آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - معرفى هاى اجمالى

معرفى هاى اجمالى



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت(ع), جلد اول, ائمه ـ ايمان, زيرنظر آيةاللّه سيد محمود شاهرودى, مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت(ع), ٧٦٠ص, وزيرى.
پژوهش و نگارش نخستين فرهنگ فقه, به زبان فارسى, تحقيقى ارزنده و بايسته است كه جلد نخست اين اثر ارزشمند به فقه پژوهان تقديم شده است. اين اثر به شرح و بازگويى گسترده و جامع واژگان و اصطلاحات فقهى و اصولى به صورت الفبايى و مستند پرداخته است.
واژه فقه در لغت, فهم عميق و دقيق و در اصطلاح, علم به احكام شرعى فرعى از ادله تفصيلى است. احكام شرعى نيز مجموعه قوانين و مقرراتى است كه شارع و قانونگذار مقدس اسلام, براى اصلاح امور معاش و معاد مردم و جامعه تشريح كرده است.
كتب فرهنگ, منبعى دقيق, موثق و معتبر درباره واژگان يا اصطلاحات تمام يا بخشى از زبان يا رشته اى خاص از معارف و علوم است كه براساس نظمى خاص و به طور معمول الفبايى مرتب مى شود. فرهنگ فقه, فرهنگى تخصصى و با نظم الفبايى است كه در آن عناوين فقهى به همراه معنا و توضيحات لازم و مستند گرد آمده است. شناخت فرهنگ فقه در گرو بيان نكته هايى چند است:
١. عناوين فقهى: مراد واژگانى است كه در فقه كاربرد دارند; خواه از اصطلاحات فقهى (واژگانى كه در فقه معنايى خاص يافته اند) باشند يا نباشند. از اين رو, عناوين فقهى, اعم از اصطلاحات فقهى اند. عناوينى كه مدخل هاى فرهنگ فقه را تشكيل مى دهند عبارتند از:
الف. موضوع حكم: عنوانى كه در يك مسئله فقهى موضوع قرار مى گيرد. در مثال نماز واجب است و آب, پاك است. نماز و آب موضوع اند, با اين تفاوت كه نماز اصطلاح فقهى است; بيشتر مدخل هاى فرهنگ فقه, موضوع فقهى اند.
ب. متعلق موضوع: عنوانى كه به صورت وصف يا قيد, دائره موضوع فقهى را محدود و مشخص مى كند. مانند: آب كُرّ با ملاقات نجاست, نجس نمى شود. كر در مثال, وصف آب كه موضوع مى باشد, قرار گرفته است.
پ. حكم: عنوانى كه در يك مسئله فقهى, محمول قرار مى گيرد, مانند عنوان واجب در مثال: نماز خواندن واجب است.
ت. دليل حكم: عنوانى كه مستند معتبر اثبات يك حكم فقهى براى يك موضوع فقهى است. كتاب, سنّت, اجماع, عقل و اصول عملى و قواعد فقهى از جمله ادله و مبانى احكام اند.
٢. شناسه: تعريفى كوتاه با عبارتى غالباً بدون فعل است كه در برابر هر يك از عناوين و مدخل ها مى آيد. هرگاه شناسه نياز به توضيح بيشتر داشته باشد يا تفاوت هايى با واژگان و اصطلاحات نزديك به آن داشته باشد, در نخستين بند مقاله بيان خواهد شد.
٣. ابواب: از آن رو كه مسائل و مباحث فقهى, تحت عنوان كتاب يا باب همچون طهارت, صلات, زكات و خمس در كتب فقهى آمده, به باب هاى مسائل فقهى كه ذيل هر مدخل آمده است, اشاره مى شود, تا دورنمايى كلى از نوع مباحث مربوط به مدخل در فقه باشد.
٤. مسائل: از آن رو كه بناى فرهنگ بر اختصار است و مسائل فقهى بسيار مى باشد اهمّ مسائل و كليات آن ذيل هر مدخل آمده و از ورود در مسائل جزئى يا كم اهميت پرهيز شده است. در مسائلى كه اختلافى بوده, به اختلاف اشاره شده است و اگر يكى از اقوال مشهور بوده, به قول مشهور تصريح مى شود. در صورت اجماعى (اتفاقى) بودن, مسئله بدون ذكر اتفاقى بودن آن, نوشته مى شود. منابع پژوهش
جواهر الكلام گسترده ترين و جامع ترين متن استدلالى و تفريعى فقه شيعه است و عمده اقوال و استدلال هاى فقيهان را دربر دارد, نيز در حوزه هاى علمى شيعه از جايگاهى بس ارجمند برخوردار است. اين كتاب در تدوين فرهنگ فقه, به عنوان محور و منبع اصلى مورد استفاده قرار گرفته است. اما بى گمان, تدوين فرهنگى درباره فقه شيعه بدون بهره گيرى از ديگر منابع متنوع و معتبر فقهى كه هريك نمايانگر تلاش بى وقفه فقيهان شيعه و تحول فقه شيعى در مراحل مختلف است نيز بدون استفاده از كتاب هايى كه پس از جواهر الكلام نگارش يافته اند, كامل و غنى نخواهد بود. از اين رو براى غنا و جامعيت فرهنگ فقه, از ديگر منابع معتبر نيز استفاده شده است; همچون المبسوط, الخلاف, تحرير الاحكام, تذكرةالفقهاء, منتهى المطلب, جامع المقاصد, الروضة البهيه, مسالك الافهام, مجمع الفائدة والبرهان, مدارك الاحكام, الحدائق الناضره, مفتاح الكرامه, العروة الوثقى, و شروح معروف آن و بسيارى ديگر از كتب معتبر فقهى. ويژگى هاى پژوهش
فرهنگ فقه داراى ويژگى هاى زير است:
١. نخستين فرهنگ فقه شيعى و نخستين تجربه فقه پژوهان شيعه در زمينه فرهنگ نويسى.
٢. نگارش به زبان فارسى و قابل استفاده بودن براى كسانى كه با زبان عربى آشنايى ندارند.
٣. برخوردارى از جامعيت و گستردگى عناوين فقهى.
٤. مستند بودن مطالب ارائه شده.
٥. دارا بودن نظام الفبايى.
٦. دربرداشتن مهم ترين مطالب فقهى در عين رعايت اختصار. اهميت و ضرورت پژوهش
با آن كه در بسيارى از علوم و شاخه هاى برخى علوم, فرهنگ هاى تخصصى متعددى نگاشته شده, اما درباره فقه ناب اهل بيت(ع) در عين برخوردارى از جامعيت, عمق و گستردگى, فرهنگى درخور كه تشنگى شيفتگان فقه شيعى را فرو نشاند و از جست وجوى فراوان و وقت گير براى يافتن معنا و اطلاعاتى كوتاه و اساسى درباره عنوان هاى فقهى مستغنى سازد, تدوين نيافته و جاى آن ميان كتاب هاى مرجع و فرهنگ هاى تخصصى خالى است.
