آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - معرفيهاى اجمالى

معرفيهاى اجمالى‌


تفسير القرآن الكريم. ج ٧ (سورةالواقعه و الجمعه و الطارق والأعلى والزلزال)
محمّد بن ابراهيم صدرالدّين الشيرازى. تحقيق محسن بيدارفر. (قم، انتشارات بيدار، ١٤١١). ٥١٢ ص، وزيرى.
از جمله آثار گرانقدر و عظيم صدرالمتألّهين، سلسله تفاسيرى است كه در توضيح و تبيين برخى از سوره‌ها نگاشته است. اين تفسير با ابعاد گونه گونى كه دارد، اگر به فرجام مى‌رسيد از مهمترين وگسترده‌ترين تفاسير شيعه تلقّى مى‌گشت. در اهميّت اين تفسير و شيوه نگارش و روش تفسيرى مرحوم آخوند، در مقامى ديگر به اجمال سخن گفته‌ام (شناسايى برخى از تقاسير شيعه». حوزه. شماره ٢٠، ص ٧٨). در اين مجال، اظهار نظر استاد سيّد جلال الدّين آشتيانى كه از آشنايان ژرفنگر فلسفه صدرايى و از مدافعان جدّى مكتب صدرالمتألهين است، ياد كردنى است:
ملاصدرا در اين تفسير، متعرّض اقوام مفسّرين و روايات وارده از طريق اهل بيت عصمت و طهارت گرديده و به ذكر تحقيقات كثيره‌اى از مبانى حكميّه و اصول عرفانيّه دست زده است. اين كتاب، حاوى عمده مبانى و مسائل راجع به مبدأ و معاد و معارف حقّه است. آراء و افكار عرفانى آخوند، بيشتر در اين كتاب موجود است. (رسائل فلسفى صدرالمتألهين. ص ٤٨).
آنچه اينك نشر مى‌يابد، جلد هفتم و آخرين بخش از تفسير موجود ملاصدرا، و شامل سوره‌هاى ياد شده است. محقق محترم افزون بر مقابله چندين نسخه خطّى، به بازيابى كليه روايات و اقوال از منابع همّت گماشته است. و گاه توضيحاتى در توضيح و تشريح لغات و مطالب متن افزوده است. كتاب، همراه است با حواشى دقيق و لطيف مرحوم آخوند ملاّ على نورى كه از اهميّت ويژه‌اى برخوردار است. پايان بخش كتاب، فهرست آيات، روايات، اعلام و موضوعات است. محقق محترم فهرستى از اصطلاحات و مفاهيم نيز سامان داده‌اند كه براى جستجوگران معارف الهى و جويندگان ديدگاههاى صدرالمتألهين بسيار سودمند و كارآمد تواند بود.
حروفچينى، چاپ و تجليد كتاب، همه چشم نواز، زيبا و كمال شايستگى است. تلاش محقّق كتاب مشكور باد.
موسوعة اطراف الحديث النبوى الشّريف‌
فراهم آمده ابو هاجر محمّد السعيد بن بسيونى زغلول. (بيروت، عالم التراث، ١٤١٠). ١١ ج، ٦٨٩١ ص، رحلى.
فهرست نگارى احاديث و تنظيم معجمهاى الفبايى براى سهل الوصول ساختن متون حديثى، پيشينه بسيار كهنى دارد. در ميان اين مجموعه‌ها، كهنترينشان مجموعه‌هايى است با عنوان الأطراف كه احاديث را بر اساس حروف آغازين آنها ترتيب داده است. در ميان اين دسته آثار، بايد از اطراف الصحيحين، از خَلَف بن حمدون واسطى (متوفاى ٤٠١) ياد كرد. در سالهاى اخير كه پژوهشهاى گونه گون در ابعاد فرهنگ اسلامى گستره درخورى يافته است، معجم نگارى و تدوين كتابهاى كليدى نيز دامنه وسيعى يافته است. (رك: علم فهرس الحديث نشأته و تطوره و اشهر مادون فيه. يوسف مرعشلى. بيروت، دارالمعرفه، ١٤٠٦). آنچه اينكه به معرّفى آن مى‌پردازيم، فهرست الفبايى دقيق و كارآمدى است از اطراف حديث و مقاطع آن بر اساس ١٥٠ كتاب حديث، سيره، فقه، رجال و تفاسير.
مؤلف كه سالها مشغول فهرست نگارى از متون حديثى بوده است، اينك با يارى كامپيوتر، اين طرح عظيم و اعجاب آفرين را پى نهاده و سامان داده است. دكتر عبدالغفّار، سليمان البندارى در مقدّمه مفصّل و سودمند خود از آثار و فوائد معجم نگارى به طور اعم در شناخت متن، اسناد احاديث و شناخت چگونگيهاى روايات، و نقش اين معجم به طور اخصّ در ضمن هجده فصل سخن گفته است. آنگاه شيوه تدوين و بهره رسانى آن را به دقّت نشان داده است. (ج ١، ص ١٦ - ٢٨). وى در اين مقدّمه به گونه عينى نشان داده است كه چگونه با يارى اين گونه معجمها مى‌توان تصحيفها و تحريفها را از اسناد و متون حديث زدود؛ مشابهات و همگونيهاى روايات را استخراج كرد و منابع مختلف حديثى، تفسيرى و تاريخى را در شناخت دقيق هر يك به كار گرفت. (ج ١، ص ٣٩). با همراه داشتن اين مجموعه به راحتى مى‌توان به روايات در متون تفسيرى، تاريخى، حديثى و غير آن آگاهى يافت. همچنين از نقد و تحليل محدّثان و نقادان متون حديثى و شارحان آن درباره حديثى، و نيز از چگونگى سند آن در متون رجالى آگاه شد.
به هر حال، اين مجموعه خدمتى است بزرگ و براى پژوهشگران كليد و راهنمايى است كارآمد. اميد است پژوهشيان ما با دقّتى *٧٢* بيشتر و حسّاسيتى فزونتر به تدوين و عرضه اين گونه آثار دست يازند. تحليلى از زندگانى امام كاظم(ع)
باقر شريف قرشى. ترجمه محمدرضا عطائى. (چاپ اوّل: مشهد، كنگره جهانى حضرت رضا (ع)، ١٣٦٨). ٢ ج، ٥٨٥ + ٦٨٠ ص، وزيرى.
