آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - تأملى در فرهنگ صَحيفةُ العَذراء - جوکار نجف
تأملى در فرهنگ صَحيفةُ العَذراء
جوکار نجف
يكى از اقدامات شايسته ايرانيان در دوره اسلامى, تاليف فرهنگهاى عربى به فارسى است. دانشورانى كه در اين زمينه گام برداشته اند, راههاى بهره ورى ايرانيان را از فرهنگ اسلامى بيش از پيش هموار نمودند. در سده هاى نخستين به جهت حضور فاتحان عرب در سرزمين ايران و معاشرت و برخورد فرهنگى نزديك بين ايرانيان و اعراب و نيز تلاش دانشوران ايرانى در راه شناسايى و روشنگرى اصول و معيارهاى زبان عربى, استفاده از اين زبان گسترده تر بوده است. اما با پيدايش جنبشهاى استقلال طلبانه در ايران و روى آورى مردم به احياى زبان فارسى, گرايش به زبان عربى رو به كاهش گذاشت و تنها در مباحث علمى و در سطح مدارس و بويژه در بهره ورى از متون اسلامى و قرآن و حديث محدود ماند. بنابراين نسلهاى بعد براى دستيابى به مفاهيم زبان عربى و برخوردارى از منابع دينى, به فرهنگ لغت عربى به فارسى نيازمند گرديدند.
فرهنگ لغت صحيفةُ العَذراء يا صحيفةٌُ سديديه در همين راستا و در ادامه تلاش پيشينيان نگارش يافته و يكى از آثار گرانسنگ قرن هفتم هجرى است. همان طور كه در اين كتاب آمده است انگيزه گردآورى آن, پاسخ به نياز فقها و طلاب تركمن١ و ديگر فارسى زبانان بوده است كه در زمينه قرآن و حديث نبوى و علوم اسلامى تحقيق مى نمودند.
درباره مؤلف
نام مؤلف, در سه جاى نسخه خطى با تفاوتى اندك آمده است:
الف: در ورق١: (اما بعد قال محمد بن عمر النسفى زاده الله توفيقاً و جعل السعادة لَهُ فى الدنيا والاخرة رفيقا…)
ب: (در ورق٢٦٦ آمده است: (قال ابوعبدالله محمد بن عمر النسفى وفقه الله تعالى بالخيرات…)
ج: در پايان كتاب, در ورق٣٠١, آمده است: (فرغ من كتاب الصحيفةُ العذراء المؤلف لها محمد بن عمر بن ابى بكر النسفى حامداً لله ومصلياً على نبيه…)
آشكار است كه نام مؤلف محمد و نام پدر وى عمر و كنيه اش ابوعبدالله٢ بوده است.
از مضمون دعاهاى ياد شده, از جمله (وفقه الله بالخيرات) و (زاده الله توفيقاً) وجعل السعاده له فى الدنيا و الاخرة رفيقاً, چنين برمى آيد كه محمد بن عمر النسفى در زمان تحرير اين نسخه (سال ٦٤٩ق) زنده بوده است. اما متأسفانه على رغم جستجوهايى كه در كتب تراجم و طبقات رجال صورت گرفت, اطلاعى درباره مؤلف به دست نيامد.
فرهنگ صحيفةُ العَذراء
اين فرهنگ, شامل اسم و فعل و مصادر و حروف است. مؤلف تنها به بيان معانى واژه ها بسنده نكرده, بلكه به آيات و احاديث و اشعار و امثال عربى نيز استناد كرده است. هرچند واژه ها و عبارات فارسى متن, كه در مقابل كلمات عربى آمده است, به دليل كوتاهى و اختصار, مجال بررسى ويژگيهاى سبكى كتاب را نمى دهد, اما باز مى توان ويژگيهاى گونه گون لهجه اى و گويشى منطقه ماوراءالنهر را در آن يافت.
منابع مورد استفاده مؤلف, كه در مقدمه كتاب از آنها ياد شده است, عبارتند از: السامى فى الاسامى, الهادى للشادى و المصادر زوزنى.
محمد نسفى خود اذعان دارد كه كتاب لغتى مشهورتر و روشنتر از سه اثر ياد شده نيافته است و لذا در صدد برآمده است كه در صحيفةُ العذراء اين سه اثر را مرتب نمايد:
فما وجدت ديواناً اشهر واوضح مفسراً بالفارسيه من (المصادر) لابى الفضل الحسن بن احمد الزوزنى رحمه الله و(السامى فى الاسامى) و (الهادى) لابى عبدالله احمد الميدانى, فرتبت هذه الكتب الثلثه على ترتيب حروف الهجاء….٣
نگارنده در تحقيق و جستجوى بيشتر در نسخه به اين نتيجه رسيد كه محمد نسفى على رغم اعلام اين موضوع, عملاً مجموع سه اثر ياد شده را ناكافى دانسته و لغات متعددى از منابع ديگر برگرفته است كه از ميان آنها مى توان به كتابهاى المغرب٤ و التهذيب٥ و صحاح٦ جوهرى اشاره كرد.