علاوه بر اين, گستردگى مسائل فقهى, نيز پراكندگى آن در باب هاى گوناگون, دستيابى به مسائل عناوين فقهى را دشوار ساخته است, به گونه اى كه حتى پژوهشگر آشنا به فقه, گاه دچار مشكل مى شود. از اين رو وجود فرهنگى كه راهنما و هدايتگر به مسائل گسترده فقهى و روشن كننده جايگاه فقهى و كليات مسائل هر عنوان باشد, ضرورى مى نمايد. پيشينه پژوهش
تدوين كتاب هايى درباره واژگان و اصطلاحات فقهى چندان در گذشته متداول نبوده است. در سال هاى اخير كتاب هايى درباره اصطلاحات و عناوين فقهى با نظم الفبايى نگارش يافته است كه مى توان از آن جمله مصطلحات الفقه, نوشته آيةاللّه على مشكينى و الموسوعة الفقهية الميسره نوشته محمدعلى انصارى را نام برد. البته هر دو كتاب به زبان عربى است و كتاب مصطلحات الفقه از لحاظ جامعيت عناوين فقهى و نيز انعكاس مسائل كلى كمبود دارد, چنان كه مسائل آن مستند نمى باشد, هرچند به عنوان قدم اول, عملى زيبا و كارى پسنديده است. الموسوعة الفقهية الميسره هرچند به لحاظ جامعيت و انعكاس مسائل و نيز مستند بودن, كتابى شايسته و قابل تقديرى است لكن فارسى زبانان غير آشنا به زبان عربى از استفاده آن محرومند.
مى توان گفت كه فرهنگ فقه, اولين فرهنگ به زبان فارسى با نظم الفبايى در ارائه مطالب فقهى به سبكى جديد با بيش از شش هزار واژه و عنوان مى باشد.
بحمدالله پس از چند سال سعى و تلاش محققان, جامعه فرهيختگان و دانش دوستان بويژه فقه پژوهان شاهد عرضه جلد اول فرهنگ فقه كه مشتمل بر عناوين حرف (آ) و (أ) در بيش از هفتصد صفحه است, مى باشند.
اينك چند نمونه از مدخل ها
جهت آشنايى بيشتر خوانندگان, چند مدخل گزينشى تقديم مى شود. شايان ذكر است در اين مقاله, مستندات و منابع مدخل ها جهت اختصار حذف گرديده است. آزادى
آزادى: رهايى انسان از سلطه ديگرى/ رهايى از بردگى.
آزادى به معناى نخست: آزادى فرد يا ملّت, رهايى از يوغ بردگى ديگرى و سلطه بيگانه و مستقل بودن در اراده و تصميم گيرى در عرصه هاى گوناگون اجتماعى اعم از فرهنگى, سياسى, اقتصادى و مانند آن است. از اين رو, آزادى و استقلال ملازم يكديگرند; يعنى نبود استقلال, نبود آزادى و نبود آزادى, نبود استقلال را به همراه دارد. اين عنوان در مسائل مستحدثه فقهى مورد بحث قرار گرفته است.
اصل حريّت: از اصول و قواعد معروف فقهى, اصل حريّت (, اصل حريّت) و آزاد بودن انسان ها در برابر يكديگر است; يعنى هيچ انسانى از پيش خود بر ديگرى ولايت و سلطنت ندارد. اميرالمؤمنين(ع) در اين باره مى فرمايد: بنده ديگرى مباش كه خداوند تو را آزاد قرار داده است.
همان گونه كه اصل در انسان ها نسبت به يكديگر, حريّت است, نسبت به خداوند متعال, عبوديّت و بندگى است. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: (وَمَا خَلقتُ الجِنَّ والانسَ الاّ لِيَعبٍدٍون) (جن و انس را جز براى آن كه مرا بپرستند, نيافريده ام) از اين رو, اطاعت از كسانى كه خداوند انسان را به اطاعت از آنان فرمان داده است ـ مانند رسول او و صاحبان امر كه در آيه (أطيعوا اللهَ وأطيعوا الرسول واُولى الامر منكم) امر به اطاعت از ايشان كرده ـ واجب است.
حدود آزادى: آزادى از حقوقى نيست كه در ابتدا بتوان به ديگرى داد يا از وى ستاند, جز در موارد خاصى مانند به بردگى گرفتن اسيران جنگى با شرايط خاص و يا آزاد كردن برده از سوى مولا. تحقق آزادى انسان ها, نيازمند چارچوب و ضوابطى است كه از افراط و تفريط جلوگيرى كند وگرنه, به هرج و مرج و استبداد و ديكتاتورى و در نتيجه سلب آزادى افراد منجر مى شود.
اسلام با تشريع امر به معروف و نهى از منكر (, امر به معروف و نهى از منكر) و تحت عناوين (معروف) و (منكر) چارچوب آزادى را تعيين نموده است; يعنى انسان ها در حكومت و نظام اسلامى, تنها; در چارچوب (معروف) مى توانند در زمينه هاى مختلف فرهنگى, اقتصادى و سياسى فعاليت كنند و بايد از انجام هر فعاليتى كه عنوان (منكر) بر آن صادق است, بپرهيزند.
انواع آزادى: آزادى به اعتبار فعاليت هاى گوناگون آدمى به انواع زير تقسيم مى شود:
١. آزادى عقيده. انسان در انديشيدن و اعتقاد آزاد است و كسى نمى تواند ديگرى را به انتخاب دينى مجبور كند ـ همچنان كه كسى بر باقى ماندن برد ين منتخب خود نيز مجبور نمى شود ـ ولى اگر با آزادى, اسلام اختيار كرد, حق تغيير دين خود را ندارد (, ارتداد).
كافرانى كه در سرزمين اسلامى زندگى مى كنند, براساس ضوابطى, در ابراز عقيده خود بدون فراخواندن مسلمانان به آن آزادند. همچنين در انجام مراسم عبادى و نيز عمل بر طبق شريعت خود در ازدواج, ارث و معاملات, آزادى دارند; به شرط آن كه آنچه را نزد مسلمانان منكر است, به طور علنى مرتكب نشوند. براى حلّ اختلافات خود نيز مى توانند نزد قاضى مسلمانان يا قاضى خودشان مراجعه كنند و دولت اسلامى تا جايى كه به حال مسلمانان ضرر و با مصالح كشور اسلامى منافات نداشته باشد, نمى تواند در شئون آنان دخالت نمايد (, اهل ذمّه).
٢. آزادى بيان و قلم. براساس اصل حريّت, آدمى در ابراز انديشه ها و افكار خود و نيز چاپ و نشر آن ها آزاد است, اما پرهيز از دروغ, نشر باطل, ترويج منكرات, اهانت به فرد يا جامعه و آنچه موجب تضعيف نظام و امت اسلامى است, واجب و ارتكاب آن ها حرام مى باشد.
از اين رو, چاپ و نشر محصولات فرهنگى و كتاب هاى منحرف (كتب ضالّه) جايز نيست و دولت اسلامى مى تواند از آن جلوگيرى كند و يا در صورت نشر, آن ها را جمع آورى نمايد. دولت اسلامى همچنين در دوران جنگ مى تواند از فعاليت مطبوعاتى كه باعث تضعيف روحيه رزمندگان اسلام مى شوند يا اسرار را براى دشمن فاش مى كنند, جلوگيرى كند.
٣. آزادى اجتماعات. براساس اصل حريّت, مردم از حق برپايى اجتماعات و گردهمايى براى مشورت و تبادل نظر در موضوعات مورد علاقه تحت عنوان حزب, اتحاديه و مانند آن برخوردارند و دولت اسلامى نمى تواند از آن ممانعت كند, مگر اين كه براى نظام و امّت اسلامى مضر باشد.
