آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - وقف كتاب در دوره صفوى - سجادى خوراسگانى محمدباقر

وقف كتاب در دوره صفوى
سجادى خوراسگانى محمدباقر

وقفنامه كتابخانه مدرسه چهارباغ اصفهان
وقف كتاب از كهنترين و در عين حال از ارجمندترين موارد وقفى است كه در تاريخ وقف مطرح بوده و هست. اين قبيل وقف, در كنار وقف بناهاى آموزشى, از اركان مبحث ارتباط وقف با فرهنگ و دانش است. خارج كردن يك اثر از حيطه خريد و فروش روزمره بدان معناست كه اين اثر متعلق به تمامى فرهنگ دوستانى است كه واقف, اين كتاب را براى آنان وقف كرده است. بدين ترتيب كتاب از انحصار فردى خارج شده و در اختيار عموم قرار مى گيرد. به يقين فلسفه وقفِ كتاب, همين خارج كردن از انحصار بوده و كسانى كه آثار وقفى را, اعم از خطى يا چاپى, مجدداً به انحصار خويش درآورده اند ـ حتى برخى از مديران كتابخانه ها ـ ولو خود را مالك آن ندانند, برخلاف نيّت واقف عمل كرده اند. خواهيم ديد كه در همين وقف نامه كه در ادامه آمده واقف كتابها قيد كرده است كه: (جمعى كه به جهت انتفاع آنها را نگاه مى دارند معطل نگذارند.)
در دوره صفوى, پا به پاى وقف بناهاى آموزشى, وقف كتاب نيز مطرح بود. هر مدرسه, كتابخانه اى را مى طلبيد و كتابخانه هم كتابهاى چندى را. طبعاً واقف براى تكميل كار خود, لزوماً به كار كتابخانه نيز مى پرداخت و كتابهايى را براى آن تهيه مى كرد. حد اقل كتابهايى كه تهيه مى شد, كتابهايى بود كه امروزه آنها را به عنوان كتابهاى مرجع مى شناسند. در اين كتابخانه ها امهات كتب فقهى, حديثى, كلامى و لغت وجود داشت. واقف چه بسا در ضمن وقفنامه, ليست كتابهاى وقفى را نيز ضميمه مى كرد. نمونه اى از اين قبيل وقفنامه ها, وقفنامه مدرسه جدّه كوچك اصفهان است كه بانى مدرسه, بلكه اعتماد الدوله وقت و شمارى ديگر از بزرگان آن روزگار آنها را وقف مدرسه كرده و اسامى آنها در پشت وقفنامه مدرسه آمده است. آثارى از قبيل تفسير كشاف, مختلف الشيعه در فقه, شرايع, تاج المصادر, الدروس, كشف الغمه, صحاح اللغة, اربعين شيخ بهايى و… در شمار آثار فراوانى است كه وقف كتابخانه مدرسه مزبور بوده است.
در كنار وقف كتاب, گاه رقباتى براى استنساخ كتاب اختصاص مى يافته است. از جمله اين موارد به عهد صفوى حمام خسرو آقا و نقش جهان در اصفهان است كه درآمد حاصل از آن, وقف استنساخ كتابها بوده است. از نماى اين حمام كه در عصر اخير صفوى توليت آن با علامه مجلسى بوده آثارى پديد آمده كه اكنون در برخى از كتابخانه ها مى توان آنها را ملاحظه كرد. در پشت اين آثار معمولاً وقفنامه اى است كه ضمن آن تصريح شده كه كتاب مزبور از درآمد حمام مزبور كتابت شده است.١ يك نمونه آن ـ كه وقفنامه آن را مير عبدالباقى خاتون آبادى نوشته ـ كتاب ملاذ الاخيار فى فهم تهذيب الاخبار علامه مجلسى است.٢ متن يكى از يادداشتهاى پشت اين قبيل كتابها كه وقفنامه آن كتاب است چنين است:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله وسلام على عباده الذين اصطفى