پيشتر و به مناسبتهايى، ضرورت تبيين دقيق ابعاد گونه گون زندگانى امامان(ع) و تحليل سياسى و فرهنگى حيات سراسر اقدام و تعهّد آن بزرگواران را مطرح كرده‌ايم. (آينه پژوهش، شماره ١، ص ٨٢). و يادآورى كرديم كه گرچه در اين باب نيز گاهى سخن به تفصيل رفته است؛ امّا سخنهاى بسيارى گفته نشده است. ميدان پژوهشهاى دقيق اين مباحث، بايد عرصه حضور متفكّران، فقيهان و عالمان بزرگى باشد كه افزون بر شناخت وسيع مبانى مكتب، از آگاهيهاى تاريخى و دانش روز بهره وافى داشته باشند. و پندار ناصواب شخصيّت اجتماعى تنها در گرو مايه‌هاى فقهى است را از صفحه ذهن و صحنه زندگى به در كنند. محقق گرانقدر و فقيه وارسته، استاد باقر شريف قرشى، از اين نادره‌هاى دوران است. او سالهاى سال در حوزه‌هاى درسى فقه و اصول حضور يافته و مجلدات فراوانى از مباحث فقه و اصول فراهم آورده است. (تحليلى از زندگانى امام كاظم (ع). ج ١، مقدّمه، ص ٦؛ ماضر النجف و حاضرها. ج ٣، ص ٧٧). امّا زمان‌شناسى و درك اجتماعى او، قلم و انديشه‌اش را در بازشناسى ابعاد ناشناخته فرهنگ اسلامى به كار انداخته است. و بايد از ميان آثار بلند وى، به سلسله عظيم و گرانقدر «حياةالأئمة» اشاره كرد كه بخش عظيمى از آن با عناوين مستقل چاپ و نشر شده است. كتاب مورد گفتگو، ترجمه حياةالأمام موسى بن جعفر(ع) است كه در دو جلد تدوين يافته است. اين ترجمه بر اساس چاپ دوّم كتاب انجام گرفته و مقدّمه‌اى سودمند دارد در تبيين مقاومت منفى و مثبت امامان(ع) در مقابل جبّاران. كتاب با نگرشى بر دوران ولادت و رشد امام (ع) مى‌آغازد و آنگاه به شخصيّت و نبوغ آن بزرگوار مى‌پردازد. تبيين محيط پرورشى امام (ع) با عنوان در دانشگاه امام صادق(ع) بحث بعدى است. پس از آن به امتيازات امام و تصريح و نص بر امامت امام موسى بن جعفر(ع) اشاره رفته است. ويژگيهاى امام در مرحله بعدى آمده و سپس ديدگاههاى عالمان و چهره‌هاى گونه گون سياسى و علمى درباره امام(ع) عرضه شده است. آنگاه عنوان شمّه‌اى از آثار فكرى امام (ع) گزارشى است تحليلى از روايات امام در موضوعات مختلف. سقوط حكومت اموى، فصل بعدى است كه مؤلف ژرفنگر با دقّت تمام ابعاد بحث را كاويده و از نهضتها و حركتهاى زمان امام(ع) به گستردگى سخن رانده و موضع حماسى نهضت آفرينان را در مقابل جبّاران تبيين كرده است.
جلد دوّم كتاب با تحليل ابعاد مختلف حكومت هارون الرشيد عبّاسى مى‌آغازد و با بحث همه جانبه‌اى پستيها و زشتيهاى وى را مى‌نماياند. آنگاه از مواضع امام(ع) و رنجها و سختكوشيها و مصائب آن حضرت در ژرفناى زندانها و تاريكناى سياهچالها، با نگرشى عالمانه شخن رانده است. در فصلى ديگر با عنوان عصر امام، از حركتهاى فكرى و جريانهاى فرهنگى گفتگو كرده و بخشهايى از بحثهاى روياروى ائمّه (ع) را با رهبران انديشه‌هاى مختلف تبيين كرده است. اين بخش نيز آكنده است از اطلاعات فرقه‌شناسى و آگاهيهاى سودمند تاريخى و فرهنگى. سپس به گزارش اصحاب امام(ع) پرداخته شده و در ضمن آن از ٣١٩ صحابى و راوى ياد شده است. در بخش بعدى از فرزندان امام (ع) سخن رفته است. آنگاه گزارش زندانهاى امام و شهادت آن بزرگوار است.
اقدام مسؤولان كنگره جهانى حضرت رضا (ع) را بايد ستود و تلاشهاى سودمند و گرانقدرشان را بايد ارج نهاد و توفيقشان را در عرضه ابعاد مختلف زندگانى امامان (ع) از خداوند مسئلت نمود. مقالات حقوقى‌
ابوالقاسم گرجى. (تهران. دانشگاه تهران، ١٣٦٩). ٣٢٥ص، وزيرى.
گردآورى مقالات و پژوهشهاى پراكنده محققان كه گاه به وسيله دوستان و گاه توسط خودشان انجام مى‌پذيرد، كارى است سودمند. آقاى گرجى استاد ممتاز دانشگاه تهران و از تحصيل كرده‌هاى سختكوش و انديشه‌ور حوزه‌هاى علوم اسلامى، مدتى پيش جلد اوّل از مجموعه مقالات حقوقى خويش را منتشر ساخت. اثر حاضر جلد دوّم اين مجموعه است.
بحثها و تحقيقات استاد در عين گزيده گويى، از موشكفاى و دقّت ويژه‌اى برخوردار است. در اين مجموعه، مقاله اوّل نگاهى است گذرا به برخى از مهمترين موارد اختلاف بين شيعه و ديگر مذاهب اسلامى دراصول عقايد، اصول فقه و فقه. در مقاله دوّم با دقّت تمام از تأثير منطق در علم اصول سخن رفته است كه پژوهشى است سودمند و تنبه آفرين و نشانى از ترابط و تعاطى علوم. استاد اظهار اميدوارى كرده‌اند كه در فرصتى از تأثير فلسفه در اصول نيز سخن بگويند كه يقيناً پژوهشى است لازم و سودمند؛ و اميد آنكه *٧٣* جامه عمل بپوشد. مقاله سوّم به تاريخچه علم اصول و تطور آن پرداخته و با گزيده‌گويى و استوارى، مطالب مهمّى را مطرح كرده است. موضوع اين مقاله، بسيار مهم و شايان دقّت و توجّه است. در اين مقاله، بحث پيدايش علم اصول جاى گفتگو دارد. مقاله چهارم عهده‌دار بحث از قياس استنباط است كه مسأله‌اى است بحث‌انگيز و استاد با دقّت به ابعاد آن رسيدگى كرده‌اند. در مقاله پنجم از آراء اصولى غزالى و جايگاه كتاب مهم وى (المستصفى) سخن رفته است. اين مقاله نيز آكنده است از آگاهيهاى سودمند در زمينه آراء اصولى غزالى و مآلاً بينش استنباطى عامّه. با اين مقاله، بخش اصول فقه كتاب پايان مى‌پذيرد و بخش فقه آن با مقاله يد مالكى و يد ضمانى مى‌آغازد. ضمان عاقله مقاله بعدى است كه در ضمن آن، ضمان و تقسيمات آن آمده و سپس ضمان عاقله بحث شده است. مقاله قانون و حكومت در اسلام، نكات سودمندى دارد و در آن اشاره‌اى به جايگاه مجلس شوراى اسلامى در نظام حكومتى اسلام شده است. در مقاله ديگر با عنوان ولايت و حكومت به اختصار از حكم، حكومت و ولايت سخن رفته است. و سرانجام پايان بخش كتاب، مقاله مالكيّت است؛ با توجّه به اقسام مختلف آن. كتاب حاضر در مجموع سودمند و خواندنى است و نكات ذيل براى مجلدات بعدى و چاپهاى بعدى اين مجلدات گفتنى: خوب است پيشينه مقالات در ابتدا ياد شود و منابع مقالات در ذيل صفحات آورده شود. همچنين لازم است هر مجلدى فهرستهاى فنى را به همراه داشته باشد. نهج البلاغه، الثانى‌
گردآورى و ترتيب جعفر الحائرى. (چاپ اوّل: قم، مؤسسه دارالهجرة، ١٤١٠) ٣٨٣ ص، وزيرى.