٤. آزادى كار. هر انسانى در عمل خود آزاد است و كسى نمى تواند او را به انجام كارى مجبور كند. آدمى در انتخاب نوع, زمان, مكان, كميّت و كيفيّت كار آزاد است; هرچند در چارچوب مقرّر در شريعت اسلام برخى كارها مانند شراب سازى حرام شمرده شده است. همچنين مى تواند اين آزادى را با بستن عقد يا عهد با ديگرى, از خود سلب كند مانند اين كه كسى خود را به مدت ده روز در مكانى مخصوص براى عملى خاص مثل بنايى اجير ديگرى كند.
٥. آزادى سياسى. تمامى افراد جامعه ـ جز در مواردى كه نصّ خاص وارد شده است ـ از حق دخالت در سرنوشت و اعمال حاكميّت ملّى خود از راه انتخاب شدن و انتخاب كردن برخوردارند. بنابراين, اگر پيامبر(ص) يا امام منصوب از جانب ايشان حاضر نباشد, مردم مى توانند حاكم خود را براساس موازين و معيارهاى اسلامى انتخاب و در صورت تخلّف وى از احكام شريعت, او را عزل نمايند. در صورت تعدد واجدان شرايط, رأى اكثريّت ملاك است (آراى عمومى).
از مصاديق آزادى سياسى, تشكيل احزاب و انجمن هاى سياسى و برپايى اجتماعات است, با اين شرط كه مخلّ نظم عمومى و منافى با مصالح مسلمانان نباشد.
قانون و آزادى. چنان كه بيان شد, اصل در هر انسانى, آزادى در تمامى شئون خود است, مگر اين كه براى خود فرد يا ديگران اعم از فرد و جامعه ضرر دنيوى يا اخروى داشته باشد كه در اين صورت باطل و حرام است. از اين رو, بايد آزادى انسان ها در قانونگذارى در نظر گرفته شود و هر قانونى كه آزادى افراد را در غير موارد استثنا شده, محدود و مقيّد كند, باطل و وضع چنين قوانينى حرام است.
آزادى به معناى دوم. آزادى به معناى رهايى از بردگى, در باب هاى مختلف فقهى اعم از عبادات مانند صلات, زكات, حج, جهاد و عقود; نظير تجارت, وكالت, وقف, وصيّت, نكاح, و ايقاعات هم چون عتق و نذر, و احكام مانند غصب, ارث و قصاص آمده و موضوع احكامى قرار گرفته است كه به محورهاى مهم آن اشاره مى كنيم.
آزاد بودن. اصل در انسان آزاد بودن است. فرزند در آزاد يا برده بودن, تابع پدر و مادر خويش است, و به نظر مشهور, حتى اگر مادر به تنهايى آزاد باشد, فرزند نيز آزاد محسوب مى گردد. آزار
آزار: اذيّت
از آن در باب هاى صلات, صوم, حج و صيد و ذباحه به مناسبت سخن رفته است.
آزار رساندن به مؤمن و نيز پدر و مادر ـ هرچند با گفتن اُفّ ـ, همچنين روزه مستحبى يا سفر اگر موجب اذيّت پدر, مادر و جدّ شود, حرام است.
واجب است مرده به گونه اى به خاك سپرده شود كه بوى آن به كسى آزار نرساند.
رفتن به مسجد براى كسى كه بوى دهانش ـ به خاطر خوردن سير و مانند آن ـ ديگران را آزار مى دهد, مكروه است.
مستحب است كسى كه سر حيوان را مى بُرد, كارى كند كه حيوان كمتر اذيّت گردد مانند اين كه آلت ذبح را تيز نمايد. آس
آس: درختى هميشه سرسبز و داراى برگ هاى ريز و معطّر.
در باب اطعمه و اشربه به مناسبت از آن نام برده شده است.
خلال كردن با چوب درخت آس مكروه است.

برخى ديگر از نكات قابل ذكر درباره فرهنگ فقه:
١. نثر ساده و روانى دارد, گرچه نگاشتن مقولات فقهى به چنين قلمى دشوار است.
٢. بسيارى از واژه ها به اِعراب نياز دارند, مثلاً براى فرق بين اَخبار و اِخبار.
٣. نقطه بعد از عددها در منابع, زيباتر و كم حجم تر است.
٤. ستاره ميان منابع, زيبنده نيست.
٥. اگر هر منبع در يك سطر مى آمد, بهتر بود و تفاوت چندانى در حجم ايجاد نمى كرد.
٦. آيات به شكل مستقيم مدخل دهى شده, سوره ها به صورت معكوس.
٧. تكرار مدخل در سطر مستقل و وسط چين ضرورت نداشته, مدخل و شناسه در يك سطر كافى بود; به همين گونه كه هست, بدون آن سطر مستقل وسط چين.
٨. در مدخل معكوس, ويرگول بهتر و زيباتر است.
٩. اگر نام اثر, فرهنگ فقه و اصول باشد, جا دارد.
١٠. اختصار منابع خوب است, مثلاً عروه و جواهر كافى است.
١١. الرحمن والحاقه در ال آمده اند.
١٢. در فهرست مدخل ها, مداخل ارجاعى به صورت اصلى آمده اند و خوانندگاه گمان مى برد در كتاب, مقاله اى ذيل آنها درج است.
١٣. به جاى استفاده از درود و سلام بر معصومان به شكل كليشه اى, عبارت تايپ شده كه حجم گير است.
١٤. يكسان سازى مثلاً الغاء خصوصيت يا الغاى, نظائر يا نظاير نشده است.
برخى از اشتباهات تايپى, ارجاعات, محتوايى و… در اين اثر نيز راه يافته كه برخى از آنها عبارتند از:
ـ ص٨٥, ارجاع٩ كه جواهر ٤/١٥٣ و ١٥٤ درست است.
ـ ص٤٢٩, ارجاع٤ كه عروه ٢/٤٢٩ درست است.
ـ ص٧٥١, س٤ كه ميرزا محمدحسين نايينى درست است (نه سيد).
ـ ص٦٥٩, س١٣ (ستون دوم) استحباب گذرانيدن تيغ در مورد حاجى به بيشتر فقيهان نسبت داده شده, كه صحيح نمى باشد.
ـ ص٩٢, مدخل آب گرم, س٥, وضو و غسل با آب گرم شده به خورشيد اشكال دارد, نه به آتش. ضمناً حكم وضو و غسل با آب گرم مختص آبى است كه در ظرف گرم شده, بنابر اين عبارت بايد اين گونه باشد: غسل دادن ميت با آب گرم شده با آتش و وضو و غسل با آب ظرفى كه بر اثر تابش آفتاب گرم شده.
ـ ص١٧, استشفاء و ادنون در فهرست آمده, در متن نيامده, در حالى كه استشفاع و آثار و اخبار مواقيت در متن آمده, در فهرست نيامده است. در فهرست اباحه صريح و محض آمده, در متن اباحه صريحه و محضه.
چنان كه شماره صفحه و ارجاعات در فهرست نيامده است. نيز مناسب است (احجار كريمه) به سنگ هاى قيمتى ارجاع شود. عبداللّه امينى مويه هاى غريبانه, ترجمه اى اديبانه از الملهوف على قتلى الطفوف سيد ابن طاووس اثر ميرزا قلى خان شقاقى (م١٢٨٣هـ.ق) تصحيح باقر بيدهندى و صادق برزگر بفروئى, انتشارات فدائيان اهل بيت(ع), زمستان ١٣٨٢, ٢٥٥ص, وزيرى.