اما بعد: فهذا الكتاب المستطاب مما عمل وصنع واستنسخ من نماء الحمام الواقع فى اراضى نقشجهان ببلدة اصفهان من اوقاف السلطان الاعظم والخاقان الأعدل الاكرم ملجأ الاكاسرة وملاذ القياصرة, كهف طوائف الامم مولى ملوك العرب والعجم, ناصب رايات العدل والانصاف, ماحى آثار الجور والاعتساف, محيى مراسم الشريفة الغراء, مشيّد قواعد الملة البيضاء, فرع الشجرة الطيبة النبوية, غصن الدوحة العلية العلوية, مُمهّد أساس الدين المبين ومروج آثار آبائه الطاهرين اعنى السلطان بن السلطان والخاقان بن الخاقان ابوالمظفر سلطان سليمان الموسوى الصفوى بهادرخان شدّ الله اطناب دولته بزياد الخلود وزين سرير سلطنته بدرر العزّ والسعود فوقفته بأمره الأعلى على الشيعة الامامية الاثنى عشرية وقفا ثابتاً لايباع ولايشترى ولايوهب ولايحبس عن مستحقه وجعلت توليته والنظر فيه للسيد الأيد الفاضل الكامل التقى الذكى الامير عين العارفين القمى وفقه الله تعالى لمراضيه ثم لمن عينه السيّد لذلك وهكذا ثم الى العالم المحدث الصالح المتوطن فى بلدة قم او بلدة اصفهان صانهما الله عن الحدثان ومع التشاح الى من اخرجه القرعه منهم (فمن بدّله بعد ما سمعه فانما اثمه على الذين يبدلونه).
قد كتب الداعى لخلود الدولة القاهرة محمد باقر بن محمد تقى المجلسى عفى عنهما فى شهر رجب الاصب سنة خمس وتسعين بعد الالف الهجرية والحمد لله اولا واخراً وصلى الله على سيد المرسلين محمد وعترته الاكرمين مهر علامه مجلسى
در حاشيه افزوده شده: وعلى من أخذه أن لايحبسه مع عدم حاجته اليه وأن يرده الى المتولى او من يقوم مقامه فى كل ستة اشهر مرّة ومع عدم قضاء وطره يأخذه بإذن جديد.*
بايد دانست كه وقف كتاب در شرايط خاصى صورت مى گرفت. اين امر بسته به ديدگاههاى واقف بود. اگر واقف مخالف فلسفه و عرفان بود از وقف كتابهاى فلسفى و عرفانى پرهيز مى كرد و حتى شرط مى كرد تا دانش پژوهان مدرسه از مطالعه اين كتابها نيز خوددارى كنند. به عنوان نمونه در وقفنامه مدرسه مريم بيگم ـ كه در حوالى چهار راه نقاشى, واقع در خيابان نشاط در اصفهان بوده و اكنون به جاى آن دبستانى ساخته شده ـ آمده است: (و بايد كه كتابهاى علوم وهيمه, يعنى علوم مشكوك و شبهات, كه به علوم عقليه و حكمت مشهور و معروف است, مثل شفا و اشارات و حكمةالعين و شرح هدايه و امثال ذلك به شبهه دخول در مقدمات علوم دينى نخوانند.)٣ اين نگرش محصول جنبش ضد فلسفه و عرفان است كه در سالهاى اخير عصر صفوى فراگير شده بود. از جمله در وقفنامه مدرسه چهارباغ نيز آمده است كه طلاب بايد (از مباحثه كتب حكمت صرف و تصوف در مدرسه مباركه احتراز) كنند.٤ مدرسه چهار باغ اصفهان و كتابخانه آن
يكى از مدارس مهم اصفهان كه در دوره ميانى سلطنت سلطان حسين صفوى, در فاصله سالهاى ١١١٦ تا ١١٢٦ ساخته شد ـ و البته از سال ١١٢١ درس و بحث در آن آغاز گرديد٥ ـ مدرسه چهارباغ, يا مدرسه سلطانى, اصفهان است. مدرسه اى كه خود شاه نيز حجره اى از آن را به خود اختصاص داده بود. شرح تاريخچه و عظمت مدرسه مزبور از لحاظ معمارى, مسأله اى است كه در جاهاى ديگر مورد بحث قرار گرفته است.٦
شاه صفوى پس از بناى مدرسه, كتابخانه اى نيز براى آن بنا كرد و خود به وقف شمارى كتاب جهت آن همت گماشت. قاعدتاً بايد كسان ديگرى نيز دست به اين اقدام زده باشند. از آنجا كه بناى اين مدرسه در اواخر عصر صفوى بود, نبايد در آن دوره, كتابخانه توسعه فراوانى يافته باشد. با اين حال شاه جهت كتابخانه, وقفنامه ويژه اى تنظيم كرده كه قواعد استفاده از كتابها نيز در آن آمده است.