پيشواى راستين امّت، صداى رساى عدالت، على بن ابى طالب (ع) كه در دوران رسالت پيامبر بزرگوار اسلام خود را چونان ستاره‌اى در پرتو خورشيد مى‌انگاشت و رُخ نمى‌نمود و سخن نمى‌گفت؛ پس از رحلت رسول اللَّه (ص) لب به سخن گشود و براى آنكه در تاريكزار يخ زده محيط انسانى، فروغى پيشتر و بيشتر افكند؛ اينجا و آنجا به تبيين معارف الاهى همّت گماشت.
امام در دوران بيست و پنج ساله سكوت پندآموز و تنبّه آفرين خود، از توضيح جايگاه خود و جلوگيرى از انحراف تفسير مكتب در حدّ توان، تبيين برخى از حقايق الهى در قالب پاسخ به سؤالها و اظهار نظر در مقابل مشورتها فراتر نرفت. امّا در دوران خلافت، براى هدايت امّت و تفسير راستين مكتب، به تفصيل در مناسبتهاى مختلف سخن گفت.
دامنه حقايق گزارش شده از آن بزرگوار در محدوده ميدانهاى نبرد، فراز منابر، اجتماعهاى عمومى و جايگاه خطبه‌هاى نماز، از محدوده هدايتهاى خصوصى فراتر رفته و تا گستره تمام مناسبتها و موقعيتهاى پيش آمده را فرا گرفته است. اوج بلاغت و بلنداى فصاحت بيان امام، زيبايى تعبير و عذوبت كلام، چون با محتواى ژرفِ حقايق ناب در هم مى‌آميخت؛ اقبال گسترده و عظيم مردم را براى شنيدن و حفظ كردن و به خاطره‌ها سپردن انگيزه مى‌گشت. كسان بسيارى به هنگام ارشادها و هدايتها و ايراد خطبه‌هاى امام جمع مى‌شدند و كوير دلهاى تشنه خود را از سرچشمه زلال انديشه‌هاى علوى سيراب مى‌كردند؛ و بسيارى براى حراست اين حقايق والا، و نهادن اين معارف آفتابگون در پيش ديد نسلها و عصرها، آنها را در مجموعه‌هايى گرد مى‌آوردند. اينك نتيجه آن تلاشها و پايمرديها، بخش عظيمى از منابع شناخت مكتب و تفسير درست و استوار اسلام را تشكيل مى‌دهد.
سخن از پيشنيه جمع و تدوين كلمات و آثار آن بزرگوار، در فسحت اين گفتار كوتاه نيست (ر.ك: مصادر نهج البلاغه. ج ١، ص ٥١؛ تراثنا. سال اوّل، شماره ٥، ص ٢٧؛ فهرست نسخه‌هاى خطّى دانشگاه تهران. ج ٢، ص ٢٩٩)؛ امّا يادكردنى است كه بلند آوازه‌ترين اين مجموعه‌ها، يادرگار ماندنى و جاويدان فقيه، محدّث و متكلّم گرانقدر، محمّد بن الحسين، مشهور به سيّد رضى است.
پس از مرحوم سيّد رضى، عالمان و محدّثانى بر شيوه وى اقتدا كردند و برخى از خطبه‌ها، كلمات و نامه‌هاى امام(ع) را گرد آوردند (مصادر نهج البلاغه. ج ١، ص ٢٦٩)؛ كه كتاب مورد گفتگو نيز در همين رده است. مؤلف آن را چونان نهج البلاغه، در سه بخش تنظيم كرده است: ١) خطبه‌ها ٢) نامه‌ها ٣)كلمات قصار. در بخش اوّل، ١٣٩ خطبه و در بخش دوّم، ٧١ نامه و در بخش سوّم، ٣٣٦ سخن كوتاه آورده شده است.
در متن كتاب، خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات قصار بدون سند آمده و در پانوشتها، گاهى كلمات مشكل توضيح داده شده است. و در پايان در ضمن فهرست منابع و مصادر، تمام آنچه در متن كتاب آمده است، به دقّت نشان داده شده است.
متن كتاب، با خطّ خوش و زيبايى نگاشته شده و چاپ و صحافى آن، زيبا و چشم نواز است. ناشر كتاب اظهار اميدوارى كرده است كه در چاپهاى آينده، كتاب را به فهرستهاى گونه گون و فنّى مزيّن كند و به ترجمه كتاب به زبان فارسى نيز دست يازد. توفيق ناشر محترم را در اين خدمت گرانقدر در پيشگاه مكتب علوى از خداوند خواهانيم.
*٧٤* الطفل، نُشوؤهُ و تربيته‌
بخش كودك و نوجوان مؤسّسه بعثت. (چاپ اوّل: تهران، مؤسسه بعثت، ١٤١٠). ٣٩٠ ص، وزيرى.
گردآورى و تبويب موضوعى احاديث، از جمله تلاشهاى سودمندى است كه بى گمان در تحليل و عرضه انديشه اسلامى سودمند تواند بود. فراهم آمدن تمام يا بخش عمده روايات يك موضوع، به پژوهشيان اين امكان را مى‌دهد كه در پرتو تحليل و بررسى مجموعه آنها و مقارنه احاديث با يكديگر، از عام و خاص، مطلق و مقيد و مجمل و مبيّن آنها اطلاع يابند و با دست يافتن به چند روايت، نظر قطعى صادر نكنند. به هر حال، كتاب مورد گفتگو از جمله اقدامهاى سودمندى است كه بخش كودك بنياد بعثت بدان همّت گماشته است. محققان، كتاب را بر اساس مجموعه‌هاى حديثى وسائل الشيعه و مستدرك الوسائل و بحارالأنوار در پانزده بخش تدوين كرده‌اند.