درباره لهوف ابن طاووس بسيار حرف زده اند, ولى در مورد اين اثر او كمتر كار تحقيقى به انجام رسيده است. غير از كار اتان كلبرگ در كتابخانه سيد بن طاووس, تاكنون كار دقيقى در اين زمينه صورت نگرفته است. با وجود شهرت زياد آن هنوز بر سر نام آن اختلاف است كه آيا اللهوف است يا الملهوف؟!
در اين نوشتار نيز بر سر آن نيستيم كه در اين زمينه سخن بگوييم; غرض معرفى اثرى است در اين زمينه.
پس از آن كه اين مقتل نوشته شد مورد توجه شايانى قرار گرفت و دانش پژوهان و به ويژه اهل موعظه و منبر آن را گرامى داشتند; به گونه اى كه ديگر مقاتل را به سايه برد. چند مورد در اين زمينه دخالت داشت: يكى نثر شيوا و روان آن بود و ديگرى مختصر بودن آن بود. اين اثر كم كم به جايى رسيد كه آسان ترين شيوه براى دستيابى به وقايع عاشورا شد. لهوف به علت آن كه به زبان عربى نوشته شده بود بيشتر براى اهل علم و عرب زبانان به كار مى آمد, اما با رواج تشيع در ايران و به ويژه پس از دوران صفوى كه عامه فارسى زبانان نياز به فهم متون دينى پيدا كردند, دانشمندان شيعى سعى كردند متون شيعى را به فارسى برگردانند كه بحث در اين مورد مجال ديگرى مى طلبد.
يكى از اين متون لهوف است كه به علت شهرت بسيار آن بايد در اين دوران ترجمه شده باشد كه هنوز در اين زمينه پژوهش صورت نگرفته است. آنچه اكنون در دست داريم ترجمه هايى است از دوره قاجار كه مى توان اينها را نام برد:
١. ترجمه احمد بن سلامه نجفى به تاريخ بيستم رجب سال ١٢٢٧ كه نسخه آن در اختيار مرحوم محدث ارموى بوده است.
٢. ترجمه ميرزا رضا قلى خان شقاقى كه در پى خواهد آمد.
٣. فيض الدموع بدايع نگار.
٤. ترجمه محمدطاهر دزفولى.
پس از آن نيز تاكنون چندين بار ترجمه شده است. در متون دينى و به ويژه ترجمه آنها رويكرد زيباشناسانه و ذوقى از قديم مورد توجه بوده و بعضى از درخشان ترين و ماندگارترين آثار ادبى در اين زمينه به وجود آمده است. ادبيات وابسته به حادثه عاشورا نيز از اين ويژگى بركنار نيست. در اين زمينه مقتل نگارى و به ويژه ترجمه مقاتل و در بين آنها ترجمه لهوف نيز مورد توجه خاص اديبان بوده است. آنچه در پى خواهد آمد, گذر كوتاهى است بر ترجمه ميرزا رضا قلى خان شقاقى از اديبان دوره قاجار كه به تازگى توسط آقايان باقر بيدهندى و صادق برزگر بفروئى به چاپ رسيده است. انتشار اين اثر را گرامى مى داريم.
ميرزا رضا قلى خان فرزند مهدى قلى خان فرزند محمدصالح خان فرزند خليفه قلى بيك فرزند محمدصالح بيك فرزند صالح محمد بيك شقاقى از اهالى سراب آذربايجان بوده و در اوان جوانى پس از صرف مال پدر, مدتى در مدرسه شيخ صفى الدين اردبيلى به تحصيل مى پردازد. پس از آن كه به اندازه كافى از ادبيات آن روزگار بهره مند مى شود در تبريز كتابدار (قهرمان ميرزا) مى شود و سپس به تهران مى آيد. به علت آن كه تاريخ پطر كبير را ترجمه مى كند به (تاريخ نويس) معروف مى شود و در زمان ناصرالدين شاه با همكارى برادر بزرگتر خود, فرهنگ (برهان جامع) را مى نويسد و به همين علت رياست امور تذكره و عبور و مرور از مرز را به او پيشكش مى كنند.
پس از آن كه كتاب برهان جامع به چاپ مى رسد ميرزا سعيد انصارى موتمن الملك وزير امور خارجه را به تهران دعوت مى كند و هفده سال در تهران در خدمت او بوده است و هر سال اثرى نوشته و به كتابخانه سلطنتى اهدا مى كرده است. سرانجام در سال ١٢٨٣ در تهران فوت مى كند و جنازه او را به وادى السلام نجف منتقل و در آن جا دفن مى كنند. يكى از آثار او ترجمه لهوف است كه پس از فوت او فرزندش آن را چاپ مى كند و اثر حاضر چاپ تازه اى از آن است.
نام اصلى كتاب لجه الالم فى حجه الامم است كه در منابع مختلف با اندكى اختلاف ذكر شده است. ترجمه به متن وفادار است و مقدارى از ترجمه تحت اللفظى صرف دور شده و همين باعث ماندگارى آن شده است. ترجمه در بعضى موارد با تخليص همراه است. نثر كلى اثر همان نثر منشيان دوره قاجارى است و در بعضى موارد مى توان ته مانده اى از سبك بازگشت را در آن ديد; به ويژه كاربرد نكات دستورى سبك نثرى قرون پنجم و ششم در آن نمود دارد. لغات و تركيبات پر كاربرد دوره قاجار در آن بسيار ديده مى شود و در بعضى موارد مى توان خوى منشيان را در كاربرد لغات عربى در آن ديد. گاهى كاربرد لغات عربى به حدى است كه فقط متن اصلى با يك فعل فارسى و چند قيد و حرف ربط كوتاه به فارسى برگردانده شده است و اين مهم, مترجم را از هدف اصلى خود كه ترجمه است دور مى كند. تأثير نحو عربى بر نثر مترجم آشكار است و نشانه هاى آن را در سراسر كتاب مى توان ديد.
به علت علقه مترجم به وطن خود, مى توان لغات تركى و به ويژه اشعار تركى آذرى را در آن ديد. مترجم در بعضى موارد اشعارى نيز از خود به مناسبت موضوع و در تأييد مطلب مى آورد. گاهى نيز احاديث و خطبه ها را به صورت شعر ترجمه مى كند كه اگر از بعضى اشتباهات چاپى و گاهى ضعف مترجم بگذريم شعر وى پخته است و در اين زمينه نيز مى توان تأثير سبك بازگشت را ديد.
تسلط مترجم بر ادبيات عرب و سير در آثار ادبيات فارسى و نثر ساده و نزديك به زمان ما موجب شده است كه هنوز اثر او پر كاربرد باشد. جملات كوتاه, پيش و پس افكندن اجزاى جمله, كاربرد سجع و جملات آهنگين, كاربرد بعضى لغات اصيل فارسى و استفاده از اشعار فارسى و عربى و آذرى بر زيبايى اثر افزوده است و اگر عربى گرايى زياد در آن نبود از آثار مورد توجه دوره قاجارى به حساب مى آمد. در كل اين اثر در رتبه دوم يا سوم بعد از فيض الدموع قرار مى گيرد.
اما در مورد چاپ تازه اين كتاب چند نكته وجود دارد كه اميد است مورد توجه مصححان محترم آن قرار گيرد.
