آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣
گزيده مأخذشناسى نقش زمان و مكان در فقه
نورى محمد
شناخت منابع گام آغازين و شرط لازم در پژوهش است. بدون دستيابى به منابع پژوهش و كاويدن پژوهشها و منابع و متونى كه در سامان دادن پژوه بكار مىآيد، موضوعى را پرداختن بى گمان از استوارى لازم برخوردار نخواهد بود، از اين روى كتابشناسى و بازشناسى و تدوين منابع در جهت يارى رسانى به پژوهشهاى از تلاشهاى سودمند و ستونى در مسير تحقيق است. آنچه اينك عرضه مىشود گزيده مأخذشناسى «نقش زمان و مكان در فقه» است كه مجموعهاى از مقالهها و كتابها و پژوهشهاى سامان يافته در اين باره را بگونهاى توصيفى گزارش كرده است.
كتابها
- ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمّد. «در ميان افراد بشر فقيهان از همه كس از امور سياست دورترند». مقدمه ابن خلدون، جلد دوم. ترجمه محمّد پروين گنابادى. تهران: ترجمه و نشر كتاب، ١٣٥٩. ص ١١٤٦ - ١١٤٨.
دورى فقيهان از مقتضيات زمان و مكان توجه ابن خلدون را جبل كرده و طى يك فصل، به بررسى آن پرداخته است. چكيده اين كاوش از اين قرار است: غور در مسائل نظرى و قياسها و استدلالهاى فقهى و دورى از جزئيات و امور خارجى، موجب گسستگى از واقعيات اجتماعى شده و اگر به سياست كه يك فن واقعگر است وارد شوند، دچار اشتباه خواهند شد.
- الهامى، داود. «كوشش براى هماهنگى دين با مسائل روز». اسلام دين جهانى و جاودانگى. قم: دارالتبليغ، بى تا، ص ١٧٧ - ١٧٩.
تفكر انطباق دين با مقتضيات زمان، انديشهاى است كه در دوره بيدارگرى و احياى اسلامى پديدار گشت. اوّلين جرقههاى آن در ذهن محمّد عبده و سيّد جمال الدين اسد آبادى درخشيد و در مصر توسط عالمان الازهر، مانند شلتوت، تداوم يافت.
- برهانيان، عبدالحسين. زمان و مكان در اجتهاد. مدرسه عالى شهيد مطهرى، ٧٠ - ١٣٦٩.
اين اثر، پايان نامه كارشناسى ارشد مؤلف است كه در تبيين ديدگاه امام (ره) نگارش يافته و فراهم آمده از پنج فصل است. كليات، عوامل مؤثر در تحول اجتهاد، تأثير و تغييرات زمان و مكان در اجتهاد، موارد تأثير زمان و مكان در اجتهاد، نسخ شرايع و علل تغيير مقتضيات بشر.
- البوطى، محمد سعيد رمضان. «مجمل الشبهات التى تثار حول تطبيق الشريعة الاسلامية فى العصر الحديث» (عربى). العودة الى الاسلام، دمشق: الرسالة، ١٤١٣ ق. ص ٨٩ - ٩٣٨.
- تفاحه، احمد زكى. «صلاحية التشريع الاسلامى لتطبيق لكل زمان و مكان» (عربى). الاسلام و الحكم. بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، بى تا، ص ٢٢٧ - ٢٩٧.
احكام اسلام نه مطلقاً متغير و نه مطلقاً ثابتند، بلكه برخى از آنها ثابت و برخى ديگر تغيير پذيرند. تغيّر و تطوّر احكام، به دليل تطوّر زمان و پيش آمدن حوادث مختلف است.
- جمال، احمد محمد. «حول تغير الاحكام بتغيير الازمان». البعث الاسلامى، جلد نوزدهم، ش ٥، ص ٦١ - ٦٤.
- جناتى، محمّد ابراهيم. «نقش زمان و مكان در اجتهاد». ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى. چاپ اول: تهران، كيهان، ١٣٧٢، ص ٤٣٥ - ٤٧٩.
موارد و نمونههاى تأثير زمان و مكان در اجتهاد مورد بررسى قرار گرفته است. نويسنده قايل به تأثير بى واسطه زمان و مكان در ناحيه ملاكها و موضوعات احكام فقهى و نه در ناحيه خود احكام يا در منابع و ادلّه است. از اين رو زمان و مكان را صرفاً در «اجتهاد تفريعى و تطبيقى» مؤثر مىداند. تغيير موضوعات يا تغيير ويژگيها و شرايط آنها، احكام جديدى مىطلبد كه مجتهد با تكيه بر مصادر فقهى ارائه مىنمايد.
- حبيب، ه. ا. ر. «مبادى الروح العصرية، الديانة المتجدد، القانون و المجتمع» (عربى). الاتجاهات الحديثة فى الاسلام. ترجمة هاشم الحسينى. بيروت، دارالمكتبة الحياة، ١٩٦٦ م، ص ٦٧ - ١٤٣.
- حسن، حسن عباس. «التطور و التحول» (عربى). الصياغة المنطقيةللفكر السياسى الاسلامى. بيروت، الدار العالمية، ١٤١٢ ق. ص ٦٩ - ٨٠.
- حسين، محمد الخضر. الشريعة الاسلاميه صالحة لكل زمان و مكان. (عربى). قاهره، ١٣٩١ ق.
چكيده اين كتاب تحت عنوان مزبور به صورت مقاله در مجله نور الاسلام (قهره)، مجلد اول، ش ٣ (ربيع الاول ١٣٤٩) منتشر شده است.
- حنفى، حسن. التراث و التجديد (عربى). چاپ اول: قاهره، المركز العربى للبحث و النشر، ١٩٨٠ م.
- خان، وحيد الدين. الاسلام و العصر الحديث (عربى). ترجمه قطر الاسلام خان. بيروت: دارالنفائس، ١٩٨٦ م. ١٥٧ ص.
- داويد، رنه. «انطباق حقوق اسلامى با دنياى جديد». در مجموعه نظامهاى بزرگ حقوقى معاصر. ترجمه حسين صفايى و ديگران. تهران، نشر دانشگاهى، ١٣٦٤، ص ٤٥٥ - ٤٦٢.