كتاب حاضر با عنوان طلب الوالد مى‌آغازد و با روايات مربوط به ايّام حمل ادامه مى‌يابد. برخى ديگر از بخشهاى آن بدين قرار است: آداب مربوط به ولادت، روز هفتم، نامگذارى، عقيقه، ايّام شيرخوارى، مسائل مربوط به سلامت جسمى و رشد فكرى، احاديث مربوط به پسران و دختران و چگونگى رفتار با آنها، يتيم و مسائل مربوط به آن، آموزش فرزندان و...
در ذيل روايات، نشانى آن از سه كتاب ياد شده آمده است و در پايان بخشها، بر اساس شماره روايات و ذيل عناوين، منابع اصلى روايات و اختلاف نسخه‌ها ياد گرديده است. جناب دكتر سيّد محمّدباقر حجّتى - كه در زمينه تعليم و تربيت آثار سودمندى تدوين كرده‌اند - به اين كتاب مقدمه‌اى كوتاه نگاشته‌اند و در ضمن آن از اهميّت تعليم و تربيت و چگونگى كتاب به اجمال سخن گفته‌اند.
كتاب حاضر در مجموع اثرى است سودمند و بى گمان پژوهشگران مسائل تربيتى را كارآمد خواهد بود. براى پژوهنده در مسائل تربيتى البتّه جاى اين نكته باقى است كه چه بخش از اين روايات را مى‌توان به عنوان دستور كلّى تلقّى كرد و چه بخش از آن با توجّه به چگونگى موارد ويژه‌اى صادر شده است. امّا در نگريستن و تأمّل در اين روايات، دقّت شگرف رهبران الهى را در تربيت نسلى مؤمن، انديشه‌ور، سالم و استوار، به گونه‌اى اعجاب‌انگيز نشان مى‌دهد و لزوم توجه به آن را از لحظه‌هاى آغازين شكل‌گيرى فرزند در دوران حمل فراياد مى‌آورد. قطعاً ترجمه روان و كارآمد آن براى پژوهشگران مسائل تربيتى كه احياناً از متون عربى آگاهى ندارند، سودمند است. اميد كه ناشر محترم بدان نيز همّت بگمارند و متخصّصان مؤمن و مسلمان مسائل تربيتى نيز شايسته است در آن به دقّت بنگرند و از رهنمودهاى آن بهره گيرند و با توجه به اين رهنمودها و در پرتو اين آگاهيها، با يارى‌گيرى از داده‌هاى دانش بشرى و پژوهش مقارنه‌اى، آثار كارآمدى پديد آورند.
الحقائق فى تاريخ الأسلام والفتن و الأحداث‌
حسن المصطفوى. (قم، مركز نشر الكتاب، ١٤١٠). ٤٩٥، وزيرى.
از همان روزى كه مسير خلافت پس از پيامبر در خلاف مسير تعيين شده الهى شكل گرفت، و تصريحها و نصوص روشنگر پيامبر نسبت به جايگاه بلند على(ع) در اسلام به فراموشى سپرده شد؛ افزون بر على - كه ضمن چشم پوشى از حقّ مسلّم خلافت و سكوت تلخ بيست و پنج ساله از ابلاغ حق و تبيين جايگاهش سخن مى‌گفت و مسكوت ماندن حق را روا نمى‌دانست - رهياران بيدار و همگامان استوار او نيز بارهاى بار حقّ على را بر سرِ كويها و برزنها فرياد كردند و سكوت در مقابل كتمان حق را بر نتابيدند.
بعدها و در دوران نگارش آثار و تدوين روايات، سنّت شناسان علوى در قالبهاى گونه گون به احقاق حقّ على و گزارش درست رويدادهاى تاريخى پرداختند و براى نمايش جايگاه والاى آن امام انسانيّت، آثار گرانقدرى پديد آوردند.
در سده‌هاى واپسين، دامنه اين نگارشها بگسترد و مجموعه‌هايى از اين دست، بخش عظيمى از ميراث فرهنگى ما را شكل داد. اين گونه آثار به لحاظ محتوا و نيز سبك نگارش و شيوه پرداخت و موضوع، گونه گون هستند و غالباً ابعاد بحث در اين نگاشته‌ها به تمام موضوعات تاريخى، عقيدتى، تفسيرى و... كه به گونه‌اى در جهت هدف ياد شده سودمند تواند بود، كشيده شده است. بدون هيچ گونه ترديدى توان گفت كه اگر نوشته‌هايى از اين دست آميخته با روح علمى و به انگيزه تحرّى حقيقت و به دور از لحن گزنده و پيراسته از عصبيتهاى مسلكى باشد، سودمند و كارآمد تواند بود. چرا كه - بدان گونه كه مصلحان و فرياد گران وحدت نيز تأكيد كرده‌اند - وحدت راستين نيز جز در پرتو شناخت راستين تاريخ اسلام، حوادث، و جريانهاى جارى در آن ميسّر نخواهد بود.
كتاب ياد شده از جمله آثارى است كه در اين جهت و با اين آهنگ تدوين يافته تا حقايقى از تاريخ اسلام را عرضه كند، و از چگونگى حوادث و بدعتهاى جارى در آن پرده برگيرد.
*٧٥* مؤلف بزرگوار سعى بليغى به كار بسته تا محتواى آن از گزندگى و طعن به دور باشد. از اين روى، بارها در لابلاى صفحات كتاب تنبّه داده و تصريح كرده است كه آهنگ طعن بر هيچ مسلمانى را ندارد و براى ايجاد تفرقه و تجديد جداييها و تحريك عواطف قلم نمى زند؛ بلكه مى‌كوشد تا حقايقى را روشن سازد و بر تاريكيها و ابهامها پرتوى افكند.
كتاب حاضر پس از مقدّمه‌اى در چگونگى تدوين آن، به تبيين جايگاه والاى على(ع) و فرزندانش از زبان پيامبر پرداخته است. آنگاه مفهوم «اهل البيت» بازشناسى شده و فضايل منقول درباره آنان عرضه گرديده است. سپس با عنوان «رسول اللَّه و على بن ابيطالب»، فضايل و مناقب على(ع) از گفتار پيامبر(ص) آمده است، و پس از آن، رواياتى درباره شخصيّت حضرت زهرا(س) ياد شده است. چگونگى خلافت خلفاء ثلاثه، حوادث و فتنه‌ها و بدعتهاى آن روزگاران، ماجراى جمل، صفيّن، نهروان و زمينه‌هاى اين فتنه‌ها، بخشهاى بعدى كتاب را تشكيل مى‌دهد. در فصول بعدى از فضايل و مناقب فرزندان على و ائمه طاهرى (ع) سخن رفته است و روايات مربوط به امام زمان(ع) نيز ياد شده است.