شيوه تنظيم و فصل بندى
همان طور كه در مقدمه متن آمده است, فرهنگ صحيفةُ العذراء براساس حرف آخر و اول تنظيم گرديده است. هريك از حروف هجاء بابى از ابواب اين كتاب را تشكيل مى دهد. آخرين حرف اصلى, لام الفعل, به عنوان باب و اولين حرف اصلى, فاءالفعل, فصل آن باب است. بنابراين هريك از بابها به ترتيب حروف هجاء داراى ٢٨ فصل است. مثلاً فعل نصر ذيل باب الراء و فصل النون, و فعل وصل ذيل باب اللام و فصل الواو آمده است. ضمناً باب الالف را پس از باب الواو واليا و به عنوان آخرين باب قرار داده است.
ناگفته نماند كتابشناس ارجمند, آقاى منزوى, در فرهنگنامه هاى عربى به فارسى,٧ و نيز در مقدمه لغتنامه دهخدا,٨ ضمن معرفى اجمالى اين فرهنگ, شيوه تنظيم آن را براساس حروف اول و دوم قلمداد كرده اند كه جا دارد در چاپهاى بعدى اصلاح گردد.
درباره نسخه
تنها نسخه موجود از اين فرهنگ, در كتابخانه احمد ثالث در طوپ قاپوسراى استانبول نگهدارى مى شود و ميكروفيلم و عكس اين نسخه ـ كه سالها پيش به كوشش شادروان استاد مينوى تهيه گرديده است, به شماره هاى ٥٣ و ٦٦ در كتابخانه آن مرحوم در تهران موجود است. اين نسخه در دو مجلد است; جلد اول آن از ورق١ تا ١٤٣ و جلد دوم از ١٤٤ تا ٣٠١ مى باشد.
نگارنده با همه جستجوهايى كه در فهرستهاى مختلف نسخ خطى به عمل آورد, نسخه ديگرى از اين كتاب را نيافت. فقط در يك جا از صحيفةُ العذراء ياد شده است و آن در حاشيه صفحه ٣٣٩ كتاب تكمله الاصناف٩ در توضيح كلمه الفقاع, با خطى غير از متن آمده است: (ذكر فى الصحيفةُ العذراء: فواقع الماء وفقاقيعه لما ينتفخ منه). در حالى كه ورق ١٥٢ كتاب صحيفةالعذراء آمده است: (الفاقعة: الداهية, فواقع الدهر بوايقه; الفقعة: كشنج سپيد; الفقاع: معروف, الفقاقيع جمع الفاقعه الذى يقال حباب الماء).
چون تكمله الاصناف در نيمه اول قرن ششم١٠ و نزديك به يك قرن پيش از كتابت نسخه حاضر (صحيفةُ العذراء) نگارش يافته است, معلوم مى شود كه حاشيه مزبور بعداً به وسيله فرد ديگرى بر آن كتاب افزوده شده است. همچنين از مقايسه عبارت صحيفةُ العذراء و حاشيه تكمله الاصناف چنين برمى آيد كه نسخه ديگرى از اين كتاب موجود بوده و با نسخه حاضر (نسخه استانبول) تفاوتهايى داشته است. ناگفته نماند كه هم اكنون مراحل بازنويسى و تصحيح اين نسخه به اتمام رسيده و آماده چاپ است.
امتيازات صحيفةٌُ العذراء
ارزش فرهنگ صحيفةُ العذراء تنها در گزارش واژه هاى عربى به فارسى نيست. چه بسا در اين زمينه, فرهنگهاى ديگرى را بتوان يافت كه حتى از نظر فراوانى واژگان, گسترده تر از اين اثر باشد. آنچه اين اثر را بر ديگر فرهنگها برترى مى بخشد, داشتن ويژگيهايى چند است كه به پاره اى از آنها در زير اشاره مى شود:
١. آوردن شواهدى از آيه و حديث و امثال و اشعار عربى. حال آنكه فرهنگهاى عربى به فارسى ديگر, از قبيل السامى فى الاسامى و تاج الاسامى و… فاقد اين ويژگى هستند.