نويسنده كه از حقوقدانان فرانسوى است، فصل اول از بخش چهارم اين كتاب را به حقوق اسلامى اختصاص داده و ذيل سه عنوان «اساس تغييرناپذير حقوق اسلامى»، «انطباق حقوق اسلامى با دنياى جديد» و «حقوق كشورهاى اسلامى»، به بررسى پرداخته است. در عنوان دوم به مكانيسم انطباق فقه اسلام با دنياى جديد مىپردازد. وى تأكيد دارد كه فقه اسلامى به گذشته تعلّق ندارد و در عصر حاضر كشورهاى اسلامى مورد قبول است. آنگاه شيوهها و ابزارهايى كه فقه را در عصرهاى مختلف فعال مىسازد مورد بررسى قرار داده و چهار شيوه و ابزار را برشمرده است: استمداد از عرف و عادت، استفاده از قرار داد، حيلههاى حقوقى و مداخله حاكم.
شارع امضاء كننده بسيارى از رويههاى عرف بوده است، عرف متحول در چهارچوب ضوابط اسلامى، مورد قبول است. دومين شيوه بيانگر ضيق دامنه احكام ضرورى است كه بدين وسيله با خلّو قوانين، انسانها مىتوانند به وضع قوانين و ايجاد قرار داد بپردازند. حيلههاى حقوقى (تغيير عنوان) و بالاخره حاكم با اختيارات خود، ابزارهاى خوبى براى فعال سازى فقه در عرصههاى اجتماعى در اختيار دارد.
- الدرينى، محمّد فتحى.
١- «الجمود الفقهى و التعصب المذهبى» (عربى). بحوث مقارنة فى الفقه الاسلامى و اصوله، جلد اول: بيروت، الرسالة، ١٤١٤ ق. ٧١ - ١٠٨ ص.
از آنجا كه روح دين اسلام با جمود و تعصب ناسازگار است، قادر به گره گشايى از مشكلات عصرهاى مختلف و پاسخگويى به نيازهاى دورههاى گوناگون است. نويسنده تأكيد دارد كه اجتهاد، قرآن و تسامح از عناصرى است كه فقه را با زمانها انطباق مىبخشد.
٢- «سر استمرارية صلاحية الاسلام دينا و تشريعاً لكل زمان و مكان» (عربى). دراسات و بحوث فى الفكر الاسلامى المعاصر، جلد دوم. دمشق، دار قتيبه، ١٤٠٨ ق. ص ٤٦٥ - ٤٦٨.
- الدسوقى، محمّد و الجابر، امينه. «عوامل النهضة الفقهية الحديثة». مقدمة فى دراسة الفقه الاسلامى. الدوحة (قطر):دار الثقافة، ١٤١١ ق. ص ٢٨٣ - ٣٠٢.
بررسى جامعه شناسانه فرايند فقه اسلامى تحت عناوين زير بررسى شده است. گذشته فقه اسلامى و جامعههاى اسلامى، وضعيت بحران كنونى فقه، عوامل و موجبات پيدايش نهضت فقهى جديد، نمودهاى اين نهضت، ابداع شيوههاى جديد براى اصلاح فقه و آينده فقه.
- دفتر همكارى حوزه و دانشگاه. «كلى و دائمى بودن قاعده حقوقى». درآمدى بر حقوق اسلامى، جلد اول: قم، انتشارات اسلامى، ١٣٦٤، ص ٢٤٥ - ٢٥٠.
برخى حقوقدانان يكى از ويژگيهاى قاعده حقوقى را كليت و دوام آن دانستهاند؛ يعنى استيعاب بر همه افراد و زمانها داشته و به عبارت ديگر، در قالب قضيه حقيقيه نه به نحو قضيه خارجيه بيان شده است.مؤلفين ويژگى كليت و دوام را براى غالب قواعد حقوقى پذيرفتهاند، امّا نه براى همه آنها. نظريه كلى و دائمى دانستن قضاياى فقهى موجب تصلب و عدم انعطاف پذيرى آن خواهد شد.
- الرافعى، مصطفى. الاسلام و مشكلات العصر (عربى). بيروت، الشركة العلمية للكتاب، ١٩٨٧ م. ٣٠٩ ص.
اينكه اسلام تا چه اندازه در برطرف كردن مشكلات عصر توفيق عملى و نظرى داشته، مورد بررسى قرار گرفته و در ضمن نقش فقه نيز مورد پژوهش واقع شده است.
- رهبر، محمّد تقى. «قوانين اسلام وانطباق با زمان». قصاص رمز زندگى. تهران، بنياد بعثت، ١٣٦٠، ص ٣٩ - ٤٦.
بخش چهارم اين كتاب با عنوان مزبور، رابطه قوانين فقهى با پيشرفت زمان را بررسى كرده است. قوانين اسلام ر بدون تغيير و جاودانه مىشمارد. اگر قانونى در زمانى ناموجّه و نامفهوم بنمايد، نه به دليل نامطلوب بودن آن قانون، بلكه به دليل عدم بلوغ فكرى و نقصان رشد انسان است. بنابراين احكام الهى فراتر از زمان و مكان است.
- الزحيلى، وهبه. «تغير الاحكام بتغير الازمان او تغير الفتوى بتغير الزمان» (عربى). اصول الفقه اسلامى، جلد دوم. دمشق، دارالفكر، ١٤٠٦ ق. ١١١٦ - ١١١٨ .
احكام به سبب تغيير عرف، مصالح اجتماعى و مردم، يا به سبب پيدايش ضرورتها و يا ظهور سازمانهاى جديد، تغيير مىيابند؛ امّا اين مربوط به احكام اجتهادى و معاملات است و احكام عبادى تغييرناپذير است.
- الزين، سميح عاطف. «الاسلام ثابت لا يتغير و لا يتطور بتغير الزمان و المكان» (عربى). الاسلام وثقافة الانسان. بيروت، دارالكتاب اللبنانى، ١٣٩٣ ق. ص ٣١٦ - ٣١٩.
بر عدم تغيير و ثبات شريعت و احكام فقهى تأكيد دارد.