الف. نام كتاب در صفحه اول بدين صورت آمده است: (بحر الالم فى حجه الام) در حالى كه نام كتاب چهار بار در صفحات٢١, ٢٦, ٢٨ و٣٧ كتاب و در الذريعه به صورت (لجه الالم فى حجه الامم) آمده است. در اين زمينه حتى اگر روى جلد چاپ سنگى آن به نام بحر الالم آمده است ولى از اين موارد به ويژه كاربرد آن توسط مقدمه نويس چاپ سنگى و فرزند محترم و خود مؤلف نمى توان چشم پوشيد. بنابراين بهتر بود مصححان گرامى اسم اصلى كتاب را حفظ مى كردند.
ب. در صفحه١٨ گفته اند: (ترجمه هاى ديگرى كه از كتاب الملهوف سراغ داريم كلا بعد از اين ترجمه انجام پذيرفته است). در اين زمينه بايد گفت: تا وقتى كه پژوهش دقيقى صورت نگرفته است, نمى توان در اين مورد به طور قاطع سخن گفت. دست كم مى توان گفت: ترجمه احمد بن سلامه نجفى بر اين ترجمه مقدم است. زيرا در سال ١٢٢٧ به انجام رسيده است و ترجمه حاضر با توجه به قراينى همچون سال فوت مترجم و عمر تقريبى در حد هشتاد سال بعد از آن به انجام رسيده است.
ج. در بعضى موارد ريختگى هايى در متن وجود دارد كه به احتمال زياد از چاپ سنگى آن سرچشمه گرفته است و بهتر بود در داخل متن و در كروشه يا در پاورقى اين موارد اصلاح مى گرديد. به طور مثال در صفحه ٤٨ سطرهاى ١٤و١٥ مقدارى ريختگى وجود دارد كه باعث مبهم شدن متن گرديده است. روايت را امام صادق(ع) از پدر خويش و ايشان از جد خود نقل مى كند, در حالى كه طبق اصل لهوف حدود يك سطر ترجمه افتاده است يعنى سند روايت از سيد بن طاووس تا امام باقر(ع) افتاده است و معلوم نيست چه كسى از ديگرى روايت مى كند. در صفحه٤٩ سطر١٢ (عمر بن ابى طالب) آمده است كه درست آن عمر بن على بن ابى طالب است.
د. همچون ديگر كتاب هاى چاپى غلط هاى املايى و چاپى نيز در اين اثر وجود دارد كه اميد است در چاپ هاى بعدى مورد توجه مصححان محترم قرار گيرد.
در پايان توفيق روز افزون مصححان و ناشر را از خداوند مسئلت دارم. عليرضا اباذرى تتمة المنتهى در تاريخ خلفاء, محدث قمى, تحقيق: ناصر باقرى بيدهندى, دليل ما, ١٣٨٢, ٨٤٣ص, وزيرى.
ثقة المحدثين حاج شيخ عباس, محدث قمى (١٢٩٤ـ ١٣٥٩ق) از معدود دانشمندان و نويسندگان اسلامى است كه در عين دقت در نقل و محققانه بودن آثار, داراى قلمى روان و رسا بود و اين سهولت باعث شد, آثار و نوشته هاى آن بزرگوار ده ها سال در شمار منابع پر مراجعه جامعه ما, مخصوصاً براى آنانى كه قدرت مراجعه به متون دست اول و عربى را ندارند, باشد. البته اخلاص و مراتب ارادت ايشان به ساحت مقدس اهل بيت(ع) را بايد مهم ترين عامل اقبال عمومى آثارش دانست.
در ميان تأليفات او, منتهى الآمال, در عين حالى كه آثار مشابه زيادى قبل و بعد از او عرضه شد, جايگاه خود را از دست نداد و هماره مورد مراجعه طالبان, تاريخ و سيره ائمه اطهار(ع) بوده است.
منتهى الآمال كه بارها به چاپ رسيده است, داراى تكمله اى است, كه كمتر مطرح بوده است.
(تتمه المنتهى فى وقائع ايام الخلفاء) نامى است كه خود مؤلف براى آن ذكر فرموده است. البته در پشت جلد, اين كتاب را هميشه (تتمة المنتهى در تاريخ الخلفاء) معرفى مى كنند.
محدث قمى در اين اثر تاريخ مختصرى از خلفا و حاكمان كشور اسلامى را ذكر كرده است. در هر بخش نيز نام دانشمندان, بزرگان و شخصيت هاى عصر هر خليفه را با مختصرى از زندگى او آورده است.
در مقدمه آمده است: (…چون توفيق الهى شامل حال اين شكسته احوال و گرفتار دام امانى و آمال گرديد و كتاب منتهى الآمال فى مصائب النبى و الآل را نگاشتم, گاهى كه رشته كلام منتهى شد به ذكر احوال سبط اكبر پيغمبر خدا, حضرت امام حسن مجتبى(ع), خواستم مختصرى از احوال بنى حسن را ذكر كنم و مقاتل ايشان را شرح دهم. چون مقدارى نگاشتم, ديدم از وضع رساله بيرون شدم, با خود انديشيدم كه نيكو باشد رساله بالاستقلال در مقاتل بنى حسن و ساير ال ابى طالب بنويسم, و آن را به منزله تكمله و تتمه از براى كتاب منتهى الآمال قرار دهم. پس, از حق تعالى استعانت جستم و اين رساله را نگاشتم و ناميدم آن را به (تتمة المنتهى فى وقائع ايام الخلفاء) و عنوان آن را ذكر ايام خلفاء قرار دادم و مقاتل طالبين را در تاريخ ايام ايشان به طور اختصار نگاشتم. و به علاوه نيز در ذكر وقايع ايام خلفاء, و وفيات معروفين از صحاب ائمه(ع) و علماء فريقين و مشاهير و اعيان روزگار و پاره اى از خصائص و نوادر آثار ايشان را با مختصرى از وقايع و اتفاقات ديگر كه در ايام خلفاء امويه و عباسيه واقع شده به طور اتقان و اختصار ذكر كردم…).
در پايان تتمه, محدث قمى رساله ديگرى مشتمل بر طبقات خلفا و شخصيت هاى اسلامى تدوين كرده است و به صورت فهرست وار وفيات خلفا, اصحاب ائمه, علما, شعرا و حوادث مهم هر سال را در طى سيزده قرن آورده است. وقايع قرن اول از سال دهم هجرت شروع شده است و آخرين حادثه را هجدهم جمادى الآخر سال ١٢٨١, درگذشت شيخ اعظم انصارى ذكر نموده و به اين مطلب كتاب را به پايان رسانده است.
تتمة المنتهى يك بار در سال ١٣٣٣هـ.ش به صورت سنگى در ٤٣٤ص و قطع رقعى به چاپ رسيده است و در سال هاى اخير نيز توسط انتشارات داورى قم با تصحيح مرحوم حجةالاسلام والمسلمين ميرزا على محدث زاده قمى (متوفى ١٣٩٦ق) فرزند ارشد محدث قمى به زيور طبع آراسته شد.
بار ديگر نيز جناب حجةالاسلام والمسلمين باقرى بيدهندى همت كرده و تصحيح منقح و تحقيق متقنى را از اين كتاب ارائه نموده است.