در وقفنامه بلند مدرسه چهارباغ و در ضمن اشاره به مخارج مدرسه از هر جهت, ضمناً از مخارج كتابدار مدرسه نيز ياد شده است. از جمله هفت تومان, گويا سالانه, براى كتابدار معين شده است; با اين عبارت: به دستور تسليم كتابدارى كه متولى شرعى به جهت كتب وقفى مدرسه مباركه مزبوره تعيين نموده باشد نمايند, مقرر آنكه كتابدار مزبور در اكثر اوقاتى كه طلبه را رجوع به كتابهاى وقفى بوده باشد در مدرسه حاضر بوده, ضبط كتب وقفى حسب الواقع نموده صيانت آنها از تلف و ضياع نمايد و داد و ستد آنها را به شروحى كه در ظهر كتب مزبوره مرقوم است نمايد.٧
از اين سخن اخير چنان به دست مى آيد كه شروطى را كه مربوط به استفاده از كتابهاى وقفى بوده در پشت كتابها ـ به اجمال يا تفصيل ـ مى آورده اند. اين شروط همانهاست كه در وقفنامه كتابهاى مدرسه آمده و ما در ادامه, متن كامل آن را چاپ مى كنيم.
از سرنوشت اين كتابخانه در گذر تاريخ آگاهى نداريم. تنها در يكى از مصادر متأخر آمده است كه كتابهاى كتابخانه مزبور, كه در دوره سلطه افاغنه در معرض تهديد بوده, از طرف متولى در سردابه اى ريخته شده و متأسفانه پس از چندى بسيارى از آنها ضايع شده است.٨ قاعدتاً بايد به دليل داير بودن مدرسه در دوره قاجار, كتابخانه مدرسه آباد شده باشد. بررسى وضعيت كتابخانه در اين دوره تا انقلاب اسلامى نياز به تحقيق و تتبع جدى دارد و لازم است براى روشن شدن ميراث برجاى مانده آن از ساكنان قديمى مدرسه و متوليان سابق و لاحق آن آگاهيهاى ضرورى به دست آيد.
اينك متن وقفنامه كتابخانه مدرسه چهارباغ كه شاه سلطان حسين صفوى آن را تنظيم كرده و از جهت شناخت پاره اى مسائل درباره تاريخ كتابدارى داراى ارزش قابل ملاحظه اى است. نسخه اين وقفنامه به شماره ٩٦٠٧ در كتابخانه آيت الله مرعشى نگاهدارى مى شود. متن حاضر براساس همين نسخه آماده شده است.

بسم الله الرحمن الرحيم
الله اله الهى
محمد مصطفى چهارده معصوم صاحب الزمان
حمدى كه واقفان اسرار مُلك و ملكوت و ثنائى كه عارفان معالم قُدس و جبروت گزارش آن را ديباچه صحايف معرفت و دانايى دانند و اداى آن را مقدمه كتاب فهم و شناسايى خوانند, خداوند علاّم الغيوب را رواست كه آيات وَحدَتِ ذات بيچون و آثار قدرت كامله از قياس بيرون را به بنيان قلم (كُن فَيَكون) بر اوراق ليل و نهار و صفحات اجزاى روزگار تحرير و بيان فرمود تا طالبان علوم ربّانى و جويندگان معارف ايمانى به كنوز حقايق دانشورى و رموز دقايق هنرپرورى راه برده, عالِمِ احكام كتابهاى آسمانى و كاشف استار از وجوه الفاظ و معانى گردند, و رسايل صلوات تامّات و مجموعه هاى تسليمات ناميات وقف مسكن رسول مُبين و صاحب مقام امين و اوصياى گزين و اولاد معصومين او ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ را شايد كه به تعليم اصول و فروع دين و ارشاد به حق اليقين صاحبان مدارك و افهام و سالكان مسالك پيروى ائمه انام را به منتهى المطلب فوز ابدى و حيات القلوب سعادت سرمدى رسانيدند و به هدايت كافيه و دلالت وافيه سَبَق خوانان مدرسه ايجاد و وظيفه خواران زاد معاد را قابل مراتب عاليه ايمان و ساكن بهشت جاويدان گردانيدند.