٢. برخلاف ديگر فرهنگهاى كهن كه به اسم يا مصدر پرداخته اند, اين اثر به صورت مباحث مختلف واژگانى, از قبيل اسم و حرف و مصدر و فعل و ريشه هاى فعلى و اشتقاقها را در خود جاى داده است.
٣. برخوردارى از ويژگيهاى لهجه اى و محلى و خصوصيات زبانى منطقه ماوراءالنهر, اين اثر را به عنوان شاهدى زنده و كارآمد در جهت بررسى تحول زبان و عوامل زبان شناختى آن منطقه قرار مى دهد. بويژه آنكه تدوين اين كتاب به دوره اى (قرن هفتم) برمى گردد كه زبان فارسى راه كمال را مى پيموده است.
٤. كاربرد پاره اى از واژه ها و تركيبات نادر كه گاه در هيچيك از فرهنگهاى موجود فارسى نيامده است و گمان مى رود كه جنبه محلى و منطقه اى داشته است. يكى از گامهاى مؤثر در راه شناخت فرهنگ محلى مناطق مختلف و نيز پربار ساختن درخت كهنسال زبان و ادب فارسى گردآورى اين گونه واژه هاست. معانى اين لغات در كنار معادل عربى آنها و در مقايسه با فرهنگهاى ديگر كاملاً روشن است. بنابراين آوردن اين نوع واژه ها در فرهنگهاى جامعتر ترديد برانگيز نخواهد بود.پاورقي:
١. قال محمد بن عمر النسفى ـ زاده الله توفيقاً وجعل السعادة له فى الدنيا والاخرة رفيقاً ـ انى لما رايت حاجه الطلاب ماسةً الى علم الادب وكثرة احتياجهم الى معانى الالفاظ العرب مفسراً بالفارسيه لاسيما من يروم الى تحصيل علم من علوم الاسلاميه كالفقه والكلام وتفسير كلام الله العزيز… ومعانى احاديث المصطفوية… خصوصاً من بينهم فقهاء التراكمة من قلة اشتغالهم بالعربية وقصور درايتهم بالاشتقاقات العويصة… فماوجدت ديواناً اشهر واوضح مفسراً بالفارسيه من (المصادر) لابى الفضل الحسن بن احمد الزوزنى رحمه الله و(السامى فى الاسامى) و(الهادى) لابى عبدالله احمد الميدانى فرتبت هذه الكتب الثلثة على ترتيب حروف الهجاء.
٢. آقاى منزوى در كتاب فرهنگنامه هاى عربى به فارسى مؤلف صحيفةُ العذراء را سديدالدين ابى الفضائل محمد بن عمر بن ابى بكر النسفى معرفى كرده است. ر.ك: فرهنگنامه هاى عربى به فارسى, انتشارات دانشگاه تهران, ١٣٣٧, ص١٤٠.
٣. فرهنگ صحيفةُ العذراء, نسخه عكسى, ورق١/ب.
٤. ظاهراً منظور مؤلف, كتاب المغرب فى ترتيب المعرب, تأليف ابوالفتح مطرزى حنفى خوارزمى بوده است. اين كتاب به سال ١٣٢٨ در دو جزء در حيدرآباد دكن منتشر شده است.
٥. تهذيب اللغه ازهرى, ابومنصور محمد بن احمد, انتشارات مصر, الدار المصريه للتاليف والترجمه, ١٣٨٤ق, به تحقيق عبدالسلام محمد هارون.
٦. صحاح (تاج اللغه وصحاح العربيه), تاليف ابونصر اسماعيل بن جماد الجوهرى, تصحيح احمد عبدالغفور عطار, دارالعلم الملايين, بيروت ١٤٠٧ق.
٧. (ترتيب كلمات: كلمات مرتب به حروف هجاء در آغاز كلمه و دوم آنهاست و در دو مجلد است. ديباچه را به عربى نگاشته و از آن برمى آيد كه كتاب را براى فقيهان تركمن تاليف كرده است تا به آموزش عربى آنان كمك كرده باشد). ر.ك: فرهنگنامه هاى عربى به فارسى, علينقى منزوى, انتشارات دانشگاه تهران, ١٣٣٧, ص١٤١.
٨. لغتنامه دهخدا, مقدمه, ص٣٠٥.
٩. تكملة الاصناف تاليف على بن محمد الاديب الكرمينى, مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان (نسخه عكسى).
١٠. ر.ك: نامواره دكتر محمود افشار, ج٤, به كوشش ايرج افشار با همكارى كريم اصفهانيان, تهران ١٣٦٧. مقاله واژه هاى فارسى ناشناخته تكمله الاصناف, نوشته نجيب مايل هروى, ص٢١٤٣.