- ساكت، محمّد حسين. «اجراى قواعد حقوق در مكان و زمان». ديباچهاى بر دانش حقوق، مشهد، انتشارات نخست، ١٣٧١. ص ٣٨٧ - ٤٠٠.
مهمترين مطالب اين بخش عبارتند از: اصل محلى و اصل شخصى بودن قانون؛ فوريت قانون، حاكميت قانون، نسبت به آينده، قدرت قاعده حقوقى در چه زمانى پايان مىپذيرد؟ از آنجا كه قانون و احكام فقهى حداقل در اجتماعيات هم سنخ هستند، اين موارد در مورد احكام نيز جارى است.
- ستاد بزرگداشت سالگرد شهادت آيت اللَّه مطهرى (ره). نگاه تحليلى به اسلام و مقتضيات زمان. تهران، سازمان تبليغات اسلامى، ١٣٧٣، ٤٥ ص.
جزوهاى فراهم آمده از اين عناوين است: رابطه عقل و علم با دين، مذاهب چهارگانه تسنن و عقل و علم، اشاعره، معتزله و اخباريها، مشروطه عقل يا ولايت متخصص، اجتهاد و انطباق، اصول ثابت و متغير، ابزار انطباق، اصل مصلحت، اختيارات حاكم، اجتهاد قوه محركه اسلام.
- سروش محلاتى، محمّد. «امام و نقش زمان و مكان در اجتهاد». آفتاب تابان (ويژه سومين سالگرد رحلت حضرت امام خمينى (ره)، روزنامه جمهورى اسلامى). خرداد ١٣٧١، ص ٤٣ - ٥١.
اين نوشته، شامل بررسى ديدگاههاى امام (ره) در مبحث تأثير زمان و مكان است.
- سلام، رفعت. بحث عن التراث العربى، نظرة نقدية منهجية (عربى). قاهرة: الهيئة المصرية العامة للكتاب، ١٩٩٠ م. ٣٤٣ ص.
سه بخش اين كتاب با عناوين: «الثابت و التحول»، «التراث و التجديد» و «جدل التراث و الواقع»، درباره مناسبات تحولات زمان و تغيير مقتضيات عصرها با اصول ثابت دين و فقه است.
- شفاى، محسن. اسلام و قانون مرور زمان. چاپ دوم: تهران، مركز نشر كتاب، ١٣٤٥، ٢٢١ ص.
تأثير گذشت زمان در تعويض و تبديل احكام جنايى و جزايى از ديدگاه فقه اسلامى مورد بررسى قرار گرفته است.
- شبلى، احمد. موسوعة النظم و الحضارة الاسلامية (٦) المجتمع الاسلامى (عربى). چاپ ششم: قاهرة، مكتبة النهضة المصرية، ١٩٨٦ م. ٣٥٣ ص.
اسلام دين همه زمانها و مكانها و پاسخگو به نيازهاى مردم است.
- شبلى، محمّد مصطفى. الفقه الاسلامى بين المثالية و الواقعية (عربى). بيروت، الدار الجامعية، ١٩٨٢ م. ٢٥٢ ص.
تعبير ديگر براى مبحث فقه و زمان، مثاليه و واقعيه است كه توسط متفكرين عرب مورد استفاده قرار گرفته است. مثاليه يعنى خيالپردازى و ايده آليستى فكر كردن، در مقابل واقعگرايى و توجه به واقعيات و حقايق اجتماعى و انسانى. نويسنده با اين گرايش كه فقه اسلامى انعطافپذير و واقعگرا است به تحليل عناصر و اهرمهايى كه فقه را سيّال و متغير ساخته، مىپردازد. البته در خلال اين تحليلها، به مثالها و مصداقهاى عينى هم عنايت شده است. كتاب حاضر ابتدا به تعريف واقعگرايى فقه پرداخته و شبهات عدم انعطاف فقه را پاسخ گفته است. پس از آن سه بخش كتاب آمده است: بخش اول عهدهدار تبيين سه نكته است: تعامل ارزشهاى اخلاقى متحول با احكام فقهى، تأثير عرف در تغيير احكام، تأثير عقل در تغيير احكام فقهى. بخش دوم تحليلى است از مصادر و منابع فقه با توجه به اينكه آن منابع چه نقشى در انعطاف پذيرى فقه ايفا مىنمايد. بخش سوم به كارآمدى و توفيق نظرى و عملى فقه در زمان حاضر در عرصههاى مختلف حيات انسان، مانند معاملات ربوى، حدود و تعزيرات پرداخته است.
- صادقى، محمد. فقه گويا يا فقه سنتى، فقه پويا يا...؟. قم: انتشارات جامعة علوم القرآن، بى تا، ١٠٠ ص.
نويسنده معتقد است كه توانمندى و كارآمدى فقه در پاسخگويى به نيازهاى زمان، نه با فقه سنتى و نه با فقه پويا امكانپذير است. از اين رو وى با نقادى فقه سنتى و فقه پويا، به دليل عدم اتكاى آنها به قرآن به عنوان مصدر اول و عنايت به منابع ديگر، در صدد ارائه جريان سومى در فقه شيعه به نام فقه گوياست. و معتقد است با فقه گويا مشكلات برطرف مىشود.
- صافى، لطف اللَّه. الاحكام الشرعية ثابة لا تتغير (عربى). قم، دارالقرآن الكريم، ١٤١٢ ق. ٤٠ ص.
مؤلف از موضع مخالفت با تغيير شريعت و احكام دين به تبيين ثبوت و جاودانگى شريعت مىپردازد. البته خلاصه اين جزوه در شماره نخست مجله رسالة الثقلين آمده است.
- صانعى، پرويز. «ثبات و تغيير قوانين». حقوق و اجتماع، جلد اول. تهران، دانشگاه تهران، ١٣٤٧، ص ١٤٦ - ١٦٤.
از نگاه حقوقى به بررسى تحول قوانين و موجبات اين تحول مىپردازد.
- صعب، حسن. الاسلام تجاه التحديات العصرية (عربى). چاپ اول: بيروت، ١٩٨٥ م.
- طباطبايى، سيد محمد حسين. «اسلام و نيازمنديهاى انسان معاصر». مجموعه مقالات و پرسشها و پاسخها. به كوشش هادى خسروشاهى، جلد اول. [تهران]، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ١٣٧١، ص ٤٧- ٨٦.