اما بعد, كشّاف مضامين صدق مفاد شرح اين مقاصد خير بنياد است كه چون نوّاب كامياب خلائق مآب شاهنشاه دين پناه ظلّ الله المنصور المؤيّد من عندالله, بانى مبانى شريعت پرورى مشيِّد اركان معدلت گسترى, باسط بساط عدل و داد و ماحى آيات جور و بيداد بنده خاكسار آستان سيّد أنبيا, چاكر دربار سرور اولياء و اصفيا خادم عتبات ائمه اثنى عشر مروّج سنن سنيّه حضرت خيرالبشر ـ عليهم صلوات الملك الاكبر ـ واسطه نظام ليالى و ايام, شيرازه اوراق شهور و اعوام گردون رفعتى كه عنوان منشور باهر النّور شهر ياريش به طغراى غرّاى (قُل اللّهم مالِكِ المُلك تُؤتى المُلكَ مَن تَشاء) [آل عمران/٢٦] مطرَّز و موشَّح است; آسمان شوكتى كه ديباچه فرمان فرمانروايى و جهان دارييش به سرلوحه زيباى (وَا§تَيناهُ مُلكاً عَظيماً) مزيّن و منقّش است, صاحب نسب بزرگوار نبوى فايز حسب با اعتبار علوى, پشت و پناه اهل ايمان, مُظهر آثار لطف و احسان, سلطان سلاطين زمان, پادشاه پادشاه نشان, السلطان بن السُّلطان و الخاقان بن الخاقان ابوالمظفر ابوالمنصور السلطان حسين الصفوى الموسويّ الحسينى بهادُرخان ـ مدّ الله تعالى ظلال معدلته على مفارق الأنام وجعل دولته متّصلة بدولة المهدى عليه الصلاة والسلام ـ پيوسته انتشار قواعد علوم دين مبين و اشتهار شعاير شرايع ملّت مستبين حضرت سيد المرسلين ـ عليه أفضل صلوات الله المصلين ـ و تكثير علماى دين دار و ترفيه طالبان علوم سعادت مدار و تهيه اسباب تحصيل و تمهيد مايحتاج تكميل آن قوم نبيل را منظور نظر انور كيميا اثر و مركز ضمير منير حق پرور عدالت گستر نموده و از خالص مال حلال, مدرسه عديم المثال در جنب چهارباغ دارالسلطنه اصفهان ـ صانها الله تعالى عن طوارق الحدثان ـ به جهت سُكنى و مأواى ايشان احداث و بنا فرموده اند و به فضل خالق أنام آن نيكو مقام رتبه اتمام يافته. لهذا از جمله تهيئه اسباب تحصيل آن فريق توفيق نشان كه تيسير آنها منظور آن خسرو اهل زمان اين كتاب را با ساير كتبى كه در ظهر هر يك وقفيه به همين شرح مرقوم گرديده است, قربة الى الله تعالى و طلباً لمرضاته وقف صحيح لازم مؤيَّد شرعى و حبس صريح جازم مخلَّد ملّى نمودند بر شيعيان اثنى عشريه ـ كثرهم الله تعالى بين البريّة ـ به اين نهج كه:
هميشه در ضبط و تحويل كتابدارى كه به جهت مدرسه مباركٌ مزبوره تحويل مى شود, بوده هريك از طلبه عظام سكنه مدرسه مذكوره كه محتاج به آنها باشند به تجويز مدرس مدرسه مزبوره بگيرند و به قدر احتياج نگاه داشته از آن منتفع شوند و زياده از قدر احتياج نگاه ندارند.
و اگر كسى از شيعيان غير ساكنين آن مدرسه محتاج به آنها باشد و خواهد, بعد از تجويز مدرّس, قبض به مهر مدرّس به كتابدار مذكور سپارد و كتاب را گرفته به قدر احتياج نزد خود نگاه داشته از دارالسلطنه اصفهان نبرد و اگر مدرس خاطر به او جمع ننمايد و مناسب داند, رهن از او گرفته كتاب را به او دهد.