محقق سعى كرده است, صحيح ترين و كامل ترين متن موجود از تتمه را ارائه دهد و منابع بسيار خوبى را براى شرح حال خلفا, اصحاب و دانشمندان اسلامى در پاورقى ها آورده است. بسيارى از اين منابع و مآخذ از كتب عامه مانند: الاخبار الطوال, تاريخ الخلفاء, مروج الذهب, ابن قتيبه, وفيات الاعيان, كامل ابن اثير, ابن عساكر و… مى باشد كه به دقت متن افزوده است. ذكر منابع با توجه به اين مطلب كه محدث قمى در متن كتاب معمولاً مأخذ نوشته هاى خود را نمى آورد, داراى اهميت زيادى است. افزودن برخى عناوين, توضيحات و سرفصل ها داخل قلاب, توضيح و ترجمه واژه هاى نامأنوس متن و اعراب گذارى از ديگر خصوصيات اين چاپ است. فهرستواره اى در حدود ١٦٠ صفحه از مهم ترين امتيازات تحقيقى كتاب مى باشد. اين فهرست كه شامل, اسامى انبيا و معصومين(ع), اشخاص, خاندان ها, گروه ها, اماكن, فرق و مذاهب و در پايان اهم منابع و مآخذ تحقيق مى باشد. براى مطالعه و مراجعه محققان كارى بس راه گشا سودمند است. اين فهرست اعلام مربوط به مجموع سه جلد منتهى الآمال و تتمه مى باشد. مهدى سليمانى آشتيانى التفهيم لِشَتَّى المعارف و المعانى, شيخ خليل قدسى مهر, قم, فداييان اهل بيت(ع), ٤٤٨ص, وزيرى.
اين كتاب كه به زبان عربى نگارش يافته است در واقع كشكولى از معارف دينى است كه در آن مطالب تحت عنوان خاص خود به صورت پراكنده و اكثراً نامربوط به يكديگر سلسله وار آمده است. تمامى عناوين, از خود نويسنده بوده, تصرفى از محقق در آنها ديده نمى شود. بيشتر مطالب از نيم صفحه تجاوز نمى كند, به گونه اى كه صفحات كتاب كه شمارگانى بالغ بر ٤٢٧ دارد, نزديك به هفتصد عنوان را در خود جاى داده است. بيشتر مطالب كتاب دربرگيرنده آيه و يا روايتى است كه مأخذ و نشانى آنها در پاورقى مشاهده مى گردد و اكثر آنها اعراب گذارى دارد.
در پيشگفتار يك صفحه ايِ محقق ارجمند ناصر باقرى بيدهندى شماى كلى موضوعات كتاب, ذكر شده كه ترجمه آن چنين است: (در اين كتاب مطالب مختلف و موضوعات متنوع از معارف و معانى استوار, به وديعت گذاشته شده است شامل: آيات كريمه, احاديث شريفه, مواعظ سودمند, نكات غريب, نوآورى هاى فكرى, حكمت هاى زيبا, دعاهاى شريف, مسائل علمى از كلام و تفسير و تاريخ, و به گونه اى مختصر آمده است كه خاطر ملول را خوش و ذهن كند شده را تيز مى گرداند, انواع مكارم را يادآورى, به نيكوكارى و نيكى و تقوى امر و از سركشى و بدى و آزار نهى مى كند و موجب توجه به مصالح شرعى و ترقى به سوى درجات معرفت مى شود… و براى كسانى جمع آورى گرديده كه فرصت مطالعه كتاب هاى مفصل را ندارند).
نويسنده نيز در مقدمه اى نيم صفحه اى مطالب كتاب را اين چنين توصيف مى كند (ترجمه):
(اينها بهره هاى عام البلوى است و مورد سؤال واقع مى شود و ما آنها را از قرآن كريم و سخنان اهل بيت(ع) و علماى نيك كردار استفاده كرده ايم)
اينك جهت آشنايى بيشتر با محتويات كتاب, پاره اى از عناوين آن را به اين شرح درج مى نماييم:
روح الحياة يبقى عند النوم و روح العقل يفارق البدن…, البغاة والخوارج, الاشارة إلى تاريخ خروج المختار بالكوفة ووفاته بها, الاشارة الى مدة امامة اميرالمؤمنين و خلافته وما فعله بنوامية فى حقه بعد وفاته, معنى الناكثين والمارقين والاشارة الى وقعة نهروان, الاشارة الى ذكر وقعة صفين و تاريخها وعدد القتلى فيها, قضية الحكمين, تاريخ بناء بغداد, مدة الزمان من هبوط آدم(ع) الى الهجرة, مِن أشعار دعبل, هل التوفيق مقدم على العمل ام العمل مقدم على التوفيق, علة كون قبر ابى بكر وعمر عند النبى(ص), سورة النساء, بدء النكاح واصله وخلقة حواء و تزويج ولد آدم بحور العين, من احوال قنفذ, حكمة حرمة الخمر والدم والميتة, جمع على(ع) بيت المال وتقسيمها, اتحاد زمان ذوالقرنين و ابراهيم الخليل, ثواب ذكر فضيلة اميرالمؤمنين, صلاة القضاء الحاجة, اثر السجدة بين الأذان والإقامة, معنى قول النبيّ اكثر اهل الجنة البله, محمد بن عبدالوهاب و تاريخ خروجه, تزويج اميرالمؤمنين(ع) ام كلثوم لعمر صحيح ام لا, الرافضة, تزويج عثمان رقية و ام كلثوم, وجيز فى ذكر مغازى رسول الله(ص), حرم الحسين ربعة اميال فى اربعه اميال, الفرق بين المحبوس والثنوية, معنى حديث الشقى فى بطن امه, فدك كان ملكاً لفاطمة, شرح حال عبدالعظيم الحسنى, ذوالقرنين, احاديث فى دفع الوسواس و طلب الرزق, شهوة النساء والرجال, الاستخارة بعد الاستخارة, سبب نزول آية (وعلى الاعراف), وقعة القتال فى المدينة بعد وقعة كربلا, الشفاعة, حال من يموت من الاطفال المؤمنين والمشركين والكفار, ما يدفع الوسوسة والحزن, الفقاع والشطرنج, يوم النيروز, قوله تعالى وجيء يومئذ بجهنم, يوم تبلى السرائر, اشعار الفرزدق, فضل قيام الليل وصلاة الليل, الوسواس, استحباب وخواص العقيق الاحمر والاصفر والابيض, تفسير الكوثر, وجه الاقرار من المعصومين بالذنوب, حرمة الشماتة بالمؤمن, ادعاء مسيلمة وسجاح النبوة, قضية الشيخ الطوسى مع الخليفة العباسى فى سب الصحابة, بيعة الرضوان, اقوال النصارى فى عيسى بن مريم, على بن جعفر المشهور بقم, اسماء المنكرين على ابى بكر, معنى الصراط يوم القيامة, وقعة الحرة فى المدينة, تفسير قوله فان مع العسر يسرا, اباجهل وخباثته, فضيلة صوم رجب, ثواب زيارة الاخ المسلم وسؤره, الوجه فى ذهاب اميرالمؤمنين الى الكوفة وبقائه فيه, نور المؤمن يوم القيامة, وفاة فاطمة المعصومة(ع) كان قبل وفاة الامام الرضا(ع), قضية لوط(ع), مدة حياة نوح النبى و جهة قتل قابيل هابيل, المراد من التفسير بالرأى, النواب الاربعة, اجتماع يحيى بن اكثم والامام الجواد وسؤاله, قصة الجزيرة الخضراء, لبس السواد لعزاء الحسين(ع), ابيات خطاباً للامام الحسين(ع), حساب الجمل, مدة عمر فرعون و موسى, رجوع المسعودى الى التشيع, سلمان الفارسى, اسامة بن زيد و تخلف بعض الاصحاب عن جيشه, قضية خيبر, التوقيع الدال على ان الصدوق كان بدعاء الحجة(ع), معنى القادسية, علة الجهر فى المغرب والعشاء والفجر, التوقيع للصدوق من الامام الحجة(ع), فضيلة الامام الرضا(ع) وزيارته, استحباب زيارة المواضع الشريفة, توبة جعفر الكذاب, خروج المختار وشهادته وارسال رأس عبيدالله بن دياد الى السجاد(ع), تفسير بعض آيات القرآن, هشام بن الحكم, فرزدق, دعبل الخزاعى, قوله تعالى سبعاً من المثانيو ميثم بن يحيى التمار, ابوهريرة, روح القدس,…. روح ايمان در شناخت حقيقت نفس و روح انسان, تأليف آيةاللّه شيخ عبدالنبى عراقى(ره), تحقيق: حجةالاسلام والمسلمين ناصر باقرى بيدهندى, نور الاصفياء, ٥٨٤ص, وزيرى.