- العبادى، عبداللَّه. تقديم طاعة على اخرى او تركها نظراً للزمان و المكان و الاحوال (عربى). الدوحة، دارالثقافة، ١٩٩٢ م. ٢٥٠ ص.
عبدالحميد، محسن. منهج التغيير الاجتماعى فى الاسلام (عربى). بغداد، مكتبة القدس، [١٤٠٢ ق].
١٥٧.
فراهم آمده از شش فصل است، شامل: جامعهشناسى و تحولات اجتماعى، اسلام و تغيير جامعه، طرح و زمينه تغيير اجتماعى اسلام، اهداف تغيير جامعه در اسلام، موجبات عدم تحول اجتماعى در جهان اسلام، شيوه تحول اجتماعى در اسلام.
- عبدالقادر، محمّد احمد. بين الاصالة و المعاصرة (عربى). اسكندرية، دارالمعرفة الجامعية، ١٩٩٤ م. ٤٨٠ ص.
- عدالت پور، حسينقلى.
- العشادى، محمد سعيد. اصول الشريعة (عربى). بيروت - قاهره.المكتبة الثقافية - سينا للنشر، ١٤١٢ ق.
براى انطباق و تطبيق شريعت، با مباحث و مسائل جدى بين المللى، جنايى، اقتصادى و... به تبيين اصول پرداخته تا با تمسك به آنها اين انطباق، به سهولت انجام پذيرد.
- العمرى، ناديه شريف. «تغير الفتوى بتغير الازمنة و الامكنة» (عربى). الاجتهاد فى الاسلام. بيروت، الرسالة، ١٤٠٦ ق. ص ٢٤٦ - ٢٥٤.
شريعت اسلامى صلاحيت انعطاف با همه زمانها و مكانها را دارد؛ چون موضوعات را به عرف احاله مىدهد و پس از اخذ رأى عرفى، به استنباط فتوا مىپردازد. از اين رو جايز نيست كه مفتى فتواى گذشته را در زمان حال تكرار كند.
- فصاحت، احمد. تأثير زمان در عقد بيع از نظر مذاهب خمسه اسلامى. پايان نامه كارشناسى ارشد، دانشكده الهيات و معارف اسلامى، تهران: ١٣٥١، ١٣٧ ص.
فضل الرحمن. الاسلام و ضرورة التحديث (عربى) بيروت. دارالساقى، ١٩٩٣ م. ٢٤٣ ص.
ضرورت توجه به مسائل مستحدث، خصوصاً در دوره جديد توسط دينداران و فقيهان.
- فؤاد، نعمت. الاسلام و انسان العصر (عربى). [قاهره]، مكتبة غريب، [١٩٩٠ م]، ١٣٥ ص.
- القرضاوى، يوسف. «الاجتهاد فى الشريعة الاسلاميه (مع نظرات تحليليه فى الاجتهادالمعاصر). الطبعة الثانيه، كويت، دارالقلم للنشر و التوزيع، ١٤١٠ / ١٩٨٩، ٢١٣ ص.
- قطب، محمّد. اسلام و تحولات زندگى. ترجمه محمّد على عابدى. چاپ اول: تهران، مؤلف، ١٣٥١. ٦١٢ ص.
اين اثر، ترجمه كتاب التطور و الثياب فى الحياة البشرية است. نويسنده با طرح شواهد تاريخى و مطالب دينى، خواهان بررسى اين نكته است كه: چيره شدن تفكّر تحولطلبى در اروپا، هيچ چيز را ثابت ندانستن، حتى دين و معنويات است. با ورود اين طرز تفكر به جامعههاى اسلامى، امور ثابت كه اركان زندگى بشر هستند، در معرض خطر قرار گرفته است. از اين رو بايد از افراط و تفريطها اجتناب كرد و به طور معقول اسلام را با زمان همگام ساخت.
- كاتوزيان، ناصر. «قلمرو زمانى و مكانى حقوق». مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقى ايران. تهران، مدرس، ١٣٦٩. ص ٢٣٧ - ٢٦٢.
ضمن دو مبحث «قلمرو حقوق در مكان» و «قلمرو حقوق در زمان» به نقش آفرينى اين دو در حقوق مىپردازد. گرچه منظر نويسنده حقوقى صرف است، ولى رهيافتهاى خوبى براى فقه و زمان دارد. مبحث دوم در صدد پاسخگويى به اين سه سؤال است: قانون از چه لحظهاى قابل اجرا است؟ در چه زمانى سلطه و اقتدار قانون پايان مىپذيرد؟ و قانون آيا ناظر به آينده است؟ همين سؤالات در باب احكام فقهى نيز جارى است.
- متولى، عبدالحميد. ازمة الفكر السياسى فى العصر الحديث (عربى). قاهرة، الهيئة المصرية العامة للكتاب، ١٩٨٥ م. ٣١٤ ص.
تفكر اسلامى، بويژه در بُعد فقهى آن در عصر حاضر، با بحران مواجه است! از مظاهر اين بحران عدم توانمندى و كارآمدى فقه مقتضيات اين عصر است. از اين رو كشورهاى اسلامى، قانون اساسى و قوانين ديگر خود را از منابعى غير از فقه اسلامى اخذ مىكنند. مطالب اين كتاب در سه قسمت تنظيم شده است: بررسى اين بحران و نمودهايش، بررسى علل و موجبات آن و بالاخره راههاى علاج و چاره جويى آن. در اين چاره جوييها به عصرى بودن فقه توجه شده است.
- محمصانى، صبحى.
١- «ملائمة الشريعة لحاجات العصر الاجتماعية» (عربى). الثقافة الاسلامية و الحياة المعاصرة. گردآورنده محمد خلف اللَّه. قاهرة. مكتبة المنهضة المصرية، ١٩٦٢ م. ص ١٦١ - ١٨٣.
٢- «منابع خارجى قانونگذارى». فلسفه قانونگذارى در اسلام. ترجمه اسماعيل گلستانى. چاپ دوم: تهران، امير كبير، ١٣٥٧، ص ١٨٥ - ٢٥٠.