پايان بخش كتاب، مشتمل بر اشاراتى است در چگونگى احاديث، جعل و كذب در روايات، و لزوم غور در بازشناسى سره از ناسره و اهميّت و استوارى آنچه در اين كتاب آمده است.
مطالب كتاب مستند است بر منابع معتمد اهل سنّت از ميان كتابهاى حديثى، ادبى، تاريخى، تفسيرى و رجالى نگاشته شده در پنج قرن اوّل اسلام. گاهى از كتابهاى سده‌هاى واپسين نيز به عنوان تأييد و تكميل - و نه استناد - مطالبى آمده است. مؤلف غالباً پس از نقل روايات، به توضيح و تبيين آنها مى‌پردازد و در پرتو درايتى هوشمندانه، نكات ارزنده‌اى را يادآورى مى‌كند. التحرير الطاووسى‌
حسن بن شهيد ثانى. تحقيق فاضل جواهرى. (چاپ اوّل: قم، كتابخانه آيت اللَّه العظمى المرعشى النجفى، ١٤١١). ٨٥٠ ص، وزيرى.
يكى از منابع مهم رجالى، كتاب شيخ ابوعمرو، محمّد بن عمربن عبدالعزيز الكشى است كه از آن در برخى منابع به معرفة الناقلين عن الأئمةالصادقين ياد شده است. مرحوم محمّد بن الحسن (شيخ طوسى) به گزينش و پيرايش اثر ياد شده دست يازيده و كتاب معروف و بسيار مهم اختيار معرفة الرجال را سامان داده است. مرحوم سيّد احمد بن طاووس، از رجاليون، محدثين و محققين به نام قرن هشتم هجرى، متن اختيار الرجال را با گزينش و پيرايش و برخى جرح و تعديلها، با متن اصول سه گانه ديگر (فهرست و رجال شيخ و فهرست نجاشى) به اضافه متن كتاب الضعفاء از ابن الغضائرى، در كتابى گردآورده و اين مجموعه را حلّ الاشكال فى معرفة الرجال ناميده است. مرحوم شيخ حسن، فرزند برومند شهيد ثانى (معروف به صاحب معالم) اختيار الرجال گنجانيده شده در حلّ الاشكال را از مجموعه ياد شده استخراج كرده و آن را التحرير الطاووسى لكتاب الأختيار من كتاب أبى عمرو الكشى ناميده است. بدين سان، تحرير طاووسى همان اختيار است؛ با اين تفاوت كه عناوين آن بر نسق حلّ الاشكال ترتيب يافته و نه به شيوه اصل كشىّ و كتاب شيخ.
محقق محترم، كتاب را بر اساس سه نسخه و مقارنه و تطبيق با متون ديگر، مقابله و تصحيح كرده و در پانوشتهاى بسيار مفصّل و سودمند خود، افزون بر ضبط اختلاف نسخه‌ها جايگاه ياد كرد رجال را در منابع مختلف رجالى نشان داده و غالباً متن اظهار نظر رجاليون درباره رجال آورده و به مقارنه و مقايسه آراء آنان با متن كتاب پرداخته است. اين پانوشتها و توضيحات كه بسيار مفصّل و گسترده است، بهره‌رسانى كتاب را افزون ساخته است.
در پايان، محقّق سختكوش كتاب، فهرستهاى فنى و كارآمدى ترتيب داده است بدين قرار: فهرست اعلام رجال، اماكن، روايات و طبقات.
تحقيق كتاب در مجموع گسترده و سودمند و دقيق است و چاپ و صحافى آن نيز شايسته و ستودنى است. فطرت
مرتضى مطهرى. (چاپ اوّل: تهران و قم، انتشارات صدرا، ١٣٦٩). ٢٧٥ ص، رقعى.
اثر حاضر مشتمل بر سلسله بحثهايى است از استاد مطهرى كه در سالهاى ٥٥ - ٥٦ تحت عنوان فطرت ايراد گرديده است. استاد مطهرى - به روى هم - در چهار نوبت، مسأله فطرت را مورد مطالعه و بحث قرار داده است: در انجمن اسلامى پزشكان، در حوزه علميه قم، در جلساتى در تهران، و در جمع دبيران مدرسه نيكان. همچنين از وى يادداشتهايى نيز در اين زمينه باقى مانده است.
كتاب ياد شده شامل سخنرانيهاى آن مرحوم در جمع دبيران مدرسه نيكان است كه در طى ده جلسه ايراد گرديده و سپس ادامه نيافته است. ديگر سخنرانيها و يادداشتهاى استاد مطهرى درباره فطرت، در اين اثر آورده نشده و نشر آن به مجموعه آثار وى موكول شده است. بنابراين با مطالعه كتاب حاضر نيز نمى‌توان به كليّه *٧٦* نظريّات استاد مطهرى درباره فطرت دست يافت و مى‌بايست چشم انتظار انتشار مجموعه آثار بود.
در نخستين بخش كتاب، واژه فطرت كالبدشناسى شده و مفهوم آن با واژه‌هاى «صبغه» و «حنيف» مقايسه گرديده است. سپس تفاوت طبيعت و غريزه و فطرت از يكديگر نمايانده شده است. در ادامه بخش اوّل و در سراسر بخش دوّم كتاب به اثبات اين نكته پرداخته شده كه انسان داراى فطرياتى است. آنگاه فطريات انسان در «شناختها» و «خواستها» مورد مداقه قرار داده شده است. در بخش سوّم از گرايشهاى مقدّس آدمى سخن رفته و پنج پديده به عنوان فطريّات احساسى آدمى بر شمرده شده است:
١. حقيقت جويى ٢. گرايش به خير و فضيلت ٣. گرايش به جمال و زيبايى ٤. گرايش به خلاقيّت و ابداع ٥. عشق و پرستش.
در بخش بعدى كتاب به تفصيل از عشق و پرستش سخن رفته است و ضمن پژوهش در مفهوم لغوى عشق و تبيين نظريات مختلف درباره آن، نظريه حسيّون مورد سنجش قرار گرفته است. بخش بعدى كتاب عهده دار بحث از ماهيّت عشق روحانى است و ثبات و اطلاقِ اخلاق و ارزشهاى انسانى مورد تكيه و تأكيد قرار داده شده است.
بحث بعدى اين اثر به فلسفه تاريخ نزديك مى‌شود و تكامل اصالتهاى تاريخ و انواع تكامل جامعه بشرى (تكامل در رابطه انسان با طبيعت، تكامل در روابط ساختمانى اجتماع و تكامل در انسانيّت) مورد اشاره قرار گرفته شده است. جمع ثبات ارزشهاى اخلاقى و انسانى - كه در بخش پيشين اين اثر مطرح گرديده - با تكامل اصالتهاى انسانى - كه در اين بخش مطرح شده است - از معضلاتى است كه پژوهش گسترده‌اى را مى‌طلبد و در اين اثر نيز اشارات مهمّى به آن شده است.