و هريك از كتب مزبوره كه بردن آن به مَشاهد مشرفه به جهت زيارات و ساير اعمال مرغوبه و عبادات مناسب باشد, اگر كسى خواهد و محل اعتماد مدرس باشد يا رهن دهد, بعد از تجويز مدرس و قبض به مهر او جايز است كه آن كتاب را به موعد معين به نحو مزبور از اصفهان بيرون برد و بعد از انتفاع و رفع رجوع بازآورده به كتابدار سپارد و به هر تقدير در محافظت آن از تضييع و تلف كمال اهتمام و سعى نمايند.
و مادام كه در اصفهان باشد هر شش ماه يك مرتبه به نظر مدرس رسانند تا خاطر خود را از وجود و ضايع نشدن آن جمع نمايد و هرگاه باز خواهند و مدرس اذن جديد دهد, باز برده به نحو مسطور از آن بهره ياب گردند.
و مدرس مدرسه مباركه مزبوره در باب منتفع شدن ارباب احتياج بل كافّه طلبه علوم و شيعيان از آنها و ضبط از تلف و ضايع شدن نهايت سعى و اهتمام و در هريك از مراتب مزبوره فوق به لوازم آن قيام نمايد.
و اعليحضرت واقف ـ حرسه الله تعالى من جميع المخاوف ـ شرط شرعى فرموده اند كه كتب مزبور را نخرند و نفروشند و نبخشند و رهن ننمايند و در عرصه زوال و انتفال در دنيا نياورند. و جمعى كه به جهت انتفاع آنها را نگاه مى دارند معطّل نگذارند و هرگاه اهل علم از آنها منتفع شوند در اوقات شريفه, آن ولى نعمت عالميان و قبله گاه جهانيان را به دعاى خير ياد نمايند.
تغييردهنده وقف مزبور به لعنت الله و نفرين حضرت رسالت پناهى و ائمه معصومين ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ گرفتار گردد: (فَمَن بدّلَهُ بَعدَ ماسَمِعَهُ فَإنّما إثمُهُ عَلَى الّذينَ يُبَدِّلُونَهُ إنَّ اللهَ سَميع عَليم) [بقره/١٨١].
و اعليحضرت واقف ـ جعله الله تعالى §امناً من جميع المخاوف و واقفاً على سبيل الهدى فى كل المواقف ـ ثواب اين وقف را, قربة الى الله تعالى, هديه نمودند به ارواح مطهّره حضرت مقدسات سدره مرتبات عرش درجات ـ عليهم السلام ـ كه اوّل ايشان حضرت رسول امين مختار جناب ربّ العالمين, مقصود از ايجاد افلاك, مخصوص بخطاب (لَولاك) خاتم الانبياء ـ صلى الله عليه واله وسلّم ـ واخر ايشان خاتم اوصياء, هادى راه هدى, به امر خدا غايب, امر و زمان را صاحب, امام به حق, پيشواى مطلق, حجةالرّحمن ـ صلوات الله وسلامه عليه ـ است.
وكان تحرير ذلك فى شهر ربيع الثانى من شهور سنّة عشرين ومائة بعد الألف من الهجرة المقدسة النبوية على مهاجرها آلاف صلوة وسلام وتحية.
مهر شاهپاورقي: ١. ميراث اسلامى ايران, دفتر سوم, ١٣٧٥, ص١٠٧ـ ١٠٨. ٢. نسخه ش٤٨٣٥ كتابخانه آيت الله مرعشى. *. با تشكر از دوست دانشور استاد رضا مختارى كه متن فوق را را در اختيار ما گذاشتند. ٣. تاريخچه اوقاف اصفهان, ص٢٩٩. ٤. همان, ص١٦٩. ٥. فرائد الفوائد در احوال مدارس و مساجد, ص٢٩٠ (تهران, ١٣٧٤). ٦. ر.ك: مجله فرهنگ اصفهان, ش١, مقاله (مدرسه چهارباغ) از آقاى محمد حسين رياحى, ص٥٣ ـ٦٠ و مصادر همان مقاله. ٧. تاريخچه اوقاف اصفهان, ص١٦٧. ٨. جغرافياى اصفهان, ميرزا حسين تحويلدار, ص٤٨.