در باب چهارم اين كتاب (منابع خارجى قانونگذارى)، طى پنج فصل، به بررسى چگونگى و چرايى تحول احكام و قوانين در زمانها و مكانهاى مختلف پرداخته شده است. اين باب با اين جمله آغاز مىشود: «چون شريعت اسلامى الهى است، بايد در زمينه تغيير قوانين و سازگارى آنها بر طبق مقتضيات زمان و مكان و نيازمنديهاى اجتماعى دقت بيشترى كرد».
از ديدگاه وى احكام منقسم به دو نوع فردى و اجتماعى است كه دسته اول از بحث تحول خارج و دسته دوم بر پايه مصالح و عقل استوار است. مصلحتهاى اجتماعى به موازات تحولات اجتماعى تغيير مىپذيرد، از اين رو احكام نيز تغيير مىيابند. بنابراين تحول قوانين و احكام با توجه به سه متغير «حكومت اسلامى»، «عرف» و «شيوههاى تطبيق قوانين» (حيلههاى شرعى) در سه بخش مورد بررسى قرار گرفته است.
٣- مقدمه فى احياء علوم الشريعة. عربى. بيروت، ١٩٦٢ م.
- مدرسى طباطبايى، حسين. «ضرورت احياء فقه اسلامى». در كتاب زمين در فقه اسلامى، جلد اول: تهران، نشر فرهنگ اسلامى، ١٣٦٢، ص ٩ - ٢٠.
احياى فقه به نزديكى آن به حقوق و مجهز شدن به متد و اسلوب جديد بستگى دارد. اين نوشتار در واقع بيانگر مكانيسم و چگونگى كارآمدى فقه در پاسخ به نيازهاى زمان است.
- مطهرى، مرتضى. اسلام و مقتضيات زمان، دو جلد. تهران، صدرا، ١٣٦٢ - ١٣٧٠. ٢٤٣ - ٢٥٨ ص.
شامل سخنرانيهاى نويسنده، پس از ١٣٥٠ و از اولين و متقنترين نوشتههايى است كه در ايران به اين بحث پرداخته است. مقدمه را چنين آغاز كرده است: «براى روشنفكر مسلمان در عصرها مهمترين مسأله اجتماعى، بقا و ماندگارى دين را در گرو همگامى با اين تحولات و پاسخگويى به آن اقتضائات مىداند. راه حلّى كه وى براى حيات و فعال بودن دين پيشنهاد مىكند، اجتهاد مستمر فقيهان در رخدادهاى جديد بر مبناى عناصر ثابت دين است. مفاهيمى همچون خاتميت، نسخ، نسبيت و اطلاق قضاياى دينى، عقل، مصالح و مفاسد و بايد و نبايدها، مناط احكام را به مدد طلبيده تا نظريه اجتهاد را پر بارتر عرضه بدارد.
جلد دوم كتاب عمدتاً نقادى ديدگاههاى جبرگرايى خصوصاً جبر گروى تاريخى است كه جوهره آن عدم اعتقاد به عناصر ثابت و حقانيت نوگرايى افراطى است. ترجمه عربى اين اثر با عنوان الاسلام و متطلبات العصر، على هاشم (مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى، ١٤١١ ق).
- نجوميان، حسين. «لزوم انعكاس مقتضيات زمان در فقه اسلامى». زمينه حقوق تطبيقى. مشهد، جعفرى، [١٣٤٨ ]ص ٨٧ - ١١٩.
همه شؤون انسانى، حتى دانشى مانند حقوق، در حال تغيير و تكامل است. مستحدثات جديد اجتماعى، اقتصادى، حقوقى و... كه تعدادى بى شمارند، محتاج دقت نظر فقها و طالب حكم مناسب است؛ از اين رو فقه اسلامى بايد با شناخت دقيق اين مستحدثات به پاسخگويى بپردازد. شوراى فقاهت بر مبناى اصل تخصص، راه حلّى است كه براى انجام اين مهمّ توسط مؤلّف پيشنهاد شده است. پيشنهاد ديگر نويسنده اصلاح متد تحقيق در موارد و مباحث حقوقى است.
- النمر، عبد المنعم. «متى تتغير الاحكام و لماذا؟ ما السياسة الشرعية». عربى. الاجتهاد. قاهرة، الهيئة المصرية، ١٩٨٧ م. ص ١٢٥ - ١٤٥.
احكام به تبع تغيير زمان و مكان و تحول مصالح و شرايط تغييرپذير است و اين را مىتوان مراعات اقتضاى حال ناميد. مؤيد اين، نزول تدريجى شريعت طى بيست و سه سال است. وظيفه رهبران دينى، وضع احكام با توجه به مصالح مسلمين است. اين وظيفه سياست شرعى ناميده مىشود.
- يزدى، محمّد. اسلام همگام با زمان.تهران، مؤسسه ملى، ١٣٥٤، ص ٩ - ٥١.
كتاب شامل اين عناوين است: گذشت زمان و قوانين، مقصود از زمان، قوانين ثابت روانى، تأثير زمان بر قوانين فطرى، اساس ثابت فطرت، اسلام همراه با زمان.
- يوسف على، على. الاسلام و مشكلات العصر (عربى). بيروت،دار ابن زيدون، ١٩٨٥ م. ١٠٨ ص.
مقالهها
- آذرى قمى، احمد. «نقش زمان و مكان در اجتهاد احكام شرعى». روزنامه رسالت، ٢٧ آبان ١٣٧١، ش ١٩٨٣. ص ١.
- اتاى، حسين. «حول الاسلام فى الزمان و المكان» (عربى). مجلة المسلم المعاصر، سال نهم، ش ٣٣ (١١ و ١٢ / ١٩٨٢ - ١ / ١٩٨٣ م). ص ١٢٣ - ١٣٠
- نامعلوم. «انطباق با زمان». روزنامه سلام، ٢١ خرداد ١٣٧٠، ش ١١. ص ٨.
دين اسلام داراى راز و رمزهايى است كه داراى خاصيت انطباق با پيشرفتهاى زمان است.
- ايزد پناه، عبدالرضا. «فقه ناب». كاوشى در فقه و علوم وابسته آن. كتاب اول، قم، مجله حوزه، بهمن ١٣٧٢. ص ٢٧ - ٢٨.