آنچه گذشت، دورنمايى از ريزِ مباحثِ شش بخش از كتاب ياد شده است. پنج بخش بعدى كتاب (مبنا و منشأ مذهب، عشق و عبادت، فطرى بودن دين، نظريّه دوركيم و نظر قرآن درباه منشأ دين)، پژوهشى است عالمانه در «جامعه‌شناسى مذهب»، و به تعبير دقيقتر جامعه‌شناسى دين. در اين پژوهش، «تعصبهاى لامذهبى» مورد اشاره و نقد قرار گرفته شده و جهل و ترس و ديگر پديده‌هايى كه به عنوان منشأ و انگيزه پيدايى دين از جانب نظريّه پردازان غير دينى مطرح گرديده، نقض و نقد شده است.
چنين مى‌نمايد بخشهاى نخستين كتاب سابق الذكر كه درباره فطرت است، چنان تجانس و سنخيّت موضوعى با بخشهاى واپسين كتاب كه در جامعه‌شناسى دين است، نخواهد داشت. حاليا كه چنين نيست؛ زيرا فطرى بودن دين و به هم آميختگى دين و فطرت سائق آن گرديده كه بحث از فطرت به دين‌شناسى آميخته شود. و در پرتور آميختگى دين و فطرت (فطرى بودن دين و دينى بودن فطرت) است كه استاد مطهرى «اصل موضوع» جامعه‌شناسى جديد مذهب را - كه جهل و ترس و استثمار را منشأ مذهب مى‌داند - به تيغ بى دريغ نقد علمى گردن مى‌زند.
با عنايت به آنچه رفت، بخشهاى پايانى اين كتاب (جامعه‌شناسى مذهب)، دقيقاً تكمله كتاب علل گرايش به مادّيگرى است. به اين توضيح بسنده كنيم كه اساساً استاد مطهرى بحث از علل گرايش به دين را گمراه كننده و بيراهه مى‌دانسته است. زيرا «گرايش دينى نيازى به پرسش ندارد. آن، كشش فطرت است، بلكه بايد كاوش كرد كه چرا بشر گرايش به بى دينى پيدا كرد؟» (ر.ك: علل گرايش به مادّيگرى. ص ٥٨). از اين رو حضرتش به پى جويى علل گرايش به مادّيگرى پرداخت. (گذشته از اثر سابق الذكر؛ ر.ك: اصوف فلسفه و روش رئاليسم. ج ٥، ص ٩ و ١٠؛ امدادهاى غيبى در زندگى بشر. ص ١٦ - ٤٧؛ و جز ايشان، به نظريّات همگون استاد محمّدتقى شريعتى در: وحى و نبوّت در پرتو قرآن. ص ١٦١؛ تفسير نوين. ص ٤٠٤ رجوع شود.)
بنابراين مى‌نگريم كه استاد مطهرى از سويى به پژوهش در علل گرايش به مادّيگرى مى‌پردازد و از سوى ديگر در اين اثر، اصلِ موضوع جامعه‌شناسى جديد مذهب را مخدوش مى‌كند و فرضيه‌هاى اقتصادى، ترس، جهل، غريزه جنسى و... را به عنوان منشأ پيدايى دين، مورد نقض قرار مى‌دهد.
كتاب حاضر دربردارنده كلّياتى است از مباحث فطرت و اثبات فطرى بودن دين. مداقه و تأمل در آن، سودمند است و مفيد. از چشم برادر
شمس آل احمد. (چاپ اوّل: قم، انتشارات كتاب سعدى، ١٣٦٩). ٥٧٥ ص، وزيرى. مصوّر.
در پى سالها مرارت و كوشش، شمس آل احمد را توفق نصيب گشت كه زيستنامه‌اى دراز دامن و گرانسنگ از روانشاد جلال آل احمد، فرا چنگ خوانندگان و دل سپردگان آن مرحوم دهد.
«جلال آل احمد»، نامى آشنا و يادمان براى مردم ماست. وى را جلال «آل احمد» و جمال «اهل قلم» خوانده‌اند. همو كه «خسى در ميقات» شد و «كسى در ادبيات». خود - در مثلاً شرح احوالات - مى‌گفت:
در خانواده‌اى روحانى (مسلمان - شيعه) برآمده‌ام. پدر و برادر *٧٧* بزرگ و يكى از شوهر خواهرهام در مسند روحانيّت مردند. و حالا برادر زاده‌اى و يك شوهر خواهر ديگر روحانى‌اند. و اين تازه اوّل عشق است. كه الباقى خانواده‌ام همه مذهبى اند. با تك و توك استثنايى.
بارى جلال از خانواده‌اى برآمد كه همه قبيله او عالمان دين بودند و ليك يك چند از دين قبيله خود روى برتافت. آنك پا به جريانهاى فكرى و سياسى ديگر گذارد. از آنان نيز روى برتافت و سپس به جانب دين شتافت. امّا اين بار دين را «انتخاب» كرد؛ دينى آگاهانه، نجات دهنده و تعالى بخش. سهل است كه خود را در دين «خسى» كرد؛ امّا «كسى» شد.
از چشم برادر، مشتمل بر تبيين احوال و افكار و آثار آل احمد، از چشم برادر اوست. كتاب حاضر در يازده بخش سامان داده شده است و در آن از مسائل ذيل به تفصيل سخن رفته است: تولد و زادگاه جلال و شناخت پدر و نياى وى، نشو و نما، آثار و آراء سير و سلوك و فرايند انديشه‌هاى جلال، القاب، جلال در نويسندگى، پاطوقها، مزار و وصيّت، مرگ جلال، و مسائلى ديگر از اين دست.
حسّاسترين و مهم‌ترين بخش كتاب ياد شده، بخش اوّل آن است كه به چگونگى مرگ جلال آل احمد (و به ضرس قاطع مؤلف شهادت وى) اختصاص داده شده است. گو اينكه در شرح حال نگارى، نخست از تولد يك شخص و در فرجام از مرگ او سخن مى‌رود؛ امّا در اين اثر به سبب اهميّت مرگ جلال و ابهاماتى كه در اين زمينه موجود است، نخست از مرگ وى سخن رفته است. نويسنده در اين بخش كوشيده است كه براى اثبات شهادت جلال، «قرينه» و «بيّنه» نشان دهد و مسائل نگفته و نهفته را در چگونگى مرگ وى، فراچنگ پژوهندگان زندگى جلال دهد.