اين كتاب به زبان فارسى است, سعى شده است از جنبه هاى مختلف به موضوع كتاب پرداخته شود و عقيده نصوص اديان الهى و دانشمندان و حكماى الهى بيان گردد. بيشتر كتاب را نقل اقوال و متون تشكيل مى دهد و نويسنده با عناوين (فائدة) مطالبى از خود مى افزايد. آيات قرآن به صورت متن و ترجمه آمده و در مورد روايات و احاديث, به نقل ترجمه آنها اكتفا شده و محقق در پاورقى آدرس آيات و روايات را ذكر كرده است. متن كتاب در صفحه ٥٢٧ به پايان مى رسد و پس از آن ٥٥ صفحه فهرست هاى: مطالب كتاب, اعلام, آيات قرآنى, اشعار فارسى, اشعار عربى, و منابع تدوين و تحقيق كتاب مشاهده مى شود. بيشتر عناوين خرد و كلان كتاب توسط محقق, تأسيس و يا تكميل شده و متن كتاب بدون ويراستارى جديد عرضه شده است.
مقدمه محقق در شرح حال مؤلف مى نويسد:
زادگاه مرحوم آيةاللّه العظمى حاج شيخ عبدالنبى اراكى (١٣٠٧ـ ١٣٨٥هـ.ق) در اراك و در شب مبعث پيامبر(ص) بوده است. وى تا سال ١٣٢٧ به مدت ٢٠سال, دروس مكتب و نيز سطح حوزه اراك را به پايان مى رساند كه دو سال آن را در همدان به سر مى برد. پس از دو سال شركت در درس خارج بزرگان اراك رهسپار نجف گرديده در دروس فقه, اصول, رياضى, هيئت و نجوم شركت مى جويد و تا پايان تحصيل به قول خودش از بيست وهشت استاد و شيخ همچون سيد محسن عراقى (در كلام و حكمت), آخوند خراسانى, طباطبايى يزدى صاحب عروه, شيخ الشريعه اصفهانى, ضياءالدين عراقى, ميرزا حسين نائينى, ميرزا على آقا قاضى (در اخلاق و سير و سلوك) بهره مى برد و شاگردان بسيارى را نيز تربيت مى كند. وى پس از دو بار بازگشت به ايران بار ديگر به دعوت سيد ابوالحسن اصفهانى جهت تدريس در حوزه نجف راهى عتبات مى شود و پس از سال ها مجدداً به قم مراجعت مى نمايد. برخى از تأليفات وى كه بالغ بر يكصد مجلد است از اين قرار است: رساله عمليه, معالم الزلفى (شرح عروه در ٢٥جلد), انيس المقلدين, غوالى اللئالى (تقريرات بحث ايشان), كتاب المحاكمات, حاشيه بر وسيله, رسالة فى المعاد, رسالة فى البرزخ, رسالة فى الحسن والقبح.
پيشگفتار مؤلف شامل اظهار عقايد دينى و اعتراف نويسنده بر كمالات پيامبر(ص) و اشرفيت حضرت على(ع) و منزلت امامان و عصمت ايشان و بيزارى از مذاهب فاسده و شهادت به مرگ, برزخ و قيامت و بيان ويژگى هاى غيبت امام(ع) و نيابت او و مدعيان دروغى مى باشد.
در مقدمه كتاب سه مطلب آمده است كه در مطلب نخست و پنج دليل در علت نگارش كتاب و سپس مقدمه چينى جهت مطلب دوم به چشم مى خورد.
مطلب دوم كه به ذكر ادله وجوب شناختن نفس مى پردازد, شامل يازده دليل است با عناوين: وجوب شناخت خداوند, لزوم جلب منافع براى نفس, لزوم تزكيه نفس, ضرورت انديشيدن در نفس, ضرورت علم در اصول دين, لزوم دفع خوف و سخنى از نفس, راه شناخت مصالح و مفاسد, چراغى براى تاريكى ها, تشخيص ملايمات و منافرات و جلب رضايت حق, راهى براى شناخت موضوعات, ضرورت وجدانى خودشناسى.
در مطلب سوم با عنوان (خطابه) نصايحى را براى خواننده درباره مرگ و پس از آن و نعمت هاى اخروى و شناخت ريشه سعادت و شقاوت, و داستان بلبل شوريده و مور عاقبت انديش را مى آورد.
پس از اين بخش, وارد بخش اصلى كتاب مى شويم كه دربرگيرنده سه گفتار است. غرض اصلى از گفتار نخست, ذكر سخنان بزرگان اديان و مذاهب درباره حقيقت نفس ناطقه انسان است.
در پايان گفتار نخست, از مجموعه سخنان منقول, ظهور علت تامه براى قطع وجدانى را نتيجه مى گيرد. در گفتار دوم, در چهار فصل به چهار دليل اجماع, سنت, قرآن و عقل, درباره حقيقت نفس مى پردازد و سپس خاتمه اى با عنوان (مطالبى از ديگر كتاب هاى آسمانى) دارد.
نويسنده براى اثبات تواتر رواياتِ خلقت ارواح, دو هزار سال پيش از خلقت اجساد, ٢٦روايت شيعى نقل مى كند و در طايفه دومِ روايات متواتر, الفت ارواح قبل از آوردن به اين عالم را با پانزده روايت به تواتر مى رساند و در ميان آنها (فايده)اى در ارتباط فقر با دوستان اميرالمؤمنين(ع) دارد. در طايفه سوم روايات چهار حديث در معناى (فطرت الهى) دارد و در طايفه چهارم با ده روايت, بر سعادت و شقاوت قبل از خلقت, ادعاى تواتر معنوى مى كند. در طايفه پنجم تواتر روايات بر ميثاق الهى با ارواح در عالم ذر را اثبات مى كند. طايفه ششم روايات نيز شامل چهارده حديث در خلقت پيامبر(ص) و يا با ائمه(ع) است و طايفه هفتم بيست حديث در خلقت ارواح قبل از اجساد دارد و فوايدى از مؤلف در لابه لاى آن به چشم مى خورد. نويسنده در طايفه هشتم, بيست ونه روايت در باب عناوين مختلف راجع به حقيقت, ذات, روح و نفس آدمى جمع آورى نموده است كه بر دو مسئله تواتر اجمالى و معنوى دارند. در طايفه نهم, چهارده فقره از دعاهاى معصومين(ع) در باب خلقت ارواح قبل از اجساد ذكر شده است.