همساز بودن فقه اسلامى با فطرت و نيازهاى آدمى از گهواره تا گور، تحت عناوين ذيل مورد بررسى قرار گرفته است: اسلامى شدن نظام و رسالت حوزهها، راههاى كارآمد كردن فقه، سيستمى كردن اجتهاد با غنى كردن دستگاه استنباط، پيرايش و افزايش علم اصول، نگاهى ديگر به منابع اجتهاد، سبك استنباط، تأسيس قواعد اجتهاد و فقه، بازنگرى علم الحديث، موضوعشناسى، فقه و پيشرفت علوم.
- بنتام جرمى. «تأثير زمان و مكان در قوانين». ترجمه زين الدين كيائى نژاد. مجله كانون و كلاء، سال ششم، ش ٣، آذر ودى ١٣٣٣. ص ٤٧ - ٥٠. سال هفتم، ش ١ - ٦، بهمن ١٣٣٣ - دى ١٣٣٤. سال هشتم، ش ٢ - ٦، فروردين - اسفند ١٣٣٥.
ترجمه بخشى از كتاب اصول شرايع اثر بنتام، فيلسوف انگليسى است كه به بررسى تأثير و تأثّر زمان و مكان از يك طرف و قوانين از طرف ديگر پرداخته است.
- بن عبود، المهدى. «عاليمه الاسلام و شموله تجعلانه صالحاً لكل زمان» (عربى). دعوة الحق، سال چهاردهم، ش ١و ٢ (ذوالقعده ١٣٩٠)، ص ١٠ - ١٣.
البهى، محمد. «الاسلام بين المثالية و الواقع» (عربى). رسالة الاسلام، سال ششم، ص ١٧٠.
- نامعلوم. «تحليلى بر موضوع اسلام و مقتضيات زمان از ديدگاه شهيد مطهرى». روزنامه ابرار، ٧ ارديبهشت ١٣٧٣.
- عبد الجواد فلاطورى. «پويايى با تكامل فرق دارد». انديشه اسلامى، ش ١٢.
مصاحبهاى است با عبدالجواد فلاطورى درباره پويايى دين و شريعت و چگونگى انطباق آن با زمانهاى مختلف.
- توفيق، حورى. «ضرورت همگامى فقه اسلامى با پيشرفتهاى تكنولوژيك و پاسخى به مسائل مستحدثه آن». روزنامه كيهان، ١١ مهر ١٣٦٩، ش ١٤٠١٣. ص ٢٠.
- جناتى، محمد ابراهيم. «نقش زمان و مكان در اجتهاد» ادبستان، ش ٣٤، ١٣٧١، ص ٥٢.
گفتگو با آيت اللَّه محمد ابراهيم جناتى درباره تأثير و تأثّر تحوّلات دوران و فقه.
- جوادى آملى، عبداللَّه. «امور ثابت و متغير حكومت». حكومت در اسلام، مقالات سومين و چهارمين كنفرانس انديشه اسلامى. تهران، اميركبير، ١٣٦٤، ص ١٩٠ - ٢٠٥.
- حجتى كرمانى، محمد جواد. «نقش زمان در تطوّر فقه». روزنامه اطلاعات، ٣ تا ١٤ اسفند ١٣٧٠، ش ١٩٥٥٥ تا ١٩٥٦٥.
- حسينى قائم مقامى، عباس. «نقش دو عنصر زمان و مكان در استنباط». كيهان انديشه، ش ٣٢، مهر و آبان ١٣٦٩، ص ٥ - ٢٧.
تقويت مباحثى همچون بناى عقلا در فقه، خصوصاً بخش معاملات، پيوند زمان - مكان و فقه را قوت مىبخشد. از اين رو نوينسده به موارد مصاديق و بررسى ماهيت آنها مىپردازد.
- حكمت، محمد على. «تأثير تغيير اوضاع و احوال در اعتبار معاهدات و قراردادهاى بين المللى». مجله حقوقى، ش ٣، ١٣٧٢.
- الحيدرى، كمال. «الثابت و المتغير فى الاسلام» (عربى). النور، سال چهارم، ش ٤٣، جمادى الثانى و رجب ١٤١٥ ق. ص ٣١ - ٣٣.
نويسنده در صدد پاسخگويى به اين سوال است كه چرا فقه اسلامى از مسائل اجتماعى جدا شده و عمدتاً به مسائل فردى پرداخته است؟ چرا فقه اسلامى به واقعيات موجود در هر زمان توجّه نمىكند و فقيهان به زمان و مكان اهميت نمىدهند؟
پاسخ نويسنده اين است كه به دليل سيطره روش ارسطويى (روش قياسى) بر فقه، فقه عمدتاً با مفاهيم مجرد كلى و غير عينى سروكار يافته كه طبيعت روش ارسطويى است.
نويسنده مدعى است كه روش قياسى، كه در فقه به استنباط موسوم است، سير از قواعد به جزئيات است، در حالى كه فقه ايده آل بايد با تفحّص در جزئيات به استنباط بپردازد.
- خلاف بك، عبدالوهاب. «كيف يساير الفقه الاسلامى تطوّر المسلمين». رسالة الاسلام، سال اول، ش ٢، جمادى الآخر ١٣٦٨ ق (پياپى ٢)، ص ١٤٤ - ١٤٩.
- درخشانى، على اكبر. «نهادهاى حقوقى را با يكديگر و با مقتضيات زمان هم آهنگ كنيم». مجله كانون وكلا، سال بيست و نهم، ش ١٤١ (زمستان ١٣٥٦)، ص ٢٣ - ٤٥.
بررسى تنگناهاى نهادهاى حقوقى در عدم هماهنگى با مقتضيات روز و ارائه راه حلهايى براى اصلاح.
- درودى، سعيد. «نظام فقهى و توسعه اجتماعى». ايران فردا، ش ١٣ و ١٤، شهريور ١٣٧٣. ص ٢٩ - ٣١.