گرچه اثر حاضر در بيان زندگى جلال آل احمد است؛ امّا نويسنده تنها بدين اقتصار نكرده كه «درباره» وى نكاتى را بنگارد؛ بلكه مسائل فراوانى «در پيرامون» زندگى آل احمد در مطاوى اين اثر گنجانيده شده است. به ديگر بيان مى‌سزد گفت كه كتاب حاضر مشتمل بر دوره‌اى از تاريخ سياسى و فكرى ايران معاصر است. گوشه‌هايى از كارنامه نهضت روشنفكرى و جريانات سياسى را در لابلاى اين كتاب مى‌توان مورد عنايت قرار داد. اسناد و تصاوير اين اثر نيز - كه گاه يك تصوير آن از هزاران واژه گوياتر است - بر ارزش و اهميّت آن افزوده است.
آنچه گذشت، حاصل تورّقِ شتابانِ كتاب پيشين بود. در اين باره مى‌ماند نكات ديگرى كه «گفته آيد در مقام ديگرى». سعى مؤلف و ناشرِ آن مشكور باد.
معجم الأدوات والضمائر فى القرآن الكريم تكملةالمعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم‌
اسماعيل احمد عمايره و عبدالمجيد المصطفى السيد. (قم. انتشارات دارالفكر، ١٣٦٩). ٨١٤ ص، رحلى.
فنّ كشف الآيات نويسى و معجم نگارى را بايد يكى از شعبه‌هاى كارآمد علوم قرآنى تلقّى كرد كه پيشينه چندين صد ساله دارد. در اين گونه آثار، مؤلفان در پى آن بوده‌اند كه دستيابى به آيات قرآن را سهل الوصول سازند. بر اساس اظهار نظر برخى از پژوهشگران، كهنترين اين آثار، آية الآيات فرقانى است متعلق به قرن نهم و تدوين گشته به همّت شهاب الدّين احمد بن محمد مدونِ نيشابورى. (ر.ك: «آية الآيات فرقانى اوّلين كشف الآيات». نشريه دانشكده علوم معقول و منقول مشهد. ١٣٤٧، ص ٢٣٢).
در سده‌هاى واپسين، دامنه كشف الآياتها و معجمها گسترده گشته و دامنه آن از محدوده راهنماييهاى الفاظ فراتر رفته و معجمهاى موضوعى و راهنماييهاى مطالب نيز فراهم آمده است. تاريخ تطوّر اين شعبه از علوم قرآن در عهده مجال فراختر است؛ امّا اينك بايد يادآورى كرد كه در ميان معجمهاى لفظى، سودمندترين و كارآمدترين آنها، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم از محمّد فؤاد عبدالباقى است. عبدالباقى در معجم خود، اسماء صريح و افعال قرآنى را بر اساس موادّ كلمات فهرست كرده است كه بهره ورى از آن براى كسانى كه از ادبيّات عربى آگاهى ندارند، مشكل است. گو اينكه اين مشكل به همّت جناب آقاى محسن بيدارفر و با تنظيم و ترتيب آن بر اساس هيئت كلمات و با عنوان ترتيب المعجم حل شده است.
در ادامه معجم نگارى براى الفاظ قرآن كريم، كتاب مورد گفتگو را در پيش رو داريم كه مؤلفان آن را بدين گونه معرّفى كرده‌اند: «معجم الأدوات والضمائر فى القرآن الكريم تكملةالمعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم». بدين سان، كتاب ياد شده فهرست حروف و ضمائر در قرآن كريم است. مؤلفان كتاب را در دو بخش تنظيم كرده‌اند: بخش اوّل حروف و بخش دوّم ضماير. در بخش ضمائر، ابتدا ضمائر رفع، سپس نصب و آنگاه جر را آورده و ضمائر منفصل را مقدم بر متصل داشته‌اند. در ضمائر متّصل، ابتدا ضماير متّصل به اسماء آمده است و آنگاه افعال و سپس حروف. در بخش حروف، حروف مشدّد دو حرف تلقّى شده و بدين سان «أين» بر «اىّ» مقدّم شده است. حرفها و ضمائر به دقّت شماره شده‌اند و در اوّلين ياد كرد تعدا كلّ آنها در قرآن ضبط شده است. در مقابل هر كلمه، دو عدد *٧٨* وجود دارد: اوّلى نشانگر سوره و دوّمى آيه. در حروف، قسمت مهمّى از آيه آمده است و در ضمائر به كلمه همراه آنها بسنده شده است. كتاب در مجموع با دقّت و وسواس تهيّه شده و از روشمندى و زيبايى و چشم نوازى، بالاترين حد را برخوردار است. پژوهشيان قرآنى با داشتن اين دو معجم (معجم المفهرس و معجم الأدوات)، در دست يافتن به تمام الفاظ قرآن با هيچ مشكلى مواجه نخواهند بود. معجم مورد گفتگو از جهات ديگر نيز بسيار مورد استفاده و قابل توجّه است. به ويژه اديبان و استادان ادبيّات عرب در حوزه‌ها به سهولت مى‌توانند شواهد بحث را با مراجعه به اين اثر گرانقدر از كتاب الهى برگيرند و استشهاد به اشعار جاهلى آميخته با ترّهات را به يكسو نهند. الغارات‌
ابى اسحاق ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال، معروف به ابن هلال الثقفى. تحقيق و تعليق السيد عبدالزهراء الحسينى. (قم، مؤسسه دارالكتاب الأسلامى، ١٤١١). ٥٠٠ ص، وزيرى.