در فصل سوم, با چهارده آيه از قرآن كريم بر خلقت ارواح و نفوس قبل از اجساد و ابدان آنها, استدلال مى كند. در فصل چهارم, شش دليل عقلى بر مدعا به چشم مى خورد.
در خاتمه گفتار دوم, عباراتى از كتاب هاى آسمانى را برمى شمرد: انجيل هاى برنابا, متى, يوحنا, لوقا, نامه رسولان; تورات (صحيفه آدم, صحف ايوب, داود, سليمان و…); سپس تتمه اى در شبهات اين بحث مى آورد (يازده شبهه و پاسخ آنها)
گفتار سوم در (بقاى انسان پس از خرابى بدن) است, شامل چهار فصل درباره چهار دليل: اجماع جديد, سنت و اخبار, آيات (١٧ آيه) و ادله عقليه (١٢ دليل عقلى براى اثبات بقاى روح) و نيز خاتمه اى در استدلال به ساير كتب آسمانى يعنى اناجيل خمسه و تورات و زبور.
در فصل استدلال به روايات, مؤلف روايات بسيارى را در دوازده باب (طايفه) طبقه بندى مى كند با اين عناوين: روايات بيان جسد مثالى, سؤال قبر, زيارت مردگان و احسان در حق آنها, زيارت بزرگان, حالات ارواح پس از مرگ, آنچه بر ارواح كفار مى گذرد, جايگاه ارواح مؤمنان پس از مرگ, تجسم اعمال, حقيقت مردن و شرح آن, بقاى روح و نعمت ها و عذاب, محل نگهدارى كودكان و مؤمنان و كفار, عالم برزخ و احوال آن.
نويسنده, در هفتاد صفحه پايانى كتاب, عناوين مربوط به بحث را آورده است; از جمله در عنوان (خاتمه) ٤٢ وجه در توضيح حديث مشهور (من عرف نفسه فقد عرف ربه) ذكر مى كند. و در عنوان (نتيجه سخن) جهات عظمت معرفت نفس و راه هاى رسيدن به آن را ذكر مى نمايد و در پايان, مطالبى تحت دو عنوان (جهان قهرمان, پورياى ولى كيست؟) و (وصيت) دارد. قاسم شيرجعفرى المحنة بحث في جدلية الديني والسياسي في الإسلام, فهمى جدعان, أيار, كويت.
كتاب المحنة اثر فهمى جدعان براى آگاهى و كسب اطلاع از جريان محنت و علل و عوامل و چگونگى شكل گيرى اين جريان در تاريخ اسلام اثر قابل توجهى است. جريان محنت خلق قرآن از وقايع مهم و بزرگ تاريخ در عصر عباسى است كه براى مدت هاى مديد در پرده ابهام قرار داشت. بررسى علل و عوامل ايجاد اين جريان و روند تاريخى حوادث مربوط به آن در اين مقطع از تاريخ اسلام موضوع رساله نويسنده كتاب المحنة براى اخذ درجه دكترا از دانشگاه سوربن پاريس مى باشد كه بعداً ابتدا توسط انتشارات أيار در سال ١٩٨٩ در كويت و سپس در سال ٢٠٠٠ توسط مؤسسه عربى دراسات والنشر در بيروت به چاپ رسيده است.
تاريخ اسلام در مقاطع مختلف فراز و نشيب هاى بسيارى به خود ديده است و مسلمين حوادث و وقايع مختلفى را تجربه نموده اند. در نيمه نخست قرن سوم هجرى شاهد يكى از وقايع كم نظير در حيات سياسى, اجتماعى و دينى مسلمين مى باشيم. هنوز بيش از دو قرن از نزول قرآن سپرى نشده بود كه نظرات و ديدگاه هايى كه درباره آن ابراز گرديد موجبات تحولاتى را در جامعه اسلامى فراهم آورد كه پى آمد آن مناقشات كلامى عصر محنت بود.
جريان محنت كه از اوايل قرن سوم هجرى به صورت غير رسمى از سال ٢١٢هـ.ق و به صورت رسمى از سال ٢١٨هـ.ق آغاز شد و تا سال ٢٣٢هـ.ق به طول انجاميد. از نقاط عطف در تاريخ اسلام مى باشد كه طى آن يك رشته مباحثات و مجادلات كلامى خاصى كه پيرامون عقيده مسلمين درباره ذات بارى تعالى و كلام الله از مدت ها پيش رواج داشت, به اوج خود رسيد. از مدت ها قبل قدريه و سپس معتزله عقايد خاصى را در مورد هريك از مبادى اعتقادى ابراز مى داشتند كه مغاير عقيده عمومى جامعه بود و موجب مناقشاتى گرديد كه اوج آن جريان محنت قرآن بود. علت ناميدن اين دوره از تاريخ اسلام به عصر محنت به خاطر سؤال و امتحانى بود كه در محاكم خاص كه متوليان آن اكثراً عقايد معتزلى داشتند از مردم مخصوصاً فقها و محدثين در مورد مخلوق و حادث بودن يا ازلى و غير مخلوق بودن قرآن صورت مى گرفت و در اكثر منابع متقدم از اين سال ها به عنوان محنت و سختى براى علما نام برده شده است.
عقايد معتزله در اين دوره به اوج رشد و گسترش خرد رسيده بود و بسيارى از روشنفكران آن زمان پيرو عقايد معتزله بودند, بنا به دلايلى حكومت وقت در يك رويكرد سياسى عقايد معتزله را پذيرفت و سه تن از خلفاى عباسى براى پيشبرد سياست هاى خود مذهب معتزله را پذيرفتند و با مال و شمشير به حمايت آن برخاستند (ص١٧) و آن را به عنوان ابزارى براى اجراى نيات خود برگزيدند, پيرو آن دستگاه تفتيش عقايدى ايجاد شد كه در متون تاريخى به محنه و محنت معروف شده است.
اكثر محققانى كه پيرامون اوضاع سياسى و مذهبى اين دوره تأليفاتى نموده اند به نوعى اشاراتى به اين وقايع نموده اند. نويسندگان غربى به وقايع اين دوره از تاريخ اسلام بيشتر به خاطر محاكم تفتيش عقايد ترجمه نموده اند, از جمله پاتون در سال ١٨٨٧م. جريان محنت احمد بن حنبل را مورد بررسى قرار داده است.
Walter M. Patton, Ahmad Ibn Hanbal and Mihna, libririeet Imprimerie E. J. Brill, Leide, ١٨٨٧.
ولى اثر وى به علت تكيه بيش از اندازه به نوشته هاى قاضى عبدالجبار معتزلى و ملاحظات تاريخى اندك چندان قابل اعتماد نيست و پاتون اين جريان را از ديدگاه كلامى و اعتقادى خالص مورد توجه قرار داده است (ص١٥ـ١٦) وقايع اين دوره از تاريخ اسلام نزد محققان عرب اهميت خاصى دارد و اكثر كسانى كه در مورد تاريخ عباسى دست به پژوهش زده اند به اين مسئله نيز توجه كرده اند و در آثار خود مطالبى را در اين زمينه نوشته اند كه كتاب المحنة يكى از آخرين پژوهش هاى منتشر شده مى باشد.
كتاب المحنة در يك مقدمه, يك مدخل و پنج فصل تدوين شده است. مقصود نويسنده كتاب چنان كه در مقدمه اشاره نموده بررسى تمايلات متقابل بين دين و دولت و تجربه تاريخى مسلمين در اين زمينه در چارچوب جريان محنت است.