طى چهار مبحث به بررسى مناسبات فقه و تحولات اجتماعى مىپردازد. ابتدا دو ديدگاه «جامعيت و كامليت فقه» و «عدم كارآمدى فقه در عرصههاى كنونى حيات بشرى» را توضيح داده است. مبحث دوم به قلمرو موضوعى فقه و لازمه آن پرداخته است. فقه بيانگر تكاليف شرعى مكلفين است و اين تكاليف در روابط انسانى شكل مىگيرد. روابط نيز دائماً در حال تحول است، از اين رو تكاليف نيز معتبر و متطور خواهد بود. در مبحث سوم، نويسنده كوشيده تا منطقه فراغ (دامنه مباحات) را وسعت بخشيده و واجبات و محرّمات را محدود سازد تا بدين وسيله به اختيارات انسانى افزايش دهد. و بالاخره در پايان متذكر شده است كه هر انديشهاى، از جمله انديشههاى فقهى، باز تاب نيازها و تحولات عصر خود است، از اين رو در قالب قضاياى خارجيه، نه حقيقيه، بايد بيان گردد.
- الدواليبى، محمد معروف. «النصوص و تغيير الاحكام بتغيير الازمان» (عربى). البعث الاسلامى، جمادى الثانيه ١٣٩٨، ص ٥٦ - ٦٦.
- ذاكرى، محمد تقى. «دنياى متغيّر با قوانين اسلامى چگونه سازگار است؟». ريشهها، سال اول، ش ١٠. ص ٢٤ - ٢٥.
- السامرائى،نعمان. «ملاحظات حول مقال الاسلام فى الزمان و المكان» (عربى). مجلة المسلم المعاصر، سال هشتم، ش ٣٠ (٤ - ١٩٨٢٦ م)، ص ١٣٧ - ١٤٨.
- شعبانى، زكى الدين. «مرونة الفقه الاسلامى و ابطال دعوى جموده»(عربى)و مجلة الحقوق، سال ششم، ش ٢ (٦ / ١٩٨٢ م)، ص ٢١٩ - ٢٣٣.
- شهاب پور، عطاء اللَّه. «دينى كه مطابق با زمان است». مجله سالانه معارف جعفرى، ذوالقعده ١٣٨٣، ص ١١٤ - ١٢٠.
- صادقى، هادى. «وظايف حوزههاى علميه و روحانيت در قبال انطباق مسايل فقهى با نيازهاى جامعه». روزنامه رسالت، ١٤ ارديبهشت ١٣٧١، ص ٤.
- طاهرى خرم آبادى، حسن. «قوانين ثابت و قوانين متغير». ولايت فقيه وحاكميت ملّت. قم، انتشارات اسلامى، بى تا، ص ٢٧ - ٦٤.
- طباطبايى، سيد محمّد حسين.
١- «آيا اسلام به احتياجات هر عصرى پاسخ مىدهد؟». فرازهايى از اسلام، قم، جهان آرا، بى تا، ص ٤٧ - ٧٢.
پيشتر به صورت مقالاتى در مجله مكتب اسلام (سال دوم،ش ٥ - ٧، خرداد - مرداد١٣٣٩) منتشر مىشده است.
نگارنده به بررسى عالمانه چگونگى و چرايى پاسخگويى اسلام به نيازهاى اعصار پرداخته است.
چكيده آن در روزنامه جمهورى اسلامى، ٢٥ و ٢٧ آبان ١٣٧٢، منتشر شده است.
٢- «آيا قوانين اسلام فرسودگى دارد؟». فرازهايى از اسلام. قم، جهان آرا، بى تا، ص ٢١١ - ٢٢٤.
جاودانگى و ابديت اسلام بررسى شده و در مورد فقه و شريعت هم قابل توجه است.
٣- «مقررات ثابت و متغير در اسلام». فرازهايى از اسلام، قم، جهان آرا، بى تا، ص ٧٣ - ٨٥ و مكتب اسلام، سال دوم، ش ٩.
- الطحان، محمود. «مفهوم التجديد بين السنة النبوية و ادعياء التجديد المعاصرين». (عربى) مجلة الشريعة و الدراسات الاسلامية (كويت)، سال اول، ش ١، رجب ١٤٠٤، ص ٢١ - ٥٤.
اين اثر حاوى نقد و بررسى ديدگاههاى افراطيون تجدّد طلب در فقه اسلامى، خصوصاً دكتر حسن ترابى، و كتاب وى تجديد اصول الفقه الاسلامى است. مهمترين مباحث اين مقاله عبارت است از: نصوص تجدّد، اقوال عالمان در تفسير پارهاى از اين نصوص، تعريف تجدّد، تجدّد از ديدگاه معاصرين، حقيقت نهضت تجدّد طلب در فقه از نگاه رهبران آن، ويژگيهاى اين حركت، حركت تجدد طلب در صدر اسلام، گفتهها و فتاواى حسن ترابى در زمينه بازسازى فقه، پيشنهادها و طرحهايى از بازسازى اسلامى.
١- «تأثير زمان در قوانين كيفرى» مجموعه حقوقى، سال چهارم، ش ١٤، ص ٣٩٩ - ٤٠١ و ش ١٥، ص ٤٢٩ - ٤٣٣.
٢- «تأثير زمان در قوانين و حقوق». مجموعه حقوقى، سال چهارم، ش ١٣، ص ٣٧٥ - ٤٧٩.
- فرحات، محمدّ نور. «الحوار حول تطبيق الشريعة الاسلامية» (عربى). منبر الحوار، بهار ١٩٨٩ م.
- فضل اللَّه، مهدى. «الاجتهاد فى العصر الحاضر و نموذج عنه» (عربى). الاجتهاد و المنطق الفقهى فى الاسلام. بيروت: دار الطليعة، ١٩٨٧ م. ص ٦٩ - ٨٨.
فقه، با فعال شدن اجتهاد، در عصر حاضر توانايى برآورده ساختن نيازهاى انسانى را دارد. چون اجتهاد عهدهدار تطبيق فقه با مسائل روز هر دوره است. نويسنده ابتدا موجبات انجماد فقه پس از قرن چهارم قمرى و چگونگى احياى مجدد فقه را در دورههاى بعدى بررسى كرده است.
- نامعلوم. «فقه تئورى اداره جامعه». حوزه، سال هشتم، ش ٣، مرداد و شهريور ١٣٧٠ (پياپى ٤٥)، ص ٩٩ - ١١٧.
