣, ٦١٧ ـ ٦١٨, ٦٢٨, ٦٢٩, ٦٤٣, ٦٤٧, ٦٥١, ٦٥٢.
٢٨ . عالمان امامى با اين كتاب آشنا بوده و رواياتى اخلاقى در باب زهد اهل بيت از آن نقل كرده اند.
براى مثال بنگريد به: اتان كلبرگ, كتابخانه ابن طاووس, ص ٣٧٥.
٢٩ . الشجرى, الاعتبار و سلوة العارفين, ص ٤٧, ٤٩, ٥٢, ٦٧, ٨٩, ٦٥, ١١٠, ١١١, ١١٩, ١٣٢, ١٤٦, ١٥٦, ١٦٢, ١٦٦, ١٩١, ١٩٤, ٢٠٢, ٢٥٠, ٢٥٤, ٢٧٢, ٢٧٩, ٢٩٩, ٣١٣, ٣٤٣, ٤١٧, ٤٢٢, ٤٣٣, ٤٥٢, ٤٧٧, ٤٨٢, ٤٨٤, ٤٨٥, ٤٩٧ ـ ٤٩٨, ٥٠١, ٥٢١, ٥٢٥, ٥٣٠, ٥٣٩, ٥٤٧.
٣٠ . الاعتبار و سلوة العارفين, ص ٣٤٨ ـ ٣٤٩.
٣١ . الشجرى, همان, ص ١١٥, ٣٢٨, ٣٤٧, ٣٨١, ٣٩٣, ٤٢٠, ٤٣٨, ٤٣٩, ٤٦٥, ٤٧٨, ٤٨٠, ٤٨٥, ٥١٨, ٥٢٦, ٥٣٥, ٥٤٨, ٥٥٠, ٥٥١.
٣٢ . الشجرى, همان, ص ٣٠٧, ٣١١, ٣٤٧, ٤٦٤, ٥١٨, ٥٤٣.
٣٣ . الشجرى, ص ٤٣٠, ٥٢٣.
٣٤ . براى نمونه بنگريد به: الشجرى, ص ٤٧, ٥٧ ـ ٥٨, ٦٤, ٦٨, ٦٩, ٧٤, ٨١, ٨٢ ـ ٨٣, ٨٦, ٩١ ـ ٩٢, ١٠٠, ١٠٨, ١١٠, ١١٣, ١٢٣, ١٢٨, ١٣٧, ١٤٠, ١٤٣, ١٨٧, ١٩٥, ٢٠٧, ٢١٠ ـ ٢١١.
٣٥ . الشجرى, ص ٥٩, ٦٢ ـ ٦٣, ٧٤, ٧٥, ٩٣, ٢٠٧, ٢٢٠, ٢٥٦, ٢٦٠, ٢٦٢, ٣٩٢, ٤٠٩, ٤٤٢, ٥٤٠. همچنين شجرى, شعرى از امام زين العابدين (ص ٥٩), لبعض العلويين (ص ٧٨), قاسم بن ابراهيم رسى (ص ١١٤), دعبل (ص ١٣١, ٦٢٧), كميت (ص ٦٢٦), ابوالحسن على بن عبدالعزيز جرجانى (متوفى ٣٩٢ق, ص ١٤٣ ـ ١٤٤), اشعارى از فرزدق, خاصه قصيده معروف وى در مدح على بن الحسين زين العابدين(ع) (هذا الذى تعرف) (ص ١٦٨, ٦٢٤ ـ ٦٢٦), اشعارى از ابوطالب (ص ٦٥٠ ـ ٦٥١), تضمين گفته على(ع) (قيمة كل امرى ما يحسنه) توسط شريف معمر ابوالحسن يحيى بن طباطبا (متوفى ٤٧٨ق) (ص ٥٨٣) و اشعار فراوانى از شاعران ديگر در اين كتاب نقل شده است.
٣٦ . الشجرى, ص ٥٨.
٣٧ . الشجرى, ص ٥٨, ٦٩, ٧٤, ٧٩, ٨٧, ٩٠, ٩٢, ٩٦, ١٠٤, ١١٤, ١٢٠, ١٤٢, ١٦١, ١٦٧, ١٦٨, ٢٦٩, ٢٧٤, ٢٨٩, ٢٩٩, ٣٠٧, ٣٠٩, ٣٦٨, ٣٨٧, ٤٠٠, ٤٦٥, ٥٠٥, ٥٢٨, ٥٧٥, ٦٠٩, ٦١٠, ٦١٣.
٣٨ . الشجرى, ص ١٦١, ٣٣٠.
٣٩ . الشجرى, ص ١١٤, ٢٧٣, ٢٧٩, ٣١٣, ٣٤٨, ٤٨٥, ٦٣١, ٦٣٢, ٦٣٥, ٦٣٧ ـ ٦٣٨.
٤٠ . الشجرى, ص ٥٩, ٨٢, ١٠٧, ١١٤, ١٣٢ ـ ١٣٣, ٣٤٨, ٦٣١.
٤١ . الشجرى, ص ١١٤, ١١٥, ١٤٢, ١٥١, ١٩٠, ٤٠١, ٤٢٥, ٤٣٨, ٤٨٣, ٥٠٤, ٥٣٢ ـ ٥٣٣, ٥٥٣.
٤٢ . الشجرى, ص ٣٢٣, ٦٣٥.
٤٣ . الشجرى, ص ٤٤١.
٤٤ . شجرى, از ميان خطبه هاى اميرالمؤمنين, به عنوان مثال خطبه همام (ص ٥٥٣ ـ ٥٥٥), نامه حضرت به شريح درباره خريد خانه توسط وى (ص ٥٨٠ ـ ٥٨٢) را نقل كرده است.
٤٥ . الشجرى, ص ٥٧, ٦٣, ٨١, ١٢٣, ٥٨٢ ـ ٥٨٣, ٥٩٩, ٦٠٢, ٦١١ ـ ٦١٣, ٦٢٢ ـ ٦٢٣. برخى از اين اشعار را شجرى از كتاب نزهة الابصار مامطيرى نقل كرده است.
٤٦ . معجم رجال الاعتبار و سلوة العارفين, تأليف عبدالسلام بن عباس الوجيه, عمان, ١٤٢١. براى معرفى مختصرى از كتاب الاعتبار و سلوة العارفين همچنين بنگريد به: حسن انصارى قمى,(كتاب هاى صوفيانه زيديان ايرانى و يمنى), ص ٢٥ ـ ٢٦; سيد على موسوى نژاد, (كتاب هاى حديثى منتشر شده از زيديه) ص ١٨٣.