در ميان مجموعه‌هاى تاريخى با آثارى روبرو هستيم با عنوان الغارات. اين گونه آثار كه غالباً به قلم و همت سنّت شناسان علوى سامان يافته است، در جهت تبيين و گزارش يورشها و هجومهاى سپاهيان پلشت معاويه به مرزهاى حكومت علوى پس از ماجراى نبردهاى سه گانه است. (الذريعة. ج ١٦، ص ١). كتاب ياد شده يكى از اين آثار است كه مؤلف آن ابراهيم بن محمد ثقفى (متوفاى ٢٨٣)، از چهره‌هاى منوّر تشيع و از محدثان و مورّخان كم نظير فرهنگ اسلامى است. شرح حال نگاران و رجاليون وى را به وسعت اطّلاع، وثاقت در نقل، و استوارى در موضع ستوده‌اند و كتاب وى را يكى از آثار عديم النظير در مجموعه آثار تاريخى تلقّى كرده‌اند. مرحوم ارموى - فقيد علم و تحقيق - كه براى اوّلين بار با تلاشى شگرف از چهره كتاب ياد شده غبار گمنامى را سترده‌اند؛ درباره چگونگى آن نوشته‌اند:
اگر چه غرض اصلى از تأليف اين كتاب ذكر غارات بوده؛ ليكن چون مؤلف بسيار با اطّلاع و پرمايه بوده و در فنّ تصنيف و تأليف مهارت و تبحّر تمام داشته، در مطاوى اين كتاب و لابلاى اوراق آن مطالب بسيار ارزنده‌تر از اصل موضوع را - كه ذكر غارات مذكور باشد - گنجانده است؛ به طورى كه خواننده از آن مطالب فرعى و تبعى كه به طفيل موضوع اصلى ياد شده است، بيشتر استفاده مى‌كند. غالب اين مطالب كه مؤلف به عنوان پيش گفتار و تمهيد مقدمه و زمينه سازى براى دخول در اصل موضوع در اختيار خوانندگان گذارده در پيرامون آن است كه مختصرى از وضع حيات و چگونگى زندگانى اميرالمؤمنين(ع) و روش ادارى و سياسى و اخلاقى آن حضرت را كه درسى آموزنده و تأمين كننده سعادت جاودانى براى نوع بشر است، در دسترس خواننده بگذارد تا وى از روى بصيرت از مطالب كتاب بهره‌مند شود و بداند كه اين غارتها همانا انگيزه جهل و نادانى و وسيله حق كشى و نابود كردن عدالت و دستاوير تمايلات و أغراض نفسانى و زاييده هوى و هوس مشتى دنيا طلب بوده است تا در نتيجه ظالم و مظلوم خود به خود از همديگر جدا شده و هر يك از حق و باطل روشن و پيدا و آشكار و هويدا گردد. (الغارات. با مقدمه و حواشى و تعليقات ميرجلال الدين حسينى ارموى، ج ١، ص ج - د).
سخن از اهميت و جايگاه الغارات در اين مختصر نمى‌گنجد؛ فقط يادآورى كنيم كه اين يكى از بهترين و تنبّه آفرين‌ترين و آموزنده‌ترين منابع تاريخى است كه پاسخ بسيارى از چراهاى مربوط به زدگانى سياسى على(ع) را در اختيار مى‌نهد: چرا مردم در ابتدا آن چنان به آن حضرت روى آوردند و چرا سپس بدان سال روى برگرداندند! آن جداييها از على(ع) چرا و آن روى آوريها به معاويه چرا! هجومهاى معاويه ريشه در كجا داشت و پيروزيهايش معلول چه بود. على(ع) چگونه زندگى مى‌كرد و با اصحاب چگونه برخورد مى‌كرد. در اجراى حدود تا چه حد پيش مى‌رفت و دهها سؤال ديگر.
اين درّ ثمين نخست بار به سال ١٣٩٥ هجرى قمرى در تهران با تحقيق و تعليق و حواشى مرحوم محدث ارموى از سوى انجمن آثار ملّى در دو جلد و ١١٢٣ صفحه نشر يافت. تحقيقات مرحوم محدث بسيار گسترده و مقدمه و پاورقيهاى وى بر اصل افزون شده است. مرحوم محدث كتاب را بر اساس تنها نسخه موجود كه به قول وى بسيار مشوش بوده، تصحيح و تحقيق كرده است.
اينك محقق سختكوش جناب عبدالزهراء حسينى، مؤلف كتاب گرانقدر مصادر نهج البلاغه و اسانيده و ديگر آثار سودمند، با دستيابى به نسخه‌اى ديگر از آن در كتابخانه ظاهريّه و با توجه به چاپ مرحوم محدث به تحقيق و تصحيح كتاب دست يازيده و مجموعه آن را در يك جلد با توضيحاتى كوتاه در پانوشتها و ضبط نسخه بدلها منتشر كرده است. محقق محترم در مقدمه كتاب از مرحوم محدّث به تجليل ياد كرده و از بهره وريهاى فراوان از تحقيق وى سخن گفته است و در پايان كتاب نيز با جمله «و أقول عودا كما قلت انّى عيال على السيد المحدّث الأرموى نضراللَّه وجهه فى *٧٩* اكثر هذه التعليقات....»، منش والا و صداقت و تعهد پژوهشى خود را نشان داده است. سعيش مشكور باد. تاريخ سياسى اسلام از سال چهل تا سال صد هجرى‌
رسول جعفريان. (چاپ اوّل: تهران سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى ١٣٦٩). ٣٨٠ ص، رقعى.
نگارشهاى تاريخى درباره اسلام و مسائل مربوط به آن، و چگونگى ظهور و بروز حوادث در قرنهاى آغازين و سده‌هاى واپسين، حجم عظيمى از مجموعه‌هاى مدوّن فرهنگ اسلامى را تشكيل مى‌دهد. امّا هنوز جاى نگاشته‌هاى تحليلى و مستند، به ويژه از منظر شيعى و نگرش اسلام اصيل بسيار خالى است. مؤلّف در اين مجموعه تلاش كرده است كه به اين هدف نزديك گردد. جايگاه بلند امامان (ع) را در اين سير تاريخى به درستى ارائه دهد. پيشتر دو جلد از اين مجموعه، زير عنوان پيش در آمدى بر شناخت تاريخ اسلام و تاريخ سياسى اسلام از آغاز تا سال چهلم هجرى، منتشر شده بود. و اينك جلد سوّم آن با عنوان ياد شده در دسترس خوانندگان قرار گرفته است.
كتاب با تبيين چگونگى مردم عراق در آستانه حكومت امام حسين(ع) مى‌آغازد و با بررسى و تحليل موقعيّت امام (ع) و ماجراى صلح و وقايع پس از آن ادامه مى‌يابد.
قيام امام حسين (ع) و علل و پيامدهاى آن، قيام مختار، خيزش توّابين، موضع امام سجاد (ع) در برابر حوادث، صفحات بعدى كتاب را تشكيل داده‌اند. تبيين و توضيح جايگاه امام سجاد(ع) در هدايت امّت و بازشناسى چگونگى برخورد امام (ع) با سلطه‌هاى موجود در آن زمان، نگاهى به چرايى دعا و گستردگى آن از امام (ع)، خوارج و مواظع آنان، شكل‌گيرى عقايد سياسى حكومتى اهل سنّت در قرن اوّل هجرى، از جمله مباحثى است كه در صفحات ديگر كتاب آمده و به راستى خواندنى است.
تبيين وضعيت فرهنگى - سياسى دولت بنى مروان، نشر اسرائيليّات در پناه حكومت آنان، خلافت عمر بن عبدالعزيز و چگونگيهاى آن، بخشهاى پايانى كتاب را فرا گرفته‌اند. در پايان فهرست مآخذ كتاب به دست داده شده است.
استناد دقيق مطالب به اغلب منابع دست اوّل، و گزيده گويى و دورى از حشونگارى و دراز نويسى، از جمله ويژگيهاى قابل توجه اين كتاب است. اميد است مؤلّف محترم در سامان بخشيدن به بخشهاى بعدى آن نيز توفيق حاصل نمايند.