فقه داراى مايههايى است كه بالقوه مىتواند راهنماى فرد و جامعه باشد، امّا اصلاح و تكميل منطق و روش اجتهاد و توجه به شناخت درست مسائل روز در بارورى اين تئورى كمك شايان دارد.
- فيض، عليرضا. «نقش زمان و مكان در فقه و اجتهاد». حضور، ش ٥ و ٦، تابستان و پاييز ١٣٧١، ص ٢٢ - ٢٥.
- القاعود حلمى، محمد. «فى الاسلام و قضايا العصر». (عربى). دعوة الحق، سال هيجدهم، ش ٧ و ٨ (شعبان - رمضان ١٣٩٧)، ص ٣٨ - ٤٣.
- قربانى، زين العابدين. «عدم انطباق با مقتضيات زمان». مكتب اسلام، سال شانزدهم، ش ٦ و ٧ و ٨ و ١٢ و سال هفدهم، ش ١.
- القرضاوى، يوسف. «الجمع بين الثبات و المرونة». الخصائص العامة للاسلام. قاهره، وهبة، [١٣٩٧ ق]. ص ١٩٩ - ٢٤٠.
اسلام با دو جنبه ثبات و تحول، پوياست. نويسنده ثبات و تغير اسلامى را در ضمن اين عناوين مورد بررسى قرار داده است: ثبات و تحول در مصادر و احكام اسلامى، فقه اسلامى بين ثبات و تطور، منطقة الفراغ، منطقة نصوص مشكوك، تغير فتوا به تغيير زمان و مكان.
- القرقورى، امين عبداللَّه. «حقايق عن صلاحية الشريعة الاسلامية لهذا العصر». عربى. البعث الاسلامى، جلد نوزدهم، ش ٤، ص ٦٣ - ٦٦ و ش ٥. ص ٥٥ - ٦٠.
- كولسون، ن. ج. «الفقه و التقدم الاجتماعى للمسلمين». فى التاريخ التشريع الاسلامى. ترجمه محمّد احمد سراج. بيروت: مجد، ١٤١٢ ق. ص ٢٨١ - ٢٩١.
فقه اسلامى، با توجه به پيشرفت جامعههاى اسلامى و اينكه فقه در اين جامعهها در مقام اجرا چه مشكلاتى دارد، مورد تحقيق قرار گرفته است.
- كيائى نژاد، زين الدين. «تأثير زمان و مكان در قوانين». مجله كانون وكلاء. سال ششم، ش ٣٩. ص ٤٧ - ٥٠ و سال هفتم، ش ٤٠ - ٤٥. و سال هشتم، ش ٤٧ - ٥١.
- مجتهد شبسترى، محمّد.
١- «دين و فرهنگ در جهان اسلام». نامه فرهنگ، سال چهارم، ش ٤، زمستان ١٣٧٣. ص ١٦ - ١٧.
درباره چگونگى برخورد اسلام با واقعيتهاى موجود (فرهنگ موجود) و مواضع طردى و يا هماهنگى مسلمين نسبت به واقعيتها و مقتضيات هر دوره است.
٢- «لزوم ربط دادن فقه اسلامى وهمگام كردن آن با علوم جديد توسط فقهاء». كيهان فرهنگى، ش ١٢، اسفند. ٣٦٦ ص ١٠.
- محمود، عبد المجيد. «الفقه الاسلامى و التطور الحضارى» (عربى). اضواء الشريعة، ش ١٤، ١٤٠٢ ق. ص ٢٠٩ - ٢٤٢.
- مدرس، فخر. «قانون و زمان». مهنامه قضايى، سال نهم، ش ٩٨ (ارديبهشت ١٣٥٣). ص ٧ - ١١.
در همه جا قوانين بر حسب احتياج زمان وضع مىگردد و با مرتفع شدن آن نيازها، قوانين نيز، اعتبار خود را از دست مىدهد و مقتضيات جديد، قوانين جديد مىطلبد.
- مطلوب، عبدالمجيد. «ابطال دعوى جمود الفقه الاسلامى». (عربى). مجلة الحقوق، سال ششم، ش ٢ (٦ / ١٩٨٢ م)، ص ٢٣٥ - ٢٤٢.
- مغنيه، محمد جواد. «بررسى جايگاه دو عنصر زمان و مكان در اجتهاد». روزنامه سلام، ٢٠ آذر ١٣٧٠، ش ١٦٢، ص ١٠.
- مكارم شيرازى، ناصر. «مفهوم دقيق تأثير زمان و مكان در اجتهاد». مسجد، ش ٤، خرداد و تير ١٣٧١. ص ٩ - ١١. ش ٦، آبان و آذر ١٣٧١، ص ٨ - ١٠.
- مهريزى، مهدى. «نقش زمان و مكان در استنباط». آينه پژوهش، سال سوم، ش ١٥.
- نامعلوم. «نگاهى به موانع احياء فقه». حوزه، سال پنجم، ش ٣، مرداد و شهريور ١٣٦٧ (پياپى ٢٧). ص ١٥٥ - ١٧٢.
با توجه به اين نكته كه فقه با بافت كنونى اش، كارآيى تام در برآوردن نيازهاى حقوقى را ندارد، به موانع عدم كارآيى اشاره دارد. عناوين اين مقاله عبارتند از: حفظ عوام، ترس از مسخ شدن فقه، دفاع از روابط اقتصادى موجود، شخصيت زندگى.
- نوايى، على اكبر. «فقه حاكم». انديشه حوزه، سال اول، ش ١، تابستان ١٣٧٤، ص ٥٧ - ٨٣.
ضوابط و موجبات فقه فعال و كارآمد در عرصههاى اجتماعى را به اختصار بررسى كرده است.
- واعظ زاده خراسانى، محمّد. «فقه سنتى و پويا و نقش زمان و مكان در آن از ديدگاه امام خمينى (ره)». مشكوة ش ٢١، دى ١٣٦٧، ص ٣٥.
- الهلالى، محمد تقى الدين. «تعاليم الاسلام و مقتضيات العصر» (عربى). دعوة الحق، سال هيجدهم، ش ٣، (ربيع الثانى ١٣٩٧).